فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/14
  • تعداد عناوین: 8
|
  • معصومه صیدی، نسرین خواجه علی، سلیمان احمدی* صفحات 1-9
    مقدمه
    خطاهای دارویی یک رخداد شایع و بالقوه خطرناک برای بیمار است که می تواند در سیستم درمان به عنوان یکی از معیارهای سنجش ایمنی بیمار مورد استفاده قرار گیرد. نوزادان یک جمعیت آسیب پذیر به دلیل تغییر اندازه بدن هستند. استفاده از تجربیات و نظرات افراد در سیستم درمان می تواند منبع مهمی برای جمع آوری اطلاعات و برنامه ریزی در زمینه پیشگیری از خطاهای دارویی باشد. هدف از این مطالعه تبیین تجارب دستیاران پزشکی از خطاهای دارویی در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بود.
    روش
    نوع مطالعه حاضر کیفی بود؛ که به روش فنومنولوژی انجام شد. 6 نمونه از بین رزیدنت های بخش ویژه نوزادان یکی از بیمارستان های آموزشی همدان انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تا اشباع داده ها ادامه یافت و تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از روش کولیزی انجام گرفت.
    یافته ها
    با تحلیل مقایسه ای داده ها 3 طبقه و 9 زیر طبقه تدوین شد. درون مایه های اصلی ناکارآمدی در حرفه ای شدن، نارسایی در فرآیند تجویز دارو توسط پزشکان و ویژگی های فردی و روانی بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد، نظارت بیشتر بر کار پزشکان کم تجربه در امر مراقبت از بیمار، الکترونیکی کردن پرونده های پزشکی، همت شرکت های داروساز در بسته بندی مناسب داروها و مدیریت کارآمد می تواند در کاهش خطاهای دارویی موثر باشد.
    کلیدواژگان: خطای دارویی، دستیار پزشکی، بخش مراقبت ویژه نوزادان، فنومنولوژی، مطالعه کیفی
  • حمیدرضا عباسی*، ابوالفضل حاتمی ورزنه صفحات 10-21
    مقدمه
    یکی از دغدغه های متخصصان حوزه ترک سوءمصرف مواد، ماندگاری در ترک است. این مطالعه باهدف تعیین عوامل موثر در ترک موفق، انجام شد.
    روش
    پژوهش حاضر به روش کیفی، گراندد تئوری در سال 1395 در شهر زنجان انجام شد. 15 نفر با سابقه سوءمصرف مواد که حداقل 4 سال از زمان ترک آنان سپری شده بود، با نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند؛ و مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها صورت گرفت. روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مقایسه ای مداوم، به وسیله نسخه 10 نرم افزار Nvivo انجام شد.
    یافته ها
       با انجام کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مقوله مرکزی این پژوهش، گام های معطوف به ترک موفق سوءمصرف مواد مخدر نامیده شد. شرایط زمینه ای شامل نگاه بدون سانسور به زندگی، امید برای بازگشت و آگاهی از مسیر بازگشت بود و شرایط علی شامل درماندگی انگیزاننده، منابع انگیزشی، ویژگی های شخصیتی و انتخاب روش کارآمد ترک بود. شرایط میانجی مقوله های دین و مذهب، منابع یاریگری و تغییر نگرش بود. استراتژی ها شامل مکانیسم های خود افشایی، تمسک به خداوند، دوری جستن از محیط های مساعد مصرف، یادآوری دوران سخت اعتیاد و شبکه سازی اجتماعی بود؛ از سوی دیگر بازیابی مسئولیت های گذشته، درک لذت های جدید زندگی، شکل گیری و رشد ویژگی های کارآمد شخصی پیامدهای ترک موفق عنوان شد.
    نتیجه گیری
    ترک موفق پدیده ای دفعی نیست، نیازمند شکلگیری برخی شرایط و انجام برخی استراتژی ها است؛ که منجر به پیامدهایی محسوسی می گردد؛ که فرد را در ادامه مسیر ترک تقویت نموده و موجب ثبات در ترک می گردد.
    کلیدواژگان: درمان سوءمصرف مواد، پژوهش کیفی، گراندد تئوری
  • خالد سمیعی رودی، نوشین پیمان* صفحات 22-32
    مقدمه
