فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 103، فروردین و اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/21
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محبوبه قنبری، سجاد جدی، رضا نوروزی راد، اصغر قاسمی* صفحات 1-8
    مقدمه
    افزایش استرس اکسیداتیو در پاتولوژی بیماری های قلبی و عروقی نقش دارد. کم کاری تیروئید مادرزادی گذرا (TCH) منجر به انواع مختلفی از اختلال های قلبی در زمان بزرگسالی می شود. در این مطالعه، اثر TCHبر وضعیت سیستم آنتی اکسیدانی و اکسیدانی در سرم و بافت بطن چپ قلب موش های صحرایی نر بالغ مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    TCH  از طریق تجویز پروپیل تیوراسیل در آب آشامیدنی موش های صحرایی ماده در دوران بارداری در زاده های آن ها القاء شد، در حالی که موش های حامله در گروه شاهد فقط آب معمولی مصرف کردند. آنزیم های سوپراکسیداز دیسموتاز، کاتالاز، هم چنین ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و مالونیل دی آلدهید در سرم و بافت بطن چپ قلب زاده های نر هر دو گروه در زمان بلوغ (16 هفتگی) اندازه گیری شد. شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در هر دو گروه در سرم و بافت قلبی محاسبه شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که فعالیت آنزیم کاتالاز، ظرفیت آنت ی اکسیدانی تام و هم چنین شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در سرم موش های مبتلا به TCH نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری بالاتر بود. در بافت بطن چپ قلب، فعالیت آنزیم کاتالاز در گروه TCH (KU/L 13/1±107/5) نسبت به گروه شاهد (KU/L 12/3±159/6)، (0/013P=) و هم چنین سطح ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در این گروه (7/6±172/2میکرومول در لیتر) نسبت به گروه شاهد (13/1±235/6میکرومول در لیتر) به صورت معنی داری (0/001P=) کمتر بود.
    نتیجه گیری
    کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز و هم چنین کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در بافت بطن چپ قلب نشان می دهد که TCH می تواند منجر به افزایش استرس اکسیداتیو در قلب زاده ها در بزرگسالی شود و می تواند به عنوان یکی از عوامل پاتولوژیک در ایجاد کاهش عملکرد قلبی مشاهده شده در مبتلایان به TCH در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: کم کاری تیروئید مادرزادی گذرا، استرس اکسیداتیو، بافت قلبی، موش صحرایی نر
  • گلاره کوچک پور، فیروزه حسینی اصفهانی، مریم سادات دانشپور، پروین میرمیران*، فریدون عزیزی صفحات 9-20
    مقدمه
    واریانت های ژن FTO با استعداد ابتلا به چاقی مرتبط هستند لیکن مطالعات اخیر نشان داده است که دریافت های غذایی می تواند این ارتباط را تعدیل نماید. هدف از این مطالعه، بررسی برهم کنش الگوی غذایی مدیترانه ای و فیبر دریافتی با پلی مورفیسم های ژن FTO در رابطه با فنوتیپ های چاقی است.
    مواد و روش ها
    افراد این مطالعه ی مورد شاهدی لانه گزیده (1254n=) از بزرگسالان شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. هر مورد (فرد چاق، kg/m2 30 ≤BMI، kg/m2 627n=) به صورت جداگانه با شاهد خود (وزن طبیعی، 627n=) همسان شد. پلی مورفیسم های انتخاب شده، (1421085rs، 1121980rs، 17817449rs، 8050136rs، 9939973rs و 3751812rs) تعیین ژنوتیپ شدند. امتیاز رژیم غذایی مدیترانه ای محاسبه و امتیاز خطر ژنتیکی با استفاده از روش وزن دهی بدست آمد.
