فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 2 (پیاپی 29، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • معصومه سعدی، سعید سعیدی پور* صفحات 1-8
    به منظور بررسی کارآیی برخی از علف کش ها بر کنترل علف هرز اویارسلام زرد در چمن برموداگراس (Cynodon dactylon)، آزمایشی در سال 1393 در فضای سبز منطقه‏ چهار شهر اهواز انجام گرفت. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل: 40 گرم ماده موثره متسولورون متیل + سولفوسولفورون (توتال WG80%) در هکتار، دو لیتر اکسادیازینون (رونستار EC12%) در هکتار، یک لیتر کلتودیم (سلکت سوپرEC12%) در هکتار، دو لیتر سیکلوکسیدیم (فوکوس EC10%) در هکتار، 175 گرم نیکوسولفورون+ریمسولفورون (اولتیما EC75%) در هکتار و   شاهد عدم کنترل بودند. علف کش ها یک‏ بار در ابتدای رویش علف هرز و دو باردیگر، با فاصله زمانی یک ماه تکرار شدند. نتایج نشان داد که تیمارها، اثر معنی داری بر تراکم و وزن خشک اویارسلام زرد داشتند. سه علف کش رونستار، فوکوس و سلکت سوپر به ترتیب با میانگین تاثیر 4/95، 42/93 و 9/90 درصد کنترل در سه مرحله سم پاشی نسبت به شاهد عدم کنترل، تیمارهای برتر بودند. کاربرد علف کش های توتال، اولتیما و رونستار، به ترتیب باعث خسارت 3/22، 56/19 و 58/13 درصدی به چمن شدند. سایر علف کش ها، تاثیر سوء کمتری بر چمن برموداگراس داشتند. در مجموع و از میان علف‏کش‏ها، فوکوس به دلیل کنترل مناسب اویارسلام زرد و کمتر بودن اثرات سوء آن نسبت به سایر علف‏کش‏ها بر چمن آفریقایی (برموداگراس)، مناسب‏تر از سایر علف کش ها بود و بنابراین، قابل توصیه می‏باشد.
    کلیدواژگان: تراکم، چمن آفریقایی، علف کش فوکوس، وزن خشک علف هرز
  • سمیه جعفری*، علی رضا یوسفی، سیروس منصوری فر صفحات 9-18
    آگاهی از الگوی رویش گیاهچه علف های هرز می تواند با بهینه سازی زمان کنترل، باعث افزایش کارایی کنترل علف هرز شود. بنابراین آزمایش مزرعه ای به منظور توسعه یک مدل زمان دمایی برای پیش بینی رویش گیاهچه علف های هرز مختلف در سطوح مختلف نیتروژن (سطوح شاهد،50 و100کیلوگرم) در مزرعه نخودفرنگی انجام شد. رویش گیاهچه ها در طول فصل رشد، از اواسط آذر تا اوایل اردیبهشت، مورد بررسی قرار گرفت و مقادیر درصد تجمعی رویش، در رابطه با زمان دمایی، توسط مدل گامپرتز بررسی شد. نتایج نشان داد که صرف نظر از سطح نیتروژن، علف های هرز سیزاب(VeronicapersicaL.)، بی تی راخ(Galium aparine L.)، علف هفت بند (PolygonumaviculareL.)، برای10 درصد رویش، به ترتیب 92،164،170 واحد زمان-دمایی نیاز داشتند. در مقابل، علف هرز دم روباهی(SetariaviridisL.)، رویش خود را دیرتر شروع نمود. علف های هرز سیزاب، بی تی راخ، علف هفت بند و دم روباهی، جهت 90 درصد رویش گیاهچه ها به ترتیب به486، 274، 731، 422 واحد زمان دمایی نیاز داشتند. همچنین الگوی رویش علف های هرز، تحت تاثیر نیتروژن تغییر کرد به طوری که استفاده از نیتروژن، پارامتر m را که زمان دمایی لازم برای 50 درصد رویش را نشان می دهد، بجز در دم روباهی، در همه علف های هرز مطالعه شده، به طور معنی داری تغییر داد. به طور کلی، کاربرد نیتروژن، طول دوره رویش سیزاب را  کاهش داد ولی این دوره را در بی تی راخ و هفت بند، نسبت به شاهد افزایش داد. بنابراین، بسته به گونه غالب مزرعه، کاربرد نیتروژن می تواند با افزایش یا کاهش طول دوره مبارزه، هزینه کنترل را تغییر دهد.
