فهرست مطالب

تحقیقات کاربردی خاک - سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • قباد جلالی، امیر لکزیان*، علیرضا آستارایی، علی اکبر حداد مشهد ریزه، مهدی آزادوار، عیسی اسفندیارپور بروجنی صفحات 1-15

    تغییر کاربری اراضی یکی از مهم ترین فاکتورهایی بوده که ضمن اثرگذاری روی جوامع ریزجانداران خاک، نقش محوری در اکثر فرآیندهای بیوژئوشیمیایی و اکولوژیکی ایفا می کنند. به منظور بررسی تاثیر تغییر کاربری اراضی (از مراتع بوته زار به کشاورزی) روی فراوانی نسبی و ترکیب جوامع باکتریایی خاک، مطالعه ای با استفاده از روش Real-time PCR در سه کاربری اراضی (باغ، زراعی و بوته زار) در دشت جیرفت انجام شد. در هر کاربری 12 نمونه خاک سطحی از عمق 10 سانتی متری جمع آوری و برخی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آن ها اندازه گیری شدند. استخراج و خالص سازی DNA از نمونه های خاک با استفاده از کیت نوکلئواسپین سویل (NucleoSpin® Soil kit) انجام شد. با استفاده از دستگاه Real-time PCR و طبق روش منحنی استاندارد نسبی، مقایسه کمی غلظت نسبی و دمای ذوب قطعات 16S rDNA باکتریایی خاک به ترتیب برای بررسی فراوانی نسبی و ترکیب جوامع باکتریایی خاک در کاربری های اراضی مختلف انجام شد. نتایج بررسی غلظت و کیفیت DNA های استخراج شده از نمونه های خاک نشان داد که استخراج و خالص سازی DNA با استفاده از کیت نوکلئواسپین سویل مطلوب بود. نتایج آنالیز واریانس یک طرفه ناپارامتریک کروسکال والیس (در سطح آماری پنج درصد) نشان داد که کاربری اراضی روی فراوانی نسبی و ترکیب جوامع باکتریایی خاک اثر معنی دار داشت؛ به طوری که میانگین فراوانی نسبی جوامع باکتریایی خاک در کاربری باغ بیش تر و با دو کاربری دیگر تفاوت معنی دار داشت. هم چنین ترکیب جوامع باکتریایی خاک در کاربری بوته زار با دو کاربری دیگر تفاوت معنیدار داشت. به طورکلی در دشت جیرفت تغییر کاربری اراضی از بوته زار به باغ و از بوته زار به باغ و زراعی به ترتیب سبب افزایش فراوانی نسبی و تغییر معنی دار ترکیب جوامع باکتریایی خاک شده است.

    کلیدواژگان: DNA ژنومی خاک، 16S rDNA باکتریایی خاک، Real-time PCR، دشت جیرفت
  • شیلان فعله گری، محسن نائل*، جواد حمزه ئی، علی اکبر صفری سنجانی صفحات 16-30

    مطالعه شاخص های زیستی کیفیت خاک اهمیت و کاربرد زیادی در ارزیابی پایداری اکولوژیک بوم نظام های زراعی دارند. این آزمایش، با هدف بررسی تاثیر چهار ساله ی روش های مختلف خاک ورزی (بدون خاک ورزی، خاک ورزی حداقل و خاک ورزی مرسوم) در شرایط حضور و عدم حضور گیاه پوششی کلزا بر برخی شاخص های کیفیت خاک و عملکرد آفتابگردان در منطقه دستجرد همدان اجرا شد؛ آزمایش با آرایش فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تمامی ویژگی های مورد بررسی شامل کربن آلی، فراهمی فسفر، تنفس میکروبی، فعالیت آنزیم فسفاتاز، فعالیت آنزیم پروتئاز و عملکرد دانه آفتابگردان به طور معنی داری (در سطح 1 درصد) تحت تاثیر تیمارهای خاک ورزی و گیاه پوششی قرار گرفتند، برهمکنش خاک ورزی و گیاه پوششی برای کربن آلی و آنزیم فسفاتاز در سطح 1 درصد معنی دار شد، اما برای دیگر شاخص-های مورد مطالعه معنی دار نبود. در تیمار خاک ورزی حداقل+گیاه پوششی میزان کربن آلی 5/2 و تنفس میکروبی 5/1 برابر نسبت به تیمار خاک ورزی مرسوم+بدون گیاه پوششی (شاهد) افزایش داشت؛ این افزایش برای سایر شاخص ها نیز مشاهده شد (فسفر فراهم 80 درصد، فعالیت آنزیم فسفاتاز 59 درصد، آنزیم پروتئاز 84 درصد و عملکرد دانه آفتابگردان 34 درصد). بعد از تیمار خاک ورزی حداقل+گیاه پوششی، در تیمار بدون خاک ورزی+گیاه پوششی بیش ترین مقدار شاخص های کیفیت خاک و عملکرد دانه اندازه گیری شد. اعمال تیمارهای خاک ورزی حداقل و کشت گیاه پوششی کلزا موجب افزایش ذخایر مواد آلی، فعالیت زیستی خاک و عملکرد دانه آفتابگردان گردید.

