فهرست مطالب

آموزه های قرآنی - شماره 29 (پیاپی 54، بهار و تابستان 1398)
  • شماره 29 (پیاپی 54، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/17
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حامد مسکوب، سید محمد باقر حجتی *، مهدی مهریزی صفحات 3-30

    در این مقاله سعی شده است تا تاثیر متعلق معرفت بر اخلاق از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور ابتدا آیات قرآن کریم با این نگاه مورد بررسی و مداقه قرار گرفتند و معرفت هایی که در قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته اند و اثرگذار بر اخلاق هستند، دسته بندی شده و مورد تحلیل قرار گرفته اند که عبارت اند از: 1. شناخت دنیا، 2. شناخت آخرت، 3. شناخت شریعت و دستورات اخلاقی، 4. شناخت شیطان و راه های مبارزه با آن، 5. شناخت انسان، 6. شناخت خداوند متعال. سپس بررسی شده است که در این معرفت ها و در مراتب مندرج در آن ها چه میزان تاثیر اخلاقی برآورد می شود و شناخت کدام یک از آن ها اثرات اخلاقی عمیق تر و کامل تری دارد؟ نتیجه این بوده است که متعلق معرفت هر اندازه متعالی تر شود، اثر اخلاقی آن نیز عمیق تر و متعالی تر می گردد و بالاترین معرفت که همان توحید و شناخت صفات الهی است، بالاترین اثرات را در اصلاح اخلاق خواهد گذاشت.

    کلیدواژگان: شناخت، اخلاق، دنیا، آخرت، دستورات اخلاقی
  • محمد تقی دیاری بیدگلی، محمد هادی مفتح، نعمت الله فیروزی * صفحات 31-58

    قرآن کریم مهم ترین رسالت انبیاء الهی را ابلاغ و رساندن پیام دین می داند. توجه به شاخصه های قرآنی تبلیغ، مبین این نکته است که جریان تبلیغ، صرف اعلام و انتقال پیام نیست بلکه موفقیت آن حاصل نگاه عالمانه و راهبردی نسبت به ابعاد پیچیده تبلیغ و عناصر دخیل در آن است.
    بررسی آثار و اقدامات متعدد این حوزه نشان می دهد که منابع و رویکردهای موجود «غالبا به شیوه های تبلیغ فردی و تبیین الگوهای درون دینی» تمرکز داشته و به ندرت رویکرد جامع و دقیق نسبت به انسجام و پیوستگی اجزاء و ابعاد مکمل آن ارائه می نماید. این پژوهش با توجه به معارف قرآن کریم و سیره عملی اهل بیت به بایسته هایی دست می یابد که توجه به آن می تواند منجر به تحول و تاثیرگذاری قابل توجه در جریان تبلیغ دین شود. ضرورت درک جامع از وجوه تمایز، اهداف و کارکردهای تبلیغ دین، اولویت بندی نظام موضوعات تبلیغ، ارائه طرح های جامع بلندمحور، طراحی نظام جامع مشارکت و نیز اجرای نظام جامع رصد و پایش مستمر تبلیغ از جمله این بایسته هاست. مبتنی بر تبلیغ راهبردی کل نگر، ترویج و نهادینه نمودن اصل دین در جامعه با نگاه های بخشی، جزئی نگر و اقدامات کوتاه مدت و مقطعی حاصل نخواهد شد؛ بلکه تمامی این اقدامات باید مبتنی بر بنیادهای اصیل دینی و بر محور ترسیم دقیق چشم اندازها، تبیین منطقی نقش و جایگاه هر یک از اجزاء، ابعاد و برنامه ریزی های همسو و هم جهت انجام پذیرد.

    کلیدواژگان: تبلیغ دین، بایسته های مدیریتی، راهبردهای کل نگر، قرآن کریم
  • ابوالفضل حری * صفحات 59-85

    این جستار، سبک زندگی ایمانی را در پرتو قرائت مضمونی و ساختاری سوره حجرات و با عنایت به مبحث نظری معناشناسی ایمان و کفر بررسی می کند. ابتدا به پیشینه بررسی سوره حجرات در تفاسیر مختلف از جمله المیزان و نمونه و برخی تک نگاری ها اشاره می شود. سپس، ساختار و مضمون سوره حجرات در پرتو سبک زندگی ایمانی بررسی می شود. عبارت «یا ایها الذین آمنوا»، نوعی فراخوانی یا خطاب تلقی شده که ایدئولوژی اسلامی را برمی سازد. در این سوره، شش بار این فراخوانی به کار رفته است. این فراخوانی ها در پرتو معناشناسی دو مفهوم متضاد ایمان و کفر بررسی می شوند. آنگاه از سبک زندگی ایمانی نیز ذکر به میان می آید. در ادامه، گفته می شود که این فراخوانی ها از نوع سلبی است و لازم است در سبک زندگی ایمانی از آنها پرهیز شود. بر پایه معناشناسی دو مفهوم ایمان و کفر و حوزه معنایی آنها، شش صفت نکوهیده در این سوره که ریشه زبانی دارند، بررسی می شوند. این شش صفت عبارتند از: استهزاء، عیبجویی، انتساب القاب زشت، گمان بد، تجسس و غیبت. آنگاه تقوا برترین صفت موٴثر بر این شش صفت نکوهیده معرفی می شود. در پایان، الگویی مبتنی بر دو قطب ایمان و کفر برای سبک زندگی ایمانی ترسیم شده و به چند یافته اشاره می شود.

