فهرست مطالب

طب مکمل - سال نهم شماره 1 (پیاپی 30، بهار 1398)
  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 30، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرنوش خجسته*، اعظم اوین، حسین انصاری صفحات 3546-3559
    مقدمه

    اضطراب دوران بارداری برای سلامت مادر و جنین پیامدهای منفی دارد و خودکارآمدی مادران را کاهش می دهد. امروزه از یوگا برای کنترل اضطراب در زمینه های مختلف استفاده می شود. هدف این مطالعه، تعیین تاثیرهاتایوگا بر اضطراب و خودکارآمدی زنان نخست زاست.

    مواد و روش ها

    این کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1396 روی 60 زن نخست زای18 تا 40سالهمراجعه کننده به مراکز سلامت شهر زاهدان انجام شد. از آزمودنی ها رضایت نامه کتبی دریافت شد و به روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه 30 نفری مداخله و کنترل تخصیص یافتند. افراد گروه مداخله در فاصله هفته26 تا 27 بارداری 12 تا 15 جلسه تمرینات هاتایوگا را انجام دادند.افراد گروه کنترل فقط مراقبت های معمول را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های دموگرافیک، اضطراب بارداری و خودکارآمدی بود. مرحله پیش آزمون در هفته 26 و مرحله پس آزمون در هفته 34 تا 36بارداری با رعایت فاصله 2 هفته ای از مداخله انجام شد. داده ها با آزمون های من ویتنی و مجذورکای،تی زوجی و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSSv16 تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین نمره اضطراب قبل از مداخله در گروه آزمون و کنترل به ترتیب4/86±38/36و 7/11±37/26 و پس از مداخله به ترتیب 4/5±87/5 و 6/4±37/84 بود (0/48=p). میانگین نمرهخودکارآمدی قبل از مداخله در گروه آزمون و کنترل به ترتیب 24/7± 78/43و 21/74± 99/62 و پس از مداخله به ترتیب13/26± 124/45 و 33/16± 75/92بود(0/001=p).

    نتیجه گیری

    در گروه آزمون، پس از مداخله میانگین نمره اضطراب کاهش و میانگین نمرهخودکارآمدی افزایش یافت. به نظر می رسد می توان از هاتایوگا جهت کاهش اضطراب و افزایش خودکارآمدی زنان نخست زا در سه ماهه دوم و سوم بارداری استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اضطراب، خودکارآمدی، هاتایوگا، زنان نخست زا
  • حمید حجتی*، سارا غلامی صفحات 3560-3571
    مقدمه

    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر قصه های قرآنی بر خودپنداره کودکان دبستانی انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه یک طرح تجربی کلاسیک از نوع پیش آزمون - پس آزمون با دو گروه مداخله و کنترل بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده در شهرستان گنبدکاووس انجام شد. جامعه پژوهش شامل 60 کودک دبستانی 7 تا 12 ساله بود. 8 جلسه قصه گویی (هفته ای دو جلسه 60 دقیقه ای) برای گروه مداخله برگزار شد. آزمودنی ها ابزار خودپنداره پیرز هریس را در دو نوبت تکمیل کردند. داده ها با آزمون تی مستقل و تی زوجی و نرم افزار آماری 16 SPSS تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    خودپنداره کلی در گروه کنترل (57/4 ±20/57) و در گروه آزمون (3/85 ±62/63) بود که اختلاف آن معنی دار است (0/001=p). بر اساس آزمون تی مستقل بین هیچ کدام از ابعاد خودپنداره کودکان در دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت؛ ولی اختلاف میانگین ابعاد خودپنداره کودکان در دو گروه معنی دار بود. همچنین بین خودپنداره کودکان گروه کنترل در جلسات قبل و بعد از قصه گویی تفاوت معنی دار وجود نداشت (0/31= p)؛ ولی این تفاوت در خودپنداره کودکان گروه آزمون معنی دار بود (0/005>P).

    نتیجه گیری

    خودپنداره کودکان گروه قصه قرآنی افزایش یافت؛ بنابراین می توان گفت مداخله قصه گویی بر میزان خودپنداره کودکان دبستانی تاثیر دارد. قصه های قرآنی باعث مثبت شدن شناخت کودکان از خود و درنتیجه سلامت روان آنان می شود.