    کلیدواژگان: کیفیت خاک، خاک ورزی، گیاه پوششی، فعالیت آنزیمی، تنفس میکروبی
  • کمال خسروی اقدم، حمیدرضا ممتاز*، فرخ اسدزاده صفحات 31-43
    فرسایش پذیری خاک، خصوصیتی پویاست که با زمان، رطوبت خاک، شخم، فعالیت حیوانات و فاکتورهای شیمیایی و زیستی تغییر می کند، در نتیجه افزایش آن، تهدیدی عمده برای پایداری و ظرفیت تولید زمین های کشاورزی محسوب می شود. این عامل که در مدل USLE به صورت فاکتور K یا عامل فرسایش پذیری نشان داده می شود پارامتری اثرگذار در فرسایش آبی است و تابعی از توزیع اندازه ذرات، ماده آلی، ساختمان و نفوذپذیری است. در پژوهش حاضر توزیع مکانی مقادیر فاکتور فرسایش پذیری مدل USLE، در بخشی از حوزه آبخیز نازلو چای ارومیه با استفاده از زمین آمار مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور نمونه برداری از خاک با فواصل منظم یک کیلومتری و در 64 نقطه انجام و بر اساس رابطه K در مدل USLE، مقدار آن محاسبه شد. نتایج نشان دادکه مقدار عامل K در محدوده 079/0 - 029/0 تن ساعت بر مگا ژول میلی متر متغیر است. تغییرات مکانی فاکتور K از مدل نمایی تبعیت نموده و استحکام فضایی متوسطی دارد. خاک های منطقه از نظر فرسایش پذیری در کلاس های فرسایش پذیری کم و خیلی کم قرار دارند. مقادیر کمی فرسایش پذیری در کلاس های شیب مختلف متفاوت بوده و حداکثر آن در کلاس شیب 5 تا 8 درصد که مربوط به کاربری دیم می باشند مشاهده شد. همچنین مقادیر K در گروه های هیدرولوژیکی مختلف، متفاوت بوده و در گروه A کمترین مقدار و در گروه D بیشترین مقدار آن مشاهده شد. به نظر می رسد که مدیریت ناصحیح خاک در اراضی شیب دار و دیم، یکی از عوامل اصلی تخریب خاک و در نتیجه افزایش عامل فرسایش پذیری می باشد.
    کلیدواژگان: زمین آمار، فرسایش خاک، گروه های هیدرولوژیکی خاک، پهنه بندی
  • فائزه السادات طریقت، یحیی کوچ*، سید محسن حسینی صفحات 44-53
    کرم های خاکی به عنوان مهم ترین مهندسین اکوسیستم خاک های جنگلی قلمداد می شوند. پژوهش حاضر جهت بررسی واکنش گروه های کرم های خاکی (اپی ژئیک، آنسئیک و اندوژئیک) در لایه سطحی خاک به تغییرپذیری مشخصه های اکولوژیکی (کربن لاشبرگ، نیتروژن لاشبرگ، نسبت C/N لاشبرگ، کربن خاک، نیتروژن خاک، نسبت C/N خاک، محتوی رطوبت و pH) پارک جنگلی نور صورت گرفت. جهت انجام تحقیق حاضر، چهار گونه توسکا قشلاقی، سفیدپلت، اوجا و انجیلی انتخاب و نمونه برداری لاشبرگ و خاک در زیر تاج درخت در میکروقطعه نمونه (30 × 30 و عمق 15 سانتی متری) انجام پذیرفت. همزمان با نمونه برداری، کرم های خاکی بصورت جداگانه، کامل و به روش دست چین کردن از خاک جدا شده و زیتوده هر یک در محیط آزمایشگاه اندازه گیری شد. مطابق با نتایج، خاک تحتانی گونه توسکا، بیش ترین فراوانی (3/0 تعداد در متر مربع) و زیتوده (سه میلی گرم در متر مربع) اپی ژئیک ها و بیش ترین فراوانی (4/1 تعداد در متر مربع) و زیتوده (14 میلی گرم در متر مربع) اندوژئیک ها را به خود اختصاص داده بود. در خاک تحتانی گونه انجیلی، کرم-های خاکی اپی ژوئیک و اندوژئیک مشاهده نشد. همچنین، کمترین حضور (5/0 تعداد در متر مربع) و زیتوده (5/0 میلی-گرم در متر مربع) آنسئیک ها در خاک تحتانی گونه انجیلی مشاهده شد. نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر مثبت گونه درختی توسکا قشلاقی، بواسطه محتوی نیتروژن زیاد لاشبرگ، بر شاخص بیولوژیکی کیفیت خاک بوده که می تواند جهت احیای مناطق تخریب یافته سطوح شمالی کشور مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: لاشبرگ، خاک، نسبت کربن به نیتروژن، رطوبت، pH
  • پیمان شاکر شهماربیگلو، حبیب خداوردیلو*، حمیدرضا ممتاز صفحات 54-69

    هدایت هیدرولیکی نزدیک اشباع (Ks) خاک از ویژگی های کلیدی برای اهداف مختلف از جمله شبیه سازی فرایندهای هیدرولوژیکی، تعیین تابع هدایت هیدرولیکی غیراشباع خاک و مدل سازی جریان آب و انتقال املاح است. چون Ks یک ویژگی وابسته به ساختمان خاک است، برای به حداقل رساندن دست خوردگی حجم خاک نمونه برداری شده معمولا از روش های اندازه-گیری صحرایی استفاده می شود. به دلیل تغییرپذیری بالای مکانی- زمانی Ks، اندازه گیری های (تکرار) زیادی لازم است؛ بنابراین روش مورد استفاده، همانند روش بار افتان ساده سازی شده (SFH)، بایستی به اندازه کافی سریع و ساده باشد. همچنین می توان از توابع انتقالی خاک (PTFs) برای برآورد غیرمستقیم Ks از طریق دیگر ویژگی های خاک بهره برد. هدف از این پژوهش، آزمودن ورودی های جدید برای برآورد Ks خاک در خاک های متاثر از نمک حاشیه دریاچه ارومیه بود. از استوانه ای با قطر 32 سانتی متر برای اندازه گیری Ks با روش SFH در خاک هایی با سطوح مختلف شوری (هدایت الکتریکی عصاره اشباع، dS/m 95-1/0ECe =) سدیم (درصد سدیم تبادلی، %80-4ESP =) استفاده شد. در کل 190 نمونه با روش SFH اندازه گیری شد و از همسایگی نزدیک هر نقطه، تعدادی نمونه خاک دست نخورده (با استوانه ای به قطر 5 سانتی متر و ارتفاع 5 سانتی متر) و دست خورده به صورت تصادفی از خاک سطحی جمع آوری و ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آن ها تعیین شدند. خاک های مورد مطالعه عمدتا دارای Ks متوسط (تقریبا 40 درصد از خا ک ها) تا نسبتا تند (تقریبا 48 درصد) بودند. تجزیه همبستگی و رگرسیون گام به گام نشان داد که Ks با جرم ویژه ظاهری (b) (205/0- r =)، شاخص سله بندی (Ic) (180/0- r =) و درجه تراکم خاک (SDC) (206/0- r =) همبستگی منفی (01/0P≤) و با شاخص پایداری ساختمان خاک (SSI) (184/0r =) و میانگین هندسی قطر خاکدانه ها (GMD) (157/0r =) همبستگی مثبت (05/0P≤) داشت. افزون بر این، Ks با ECe و ESP خاک ارتباطی منفی داشت.

    کلیدواژگان: بار افتان ساده سازی شده، تغییرپذیری مکانی، توابع انتقالی خاک، هدایت هیدرولیکی خاک
  • احمد بایبوردی*، حامد رضایی، حسن منیری فر، نسرین حاجی حسنی، پریسا زرگری پور، صدقعلی زمانی، رسول احمدی عدلی صفحات 70-83

    به منظور بررسی میزان عناصر و فلزات سنگین در آب ها و مناطق در گیاهان مختلف، آزمایشی دوساله طی سال های 1393 و 1394 به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. عامل اول شامل دو سطح آب (آب چاه و فاضلاب) و عامل دوم شامل سه منطقه (تبریز، مراغه و بناب) و عامل سوم شامل سه گیاه (پیاز، گوجه فرنگی و یونجه) بود. 36 تیمار در سه تکرار طی دو سال موردبررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین آب های موردمطالعه ازنظر میزان عنصر اختلاف معنی داری وجود دارد. ولی بین اثر متقابل سال و آب ها اختلاف معنی داری مشاهده نشد. نتایج نشان داد که ازنظر غلظت عناصر در بین گیاهان موردمطالعه و ازنظر اثر متقابل سال در گیاه در اکثر صفات موردمطالعه اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین ازنظر غلظت عناصر موردمطالعه در بین مناطق موردمطالعه و همچنین اثر متقابل سال در منطقه در اکثر صفات موردمطالعه اختلاف معنی داری مشاهده گردید. نتایج مقایسات میانگین به روش دانکن نشان داد که ازنظر تیمار آب ها، آب فاضلاب، ازنظر تیمار گیاه، گیاه پیاز و ازنظر منطقه شهر بناب بیشترین غلظت عناصر سنگین را داشتند. نتایج همبستگی متغیرها نشان داد که بین عملکرد و فلزات سنگین همبستگی منفی و معنی داری وجود داشت. کلمات کلیدی:آب فاضلاب، فلزات سنگین، عملکرد