    کلیدواژگان: سبک زندگی ایمانی، معناشناسی، ایمان، کفر، حجرات
  • سیده بتول ضیاءالدین *، حسن نقی زاده، حسن خرقانی، مرتضی نوروزی صفحات 87-114

    جستار حاضر می کوشد مفهومی عالمانه از چیستی دلالت اشاره، جایگاه، ارکان و شرایط و ضوابط تحقق، اعتبار و حجیت آن را بررسی و تبیین نماید و از روش استناد، استدلال، توصیف و تحلیل بهره گرفته است.
    بررسی ها در باب دلالت اشاره نشان می دهد که این نوع دلالت نه از سنخ لفظ بلکه امری فراتر از آن است و از نوع غیر صریح و دلالت التزامی است؛ از نظر عرف، مقصود مستقیم گوینده کلام نمی باشد، اما این تعبیر با تسامح درباره خداوند و کلام الهی به کار می رود؛ زیرا خداوند عالم مطلق به تمام امور است.
    این دلالت دارای مراتبی است که طبق تعریف ها به جلی و خفی تقسیم می شود. این دلالت با دقت عقلی به دست می آید و از دلالت های بین اما بالمعنی الاعم می باشد. جایگاه دلالت اشاره در مرتبه بعد از دلالت اقتضاء و دلالت تنبیه است.
    حجیت دلالت اشاره از باب حجیت ظواهر الفاظ، محل تردید است؛ زیرا نه از نظر کاربرد و نه از نظر سیاق، مقصود اصلی گوینده نیست و تبعا و ارتکازا اراده شده است، اما می توان این دلالت را از دلالت های تبعی شمرد و آن را از باب ملازمات عقلی، حجت دانست.
    دلالت اشاره در پی بردن به اعجاز بیانی قرآن کریم و جهان شمولی احکام و معارف قرآنی کارایی دارد و با آن می توان احکام شرعی، احکام سیاسی، امور اعتقادی و مانند آن ها را از قرآن استخراج کرد.

    کلیدواژگان: دلالت التزامی، دلالت اشاره، برداشت از قرآن، اصول فقه
  • حمید ایماندار *، حامد مصطفوی صفحات 115-140

    قرآن کریم از منظر جمیع فرق اسلامی به عنوان مصدر اساسی تقریر عقائد کلامی و عقیدتی مطرح است؛ در پژوهش حاضر با محور قرار دادن مبحث توحید به عنوان مهمترین مسئله مطرح در مبانی عقیدتی اسلامی به تحلیل تاثیر مبانی و روش های تفسیری در این حوزه پرداخته شده است. منهج ما در این نوشتار پرداختن به نقش و کارکرد مبانی صدوری و دلالی تفسیر و روش های تفسیری در تبیین مفهوم توحید است. نگاه متمایز به وحی قرآنی با ارائه صبغه بشری و غیر الهی از ماهیت الفاظ و معانی آن نقطه عطف مبانی تفسیری جریان هرمنوتیک بوده که مستقیما بر تلقی این جریان از جوانب مختلف مفهوم توحید موٴثر بوده است. در حوزه مبانی دلالی تاکید بر استقلال دلالی قرآن کریم در بین علماء فریقین بعضا سبب گرایش به نظرگاه های سلف گرایانه را در حوزه توحید عملی شده است؛ روش تفسیری روایی در حوزه سنی آن در جریان سلفیه نمود یافته و با تکیه بر روایات ضعیف به تجسیم و تشبیه گرایی در حوزه توحید صفاتی دامن زده است. رویکرد روایتگری در حوزه شیعی نیز با مخدوش نمودن استقلال دلالی قرآن به تاویل و باطن گرایی در حوزه توحید انجامیده است. حضور پررنگ تفاسیر تاویل گرایانه و تمثیل گونه در روش تفسیر فلسفی و توجه به قرآن کریم به عنوان محصولی ادبی و فرهنگی در روش تفسیری ادبی نیز اثرات سوئی در تلقی اصحاب این دو جریان در حوزه توحید صفاتی داشته است.

    کلیدواژگان: تفسیر، توحید، روش های تفسیری، مبانی تفسیری
  • سیده الهام آقایی ابرندآبادی *، جمیله علم الهدی صفحات 141-174