    کلیدواژگان: بی تی راخ، سیزاب، زمان- دمایی، هفت بند
  • تاثیر کشت های تابستانه بر تراکم و وزن خشک علف های هرز و عملکرد گندم(Triticumaestivum L.) در استان خوزستان
    رضا پورآذر*، پرویز رضوانی، محمد حسن راشد محصل، اسکندر زند صفحات 19-30
    به منظور بررسی تاثیر کشت های تابستانه بر تراکم و وزن خشک علف های هرز و عملکرد دانه گندم، آزمایشاتی به مدت سه سال (92-93، 93-94 و 94-95)، در سه تکرار و پنج تیمار، در قالب طرح بلوک های تصادفی به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: کشت گیاه برنج (رقم عنبر بو)، کشت ذرت (رقم سینگل کراس704)، کشت کنجد (رقم بهبهان)، کشت ماش (رقم گوهر) و آیش. در این محصولات، هیچ گونه علف کشی استفاده نشد تا اثر تیمارها بر کشت بعدی مشخص شود. پس از برداشت محصولات فوق در پاییز، کشت گندم (رقم چمران)، در محل کشت های قبلی انجام شد و نوع و تراکم علف های هرز، در فواصل 15 و 30 روز پس از اوایل پنجه زنی گندم و وزن خشک علف های هرز اندازه گیری شدند و در پایان آزمایش نیز عملکرد گندم اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در مجموع، چنانچه مبنای قضاوت، تعداد، وزن خشک علف های هرز (بین 55 تا 90 درصد نسبت به شاهد) و همچنین عملکرد دانه گندم(بین 80 تا 200 درصد افزایش نسبت به شاهد) قرار گیرد، در اراضی که مستعد کشت برنج باشند، محصول گندم بعدی، گاهی بی نیاز استفاده ازعلف کش خواهد بود و همچنین در مناطقی که می توان گیاه ذرت علوفه ای و یا دانه ای را کشت کرد، به دلیل آبیاری های مکرر و همچنین آماده سازی برای کشت (نوعی خاکورزی)، از تعداد علف های هرز گندم کشت بعدی، کاسته می شود و مصرف علف کش ها بسیار کاهش می یابد. نتایج سه ساله آزمایش نشان داد که کشت های تابستانه می توانند، بانک بذرعلف های هرز مهمی مانند یولاف وحشی (Avena ludoviciana Dur.) و جودره (Hordeum spantaneum C. Koch.) و علف های هرز پهن برگ را به سرعت کاهش دهند.
    کلیدواژگان: آیش، برنج، ذرت، کنجد و ماش
  • راحله رستمی، سبحان محضری*، محمد علی باغستانی میبدی، جواد رفیع پور صفحات 31-41
    به منظور ارزیابی تاثیر روش های مختلف مدیریت علف های هرز در سطوح تراکم ذرت بر مدیریت علف های هرز و عملکرد ذرت، آزمایشی در سال زراعی 1388، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد تاکستان انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل تراکم ذرت در سه سطح (تراکم توصیه شده 16 بوته در متر مربع، 25 و 50 درصد بیشتر از تراکم توصیه شده) و مدیریت علف های هرز در پنج سطح (عاری از علف های هرز، بدون وجین، علف کش نیکوسولفورون در مرحله دو تا چهار برگی ذرت، یک بار کولتیواتور و دوبار کولتیواتور) بودند.نتایج نشان داد که تغییر تراکم ذرت، سبب بروز اختلاف معنی دار در فراوانی و وزن خشک تاج خروس خوابیده، تراکم کل و وزن خشک کل علف های هرز و همچنین عملکرد بیولوژیک ذرت گردید. روش های مختلف مدیریت علف های هرز، بر تمامی صفات مورد مطالعه علف های هرز، اثر معنی دار داشت اما اختلاف معنی داری بر صفات ذرت مشاهده نشد. برهم کنش سطوح تراکم ذرت و روش های مختلف مدیریت علف های هرز بر تراکم تاج خروس خوابیده معنی دار بود. در نهایت، بهترین تراکم جهت کنترل مناسب علف های هرز و به دست آوردن عملکرد بیولوژیک بالاتر در ذرت، تراکم 50 درصد بیشتر از تراکم توصیه شده با 39155 کیلوگرم در هکتار بود. همچنین از میان روش های متفاوت مدیریت علف های هرز، یک بار کولتیواتور، نسبت به تیمارهای دو مرتبه وجین و دوبار کولتیواتور، مناسب ترین تیمار بود.