    کلیدواژگان: آب فاضلاب، فلزات سنگین، عملکرد
  • علی رضا واعظی*، شکوه کریمی، مجید فرومدی صفحات 83-94
    فرسایش پاشمانی از اشکال اصلی و مهم فرسایش آبی است. پاشمان ذرات خاک می تواند تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله باران پیشین قرار بگیرد. تاکنون پژوهشی در زمینه علل تاثیر باران پیشین بر مقدار فرسایش پاشمانی در باران بعدی انجام نگرفته است. این پژوهش به منظور بررسی اثر باران پیشین بر پاشمان ذرات در خاک مارنی انجام گرفت. برای این منظور خاک دانه های با قطر 6 تا 8 میلی متری از یک خاک مارنی تحت آیش در غرب زنجان در سال 1395 جمع آوری شد. خاک دانه ها در 24 جعبه پلاستیکی به ابعاد 40 ×30 سانتی متر و عمق 10 سانتی متر برای بررسی اثر هشت تداوم باران در سه تکرار ریخته شدند. باران شبیه سازی شده با تداوم صفر، 7، 14، 21، 28، 35، 42 و 49 دقیقه به نمونه های خاک اعمال گردید. تخریب خاکدانه و محتوای رطوبتی خاک در نمونه های خاک پس از یک روز اندازه گیری شدند. پس از یک روز، جعبه های خاک تحت باران یکسان با شدت ثابت 40 میلی متر بر ساعت به مدت 15 دقیقه قرار گرفتند. فرسایش پاشمانی با اندازه گیری جرم ذرات پاشمان یافته در واحد سطح جعبه به دست آمد. بر اساس نتایج، تداوم باران پیشین اثری معنی دار بر تخریب خاک دانه ها و افزایش محتوای رطوبتی خاک داشت. بیش ترین شدت تخریب خاک دانه (72/21 درصد) و بالاترین محتوای رطوبتی خاک (08/29 درصد) در طولانی ترین تداوم باران (49 دقیقه) حاصل شد. میزان فرسایش پاشمانی در رخ داد باران بعدی تحت تاثیر دو متغیر تخریب خاک دانه (05/0>P) و محتوای رطوبتی خاک (01/0>P) ناشی از باران پیشین قرار گرفتند. تجزیه رگرسیونی چندگانه خطی نشان داد که از بین این دو متغیر، رطوبت پیشین خاک مهم ترین عامل تعیین کننده تغییرات فرسایش پاشمانی در رخ داد باران بعدی می باشد (01/0>P و 83/0=R2). مقدار فرسایش پاشمانی در هر رخ داد باران را می توان با اطمینان با استفاده از تعیین رطوبت پیشین خاک برآورد کرد.
    کلیدواژگان: پاشمان ذرات، تخریب خاک دانه، تداوم بارندگی، محتوای رطوبتی خاک
  • مسلم ثروتی*، حسین بیرامی صفحات 95-107
    اصلاح الکتروسینتیکی خاک یکی از روش های ابتکاری جهت آلودگی زدایی از خاک های آلوده به فلزات سنگین است. با این حال، استفاده از روش مذکور در شرایط مزرعه ای در خاک هایی با قدرت جذب بالا برای فلزات سنگین، نیاز به مطالعه بیشتر دارد. در این پژوهش اصلاح خاک لوم که به صورت مصنوعی با سرب (Pb) آلوده شده بود، به روش الکتروسینتیک در سه عمق صفر، 15 و 30 سانتی متری در شرایط مزرعه ای در کرت های آزمایشی مورد بررسی قرار گرفت. خاک مورد نظر پس از آلوده شدن توسط محلول نیترات سرب (1 گرم در لیتر)، دارای غلظت بالایی از سرب (5/109، 1/102 و 3/87 میلی گرم بر کیلوگرم به ترتیب در سه عمق صفر، 15 و 30 سانتی متری) بود. آزمایش ها با اعمال شیب ولتاژ یک ولت بر سانتی متر در دوره زمانی 10 روز در شرایط اشباع در مزرعه ای در اطراف شهرستان تبریز در شمال غرب ایران انجام گردید. در این تحقیق اثر نوع محلول های الکترولیت (آب مقطر و اسید استیک 005/0 مولار) بر کارایی حذف الکتروسینتیکی Pb بررسی شد. نتایج نشان داد که نوع محلول الکترولیت بر روی کارایی حذف Pb موثر می باشد. بعد از اعمال جریان الکتریکی به مدت 10 روز، میانگین درصد حذف سرب در تیمار آب مقطر در عمق های صفر، 15 و 30 سانتی متر به ترتیب به 15/18، 05/18 و 85/20 درصد رسید. میانگین مقدار حذف Pb از خاک در تیمار اسید استیک در سه عمق مذکور به ترتیب برابر با 0/22، 55/21 و 05/24 درصد بود که نشان دهنده افزایش 85/3، 5/3 و 2/3 درصدی کارایی حذف نسبت به تیمار آب مقطر بود. مقدار بالای آهک (% 1/20) در خاک مورد نظر مانع افزایش قابل توجه کارایی حذف در تیمار اسید استیک شد. همچنین بررسی تغییرات pH در طول کرت های آزمایشی نشان دهنده روند افزایشی pH از آند به سمت کاتد بود. در تیمار اسید استیک کاهش pH بیشتری در سمت آند مشاهده شد.
    کلیدواژگان: آلودگی زدایی، آهک، الکترولیت، دشت تبریز، فلزات سنگین
  • رعنا خالقی، جواد بهمنش*، نسرین آزاد صفحات 108-121

    پایش و مدیریت شوری، یکی از مهم ترین مسائل کشاورزی به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک است. به منظور دستیابی به این هدف، بهره گیری از ابزارهای نوین مانند سنجش از دور و GIS اجتناب ناپذیر است. بررسی روابط بین پارامترهای مختلف خاک با داده های ماهواره ای، گامی موثر در پیش بینی هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک است. در این پژوهش با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره بر اساس روابط بین مولفه های توپوگرافیک با شاخص های استخراج شده از تصاویر ماهواره ای سنجنده لندست 8، پیش بینی هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در دشت ارومیه مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور ابتدا از عمق 0-30 سانتی متری خاک سطحی،40 نمونه در منطقه مطالعاتی برداشت و در آزمایشگاه مقادیر EC مربوط به هر نمونه اندازه گیری گردید. پس از انجام پردازش های لازم بر روی تصاویر ماهواره ای، با تعیین نقاط زمینی بر روی تصاویر، ارزش پیکسل های نظیر نقاط زمینی در باندهای مختلف استخراج گردید. در این پژوهش، داده ها به دو سری تقسیم شدند؛ سری آموزشی (80% داده ها)، سری ارزیابی (20% داده ها). رابطه بین داده های ماهواره ای و نتایج حاصل از آزمایش-های خاک منطقه با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره خطی استخراج و دقت مدل با استفاده از فاکتورهایی نظیر خطای معیار برآورد، ضریب تعیین تعدیل شده، ضریب دوربین-واتسون و ضریب همبستگی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش بیان گر ارائه مدلی با ضریب همبستگی 3/70 درصد، خطای معیار برآورد 03/10 درصد، ضریب تعیین تعدیل شده 8/61 درصد و ضریب دوربین-واتسون 709/1 می باشد. در نهایت مدل بر روی داده های آزمون اعمال و برای ارزیابی از مقادیر پارامترهای RMSE، GMER و R2 استفاده شد که به ترتیب برابر 354/0، 867/0 و 82/63 % محاسبه گردیدند، که نتایج نشان از کارآیی و دقت خوب مدل در پیش بینی می باشد.