    پژوهش حاضر با هدف تحلیل مفهوم زیبایی در قرآن کریم با کمک شبکه معنایی تنظیم گردیده که عبارت است از فهم معنای یک مفهوم از طریق بررسی مفاهیم مربوط به آن، به طوری که جنبه های مهم و اختصاصی آن مفهوم و همچنین روابطش با دیگر مفاهیم آشکار شود. برای تامین هدف کلی فوق، مراحل مفهوم شناسی واژگان زیبایی و زیبانمایی، شناسایی جایگاه واژگان، شناسایی روابط مفهومی میان واژگان، استنباط مفاهیم کلیدی و در نهایت تحلیل مفهوم زیبایی حقیقی منتهی به خیر، منتهی به شر و زیبانمایی صورت پذیرفته است. نتایج این پژوهش عبارتند از اینکه در قرآن باید میان مفاهیم زیبایی حقیقی منتهی به خیر و منتهی به شر و زیبانمایی تمایز قائل شد. مفاهیم زیبایی (و زیبانمایی) به شدت در هم تنیده هستند. در واقع مصداق زیبایی (و زیبانمایی)، در عین حال می تواند خود مولد (عامل)، معلول و یا متقارن با زیبایی های دیگر (و زیبانمایی) نیز باشد. این مفاهیم مولد، به عنوان مفاهیم کلیدی برگزیده شدند. در تحلیل مفهوم زیبایی حقیقی منتهی به خیر، منتهی به شر و زیبانمایی با بررسی مفاهیم مشترک روابط ایجابی و سلبی و ارتباط اشراقی که میان این مفاهیم برقرار است، باید گفت که در زیبایی حقیقی منتهی به خیر، مفهوم ایمان به خداوند جایگاه اساسی دارد. در زیبایی حقیقی منتهی به شر و زیبانمایی نیز هرچند در ابتدای راه کاملا از هم متمایز هستند، اما در انتهای مسیر به یک نقطه منتهی می گردند. در هر دو، مفهوم کفر از نقش کلیدی برخوردار است.

    کلیدواژگان: تحلیل مفهوم، زیبایی، قرآن کریم، شبکه معنایی
  • محمدابراهیم روشن ضمیر *، علی عربی آیسک صفحات 175-197

    بحث از رابطه آرمان گرایی به معنای در نظر داشتن اهداف عالیه و چشم بستن بر واقعیت ها، با واقع گرایی به معنای منطبق کردن حرکت تنها بر بنیان واقعیت ها، دیرینه ای بس دور و دراز دارد و به بحث های درازدامنی منجر شده است. برخی از آیات قرآن، انسان را به در نظر داشتن آرمان ها و بی توجهی به واقعیت ها فرا می خوانند و دسته ای دیگر، نسبت به غفلت از واقعیت ها هشدار می دهند. هر چند در نگاه آغازین، این دو دسته از آیات ناهمخوان به نظر می رسند اما به توجه به آیات دیگری همچون آیات مربوط به در نظر داشتن تعداد افراد دشمن در وجوب جهاد، آیات مربوط به میانه روی در انفاق و... می توان به این گونه بین آن ها جمع کرد که انسان مسلمان ضمن رصد دائمی آرمان ها و پایش چشم انداز باید به واقعیت های موجود توجه داشته باشد. به عبارت دیگر، قرآن انسان را به آرمان گرایی واقع بینانه فرا می خواند. روشن است که فراموشی آرمان ها، به انحراف از هدف و مقصد منجر شده و نادیده گرفتن واقعیت ها، شکست و عدم توفیق را به دنبال خواهد داشت.

    کلیدواژگان: آرمان گرایی، واقع گرایی، آرمان گرایی واقع بینانه، قرآن
  • حمید رضا طوسی * صفحات 199-222

    قاعده وفای به عهد که کانون اصلی مقررات گوناگون نظام بین الملل معاهدات است با وقوع نقض طرف عهد قداست خود را از دست می دهد و قاعده اقدام متقابل مشروعیت می یابد . قاعده اخیر در تمام نظام های حقوقی از جمله نظام حقوقی قرآن همواره مهم ترین استثنای مشروع بر قاعده «وفای به عهد» است. از نظر آموزه های قرآنی نقض پیشین تعهدات دو مصداق دارد: نقض واقعی و پیمان شکنی آتی مبتنی بر قرائن قطعی (نقض حکمی) هر دوی آنها مبنای جواز قاعده اقدام متقابل را تشکیل می دهند. مستند قرآنی جواز قاعده اقدام متقابل مربوط به نقض حکمی آیه 58 سوره انفال است.
    از این آیه به دلیل شگفتی معنایی، همواره دو دیدگاه تفسیری در کار بوده است. در شیوه نخست، برای استنباط حکم آیه، نیازی به پیوند معنایی با دیگر آیات مربوط به «نقض پیمان» دیده نمی شود؛ زیرا ویژگی اعجاب آفرینی آیه، تشریع حکم با الفاظی مختصر و معنایی گسترده است. این روش تفسیری، مشابه همان شیوه استنباط فقهی از آیه است. (قاعده نبذ)
    در روش تفسیری مورد نظر این نوشتار، کشف «جواز نقض متقابل» در روابط قراردادی دولت اسلامی مبتنی بر نظام معنایی آیات است؛ زیرا در نظریه اخیر، متناسب با دیدگاه جامع قرآن، شرط مشروعیت «قاعده» یعنی وقوع نقض ابتدایی، مفروض است. در عین حال این آیه با آیات مربوط به نقض پیشین (واقعی) ارتباط معنایی دارد. با این نگاه تحلیلی، معرفی مصداق جدید از عدالت محوری در روابط قراردادی میان دولت ها (نوآوری قرآنی) برجسته می گردد؛ زیرا بر اساس این روش تحلیلی، ویژگی «عمل متقابل» بودن «قاعده» در برابر «پیمان شکنی پیشین» تبیین می گردد.