    سواد سلامت به عنوان یکی از بزرگ ترین تعیین کننده های امر سلامت شناخته شده است. بهورزان؛ ارائه دهندگان مقدم خدمات مراقبتی در سیستم بهداشتی و درمانی کشور می باشند؛ این افراد برای ایفای نقش گسترده خود در جامعه، نیازمند نگرش و درک مناسبی از مفهوم سواد سلامت، به منظور پاسخ گویی به نیازهای جامعه خصوصا بیماران باسواد سلامت ناکافی می باشند.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوا بود؛ که در 30 خانه بهداشت تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی وابسته به شبکه بهداشت و درمان شهرستان خواف و بر روی 22 بهورز شاغل به مدت سه ماه در سال 93 انجام گرفت. آنالیز داده ها هم زمان با جمع آوری آن ها با استفاده از روش آنالیز تحلیل محتوا کیفی انجام شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها منجر به استخراج تعداد 154 کد اولیه گردید؛ که در هفت طبقه قرار گرفتند. مشکل عمده بهورزان این بود که مهارت کافی در تشخیص سواد سلامت بیماران را نداشتند و شیوه های صحیح برقراری ارتباط موثر با بیماران را نمی دانستند.
    نتیجه گیری
    یافته های به دست آمده از پژوهش نشانگر درک، نگرش و عملکرد بهورزان در خصوص تعیین کننده های سواد سلامت بود؛ که به برنامه ریزان کمک می نماید تا مناسب ترین شیوه ها و استراتژی ها را به منظور ارتقاء سواد سلامت در کارکنان بهداشتی و درمانی انتخاب نمایند.
    کلیدواژگان: سواد سلامت، بهورز، مطالعه کیفی
  • فاطمه اکبری زاده*، سحرناز نجات، احمد حاجبی، فائزه جهانپور صفحات 33-43
    مقدمه
    اعتیاد به مواد مخدر همواره به عنوان یک معضل اجتماعی و گسترده مطرح است. اگرچه مردان فرصت های بیشتری برای دست یابی و سوءمصرف مواد را دارند، ولی قابلیت دسترسی به مواد و اعتیاد زنان نیز افزایش یافته است.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی بود؛ که در آن 21 نفر از زنان معتاد شهر بوشهر بر اساس نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. کلیه مصاحبه ها ضبط و پیادهسازی شد و با روش آنالیز محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    مضامین حاصل از آنالیز داده ها شامل سه مضمون اصلی «بستر مهیای شخصی»، «بستر مهیا در خانواده»، «بستر مهیا در جامعه» 17 درون مایه و 5 عامل فرعی بود.
    نتیجه گیری
    بیشترین درون مایه به دست آمده بر اساس بستر مهیا در فرد و خانواده بود. ممکن است مداخلات جهت آگاه سازی افراد از عوامل موثر بر اعتیاد و آموزش خانواده ها در خصوص این عوامل بتواند در پیشگیری از اعتیاد زنان موثر باشد.
    کلیدواژگان: اعتیاد، زنان، بوشهر، پژوهش کیفی
  • اسماعیل بلالی*، اسداله نقدی، راهله جعفری صفحات 44-56
    مقدمه
    ضعف مطالعات انجام شده در تبیین پدیده طلاق در آن است؛ که با رویکردی فرایندی به مطالعه آن نپرداخته اند. هدف از این مطالعه، پرداختن به مسئله طلاق با رویکرد فرایندی بود. آسیب شناسی فرایندی که در آن فرد با خروج از یک نوع جامعه پذیری (جامعه پذیری در خانواده مبدا)؛ به نوع دیگری از جامعه پذیری وارد می شود از نکاتی کلیدی است؛ که در اغلب تبیین های طلاق مورد غفلت قرار می گیرد.
    روش
    این پژوهش از نوع کیفی بود؛ که به روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با 30 نفر از زنان مطلقه در شهرستان هرسین استان کرمانشاه به روش نمونه گیری هدفمند به دست آمد. ملاک خاتمه مصاحبه ها، اشباع نظری بود. ملاحظات اخلاقی در مصاحبه ها رعایت گردید و شواهد مربوط به اعتبار لحاظ شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد؛ شناخت های ناقص، چندگانه، تصمیم های احساسی و ناپخته، بی علاقگی و عدم جذابیت از عوامل طلاق در فاز بررسی اولیه زوجین بود؛ و در طی زندگی مشترک عواملی چون تفاوت ها، کلیشه ها، دخالت ها و نظایر آن دخالت داشتند.
