فهرست مطالب

  • پیاپی 39 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فاطمه قربانی*، محمد غلام رضایی صفحات 9-45
    مبحث روایت زمان یکی از مباحث اساسی در دانش روایت شناسی است. بزرگترین نظریه پرداز این مقوله ژرار ژنت، نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی است. از نظر او زمان در پیشبرد روایت نقش مهمی ایفا می کند. ژنت در نظریه خود به بررسی و تحلیل زمان در روایت، حول سه محور نظم، تداوم و بسامد پرداخته است. هر یک از مولفه هایی که در این سه محور تعریف می شود، یکی از سه حالت شتاب را در روایت به وجود می آورد که عبارتند از: شتاب ثابت، شتاب مثبت و یا شتاب منفی. داستان لیلی و مجنون به روایت حکیم نظامی گنجوی در قرن ششم به نظم کشیده شده است. بررسی این داستان بر اساس نظریه روایت و زمان ژنت، نشان می دهد که از سه حالت فوق سهم شتاب منفی در روایت آن بیشتر است و نظامی در روایت این داستان بیشتر به اطناب و کاستن از شتاب روایت گرایش داشته است تا ایجاز و شتاب مثبت.
    کلیدواژگان: نظامی گنجوی، ژرار ژنت، روایت، زمان روایی، لیلی و مجنون
  • بهنوش رحیمی هرسینی، علی حیدری*، محمدرضا حسنی جلیلیان، قاسم صحرایی صفحات 47-77
    حافظ به گواهی دیوانش، در انتخاب واژگان وسواس ویژه ای دارد. نکته قابل توجه در ابیات خواجه، ارتباط واژگان است؛ که هر بیت را با زنجیره ای از تناسبات معنایی و لفظی درهم تنیده است. یکی از روابطی که میان مفاهیم و واژگان وجود دارد، رابطه جانشینی است؛ که اصطلاحا آن را بدل بلاغی می نامیم. به این معنی که مفهومی که در پاره نخست بیت آمده، در پاره دیگر تکرار می شود. اما به جای این که لفظ تکرار شود، همان معنی با لفظ دیگری تکرار می شود. از آن جا که هر لفظ بر مدلول خاصی دلالت می کند و به حوزه معنایی خاصی تعلق دارد، جانشین کردن دو لفظ، دایره معنایی آن دو را درهم می آمیزد و سبب می شود که هر لفظ هم بر معنی خود و هم بر معنی لفظی که جانشین آن شده، دلالت کند. این ویژگی، امکاناتی در اختیار شاعر گذاشته است؛ از جمله ایجاد ابهام در تشخیص مدلول اصلی، دلالت چندگانه واژگان و گسترش معنی. خواجه از این امکانات برای معنی آفرینی و ایجاد انواع زیبایی های ادبی و هنری، بسیار بهره گرفته است. در این پژوهش، تعدادی از ابیات دارای بدل بلاغی انتخاب و سپس با تحلیل رابطه جانشینی، تعدادی از کارکردهای این نوع رابطه بررسی شده است. واژه های کلیدی: حافظ، بدل بلاغی، امکانات زبانی، معنی آفرینی
    کلیدواژگان: حافظ، بدل بلاغی، امکانات زبانی، معنی آفرینی
  • محمد خدادادی*، فائزه نمک کوبی صفحات 79-117