    کلیدواژگان: آیه 58 سوره انفال، قداست قاعده «وفای به عهد»، مشروعیت قاعده اقدام متقابل، مبنای قرآنی قاعده اقدام متقابل
  • علی ملاکاظمی *، سیدکمال معتمدشریعتی صفحات 223-250

    «انجیل کودکی توماس» یکی از انجیل های غیر رسمی مسیحیت است که برخی شباهت های میان آن و قرآن کریم، شماری از خاورشناسان را بر آن داشته که پیامبر اکرم برخی از آیات قرآن را از انجیل کودکی اقتباس نموده است. لذا این نوشتار در پاسخ به این مسئله سامان یافته است که میزان تشابهات و اختلافات میان انجیل کودکی با قرآن کریم به چه میزان است و آیا شباهتهای موجود بیانگر اقتباس قرآن از انجیل کودکی است یا خیر؟
    بررسی مقایسه ای انجیل کودکی با قرآن کریم نشان می دهد که سخن گفتن در گهواره، شفا دادن بیماری برص و پیسی و نزول مائده آسمانی در شمار معجزاتی است که تنها در قرآن کریم آمده و در مقابل تمیز کردن آبهای رودخانه، افزودن بر مقدار اندک، افزودن درازای چوب، سالم گردانیدن کوزه شکسته و علم به الفبا و حروف، معجزاتی است که تنها در انجیل کودکی آمده است. ساختن پرنده از گل، شفا دادن بیمار، زنده کردن مرده و خبر دادن از غیب نیز مهمترین اشتراکات انجیل کودکی با قرآن کریم است. از سوی دیگر اشتمال این انجیل بر مطالبی چون ذکر پدر و برادر برای عیسی ، نفرین، استهزاء و ناسزا گفتن به افراد توسط عیسی و تفصیل داستانی و تکیه بر جزئیات که تاثیری در بعد هدایتی و تربیتی ندارد و نیز امی بودن پیامبر اکرم و عدم ارتباط و عدم بهره گیری از افراد آگاه به کتب مقدس و تفاوت سبک بیانی و محتوایی قرآن با انجیل کودکی به خوبی گویای خاستگاه وحیانی قرآن و خاستگاه بشری در گزارش های انجیل کودکی است که رویکرد تقدس زدایی از سیمای حضرت عیسی در این انجیل نمایان است.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، انجیل کودکی توماس، حضرت عیسی(ع)، بینامتنیت، رویکرد تقدس زدائی، سبک بیانی و محتوایی
  • محمد امامی، مصطفی احمدی فر، فریدون عباسی * صفحات 251-276

    اصولیان در گذشته و حال بین روایات فقهی و روایات تفسیری، تفکیکی نکرده اند؛ علامه طباطبایی و عده ای از محققان با استناد به دلایلی معتقدند ادله حجیت خبرواحد شامل روایاتی که در تفسیر آیات غیر فقهی رسیده، نمی شود. آیت الله خویی(ره) و برخی دیگر از بزرگان در نقد این دیدگاه گفته اند: ادله حجیت خبرواحد شامل خبرواحد رسیده در آموزه های معرفتی از جمله تفسیر آیات کلام الله مجید نیز می شود. مشهور میان محققان این است که شیخ طوسی مخالف حجیت خبر واحد در تفسیر است. ایشان به عبارتی در مقدمه تفسیر تبیان استناد کرده اند. از دقت در آن عبارت و توجه به دیگر عبارات شیخ در تفسیر تبیان وعده الاصول، به دست میآید که شیخ طوسی از موافقان حجیت خبر واحد در تفسیر است.

    کلیدواژگان: خبر واحد، حجیت، تفسیر، قرآن، شیخ طوسی
  • مجید زارعی، حامد دژآباد * صفحات 277-304

    دو جریان عمده در تبیین مسئله خلود در میان مفسران وجود دارد. گروهی خلود در جهنم را به معنای جاودانگی و عده ای دیگر در معنای مکث طولانی و نه ابدی دانسته اند.گرچه غالب مفسران نظریه اول را اختیار کرده اند، اما با چالش هایی نیز روبه رو بوده اند. یکی از اشکالات قابل طرح بر این نظریه، استدلال به آیه 93 سوره نساء است. در این آیه از لفظ عام برای قاتل استفاده شده است که شامل مومنین نیز خواهد شد؛ به ویژه که خطاب در آیات قبل و بعد نیز متوجه گروه مومن است. این در حالی است که بنا بر آموزه های اسلامی همانند روایات شفاعت، مومنین هیچ گاه در جهنم جاودانه نخواهند ماند. پژوهه حاضر با به کارگیری قاعده «تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیه» که در علم اصول فقه مطرح است، ضمن رفع این تعارض، نشان خواهد داد که وصف ایمان مقتول در حکم خلود قاتل شانیت داشته و قتال عامدانه و عنودانه به جهت ایمان مقتول مد نظر بوده است که بالطبع با روح ایمان ناسازگار است. همچنین بر این اساس روشن خواهد شد که نه تنها چنین کیفری برای چنین قتلی از سوی خداوند عادل و رحیم، ظلم محسوب نشده، منع عقلی نداشته و در نهایت حکمت است، بلکه حکم زیستن ابدی این گروه در دوزخ با دیگر آیات نیز همخوانی مناسبی داشته و این آیه، استثنایی از حکم خلود در معنای ابدی بودن عذاب محسوب نمی شود.