    نتیجه گیری
    تبعات مثبت و منفی متعددی برای طلاق گزارش شده است که تبعات منفی بر مثبت آن می چربند. این تبعات در سه دسته اجتماعی، روانی و جسمی قابل بررسی می باشند. هرگونه برنامه ریزی برای کاهش طلاق مستلزم آن است؛ که به طلاق به عنوان یک فرایند توجه شود که از جایی شروع و در جایی ختم می شود. در این فرایند باید به نوع جامعه پذیری زوجین که از خانواده های مبدا خود به ارمغان می آورند توجه جدی شود.
    کلیدواژگان: طلاق، جامعه پذیری، تعهد، خانواده، تحلیل محتوای کیفی
  • حسین رضا میرزایی*، انور صمدی راد، سجاد مجیدی پرست صفحات 57-67
    مقدمه
    یکی از ابعاد هویت، هویت جنسی است که نقش ها و انتظارات مرتبط با جنسیت او را سازمان می دهد. ایجاد اختلال در فرآیند شکل گیری هویت جنسی می تواند منجر به بروز اختلال روانی شود که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی با عنوان اختلال هویت جنسیتی به آن اشاره شده است.
    روش
    مطالعه حاضر به شیوه پژوهش کیفی و به روش تحلیل محتوا است. براساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، 10 تبدیل خواه جنسی در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته و برای توصیف اطلاعات دموگرافیکی از آمارهای توصیفی بهره گرفته شده است.
    یافته ها
    مفاهیم و مقولات بدست آمده از مصاحبه ها نشان می دهد سه عامل واکنش منفی خانواده ها، طردشدگی اجتماعی (عدم پذیرش اجتماعی) و بروز رفتارهای انحرافی از عمده ترین مشکلات تبدیل خواهان جنسی بشمار می آید، این وضعیت موجود با احساس طردشدگی از شبکه تعاملات اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی همراه است.
    بحث: مهم ترین مشکل بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی، شرایط اجتماعی و روانی است که ناشی از نگرش منفی همراه با داغ و تحقیر اجتماعی است که علاوه بر فرد بر خانواده آن ها نیز غیرقابل تحمل می شود تا حدی که اکثر آنها را دچار انزوا، طرد شدگی، فرار از منزل، اعتیاد، خودکشی و سایر آسیب های جسمانی و روانی نموده و نه تنها رضایت مندی بیماران پس از عمل تغییر جنسیت را کاهش می دهد بلکه تطابق با نقش جنسیتی جدید را نیز برای این بیماران دشوارتر می سازد.
    کلیدواژگان: اختلال هویت جنسیتی، تبدیل خواهی، کیفی، تحلیل محتوا
  • عباس رحمتی*، حبیبه بهرامی نژاد صفحات 68-82
    مقدمه
    به دلیل اثرات منفی که طلاق به دنبال دارد، بررسی دلایل آن برای درمانگران و پژوهشگران از اهمیت خاصی برخوردار است؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش رویدادهای قبل از ازدواج (آشنایی، نامزدی، عقد) در بروز تعارضات زناشویی منجر به طلاق صورت گرفت.
    روش
    این مطالعه به صورت کیفی و با روش پدیدار شناختی انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 23 نفر از افراد متقاضی طلاق؛ که از سوی دادگاه خانواده برای دریافت خدمات مشاوره ایی به مراکز مشاوره سطح شهر کرمان ارجاع داده شده بودند صورت گرفت. داده ها در پایان به روش Moustakas تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    تجزیه وتحلیل مصاحبه های نشان داد؛ در دوره های پیش از ازدواج پیش آیندهای ویژه ای برای طلاق وجود داشت. این پیش آیندها در قالب 2 کد اصلی علل زمینه ساز تعارض و علل افزاینده تعارض دسته بندی شدند.
    نتیجه گیری
    این یافته ها در بردارند تلویحاتی برای زوج درمانگران و مشاوران خانواده بود؛ که می توان در ارائه خدمات مشاوره پیش از ازدواج مدنظر قرار گیرند.
    کلیدواژگان: دوره های قبل از ازدواج، تعارضات زناشویی، طلاق
  • بابک اسلام زاده*، فاطمه صادقی، معصومه اسمعیلی صفحات 83-95
    مقدمه