    کلیدواژگان: قصه های قرآنی، خودپنداره، کودکان دبستانی
  • شهروز بصیری*، شهرام واقفی، داوود امین الرعایا صفحات 3572-3582
    مقدمه

    حجامت تر یکی از روش های درمانی طب سنتی ایرانی است که به صورت ایجاد مکش و خون گیری در مواضع خاصی از بدن انجام می شود.

    مواد و روش ها

    دو آزمایش با هدف بررسی اثر حجامت بر ترکیبات بیوشیمیایی خون گوسفند انجام شد. ده راس بره نر مهربان با میانگین وزن 3/24 ± 23/4 کیلوگرم به روش کاملا تصادفی به دو گروه شاهد (بدون حجامت) و آزمایش (حجامت) تقسیم شدند. در آزمایش اول، ترکیبات بیوشیمیایی خون حجامت با خون وریدی مقایسه شد. آزمایش دوم 7 روز پس از حجامت و با هدف بررسی تاثیر حجامت بر ترکیبات بیوشیمیایی خون وریدی انجام شد.

    یافته ها

    مقادیر کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتیین با دانسیته بالا، گلوتامیک پیروات آمینوترانسفراز و اسید اوریک خون حجامت تفاوت معنی داری (0/05p≤) با خون وریدی داشت. مقادیر پارامترهای بیوشیمیایی خون وریدی گروه شاهد نسبت به گروه حجامت تفاوت معنی داری نداشتند. درعین حال، برخی از پارامترهای مذکور در اثر حجامت بهبود یافت.

    نتیجه گیری

    بسیاری از ترکیبات دفعی خون حجامت بسیار بیشتر از خون وریدی بود. یک هفته پس از حجامت، برخی پارامترهای بیوشیمیایی نمونه خون وریدی گروه حجامت نسبت به نمونه خون گروه شاهد اندکی کاهش یافت. دفع مواد زائد خون در خون حجامت شاید نشان دهنده تاثیر مثبت حجامت بر پروفیل بیوشیمیایی خون باشد.

    کلیدواژگان: بره نر، حجامت تر، پارامترهای بیوشیمیایی خون، خون حجامت
  • سحر علی مرادی، وحید ولی پور ده نو*، محمد فتحی صفحات 3583-3597
    مقدمه

    عامل رشد شبه انسولین-1 (IGF-1) بر فرآیندهای فیزیولوژیکی بدن تاثیر دارد و میزان سرمی آن در افراد مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی کاهش می یابد. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر یک دوره فعالیت هوازی بر میزان IGF-1 سرمی زنان مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی می باشد.

    مواد و روش ها

    آزمودنی های این پژوهش نیمه تجربی، 25 زن مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی با میانگین سنی 83/3±59/35 سال بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از اخذ رضایت نامه کتبی به سه گروه دارو- فعالیت بدنی (8=n)، فعالیت بدنی (7=n) و دارو (10=n) تقسیم شدند. فعالیت بدنی عبارت بود از 5 ماه فعالیت ایروبیک به صورت 3 جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه. گروه دارو افراد غیرفعالی بودند که تنها قرص لووتیروکسین مصرف کردند. مقادیر سرمی IGF-1، تری یدوتیرونین (T3)، تیروکسین (T4) و هورمون محرک تیروئید (TSH) سه گروه پس از 5 ماه اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار 16 SPSS و آزمون آماری آنالیز واریانس بررسی شد.

    یافته ها

    فعالیت هوازی منجر به تغییرات معنی دار غلظت های سرمی IGF-1 و T4 (0/05P≤) شد، به این معنی که سطح IGF-1 سرمی در گروه های دارو- فعالیت بدنی و فعالیت بدنی به طور معنی داری بیشتر از گروه دارو بود؛ همچنین غلظت T4 سرم در گروه دارو- فعالیت بدنی و فعالیت بدنی به طور معنی داری کمتر از گروه دارو بود. در غلظت های T3 و TSH بین گروه ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد 5 ماه فعالیت هوازی موجب افزایش غلظت IGF-1 سرمی زنان مبتلا به کم کاری تیروئید تحت بالینی که در معرض کاهش IGF-1 هستند، می شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، ایروبیک، کم کاری تیروئید، IGF-1
  • زهرا اسلامی راد، هما سلیمانی* صفحات 3598-3606
    مقدمه