    کلیدواژگان: قتل عمدی مومن، خلود در جهنم، رفع تعارض، قاعده «تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیه»، کارکرد تفسیری
  • محمد شریفی *، قاسم فائز صفحات 305-328

    محمدامین استرآبادی یکی از علمای مشهور امامیه در قرن یازدهم هجری است. محمدامین تعالیم خود را در کتابی با عنوان الفوائد المدنیه تدوین کرده که در میان آثار او، اثری شاخص است. او مبانی و اندیشه های قرآنی و تفسیری خاصی دارد که این مقاله آن ها را با روش توصیفی تحلیلی، مورد شناسایی و نقد و بررسی قرار داد و به نتایج زیر رسید:استرآبادی تمسک به روایات معصومان را تنها راه رسیدن به صلاح می داند. او مخاطب اصلی قرآن را معصومان دانسته و هر گونه تفسیری را از غیر آنان، تفسیر به رای می شمارد و حجیت ظواهر قرآن در احکام نظری را منکر است. وی همچنین معتقد است که اجماع و عقل، شایسته احتجاج و استناد نیستند و قرآن را جامع همه علوم دانسته و تحریف قرآن را نیز محتمل می شمارد.
    بر این عقاید، نقدهای جدی وارد است که عبارت اند از: راه رسیدن به فلاح و رستگاری، تمسک به قرآن و عترت (ثقلین) در کنار یکدیگر است. اختصاص فهم و درک قرآن به امامان هم با معجزه بودن و تحدی قرآن منافات دارد. گرچه درک عمیق و دقیق قرآن، اختصاص به ائمه دارد، ولی دلیلی بر امتناع مطلق فهم آن توسط غیر معصوم نیست. ظهور نداشتن ظواهر قرآن، در تضاد با آیات دعوت کننده به تدبر و تعقل است. تفسیر قرآن بر اساس ضوابط و شرایط، امری ممکن و ضروری است و تفسیر به رای محسوب نمی شود. جامعیت قرآن به معنای جامعیت تام نیست؛ بلکه جامعیت در دین و هدایت است. قرآن به دلیل آیه حفظ و عدم سرایت باطل به آن، هرگز تحریف لفظی نشده است.

    کلیدواژگان: محمدامین استرآبادی، مبانی قرآنی، مبانی تفسیری
  • صفحات 329-338
|
  • Hamed Maskoob, Sayyed Muhammad Baqer Hujjati *, Mahdi Mehrizi Pages 3-30

    This note has tried to study the effect of the object of knowledge on ethics from the view of the holy Quran. So, at first, the holy Quran verses with deliberated view have been investigated and the knowledges which have been emphasized in the Quran and are effective on ethics have been sorted and observed which are: 1- The knowledge of the world, 2- The knowledge of hereafter, 3- The knowledge of sharia law and ethical commands, 4- The knowledge of Shayṭān (the devil) and the ways to fight, 5- the knowledge of man, 6- the knowledge of the almighty of God. Then it has been examined that how much the moral impact in these knowledges and in the determined stages are attained and which of the knowledges have a deeper and more perfective effect. The result is whatever the object of the knowledge is more highly the moral impacts become deeper and higher and the highest knowledge which is the knowledge of Tawhid (Oneness of God) and God’s attributes has the greatest effect in the improvement of ethics.

    Keywords: Knowledge, The world, Hereafter, Moral commands
  • Muhammad Taqi Diyari Bidgoli, Muhammad Hadi Mofatteh, Nemat Allah Firouzi * Pages 31-58

    The noble Quran believes that one of the most important prophethood of the God’s prophets is the propagation and conveying of the religious message. Paying attention to the Quranic parameters of the propagation reveals that the propagation current is not merely to announce and convey the message but also its success depends on scholastic and strategic look to the complicated dimensions of the propagation and its effective factors. The examination of the effects and several measures in this field shows that the available sources and approaches have mostly focused on the individual propagation methods and the explanation of the textual patterns and it rarely presents a comprehensive and accurate approach proportion to the cohesion and linkage of components and its complementary proportions. This paper with considering the holy Quran teachings and the practical manner of Ahl al_Bayt achieves requirements that paying attention to them leads to the considerable evaluation and effectiveness in the process of the religious propagation.