    کلیدواژگان: هدایت الکتریکی خاک، سنجش از دور، مولفه های توپوگرافیک، داده های ماهواره ای، پارامترهای آماری
  • سجاد رحیمی مقدم*، فرهاد نوری نجفی، حامد عینی نرگسه صفحات 122-131
    به منظور ارزیابی تاثیر قارچ میکوریز آربوسکولار بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی ذرت در سطوح مختلف کود فسفات، آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه ی تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل استفاده از زادمایه میکوریزی گلوموس موسه (تلقیح و عدم تلقیح) و چهار سطح کود شیمیایی فسفات (شاهد، 13، 26 و 39 کیلوگرم فسفر در هکتار) بود. نتایج نشان داد بیشترین مقدار زیست توده خشک و تر به ترتیب با مقدارهای 47/172 و 08/224 گرم تک بوته مربوط به تلقیح میکوریز در سطح 39 کیلوگرم فسفر در هکتار بود. همچنین کمترین مقدار زیست توده خشک و تر به ترتیب با مقدارهای 95 و 74/120 گرم تک بوته مربوط به عدم تلقیح میکوریز در سطح شاهد کود فسفر بود. بیشترین مقدار طول، وزن و تعداد بلال به ترتیب با مقدارهای 22/23 سانتی متر، 32/116 گرم و 25/4 عدد مربوط به تلقیح میکوریز در سطح 39 کیلوگرم فسفر در هکتار بود. به طور کلی نتایج نشان داد که تیمار 39 کیلوگرم فسفر در هکتار در شرایط عدم تلقیح نه تنها نسبت به تیمار 26 کیلوگرم فسفر در هکتار در شرایط تلقیح از لحاظ صفات زیست توده خشک و تر برتری ندارد بلکه از آن کمتر می باشد. در نهایت نتایج مشخص کرد که استفاده از قارچ میکوریز آربوسکولار باعث افزایش زیست توده، کلروفیل و غلظت فسفر برگ همراه با بهبود صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک ذرت می شود. همچنین تلقیح با قارچ، افزایش جذب فسفر و عملکرد گیاه به ازای مقدار کمتری از کود فسفات را در پی داشت.
    کلیدواژگان: ارتفاع ساقه، زیست توده، فسفر، کلروفیل، وزن بلال
  • مستانه رحیمی مشکله، حسن رمضانپور*، نفیسه یغمائیان مهابادی، مهدی نوروزی صفحات 132-147
    خاک های گچی و آهکی بخش مهمی از خاک های مناطق خشک و نیمه خشک جنوب استان گیلان را شامل می شود. این مطالعه به منظور بررسی اشکال گچ و آهک در خاک های اراضی تپه ماهوری منطقه علی آباد استان گیلان توسط مقاطع نازک میکروسکوپی خاک انجام شد. نمونه برداری خاک به صورت کلوخه دست نخورده هوا خشک از مواد مادری گچی- نمکی و آهکی، با سه تکرار از دو موقعیت شیب (شیب پشتی و پای شیب) و عمق سطحی (20-0 سانتی متر) و زیرسطحی (40-20 سانتی متر) انجام گرفت. نتایج نشان داد که خاک های گچی- نمکی کلاس بافتی سنگین تری در مقایسه با خاک های آهکی داشتند. نتایج میکرومورفولوژی نشان داد که تعداد حفرات کانال و محفظه و فضولات حیوانی در خاک های آهکی بیشتر است که به علت وجود حفرات درشت تر و فعالیت بیولوژیکی بیشتر است. عوارض میکرومورفولوژی در خاک های گچی- نمکی شامل اشکال صفحات در هم قفل شده گچ، بلورهای عدسی شکل، پندانت گچی، پرشدگی گچ به صورت متراکم کامل و غیرکامل و غیرپیوسته پراکنده در حفرات و هایپوکوتینگ آهن و منگنز و در خاک های آهکی شامل فضولات جانوری، نودول آهن هالو ، قطعات سنگی (لیتوریلیکت)، ندول آهک میکریتیک، مخلوط گچ و آهک به صورت پندانت و انواع اشکال پدوژنیک کلسیت به صورت ستونی، خوشه ای، سوزنی و اسپاریتیک می باشد. بخش ریز در هر دو خاک عمدتا دارای بی فابریک کریستالیتیک و گاهی استیپل اسپکلت و نامشخص (ایزوتیک) می باشد. شاخص تکاملی میکروموفولوژی خاک (مسیکا) نیز نشان داد که هر دو نوع خاک دارای تکامل ضعیف بودند. نتایج کانی شناسی رس نشان داد که کانی های غالب در دو ماده مادری کلریت، ایلیت، ورمیکولیت، اسمکتیت و کانی های مخلوط می باشد. همچنین حضور کانی پالی گورسکایت در خاک های گچی- نمکی از موارد اختلاف بین این دو خاک است.
    کلیدواژگان: بی فابریک کریستالیتیک، پالی گورسکایت، پندانت گچی، شاخص مسیکا، نودول میکریتیک
  • محسن برین*، میرحسن رسولی صدقیانی، ساناز اشرفی سعیدلو، فاطمه شکوری صفحات 148-165
    در این مطالعه، به منظور بررسی تاثیر شوری بر عملکرد، شاخص های کارآیی فسفر و غلظت برخی از عناصر در ماده خشک ریشه و اندام هوایی گیاه ذرت (Zea mays L.) و نیز ارزیابی کارآیی ریزجانداران حل کننده فسفات و میکوریزها در تعدیل اثرات تنش شوری بر گیاه، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در شرایط گلخانه ای اجرا گردید. فاکتور اول شامل شوری در 2 سطح (بدون شوری (شاهد) و با شوری 5/4 دسی زیمنس بر متر) و فاکتور دوم تلقیح میکروبی با 7 سطح مختلف شامل شاهد (بدون تلقیح)، تغذیه با فسفر محلول (KH2PO4)، تلقیح میکوریزی (M, Glomus)، تلقیح باکتری های حل کننده فسفات ((PSB, Pseudomonas fluorescent ، تلقیح قارچ های حل کننده فسفات PSF, Aspergillus niger))، تلقیح تلفیقی میکوریز و باکتری (MB) و تلقیح تلفیقی میکوریز و قارچ (MF) بود. در پایان دوره رشد، برخی شاخص های رشد گیاه و غلظت عناصر غذایی در اندام هوایی گیاه اندازه گیری شده و شاخص های کارآیی فسفر محاسبه گردید. نتایج حاکی از تاثیر معنی دار سطوح شوری بر تمام صفات اندازه گیری شده غیر از غلظت روی بود. بیشترین مقادیر ارتفاع اندام هوایی (89/78 سانتی متر) و قطر ساقه (02/1سانتی متر) در تیمار فسفر محلول مشاهده گردید. هم چنین نتایج، افزایش معنی دار در مقدار فسفر، آهن، روی، مس، منگنز، ارتفاع اندام هوایی و قطر ساقه را در گیاهان تلقیح شده با میکوریز و باکتری و نیز در شرایط تلقیح توام میکوریز-ریزجانداران حل کننده فسفات در مقایسه با گیاهان شاهد بدون تلقیح، نشان داد. تلقیح با تیمارهای میکوریز و باکتری، ارتفاع اندام هوایی را به ترتیب 90/1و 20/1 برابر نسبت به شاهد افزایش دادند. هم چنین تیمارهای تلقیح قارچی و میکوریزی، مقدار روی اندام هوایی را به ترتیب 98/40 و 65/85 درصد در مقایسه با تیمار شاهد افزایش دادند. چنین استنباط می شود که تلقیح میکروبی از طریق تاثیر بر جذب عناصر غذایی، مقاومت گیاه ذرت را در شرایط وجود تنش شوری افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: تلقیح میکروبی، فسفر کارآیی، عناصر غذایی، شوری، ذرت
  • شایان شریعتی*، حسینعلی علیخانی، شهاب شریعتی صفحات 165-176

