فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رامین امیر ساسان*، جواد وکیلی، امیر شکیب، مصطفی آرمان فر صفحات 1-9
    هدف
    تحقیق حاضر با هدف مقایسه تاثیر یک هفته مکمل سازی سیترولین-مالات (Cit) و ال-آرژنین (Arg) بر مقادیر هورمون رشد و پاسخ های متابولیکی مردان کشتی گیر متعاقب آزمون شبیه ساز کشتی انجام شد.
    روش
    در یک مطالعه نیمه تجربی، 20 کشتی گیر 25-19 ساله (وزن، 90-60 کیلوگرم و درصد چربی 20-12 درصد) انتخاب و به صورت تصادفی و دوسویه کور در دو گروه همگن مکمل سازی یک هفته ای Arg (چهارگرم در روز) و Cit (چهارگرم در روز) قرار گرفتند. در ابتدا و پس از نمونه گیری اولیه خونی کشتی گیران آزمون شبیه ساز کشتی را اجرا کردند و سپس نمونه خونی ثانویه پنج دقیقه بعد از آزمون اخذ شد. بعد از یک هفته مکمل سازی، مجددا پروتکل تمرینی و اخذ نمونه های خونی تکرار شد تا غلظت هورمون رشد (GH)، گلسیرول، اسید های چرب آزاد (FFA) و گلوکز پلاسمایی اندازه گیری شود. داده ها با استفاده از آزمون ANOVA و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    یک هفته مکمل سازی Cit و Arg و ترکیب آنها باعث افزایش معنی دار پاسخ ناشی از ورزش GH، گلیسرول، FFA و جلوگیری از افت معنی دار کاهش گلوکز خون متعاقب آزمون شبیه ساز کشتی گردید. با این حال، افزایش غلظت GH در گروه مکمل سازی Cit بیشتر از گروه Arg بود (05/0>P)..
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد یک هفته مکمل سازی Cit به طور موثرتری نسبت به ال-آرژنین باعث افزایش هورمون رشد، گلیسرول، FFA و کاهش مقادیر گلوکز ناشی از فعالیت شود.
    کلیدواژگان: سیترولین-مالات، ال-آرژنین، گلیسرول، هورمون رشد، کشتی گیر
  • محمد رحمان رحیمی*، چیا نقشینی صفحات 10-17
    کافئین بر پاسخ ایمنی بدن حین فعالیت ورزشی اثرگذار است و نشان داده شده که کافئین غلظت استیل کولین استراز و میلوپراکسیداز در موش های تمرین کرده را کاهش داده است؛ بنابراین در این پژوهش اثر مصرف کافئین بر فعالیت آنزیم های استیل کولین استراز و میلوپراکسیداز پس از فعالیت ورزشی مقاومتی در ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفت. پانزده ورزشکار در مطالعه تصادفی، دوسوکور، کنترل شده با دارونما و متقاطع، 6 میلی گرم کافئین و دارونما (مالتودکسترین) به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را یک ساعت قبل از فعالیت مقاومتی دریافت کردند. نمونه گیری خون از سیاهرگ بازویی آزمودنی ها قبل، بعد و یک ساعت بعد از فعالیت ورزشی مقاومتی جهت اندازه گیری غلظت میلوپراکسیداز و استیل کولین استراز گرفته شد. آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که در غلظت استیل کولین استراز تفاوت معنی داری در بلافاصله و 15 دقیقه بعد از فعالیت مقاومتی بین کافئین و دارونما وجود دارد (05/0>P، اما در ارتباط با غلظت میلوپراکسیداز تفاوت معنی دار بین شرایط کافئین و دارونما وجود نداشت (05/0<P). در شرایط مصرف کافئین غلظت استیل کولین استراز در پس آزمون به طور معنی داری پایین تر از مقادیر پیش آزمون بود، اما در شرایط مصرف دارونما غلظت استیل کولین استراز در پس آزمون افزایش نسبت به پیش آزمون مشاهده شد (05/0>P). به نظر می رسد که مصرف مکمل کافئین قبل از فعالیت مقاومتی از افزایش غلظت آنزیم استیل کولین استراز در مردان ورزشکار جلوگیری می کند و احتمالا کافئین از این طریق سبب کاهش فعالیت های التهابی می گردد.
