فهرست مطالب

  • پیاپی 31 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • حسن ذوالفقاری*، میترا بساطی، کتایون مظلوم صفحات 1-11
    تنوع چشم اندازها و پدیده های طبیعی در مناطق ساحلی جهان موجب توجه روزافزون گردشگران در استفاده از این نواحی شده است، به طوری که امروزه سواحل دریاها و اقیانوس ها به یکی از تاثیرگذارترین عوامل اقتصاد ملی و محلی در سراسر جهان مبدل شده است. با هدف شناسایی ظرفیت های اقلیمی سواحل شمالی و جنوبی ایران برای توسعه فعالیت های گوناگون گردشگری ساحلی، در این مطالعه داده های هواشناسی 16 ایستگاه سینوپتیک از این مناطق برای یک دوره زمانی 25 ساله از سال 1986 تا2010 مورد استفاده قرار گرفت. شاخص اقلیم ساحلی (Beach Climate Index) به منظور ارزیابی پتانسیل استراحت ساحلی و مدل کی و ومپلو (Kay & Vamplew)، برای ارزیابی توریسم ورزشی در رشته های، شنا، فوتبال ساحلی و دوساحلی به کار گرفته شد. تحلیل های مربوطه بر اساس خروجی های مدل طرح اطلاعاتی اقلیم توریسم Climate-Tourism Information Scheme انجام شد. نتایج شاخص BCI نشان داد که در سواحل شمالی ایران، ماه های ژوئن، ژوئیه و اوت و در سواحل جنوبی ایران تمام ماه های سال دارای شرایط مناسب اقلیمی برای استراحت ساحلی هستند. به طور کلی برای استراحت ساحلی، بخش های شرقی سواحل شمالی و جنوبی کشور، شرایط مناسب تری نسبت به بخش های غربی دارند. بر اساس نتایج محاسبات مدل کی و ومپلو، فصل پاییز در همه سواحل کشور، شرایط مطلوبی برای فوتبال ساحلی و دو ساحلی وجود دارد با این تفاوت که مناسب ترین زمان برای این نوع فعالیت ها در سواحل شمالی کشور ماه اکتبر و در سواحل جنوبی ماه دسامبر است. همچنین معلوم شد که علاوه بر زمان های مذکور، شرایط اقلیمی مساعدی نیز در فصل بهار(در سواحل شمالی) و زمستان (در سواحل جنوبی) برای انجام ورزش های فوق وجود دارد. زمان مناسب برای شنا و آب تنی که دمای مطلوب آب بین 16 تا 26 درجه سانتی گراد است، در سواحل شمالی طی فصل تابستان و ماه های می و ژوئن از فصل بهار و همچنین ماه اکتبر از فصل پاییز فراهم می باشد. در سواحل جنوبی این وضعیت صرفا در ماه های فصل زمستان و پاییز فراهم می گردد.
    کلیدواژگان: گردشگری ساحلی، شاخص اقلیم ساحلی BCI، مدل کی و ومپلو، ورزش های ساحلی، سواحل شمالی و جنوبی ایران
  • امیررضا فرشچین*، مجتبی رفیعیان، راضیه رمضانی صفحات 13-38
    ضرورت طرح یک راه حل مناسب، جهت مقابله با پدیده گسترش بیرویه شهرها از یک طرف، و تغییر نگرش نحوه مداخله در بافت های درونی قدیمی و ناکارآمد ازطرف دیگر، سبب تکامل یافتن چارچوب های نظری این نحوه مداخله در بافت های شهری، با هدف استفاده هر چه بهتر از زمین های زیر توسعه شهری و حفظ هرچه بیشتر زمین های واجد ارزش غیر شهری گردیده است. شهرسازی نوین، توسعه پایدار، مدیریت رشد، رشد هوشمند و توسعه میان افزا، همگی مفاهیم و رویکردهای یک فلسفه فکری و نظری است که در تقابل با گسترش بی رویه شهری به صورت یک روند تکاملی مورد توجه قرار گرفته اند. رشد بیرویه افقی کلانشهرهای کشور از جمله تهران، ضرورت اندیشیدن به راه حلی مناسب را نمایان می کند. در این ارتباط، هدف کلی این پژوهش امکانسنجی استفاده از پتانسیل توسعه میان افزا جهت بازتوسعه مراکز شهری در تقابل با رشد بیرویه کلانشهرهای ایران، می باشد. بدین منظور محدوده میدان تجریش، به عنوان یکی از مراکز اصلی شهرتهران، جهت ارزیابی شرایط بازتوسعه از نظرگاه رویکرد توسعه میان افزا، انتخاب گردید. در این راستا، با برگزیدن روش تحقیق توصیفی تحلیلی، در ابتدا شاخص-های موردنظر توسعه میان افزا بازیابی شده، با استفاده از تکنیک تحلیل ظرفیت به عنوان پایه اصلی مدل تحلیلی پژوهش، ظرفیت های محدوده جهت بازتوسعه در چارچوب میان افزا شناسایی و تحلیل گردیده، شاخص ها با تکنیک دلفی و دوبه دویی و نرم افزار GIS ارزشگذاری و پهنه بندی فضایی گردیده است. دستاورد اصلی پژوهش، استفاده از شاخص های بومی شده و کاربردی توسعه میان افزا درجهت یافتن اولویت های بازتوسعه، برای مراکز شهری و طرح ریزی کلی باتوجه یافته ها برای محدوده مورد مطالعه به عنوان نمونه می باشد.