    جراحی کیست هیداتیک منجر به پارگی کیست و رهایی پروتواسکولکس ها می شود. بر اساس نتایج مطالعه قبلی که نشان داد امواج میکرو در محیط برون تنی قابلیت غیرفعال سازی پروتواسکولکس ها را دارند، در این مطالعه اثر این امواج بر روی پروتواسکولکس ها در محیط درون تنی ارزیابی شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی روی 24 موش سوری انجام شد. کیست هیداتیک گوسفندی از کشتارگاه جمع آوری و پروتواسکولکس های آن خارج شد. بیست وچهار لوله اپندورف حاوی پروتواسکولکس به 4 گروه تقسیم شد. گروه اول (کنترل) در محیط آزمایش قرار نگرفت و تحت تابش نبود. گروه دوم و سوم (تیمار) به ترتیب به مدت 40 و 60 ثانیه تحت تابش امواج میکرو قرار گرفتند. گروه چهارم (شم) بدون تابش امواج در محیط آزمایش قرار گرفت. محتویات هر لوله با رعایت کدهای راهنمای کار با حیوانات به یک موش سوری تزریق شد. پس از 4 ماه موش ها کشته شدند و تعداد و محل تشکیل کیست در آن ها بررسی شد. داده های آماری با آزمون کروسکال والیس در سطح معناداری0/05 P< تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    میزان مرگ ومیر پروتواسکولکس ها در گروه های تیمار پس از تابش امواج میکرو نسبت به گروه کنترل و شم افزایش معنا دار داشت (0/0001P<). تعداد کل کیست های تشکیل شده در موش های گروه های تیمار نسبت به گروه کنترل کمتر بود ولی تفاوت آماری آن معنی دار نبود (0/407P>).

    نتیجه گیری

    امواج تکرارپذیر میکرو نه تنها در مرگ ومیر پروتواسکولکس ها تاثیر دارند بلکه قابلیت تولید کیست در پروتواسکولکس های زنده مانده را کاهش می دهند. به دلیل اینکه تابش امواج میکرو، یک روش غیرتهاجمی محسوب می شود می توان از آن به عنوان روش جایگزین در کمک به درمان بیماری کیست هیداتیک استفاده کرد.

    کلیدواژگان: کیست هیداتیک، پروتواسکولکس، موج میکرو، موش
  • پوران وروانی فراهانی، داود حکمت پو*، رضوان غفارزادگان، امیرحسین خوانساری، حسین پاکباز صفحات 3607-3616
    مقدمه

    کمردرد یکی از مشکلات شایع ناشی از اختلالات عضلانی - اسکلتی در پرستاران است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر ارتعاش درمانی و آرام سازی عضلانی بر کمردرد پرستاران است.

    مواد و روش ها

    در این کارآزمایی بالینی، 110 پرستار مبتلا به کمردرد به روش نمونه گیری آسان انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون یک و دو تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل فرم رضایت نامه کتبی، فرم اطلاعات دموگرافیک، ابزار سنجش درد عددی و فرم ثبت درد بود. گروه اول، به مدت 2 هفته روزانه 1 بار هر بار 10 دقیقه تحت ارتعاش درمانی قرار گرفتند. گروه دوم، 2 هفته روزانه یک بار هر بار 20 دقیقه آرام سازی عضلانی را انجام دادند. میزان درد قبل و بعد از مداخله در دو گروه سنجیده شد. داده ها با آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه وتحلیل شد. سطح معنی داری %5= αدر نظر گرفته شد.

    یافته ها

    دو گروه ازنظر اطلاعات دموگرافیک، همسان بودند (%5<p). درد در هر گروه نسبت به قبل از مداخله ازلحاظ آماری کاهش یافت (0/001£p) . شدت کمردرد پرستاران در گروه آرام سازی عضلانی از 5/8 به 4/05 و در گروه ارتعاش درمانی از 5/9 به 3/1 کاهش یافت. بین میانگین شدت درد بعد از مداخله در دو گروه تفاوت معنی دار وجود داشت (%44 p= ). میزان کاهش شدت درد در گروه ارتعاش درمانی بیشتر از گروه دیگر بود.

    نتیجه گیری

    ارتعاش درمانی و آرام سازی عضلانی کمردرد پرستاران را کاهش داد ولی میزان تاثیر ارتعاش درمانی بیشتر از آرام سازی عضلانی بود.