    Keywords: The noble Quran, The propagation of the religion, The management obligations, The holistic strategy
  • Abolfazl Hurri * Pages 59-85

    This note aims to study the divine life style in the light of the thematic and structural Qira'at (an special readings -recitations- of the holy Quran) of sūrat al_Ḥujurāt with paying attention to the theoretical subject of the semantic of kufr and iman. At the beginning, it is implied to the record of the examination of sūrat al_Ḥujurāt in different exegeses (tafasir) such as al_Mizan, Nemooneh and some monographs. Then, the structure and the subject matter of sūrat al_Ḥujurāt in the light of the divine lifestyle is studied. The expression ”یا ایها الذین آمنوا“ (O, you who believe) is regarded a kind of summons or address which establishes Islamic ideology. It is used sex times in this chapter. These summonses have been examined in the light of the semantic of the two contradictory concepts “kufr and iman”. Subsequently, it is stated the divine lifestyle is of salbi (privative or negative) type and it is vital to be avoided in the divine lifestyle according to the semantic of the two concepts “iman and kufr” and their semantic field, it is investigated sex disagreeable features: cursing, blaming, defaming, evil thoughts, not spying, backbite. Then piety (taqwaa) is the highest attribute which is effective on these sex disagreeable features is defined. At the end, the paradigm based on these two poles “iman and kufr” for the divine lifestyle has been drawn and has been implied to some findings.

    Keywords: The divine lifestyle, Semantic, Iman (the faith), Kufr (unbelief), S?rat al, ?ujur?t
  • Sayyedeh Batool Ziyaoddin *, Hasan Naqizadeh, Hasan Kharaghani, Morteza Norouzi Pages 87-114

    This article tries to examine the wisdom concept of the meaning of signification, position, pillar of the conditions and the realization, validity and validity of it, and the method of citation, description and analysis has been used. Investigations on the implication of the sign indicate that this kind of implication is not a kind of word but more that it is, it is of an inappriate nature and subjective argument, in terms of custom, purpose, but this interpretation is used with respect to God and the divine words, because God is the absolute being of all things. This sign has a degree defined by the definitions of jelly and hafi. this signification is obtained with rational precision and implies clear but in the sense of the same, the place of referencing refers to the punishment after the implication of necessity and argumentation. The signification of the signification of the verb of the appearances of the words is anatter of doubt, because neither in terms of application nor in the context of the dispute is the main purpose of the speaker and in other words, it is intended, but this signification can be considered as an implicit affair, and it is considered as the basis of rational interests. Referring to referring to the miracle of the Holy Qur'an, the Qur'anic jurisprudence is effective, and it can be used to derive religious laws, political rulings, beliefs and the like from the Qur'an.

    Keywords: Subjunctive implication, Indication of signification, From the Qur'an, Principles of jurisprudence
  • Hamid Imandar *, Hamed Mustafavi Fard Pages 115-140

    The Holy Quran from the view of all Islamic schools has been propounded as the foundation of the affirmation of the Islamic theological and ideological beliefs. With the pivot of Tawhid (oneness of God) as the most important fact presented in the Islamic - ideological bases, the present paper has studied the effect of the exegetical -tafsiri- bases and methods in this area. The method in this note is to study the role and function of the interpretive methods in the explanation of Tawhid concept. The current of hermeneutic interpretation because of being under the strong influence of the interpretive bases has been paid attention and has researched the undesirable outcomes of this approach in the validity of the issuance of the holy Quran. The distinguished look to the Quranic revelation with the presentation of human being and non-divine origination for the verbal quiddity and their semantics has been the milestone of the interpretive principles of the hermeneutic current which it has directly influenced the understanding of this current of the different aspects of Tawhid concept. In the field of the indicative Principles has been paid attention to the semantic stages and the comprehensibility of the Quranic revelation and has been emphasized on the Tawhid issues such as taʾwīl (Interpretation or allegorical interpretation) and tashaboh (similarity) of the God’s attributes. Impact on The method is to examine the role and use of the bases. Emphasizing of the indicative independence of the holy Quran between the Shia and Sunni scholars sometimes causes the Salafi attitudes in the field of practical monotheism (at-Tawhid al-Amali); the interpretive method originating from hadiths in its Sunni seminary school in Salafi current has been appeared and with relying on the weak traditions, tajsim (in effect believing that God has a body) and tashbih (anthropomorphism) in the field of Unity of Attribute (al_Tawhid al_Sifati) has been indused. The approach of narration (of hadith) in Shiite seminary school also with corrupting the indicative independence of the holy Quran has been leaded to tawil (Interpretation or allegorical interpretation) and esotericism in the area of monotheism (Tawhid). The rich presence of the hermeneutic and allegorical Interpretations in the method of the philosophical interpretation and paying attention to the holy Quran as a literary and cultural product in the method of the literary interpretation has also followed harmful (bad) effects in the perception of the companions of these two currents in the area of Unity of Attribute (al_Tawhid al_Sifati).