    یافته ها
    تبعیت از الگوی غذایی مدیترانه ای توانست ارتباط سه پلی مورفیسم) 17817449rs، 8050136 rsو3751812(rs با چاقی عمومی و شکمی (دور کمر بالای 95 سانتی متر) را تعدیل کند (05/0>Pi=P interaction). با افزایش فیبر دریافتی، شانس ابتلا به چاقی شکمی در حاملین آلل خطر 3751812rs  (TG+TT)در مقایسه با افراد بدون آلل خطر کاهش یافت (0/01Pi=). خطر ابتلا به چاقی عمومی در شرکت کنندگان با امتیاز خطر ژنتیکی بالا در طی چارک های امتیاز رژیم غذایی مدیترانه ای در مقایسه با افراد با امتیاز خطر ژنتیکی پایین، کاهش یافت (05/0>Pi). خطر ابتلا به چاقی عمومی در افرادی که دارای6GRS≥ بودند، با افزایش دریافت فیبر کاهش یافت (0/05>P trend).
    نتیجه گیری
    تبعیت بیشتر از الگوی غذایی مدیترانه ای و دریافت فیبر بیشتر می تواند خطر ابتلا به چاقی را در افرادی که دارای آلل خطر سه پلی مورفیسم 17817449rs، 8050136 rsو3751812 rs هستند، کاهش دهد.
    کلیدواژگان: الگوی غذای مدیترانه ای، فیبر، پلی مورفیسم های FTO، چاقی، مطالعه قند و لیپید تهران
  • شادی بابایی، معصومه اصل روستا*، ساناز مهمازی صفحات 21-26
    مقدمه
    رزیستین یک هورمون پپتیدی است که از بافت چربی ترشح می شود. افزایش ترشح رزیستین موجب مقاومت به انسولین و پیدایش سندرم متابولیک می گردد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر عصاره هیدروالکلی اسفناج (.Spinacia oleraceae L) بر بیان mRNA ی رزیستین در بافت چربی احشایی موش های صحرایی مواجه شده با استرس مزمن بی حرکتی است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، 30 سر رت به 6 گروه تقسیم شدند که عبارت بود از: 1) شاهد، 2) اسفناج 200، 3) اسفناج 400، 4) استرس، 5 و 6) استرس-اسفناج 200 و 400. گروه های 2 و 5 عصاره هیدروالکلی اسفناج را با دوز 200 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن و گروه های 3 و 6 عصاره را با دوز 400 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ به مدت 21 روز متوالی دریافت نمودند. گروه های 4،5 و 6 به مدت 21 روز متوالی هر روز 6 ساعت در مقیدکننده قرار داده شدند. در پایان دوره، بیان mRNA رزیستین در بافت چربی احشایی حیوانات به روش Real Time PCR مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه انجام گرفت و 0/05P< به عنوان سطح معناداری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بی حرکتی مزمن موجب افزایش معنادار بیان رزیستین (0/30±2/78) در بافت چربی در مقایسه با گروه شاهد (0/36±1) شد (0/002P=). بیان رزیستین در چربی احشایی گروه های استرس-اسفناج 200 و استرس-اسفناج400 (به ترتیب 0/23±0/74 و 0/15±1/45) کمتر از گروه استرس بود (به ترتیب 0/000=P و 0/020=P).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که عصاره اسفناج می تواند بیان رزیستین را در موش های مواجه شده با استرس مزمن بی حرکتی کاهش دهد.
    کلیدواژگان: عصاره اسفناج (Spinacia oleraceae L.)، بیان ژن رزیستین، استرس بی حرکتی، رت
  • رکسانا کرباسچی، حمیرا زردوز* صفحات 27-36
    مقدمه
    در مطالعه حاضر اثر مصرف مزمن رژیم غذایی پرچرب مادر بر هومئوستاز انرژی و متابولیسم گلوکز در زاده های بالغ نر به دنبال استرس مزمن بررسی شد.
    مواد و روش ها
    موش های صحرایی ماده به دو گروه رژیم غذایی معمولی و پرچرب تقسیم شدند. هر یک از گروه ها از 3 هفته پیش از بارداری تا پایان شیردهی، رژیم غذایی خود را دریافت کردند. زاده های نر هر گروه در 8 هفتگی به گروه های شاهد و آزمون تقسیم شدند و گروه های آزمون به مدت 2 هفته استرس متغیر دریافت کردند. در پایان 10 هفتگی، غلظت های پلاسمایی گلوکز، انسولین، کورتیکوسترون و لپتین کل زاده های نر اندازه گیری و چربی شکمی توزین شد. وزن بدن، میزان غذای مصرفی و دریافت کالری گروه ها نیز اندازه گیری شد.