    کلیدواژگان: ارتعاش درمانی، آرام سازی عضلانی، کمردرد، پرستاران
  • رحمت اله پرندین* صفحات 3617-3627
    مقدمه

    در طب سنتی گزارش هایی در مورد آثار ضدالتهاب، ضددرد و ضدتب گیاه شبدر قرمز وجود دارد. هدف از این تحقیق، تجویز عصاره هیدروالکلی شبدر قرمز و بررسی آثار آن بر التهاب، درد و تب موش های سوری نر بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی 120 سر موش سوری نر به 20 گروه 6 تایی (4 تست و هر تست 5 گروه) طبقه بندی شدند. موازین اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی در این مطالعه رعایت شد. عصاره هیدروالکلی شبدر قرمز به ترتیب با دوزهای 250، 500 و mg/kg 750 با روش داخل صفاقی تزریق گردید. برای ارزیابی فعالیت ضدالتهاب و ضدتب عصاره به ترتیب از تست گزیلن به عنوان القاکننده ادم گوش و تست مخمر آب جو به عنوان القاکننده تب استفاده شد. برای ارزیابی درد از تست های کشش شکمی با اسیداستیک و آزمون فرمالین استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS و آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری %5>p تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    دوزهای 500 (0/003=p) و mg/kg750 (0/001>p) عصاره به طور معنی داری التهاب را کاهش دادند. همه دوزهای عصاره، درد را در آزمون کشش شکمی و مرحله درد مزمن در آزمون فرمالین و دوزهای 500 و mg/kg750 درد را در مرحله درد حاد آزمون فرمالین به طور معنی داری (0/001>p) کاهش دادند. همین طور تزریق دوز mg/kg750 (0/001>p) عصاره تب را به طور معنی داری کاهش داد.

    نتیجه گیری

    گیاه شبدر قرمز دارای آثار ضدالتهاب، ضددرد و ضدتب است که به احتمال زیاد به ترکیبات ایزوفلاونوئیدی و فلاونوئیدی آن مربوط است. نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه وجود دارد.

    کلیدواژگان: التهاب، درد، تب، موش
  • سعیده شادمهری*، مژگان احمدی، آسیه عباسی دلویی، سید جواد ضیاء الحق صفحات 3628-3641
    مقدمه

    اخیرا علاقه به مداخلات غیردارویی در اختلال کمبود توجه / بیش فعالی افزایش یافته است. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی و ریتالین بر عامل نوروتروفیک مشتق از مغز در هایپوکامپ موش های صحرایی بیش فعال بود.

    مواد و روش ها

    آزمودنی های این مطالعه تجربی شامل 33 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 180 تا 220 گرم بود که به طور تصادفی در پنج گروه «کنترل سالم، بیش فعال، بیش فعال + تمرینات تردمیل، بیش فعال + ریتالین، و بیش فعال + تمرینات تردمیل + ریتالین» قرار گرفتند. نمونه ها به آزمون اوپن فیلد جواب مثبت دادند. جهت القای اختلال کمبود توجه/بیش فعالی، به مدت 8 هفته هفته ای 6 روز 10 میلی گرم L-NAME به ازای وزن هر موش به صورت زیرصفاقی تزریق شد. به موش های گروه دارویی به مدت 8 هفته روزانه 1 میلی گرم ریتالین به شکل خوراکی به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تزریق شد. موش های گروه تمرین به مدت 8 هفته هر روز 30 دقیقه تمرین کردند. سطح BDNF هایپوکامپ نمونه ها با استفاده از کیت به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با آزمون های تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس یک طرفه و تعقیبی توکی در سطح %5p≤ تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    تمرین هوازی، BDNF هایپوکامپ در موش های بیش فعال شده را به طور معنی داری افزایش داد (0/001=p). ریتالین سطح BDNF هایپوکامپ در موش های بیش فعال شده را افزایش داد (%5<p). تمرین هوازی به همراه ریتالین سطح BDNF هایپوکامپ در موش های بیش فعال شده را به طور معنی داری افزایش داد (0/001=p).

    نتیجه گیری

    تمرین هوازی به همراه مصرف ریتالین سطح BDNF هایپوکامپ در موش های بیش فعال را افزایش داد.