    Keywords: The exegesis of the holy Quran, Tawhid (oneness of God), The interpretive methods, The exegetical bases
  • S. Elham Aghaii Abrandabadi *, Jamileh Alam al Hoda Pages 141-174

    The present research with aim to analyze the concept of beauty in the holy Quran with applying the semantic network has been scheduled that is from perceiving the meaning of a concept through studying the related concepts as the important and specific aspects of that concept and their relations become visible. For achieving this general mentioned goal, the stages of the conceptology of the beauty lexicon and beautifying (being adorned), the recognition of the lexicon position, the recognition of the conceptual relation between lexicons, inferring the key concepts proportion to beauties and beautifying and at the end, the analysis of the concept of real beauty which is leaded to good and the real beauty which is leaded to evil and adornment has been formed. The method of research is the analysis based on the semantic network and for this aim, the verses of the holy Quran, the Quran exegeses and the authentic lexical books have been used. The results of this research are: it should be differentiated between the concepts of beauty which results good and the concepts of real beauty and adornment which results evil. The concept of beauty and adornment (beautifying) intensively are intertwined. In reality, the instance of beauty and adornment (being adorned) can be itself cause, effect or concurrent with the other beauties (and adornment). In other word, the beauty and adornment constantly develops and grows in the successive rings. These productive concepts (beauty or adornment) have been selected as the key concepts. In the analysis of the concept of the real beauty leading to good and the real beauty leading to evil with studying the common concepts of the ijabi (affirmative or positive) and salbi (privative or negative) relation and the illuminative relationship which are among these concepts, it should be mentioned that the concept of faith (iman) in God has a main position in the beauty leading to good. In the real beauty leading to evil and adornment although at the beginning they are completely different but at the end of the path they leaded to one point. in both, kufr (unbelief) has a crucial role.

    Keywords: The holy Quran, The analysis of the concept, Beauty, The semantic network
  • Muhammad Ibrahim Roushanzamir *, Ali Arabi Ayask Pages 175-197

    The discussion of the relationship between Idealism which means considering the ideals only and neglecting the realities and Realism that means matching the movement only on the basis of the realities, has a long background and led to lengthy discussions. Some verses of the Qur'an call into consideration of ideals and ignorance of the realities, while other verses and warn of ignorance of the realities. The findings of this research, which have been done by descriptive-analytic method, show that although at first glance, these two categories of verses are incompatible, but attention to other verses such as ones related to the number of enemies in the compulsion of Jihad, moderation in charity, etc., can be summed up in such a way that, while constantly monitoring the ideals, man must pay attention to the realities. In other words, the Qur'an calls humanity into realistic idealism. It is clear that the forgetting of the ideals will lead to deviations from the goals, and ignoring the facts will lead to failure.

    Keywords: Idealism, Realism, Realistic idealism, Quran
  • Hamid Reza Tousi * Pages 199-222

    The maxim of fulfilling the promises which is the main center of different regulations of the international covenant systems loses its dignity with occurring the violation by the party fails to fulfill their part of promises and the countermeasure maxim become legitimate. The recent maxim is constantly one of the most important legal exception for the maxim of fulfilling the obligations (promises) in all legal systems like the legal system of the noble Quran. According to the Quranic teachings, the violation of the previous obligations has two instances: the real violation and the future breach based on the certain evidences (the ruling violation) both comprise the base for the lawfulness of the countermeasure maxim. The Quranic proof for the lawfulness of the countermeasure maxim is the violation of the obligation of 58th verse of sūrat al_Anfal. There are continually two interpretive attitudes for this verse because of the semantic wonder. In the first method, it is not necessary semantic relation to the other verses relating to the violation of agreement for inferring (getting) the ordinance in this verse. the miraculous specification of this verse is explaining the legal rules (hukm al_shari`a) through a few words and a spread meaning. This interpretive method relates to the method of fiqhi inferring from the verse. (retaliate in kind maxim). In the interpretive method mentioned by this paper, exploring the lawfulness of the countermeasure violation in the contractual relationship of the Islamic government based on the semantics. Because in the recent attitude, in agreement with the comprehensive opinion of the holy Quran, the clause of the legitimacy of the maxim, that is, the prior violation is supposed meanwhile, this verse has semantic relationship with the verses relating to the early violation (real). With this analytic view, defining a new instance of justice pivot in the contractual relation between countries (the Quranic innovation) has been distinguished. Because, according to the analytic method, the specification of being Countermeasure action as a maxim against the proceed breach is determined.

    Keywords: 58th verse of s?rat al Anfal, The holiness of the maxim of fulfilling the promises, The legitimate of the countermeasure maxim, The Quranic principle of the countermeasure maxim
  • Ali Mulla Kazemi *, S. K. Motamed Shariati Pages 223-250

    The Infancy Gospel of Thomas is one of informal gospels. Some similarities between it and the holy Quran make some orientalist believe that some verses of the holy Quran have been borrowed from the Infancy Gospel of Thomas by the holy prophet of Islam. Therefore, this note has been organized to answer this problem. How many are similarities and differences between the Infancy Gospel of Thomas and the holy Quran? Are the available dissimilarities showing that the holy Quran being borrowed from the Infancy Gospel of Thomas? The comparative study between the Infancy Gospel of Thomas and the holy Quran indicates that speaking in the cradle, curing patients with Vitiligo and sending down food from heaven are of miracles which are solely mentioned in the holy Quran and in contrast making the disturbed water pure and excellent and multiplying it, stretching wood, fixing the broken pitcher and knowing alphabet and letters are of miracles which are only expressed in the Infancy Gospel and forming sparrows from clay, healing the sick, raising the dead and informing ghayb (unseen) are of the most important similarities between the holy Quran and the Infancy Gospel. From the other side, this gospel including subjects such as stating parents for Jesus (p.b.u.h), cursing, scoffing and abusing people by Jesus and narrative detail and relying on details which have no role in the educational and guiding dimensions and also the holy prophet (p.b.u.h) being illiterate, having no relation with and not using the persons who knew the sacred texts and the difference between the expressive style and the content of the holy Quran with the Infancy Gospel clearly shows the divine origination of the noble Quran and man origination of the Infancy Gospel narrations. The approach of desacralization of Jesus in the Bible is seen.