    یافته ها
    غذای پرچرب مادر به تنهایی وزن چربی شکمی و غلظت های پلاسمایی کورتیکوسترون و لپتین زاده ها، هم چنین وزن بدن، میزان مصرف غذا و دریافت کالری را کاهش داد؛ در حالی که بر غلظت های پلاسمایی گلوکز، انسولین و شاخص HOMA-IR اثری نداشت. در حضور استرس، غذای پرچرب مادر غلظت های پلاسمایی کورتیکوسترون و لپتین و هم چنین وزن بدن، میزان مصرف غذا و دریافت کالری را نسبت به گروه شاهد کاهش داد، در حالی که تغییر معناداری در وزن چربی شکمی، غلظت های پلاسمایی گلوکز، انسولین و شاخص HOMA-IR ایجاد نکرد.
    نتیجه گیری
    از نتایج این مطالعه به نظر می رسد مصرف غذای پرچرب مادر در دوران بحرانی تکامل (جنینی- نوزادی) با تغییر در پاسخ دهی محور هیپوتالاموسی- هیپوفیزی- آدرنال و یا حساسیت مرکزی به لپتین در زاده های نر، اختلال هومئوستاز انرژی را در زاده های بالغ نر در مواجهه با استرس تشدید می کند.
    کلیدواژگان: رژیم غذایی پرچرب مادر، هومئوستاز انرژی، استرس، زاده ها
  • سمانه فراحتی، سید رضا عطارزاده حسینی*، مهتاب معظمی، مهدی حسن زاده دلویی، شیما حسن زاده دلویی صفحات 37-45
    مقدمه
    یکی از مهم ترین علل بروز بیماری های قلبی- عروقی مرتبط با چاقی، اختلالات عروقی است که چاقی به همراه می آورد. لذا هدف از پژوهش حاضر مقایسه دو برنامه ی تمرین ورزشی تداومی با شدت متوسط و تناوبی با شدت بالا بر سطح سلول های پیش ساز اندوتلیال عروق زنان دارای اضافه وزن بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، 33 زن دارای اضافه وزن به طور تصادفی در سه گروه تمرین تناوبی با شدت بالا، تمرین تداومی با شدت متوسط و گروه شاهد تقسیم شدند. برنامه ی تمرینی به مدت 12 هفته و هر هفته سه جلسه اجرا شد. پیش از آغاز و پس از اتمام دوره ی تمرینی، آزمایش های نمونه خونی شامل بررسی شاخص های لیپیدی و سلول های پیش ساز اندوتلیال (CD34، CD133 و CD309) از آزمودنی ها به عمل آمد؛ داده های جمع آوری شده از طریق روش آنالیز واریانس (ANOVA) و تی استیودنت همبسته در سطح معناداری (0/05>P) تحلیل شدند.
    یافته ها
    12 هفته تمرین تداومی و تناوبی شدید منجر به تغییرات معنادار شاخص CD133 شد (0/006=P). شاخص CD309 نیز تنها در گروه تمرین تداومی افزایش معناداری داشته است (0/002=P)؛ در حالی که تغییرات شاخص CD34 معنادار نبود (0/094=P).
    نتیجه گیری
    دوازده هفته تمرینات ورزشی، به ویژه تمرینات تناوبی با شدت بالا منجر به بهبود برخی از شاخص های سلول های پیش ساز اندوتلیومی عروق زنان دارای اضافه وزن شده است و می توان اظهار داشت در صورتی که تمرینات بدنی به طور منظم و طولانی مدت اجرا شود، می تواند یک عامل پیشگیری کننده در بروز بیماری های قلبی- عروقی باشد.