    کلیدواژگان: بیش فعالی، تمرین هوازی، ریتالین، BDNF، هایپوکامپ، موش های صحرایی
|
  • Azam Evin*, Farnoosh Khojasteh, Hossin Ansari Pages 3546-3559
    Introduction

    Anxiety during pregnancy has negative consequences on mother and fetus’ health and decreases mothers' self-efficacy. Today, yoga is used to control anxiety in a variety of contexts. This study aims at determining the effect of yoga on anxiety and self-efficacy of primiparous women.

    Methods

    This randomized clinical trial was conducted in 2017 on 60 primiparous women aged 18-40 years old referred to Zahedan health centers. The participants were randomly assigned to two groups of intervention and control. During the weeks 26-27 of pregnancy 30 patients of the intervention group, received 15-12 sessions of Hatha Yoga exercises and 30 mothers of control group received normal care. Data were collected using a demographic questionnaire, pregnancy anxiety and self-efficacy. The pre-test was completed at week 26 and post-test at weeks 34-36 with two weeks in between; the data was analyzed using paired t-testMann-Whitney and chi-square tests, linear regression tests and SPSS 16.

    Results

    The mean of anxiety scores before and after the intervention in the experimental and control groups were (38.36 ± 4.86) and (37.26 ± 7.11), after intervention (24.87 ± 4.50), (37.84±6.4) and (P=0.48) respectively. The mean of self-efficacy score before intervention in the experimental and control group was (78.43 ± 24.7) and (62.69 ± 21.74) and after the intervention (124.45 ± 13.26) and (16.33±92.75) respectively, and (P=0.001).

    Conclusion

    After the intervention, the mean anxiety score in the experimental group decreased and self-efficacy increased. It seems that Hatta Yoga hase been used to reduce anxiety and increase self-efficacy of firstpregnant women in the second and third trimesters.

    Keywords: Anxiety, Hatha yoga, primiparous
  • Hamid Hojjati*, Sara Gholami Pages 3560-3571
    Introduction

    This study aimed to investigate the effect of Quranic stories on school-age children’s self-concept.

    Methods

    This study was conducted as a pretest-posttest experimental design on 60 primary school children aged 7-12 years old in the city of Gonbad-e-Kavos in 2017, who were assigned to two groups of intervention and control through simple random sampling. The intervention group received eight sessions of storytelling (two sessions per week for 60 minutes). The participants completed the Piers-Harris Children's Self-Concept Scale twice. The data were analyzed though SPSS 16 and using independent t-test and paired t-test.

    Result

    Based on the results, overall self-concept was 57.20 ± 4.57 in the control group and 62.63 + 3.85 in the intervention group, which shows a significant difference (p=0.001). Independent t-test showed no significant difference among the dimensions of self-concept scale in the intervention and control groups. However, independent t-test showed a significant difference between the mean of self-concept dimensions of school-age children in the intervention group and that in the control group. Also, there was no significant difference in the self-concept of children before and after the storytelling in the control group (p=0.31), but there was a significant difference in the children’ self-concept before and after the storytelling sessions in the intervention group (p <0.005).

    Conclusion

    Self-concept increased in the group receiving Quranic storytelling. Therefore, it can be said that storytelling intervention influenced the level of self-concept of school-age children. The Quranic stories make children aware of themselves and lead to their good mental health.

    Keywords: Quranic stories, self-concept, primary school children
  • Shahrooz Bassiri*, Shahram Vagefi, Davood Amonoroaia Pages 3572-3582
    Introduction

    Wet cupping is considered as a treatment procedure in traditional Iranian medicine, which is performed by creating suction and bleeding on special areas of the body.
    Materials: To examine the effect of wet cupping on the biochemical parameters of lambs’ blood, two experiments were conducted. Ten male Mehraban lambs weighing 23.4±3.24 Kg were randomly assigned to two groups: control (no cupping) and experimental (cupping). Experiment 1 was designed for comparing biochemical parameters of the venous and cupping blood. Experiment 2 was conducted one week after performing wet cupping and aimed to investigate the effect of wet cupping on biochemical and haematological parameters of the venous blood.

    Results

    There was s significant difference in serum total cholesterol (p<0.041), triglycerides (TG) (p<0.047), high-density lipoprotein (HDL) (p<0.042), Serum glutamic pyruvic transaminase (SGPT) (p<0.012) and uric acid (p<0.009) between the venous blood and the cupping blood. No significant difference was observed between the control and experimental groups in terms of biochemical parameters. However, many of them improved in the cupping group.