    کلیدواژگان: کافئین، میلوپراکسیداز، استیل کولین استراز، فعالیت مقاومتی
  • محمد عزیزی*، علیرضا ابراهیمی، وریا طهماسبی، رستگار حسینی صفحات 18-27
    هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری آلژینات سدیم بر سطح PYY و نیمرخ لیپیدی در مردان مبتلا به سندرم متابولیک بود. در تحقیق حاضر که یک پژوهش نیمه تجربی بود، 24 مرد جوان مبتلا به سندرم متابولیک به صورت تصادفی در 3 گروه، تمرین تناوبی شدید با مکمل (8n=)، تمرین تناوبی شدید با دارونما (8n=) و کنترل(8n=) قرار گرفتند. برنامه تمرینی، با شدت 85 تا 95 ضربان قلب ذخیره، در هر هفته سه جلسه و به مدت 8 هفته شرکت کردند. وضعیت اشتها و نمونه های خونی در دو مرحله جمع آوری شد. یافته ها نشان می دهد که تمرین تناوبی شدید با مکمل یاری آلژینات سدیم و یا دارونما باعث افزایش هورمون PYY و کاهش کل نمره z سندرم متابولیک در مردان جوان می شود. در حالی که PYY در گروه کنترل تغییر معناداری نداشت.
    نتیجه گیری
    هشت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری آلژینات سدیم بیشتر از تمرین تناوبی شدید با دارونما باعث افزایش سرکوب اشتها و کاهش کل نمره z سندرم متابولیک می شود.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، آلژینات سدیم، سندرم متابولیک، درک اشتها
  • طاهر افشارنژاد*، مسعود خرسندی، سامره صفرزاده، علیرضا امانی صفحات 28-36
    مقدمه
    تاثیر تمرینات یک طرفه بر استقامت عضلانی و مکانیسم اثرگذاری آن بطورکامل شناخته نشده است. هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی یک طرفه بر قدرت، زمان واماندگی، خستگی عصبی-عضلانی و هم انقباضی سینرژیست در عضو تمرین کرده و تمرین نکرده طرف مقابل بود. روش پژوهش: 20 دختر دانشجوی سالم بطور تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تجربی تمرین مقاومتی را روی فلکسورهای آرنج دست غیربرتر سه روز در هفته و به مدت هشت هفته انجام دادند. سیگنال الکترومیوگرافی سطحی از عضلات فلکسور آرنج دست تمرین کرده و قرینه درطول حداکثر انقباض ارادی و انقباض زیربیشینه ثبت شده و براساس مقادیر ریشه دوم میانگین (RMS) و میانگین توان فرکانس (MPF) و انتگرال الکترومیوگرافی(IEMG) در پیش آزمون و پس آزمون محاسبه گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده افزایش معنی داری در حداکثر انقباض ارادی و زمان واماندگی درطول مهارت ایزومتریک زیربیشینه در عضو تمرین کرده و قرینه بود. تفاوت معنی داری بین دو گروه در مقادیر RMS و MPF عضله دوسربازویی عضو تمرین کرده و بدون تمرین وجود داشت که درمورد عضله بازویی قدامی و سه سربازویی در عضو تمرین نکرده وجود نداشت. همچنین بعد از تمرین مقاومتی تفاوت معنی داری در نسبت IEMG عضلات درگیر بین بلوکهای انقباض زیربیشینه هم در عضو تمرین کرده و هم قرینه وجود دارد که تمایل به تناوب را در فعالیت عضلات سینرژیست نشان میدهد.
    نتیجه گیری
    بخشی از اثرگذاری تمرین مقاومتی یک طرفه بر زمان واماندگی بواسطه بهبود مکانیسم الگوی تناوبی فعالیت سینرژیست توجیه می شود.
    کلیدواژگان: استقامت عضلانی، اثر انتقال متقاطع، تمرین یک طرفه، الگوی سینرژیست
  • علی مهربانی، فرزاد زهساز* صفحات 37-44
    هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر شش هفته مکمل سازی ترکیبی متیل سولفونیل متان و گلوکزآمین بر سطوح مالون دی آلدئید و آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز متعاقب یک جلسه تمرین پلایومتریک می باشد. در این پژوهش نیمه تجربی 22 ورزشکار مرد به طور تصادفی در دو گروه مکمل و دارونما جای گرفته و قبل و بعد از دوره مکمل سازی، در دو وهله فعالیت پلایومتریک شرکت کردند. برای اندازه گیری میزان سرمی آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز و مالون دی آلدئید، خون گیری در چهار مرحله انجام گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل شدند. مقدار مالون دی آلدئید در گروه مکمل پس از فعالیت پلایومتریک به طور معنی داری کمتر از گروه دارونما بود و میزان فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز در گروه مکمل نسبت به گروه دارونما بیشتر بود. مکمل سازی ترکیبی ممکن است با افزایش محتوی آنزیم آنتی اکسیدانی سوپر اکسید دیسموتاز باعث کاهش پراکسیداسیون لیپیدی (سطوح مالون دی آلدئید) و افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی و درنتیجه کاهش فشار اکسایشی شود.