    کلیدواژگان: عملکرد بیولوژیک، کولیتواتور، وزن خشک، وجین
  • محمد سرحدی، مهدی راستگو*، ابراهیم ایزدی دربندی، علی قنبری صفحات 43-60
    به منظور بررسی فنولوژی تطبیقی ارشته‏خطایی(Lepyrodiclis holosteoides)  در انطباق با مراحل نمو گندم، ارزیابی کارایی برخی از علف‏کش‏های رایج در مزارع گندم برای کنترل این علف‏هرز و تعیین بهترین مرحله فنولوژی برای کنترل شیمیایی ارشته‏خطایی، دو مطالعه جداگانه در سال زراعی 1394-1393، در مزارع موسسه تحقیقات علوم دامی شهرستان کرج اجرا شد. در مطالعه نخست، تعیین و تطبیق فنولوژی ارشته‏خطایی و گندم، بر اساس سنجه درجه-روز رشد به انجام رسید و ارشته‏خطایی، طی 202 روز و با کسب 2673 درجه-روز رشد، از مرحله سبز شدن تا رسیدگی و آزاد شدن بذر، به چرخه زندگی خود ادامه داد و مراحل نمو آن در انطباق کامل با مراحل نمو گندم بود. آزمایش دوم، در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی و با آرایش تیماری کرت‏های خرد شده انجام شد. تاریخ سمپاشی در دو مرحله مختلف نمو گندم (ابتدای پنجه‏زنی و انتهای پنجه‏زنی بر مبنای مقیاس کدبندی فیکس)، به عنوان فاکتور اصلی و استفاده برخی از پرکاربردترین علف‏کش‏های پس رویشی توصیه شده برای مزارع گندم، به عنوان فاکتور فرعی آزمایش در نظر گرفته شد. نتایج این آزمایش نشان داد که علف‏کش بروموکسینیل، با کاهش بیش از 90 درصد تراکم و زیست‏توده ارشته‏خطایی، برترین تیمار این آزمایش بود و اگرچه کاربرد علف‏کش‏ها در مرحله پنج مقیاس فیکس، باعث افزایش بیشتر عملکرد گندم شد، اما با توجه به مکانیسم اثر بروموکسینیل و در نظر گرفتن مرحله رشدی ارشته خطایی، کاربرد بروموکسینیل در مرحله دو مقیاس فیکس، می تواند منجر به کنترل مطلوب این علف‏هرز سمج در مزارع گندم شود.
    کلیدواژگان: درجه-روز رشد، بروموکسینیل، مقیاس فیکس، نمو گندم
  • تاثیر کاربرد پیش از برداشت علف کش بر تولید و ویژگی های بذر گندم و علف هرز شیرین بیان
    محمد اسکندری شهرکی، حسن علیزاده*، مصطفی اویسی صفحات 61-74
    سمپاشی پیش از برداشت گندم (Spray-topping) ، روشی برای کاهش تولید بذر، بنیه بذر و جوانه زنی بذر علف های هرزی است که موفق به فرار از روش های کنترل شده اند و با تولید بذر، باعث افزایش بانک بذر خاک می شوند. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر سمپاشی پیش از برداشت بر ویژگی های بذر گندم و شیرین بیان در مراحل مختلف رشد گندم می باشد. به این منظور، آزمایش مزرعه ای در سال 1394، به صورت کرت های دوبار خرد شده و در سه تکرار، در شهرستان شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل مراحل مختلف رشد دانه گندم شامل شیری، خمیری و رسیدگی، به عنوان کرت های اصلی، کاربرد علف کش های گلایفوسیت (SL 41%) و پاراکوات (SL 20%) به عنوان کرت های فرعی و غلظت های مختلف علف کش (صفر، یک، دو و سه لیتر در هکتار) به عنوان کرت های فرعی فرعی بودند. نتایج آزمایش نشان داد که اعمال دو علف کش در مراحل مختلف رشد، تاثیر متفاوتی بر ویژگی های بذر گندم و شیرین بیان (درصد جوانه زنی، سرعت جوانه‎ زنی و بنیه بذر) داشت. در این مطالعه مشخص شد که در مرحله رسیدگی دانه گندم، کاربرد علف کش گلایفوسیت به میزان یک لیتر در هکتار، حداقل تاثیر منفی را بر روی ویژگی های بذر  گندم و بیشترین تاثیر منفی را بر روی ویژگی های بذر شیرین  بیان داشت.
