فهرست مطالب

مطالعات برنامه درسی آموزش عالی - پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی درویشان*، محمدسعید تسلیمی، رضوان حکیم زاده صفحات 7-38
    یکی از مواردی که امروزه در بازار کار خود را به روشنی نشان می دهد، اهمیت روزافزون مهارت های موردنیاز برای فعالیت در این بازار است. در سال های گذشته همیشه مشاهده می شد که افزایش سطح تحصیلات باعث کاهش نرخ بیکاری می شود و افراد دارای تحصیلات بالاتر، درآمد بیشتری در طول دوران زندگی خود داشته اند. اما این موضوع در طول زمان تغییر کرده است و آمارهای موجود نشان می دهند که نرخ بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی از نرخ بیکاری عمومی در جامعه بالاتر رفته است. این موضوع باعث شد تا مبحث مهارت های موردنیاز برای فعالیت در بازار کار موردتوجه قرار گیرد. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مرور ادبیات در حوزه اشتغال پذیری، مدل اولیه پژوهش استخراج شد. این مدل بر پایه سه گروه مهارت سخت، نرم و شناختی ایجاد شد. سپس بر اساس آن با مسئولان جذب و استخدام و کارآفرینان برخی از شرکت های فعال در بازار مصاحبه انجام شد و مشاهده شد که پس از انجام 15 مصاحبه، اطلاعات و دیدگاه های به دست آمده از نخبگان به سطح اشباع رسیده است. پس ازآن پرسش نامه روش دلفی استخراج شد و با مراجعه مجدد به این شرکت ها، دیدگاه های نخبگان برای بار دوم به دست آمد. این فرآیند چهار بار انجام شد تا این که بر روی مهارت های موردنیاز برای فعالیت دانش آموختگان دانشگاهی در بازار کار اجماع حاصل شد. 17 مهارت اصلی که از دید فعالان بازار به عنوان مهارت های اصلی موردنیاز دانش آموختگان برای ورود و فعالیت در بازار کار بودند، استخراج شدند. تحلیل ها و محاسبات در این پژوهش با استفاده از تکنیک فازی انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در برنامه های درسی  آموزش عالی  به مهارت های موردنیاز برای دانش آموختگان دانشگاه ها توجه شود و این مهارت ها در چارچوب بازنگری برنامه های درسی وزارت علوم  لحاظ شود. همچنین دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی  دوره های مهارتی را بر مبنای مهارت های اشتغال پذیری از طریق دوره های کارآموزی برای دانشجویان ارائه دهند.
    کلیدواژگان: اشتغال پذیری، مهارت های اشتغال پذیری، دانش آموختگان آموزش عالی، برنامه درسی آموزش عالی، روش دلفی گروهی فازی
  • اعظم معتمدی، محمد یمنی*، علی خورسندی طاس کوه، محبوبه عارفی صفحات 41-64
    هدف این پژوهش طراحی الگویی برای اصلاح ساختار رویکرد میان رشته ای در دانشگاه ها با تاکید بر پایداری توسعه ملی است. روش پژوهش برخاسته از نظریه داده بنیاد برای تبیین و تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه های اکتشافی بود.جامعه مورد مطالعه این پژوهش اساتید علوم پایه و اساتیدی بودند که در این زمینه صاحبنظر بودند. روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی بود. ابزار گردآوری یافته ها از طریق مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. در تحلیل یافته ها از تحلیل محتوا و احصاء مضامین در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. با استناد به ادبیات پژوهش و یافته های اکتشافی،اصلاح ساختار رویکرد میان رشته ای علوم به عنوان پدیده محوری،تحول در نقش دانشگاه ها، اهداف بنیادین، تدوین برنامه ها به ترتیب به عنوان شرط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و سیاستگذاری در فرایندها و ساختار و الزامات مدیریتی به عنوان راهبرد شناخته شد. یافته ها نشان داد پیامد اصلاح ساختار دستیابی به همگرایی علم و فناوری است. براین اساس اتخاذ سیاستگذاری های ویژه در دانشگاه ها و نهادهای مرتبط و توجه به پژوهش و آموزش میان رشته ای همراه با الزامات آن می تواند در اصلاح ساختار کمک های موثری نماید.