    کلیدواژگان: متیل سولفونیل متان، گلوکزآمین، سوپر اکسید دیسموتاز، مالون دی آلدئید، پلایومتریک
  • پروین واعظی، محمدرضا ذوالفقاری، جواد طلوعی آذر* صفحات 45-52
    از جمله تاثیرات مثبت تمرین ورزشی القای ترشح آدیپوکاینهای مفید از بافت چربی میباشد که در کاهش ریسک فاکتورهای بیماری های قلبی عروقی نقش مهمی دارند. لذا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی بر مقادیر سرمی CTRP9، امنتین 1، پروفایل لیپیدی و مقاومت انسولینی در زنان چاق غیرفعال میباشد. 20 زن چاق غیرفعال (2520 سال) در دو گروه 10 نفری تمرین هوازی و کنترل، داوطلب شرکت در پژوهش حاضر شدند. برنامه تمرین به مدت 8 هفته و در هر هفته 3 جلسه به مدت 45 تا60 دقیقه اجرا شد. از گروه تمرین و کنترل قبل و بعد از 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در هفته 8 و پس از 10 الی 12 ساعت ناشتایی برای سنجش شاخص های مورد نظر، نمونه گیری خونی به عمل آمد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماری T زوجی و مستقل در سطح معناداری 05/0>P تحلیل شد. انجام 8 هفته تمرین هوازی باعث افزایش معنیدار CTRP9 (022/0p=) و امنتین 1 (039 /0p=) شد. در مقایسه با گرو کنترل نیز، تمرین هوازی سبب افزایش معنیدار CTRP9 (047/0p=) وHDL (001/0p=) و کاهش معنیدار مقاومت به انسولین (008/0p=)، کلسترول تام (020/0 (p=، درصد چربی بدن (003/0 (p= و WHR (041/0 (p=شد. به نظر می رسد 8 هفته تمرین هوازی با افزایش CTRP9 و امنتین 1 نقش مهمی در کنترل پروفایل لیپیدی و مقاومت به انسولینی داشته باشد و تغییرات این فاکتورها نقش مهمی در پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی دارند.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، CTRP9، امنتین 1، پروفایل لیپیدی، زنان چاق غیر فعال
  • سید صالح صفری موسوی*، حمید محبی، هادی روحانی صفحات 53-61
    زمینه و هدف
    هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین تداومی و تناوبی شدید بر شاخص مقاومت به انسولین بیماران پیش دیابتی بود.
    روش کار
    32 بیمار پیش دیابتی در 4 گروه 8 نفری کنترل (CON)، گروه تمرین تناوبی (HIT)، گروه تمرین تداومی با شدت Fatmax (FAT) و شدت آستانه بی هوازی (IAT) قرار گرفتند. قبل و بعد از 12 هفته تمرین ورزشی گلوکز و انسولین خون آزمودنی ها در آزمایشگاه سنجش و از آزمون آماری ANOVA برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان تاثیر تمرین ورزشی بر گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین فقط در گروه HIT با گروه IAT معنی دار است. همچنین میزان تاثیر تمرین ورزشی بر انسولین خون بین گروه FAT و HIT با IAT معنی دار است.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داد که شدت و نوع فعالیت ورزشی از عوامل تاثیر گذار بر بهبود شاخص مقاومت به انسولین در افراد پیش دیابتی است.