    کلیدواژگان: توسعه مجدد، توسعه میان افزا، تحلیل ظرفیت توسعه، اختلاط کاربری، تجریش
  • میرنجف موسوی*، احمد آفتاب، علی مجنونی، صغری نیرومند شیشوان صفحات 39-54
    گردشگری روستایی، یکی از مفاهیم و اشکال توسعه پایدار روستایی است که در آن از منابع موجود در مناطق روستایی استفاده می شود. اما انزوای جغرافیایی و محرومیت در برخورداری ها باعث شده تا ظرفیت های فراوان این مناطق راکد مانده و کمکی به تقویت بنیان های اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی نکند. در این راستا، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی ضرورت های سرمایه گذاری در زیرساخت های روستاهای گردشگر پذیر استان استان آذربایجان شرقی، نقش سرمایه گذاری در توسعه گردشگری مناطق روستایی و همچنین رتبه بندی این روستاها از نظر اولویت های سرمایه گذاری است. بنابراین پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش روستاهای دارای جاذبه ی گردشگری استان آذربایجان شرقی بوده است که از این تعداد 48 روستا به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. نتایج حاصل از یافته های پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی، 71 متغیر را در قالب هشت عامل بارگذاری نمود. همچنین بررسی ها نشان داد که سرمایه گذاری در زیرساخت ها منجر به افزایش بازدید گردشگران از این روستاها شده است. نتایج حاصل از پیاده سازی مدل ویکور در زمینه ی رتبه بندی متغیرها از نظر میزان ضرورت سرمایه گذاری نشان می دهد که بیشترین ضرورت سرمایه-گذاری در رابطه با متغیرهای رفاهی و خدماتی است. همچنین نتایج مدل در زمینه ی رتبه روستاها نیز نشان داد که با وجود برخورداری نسبی روستاهای جنوبی استان ازنظر زیرساخت های گردشگری در مقایسه با روستاهای شمالی، به دلیل مراجعه بیشتر گردشگران به روستاهای جنوبی، بیشترین کمبود از نظر امکانات و زیرساخت ها نیز در روستاهای گردشگرپذیر جنوب استان مشاهده می شود. بنابراین جهت بهره مندی از مزایای گردشگری در جهت توسعه ی این مناطق، برنامه ریزان بایستی توجه خاصی به سرمایه گذاری های در زیرساخت هایی با کارکرد رفاهی و خدماتی و مطابق با نیاز گردشگران و به تناسب نیاز های محلی گردشگران اهمیت داده شود.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، زیرساخت گردشگری روستایی، تحلیل عاملی، ویکور، آذربایجان شرقی
  • سعید امانپور، مصطفی عبیات*، مرتضی عبیات صفحات 55-76
    شناسایی و ارزیابی امکانات و تنگناهای موجود، اولین گام مهم در فرآیند برنامه ریزی توسعه روستایی به شمار می رود. در این راستا، گزینش نقاط بهینه روستایی برای توزیع خدمات عمومی و همچنین سنجش درجه توسعه دهستان ها از اهمیت خاصی برخوردار است؛ که این امر اغلب با استفاده از روش های کمی صورت می پذیرد. پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش AHP به گزینش مستعدترین مراکز، برای توزیع خدمات در سطح دهستان غیزانیه اهواز پرداخته است؛ سپس از فنون تصمیم گیری چندشاخصه نظیر؛ Vikor، Electre، Promethee،Topsis و نیز روش های مجموعه ادغامی مانند؛ Average ،Borda ،Copeland و Post، جهت تعیین درجه توسعه روستایی دهستان مذکور استفاده گردید. ماهیت و روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی بوده و به لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی به شمار می رود. جمع آوری اطلاعات به دو صورت تکمیل پرسشنامه از 30 نفر کارشناس امور روستایی و داده های مرکز آمار ایران در سال 1390 انجام گرفت. تحلیل داده های پژوهش در محیط ArcGIS10.3 و نرم افزار Expert Choice، Excel و Visual Promethee انجام گرفت. یافته ها نشان داد که از میان نماگرهای منتخب پژوهش، معیار تراکم جمعیت با مقدار 0.261 درصد، بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است و معیارهای دسترسی به تاسیسات زیربنایی، دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی و دسترسی به وسایل ارتباطی در مراتب بعد حائز اهمیت هستند. با توجه به نقشه پهنه بندی حاصل شده از تلفیق لایه های معیار، حدود چهار درصد از منطقه مورد مطالعه در موقعیت بسیار مناسب، دو درصد در محدوده مناسب، حدود 32 درصد در گستره نسبتا مناسب، حدود 52 درصد در قلمروی نامناسب و حدود 10 درصد از محدوده مورد مطالعه نیز در موقعیت کاملا نامناسب برای استقرار مراکز بهینه خدمات روستایی قرار گرفته اند. بدین ترتیب، دو روستای نزهه و غیزانیه بزرگ به عنوان توسعه یافته ترین روستای دهستان، دارای بیشترین پتانسیل برای ایجاد مراکز خدماتی در سطح ناحیه تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: مراکز بهینه خدمات، توسعه روستایی، تصمیم گیری چندشاخصه، مجموعه ادغامی، غیزانیه
  • محمدصالح گرامی*، علی محمدپور زیدی صفحات 77-89
    شناخت روابط بین مولفه های جوی و میزان بارش می تواند از جمله راه های مناسب در پیشبینی دوره های بارشی باشد. هدف از این تحقیق شناخت عوامل موثر بر ایجاد دوره های خشک و مرطوب در سواحل دریای خزر است. بدین جهت برای تحلیل فضایی روابط بین مولفه های جوی در دوره های خشک و مرطوب سواحل شمالی ایران الگو همدیدی آن، موردبررسی قرار گرفت. داده های بارش ماهانه در یک دوره 25 ساله از سال 1361 تا 1385 (1981-2005)با بررسی 7 ایستگاه در سواحل جنوبی خزر که از شرق تا غرب آن را در برمی گیرند مورد پردازش قرارگرفت. با بررسی توزیع زمانی بارش، تعدادی ماه خشک و مرطوب شناسایی شد که 5 ماه خشک و 5 ماه مرطوب ، انتخاب شد. برای تحلیل ساختار جو و شناسایی سازوکار حاکم بر آن، از داده های بارشی APHRODITE با تفکیک 25/0×25/0درجه و داده های جوی دوباره تحلیل شده مرکز ملی پیش بینی های محیطی (NCEP/NCAR) با تفکیک افقی 5/2×5/2 درجه استفاده شد است. در این تحقیق به منظور تحلیل فضایی روابط بین مولفه های جوی در دوره های خشک و مرطوب سواحل شمالی ایران از چندین متغیر برای درک بهتر موضوع استفاده شد. از جمله مولفه های مورد بررسی در این تحقیق فشار سطح دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل، نم ویژه، مولفه باد مداری و نصف النهاری، امگا و بارش می باشد که نقشه های همبستگی آنها و بارش تولید شد. مطالعه وضعیت همدیدی منطقه ، همبستگی معناداری را بین بارش و استقرار پشته بر روی دریای سیاه نشان می دهد. همچنین وجود نم ویژه و صعودی بودن هوا و وزش بادهای شمالی را می تواند به صورت زنجیره ای قلمداد نمود که وجود این متغیرها در کنار هم می تواند موجب شروع دوره مرطوب در منطقه شود.ایجاد پرفشار بر روی دریای عمان و خلیج فارس و تقویت بادهای جنوبی می تواند نویددهنده دوره خشک در سواحل شمالی کشور باشد.