    کلیدواژگان: رویکرد میان رشته ای، علوم پایه، دانشگاه، اصلاح ساختار، توسعه ملی
  • رحمت الله خسروی*، مهدی جهانگیری صفحات 65-87
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر خودکارآمدی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون-  پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان کارشناسی پیوسته در رشته علوم تربیتی ورودی سال 1391 دانشگاه فرهنگیان(پردیس پسرانه شهیدبهشتی زنجان) به تعداد 210 نفر است که با نمونه گیری در دسترس در نهایت 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و  به طور تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (30 نفر) و یک گروه کنترل (30 نفر)جای داده شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران(1982) است. نمونه ها قبل و پس از آموزش به این پرسشنامه پاسخ دادند. داده های بدست آمده با تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل کواریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که آموزش مهارت های اجتماعی در بهبود و افزایش خودکارآمدی دانشجومعلمان تاثیر معناداری دارد. نتایج مطالعات مربوط به پیگیری یک ماه بعد از پس آزمون نیز بر تثبیت و پایداری این تاثیر دلالت دارد.
    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، خودکارآمدی، قابلیت های حرفه ای، تربیت معلم
  • آیدین مهدیزاده تهرانی، علیرضا عصاره*، محمود مهرمحمدی، محمدرضا امام جمعه صفحات 89-121
    این پژوهش با هدف تبیین دیدگاه های صاحب نظران درباره عناصر برنامه درسی تربیت معلم هنر (آموزش عالی) به منظور طراحی الگوی یک برنامه درسی صلاحیت محور تربیت معلم هنر در آموزش عالی است. در پاسخ به این هدف، با استفاده از رویکرد کیفی اکتشافی و روش نظریه زمینه ای، با 15 نفر از صاحب نظران حوزه برنامه درسی و آموزش هنر که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی، تا حد اشباع محتوایی مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. داده های اولیه با نرم افزار تحلیل کیفی مکس کیو دی آنسخه 11 طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش و همچنین دلالت های متناظر با عناصر دهگانه الگوی برنامه درسی اکر مستخرج از تحلیل مصاحبه ها به عنوان مبانی الگوی مفهومی برنامه درسی یادشده تبیین شد. الگوی برنامه درسی پیشنهادی این پژوهش در تربیت معلم بر اصل تلفیق و ترکیب، کثرت گرایی شناختی و عرصه مکاشفه هنری تکیه دارد. منطق این الگو شامل (مکاشفه هنری، یادگیری در عمل، اعتبار تخصصی، ارتباط گرایی، مشارکت و نقش فعال معلم) است و عناصر نه گانه برنامه درسی آن متناسب با آنچه حاصل از نتایج مصاحبه های صورت گرفته بوده است طراحی شده است. الگوی به دست آمده می تواند مبنایی برای طراحی برنامه درسی تربیت معلم هنر در مراکز آموزش عالی و مراکز تربیت معلم باشد.