    Conclusion

    The amount of wastes in the cupping blood was much higher than those in the venous blood. One week after performing wet cupping, some of the biochemical parameters in the blood samples of the cupping group showed a slight decrease compared to those in the control group. Disposing of wastes in the cupping blood may indicate the positive effect of cupping on the biochemical profile of the blood.

    Keywords: Male lamb, Wet cupping (Hijamat), Biochemical parameters of blood, cupping blood
  • Sahar Alimoradi, Vahid Valipour Dehnou*, Mohammad Fathi Pages 3583-3597
    Introduction

    The IGF-1 affects physiological processes in the body and its serum levels decrease in patients with subclinical hypothyroidism. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of a period of aerobic training on serum levels of IGF-1 in women with subclinical hypothyroidism.

    Methods

    In this quasi-experimental study, after obtaining written consents, 25 women with subclinical hypothyroidism (aged 35.59 ± 3.83 years old) were assigned to three groups: drug-aerobic training (N=8), aerobic training (N=7), and drug (N=10). Aerobic training included three 60-minutes sessions per week for 5 months. The drug group included the inactive participants who took only LT4 tablets. Serum levels of IGF-1, triiodothyronine (T3), thyroxine (T4) and thyroid-stimulating hormone (TSH) were measured in the three groups after 5 months. The data were analyzed using SPSS 16 through analysis of variance.

    Results

    Aerobic activity resulted in significant changes in serum levels of IGF-1 and T4 (P≤0.05), This means that serum levels of IGF-1 in the drug- aerobic training and aerobic training groups were significantly higher than those in the drug group. Also, concentration of serum T4 was significantly lower in the drug- aerobic training and aerobic training groups than that in the drug group. No significant difference was observed in the concentrations of T3 and TSH among the groups.

    Conclusion

    The results showed that 5 month of aerobic training increased the serum levels of IGF-1 in women with subclinical hypothyroidism, who are subjected to decreased IGF-1.

    Keywords: Aerobic training, Aerobics, Hypothyroidism, IGF-1
  • Zahra Eslamirad, Homa Soleimani* Pages 3598-3606
    Introduction

    Hydatid cyst surgery leads to the cyst rupture and release of protoscolices. Following the results of the previous study showing that microwaves have the ability to deactivate protoscolices in vitro, this study aimed to investigate the effect of these microwaves on protoscolices in vivo.

    Methods

    This experimental study was conducted on 24 mice. Hydatid cysts from sheep were collected from the slaughterhouse and protoscolices were removed. Twenty-four eppendorf tubes containing protoscolices were divided into 4 groups. The first group (control) was not placed in the experimental environment and was not exposed to radiation, the second and third groups (treatment) were exposed to microwave radiation for 40 and 60 seconds, respectively, and the fourth group (sham) was placed in the experimental environment without radiation. The content of each tube was injected to a mouse, observing the codes for working with animals. After 4 months, the mice were killed and the number and location of their cysts were examined. The data were analyzed by Kruskal-Wallis test at significance level of p<0.05.

    Results

    The mortality rate of protoscolices in the treatment groups after microwave radiation was significantly higher than that in the control and sham groups (p<0.001). The total number of cysts formed in the mice in the treatment groups was lower than that in the control group, but the difference was not statistically significant (P>0.05).

    Conclusion

    Repetitive microwaves not only affect the mortality rate of protoscolices, but also reduce the ability of them for producing cysts. Considering that exposure to microwaves is a non-invasive method, it can be used as an alternative method in treatment of hydatid cyst.

    Keywords: Hydatid cyst, Protoscolices, Microwave, Mice
  • Pouran Varvani Farahani, Davood Hekmatpou*, Rezvan Ghafarzadeghan, Amir Hossain Khansari, Hossain Pakbaz Pages 3607-3616
    Introduction

    Lower back pain is a common musculoskeletal disorder in nurses. Therefore, this study aimed to compare the effect of vibration therapy and that of muscle relaxation methods on nurses with low back pain.

    Methods

    In this clinical trial, 110 nurses with low back pain were randomly assigned to two intervention groups (group I and group II). The research instrument were written consent form, demographic questionnare, numeric pain rating scale and pain assessment flowsheet. In group I, the nurses received vibration therapy once a day for 10 minutes for two weeks. In the group II, the nurses performed muscle relaxation once a day for 20 minutes for two weeks. Then, pain rate was measured before and after the intervention in both groups. The data were analyzed by SPSS 20 and α =0.05 was considered significant.