    ولایت یکی از موضوعات مورد توجه در عرفان اسلامی است که مباحث زیادی از جمله اولیای مستور الهی را در خود جای داده است. در طریقت مولویه که یکی از طریقت های مهم عرفانی است، بزرگانی نظیر بهاءولد، برهان الدین محقق ترمذی، شمس تبریزی، صلاح الدین زرکوب، مولانا جلال الدین محمد بلخی و سلطان ولد، وجود دارند. در آثار ارزشمند این گروه، از موضوع مهم اولیای الهی به خصوص اولیای مستور و عوامل ناشناسماندن و راه های شناسایی آنان بسیار سخن گفته شده است. اولیای مستور، بالاترین مقام را در بین دیگر اولیای الهی به خود اختصاص داده اند، به گونه ای که در آثار بزرگان طریقت مولویه، از آنان با عنوان نور و اسرار الهی یاد می شود. همچنین درباره این اولیاء گفته شده که به علت وجود عواملی نظیر غیرت الهی نسبت به ولی مستور، وجود بیگانگان و نامحرمان، بی لیاقتی افراد، مقام والای ولی مستور و دلایل دیگر، اجازه دیدار این اولیای الهی به همه افراد داده نمی شود؛ بلکه باید شرایطی ویژه به همراه عنایت خداوند فراهم گردد تا بعضی اشخاص خاص بتوانند به شناخت ولی مستور دست پیدا کنند و به ملاقات وی نایل آیند. در پژوهش حاضر، با پرداختن به دیدگاه بزرگان طریقت مولویه درباره موضوع اولیای مستور، عوامل پنهان بودن این اولیاء و نحوه دیدار با آنان بیان شده است. همچنین سعی شده، نظرات این بزرگان، طبقه بندی شده و به صورت مجزا از یکدیگر بیان شود.
    کلیدواژگان: بزرگان طریقت مولویه، ولی و ولایت، اولیای مستور
  • امیرحسین مدنی* صفحات 119-148
    در تاریخ عرفان و تصوف، دو اصطلاح «قبض و بسط» همواره مورد توجه صوفیه بوده است و سالکان با توجه به منظومه عرفانی و گاه مسائل اجتماعی و سیاسی روزگار خود، یکی از حالات قبض یا بسط را برمی گزیده اند. قبض به منزله حجاب و «حالت افتقار»ی بوده که سالک را همواره محزون می داشته و برعکس، بسط به مثابه نوعی کشف و «حالت افتخار»ی بوده که شادی و به دنبال آن، اعتماد به رحمت خداوند را برای عارف به ارمغان می آورده است. مریدی که اهل قبض بوده، به واسطه خوف از حشمت الهی، همواره حالات «خوف و حزن و هیبت» را پایه سلوک عرفانی خود قرار می داده و آیات عذاب قرآنی و بیم از دوزخ، دلایلی بسنده برای قبض او بوده و برعکس عارف اهل بسط، «رجا و انبساط و انس» و حسن ظن به رافت الهی را مهمترین عوامل و انگیزه های وصال حق می دانسته است. نویسنده در این مقاله، ضمن بیان مقدماتی درباره دو حالت عرفانی «قبض و بسط»، به بررسی انواع شیوه ها و توصیه های عرفانی-تعلیمی بزرگان و عارفان -بویژه ابوسعید ابوالخیر و روزبهان بقلی- برای دستیابی به بسط پرداخته است؛ راهکارهایی همچون: تجلی حق بر سالک، خطاب حق و لذت ناشی از آن خطاب، تلاوت قرآن و تدبر در آیات آن، تمسک به ذکر الله ، دیدار با خضر و قطب و اولیاء، زیارت خاک مشایخ صوفیه، سماع، شنیدن سخنان و حکایت های افراد عامی و حتی مست و گبر و کافر و سرانجام قرار گرفتن در مکان ها و زمان های خاص.