    Keywords: The noble Quran, The Infancy Gospel of Thomas, Prophet Jesus (p.b.u.h), The approach of the desacralization, The content - speech style
  • Muhammad Imami, Mustafa Ahmadi Far, Faridoon Abbasi * Pages 251-276

    One of the questions concerning the authenticity of vahed narration is whether it is confined to the Jurisprudential narrations or it is applicable to the narrations in the field of interpretation of the holy Quran. There are two main viewpoints in this respect and based on statements in the introduction of al_Tibyan, it is related to al_Sheikh al_Tousi that he does not accept the authenticity of vahed narration in the case of exegesis while going exactly through that statement and his other speeches in al_Tibyan and Oddat al_osool, one can come to the conclusion that he is for the authenticity of vahed narration in the field of interpretation of the holy Quran.

    Keywords: Al-Sheikh Al-Tousi, Exegesis, Vahed narration
  • Majid Zarei, Hamed Dezhabad * Pages 277-304

    There are two major currents in the explanation of the eternal problem among the Quran exegetes. Some believe that the eternal in hell means immortality and some others accept that it means that a long stop and not immortality. Majority of the Quran exegetes have accepted the first opinion but it faces challenges. One of the problems which should mention for this idea is the argument (reason) being extracted from the 93rd verse of sūrat al_Nisāʼ. This verse has used the general (ʿām) word for the murderer which it includes the believers especially the address in the preceding and next verses has been delivered to the believers. Whereas, according to the Islamic teachings such as shafa'ah (intercession) traditions, the believers will never remain in the hell forever. With applying the maxim “the suspension of hukm in the attribute which implies to the reason” which has been propounded in ilm usul al_fiqh (the Principles of Islamic jurisprudence), meanwhile removing this contradiction, the present research will show that the faith (iman) attribute of the killed has been regarded in the hukm (ruling) and the killing intentionally and hostilely for the faith of the killed has been paid attention which it has no harmony with the soul of faith. It will be clear that not only such punishment from God who is just and kind for this killing is not counted cruelty and it has not prohibited by intellect and at the end it is counted wisdom (al-hikmah) but also the ruling of eternal living of these groups in the hell is in agreement with other appropriate verses and this verse is not counted an exception for the eternal hukm (ruling), that is, the punishment being everlasting.

    Keywords: Intentional killing of the believer, The eternal in hell, Removing the contradiction, The maxim “the suspension of hukm in the attribute which implies to the reason”, The exegetical function
  • Muhammad Sharifi *, Ghasem Faez Pages 305-328

    Muhammad Amin Astarabadi is one of the famous scholar of Imamiyyah in 11th A. H. Muhammad Amin has codified his teachings in a book titled “al_Fawa'id al_Madaniyya” which is a prominent work among his works. He has special principles and specific Quranic and Exegetical thoughts. This note has investigated and identified and criticized them with analytic- descriptive method and has achieved the below results Astarabadi believes that the only way to achieve well-being is employing (resort to) the hadiths of the Infallibles (Ma'sūmūn). He believes that the main addressee of the holy Quran is the Infallibles and he thinks every exegesis of the holy Quran except the exegeses of the Infallibles is Tafsīr bi-Ra'y (the commentator accepts and believes the certainty of opinions and attitudes as incredible presuppositions then he interprets the Quran according to his own desire to prove them) and negates the apparent s meaning of the Quran verses (hujjiyat al_zawahir) in the theoretical ordinance He also believes that ijmae (consensus) and aql (intellect) are not appropriate. for being used as reasons and proofs. Astarabadi believes that the Quran includes all knowledge and also the distortion (tahrif) in the Qur'an is possible. There are serious critiques about these beliefs which are: achieving salvation and well-being of man is resorting to the holy Quran and the Infallibles (Thaqalayn literally meaning: holding the Quran and two weighty things) together. The assignment of the comprehension and understanding of the holy Quran to Shia imams has in opposition with being the holy Quran a miracle and the challenge of the noble Quran. Although, the profound and careful understanding of the Quran assigns to Imams but there is no proof for the negation of its absolute perception by non-Infallibles. The apparent meaning of the Quran verses which are not authentic is in contradiction with the verses encouraging thinking and contemplation. The exegesis of the holy Quran according to the criteria and conditions is possible and necessary and it is not considered Tafsīr bi-Ra'y (the commentator accepts and believes the certainty of opinions and attitudes as incredible presuppositions then he interprets the Quran according to his own desire to prove them). The comprehensiveness of the noble Quran does not mean the absolute comprehensiveness but it means the comprehensiveness in the religion and guidance. Because of the verse which states that holy Quran protected from any alteration and distortion and no-entrance of batil (falsehood), the holy Quran has never been distorted verbally.

    Keywords: Muhammad Amin Astarabadi, The Quranic principles, The exegetical - Quranic principles