    هزینه بالای تولید کودهای شیمیایی و ایجاد آلودگی های زیست محیطی ناشی از مصرف این کودها، استفاده از منابع دیگر به ویژه کودهای زیستی را ضروری می سازد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کود زیستی باکتری حل کننده فسفات و محرک رشد گیاه سودوموناس فلوئورسنس بر پایه حامل های مختلف آلی و معدنی شامل ورمی کمپوست، پرلیت و خاک فسفات و چهار فرمولاسیون از این مواد، بر روی شاخص های رشد گیاه گندم بوده است. آزمایش در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی و با چهار تکرار، 7 تیمار زادمایه، 2 تیمار کودی سوپرفسفات ساده و تریپل و شاهد صورت گرفت. نتایج نشان داد اگرچه در مورد صفات سبزینگی، ارتفاع، فسفر اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، تیمار سوپرفسفات تریپل و ساده بهتر بوده ولی تفاوت معنی-داری با زادمایه های حاوی ورمی کمپوست نداشتند (P>0.05). در مورد صفات روی و آهن اندام هوایی زادمایه ورمی کمپوست بیشترین مقدار را دارا بوده و در مورد صفت روی اندام هوایی تفاوت معنی داری با تیمارهای کودی و شاهد داشت (P

    کلیدواژگان: حامل، سوپرفسفات تریپل، کود زیستی، ورمی کمپوست
  • کاظم نصرتی*، میلاد رستمی، مصطفی امینی صفحات 177-186
    فرسایش خاک یکی از مخاطراتی است که به طور تدریجی با اثرات محلی و برون محلی خود، باعث افت کیفیت خاک، تخریب اراضی، آلودگی آب های سطحی، کاهش ظرفیت مخازن سدها و در نهایت تهدید امنیت غذایی بشر می شود. در مقایسه با انواع مختلف فرسایش، هدررفت خاک ناشی از محصولات کشاورزی کم تر مورد توجه محققان قرار گرفته است. بدین ترتیب هدف از این مطالعه برآورد هدررفت خاک ناشی از برداشت محصول سیب زمینی در دشت قروه و دهگلان، کردستان می باشد. به این منظور، تعداد بیست نمونه سیب زمینی با وزن 5 کیلوگرم از اراضی دیم و کشت آبی در منطقه مورد مطالعه برداشت شد. در آزمایشگاه پس از شست و شوی نمونه ها مخلوط آب و خاک از کاغذ صافی عبور داده شد و خاک باقیمانده روی کاعذ صافی خشک و مقدار هدررفت خاک تعیین شد. نتایج نشان داد میزان هدررفت خاک نمونه ها حدود 4/13 الی 4/40 گرم بر کیلوگرم می باشد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین مقدار هدررفت خاک از کاربری با کشت دیم و کشت آبی در سطح 95 درصد تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای نمایانگر ارتباط ضعیف بین نمونه های برداشت شده از کاربری های مختلف بود. میزان هدررفت خاک برآورد شده از 4/80490 هکتار در 10 سال گذشته برابر با 52/72374 تن بود که به طور میانگین 7237 تن در هر سال است. همچنین میانگین هدررفت خاک ناشی از برداشت سیب زمینی از 66/0 تا 14/1 تن بر هکتار بر محصول برداشت شده متغیر است. نتایج این مطالعه اثبات می نماید که هدررفت خاک در اثر برداشت محصولات می تواند از نظر کمی در ردیف هدررفت خاک در اثر فرآیند فرسایش آبی قلمداد گردد که لازم است مورد توجه محققان و برنامه ریزان عرصه کنترل فرسایش و حفاظت خاک قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فرسایش خاک، امنیت غذایی، فرسایش ناشی از برداشت محصولات کشاورزی، اراضی دیم و کشت آبی، تحلیل آماری
  • عبدالغفور قلی زاده، علیرضا کریمی*، رضا خراسانی، فرهاد خرمالی صفحات 187-202

    مقدار پتاسیم در برگ توتون تاثیر زیادی بر کیفیت برگ توتون داشته و یکی از مهم ترین شاخص ها در تعیین کیفیت برگ توتون است. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط شکل های مختلف پتاسیم (محلول، تبادلی، غیرتبادلی، ساختمانی و عصاره گیری شده با تیزاب سلطانی) با ویژگی های کمی و کیفی توتون انجام گرفت. تعداد 19 نمونه خاک سطحی از مناطق توتون کاری استان های گلستان، مازندران و گیلان تهیه شد. ویژگی های فیزیکی و شیمیایی و شکل های مختلف پتاسیم اندازه گیری شد. به منظور بررسی جذب پتاسیم توسط توتون، آزمایش گلدانی در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار برای خاک های مختلف بدون مصرف کود پتاسیم انجام شد. نتایج نشان داد که کم ترین مقادیر شکل های پتاسیم در خاک های استان گیلان (به جز پتاسیم تبادلی) و بیش ترین مقادیر در خاک های استان مازندران مشاهده شد. تاثیر نوع خاک بر ویژگی های ریخت شناسی و شیمیایی توتون در سطح یک درصد معنی دار بود. پتاسیم محلول و تبادلی بیش ترین همبستگی را با ویژگی های ریخت شناسی و شیمیایی توتون نشان دادند. میزان و نسبت پتاسیم محلول به پتاسیم کل (برحسب درصد) در سطح یک درصد و پتاسیم تبادلی در سطح پنج درصدبا درصد پتاسیم در توتون همبستگی نسبتا قوی داشت. همچنین، چون میزان شکل های مختلف پتاسیم (بویژه محلول و تبادلی) بیانگر علت تغییرات پتاسیم در گیاه توتون نبود، لذا پیشنهاد می شود نسبت پتاسیم محلول و تبادلی (بر حسب درصد) برای انجام توصیه کودی دقیق تر پتاسیم استفاده شود.

    کلیدواژگان: شکل های پتاسیم، کیفیت توتون، پتاسیم برگ
|
  • Ghobad Jalali, Amir Lakzian *, Alireza Astaraei, Aliakbar Haddad Mashadrizeh, Mehdi Azadvar, Eisa Esfandiarpour Pages 1-15

    Land-use change is one of the most important factors influencing soil microbial communities, which play a pivotal role in most biogeochemical and ecological processes. In order to determine the effect of land use on the relative abundance and composition of soil bacterial communities by using Real-time PCR, a study was carried out in three different land uses (orchard land, farmland and shrubland) in Jiroft plain, Iran. 12 surface soil samples were collected from each land use and some soil physicochemical properties were measured. The NucleoSpin® Soil kit was used for extraction and purification of DNA from soil samples. Quantitative comparison of the concentration and melting temperature of 16S rDNA amplicons, respectively, for assessment of the relative abundance and composition of soil bacterial communities in different land uses were performed by using Real-time PCR system and based on the relative standard curve method. The results related to the concentration and quality of soil DNA indicated that extraction of DNA from soil samples by using NucleoSpin® Soil kit was favorable. As the results of Kruskal-Wallis nonparametric ANOVA showed, land use had significant effect on the relative abundance and composition of soil bacterial communities at the level of 5%. Means comparison showed that the relative abundance of soil bacterial communities in orchard land use was higher than that of two other land uses. Furthermore, the composition of soil bacterial communities in orchard and farm land uses was significantly different from shrub one. It can be concluded that land-use changes in Jiroft plain from shrubland to orchard land, and from shrubland to orchard land and farmland have caused an increase in the relative abundance as well as a significant change in the composition of soil bacterial communities, respectively.