    کلیدواژگان: قبض، بسط، ابوسعید ابوالخیر، روزبهان بقلی
  • مهدی جوان بخت، محمد میر*، علیرضا محمودی صفحات 149-174
    از مواردی که سبب زیبایی هرچه بیشتر کلام می شود، کاربرد شگردهای مختلف ادبی است. از جمله این شگردها می توان به مبحث تمثیل و ارسال المثل اشاره کرد. تمثیل و ارسال المثل به عنوان یک رکن اساسی در سبک هندی کاربرد دارند و این دو صنعت ادبی به سبب استفاده زیاد به صورت ویژگی سبکی در آمده اند. حزین لاهیجی، شاعر متاخر سبک هندی در اشعار خویش کوشیده است تا با استفاده از عناصر بیانی و بویژه ارسال المثل و تمثیل بر حسن تاثیر و زیبایی کلام خود بیفزاید و از این صنایع بلاغی بیشترین بهره را در اشعار خویش جسته است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام پذیرفته، دو صنعت ادبی ارسال المثل و تمثیل در دیوان اشعار حزین لاهیجی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. در پایان براساس نمونه های آماری و ارائه جدول و نمودار بسامدی جایگاه این دو صنعت در دیوان شاعر به تفکیک نشان داده می شود. نتیجه این پژوهش نشان از آن دارد که حزین لاهیجی، به دلیل گرایش های صوفیانه، برای تاثیرگذاری بیشتر از صنعت ارسال المثل بیشتر در دیوان اشعار خویش استفاده کرده و از این عنصر بلاغی بیشترین بهره را جسته است.
    کلیدواژگان: حزین لاهیجی، سبک هندی، تمثیل، ارسال المثل، آرایه های ادبی
  • محمود حمیدی*، یوسف نیک روز صفحات 175-205
    مطالعه در زمینه هستی شناسی بخوبی نشان می دهد که اعداد، علاوه بر این که برای تبیین و شمارش پدیده ها و بیان کثرت و قلت و جنبه های اغراق آمیز توصیفات، بویژه در آثار حماسی به کار رفته اند، در موارد بسیاری نیز کارکردی رمزگونه و نمادین داشته اند و به عنوان یک ابزار، نماینده معانی و مفاهیم مشترکی بوده اند که همواره در ذهن بشر جاری بوده است. اعداد، در کنار دیگر مظاهر و اشکال هنری از قبیل شعر، موسیقی، نگارگری، نمایش و...، به عنوان دسته ای از نمادها، القا کننده این معانی و باورهای اسطوره ای بوده اند. این رسالت اعداد، در شکل گیری متون حماسی ایرانی، پررنگ و قابل تامل است. بر اساس تفسیر اسطوره ای از روایات گرشاسب نامه اسدی طوسی، شاید بتوان گفت که بسیاری از اعداد در این منظومه حماسی- اساطیری، حضوری نمادین و رازآمیز دارند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و با تکیه بر شواهد و قرائنی از متن گرشاسب نامه، در تلاش است تا نشان دهد که اعداد «یک»، «دو»، «سه»، «چهار»، «پنج»، «شش» و «هفت»، به گونه ای نمادین، دانش ها و معانی رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کرده اند.
    کلیدواژگان: اسطوره، اعداد نمادین، رمزگشایی، گرشاسب نامه
  • سید آرمان حسینی آبباریکی*، رحمان مشتاق مهر، احمد گلی صفحات 207-245
    شاهنامه فردوسی اثری است که سیمای تاریخ و فرهنگ ایران را در خود متجلی ساخته و به عنوان یک اثر ملی مورد توجه قومیت های این مرز و بوم بوده است؛ یکی از این اقوام که همواره به شاهنامه و دیگر آثار حماسی ایرانیان به دیده احترام نگریسته اند، کردها هستند. شاعران کردزبان، بخش هایی از شاهنامه و دیگر آثار حماسی را به کردی ترجمه و یا بازآفرینی کرده و آن را با توجه به محیط زندگی خود، به رشته تحریر درآورده اند. یکی از این آثار، منظومه ضحاک و کاوه آهنگر اثر شاهرخ کاکاوند - از شاعران قرن دوازده و اوایل قرن سیزده هجری- است که می توان آن را ترجمه آزاد بخش هایی از شاهنامه فردوسی به شمار آورد. در این مقاله کوشش بر آن است ضمن به دست دادن زندگی نامه اجمالی شاعر، منظومه ضحاک و کاوه آهنگر و ویژگی های آن معرفی و خلاصه این اثر تا آغاز پادشاهی جمشید آورده شود. در ادامه با تحلیل سرچشمه های روایت گورانی و سنجش زندگانی و فرجام جمشید پیشدادی در آن با شاهنامه فردوسی و سایر منظومه های پهلوانی، روشن می شود که هرچند روایت کاکاوند دیگرگون و متمایز از دیگر روایت هاست، با وجود این، از روایت فردوسی تاثیر بیشتری پذیرفته و به منابع دیگر نیز نظر داشته است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، جمشید، شاهرخ کاکاوند، ادبیات کردی، گورانی