    کلیدواژگان: همبستگی، تحلیل فضایی، مولفه های جوی، ماه خشک و مرطوب، سواحل جنوبی دریای خزر
  • حسین حاتمی نژاد*، رامین قربانی، ابراهیم فرهادی صفحات 91-111
    شهر سکونتگاهی فضایی، انسان ساخت و گسترش یابنده است. نظامی که فرآیند رشد و توسعه، تغییرات شکلی و ساختاری را به خود دیده و آن را مدیریت می کند. انطباق یا هماهنگی این نظام با یکدیگر برای پایداری شهر امری اجتناب ناپذیر است. شهر کرمانشاه به عنوان نهمین کلانشهر منطقه ای ایران طی دهه های اخیر با گسترش کالبدی و جمعیتی شدیدی مواجه بوده است. این پژوهش به بررسی کم و کیف این وضعیت و ارائه الگوی بهینه جهات رشد این شهر می پردازد. این مقاله از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی است. برای انجام این مقاله در بخش نخست از تصاویر ماهوارهای لندست TM و ETM+ طی بازه ی زمانی سالهای 1365، 1370، 1377، 1386، 1389 و 1394 استفاده شد. به منظور آشکار سازی تغییرات سطوح و طبقه بندی تغییرات در سه کلاس پوششی: 1. کاربری زمین مسکونی و شهری 2. اراضی کشاورزی 3. بایر و فضای باز، از نرم افزار ENVI و روش طبقه بندی نظارت شده با حداکثر احتمال (Maximum Likelihood) و میانگین ضریب کاپای بیش از 95 درصد برای کلیه طبقات و تصاویر استفاده شد که نشان از صحت بالا دارد. نتایج نشان می دهد که گسترش سطوح شهری و جمعیتی طی سه دهه (65 94) از 3221 هکتار مساحت و 560514 نفر جمعیت به 11432 هکتار و 905602 نفر جمعیت ، یعنی حدود رشد 4 برابر کالبدی و افزایش 1.61 برابری جمعیت رسیده است که بیانگر توسعه کالبدی و جمعیتی سریع طی دوره مذکور بوده است. در بخش دوم بیش از 20 نقشه معیار در رابطه با پارامترهای موثر بر گسترش کالبد شهری تهیه و پردازش شدندکه با استفاده از دو روش خوشه بندی فازی (Fuzzy Clustering) و منطق فازی (Fuzzy Logic) در دو محیط نرم افزاری MATLAB و Arc GIS اقدام به همپوشانی لایه ها و جهات بهینه نمایان شدند. در نهایت مشخص گردید که جهات توسعه فیزیکی شهر کرمانشاه در آینده دارای وضعیتی "متوسط و نسبتا مناسب" است.
    کلیدواژگان: گسترش کالبدی، کرمانشاه، نقشه معیار، خوشه بندی، منطق فازی
  • همت اله رورده*، جمال قاسمی، یدالله یوسفی، زهره قاسمی صفحات 113-124
    هدف این تحقیق خوشه بندی بارش ایران به منظور شناخت تفاوتهای مکانی آن است. داده های روزانه بارش، رطوبت نسبی و دمای نقطه شبنم 63 ایستگاه کشور در بازه زمانی 1985 تا 2013 از سازمان هواشناسی کشور اخذ شد. این داده های خام با استفاده از روش نگاشت تجزیه به مقادیر منفرد (SVD) فشرده و کاهش بعد داده شد و به عنوان ویژگیهای غیرخطی آماده سازی گردید. علاوه بر این ویژگیها 9 ویژگی بارش شامل روزهای با بارش سنگین (بزرگ تر مساوی 10 میلی متر)، روزهای با بارش خیلی سنگین (بزرگ تر مساوی 20 میلیمتر)، روزهای با بارش بزرگ تر مساوی 25 میلیمتر، بزرگ ترین تعداد روزهای خشک متوالی (CWD)، بزرگ ترین تعداد روزهای تر متوالی (CDD) و تعداد روزهای بارش در هر فصل به عنوان ویژگیهای خطی از بارش روزانه استخراج شد. در مرحله نهایی این ویژگیهای خطی و غیرخطی به هم الحاق شده و به سیستم خوشه بندی فازی وارد شدند. نتایج این تحقیق 6 خوشه بارشی را در ایران نشان داد. نواحی ساحلی خزر، سواحل خلیج فارس و دریای عمان، نواحی بسیارخشک مرکزی، نواحی نیمه خشک، نواحی کوهستانی و نیمه کوهستانی در خوشه های مجزا قرار گرفتند که با عرض جغرافیایی، توپوگرافی ایران و دوری و نزدیکی از دریا و منابع رطوبتی مطابقت نشان میدهند. مقایسه نتایج این خوشه بندی با روش های دیگر که تاکنون انجام شده است حاکی از تفکیک و جداسازی قابل قبول ایستگاه ها و خوشه ها با توجه به میزان بارش ایستگاه ها و عوامل موثر بر آن میباشد.
    کلیدواژگان: بارش، خوشه بندی فازی، SVD، ویژگیهای خطی و غیرخطی، ایران
  • مسعود تقوایی، سیروس شفقی، محمدرضا قادری* صفحات 125-139
    بستر طبیعی منطقه ساحلی شمال در کناره دریای مازندران و مجاورت کوهستان البرز الگوی شکلی خاص و متفاوتی را به لحاظ ساختار فضایی این منطقه تحمیل کرده است . با توجه به ساختار هموژنیکی منطقه و همگنی آن ، نقش برنامه ریزی برای کاهش عدم تعادل های موجود درمنطقه ، بسیار تعیین کننده است. از آنجا که در قسمت شرق منطقه ساحلی شمال ، مولفه های اثر گذار کلا با قسمت های غربی و میانی منطقه تفاوت فاحش و بنیادینی دارد ، شناسایی عوامل موثر در بروز تفاوت های منطقه ای استان گلستان که اساسا با ماهیت وساختار طبیعی خود متفاوت از گیلان ومازندران نه مقصد توریستی و نه مقصد سوداگری زمین می باشد حائز اهمیت است . در این پژوهش با استفاده از روش های اسنادی و پیمایشی و تکنیک دلفی ، عوامل موثردر ایجاد نابرابریهای منطقه ای استان گلستان احصا و ماتریس تاثیرات متقاطع برای بررسی میزان تاثیر عوامل بر همدیگر تکمیل و با بهره گیری از تکنیک های تحلیلی و نرم افزار MICMAC ، کلیدی ترین عوامل موثردر ایجاد نابرابری های استان گلستان شناسایی گردید که این عوامل شامل: توسعه تک بعدی از منظر فضایی ، همگرایی و واگرایی قومی ، قابلیت های محیطی و مهاجرت بوده ودر نهایت راهکارهای مناسب در کاهش عدم تعادل های منطقه ای استان گلستان ارائه شد.
    کلیدواژگان: نابرابری، برنامه ریزی، تعادل منطقه ای، استان گلستان
  • امیر صفاری، حمید گنجائیان*، مژده فریدونی کردستانی، زهرا حیدری صفحات 141-155
    ژئوتوریسم به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی است و با توجه به اهمیتی که ژئوسایت ها در توسعه مناطق دارند در تحقیق حاضر سعی بر آن شده است تا ژئوسایت های شهرستان های دیواندره و سقز و همچنین مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم در این منطقه مورد ارزیابی قرار گیرد. برای این منظور 16 ژئوسایت در منطقه مورد مطالعه انتخاب شده اند. سپس با استفاده از دو روش کوبالیکوا و کامنسکو با توجه به معیارها و زیرمعیارهایی که هر کدام از این روش ها دارند به ارزیابی آن ها پرداخته شده است. روش کامنسکو تاکید بیشتری بر ویژگی های زیبایی و چشم اندار دارد به همین دلیل ژئوسایت هایی مانند دشت سارال که از نظر چشم انداز و زیبایی وضعیت مناسب دارند در این روش رتبه بهتری نسبت به روش کوبالیکوا دارند. همچنین مناطقی که از نظر وضعیت علمی و آموزشی داری وضعیت بهتری هستند در روش کوبالیکوا امتیاز بالاتری دارند. پس از ارزیابی ژئوسایت ها، نقشه پهنه بندی مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم تهیه شده است. برای این منظور از 8 پارامتر استفاده شده و به منظور انجام پهنه-بندی از مدل تلفیقی فازی و ANP استفاده شده است. نتایج حاصل از پهنه بندی مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم و همچنین ارزیابی های صورت گرفته حاصل از دو مدل بیانگر این است که در منطقه مورد مطالعه غار کرفتو، دریاچه سد شهید کاظمی، دشت سارال، رودخانه سقز و دامنه های کوه خان مناسب ترین مناطق جهت اهداف مورد نظر هستند. در واقع این مناطق در کنار امتیاز بالایی که در روش های ارزیابی بدست آورده اند از نظر معیارهایی که در پهنه بندی نیز مد نظر بوده است در مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم قرار دارند.