    Keywords: genomic DNA from soil, soil bacterial 16S rDNA, Real-time PCR, Jiroft plain
  • Shilan Felegary, Javad Hamzei, Ali Akbar Safari Sinegani, Mohsen Nael * Pages 16-30

    Assessing biological indicators of soil quality is crucial to evaluation of ecological sustainability of agroecosystem. This study aimed at assessing the effects of four years of different tillage practices (no tillage, minimum tillage and conventional tillage) with and without canola cover crop on selected biological indicators of soil quality and sunflower yield in Dastjerd, Hamedan; A randomized complete block design with factorial arrangement and three replications was conducted. All the measured properties, including soil organic carbon, available P, basal microbial respiration, protease and phosphatase activity and sunflower seed yield were significantly (P

    Keywords: soil quality, Tillage, Cover crop, Enzyme activity, Microbial respiration
  • Hamid Reza Momtaz *, Farrokh Asadzadeh Pages 31-43
    Soil erodibility is a dynamic aspect that varies over time and with plough, animal’s activities and biochemical factors resulting in a major environmental threat to the sustainability and productive capacity of agricultural areas. In Universal Soil Loss Equation (USLE), soil erodibility factor (K-factor), as an effective parameter in water erosion is a function of particle size distribution, organic matter, structure and permeability. In the present study, the spatial distribution of the amount of K-factor was investigated in the Nazlou Chai Watershed in Urmia, West Azerbaijan using geostatistics. Then soil samples were taken from 1 km by 1 km square grid over 64 location, and the amount of K-factor was calculated in the USLE model. The results showed that K-factor was ranged from 0.029 to 0.079 (T h MJ-1 mm -1). The spatial variation of K-factor was best fit to the exponential model and showed a moderate spatial structure. The studied soils were categorized in low and very low erodibility classes. The quantitative amounts of erodibility were categorized based on slope classes and the highest value observed for 5-8% slope that belongs to dry farming land use. Also K-factor showed various values in different hydrological groups, where group A showed the least and group D showed the highest amount. It seems that inappropriate soil management in both hilly areas and dry farming lands is one of the main causes of soil damage and an increase of soil erodibility.
    Keywords: Geostatistics, Soil Erosion, Soil Hydrological Groups, Mapping
  • Faeze Sadat Tarighat, Yahya Kooch * Pages 44-53
    AbstractEarthworms are as the most important soil forest ecosystem engineers. Present research was considered to study the reaction of earthworm group's (epigeic, anecic and endogeic) in topsoil to variability of ecological characters (litter C, litter N, litter C/N, soil C, soil N, soil C/N, and pH and moisture) in Noor Forest Park. Litter and soil samples were taken, with microplots of 30×30×15 cm, under tree canopy of Alnus glotinusa, Ulmus glabra, Popolus caspica and Parrotia persica species. Earthworms were collected during soil sampling, washed in water and weighed. Biomass was defined as the weight of the worms after drying at the labratory. Results showed that the soil under Alnus glotinusa has high abundance and biomass of epigeic (0.3 n/m2 amd 3 g/m2 respectively) and endogeic (1.4 n/m2 and 14 mg/m2 respectively). Whereas any epigeic and endogeic were not found under Parrotia persica. The least density and biomass (0.5 n/m2 and 0.5 mg/m2 respectively) of anecic earhworms were recorded under Parrotia persica. The results of this research are indicating of positive role of Alnus glotinusa species, related to high litter N, on biological index of soil quality that can be considered to restore of degraded parts in the northern Iran.
    Keywords: litter, Soil, C, N, Moisture, pH
  • Peyman Shaker Shahmarbeigloo, Hamidreza Momtaz, Habib Khodaverdiloo * Pages 54-69

    Near-saturated soil hydraulic conductivity (Ks) is a key property for several purposes including simulation of hydrological processes, determination of unsaturated soil hydraulic conductivity function and modelling water flow and solute transport. Since it is soil structure-dependent, field measurement techniques should be used to minimize disturbance of the sampled soil volume. Because of high spatiotemporal variability of Ks, replicated measurements need to be carried out, so that, the method to be applied should be simple and rapid enough as the simplified falling head (SFH) technique is. Alternatively, pedotransfer functions (PTFs) could also be utilized for indirect prediction of Ks through the surrounding soil attributes. The objective of this study was to test some new inputs to predict the Ks of salt-affected soils adjacent to Lake Urmia. A 32 cm diameter ring was used to determine Ks by the SFH technique in soils with different salinity (electrical conductivity of saturated extract, ECe = 0.1 – 95.3 dS/m) and sodicity (exchangeable sodium percentage, ESP = 4 – 70.9 %) levels. A total of 190 SFH runs were carried out, adjacent to each of which, some undisturbed soil cores (5 cm in height by 5 cm in diameter) and disturbed soil samples were randomly collected from the surface soil and were analyzed for their physicochemical properties. The studied soils mainly had moderate (≈ 40%) to moderately rapid (≈ 48%) conductivities. Correlation and stepwise regression analysis showed that Ks was correlated negatively with bulk density (ρb) (r = -0.205), index of crusting (Ic) (r = -0.180), and degree of compaction (SDC) (r = -0.206) (P ≤ 0.01) and positively with structural stability index (SSI) (r = 0.184) and geometric mean diameter of soil aggregates (GMD) (r = 0.157) (P ≤ 0.05). Furthermore, the Ks had negative correlation with both soil ECe and ESP.

    Keywords: Simplified falling head (SFH, Soil hydraulic conductivity, Spatial variability, Pedotransfer functions
  • Hamed Rezaei, Hasan Monirifar, Nasrin Hajihasani, Parisa Zargaripour, Sedghali Zamani, Rasoul Ahmadiadli, Ahmad Bybordi * Pages 70-83

    In order to determine the elements and heavy metals in water and areas in various plants, the experiment was conducted during the years of 2014 and 2015 in form of factorial based on randomized complete block design. The first factor was included two levels of water (pit water and sewage water) and the second factor was involved three regions (Tabriz, Maragheh, and Bonab) and the third factor was included three crops (onions, tomatoes and alfalfa). 36 treatments were studied over two years in three replications. The results showed that there are significant differences among studied waters in terms of element amount. But the interaction of year and no significant difference waters but no significant difference was observed between interaction of year and waters. The results among the studied plants in terms of element amount demonstrated that there are significant differences among plants in terms of elements amount and also significant differences were observed for interaction of year and plant in majority of the studied traits. By studying the three regions in terms of elements amount; it was observed that there are significant differences among the regions. Significant difference was observed in majority of the studied traits for interaction of year and region. The results of mean comparisons with Duncan method indicated that sewage water had the highest amount of elements and onion had the greatest amount of elements and Bonab was the most polluted region. The correlation results showed that there was significant negative correlation between yield and heavy metals.