  • مصطفی سالاری* صفحات 247-270
    سلطان محمود غزنوی که از پادشاهان مقتدر عهد غزنوی است، جایگاه ویژه ای در ادب پارسی دارد. وی، مانند هر پادشاه و حاکم دیگر، توام با زمامداری خویش مورد مدح و ستایش قرار گرفته و بخشی از این فرآیند در قالب اشعار مدحی و همچنین در تواریخ تالیف شده در عهد غزنوی ثبت گردیده است. علاوه براین، تصویری خاص و منحصربه فرد نیز از وی در ادب پارسی قابل ملاحظه است که در مورد دیگر زمامداران ترسیم نگردیده است و آن معرفی او به عنوان نماد راستین عشق ورزی است که در متون عرفانی با نگرشی متمایز و ممتاز بیان گردیده است. در شعر عطار، محمود غزنوی با سیمایی منحصربه فرد معرفی می شود. سیمای محمود، علاوه بر موارد مذکور، بیانگر شاهی آرمانی و متعالی است. شاه آرمانی، یکی از نظریه های مطرح و عام در ادب و اندیشه ایرانی است. قدمت این اندیشه فراتر از آن است که بتوان تاریخ مشخصی را برای شکل گیری آن بیان کرد. در اندیشه عطار، مساله شاه آرمانی با شخصیت تاریخی محمود غزنوی تلفیق گردیده است. این رویه، تحت تاثیر شرایط نابسامان اجتماعی و عدم کفایت شاهان زمانه صورت گرفته است که منجر به تحلیل رفتن علم، ادبیات و فرهنگ شده است. این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی ، برمبنای نظریه جامعه شناسی ادبی است و با استقاده از روش کتابخانه ای- اسنادی صورت می پذیرد.
    کلیدواژگان: عطار، محمود غزنوی، عرفان اسلامی، نقد جامعه شناختی، شاه آرمانی
  • صفحات 271-273
|
  • Fatemeh Ghorbani *, Mohammad Gholamrezaei Pages 9-45
    Time narration is one of the basic issues in narratology. The main theorist of this issue, the French structuralist ,is Gerard Janet. For him, time plays an important role in narration progress. Janet has studied and analyzed time in narration, around three axes of order, duration and frequency. Each of the three factors defined in these axes, creates one of the three speed states in narration: constant speed, positive and negative speed. “Leili and Majnoon” story by Hakim Nizami Ganjavi has been versed in the sixth century. The study of this story based on Janet’s narration and time theory indicates that negative speed has the most important role among the mentioned states and Nizami has tended to redundancy and reducing the narration speed more than brevity and positive speed in narrating this story.
    Keywords: Leili, Majnoon, Time narration, Negative speed, Positive speed, Constant speed
  • Behnoosh Rahimi Harsini, Ali Heydari * Pages 47-77
    Hafiz, with testify of his court poetry has a special obsession in selection of vocabulary. Notable point on the lines of khwaje is the relationship between vocabulary, that has intertwined each line by chain of semantic and rhetorical proportions. One of the relationships that exist between the word, is succession, that we call it, Rhethorical Apposition. That means, a concept that has come in the first part, is repeated in the other part. Because every word refers to a specific referent, and belong to a particular semantic field, substituting the word, combines semantic circle them and cause that each word has two meaning imply, its meaning and the meaning of a word that has been replaced. This feature has given features to poet, including: create ambiguity in original referent, multiple implication words and significant extant. Khwaje is used of this facilities to creation means and create a variety of literary and artistic beauties. In this research, number of lines that has rhethorical apposition, has been chosen and then a number of functions of this type of relationship is investigated, by analysis of the relationship of succession.