    روابط فرا زناشویی یکی از مهمترین عوامل تهدید کننده ازدواج بین زوجین است. درک عوامل بازدارنده روابط فرا زناشویی ارزش بسیار بالایی در حفظ ثبات و کیفیت ازدواج دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر باهدف تبیین تجارب زوجین متاهل در مورد عوامل بازدارنده از روابط فرا زناشویی، انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع کیفی بود و در آن از رویکرد پدیدارشناسی استفاده شد. نمونه ها از بین زوج هایی انتخاب شدند که یک سال از زندگی مشترک آنها میگذشت، برای این منظلور تعداد 19 نفر به روش هدفمند انتخاب شدند.  روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود و تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای تجزیه  و تحلیل داده ها از روش کد کذاری استراوس و کوربین) Strauss and Corbin (متمرکز بر نمونه گیری نظری، هدفمند و توسعه مفهوم استفاده شد،

    یافته ها

    نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که 3 دسته عوامل شامل عوامل درونی)خودآگاهی، معنویت و ترس(، عوامل بیرونی)بافت و فرهنگ، دوراندیشی و خانواده(و عوامل ارتباطی)شامل صمیمیت معنوی و صمیمیت ارتباطی( به عنوان عوامل بازدارنده از روابط پنهانی موثر می باشند.