    Keywords: sewage water, Heavy metals, Yield
  • Ali Reza Vaezi *, Shokouh Karimi, Majid Foroumadi Pages 83-94
    Splash erosion is one of the most important kinds of water erosion. Splash of soil particles may affected by some factors especially antecedent rainfall event. Up to now, there isn’t any study on the effects of antecedent rainfall on splash erosion in the next rainfall. This study was conducted to investigate effect of the antecedent rainfall on the particles splash in a marl soil. Toward this, aggregates with a diameter of 6-8mm were taken of a marl soils under fallow condition in 2016. Aggregate were packed in 24 boxes with 30cm× 40cm dimensions and 30cm depth to investigate effect of eight rainfall durations levels at three replications. Simulated rainfall was applied to soil samples with eight durations (0, 7, 14, 21, 28, 35, 42 and 49 min). Aggregate breakdown and soil water content were determined in the soil samples after one day. After one day, soil boxes were placed under the same rainfall with a constant intensity of 40 mm h-1 for 15 min. Based on results, duration of antecedent rainfall significantly affected on the aggregate breakdown and increasing soil water content. The longest rainfall duration (49 min) appeared the highest aggregate breakdown (21.72%) as well as soil moisture content (29.08%).The amount of splash erosion in the next rain event were significantly influenced by the two soil variables changed by the antecedent rainfall i.e. aggregate breakdown (P
    Keywords: Particles splash, Aggregate breakdown, Rainfall duration, Soil water content
  • Moslem Servati *, Hossein Beyrami Pages 95-107
    Electrokinetic soil remediation is one of the innovative methods for decontamination of heavy metals from polluted soils. However, employing that method at field condition in soils with great adsorption capacity for heavy metals, needs to be studied thoroughly. In this research a Loam soil spiked with Lead (Pb) used to investigate electrokinetic remediation at field-scale in three depths (0, 15 and 30 cm) at experimental plots. After contamination with lead nitrate solution (1 g l-1), the soil had large amount of Pb (109.5, 102.1 and 87.3 mg kg−1 in three depths 0, 15 and 30 cm, respectively). All experiments were imposed with a constant voltage gradient of 1 V/cm in 10 days period in saturation condition at a field in Tabriz area, North West of Iran. In this study effect of different electrolytes (distilled water, Acetic acid 0.005 M) on the Pb removal efficiency by electrokinetic remediation were studied. The results suggested that removal efficiencies for Pb were influenced by type of electrolyte solution. After applying electrical current for 10 days, mean metal removal efficiency of Pb in distilled water treatment for three depths (0, 15 and 30) were 18.15%, 18.05% and 20.85% respectively. The mean Pb removal from the soil in acetic acid treatment in three mentioned depths were 22.0, 21.55 and 24.05 %, respectively, which represented 3.85, 3.5 and 3.2 % increasing in removal efficiency compared to the distilled water. High lime content (20.1%) of the examined soil appears hindered the increasing in removal efficiency with acetic acid solution. In addition, the pH changes along the soil plots showed an increasing trend from the anode to the cathode. In acetic acid treatment a greater reduction of pH was observed in the anode side.
    Keywords: Decontamination, Electrolyte, Lime, Heavy metals, Tabriz plain
  • Rana Khaleghi, Javad Behmanesh *, Nasrin Azad Pages 108-121

    Managing and monitoring of salinity is one of the most important affair in agriculture, especially in arid and semi-arid area. For this purpose we have to use new technology like remote sensing and GIS. The relationship between soil parameters with satellite data is an effective step for predicting soil salinity. In this study we use multivariable regression based on relationship between topographical properties and extracted indices from Landsat 8 satellite for predicting soil salinity in Urmia. For predicting soil salinity, samples of 40 points from 0-30 cm soil depth were taken. Electrical conductivity from soil saturation extract (ECe) was measured. After performing the necessary processing on satellite images, pixel values in the different bands were extracted. The data was divided into two series: Training data (80%), validation data (20%). The relationship between satellite data and results of multivariable linear regression methods predicted, accuracy of the model by using factors such as R- squared, standard error of the mean, adjusted R-squared and Durbin Watson statistic evaluated. Results showed that model predicted with correlation coefficient, standard error of the mean, adjusted R-squared and Durbin Watson statistic were 70.3, 10.03, 61.8 and 1.709 respectively. Finally, the model evaluated by statistical indices. The indices values of Geometric Mean Error Ratio (GMER), R- squared (R2) and Root Mean Square Error (RMSE) measured 0.867, 0.638 and 0.354 respectively. The results showed that the model has a better estimation of soil salinity.

    Keywords: Soil electrical conductivity, Remote sensing, Topographic parameters, Satellite data, Statistical parameters
  • Sajjad Rahimi Moghaddam * Pages 122-131
    To study the effect of arbuscular mycorrhizal fungi on morphological and physiological characteristics of maize in different levels of phosphorus fertilizer, a greenhouse experiment as factorial arranged in completely randomized design with three replications was carried out at Islamic Azad University Miyaneh Branch, Iran. The experimental treatments consisted of mycorrhizal inoculation with Glomus mosseae (inoculation and non-inoculation) and four levels of phosphorus chemical fertilizer (control, 13, 26, and 39 kg P per ha). Results showed that the highest values of wet and dry biomass (224.08 and 172.47 g Plant-1, respectively) were belonged to mycorrhizal inoculation in 39 kg P per ha. Also, the lowest values of wet and dry biomass (120.74 and 95 g Plant-1, respectively) were belonged to mycorrhizal non-inoculation at control level of phosphorus fertilizer. The highest values length, weight and number of ears (23.22 cm, 116.32 g and 4.25, respectively) were related to mycorrhizal inoculation in 39 kg P per ha. Totally, the result indicated which 39 kg P per ha at mycorrhizal non-inoculation had not only higher wet and dry biomass than 26 kg P per ha at mycorrhizal inoculation but also it had lower wet and dry biomass than 26 kg P per ha at mycorrhizal inoculation. Generally, the results of this research shows the increasing amount of biomass, chlorophyll and leaf phosphor concentration with improving in morphological and physiological characteristics of maize due to use of arbuscular mycorrhizal fungi. Also, absorption of phosphor and plant yield were increased by applying a low amount of phosphor fertilizer.
    Keywords: Biomass, Chlorophyll, Ear weight, Plant height, Phosphorus
  • Mastaneh Rahimi Mashkaleh, Hasan Ramezanpour *, Nafiseh Yaghmaeian Mahabadi, Mehdi Norouzi Pages 132-147
    Gypsiferous and calcareous soils comprise an important part of soil resources in arid and semiarid areas of south of Guilan province. This study in order to investigation of gypsum and lime in soils of the hilly lands of Aliabad region in Guilan province by soil thin sections was performed. Soil sampling as air-dried undisturbed clods from gypsiferous-salty and calcareous parent material with three replicate at two slope positions (back slope and foot slope) and into surface (0-20 cm) and subsurface (20-40 cm) depths was performed. Results showed that soils with gypsiferous-salty parent material had heavier textural class than the calcareous soils. The results of micromorphology showed that the number of channel and chamber voids and excrements is higher in calcareous soil due to the presence of larger pores and more biological activity. Micromorphological pedofeatures of gypsiferous-salty soils include the forms of gypsum interlocked plates, gypsum lenticular crystals, gypsum pendant, infilling of gypsum as dense complete and incomplete, and loose discontinuous in voids and channel walls and hypo-coating of iron and manganese and in calcareous soils include excrements, halow iron and micritic nodules, rock fragments, gypsum and calcite pendant and different forms of pedogenic calcite as columnar, cluster, needle, micritic and sparitic. The fine fraction in both soils were mainly crystalitic b-fabric and locally stipple speckeld and undifferentiated b-fabric. The micromorphological index for soil evolution index (MISECA) showed that both soils had weak development. Results of clay mineralogy showed that chlorite, illite, vermiculite, smectite and hydroxyl-interlayer minerals were prominent in in both soils. Furthermore, the difference between soils of two parent material was the presence of palygorskite mineral in gypsiferous-salty soil.
    Keywords: Crystallitic b-fabric, Gypsum pendant, Micritic nodule, MISECA index, palygorskite
  • Mohsen Barin *, Mir Hassan Rasouli Sadaghiani, Sanaz Ashrafi Saeidlou, Fatemeh Shakouri Pages 148-165
    In this study, in order to assess the effect of salinity on yield, phosphorous efficiency indicators and some elements concentration in corn root and shoot dry weight, and also to evaluate phosphate-solubilizing microorganisms and mycorrhizal fungi efficiency in adjusting salinity impacts on plant, an experiment carried out in a completely randomized design in greenhouse conditions. The first factor involves salinity (non-saline (NS) and salinity of 4.5 dS m-1 (S)) and the second factor was microbial inoculation including control (without inoculation), nutrition with soluble phosphorus (P), mycorrhizal inoculation (M), inoculation of phosphate solubilizing bacteria (PSB), phosphate solubilizing fungi inoculation (PSF), co-inoculation of mycorrhiza and bacteria (MB) and co-inoculation of mycorrhiza and fungi (MF). At the end of growing period, some plant growth indicators and nutrient concentrations in plant shoot were measured and phosphorous efficiency indicators were calculated. The results showed that salinity levels had a significant impact on all of measured properties except zinc. The highest amounts of shoot length (78.89 cm) and stem diameter (1.023 cm) were observed in soluble phosphorus treatment. Also, the results showed a significant increase in the amount of phosphorous, iron, zinc, copper, manganese, shoot length and stem diameter of plants that were inoculated with mycorrhiza and bacteria and in co-inoculation of AMF and phosphate-solubilizing microorganisms condition, in comparison with non-inoculated plants. Bacteria and mycorrhizal treatments increased shoot length amount 1.90 and 1.20 times compared to control, respectively. Fungi and mycorrhiza treatments increased shoot zinc content 40.98 and 85.65 percent compared to control, respectively. It is inferred that microbial inoculation increase corn plants resistance in salinity condition by influencing nutrients uptake.
    Keywords: microbial inoculation, phosphorous efficiency, nutrients, Salinity, Corn
  • Shayan Shariati *, Hossein Ali Alikhani, Shahab Shariati Pages 165-176