    کلیدواژگان: بیماری های قلبی- عروقی، تمرین تناوبی با شدت بالا، تمرین تداومی با شدت متوسط، سلول های پیش ساز اندوتلیال عروق، اضافه وزن
  • حمیده افضلی، رضا نوروزی راد، محمد خاکساری، اصغر قاسمی* صفحات 46-57
    مقدمه
    زخم پای دیابتی یک عارضه ی جدی دیابت شیرین است که شامل ضایعات در بافت های عمیق همراه با اختلالات عصبی و بیماری های عروقی محیطی در اندام های تحتانی می باشد. تاخیر در التیام زخم در دیابت، سبب بستری شدن های طولانی و حتی قطع اندام های انتهایی می شود. دیابت شیرین با کاهش فراهم زیستی اکسید نیتریک در ارتباط است و سبب نقص عملکرد پوست می شود. اکسید نیتریک یک رادیکال آزاد با نیمه عمر کوتاه است که در پوست تولید و عملکردهای فیزیولوژیک متعددی اعمال می کند. شواهد نشان می دهند که اکسید نیتریک التیام زخم را تسریع می کند. در این مطالعه مروری، مسیرهای تولید اکسید نیتریک در پوست و هم چنین نقش دهنده های اکسید نیتریک در التیام زخم دیابتی توصیف شده است. افزایش استرس اکسیداتیو و افزایش فعالیت آنزیم آرژیناز باعث کاهش فراهم زیستی اکسید نیتریک در افراد دیابتی می شود. داده های موجود نشان می دهد که دهنده های اکسید نیتریک مانند نیتریت، میزان اکسید نیتریک در زخم دیابتی را افزایش می دهند و التیام زخم را بهبود می بخشند. به نظر می رسد که افزایش اکسید نیتریک در افراد دیابتی می تواند از طریق افزایش رسوب کلاژن، تکثیر کراتینوسیت ها در لبه های زخم و در نتیجه افزایش ظرفیت ساخت اپیتلیال مجدد، جذب شیمیوتاکسی سایتوکاین ها، افزایش تشکیل عروق خونی کوچک و افزایش جریان خون در محل زخم باعث تسریع روند التیام در زخم افراد دیابتی شود. می توان نتیجه گرفت که دهنده های اکسید نیتریک به احتمال زیاد دارای نقش درمانی بالقوه و مقرون به صرفه برای زخم دیابتی هستند.
    کلیدواژگان: اکسید نیتریک، التیام زخم، زخم پای دیابتی، دیابت شیرین
|
  • Mahboubeh Ghanbari, Sajad Jeddi, Reza Norouzirad, Asghar Ghasemi* Pages 1-8
    Introduction
    Increased oxidative stress is involved in the pathology of cardiovascular disease. Transient congenital hypothyroidism (TCH) leads to a variety of heart disorders during adulthood. In this study, the effect of TCH on antioxidant and oxidant systems in the serum and left cardiac ventricle of adult male rats was investigated.
    Materials and Methods
    TCH was induced by administrating 6-propyl-2-thiouracil in the drinking water of pregnant Wistar rats throughout pregnancy, while pregnant rats in the control group consumed only tap water. Superoxide dismutase, catalase (CAT) enzymes, total antioxidant capacity (TAC) and malondialdehyde were measured in the serum and the left ventricles of adult (16 weeks) male offspring. Lipid peroxidation index (LPI) was calculated in serum and cardiac tissue.
    Results
    The results of this study show that CAT activity, TAC level and also LPI in the serum of rats in the TCH group were significantly higher than in controls. In the left ventricular tissue of the TCH group, compared to the control group, CAT activity (107.5±13.1 vs. 159.6±12.3 KU/L, P=0.013) and TAC levels (172.2±7.6 vs. 235.6±13.1 µmol/L, P=0.001) were significantly lower.
    Conclusions
    Decreased CAT activity and TAC in left ventricular cardiac tissue show that TCH can lead to increased oxidative stress of cardiac tissue in offspring. Increased cardiac oxidative stress may therefore contribute to the decreased cardiac function observed in patients with TCH.
    Keywords: Transient congenital hypothyroidism, Oxidative stress, Cardiac tissue, Male rat
  • Gelareh Koochakpoor, Firoozeh Hosseini, Esfahani, Maryam S Daneshpour, Parvin Mirmiran*, Fereidoun Azizi Pages 9-20
    Introduction
    Although variants in the FTO gene have been found to be associated with susceptibility to obesity, however, recent studies suggest that dietary intakes may modify the association. This study aimed to investigate the interaction of the Mediterranean dietary pattern (MD) and fiber intake with FTO gene polymorphisms in relation to obesity phenotypes.