    کلیدواژگان: ژئوسایت، دیواندره، سقز، کوبالیکوا، کامنسکو
  • یعقوب زارعی*، مهدی رحمانیان کوشککی صفحات 157-173
    بروز نابرابری و عدم توجه به روستاها طی دهه های اخیر که موجب ضعف و تسریع روند نابودی این کانون-های سکونت گاهی و ایجاد عدم تعادل فضایی درون ناحیه و یک سو شدن جریان خدمات، سرمایه، اطلاعات و جمعیت به سمت کانون های شهری گردیده است، ضمن روبرو ساختن سکونتگاه های روستایی با دامنه حداکثری از فقر، نابرابری و عقب ماندگی مضاعف در قیاس با دیگر مراکز جمعیتی کشور، ضرورت برنامه-ریزی و آمایش فضا در مناطق روستایی را بیش از پیش ایجاب نموده است. از همین رو پژوهش حاضر نیز که با هدف سنجش توسعه روستایی در دهستان های شهرستان قزوین انجام گردید، یک پژوهش کاربردی است که با بهره گیری از روش های تصمیم گیری چندشاخصه فازی به انجام رسیده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ایی و ابزار جمع آوری با توجه به اهداف پژوهش مبتنی بر داده ها و اطلاعات جداول و فرم های رایج آمارنامه سرشماری عمومی نفوس و مسکن (بویژه سالنامه آماری سال1390 استان قزوین) بوده است. جامعه آماری پژوهش کل دهستان های شهرستان قزوین بوده است که جهت سنجش سطح توسعه آن ها، 76 مولفه در قالب شاخص های توسعه ها از آمارنامه رسمی استان قزوین استخراج و با استفاده از تکنیک وایکور فازی مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل یافته های پژوهش ضمن ترسیم یک فضای منطقه ایی نابرابر در مناطق روستایی شهرستان قزوین و تخصیص ناعادلانه امکانات و خدمات روستایی، نشان داد که در مجموع شاخص ها، دهستان های اقبال شرقی و اقبال غربی دارای بالاترین میزان توسعه و دهستان های الموت پایین، خندان و الموت بالا، پایین ترین میزان توسعه روستایی را دارا بوده اند. در پایان نیز جهت رفع عدم تعادل منطقه ای و برقراری عدالت اجتماعی در مناطق روستایی شهرستان قزوین، پیشنهاداتی کاربردی ارائه گردید و اولویت های توسعه به تفکیک دهستان تعیین گردید.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، دهستانهای شهرستان قزوین، تصمیم گیری چندشاخصه، وایکور فازی
  • عامر نیک پور*، مرتضی رضازاده، فاطمه الهقلی تبار نشلی صفحات 175-189
    گسترش سریع شهرها، اکثر کشورهای جهان را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است. هر چند افزایش جمعیت علت اولیه ی گسترش سریع شهرها محسوب می شود، لیکن پراکندگی نامعقول آن اثرات نامطلوبی بر محیط طبیعی و فرهنگی جوامع می گذارد. تلاش های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده که عمده ترین آنها راهبرد "رشد هوشمند" به عنوان یکی از راهکارهای مقابله با "پراکندگی" توسعه شهری است که در واقع رشد هوشمند جایگزینی برای پراکندگی محسوب می شود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است، داده های مورد استفاده در این پژوهش، بلوک های آماری سال 1390 مرکز آمار ایران می باشد. از نرم افزارهای GIS و SPSS برای استخراج و طبقه بندی داده ها استفاده شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل اطلاعات این پژوهش از روش های مورا وتحلیل خوشه ای سلسله مراتبی بهره گرفته شده است بدین صورت که برای رتبه بندی محلات از روش مورا و برای دسته بندی محلات از روش تحلیل خوشه ای استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد محلات مرکزی شهر شرایط مطلوب تری نسبت محلات پیرامونی دارند. این محلات از نظر شاخص های اصلی رشد هوشمند مانند ترکیب کاربری ها، اتصالات، فضاهای باز، زیرساخت ها و مالکیت خودرو از وضعیت مناسب تری برخوردارند.. نتایج رتبه بندی آزمون مورا نشان داد که سه محله 7، 2 و 6 به ترتیب بهترین رتبه ها در بین محلات 25 گانه شهر کسب کرده اند و در مقابل محلات حاشیه ای 14، 13 و 4 دارای بدترین وضعیت و رتبه ها در بین محلات شهر هستند.
    کلیدواژگان: رشد هوشمند شهری، ترکیب کاربری، مورا، آمل
  • غلامرضا روشن*، جوزه اوراسو صفحات 191-207
    در مطالعه حاضر به منظور پایش و پیش یابی اثر تغییرات اقلیمی بر الگوی طراحی بیوکلیمایی، یک مطالعه ی مقایسه ای بین مشهد و مادرید با یک تیپ تقریبا مشابه اقلیمی، انجام شده است. در این پژوهش به منظور مدل سازی طراحی بیوکلیمایی از دو سری زمانی داده های اقلیمی استفاده شده است. داده های پایه این مقاله مربوط به دوره 1990 تا 2010 بوده و از پایگاه داده ای نرم افزار متئونورم استخراج گردیده و به منظور ریزمقیاس نمایی و پیش یابی داده های اقلیمی مولفه های تابش، دما، سرعت باد و رطوبت نسبی خروجی های مدل گردش عمومی جو HadCM3، از نرم افزار CCWorldWeatherGen استفاده شده است. لازم به توضیح می باشد که سناریوی مورداستفاده در این تحقیق، سناریوی A2 است. یافته های این تحقیق نشان دادند که میانگین دمای سالانه برای دهه 2050 و 2080 نسبت به دهه ی حاضر، به ترتیب برای مشهد به میزان 0.3 و 1.7 درجه سانتی گراد و برای مادرید 1.6 و 3.2 درجه سانتی گراد افزایش خواهد داشت و از طرف دیگر تغییرات افزایشی رطوبت نسبی دهه های 2050 و 2080 در قیاس با دوره پایه به ترتیب برای مشهد شامل 6.75 و 7 درصد و برای مادرید نرخ افزایشی آن شامل 11.08و 11.17 درصد خواهد بود. درمجموع برآیند تغییرات اقلیمی دهه های آینده منجر به تغییر در راهکارهای طراحی بیوکلیمایی ساختمان ها برای هر دو شهر مطالعاتی خواهد شد. اما وجه مشترک برای هر دو منطقه ی مطالعاتی با توجه به تغییرات اقلیمی آینده، درصد کاهش ایام نیاز به تامین استراتژی های طراحی بیوکلیمایی در بخش گرمایشی می باشد. اما در بخش استفاده از راهکارهای بیوکلیمایی سرمایشی، افزایش نیاز به این استراتژی ها برای مادرید قابل ملاحظه بوده و اما در مشهد تنها نیاز در استفاده از سایبان برای پنجره ها افزایش نشان می دهد و استفاده از سایر راهکارهای سرمایشی دارای روند کاهشی می باشند.