    High costsof fertilizers productionand environmental pollution due to their application make it necessary to use other sources especially biofertilizers. The purpose of this study was to determine capability of bacteria Pseudomonas fluorescence survival as one of phosphate solubilizing and plant growth promoting bacteria on different organic and inorganic carriers including vermicompost, perlite, rock phosphate, and four formulations of them, as well as, to investigatetheir effectson growth indices ofwheat. The experiment was performed through complete randomized block design with four replicates, seven inoculants and two fertilizers (simple and triple superphosphate) treatments. Resultsshowed thatalthough triple super phosphate treatment was the best regarding toits positive effects onplant chlorophyll,plant height, phosphorus content in the shoot, and shoot and root dry weightattributes,it had nosignificant difference with inoculants containing vermicompost(P>0.05). Regarding to the iron (Fe) and zinc (Zn) in the shoot, vermicompost inoculant was superior totheother treatments, and regarding theshoot Zn this difference was significant compared to thefertilizer and control (P<0.05). Perlite+ vermicompost inoculants implied, respectively,a10.6 and 14.5% increase in chlorophyll contentand plant height, in comparison with the control. Vermicompost+ rock phosphate and vermicompost inoculants increased root dry weight by 28% and 24.5%, respectively (P<0.05). Vermicompost inoculants increased theshoot dry weight,phosphorus in shoot, Znin shoot and Fein shoot by 6.58%, 27%, 26.3% and 24.83% in comparison with the control, respectively (P<0.05).

    Keywords: Biofertilizer, Carrier, Superphosphate triple, Vermicompost
  • Kazem Nosrati *, Milad Ostami, Mostafa Amini Pages 177-186
    Soil erosion is one of the hazards with on-site and off-site effects that gradually cause decreasing soil quality, land degradation, surface water contaminations, reduction of dam’s reservoirs capacity and threating of human food security. The soil loss due to crop harvesting (SLCH) has been considered less comparing the soil erosion types by researches. The objective of this study is therefore to estimate the Potato soil loss due to crop harvesting in the Ghorveh-Dehgolan plain, Kurdestan province. In view of this, 20 samples of potato with weight of 5 kg were collected from dry land and irrigated cultivated lands in the study area. In the laboratory, after washing the samples, the suspensions were filtrated and the remained soils on filter paper were dried and the SLCH determined. The results showed that the SLCH ranged 13.4 to 40.4 g kg-1. The results of one-way ANOVA showed that there is significance difference between SLCH from dry land farming and irrigating cultivation with the confidence level of 95%. The results of cluster analysis also indicated the weak relationships between samples collected from both land use types. The soil loss due to potato harvesting from 80490.4 ha in ten last years was 72374.52 Mg with annual average of 7237 Mg yr-1. Also, the mean soil erosion due to potato harvesting ranged from 0.66 to 1.14 Mg ha-1 harvest-1. The results of this study demonstrated that the soil losses caused by crop harvesting can be of the same order of magnitude as soil losses caused by water erosion processes that should be considered by researchers and planners in soil erosion control and conservation fields.
    Keywords: Soil Erosion, Food security, Soil erosion due to agricultural crop harvesting, Dry-land (rainfed), irrigated cultivated lands, Statistical analysis
  • Abdolghafour Gholizadeh, Alireza Karimi *, Reza Khorassani, Farhad Khormali Pages 187-202

    Potassium content in tobacco leaves is highly affected the quality of tobacco and considered the important indicator for determining the tobacco leaf quality. The objective of this study was to investigate the relationship between different soil K forms (soluble, exchangeable, non-exchangeable, mineral and extracted with aqua-regia extractable) with quantitative and qualitative characteristics of tobacco. Nineteen surface soil samples were collected from tobacco cultivated areas of Golestan, Mazandaran and Guilan provinces. Physical, chemical properties and different forms of potassium in the soils were measured. A pot experiment in a completely randomized with three replications for the soils without application of potassium fertilizer was design to study the potassium uptake by tobacco. The results showed the lowest amountsall potassium forms in Guilan soils (except exchangeable potassium) and the highest amountsin Mazandaran soils. The effect of soil type on all the morphological and chemical characteristics of tobacco was significantat P<0.01. Soluble and exchangeable potassium were highly correlated with morphological and chemical characteristics of tobacco. The amount andalso the ratio of solubleto total potassium in percent)at P<0.01and exchangeable potassium at P<0.05had the relatively strong correlation with the tobacco potassium percentage. Also, because the amount of different forms of potassium did not explainedthe reasonof potassium changes in the tobacco plant. Therefore,it is suggested to use the ratio of soluble and exchangeable potassium to total potassium (in percent) formore precise potassium fertilizer recommendation.

    Keywords: Potassium forms, Tobacco quality, potassium leave