    کلیدواژگان: پاراکوات، سمپاشی در مرحله رسیدگی، شاخص های بذر، گلایفوسیت
  • تاثیر فواصل عاری از علف هرز بر خصوصیات کمی و کیفی درختان پسته (Pistacia vera)
    علی رضا فقیهی سرشکی، علی مختصی بیدگلی*، محمدرضا نائینی صفحات 75-86
    به منظور تعیین اثر علف های هرز بر صفات مختلف درختان پسته آزمایشی در سال زراعی 95-1394، در منطقه قمرود استان قم، در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. بر اساس دوره بحرانی رقابت و با توجه به فنولوژی درختان پسته، دو گروه تیمار، شامل تیمارهای کنترل و تیمارهای تداخل با علف هرز، در نظر گرفته شدند. در گروه اول، علف‎های هرز تا پایان تورم جوانه، انتهای گلدهی، انتهای شکل‎گیری میوه، شروع پرشدن مغز و پایان پرشدن مغز، کنترل شدند و درگروه دوم، به علف‎های هرز اجازه داده شد تا با درختان پسته در هر کرت، تا زمان‎های گفته شده رقابت کنند و پس از آن، تا پایان فصل، علف‏های هرز حذف شدند. در این آزمایش، علف هرز سلمه تره (Chenopodium album L.) و پنجه مرغی (Cynodon dactylon (L.) Pers.) با 83/21 درصد، بیش‎ترین درصد فراوانی در کرت‎های آزمایشی را داشتند. مهم‎ترین صفات تاثیرپذیر از تیمارها بر اساس تجزیه به مولفه های اصلی شامل درصد خندانی، درصد دهان بسته، انس و عملکرد بودند. تیمار عاری از علف هرز تا شروع پرشدن مغز، با میانگین 91/3 کیلوگرم به ازای هر درخت، بیش‎ترین عملکرد و تیمار تداخل با علف هرز تا پایان تورم جوانه، با میانگین 69/2 کیلوگرم به ازای هر درخت، کم‎ترین عملکرد به دست آمده در این آزمایش بود. در مجموع و با توجه به نتایج این پژوهش، دو بار کنترل علف های هرز، یک بار در پایان تورم جوانه‎‏ها و یک بار پس از پایان شکل‎گیری میوه تا شروع پرشدن مغز پسته، در این منطقه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: دوره بحرانی، مراحل فنولوژیکی، علف هرز، پسته
|
  • Masomeh Sadi, Saeed Saeedipour * Pages 1-8
    To evaluate the efficacy of some herbicides in the control of yellow nutsedge (Cyperus esculenthus L.) in Bermudagrass, an experiment was conducted in green zone of Ahwaz in 2014. Experiment was conducted in a randomized complete block design with 6 treatments and 4 replications. The treatments consisted of application of metsulfuron-methyl+sulfusulfuron (Total), oxadiazon (Ronstar), clethodim (Select Super), cycloxydim (Focus), nicosulfuron+rimsulfuron (Ultima) and untreated check. Herbicides were applied at the beginning of weed emergence and repeated two more times with one month intervals. The results showed that weed treatments had significant effects on the density and dry weight of yellow nutsedge. Ronstar, Focus, and Select Super, with the mean of 95.4%, 93.42% and 90.9% weed control compared to control treatment, respectively, were the best treatments. Application of Total, Ultima and Ronstar herbicides caused 22.23%, 19.56% and 13.58% damage to yellow nutsedge, respectively. Other herbicides had less adverse effects on Bermudagrass. Total and Focus were the most suitable herbicides because of its proper control on yellow nutsedge and its low level of adverse effects on African grass (Bermudagrass) than other herbicides and therefore, it is recommended.