    کلیدواژگان: آموزش هنر، آموزش عالی، الگوی برنامه درسی، عناصر برنامه درسی، اکر، برنامه درسی صلاحیت محور
  • مهدی محمدی، میمنت عابدینی*، سیروس منصوری صفحات 123-147
    هدف اساسی این پژوهش ترکیبی اکتشافی متوالی، ساخت و اعتباریابی مقیاس برنامه درسی سازنده گرا در آموزش عالی بود. روش پژوهش بخش کیفی مطالعه موردی کیفی بود. مشارکت کنندگان بالقوه، صاحب نظران برنامه درسی در حوزه سازنده گرایی و روش گردآوری داده، مصاحبه نیمه ساخت مند بود که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش معیار با 8 نفر مصاحبه شد. با استفاده از روش تحلیل مضمون، 40 مضمون پایه، 4 سازمان دهنده و یک مضمون فراگیر تدریس سازنده گرا کشف شدند. روش پژوهش بخش کمی توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری برای اعتباریابی مقیاس، شامل صاحب نظران در حوزه سازنده گرایی بودند که با رویکرد نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس برنامه درسی سازنده گرا با  4 زیرمقیاس و 40 گویه با طیف لیکرتی پنج درجه ای بود. نتیجه تحلیل عامل تاییدی نشان داد که بر اساس بار عاملی عناصر هدف 67/0، محتوا 65/0، راهبردهای یاددهی- یادگیری 86/0و ارزشیابی 65/0، اعتبار سازه مقیاس مورد تایید قرار گرفت. همچنین بر اساس ضرایب آلفای کرونباخ این عناصر به ترتیب 78/0، 74/0، 81/0، 71/0 پایایی مقیاس برنامه درسی سازنده گرا در نظام آموزش عالی نیز مورد تایید قرار گرفت.
    کلیدواژگان: مقیاس، اعتباریابی، سازنده گرایی، آموزش عالی
  • مریم صفرنواده، نعمت الله موسی پور*، محبوبه اظهری، عبدالسعید محمدشفیعی صفحات 149-169
    برنامه درسی کارورزی رشته های دانشگاه فرهنگیان، از سال 1393 به اجرا درآمده است. این برنامه بیش از دوازده درصد زمان آموزش را به خود اختصاص داده و درصدد است تا فرصت لازم برای تجربه به کارگیری دانش نظری در موقعیت عملی را فراهم کند. پرسش این است که «دانشجو معلمان» تحت پوشش این برنامه دوساله، چه تجربه‎ای کسب کرده‎اند؟ در این مقاله تلاش می‎شود تا تجربه زیسته دانشجو معلمان اولین نوبت اجرای این برنامه با به کارگیری روش پدیدارشناسی و از طریق مصاحبه با یازده نفر از آنان، بازخوانی و بر اساس آن، تصویری از آثار برنامه های کارورزی ترسیم گردد. تجربه این گروه نشان می‎دهد که برنامه‎ جدید کارورزی دارای «اثربخشی» بوده و توانسته ‎است رضایت دانشجو معلمان را کسب کند، شایستگی آنان را افزایش دهد و به شکل‎گیری هویت معلمی آنان، کمک نماید. باوجوداین، اجرای برنامه کارورزی با مسائلی از جمله ضعف آموزش کارگزاران مواجه است ولی می‎تواند اعتلا یابد.
    کلیدواژگان: دانشجو معلم، برنامه جدید کارورزی، تربیت معلم، دانشگاه فرهنگیان
  • زهره عباباف صفحات 171-193
    پداگوژییکی از موضوعات مورد بحث و مرتبط با مطالعات برنامه درسی و آموزشگری است. این حوزه مطالعاتی در حال گسترش و در عین حال بسیار اساسی در مطالعات برنامه درسی آموزش عالی است. این مقاله با هدف شناخت ابعاد پداگوژی در آموزش عالی تنظیم شده است. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتز پژوهی با رویکرد اکتشافی جمع آوری شده اند. فرایند پژوهش شامل پنج گام متوالی بوده است. در دو گام اول منابع داده های پژوهش گزینش شدند و در دو گام بعدی داده ها به شیوه استقرای تحلیلی مورد تحلیل قرار گرفتند. از تحلیل داده ها 37 مولفه استنباط شد. در گام پنجم، برای رسیدن به یک چارچوب مفهومی مولفه ها با هم ترکیب شدند و 7 مولفه اصلی: چشم انداز ها،  عامل ها، نظریه پردازی، نظام باوری، حیطه ها، اصول و رویه ها، و شایستگی های حرفه ای شکل گرفتند. بر اساس مولفه های اصلی، مدل مفهومی پداگوژی تدوین گردید.