    Keywords: Hafez, Rhethorical substitute, language feature, creation means
  • Mohammad Khodadadi *, Faeze Namakkobi Pages 79-117
    Leadership, is one of the subjects of attention in Islamic mysticism that much discussion among the covered saints of god in its to place. In Mowlavid order that is one of the matter mysticism, there are such dignitaries as Baha-e Walad, Borhan al-Din Termazi, Shams-e Tabrizi , Salah al-Din Zarkoob, Mowlavi, Soltan Walad. In the value works of this group, spoken of an important subject of saints of god, specially the covered saints and factors of staying unknown and ways of indentefying them a lot. Covered saint are the highest stage among other saints of god so that in the works of dignitaries in Mowlavid order, remind of them as light and divine secrets. Also it is talked about them that because of factors such as divine ambition towards covered saint, the existence of strangers and not intimates, unworthy of person high stage of covered saints and other reasons, will not be allowed to visit the saints of god to all people; but also special conditions with gods favour be provided to some special people can get to know the hidden saint and to meet him. In this essay, with an outlook to dignitaries in Mowlavid order expressed about the topic covered saints, hidden factors of them and how to meet them. Also it is tried that the outlook of dignitaries, classified and present separately from each other.
    Keywords: Mowlavid dignitaries, saint, sainthood, hidden saints
  • Amir Hossien Madani * Pages 119-148
    On mysticism, the terms “Sorrow and Happiness” have always been of interest to Sufism from both theoretical and practical points of view and mystics, according to their mood and behavior as well as social, political, and cultural status of their time, chose one of these two (sadness and happiness) states. Sorrow is regarded as a veil and destitution which makes the mystic always be sad and sorrowful. On the other hand, Happiness is similar to spiritual revelations and a state of euphoria which offers confidence in God’s mercy and grace for the mystic. Since early Sufism is based more on piety and abstinence, the first Sufis often chose Sorrow and Fear states; but as we move away from early centuries and come closer towards the romantic mysticism, Happiness, hope, and trust in God’s grace and mercy become more prominent. This paper first introduces two mystical states of “Happiness and Sorrow” and then investigates different ways of behavioral development in different periods of Sufism. Ways such as manifestation of Truth (God) on mystic in the guise of body, God’s call and the pleasure of it, reciting the Quran and reflecting upon its verses, visiting Khidr and meeting the sages and the sacred, making a pilgrimage to Sufi masters’ tombs, Sufi dance, listening to the stories of the common people, even drunk and atheistic ones, and infidels, and eventually specific locations and times.
    Keywords: SORROW, HAPPINESS, Methods-Advices, ABOSAEID ABOLKHER, ROZBAHAN NAGHLI
  • Mahdi Javanbakht, Mohammad Mir * Pages 149-174
    Study of allegories and proverbs used in the divan of Hazin Lahiji One of issues which causes more verbal beautifying is the application of various literary methods including allegories and proverbs. Either allegories and proverbs are used as essential pillar in the Indian style and these two literary approaches have been come in the lightness features. Hazin Lahiji is a contemporary poet in Hindi style. This prominent poet has tried to increase his aesthetic effect and verbal beautifying in his poems using expressive elements especially allegories and proverbs and has taken most utilize of these rhetoric approaches in his poems. In this study which was done based on descriptive-analytic method, it was tried to investigate both allegories and proverbs in the Hazin Lahiji’s poetry. Finally, the position of these approaches will be separately shown in poet’s poems based on statistical samples and presentation of tables and charts. The result of this study exhibited that Hazin Lahiji has used from proverbs more than allegories in his poems and has taken most uses of this rhetoric approach. Keywords: Hazin Lahiji, Hindi style, Allegories, Proverbs.