    کلیدواژگان: سناریوی اقلیمی، مدل سازی ساختمان، راهکارهای طراحی بیوکلیمایی، سازگاری اقلیمی
  • شاه بختی رستمی، مصطفی طالشی، اسماعیل علی اکبری، حمیدرضا وجدانی* صفحات 209-225
    افزایش تعداد جمعیت شهری و نیز نسبت شهرنشیتی روندی جهانی است که در کشورهای کمتر توسعه یافته دیرتر شروع شده، اما با سرعت زیادی در این کشورها ازجمله ایران و نیز در استان همدان در حال وقوع است. در این مسیر شهرها هم از نظر جمعیتی و هم از جهت وسعت در حال رشد هستند و با این رشد اثراتی را بر روستاهای پیرامون خود نیز برجا می گذارند. این اثرات با رشد سریع و هجومی هم در شهرها و هم در روستاها به تخریب، مشکلات اجتماعی و اقتصادی و در کل به ناپایداری منجر می شود. در تحقیق حاضر با بهره گیری از عکس های هوایی و ماهواره ای و نیز اطلاعات آماری و سیستم اطلاعات جغرافیایی تغییرات محدوده فیزیکی شهر همدان و روستاهای پیرامون آن از سال 1335 تا 1393 و نیز تحولات جمعیتی کلیه مقاطع آماری موجود برای همین دوره زمانی بررسی شده است. در این دوره محدوده فیزیکی شهر همدان 7/9 برابر و محدوده رسمی آن 16 برابر شده درحالی که جمعیت آن 5/5 برابر شده است. فزونی رشد وسعت شهر همدان نسبت به رشد جمعت با شرایط کلی رشد فیزیکی شهرها در ایران تطبیق دارد. از 16 روستای پیرامون شهر، طی دوره بررسی 10 روستا به بافت شهر ملحق شده اند. افزایش وسعت محدوده فیزیکی مختض شهر نبوده و بررسی تغییر محدوده فیزیکی روستاهای باقی مانده در محدوده نشان دهنده افزایش وسعت همه آن ها و در مجموع افزایش 8/2برابری محدوده فیزیکی آن ها است. روشی که در این تحقیق با ترکیبی از کلیه عکس های هوایی منطقه و یک تصویر ماهواره ای برای یک مقطع در محیط نرم افزار Arc GIS بوده، کارآمدی خوبی در بررسی روند و سرعت تغییرات محدوده های فیزیکی مورد بررسی نشان داده و برای استفاده در شهرها و روستاهای دیگر کشور قابل توصیه است و در صورت وجود پشتیبانی لازم می تواند با عملیات میدانی تکمیل گردد.
    کلیدواژگان: پایداری روستا، تحولات جمعیت، رشد افقی شهر، همدان
  • اعظم صفرآبادی*، علی احمدپور صفحات 227-243
    توسعه شهری و پیچیدگی های معضلات زیست محیطی، موجودیت تفرجگاه ها و گسترش آن ها را اجتناب ناپذیر کرده است. توسعه شهری پایدار منشاء بسیاری از جنبش های بازگشت به طبیعت بوده است. این بازگشت در قالب گردشگری می تواند تحول و پایداری مناطق را منجر شود. ایجاد محورهای گردشگری پیرامون شهرها و روستاها از روش های احیای فضاهای اجتماعی و اقتصادی است که در قالب مناطق اکوتوریسمی یا روستاهای نمونه گردشگری مدنظر است و در روند جهان شهری شدن، می توانند رابطه فراموش شده انسان و طبیعت را برقرار نمایند؛ امروزه فشار کاری، خستگی جسمی، امراض جلدی و...، سلامت انسان ها را تهدید می کند و انسان ها برای حفظ، بهبود و حصول مجدد سلامت جسمی و ذهنی به گردشگری سلامت روی آورده اند. آب های درمانی و چشمه های آبگرم ظرفیت جذب و توسعه گردشگری در همه فصول سال را دارند. اکثر چشمه های آبگرم در نقاط روستایی و پیرامون شهرها قرار دارند. بنابراین، به عنوان مقصد گردشگری سلامت، حایز اهمیت هستند. استان هرمزگان با موقعیت اقلیمی، جغرافیایی و دارا بودن چشمه های آبگرم متعدد، قابلیت مطرح شدن به عنوان منطقه ویژه گردشگری سلامت را دارد. هدف تحقیق برنامه ریزی تفرجگاهای گردشگری پیرامون شهرها و شناسایی عوامل کششی گردشگران به چشمه آبگرم تودلویه است. جامعه آماری متولیان گردشگری شهرستان بستک و حجم نمونه 35 نفر تعیین شده است. داده ها با استفاده از روش پرالونگ تحلیل و مقایسه بین عیار گردشگری و عیار بهره وری از لحاظ ارزش گردشگری انجام شد. مقایسه مقادیر حاکی است عیار زیبایی 73/0، عیار علمی 89/0، عیار فرهنگی 43/0 و عیار اقتصادی 59/0 امتیازها را به دست آورده اند. نتایج نشان می هد علارغم امتیاز بالای عیارهای علمی و زیبایی؛ عیار اقتصادی امتیاز مناسب را کسب نکرده است و از توان های طبیعی تفرجی درمانی چشمه آبگرم تودلویه برای جذب گردشگر و درآمدزایی محلی، فعالیت قابل قبول انجام نشده است. ارزیابی میزان و کیفیت بهره وری تفرجگاه آبگرم تودلویه با امتیاز 21/0 و 11/0 نشان از جایگاه پایین زیرساخت های گردشگری محدوده است.