    Materials and Methods
    Participants of this nested case-control study (n=1254) were selected among adult participants of the Tehran Lipid and Glucose Study. All (n=627, generally obese, BMI≥30 kg/m2) were individually matched with controls (n=627, normal weight). Six selected SNPs (rs1421085, rs1121980, rs17817449, rs8050136, rs9939973, and rs3751812) were genotyped. The MD score was computed and Genetic Risk Scores (GRS) were calculated using the weighted method.
    Results
    Adherence to the MD could modify the association of three SNPs (rs17817449, rs8050136, and rs3751812) with general and abdominal obesity (Waist circumference≥95 cm) (P interact ion=Pi<0.05). The odds of abdominal obesity in risk allele carriers of rs3751812 (TG+TT) decreased along with increasing dietary fiber intake (Pi=0.01), compared to subjects with no risk alleles. The risk of general obesity in participants with a high GRS decreased during the MD score quartiles, compared to those with a low GRS (Pi<0.05). The risk of developing general obesity in people with GRS≥6 was reduced by increasing fiber intakes (P trend<0.05).
    Conclusion
    A higher adherence to the MD pattern and fiber intakes can decrease obesity risk in risk allele carriers of three FTO polymorphisms, rs17817449, rs8050136 and rs3751812.
    Keywords: Mediterranean dietary pattern, fiber, FTO polymorphisms, Obesity, Tehran Lipid, Glucose Study
  • Shadi Babaei, Madoumeh Asle, Rousta*, Sanaz Mahmazi Pages 21-26
    Introduction
    Resistin is a peptide hormone, secreted by adipose tissue. Increased secretion of resistin results in insulin resistance and metabolic syndrome. The aim of this study was to determine the effect of hydro-alcoholic spinach (Spinacia oleraceae L.) extract on the expression of resistin mRNA in the visceral adipose tissue of rats exposed to chronic immobilization stress.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 30 adult male Wistar rats were allocated to six groups, including: 1) Control, 2) Spinach 200, 3) Spinach 400, 4) Stress, 5) Stress-Spinach 200 and 6) Stress-Spinach 400. Groups 2 and 5 were gavaged with spinach hydro-alcoholic extract at dose 200 mg/kg body weight and groups 3, 6 were gavaged with dose 400 mg/kg body weight of extract for 21 consecutive days; groups 4, 5 and 6 were placed in restrainers 6 hours a day for 21 consecutive days. At the end of this period, the expression of resistin mRNA in adipose tissue was evaluated by Real Time PCR. Data analysis was performed using one-way ANOVA and P<0.05 was considered significant.
    Results
    Chronic immobility increased the expression of resistin mRNA (2.78±0.30) in adipose tissue, compared to the control group (1±0.36) (P=0.002). Resistin mRNA expression in visceral adipose tissue of Stress-Spinach 200 and Stress-Spinach 200 (0.74±0.23 and 1.45±0.15 respectively) was lower than in the stress group (P=0.000 and P=0.020 respectively).
    Conclusion
    Results indicate that spinach extract can reduce resistin mRNA expression in rats exposed to chronic restraint stress.
    Keywords: Spinach (Spinacia oleraceae L.) extract, Resistin gene expression, Restraint stress, Rat
  • Roxana Karbaschi, Homeira Zardooz* Pages 27-36
    Introduction
    In the present study the effect of chronic maternal high-fat diet consumption on energy homeostasis and glucose metabolism in response to chronic stress was investigated in adult male rats.
    Materials and Methods
    Female rats were divided into two groups of normal and high fat diets. Each group received their diet from 3 weeks before pregnancy until the end of lactation. At 8 weeks of age, male offspring were divided into control and stress groups, the stress group receiving variable stress for 2 weeks. At the end of 10 weeks, plasma concentrations of glucose, insulin, corticosterone and leptin were measured and intra-abdominal fat was weighed in all male offspring. The body weight, food and calorie intake of the rats were also measured.