    کلیدواژگان: گلوکزخون، انسولین خون، پیش دیابتی، تمرین تداومی و تناوبی شدید
  • رامین امیرساسان*، علی اصغر رواسی، امید میرزاحسینی، مصطفی آرمان فر، فضلاللهقدس حیدری صفحات 62-68
    محرک های فیزیولوژیکی مانند محتوای اسید آمینه رژیم غذایی و فعالیت ورزشی می توانند رهایش هورمون رشد (GH) را تحت تاثیر قرار دهند. از اینرو، پژوهش حاضر تعیین تاثیر دو مقدار مکمل سازی اسیدهای آمینه شاخه دار (BCAA) بر پاسخ GHو عامل رشد شبه انسولینی-1 (IGF-I) پس از فعالیت مقاومتی سنگین در وزنه برداران معلول بود. در این مطالعه نیمه تجربی، 21 آزمودنی واجد شرایط آزمون پس از همگن سازی بر اساس نوع معلولیت و یک تکرار بیشینه (1-RM) در چهار حرکت مورد نظر به طور تصادفی در سه گروه 7 نفره همگن تقسیم شدند. یک هفته پیش از آزمون ورزشی روزانه 120 میلی گرم/کیلو گرم/روز مصرف نمودند. سپس همه آزمو دنی ها یک جلسه تمرین مقاومتی سنگین (چهار حرکت بالا تنه با چهار ست 8 تا 10 تکراری با 80 درصد 1-RM) را اجرا نمودند.30 دقیقه قبل، بلافاصله بعد و 30 دقیقه پس از اجرای آزمون ورزشی آزمودنی های گروه مقدار پایین و بالا به ترتیب 240، 480 میلی گرم/کیلو گرم/روز یا شبه دارو (150 میلی لیتر محلول طعم دار هم کالری) دریافت نمودند. نمونه گیری خون در چهار مرحله (یک هفته قبل از آزمون ورزشی،30 دقیقه قبل،30 و 120 دقیقه بعد از آزمون ورزشی) گرفته شد. نتایج نشان داد که مکمل سازی BCAA با مقادیر 240 و480 میلی گرم/کیلو گرم/روز تاثیر معنی داری بر پاسخ GH و IGF-I وزنه برداران معلول به یک جلسه فعالیت مقاومتی بالا تنه ندارد و افزایش معنی داری این شاخص ها در هر سه گروه مشابه است. بر اساس نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد فعالیت ورزشی مقاومتی محرکی فیزیولوژیک قوی برای افزایش غلظت GH و IGF-I وزنه برداران معلول می باشد و مکمل سازی BCAA پاسخ این عوامل هورمونی افزایش نمی دهد
    کلیدواژگان: هورمون رشد، عامل رشد شبه انسولینی-1، فعالیت مقاومتی، اسیدهای آمینه شاخه دار
  • کریم آزالی علمداری*، مصطفی آرمان فر، اورهان خدایی صفحات 69-76
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین تناوبی شدید بر سطوح آدیپونکتین، مقاومت به انسولین و شاخص های سندروم متابولیک در مردان مبتلا به سندروم متابولیک می باشد. 22 نفر مرد مبتلا به سندروم متابولیک به طور تصادفی به دو گروه HIIT (12 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه HIIT به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته 6-12 وهله فعالیت شدید با شدت 80-85 درصد ضربان قلب ذخیره به مدت 2 دقیقه و استراحت فعال با شدت 50 درصد به مدت 2 دقیقه درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره و مدت 25-60 دقیقه تمرین کرد. در حالت پایه و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی نمونه های خون جمع آوری و سطوح آدیپونکتین، انسولین، گلوکز و نیمرخ لیپیدی به روش الایزا اندازه گیری شد. از آزمون t همبسته برای تحلیل داده ها استفاده و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. تحلیل داده ها نشان داد، تمرین HIIT باعث افزایش معنی دار سطوح آدیپونکتین و HDL می شود (05/0P˂)، همچنین، تمرین HIIT باعث کاهش وزن بدن، دور کمر، BMI، متوسط فشارخون، گلوکز و مقاومت به انسولین شد (05/0P˂). با این حال تمرین HIIT تاثیر معنی داری بر انسولین نداشت (05/0P>). به طورکلی، تمرین HIIT با افزایش آدیپونکتین، بهبود مقاومت به انسولین و شاخص های خطر سندروم متابولیک، نقش مهمی را به عنوان راهکار درمانی موثر برای بیماران سندروم متابولیک ایفا می کند.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید (HIIT)، مقاومت به انسولین، سندروم متابولیک
  • افسانه آستین چپ* صفحات 77-82
    افزایش تولید رادیکال های آزاد در طول فعالیت بدنی و متابولیسم ازجمله تغییرات بیولوژیکی بارزی می باشند که با ایجاد استرس اکسیداتیو در بدن می توانند زمینه ی بروز بسیاری از بیماری ها را فراهم سازند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر دو هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ژل رویال بر ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و سوپراکسید دیسموتاز بر روی موش های صحرایی نر نژاد ویستار می باشد. در این پژوهش 20 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به دو گروه تمرین و تمرین با مکمل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل دویدن تا سرحد خستگی بر روی نوارگردان با سرعت 12 متر بر دقیقه و پنج روز در هفته بود و روزانه 300 میلی گرم ژل رویال به ازای هر کیلوگرم از وزن موش ها به صورت خوراکی و به مدت دو هفته داده شد. داده ها با استفاده از روش کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون t ارزیابی شدند. در این پژوهش سطح معنی داری 5 صدم (05/0=α) استفاده شد. دو هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ژل رویال برروی سوپراکسیداز دیسموتاز و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام تاثیر معنی داری دارد. در این تحقیق نشان داده شد که خوردن ژل رویال باعث کاهش استرس اکسایشی می شود.