    Results

    There were no significant difference between the two groups in terms of demographic information (p>0.05). Before the intervention, there was no significant difference between the the groups in terms of average low back pain (P = 0.0814). After the intervention, both groups experienced a statistically significant decrease in pain compared to that before intervention (p≤0.001). The nurses’ low back pain in the muscle relaxation group decreased from 5.8 to 4.25 and from 5.9 to 3.1 in the vibration therapy group. There was a significant difference between the groups in terms of the average  pain severity after the intervention (p=0.044) so that the pain reduction rate in the vibration therapy group was higher than that in the muscle relaxation group.

    Conclusion

    The results showed that vibration therapy and muscle relaxation reduced the nurses’ low back pain. In other words, both methods were effective. However, vibration therapy was more effective.

    Keywords: Back pain, nurses, vibration therapy, muscle relaxation
  • Rahmatollah Parandin* Pages 3617-3627
    Introduction

    There are some reports in traditional medicine concerning the anti-inflammatory, anti-nociceptive and anti-pyretic effects of Trifolium pretense (red clover). The purpose of this study was to investigate the effects of hydroalcoholic extract of red clover inflammation, pain and fever in male mice.

    Methods

    In this experimental study, 120 male mice were classified into twenty 6-member groups (4 tests and each test covering 5 groups), considering the ethics of working with laboratory animals. The hydroalcoholic extract of red clover was injected intraperitoneally at doses of 250, 500 and 750 mg/kg. The anti-inflammatory and antipyretic activities were measured using xylene-induced ear edema and brewer’s yeast-induced pyrexia tests, respectively. In addition, the anti-nociceptive activity was measured using the abdominal constrictions induced by acetic acid and formalin tests. The data were analyzed by SPSS and one-way ANOVA test. The significance was shown as p <0.05.

    Results

    The doses of 500 mg/kg (p=0.003) and 750 mg/kg (p<0.001) significantly reduced inflammation. All the doses significantly reduced the pain in the abdominal constriction test and chronic pain in the formalin test and the doses of 500 and 750 mg/kg reduced the pain in in the acute phase of formalin test (p<0.001). Also, fever was significantly reduced (p<0.001) at dose of 750 mg/kg.

    Conclusion

    The red clover has anti-inflammatory, anti-nociceptive and antipyretic effects, which are likely to be related to the isoflavonoid and flavonoid components of this plant. Further research is required.

    Keywords: inflammation, pain, Fever, mice
  • Saeedeh Shadmehri*, Mozhgan Ahmadi, Asieh Abbassi Daloii, Seyed Javad Ziaolhagh Pages 3628-3641
    Introduction

    Recently increased an expansion of interest in non-pharmacological interventions for attention-deficit/hyperactivity disorder. The aim of this study to investigate the effect of eight weeks of aerobic training and Ritalin on hippocampus Brain-derived neurotrophic factor in hyperactive rats.

    Methods

    To implementation of this experimental research, 33 Wistar rats (weigh, 180-220g) were randomly divided into 5 groups: 1) Healthy control, 2) Hyperactivity, 3) Hyperactivity-Aerobic training, 4) Hyperactivity-Ritalin, and 5) Hyperactivity -Aerobic training -Ritalin and returned to the open field test. To induce ADHD in the rats, injected 10 mg/kg of L-NAME for 8 weeks and 6 days per week based on weight of the rats. The drug group received 1 mg oral Ritalin per kg weight of rats daily for 8 weeks. The rats performed aerobic training 30 minutes at day and 7 days of week for 8 weeks. The level of the hippocampus BDNF was measured using ELISA kit. Data were analyzed by ANCOVA, one-way ANOVA and Tukey post hoc test at p≤0.05.

    Results

    The results showed that aerobic training led to significant increase in the levels of hippocampal BDNF in hyperactive rats (p<0/05). Ritalin increased the level of hippocampal BDNF in hyperactive rats (p=0.001). Also, Aerobic training with Ritalin significantly increased the level of hippocampal BDNF in hyperactive rats (p=0.001).

    Conclusion

    Aerobic training with Ritalin led to increase in the level of hippocampal BDNF in hyperactive rats.

    Keywords: Hyperactivity, Exercise, Ritalin, BDNF, Hippocampus, Rats