    Keywords: African grass, Density, yellow nutsedge, weed dry matter
  • Somayeh Jafari *, Alireza Yousefi, Cyrus Mansorifar Pages 9-18
    The knowledge of weed seedling emergence with optimization of the time of control could enhance the efficiency of weed control. Therefore, to develop a seedling emergence model based on thermal-time to predict the emergence of weed seedling, a field experiment was conducted in different levels of nitrogen (control, 50 and 100 kg ha-1) in Pisum sativum. Weed seedling emergence was monitored from mid-December until early May. Percentage of cumulative emergence values was compared with thermal-time using the Goumpertz function. The results showed that, regardless of the nitrogen levels, the Veronica persica L., Galium aparine L., and Polygonum aviculare L., needed 92,164, and 170 units of thermal-time for 10% of emergence, respectively. But, the Setaria viridis L. seedlings started their emergence later. In general, V. persica L., G. aparine, P. aviculare, and the S. viridis L., needed 486, 274, 731, 422 units of thermal- time for 90% of emergence respectively. The results also showed that the weed seedling emergence pattern affected by nitrogen application. Except for S. viridis, the "m" parameter, which indicates the required thermal time for 50% of seedling emergence, significantly changed with the application of nitrogen in all studied species. Overall, the use of nitrogen reduced the time of the seedling emergence in V. persica, but increased this period in G. aparine and P. aviculare when compared with control. Therefore, depending on the dominant weed species, nitrogen application can alter the cost of weed control by increasing or decreasing the weed control period.
    Keywords: Galium aparine, Polygonum aviculare, thermal time, Veronica persica
  • Effects of summer crops on weeds densities and biomass and wheat (Triticumaestivum L.) yield in Khuzestan province
    Reza Pourazar *, Parviz Rezvani, Mohamad Hasan Rashed Mohasel, Eskanar Zand Pages 19-30
    To investigate the effects of summer cultivation of crops on weeds densities and biomass as well as yield and performance of following planted wheat, field studies were carried out in Shavoor Research Station (Ahvaz, Khuzestan) over 3 years (2013-2016) using 5 treatments in a randomized complete block design. Treatments included rice-wheat, corn-wheat, sesame-wheat, mung bean-wheat and fallow-wheat rotations. The crops and weed densities and types had been observed during the year before the experiment, and no herbicides were used in all experiments to understand the pure effects of treatments. The main crop (wheat) was planted after autumn harvesting of above-mentioned crops. Densities and types of weeds were recorded 15 and 30 days after wheat primary tillering stage, and weed dry weights and grain yield were measured at the end of experiment. Results of this study indicated that considering the indices of weeds number and biomass (55-90%) as well as wheat yield (80-220%), wheat might not require to any herbicides after rice cultivation. Moreover, in the grain or forage corn planted fields, herbicide application is declined significantly, due to several and irrigations and frequent tillage. The whole three-years outcome of the experiments demonstrated that summer cultivation of crops might lead to sharp decline in the seed banks of important weeds such as wild oat (Avena ludoviciana), wild barley (Hordeum spantaneum) and some main broad leaf weed.
    Keywords: Corn, fallow, mung bean, rice, sesame
  • Raheheh Rostami, Sobhan Mahzari *, Mohammad Baghestani, Javad Rafipour Pages 31-41
    To evaluate the effect of different weed management methods and corn densities on weed and yield of corn, an experiment was conducted in 2009 at Azad University of Takestan. The experiment was a factorial based on complete block design with four replications.  Treatments were corn density in three levels (recommended density, 16 Plant.m-2); 25% and 50% more than recommended density) and weed management in five levels (hand weeding, without weeding, nicosulfuron herbicide in two and four leave stages of corn life cycle, once and two times cultivator). The results showed that the corn densities had significant effects on density and dry matter of prostrate pigweed (Amaranthus blitoides), corn biomass and total weed densities and biomass. Different weed management methods had significant effects on all weed species, but no significant effects on corn. The interaction effect between corn densities and different weed management methods on prostrate pigweed density was significant. Finally, the best corn density for weed controlling and achieving the higher biological yield in corn is 50% above the recommended density (39155 kg. ha-1). Also, among different weed management methods, one-time cultivation is the most suitable treatment compared to twice cultivations and hand weeding.