    کلیدواژگان: ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، سوپراکسید دیسموتاز، موش های صحرایی نر نژاد ویستار
  • جبار بشیری*، آرمین تمرخانی صفحات 83-92
    چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر سه ماه تمرین هوازی همراه با مکمل سازی عصاره ی مرزن جوش بر آپوپتوز عضله ی نعلی موش های صحرایی نر می باشد. در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر سه ماهه به شکل تصادفی در پنج گروه (تمرین هوازی، مکمل مرزن جوش، تمرین + مکمل مرزن جوش، کنترل شش ماهه و کنترل سه ماهه) جایگزین شدند. گروه های تمرین و تمرین +مرزن جوش به مدت 12 هفته تمرین هوازی (پنج روز در هفته، شیب 15% به مدت 60-10 دقیقه و سرعت 33-24 متر/دقیقه) را انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، عضله-ی نعلی رت ها استخراج شد و میزان بیان ژن های درگیر در آپوپتوز (کاسپاز 9 و سیتوکروم C)، از روش RT-PCR بررسی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تک راهه در سطح معنی داری 0.05 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد پس از دوره مداخله، وزن عضله ی نعلی و نسبت وزن عضله ی نعلی به وزن بدن در بین گروه ها تفاوت معنی داری داشت (05/0>P). همچنین، مقدار بیان نسبی کاسپاز 9 در بین گروه ها بعد از دوره مداخله تفاوت معنی داری داشت (05/0>P). ولی مقدار بیان نسبی سیتوکروم c در بین گروه ها تفاوت معنی داری نداشت (05/0<P). روند سالمندی باعث افزایش وزن بدن موش ها و کاهش نسبت وزن عضله ی نعلی به وزن بدن می شود و هم زمان کاسپاز 9 افزایش می یابد، ولی مقدار بیان سیتوکروم C تغییر نمی کند. بااین حال، تمرین و مصرف عصاره ی مرزن جوش تا اندازه ای این افزایش ها را کمتر می کند.
    کلیدواژگان: آپوپتوز، تمرین هوازی، مکمل مرزن جوش، سیتوکروم C و کاسپاز 9
  • رحیم رحیم پور، جواد مهربانی* صفحات 93-105
|
  • Ramin Amirsasan *, Javad Vakili, Amir Shakib, Mostafa Armanfar Pages 1-9
    Aims
    The aim of this research was to evaluate the effect of one-week supplementation of citrulline-malate, L-arginine and their combination on growth hormone concentration and metabolic responses in male wrestlers.
    Methods
    In this semi-experimental study, 40 male wrestlers (aged 19-25 years; weight 60-90 kg; body fat percent 12-20%) in a randomized and double-blind design were divided in four equal citrulline-malate (Cit; 4g/days), L-arginine (Arg; 4g/days), their combination (2g/days Arg + 2g/days Cit) and placebo (P) groups. Before and after supplementation period, all subjects were participated in a competition like wrestling. Blood samples were obtained in the 4 phases: one hour before and immediately after two competition like wrestling protocols. Plasma growth hormone (GH), glycerol, fat free acid (FFA), and glucose were analyzed. Change any of the parameters (mean and standard deviation) of four stages and between groups is determined by Analysis of variance (ANOVA) with repeated measurement and post hoc tests, respectively. The significance level was set at p<0.05.
    Results
    The findings of present study showed that GH and lactate concentration were significantly increased after one week supplementation of arginine, citrulline-malate and combination of citrulline-malate with L-arginine. Also, it can be concluded that the one week citrulline-malate with L-arginine supplementation is more effective than the citrulline-malate or L-arginine supplementation to prevent the exercise-induced decrease in some glucose levels.
    Conclusion
    Therefore, it seems that Cit supplementation week more effectively than L-arginine for exercise induced increased of growth hormone, glycerol, FFA and preventing of decreases glucose levels.