    Results
    Maternal high-fat diet alone reduced intra-abdominal fat weight, plasma concentrations of corticosterone and leptin, body weight, food and calorie intake, although at had no effect on fasting plasma glucose and insulin concentrations, or on HOMA-IR index. In response to stress, the maternal high-fat diet reduced corticosterone and leptin plasma concentrations, body weight, food and calorie intake compared to the control group; whereas did not significantly change the intra-abdominal fat weight, plasma glucose and insulin levels as well as HOMA-IR index.
    Conclusion
    From the results of the present study it seems we can conclude that maternal HFD feeding, in a critical developmental period (perinatal), by altering responsiveness of hypothalamic-pituitary-adrenal axis and/or central leptin sensitivity, exacerbates impaired energy homeostasis in stressed adult offspring.
    Keywords: Maternal high-fat diet, Energy homeostasis, Stress, Offspring
  • Samaneh Farahati, Seyed Reza Attarzadeh Hosseini*, Mahtab Moazzami, Mahdi Hasanzadeh Daloee, Shima Hasanzadeh Daloee Pages 37-45
    Introduction
    Obesity is linked to cardiovascular diseases, characterized by endothelial dysfunction, the optimal mode of exercise for controlling obesity of high-intensity interval training or moderate-intensity continuous training has is the however not yet been determined.
    Materials and Methods
    A total of 33 inactive and overweight women, aged 40-50 years with body mass index over 27kg/m2 were randomized to high-intensity interval training, moderate-intensity continuous training or controls. The exercise intervention consisted of 12 weeks of training, and 3 supervised sessions per week. The moderate-intensity group trained continuously for 47 min at 60–70% of maximum heart rate,while high-intensity training consisted 4×4min durations at 85–95% of maximum heart rate with 3 min active breaks in between these, consisting of walking or jogging at 50–60% of maximum heart rate. Protocols were isocaloric. Before and after the completion of the exercise program, blood samples of the subjects were tested for evaluation of lipid profiles and endothelial progenitor cells (CD34, CD133, and CD309). Analysis of variance (ANOVA) and T-student test were applied for data analysis by SPSS version 20 (P<0.05).
    Result
    According to our findings, changes of CD133 in both training groups was statistically significant (P=0.006).The CD309 index increased significantly only in the moderate-intensity continuous training group (P=0.002), whereas changes of CD34 were not statistically significant (P=0.094).
    Conclusion
    Twelve weeks of training exercises, especially high-intensity interval training, may improve some of the markers of endothelial progenitor cells in overweight women, indicating that regular and prolonged exercise can probably be a preventative factor in the incidence of cardiovascular disease.
    Keywords: Cardiovascular disease, High-intensity interval Training, Moderate-intensity continuous training, Endothelial progenitor cells, Overweight
  • Hamideh Afzali, Reza Norouzirad, Mohammad Khaksari, Asghar Ghasemi* Pages 46-57
    Introduction
    Diabetic foot ulcer is a serious complication of diabetes mellitus; it consists of lesions in the deep tissues associated with neurological disorders and peripheral vascular disease in the lower limbs. Delayed wound healing in diabetes leads to long-term hospitalization and even amputation of distal organs. Diabetes mellitus is associated with decreased nitric oxide bioavailability that causes dysfunction of the skin. Nitric oxide, a short-lived free radical, is produced in the skin, where it has important physiological functions. Much evidence suggests that nitric oxide accelerates wound healing. This review describes the pathways of nitric oxide production in the skin as well as role of nitric oxide donors in diabetic wound healing. Increased oxidative stress and arginase activity contribute to decreased nitric oxide bioavailability in diabetes. Based on data available, nitric oxide donors such as nitrite increase nitric oxide levels in the diabetic wound and improve would healing. It seems that increased nitric oxide in diabetic patients improves wound healing by increased collagen deposition and keratinocytes proliferation in the wound edges there by increasing reepithelialization capacity, chemoattractant of cytokines, increased formation of small blood vessels and increased blood flow to the wound site. In conclusion, nitric oxide donors could be considered as a potential and cost-effective treatment for diabetic wounds.
    Keywords: Nitric oxide, Wound healing, Diabetic foot ulcer, Diabetes mellitus