    کلیدواژگان: تفرجگاه، گردشگری سلامت، چشمه آبگرم، تودلویه، بستک
|
  • Hasan Zolfaghari *, Katayoon Mazloom Pages 1-11
    The variety of landscape and natural phenomena in coastal areas of the world caused increasing attention of tourists in using of these areas. Qua nowadays sea shores and ocean coastal have become the one of the most influential factors of the national and local economic all over the world. In this study in order to identify climatic potential of the south and the north shores of Iran to develop coastal tourism’s various activities the meteorological data of 16 synoptic stations in south and north coasts of Iran for a period of 25 years from 1986 to 2010 were used. Beach Climate Index (BCI) was applied to assess beach relaxation potential and, key & vamplew model was used to evaluate sport tourism in the fields of swimming, football & Athletics Track. Analysis was performed based on the Climate tourism information scheme model ᾿s outputs (CTIS).The results of the BCI index showed that on the northern coast of Iran, during June, July and August and on the southern coast of Iran during the whole of the year have suitable climatic conditions for beach relaxation. In general eastern parts of North and South shores of the country have better conditions than in the western parts. According to calculations of key & vamplew model autumn has favorable conditions in all the coasts of the country for football & Athletics Track. Except that the best time for such activities in the northern beaches is October &, in the southern coasts is December. Also the results indicate that in addition of the mentioned times there are favorable climatic conditions in the spring (on the northern coast) and winter (southern coast) for those exercises above. The perfect time to swimming and bathing on the northern coast provided during the summer months & the May and June months of spring as well October of autumn that the water temperature must necessarily be between 16 and 26 Celsius degrees. In the southern shores this situation is provided only in the months of fall & winter.
    Keywords: Beach Tourism, Beach Climate Index, Key & Wamplew Model, Beach sports, North, South Shores of Iran
  • Amirreza Farshchin *, Mojtaba Rafieian, Razieh Ramezani Pages 13-38
    The Necessity of preparing the appropriate solution to meet the challenge of sprawl on the one hand and attitude alteration in manner of intervention in old and deficient inner textures on the other hand, bring about evolution of visionary framework of this manner of urban the intervention with target of the better use of underdeveloped urban land and more preservation of precious suburban land. New urbanism, sustainability, growth management, smart growth and infill development, all are the thoughts and approaches of one visionary philosophy which have presented in a developmental process in contrasting with sprawl. Uncontrolled growth of the metropolitan areas of the country, including Tehran, reveals the necessity of thinking to the appropriate solution. Concerning this, the main goal of this research is Feasibility of using infill development potential for urban redevelopment In contrast to sprawl of Iran metropolitan areas. For this purpose, Tajrish neighborhood as one of the main centers of Tehran was chosen to assess the redevelopment situation from the aspect of infill development. Concerning this, by choosing descriptive-analytical research method, at first, the infill criteria are detected and by using development capacity analysis technique as the base of analytical research model, the area capacity in the way of redevelopment is identified and analyzed. And indexes was evaluated and overlaid by Delphi technique and GIS respectively. The main achievement of the study is use of local and practical infill indicators in finding redevelopment priorities for urban centers and designing a plan considering the finding for the case study.
    Keywords: Redevelopment, Infill development, Development capacity analysis, Mixed Use, Tajrish
  • Mir Najaf Mosavi *, Ahmad Aftab, Ali Majnoni, Soghra Niromand Pages 39-54
    Rural tourism is one of the concepts and forms of sustainable rural development, In which the available resources are used in rural areas; but geogrophical inslation and deprivation has been caused that great potentials of these regions- including noticable part of land areas in many countries-remain stagnant and don’t help tostrengthen the social and economic foundations of local communities. The aim of this research is identifying and prioritization of infrastructures of tourism in villages with tourism potentials of East Azarbaijan Province, survaying the role of investment in developing of Rural areas andranking of these villages from viewpoint of infrastructures investment priorities. There for this research is fundamental with the approach of “descriptive- analysis”. The population in this study villages in East Azerbaijan province's tourism attractions of which 48 villages were randomly selected. The results of the research findings loaded 71 variablesusing “factor analysis” in the mold of 8 factors. The results of the implementation VIKOR in terms of ranking the variables in terms of investment necessary to show that the greatest need for investment in facilities and service variables. Also the research showed that investment in infrastructures has led to increasing tourists in rural area.The results of VIKOR model in ranking the villages from view point of investment priorities showed that in spite of lack of facilities and tourism infrastructures in southern villages of the province campared with northern ones, more tourisms enter to southern villages than northerns. So to take advantage of the benefits of tourism development in these areas, planners should pay special attention to investment in infrastructure needed to fit the needs of tourists and local people as well
    Keywords: Rural Development, Rural Tourism infrastructure, Factor analysis, VIKOR, Eeatern Azerbaijan
  • Saeed Amanpour, Mostefa Abiyat *, Morteza Abiyat Pages 55-76
    Recognizing and explore the possibility and bottlenecks, an essential first step in the planning process is the rural areas development. In this respect, determining optimal points for the establishment of service centers and measure the degree of rural areas development is of special importance; which often done using quantitative methods. This study conducted using AHP method to select the best points for the establishment of service centers in the Gheizanieh rural district of Ahvaz township; then methods multiple attribute decision making of compensation as well as integrated collection were used to determine the degree of rural development mentioned rural district. This research in terms of nature and method of descriptive and analytical, in terms of purpose is practical researches. Data collection was conducted in two ways: completing the questionnaires of 30 expert rural affairs and general population and housing census data in the year 1390. Data analysis was conducted on the ArcGIS10.3 and software Expert Choice, Excel and Visual Promethee. The results show which between parameters selected study, population density criterion of 0.261 percent, most points allocated as well as access to infrastructure measures, access to health and care services and access to means of communication and transportation are important in later stages. Map overlap criteria, indicates that two villages, nearly four percent of the study area in a very suitable position, two percent in the suitable position, about 32 percent of the moderately suitable, about 52 percent in the range unfavorable and about 10 percent of the study area located also quite unsuitable position to establish of optimal rural service centers. Thus, the two villages Nezheh and Gheizanieh Bozorg as the most developed rural district, has the greatest potential for creating service centers at the district level were detected.
    Keywords: Optimal Service Centers, Rural Development, Multi attribute decision making, Integrated Collection, Gheizanieh
  • MOHAMMAD SALEH GERAMI *, Ali Mohammadpoor Zeydi Pages 77-89
    Identifying the relationships between atmospheric components and the amount of rainfall can be one of the appropriate methods to predict rainfall periods. This study aimed to identify risk factors of dry and wet periods in the coasts of the Caspian Sea. Therefore, synoptic pattern was studied to spatial analysis of the relationships between atmospheric components in dry and wet periods in northern coasts of Iran. Monthly precipitation data was processed from 1361 to 1385 in a 25-year period (1981-2005) by examining seven stations in the southern coasts of Caspian Sea from East to West. By studying the temporal distribution of rainfall, 5 dry months and 5 wet months were chosen. APHRODITE rainfall data by 0.25×0.25 degree segregate and reanalyzed atmosphere data of National Center Environmental Prospect NCEP/NCAR by 2.5×2.5 degree horizontal segregate were used in order to analyze the atmosphere structure and recognize its dominant mechanism. In this study , in order to spatial analysis of the relationships between atmospheric components in dry and wet periods periods in northern coasts of Iran, several variables are used to better understanding this issue . The examined components in this study include the pressure of sea level, geopotential height, specific damp, orientation and meridional wind component, omega and rainfall that their maps of correlation and rainfall were prepared. The study of area synoptic situation shows a significant correlation between rainfall and deployment stack on the Black Sea. In addition, the existence of special damp and air ascendant and northern winds can be considered as a chain that these variables together lead to the onset of the wet area. The creation of high pressure on the Oman Sea and the Persian Gulf and strengthen South winds can be promising for dry periods in northern coasts of Iran.