    Keywords: Hazin Lahiji, Hindi style, Allegories, Proverbs
  • Mahmoud Hamidi Pages 175-205
    Studying in ontology reveals well that numbers are used to explain and count phenomena and present the intensity, tenuity and hyperbolic features of narrations in epic inscriptions, moreover, in many cases they have been symbolic and esoteric and as a tool, they've been representative of common concepts and meanings in the mind of man. Beside the other artistic symbols and forms like: poetry, music, miniature, drama and …, numbers as a category of symbols, have inducted these mythical meanings and belifs. This function of numbers has been striking and notable in the formation of Iranian epic inscriptions. According to mythical rendition of Garshasbnameh from Asady Toosy, much of these numbers are symbolic and mysterious in this epic- mythologic epopee. The current study, is done using library study, relies on documents and evidences from Garshasbnameh context, and shows that "one", "two", "three", "four", "five", "six" and "seven", have implanted much science and coded meanings in themselves in a symbolic style; this meanings and concepts represents belife and credence of ancient people and have performed basic role in their fate.
    Keywords: myth, numbers, decoding, Garshasbnameh, symbol
  • Rahman Moshtagh Mehr Pages 207-245
    Ferddowsi’s Shahnameh reflected the history and culture landscape of Iran and has been under consideration different tribes in Iran, one of the tribes , looked respect are Kurd people. Kurdish poets, parts of the Shahnameh epic works to translate or to recreate it according to their living environment, have written in Kurdish language. One of these works, verse of Zahak and Kaveh Ahangar Kakavand’s work – a poet of the twelve century and early thirteenth century AD – is a free translation of the Shahnameh, which can take into account. This article is part of a verse that did Kakavand – King Jamshid – compared with the Shahnameh, and then characteristics of this effect are discussed. Ferddowsi’s Shahnameh reflected the history and culture landscape of Iran and has been under consideration different tribes in Iran, one of the tribes , looked respect are Kurd people. Kurdish poets, parts of the Shahnameh epic works to translate or to recreate it according to their living environment, have written in Kurdish language. One of these works, verse of Zahak and Kaveh Ahangar Kakavand’s work – a poet of the twelve century and early thirteenth century AD – is a free translation of the Shahnameh, which can take into account. This article is part of a verse that did Kakavand – King Jamshid – compared with the Shahnameh, and then characteristics of this effect are discussed.
    Keywords: epic poems, Shahnameh, Kakavand, Kurdish literature
  • MOSTAFA SALARI * Pages 247-270
    Abstract Sultan Mahmoud Ghaznavi, the powerful Kingdom of Ghazni period, has a special position in Persian literature. He, like any other king or ruler, along with his governance has been eulogized. Part of this process, as in histories work’s of the Ghaznavid period in the form of panegyric poems has been recorded. In addition, special and unique features of him impressive in Persian literature, that About the other rulers has not been traced. That is introduce of him as a symbol of true love, that has been expressed from distinctive and distinguished Point of view in mystical texts. In Attar's poetry, Mahmoud Ghaznavi introduce with a unique Feature. The image of Mahmoud, besides the mentioned items represents ideal and transcendental king. Ideal king, is one of the public and proposed theories in literature and thought of the Iranian. This idea is so old that it can’t be stated specific date for the formation of it. In thought of Attar, the issue of ideal king has been mixed with the historical figure of King Mahmoud Ghaznavi. This procedure is under the influence of unsuitable social conditions and inadequacy era kings, that has been Lead to the erosion of science, literature, and culture.
    Keywords: Attar, Mahmoud Ghaznavi, Islamic mysticism, Sociological criticism, ideal king
  • Pages 271-273