    Keywords: Biological yield, cultivator, dry matter, weeding
  • Mohammad Sarhaddi, Mehdi Rastgoo *, Ebrahim Izadi, Darbandi, Ali Ghanbari Pages 43-60
    To evaluate the comparative phenology of wheat and Lepyrodiclis (Lepyrodiclis holosteoidesFenzl.)growth stages and to determine the best phenological stage for some recommended post-emergence herbicide applications as well as their efficacy on Lepyrodiclis controll, this study was conducted during 2014 – 2015 in the fields of Animal Science Research Institute, Karaj. In the first experiment, comparative phenology between wheat and Lepyrodiclis was determined based on growing degree-days. Results showed that Lepyrodiclis completed its life cycle, from the seedling stage to the end of ripening, during 202 days, by achieving 2673 GDD and its developmental stages were fully adapted to the developmental stages of wheat. The second study was a split plot experiment carried out in randomized complete block design. Treatments were herbicide application time (two different wheat phenological stages; 2nd and 5th stages of Feekes scale) as main plot and application recommended doses of some broadleaved and dual purpose herbicides for wheat farms as sub plot Results showed that application of bromoxynil suppressed Lepyrodiclis effectively and reduced more than 90% of the density and biomass of the weed. Due to its decisive controlling effects, it was the best treatment between all applied herbicides. Although the use of herbicides at 5th stage of the Feekes scale increased the yield of wheat, but because of the mechanism of action of bromoxynil and according to phonological stage of Lepyrodiclis, application of bromoxynil in stage two of Feekes lead to favorable control of Lepyrodiclis in wheat fields.
    Keywords: Bromoxynil, Feekes scale, growing degree- days (GDD), wheat development
  • Effect of pre-harvest application of herbicides on the seed production and properties of wheat and Glycyrrhiza glabra
    Mohammad Eskandari Shahraki, Hasan Alizadeh *, Mostafa Oveisi Pages 61-74
    Pre-harvest application of herbicides is considered as a way for decreasing seed production, vigour and germination of the weeds that have escaped from weed control methods and have the ability to increase the soil seed banks by producing their seeds. This study conducted to investigate the effects of pre-harvesting spraying on properties of wheat and Glycyrrhiza glabra seeds in different growth stages of wheat. This method also may cause damages to the crop seeds. A field experiment was carried out in split-split plot design with three replications. Experiment treatments consisted of different growth stages of wheat (milky, dough and seed ripening) as main plots, application of glyphosate (SL 41%) and paraquat (SL 20%) herbicides as sub-plots and different concentrations of herbicides (0, 1, 2 and 3 liters per hectare) as sub-sub plots. The results indicated that herbicides applied at different growth stages showed different effects on the properties of wheat and G. glabra seeds. Glyphosate and paraquat had different effects on the properties of wheat and G. glabra seeds. Given the various concentration levels of herbicides applied, different results related to different concentrations of herbicide were obtained. Application of 1 l/ha glyphosate at the seed ripening stage showed the lowest negative impact on the properties of wheat seeds and the highest negative effect on the properties of of G. glabra seeds.
    Keywords: Glyphosate, Paraquat, Seed index, Spray-topping
  • Effect of weed-free intervals on the quantitative and qualitatitive characteristics of pistachio (Pistacia vera)
    Ali Reza Faghihi, Sereshki, Ali Mokhtassi, Bidgoli *, Mohammad Reza Naeini Pages 75-86
    To study the effect of weeds on the different characteristics of pistachio (Pistacia vera L.), an experiment was conducted in Qom, during 2015-2016 growing season. The experiment was carried out in a randomized complete block design with three replications. Treatments were based on the competition critical period and the phenological stages of pistachio in two series. The first series consisted of weed removed until the end of the swelling of the bud, the end of flowering, the end of nutshell growth, the beginning of kernel filling and the end of kernel filling and then weed maintained until harvest. The second series consisted of weed maintaining until mentioned stages and then weed removed until harvest. In addition, two control treatments (weed free and weed infested for all of the growing season) were applied. In this experiment, Chenopodium album and Cynodon dactylon, with 21.83%, had the highest frequency.  The most important traits influenced by treatments, based on principal components analysis, were splitting and un-splitting percentages, size at ounce and yield. Weed-free until the beginning of kernel filling treatment, with an average yield of 3.91 kg/tree had the highest and treatment weed interference until the end of the swelling of the bud treatment with an average yield of 2.69 kg/tree had the lowest yields in the experiments. Totally, with regard to the results of present research, two times weed control, one time the end of sprouting and the other at the end of nutshell growth until the beginning of kernel filling, would be recommended.
    Keywords: Critical period, phenological stages, pistachio, weed