    Keywords: Correlation, spatial analysis, Atmospheric components, Dry, wet months, Southern coasts of Caspian Sea
  • Hossein Hataminejad *, Ramin Ghorbani, Ebrahim Farhadi Pages 91-111
    City is a residential space, man-made and expanding. the system that development process, and structural deformation seen it manages. Conformity and harmony with each other for the stability of the system is inevitable. Kermanshah city as the ninth Iran metropolitan region in recent decades has been severe physical expansion and population. this study examines the quality and quantity of this situation and provides optimal conditions for future development deals. the purpose of this article is applied and the approach is Analyticaldescriptive.to do this in the first part of Landsat TM and ETM + Satellite images over timescales 1986, 1991, 1998, 2007, 2010 and 2015 were used. in order to detect changes in the levels of classification changes cover three classes: residential and urban lands, agricultural lands and open spaces, the software ENVI Supervised classification with maximum likelihood method and the mean kappa coefficient were used more than 95% for all classes, and images that show high accuracy. The results show that urban expansion and population levels in three decades from 3221 hectares to 11432 hectares and 560514 inhabitants and 905602 inhabitants, that is about four times the physical growth and increased 1.61times the population has come to represent the physical development and rapid population during the period. In the second part of more than 20 criteria in relation to map physical parameters of extraction were prepared in a manner library. then, using fuzzy clustering and fuzzy logic in MATLAB software environment and GIS appeared to overlap layers and optimum directions. It turned out that the future development of Kermanshah city in "relatively good-average" are.
    Keywords: Physical Expansion, Kermanshah, map scale, Clustering, Fuzzy logic
  • Hematollah Roradeh *, Jamal Ghasemi, Yadollah Yousefi, Zohre Ghasemi Pages 113-124
    The aim of this study is clustering of Iran precipitation in order to recognize its spatial differences. Daily data of precipitation, relative humidity, and due point temperature were acquired from 63 stations since the year 1980 till 2013 by national meteorology organization. These primary data by using of the method Singular Value Decomposition (SVD) mapping were compressed to single values and then decreased and prepared as non-linear properties. In addition to these properties, some other properties such as the days with heavy precipitation (greater than or equal to 10 mm), days with much heavy precipitation (greater than or equal to 20 mm), days with precipitation greater than or equal to 25 mm, greatest number of consecutive dry days (CDD), greatest number of consecutive wet days (CWD), and the number of days with precipitation at every season were acquired as linear properties of daily precipitation. In the final step, these linear and non-linear properties were joined together then entered to the fuzzy clustering system. The result of this study showed six precipitation clusters in Iran. The coastal areas of the Caspian Sea, Persian Gulf and Oman Sea, the central very dry, semi-arid, mountainous and semi-mountainous areas were grouped in definite clusters according to Iran topography, Latitude and distance from the sea and water resources. Comparing the results of clustering by this method with other methods that have been done until now, we found that this new approach of clustering can distinguished the stations and clusters regarding its causative agents, significantly high performance.
    Keywords: Precipitation, Fuzzy Clustering, SVD, linear, non-linear precipitation features, Iran
  • Mohammad Reza Ghaderi * Pages 125-139
    The population concentration and activities and spatial imbalance in using social facilities is one of the main characteristics of the developing countries. These characteristics can be found in Iran, both before the Revolution and after the Revolution. According to these characteristics, the main part of the facilities and population have been concentrated in one or some points and other regions act as marginal regions and makes the regional inequalities. The natural bed of the North Coastal Area near Mazandaran Sea and adjacent to Alborz Mountains has imposed a different and special shape pattern based on the spatial structure of this region. According to the homogenous structure of this region, the planning role is very crucial to eliminate the existing imbalances. Since in the east part of the North Coastal Area, the effective factors are obviously different from the west and middle areas, the identification of effective factors in making the regional differences of Golestan Province which, as the consequence of its natural structure and nature is neither a tourism destination nor a land business destination as Gilan and Mazandaran is very important. In this study, using the documentary and survey and Delphi technique, the effective factors in making the regional inequalities of Golestan Province were identified and cross-impact matrix have been completed to study the factors impact on each other. By using analytical techniques and MICMAC software, the most important factors in causing the inequalities of Golestan Province were identified which included: spatially one-dimensional development, ethnic convergence and divergence, environmental capabilities and migration. Finally, suitable solutions to reduce the regional imbalances of Golestan Province were presented.
    Keywords: inequality, Planning, Regional balance, Golestan province
  • Amir Safari, Hamid Ganjaian *, Mojdeh Fereidoni, Zahra Heidari Pages 141-155
    Geotourism is tourism that has said is attractive geological and geomorphological and considering the importance of the geosites have in development areas, In the present study it has been tried to the city geosites Divandarreh and Saghez as well as areas suitable for geotourism development in this area will be evaluated. For this purpose 16 geosites were selected in the study area. Then, using the two methods and Comanescu and Kubalikova. According to the criteria and subcriteria that each of these methods have been studied to evaluate them. Comanescu method is more emphasis on features beauty and landscape. For this reason geosites such as plain Saral, the beauty of the landscape and the perfect situation in this way the ratings are better than Kubalikova. Also areas of scientific and educational status are significantly better in the way Kubalikova have a higher rating. After evaluating geosites, maps zoning areas prone to the development of geotourism is provided. For this purpose the 8 parameters and for the purpose of zoning fuzzy modulation and ANP model is used. The results of zoning areas prone to the development of geotourism and as well as assessments made of two models indicate that in this area, cave Karafto, lake Shahid kazemi, plain Saral, Saghez river and mountain slopes Khan are the most suitable areas for targets. In fact, those areas with a high rating assessment procedures have gained in terms of the criteria that were considered in zoning are located in areas prone to the development of geotourism.
    Keywords: Geosites, Divandarreh, Saghez, Comanescu, Kubalikova
  • Yaghoub Zarei *, Mehdi Rahmanian Pages 157-173
    The rise of inequality and lack of attention to the countryside in recent decades has been the weakness and accelerating the destruction of the centers of settlement and create an imbalance within the area of space and one hand, the flow of services, capital, information and population towards urban centers, addition encounter of rural settlements with maximum extent of poverty, inequality and backwardness double in comparison to other population centers, Have necessitated the need for Spatial Planning in rural areas than before. Therefore, present study was conducted to assess rural development in the municipalities of the County of Qazvin, Is an applied research which is carried out using fuzzy MADM methods. The research method is descriptive and analytical, the data gathering method is library and collected according to research objectives based on data and General Population and Housing Census statistics tables and forms common (In particular the Statistical Yearbook of 2011 Qazvin Province). The statistical population of whole the Rural districts in Qazvin County has to assess the level of their development, 76 components in the form of development indicators, from official statistics Bushehr Province extracted and was evaluated using the technique of Fuzzy VIKOR. The findings of research analysis outlining a regional space Rural inequality County of Qazvin and unfair allocation of resources and rural services, Showed that a total of indicators, the Rural districts in Iqbal sharghi and Iqbal gharbi, has the highest rate of development and the rural district of Alamut paiin, Khandan and Alamut bala , Have the lowest rural development. In the end, to eliminate regional imbalances and social justice in rural areas of Qazvin County, Practical recommendations were presented and determine development priorities in separate rural district.