    کلیدواژگان: ابعاد پداگوژی، برنامه درسی آموزش عالی، پداگوژی، چشم انداز های پداگوژی
|
  • Ali Darvishan *, Mohammadsaeed Taslimi, Rezvan Hakimzadeh Pages 7-38
    In today’s market, the lack of necessary skills to operate efficiently could be mentioned as one of the significant issues. In the past, it was reported that higher levels of education correlates with lower unemployment rates leading to higher incomes for people with higher educations. However, this has changed over time, and recent statistics reaveled that the unemployment rate of university graduates is higher than the general unemployment rate in the society. This highlighted the significance of skills essential for operating in the market. Hence, this study seeks to present a model for skills that could raise the chance of employment referring to the literature review. This model was defined based on three groups of hard, soft and cognitive skills. The data were collected through interviews with some of recruiting officials and entrepreneurs. The findings indicated that after 15 interviews, the information and views obtained from the elites had reached saturation levels. Subsequently, the Delphi method questionnaire was extracted, and by referring to these companies, the views of the elites were obtained for the second time. This process was carried out four times, until a consensus was obtained about the skills necessary for the university graduates to enter the labor market. Finally, 17 main skills were mentioned by market participants as the essential skills for graduates to enter and work in the job market. The analysis in this study was conducted through fuzzy technique.
    Keywords: Employability, Employability Skills, higher education graduates, employment, fuzzy group Delphi Method
  • Azam Motamedi, Mohammad Yamani *, Ali Khorsandi Taskoh, Mahboobeh Aref Pages 41-64
    The purpose of this study is to design a model for reforming the structure of the interdisciplinary approach in the field of basic science at the university level, emphasizing the sustainability of national development. The research method was derived from grounded Theory for explaining and analyzing findings from exploratory interviews. The study population was the professors of basic sciences and professors who were well-known in this field. The sampling method was a combination of purposeful sampling and snowball. The research tool included an open source interview. In the data analysis phase, the content analysis and counts of the themes were employed in open, axial and selective coding stages.Referring to the literature and exploration, reform of the structure of science education as a pivotal phenomenon, evolution of the role of universities, fundamental goals, formulation of programs, respectively as caustic condition, underlying conditions, conditions of intervention and policy in the processes and structure and management requirements were identified as a strategy. The findings indicated that the outcome of reform of the structure is achieving a convergence of science and technology. Therefore, the adoption of special policies with emphasis on national development in universities and related institutions and special attention to interdisciplinary research, along with its requirements could facilitate reforming the structure.
    Keywords: interdisciplinary approach, Basic Sciences, university, structural reform, National Development
  • Rahmat Allah Khosravi *, Mahdi Jahangiri Pages 65-87
    The purpose of this study was to investigate the effects of social skills training on self-efficacy of students in Farhangian Univerity. The research method was semi-experimental including a pretest- posttest design with control group. The statistical population consisted of 210 B.S students in Educational Sciences at Farhangian University, (Shahid Beheshti Campus of Zanjan). Finally, 60 students were selected by convenience sampling and they were randomly assigned into experimental or control groups. Both groups completed the General Self-Efficacy Subscale (Sherer et al., 1982) before and after social skills training, and one month after the study. The obtained data were analyzed by multivariate analysis of variance (MANOVA) and one-way analysis of covariance (ANCOVA). The results indicated that social skills training had positive effects on self-efficacy of students in the posttest and these effects were persisted in follow-up.