    نتیجه گیری

     بررسی عواملی که آرامش و ثبات خانواده را به عنوان سنگ زیربنای جامعه تهدید میکند ضروری به نظر میرسد . در پژوهش  حاضر مشخص شد که مجموعه ای از عوامل درونی، بیرونی و ارتباطی، افراد را از روابط فرا زناشو یی مصون میدارند. نتا یج حاصل از این پژوهش میتواند در کمک به تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی در زمینه خیانت زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تحقیق کیفی، عوامل بازدارنده، ازدواج، روابط فرا زناشویی
|
  • Masoumeh Seidi, Nasrin Khajeali, Soleiman Ahmady* Pages 1-9
    Introduction
    Medication errors are a potentially hazardous accident for the patients and can be used as a measure of patient safety in the healthcare system. Neonates are the most vulnerable population because of their body size. The experiences and views of those involved in the healthcare system can be a significant source of information gathering and planning in preventing medication errors. This study aimed to explain the residents' experiences concerning medication errors in the neonatal intensive care units. 
    Method
    This qualitative study was conducted using phenomenological method in 2017. Six residents were selected from the neonatal intensive care unit of one of the educational hospitals affiliated with Hamedan University of Medical Sciences using Purposive sampling. Data were collocted through semi-structured audio recording interviews and interviews were continued until data saturation. Finally, the interviews were completely transcribed and analyzed using Colaizzi's method.
    Results
    With comparative analysis of data, 3 categories or themes and 9 subcategories were developed. The main themes include inefficiency in professionalism, Errors in the process of drug prescription by physicians, and individual and psychological characteristics. 
    Conclusion
    According to the results, medication errors can be reduced by more clinical supervision on less experienced physicians in patient care, the use of electronic medical records, and the effort of pharmaceutical companies to package medicines appropriately and have efficient management
    Keywords: Medication errors, Resident, Neonatal intensive care unit (NICU), Phenomenology, Qualitative study
  • Hamid Reza Abbasi*, Abolfazl Hatami Varzaneh Pages 10-21
    Introduction
      One of the concerns of specialists of drug abuse treatment is stabilization in the treatment. The aim of this study was to determine the effective factors in the successful treatment of drug abuse.
    Method
    This qualitative study with Grounded theory approach, was conducted in Zanjan in 2016. Fifteen subjects with a history of drug abuse, who were treated for at least 4 years, were selected through snowball sampling. Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using constant comparative analysis method (Strauss and Corbin) by Nvivo 10 software.
    Results
    Using open, axial, and selective coding, the main theme of this study was "Steps to successful treatment of drug abuse". Contextual conditions include the uncensored look at life, the hope of return, the awareness of the return path, and the causative conditions include motivational helplessness, motivational resources, personality traits, and choosing an efficient treatment method. Intervening conditions include religion, helpful resources, and attitude change. And strategies include mechanisms of self-disclosure, trust in God, getting away from the environments conducive to drug consumption, recalling the difficulties of addiction period and social networking. The main outcomes of the successful treatment include retaking family and social responsibilities, comprehending new pleasures of life, and development and growth of efficient personality traits.
    Conclusion
    Successful treatment of drug abuse doesn’t occur suddenly and requires some conditions and strategies leading to observable outcomes that encourage people to not leave the path of treatment and consequently, stabilize the treatment. The results of this study can be useful for drug abusers and specialists of drug abuse treatment.
    Keywords: Drug abuse treatment, Qualitative research, Grounded Theory
  • Khaled Samiee Roudi, Nooshin Peyman* Pages 22-32
    Introduction
    Health literacy is known as one of the main health determinants. Health personnel are pioneer in providing healthcare services in the health system of the country. To play their main role in the society, health personnel should have appropriate understanding and attitude towards the concept of health literacy to respond to the needs of society, especially the needs of patients with inadequate health literacy.
    Method
    This qualitative research was based on the content analysis and conducted among 30 healthcare centers affiliated to Khaf Healthcare Network on 22 health personnel for three months in 2014. Data collection and analysis were performed simultaneously using qualitative content analysis.
    Results
    Data analysis resulted in 154 primary codes that were classified into 7 groups. The main problems of health personnel were the lack of enough skills to identify patients with inadequate health literacy and lack of knowledge about how to interact with patients effectively.
    Conclusion
    The results of this study indicating the  Perception, attitudes, and performance of health personnel towards effective health literacy determinants will help planners find the most appropriate methods and strategies to promote health literacy among healthcare centers personnel.
    Keywords: Health literacy, Health personnel, Qualitative research
  • Fatemeh Akbarizadeh*, Saharnaz Nejat, Ahmad Hajebi, Faezeh Jahanpour Pages 33-43
    Introduction
    Drug addiction has always been considered as one of the most pervasive social problems. Although the risk of drug addiction is high in men, but this risk has been increased in women as well.
    Method
    This qualitative study was conducted on 21 addicted women in Bushehr who were selected using purposive sampling method. Data were collected using semi-structured in-depth interview. All interview were recorded, immediately written, and analyzed using qualitative content analysis.
    Results
    After data analysis, 3 main themes including personal, family, and social factors with 17 items were obtained.
    Conclusion
    The main factors affecting drug addiction in women in Bushehr were personal and family factors. Some interventions such as increasing the knowledge of people about factors affecting drug addiction and family education can be effective in the prevention of drug addiction in women.