    Keywords: Rural Development, Rural districts of Qazvin County, Multi attribute decision making, Fuzzy VIKOR
  • Amer Nikpour *, Morteza Rezaazdeh, Fatemeh Allahgholitabar Pages 175-189
    The rapid expansion of cities, make most of the world faced with many problems. Although population growth is the primary cause of the rapid expansion of cities, however, its unreasonable sprawl will have adverse effects on the natural environment and cultural communities. Many attempts have been made to alleviate the negative effects of cities sprawl that most notably is "smart growth" strategy as one way of opposition to urban development " sprawl ", in fact, smart growth is alternative to sprawl. In this research, research methodology is descriptive-analytic method. The data has been achieved from Statistical Center of Iran 's statistical block 1390.For this study, data extraction and classification software (SPSS) and (GIS) is used. The Moora method is used to rank neighborhoods. The results show most central neighborhoods have more favorable conditions terms of smart urban growth indicators than urban surrounding neighborhoods. Whereas urban central neighborhoods have more appropriate level than other neighborhoods in term of the main indicators of smart growth such as mixed use, connections, open spaces, infrastructure and car ownership. multi objective optimization ratio analysis(MOORA) ranking test results showed that three neighborhoods 7, 2 and 6, respectively, have the best ranking among the city's 25 neighborhoods and in against urban surrounding neighborhoods 14, 13 and 4 have the worst condition and ranking among the city’s neighborhoods.Due to the single-core structure, high levels of car ownership (47 percent) and Amol business-services dominant function, aspect of smart growth strategy can be implement in this city management through make policy in increased mixed uses, make attractive the pedestrian-oriented path and public transport development.
    Keywords: urban smart growth, Mixed Use, MOORA, Amol
  • Gholamreza Roshan *, Jose Orosa Pages 191-207
    In the present study, in order to monitor and predict the effect of climate change on the bioclimatic design pattern, a comparative study was conducted between two different geographic regions, Mashhad, in the Mediterranean region and Madrid in Spain in Europe with a similar cold desert climate type. In this study, in order to model the bioclimatic design, there have been used two time sets of climatic data. The base data in this paper are from 1990 to 2010 and extracted from the Meteororm software database. In order to evaluate downscaling and preliminary forecasting of the climate data of some components including radiation, temperature, wind speed, and relative humidity of the atmosphere general circulation model outputs HadCM3, there is used CCWorldWeatherGen software. In this software, in order to investigate the downscaling of large outputs of the atmosphere general circulation model GCM, there is used MORPHING Method. The outcomes of the present study showed that the average annual temperature for the 2050s and 2080s will increase by 0.3 and 1.7 C° for Mashhad and 1.6 and 3.2 C° for Madrid and, on the other hand, the relative humidity changes of the 2050s and 2080s, compared to base period, will be 6.75 and 7 percent for Mashhad, and 11.08 and 11.17 percent for Madrid. Totally, the consequent of climate changes in future decades will lead to a change in the bioclimatic design patterns of building for both studied cities. In general, for both areas of study, due to future climate changes, it is necessary to reduce the consumption level of energy by providing bioclimatic design strategies in the heating sector. But for bioclimatic strategies in cooling sector, the need for these strategies in Madrid is significant, but in Mashhad, only sunshade for windows is significant and the use of other cooling strategies has a decreasing trend.
    Keywords: Climatic scenario, building modeling, climatic adaptation, Storages of bioclimatic
  • Shahbakhti Rostami, Mostafa Taleshi, Esmail Ali Akbari, Hamidreza Vejdani * Pages 209-225
    Urbanization and increasing share of urban population is international trend. In less developed countries like Iran and Hamedan province this trend started late but running fast. In this way the extent and population of cities is growing and with this growth affect the surrounding villages. The effects of rapid growth have destructive effects on environment and create social and economic problems and in general leads to unsustainability. In the present study using aerial photographs and remote sensing and geographic information system changes in the physical limits of Hamadan and its surrounding villages from 1335 to 1393 determined; and population changes in the same period were studied. In this period physical size of city growth faster than population growth. City grew 7.9 times in physical area and 16 times in official area and population size grew 5.5 times. In the first of period there was 16 villages around the city but in end of time 10 villages were merged to the physical tissue of city. Increase the physical size of the area is not limited to the city. Investigate of the physical limits of the remaining villages in the area showed an increase in the size of all of them and show 2.8 times increase in physical area of 6 villages, while their population growth were low. The method used in this study with a combination of all aerial photographs of the area and a satellite image for a period in the Arc GIS software environment has been shown to be a good indicator of the trend and speed of changes in physical realms and can be recommend for use cities and villages of the country and can complete with field surveys if necessary support provided.
    Keywords: sustainability of villages, Population changes, horizontal growth of the city, Hamedan
  • Azam Safarabadi *, Ali Ahmad Pour Pages 227-243
    urban development and complexities of environmental issues have made the existence of resorts and their expansion inevitable. Sustainable urban development has been the source of many movements of the return to nature. This return, in terms of tourism, can contribute to developing and stabilizing the areas. Developing tourism axes surrounding towns and villages is one of the ways to recover social and economic spaces in terms of ecotourism and tourism areas. Also, in the process of urbanization in the world, the forgotten relationship between human and nature can be established; Nowadays, work pressure, physical fatigue, skin infections, etc., threaten human health and people have turned to health tourism to maintain, improve and gain back their mental and physical health. Therapeutic waters and hot springs have the capacity to attract and develop tourism in all seasons of the year. Most hot springs are located in rural areas and around cities, so they are important as a destination for health tourism. Hormozgan province with its climatic and geographical conditions and having numerous hot springs, has the merit to be considered as a special zone for health tourism. The purpose of this research is to plan urban tourist resorts and to find out the factors affecting the attraction of tourists to Todlooyeh Hot Spring. The population includes the tourism authorities of the city of Bastak. The sample size is of 35 is determined using the Delphi method. Using Praloong method, comparison is made between the tourism shifter and efficiency shifter in terms of and tourism value. The result of comparison indicates that value of 0.73for beauty shifter, 0.89 for scientific shifter 0.43 for cultural one, and economical shifter achieved0.59. the findings show in spite of the high values for beauty and scientific shifters, economy does not show a considerable score, so the natural, recreational, and medical capabilities of Todlooyeh Hot Spring are not used appropriately to attract tourists and increase revenue. The evaluation of the productivity and quality of spa resorts with a score of 0.21 and 0.11 Todlooyeh is indicative of the weak conditions of tourism infrastructure of the area.
    Keywords: resort, Health tourism, Hot Spring, Todlooyeh, Bastak