    Keywords: social skills, self-efficacy, professional competencies, teacher education
  • Aidin Mahdizadeh Tehrani, Alireza Assareh *, Mahmood Mehrmohammadi, Mohammadreza Emamjomeh Pages 89-121
    The purpose of this study is to explain the views of the experts on the elements of arts curriculum at teacher training (Higher Education) level in order to design a model of a competency-based curriculum for arts. Therefore, 15 experts in arts curriculum and arts education were selected through exploratory qualitative approach and Grounded Theory method based on anowball sampling. These samples were subjected to semi-structured interviews with content saturation. The content validity of the interview questions was confirmed by experts. The initial data were analyzed with MAXQDA software version 2011 through three open, axial and selective coding steps. The findings of the research as well as the implications of ten elements of Akker curriculum model were explained by the analysis of the interviews as the basis of the conceptual model of the curriculum. The curriculum proposed in this research relies on teaching the principle of integration and composition, pluralism and the field of revelation to the teachers. The logic of this pattern includes (artistic revelation, learning in action, specialist credentials, communication, participation and active role of the teacher) and the nine elements of the curriculum has been designed proportional to the results of the conducted interviews The presented pattern could be used as a basis for designing an arts curriculum for teacher training at the higher education level as well as teacher training centers and institutions.
    Keywords: Art Education, Higher education, Curriculum Model, elements of the curriculum, Akker curriculum model
  • Mehdi Mohammadi, Meimanat Abedini *, Siroos Mansoori Pages 123-147
    This study seeks to develp and validate the constructivist curriculum scale in higher education. This study is considered as an exploratory mixed method research inlcduing qualitative (case study) and quantitative (descriptive-survey) phases. The reseaech population included curriculum scholars in the field of constructivism and data collection method, was semi-structured interview. By purposeful sampling approach and criterion method, eight informants were selected as the samples to be interviewd. Using thematic analysis 40 basic themes, 4 organizing themes, and a total theme for constructivist curriculum was explored. For the quantitative phase, the statistical population was curriculum experts in constructivism area that 30 experts were selected by purposeful sampling. The research instrument was the constructivist curriculum scale including 4 subscales and 40 items based on Likert scale. The result of the confirmatory factor analysis revealed factor loads of 0.67 for goal, 0.65 for content, 0.86 for teaching-learning strategies, and 0.65% for evaluation and the construct validity was confirmed. In addition, based on Cronbach's alpha coefficients of components were, 0.78, 0.74, 0.81, and 0.71. And the reliability was confirmed.
    Keywords: Scale, Validation, constructivist, Higher education
  • Maryam Safarnavadeh, Nematollah Musapoor *, Mahboubeh Azhari, Abdolsayad Mohammad Shafiy Pages 149-169
    The internship curriculum of the Farhangian University has been implemented since 2014. The program employs more than 12% of the training time and seeks to provide the opportunity to experience the application of theoretical knowledge in practical situations. The question is: “what experience has the student covered under this two-year program?” In this article, we seek to review the experience of the students, the first turn of the program, through an interview with 11 students, and a picture of the effects of the internship program. The experience of this group shows that the new program of internship has been "effective" and has been able to satisfy the students’ expecttaions, increase their competence and help shape and improve their teacher's identity. However, the implementation of the internship program is faced with a number of problems, including the lack of training of the brokers which could be purposefully improved.
    Keywords: new internship program, Student, teacher education, Farhangian University
  • Zohreh Ababaf Pages 171-193
     Pedagogy is one of the most focused research areas in curriculums studies and education. This developing research area is an essential topic in the higher education curriculum. This research is designed to explore the pedagogical dimensions in higher education curriculum. The data were collected based on a quantitative research design and through an exploratory synthesis technique. The research process consists of five consecutive stages. In the first 2 stages, the references of the research were selected. In the next 2 stages, the data was analyzed using analytic induction which derived 37 components. In the last stage, the components were synthesized in order to achieve a conceptual framework, and 7 key components were drawn: perspectives, agents, theorization, belief system, domains, principles- procedures, and professional competencies. Based on these key components, the conceptual model of pedagogy was developed.
    Keywords: higher education curriculum, dimensions of pedagogy, Pedagogy, pedagogical perspectives