    Keywords: Addiction, Women, Bushehr, Qualitative study
  • Esmaeel Balali*, Asadollah Nagdi, Raheleh Jafari Pages 44-56
    Introduction
    The weak point of current studies on divorce is that this issue is not investigated from a process perspective. The aim of this study was to investigate divorce from such a perspective. Pathology of the process through which one exits from a type of socialization (socialization in the original family) and enters to another, is a key point that is often neglected in most explanations of divorce.
    Method
    In this qualitative study, directed qualitative content analysis was used. Data were collected through in-depth interviews with 30 divorced women in Harsin city of Kermanshah province (Iran), who were selected through purposeful sampling. The criterion for ending interviews was theoretical saturation. The ethical issues were considered and validity was determined.
    Results
    Multiple and incomplete cognitions, emotional and unconsidered decisions, disinterestedness, and lack of attractiveness were identified as divorce factors in the initial analysis of couples. And in the common life, factors such as differences, stereotypes, interferences, and the like are involved.
    Conclusion
    Several positive and negative outcomes of divorce have been reported, but its negative outcomes were more than positive ones. These outcomes can be examined in three categories: social, psychological, and physical. In any plan to reduce divorce rates, divorce should be considered as a process that has a beginning and an end. In this process, special attention should be paid to the type of socialization that couples bring from their original families.
    Keywords: Divorce, Socialization, Commitment, Family, Qualitative content analysis
  • Hossein Reza Mirzaei*, Anvar Samadi Rad, Sajjad Majidi Parast Pages 57-67
    Introduction
      One of the aspects of identity in each person is gender identity that organizes individual's roles and expectations associated with his/her gender. Interfering with the process of sexual identity formation can lead to mental disorders, which is defined as Gender Identity Disorder (GID) by the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM).
    Method
    This qualitative study was conducted using content analysis method. In this study, 10 transsexuals were included using purposive sampling and theoretical saturation. Data were collected using semi-structured interviews. Demographic data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
      The results of interviews indicated that negative reactions of family, social isolation (lack of social acceptance), and deviant behaviors are the main problems that transsexuals face with. Transsexuality is accompanied by displeasure feeling of social isolation and decreased social capital and quality of life.
    Conclusion
     According to the results, the main psycho-social problems of transsexuals are due to negative attitudes of society, which have negative effects on transsexuals and their family, so that most of them experience deprivation, social isolation, running away from home, drug addiction, suicide attempts, and other psychophysical disorders, which not only reduce transsexuals' satisfaction after sex reassignment surgery, but also makes it difficult for them to comply with the new gender role.
    Keywords: Gender identity disorder, Transsexual, Psychosocial outcomes, Content analysis
  • Abbas Rahmati*, Habibeh Bahraminezhad Pages 68-82
    Introduction
    Due to the negative consequences of divorce, evaluation of the reasons inducing this phenomenon, is of great importance for therapists and researchers. The aim of this study was to examine the role of pre-marital events (dating, engagement, and marriage) in marital conflicts leading to divorce.
    Method
    This qualitative study was conducted using a phenomenological approach. The population of the study included all the people who had applied for divorce in 2016 and were referred by the family court to counseling centers across the city of Kerman. The sample consisted of 23 people who were selected using purposive sampling. Data were collected using semi-structured interviews, and analyzed using Moustakas method.
    Results
    Analysis of the interviews indicated that in pre-marital period, there were significant antecedents for divorce. These antecedents were classified into two main codes including underlying causes of conflicts and causes increasing conflicts.
    Conclusion
    The findings of this study can be useful for couples, therapists, and family counselors and should be considered in providing premarital counseling.
    Keywords: Premarital course, Marital conflicts, Divorce
  • Babak Eslamzadeh*, Fatemeh Sadeghi, Masoume Esmaeily Pages 83-95
    Introduction

    Extramarital relationships is one of the most important factors threatening marriage between couples. As understanding the preventing factors has a very high value in maintaining the quality of marriage, therefore, the present study was conducted to explain the experiences of married couples about the preventing factors for extramarital relationships.

    Method

    This qualitative study was conducted using a phenomenological approach. The samples were selected from couples who got married one year ago, for this purpose, 19 couples were selected using purposeful sampling. Data were collected using semi-structured in-depth interviews until data saturation. Data were analyzed using coding technique (Strauss and Corbin) with a focus on the theoretical and purposeful sampling, constant comparison, encoding and concept development.

    Results

    In this study, three categories of factors including internal factors (self-awareness, spirituality, and fear), external factors (context, culture, foresight, and family), and relational factors (spiritual intimacy and relational intimacy) were identified as the effective preventing factors for extramarital relationships.

    Conclusion

    It seems necessary to determine the factors threatening the comfort and stability of the family as the cornerstone of society. In the present study, it was found that a set of factors including internal, external, and relational factors, protected couples from extramarital relationships. The results of this study can be used in the development of preventive and therapeutic programs in the areas of marital infidelity.

    Keywords: Qualitative study, Preventing factors, Marriage, Extramarital relations