    Keywords: Citrulline-malate, L-arginine, Growth Hormone, Glycerol, Wrestlers
  • Mohammad Rahman Rahimi *, Chia Naghshini Pages 10-17
    Caffeine affects immune response during exercise and it has shown that caffeine reduced concentration of acetyl cholinesterase and myeloperoxidase in mice trained. Thus, in this study the effect of caffeine ingestion on enzyme activities of acetyl cholinesterase and myeloperoxidase was examined after resistance exercise in athletes. 15 athletes in in a randomized, double-blind, placebo-controlled, cross-over study, received 6 mg.kg-1 of caffeine and placebo (maltodextrin) one hour before the resistance exercise (RE). After an hour blood samples were taken from the participants then they participated in resistance exercise and immediately and 15 minutes after resistance exercise, another’s blood samples were taken to analysis acetyl cholinesterase and myeloperoxidase concentration. Analysis of variance with repeated measures at α level 0.05.was used. ANOVA with repeated measures showed significant difference in concentration of acetyl cholinesterase at immediately and 15 minutes after resistance exercise between caffeine and placebo condition (p<0.05), but there was no significant difference between caffeine and placebo in relation to the concentration of myeloperoxidase (p>0.05). In terms of caffeine consumption, acetyl cholinesterase concentration was significantly lower at post compared to pre RE, but in terms of placebo consumption, acetyl cholinesterase concentration was significantly higher at post compared to pre RE (p<0.05). It seems that consumption of caffeine supplement before resistance exercise prevent increase in concentration of acetyl cholinesterase in male athletes, and possibly caffeine from this way lead to reduce inflammatory activities.
    Keywords: caffeine, myeloperoxidase, acetylcholinesterase, resistance exercise
  • Mohammad Azizi *, Alireza Ebrahimi, Worya Tahmasebi, Rastegar Hoseini Pages 18-27
    The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks of HIIT on PYY levels in men with metabolic syndrome. In the present study, which was a semi-experimental study, 24 young men with metabolic syndrome participated voluntarily. They were randomly assigned into 3 groups HIIT with supplementation (n=8), HIIT with placebo (n = 8), control (n = 8). Training program, an intensity of 85 to 95 heart rate, per week three sessions and for a period of 8 weeks. Appetite and blood samples were collected in two stages. The findings indicate that HIIT with supplementation with sodium alginate or placebo increases PYY and decreases the metabolic syndrome z score in young men.
    Conclusion
    Eight weeks of HIIT with sodium alginate supplementation have been shown to increase the suppression of appetite and decrease the total score of z in the metabolic syndrome, rather than the HIIT with placebo.
    Keywords: high intensity interval training, sodium alginate, metabolic syndrome, understand appetite
  • Taher Afsharnezhad *, Alireza Amani, Masoud Khorsandi, Samereh Safar Zadeh Pages 28-36
    Introduction
    The effect of cross training to improve endurance and its mechanism is not fully understood. The purpose of this study was to determine the effects of 8-weeks unilateral resistance training on strength, time to task failure, neuromuscular fatigue and synergist muscles co-activation in trained and contralateral untrained limbs.
    Methods
    20 healthy female students were randomly assigned to either a training or a control group. The experimental group performed unilateral resistance training on non-dominant elbow flexors, 3 days per week for 8 weeks. The surface electromyography signal that was recorded from elbow flexor muscles during submaximal and maximal voluntary contraction(MVC) of both trained and untrained limb, were computed as Root Mean Square(RMS), mean power frequency(MPF) and integrated electromyography (IEMG) data in pre and post test.
    Results
    The result indicated a significant increase in elbow flexor MVC and time to failure in submaximal isometric task in trained and contralateral untrained limb. There was a significant difference between groups in RMS and MPF of biceps brachii in trained and untrained limb. However, this differences were not significant for brachialis and triceps in contralateral limbs. Also, after resistance training, there is a significant difference in the IEMG ratio of the muscles among blocks of submaximal contraction in trained and untrained limb, indicating a tendency to alternation in synergistic muscles activity.
    Conclusions
    Cross transfer effect of unilateral resistance training on time to task failure might be explained, at least partly by the mechanism of synergistic alternate activity pattern.
    Keywords: Muscle Endurance, Cross-Transfer Effect, Unilateral Training, synergistic pattern
  • Ali Mehrabani, Farzad Zehsaz * Pages 37-44
    The aim of this study is to survey the effect of six weeks combined supplementation of methylsulfonylmethane and glucosamine on the superoxide dismutase and malondialdehyde levels following a plyometric exercise session in amutor male athletes. In this quasi-experimental research, 22 male athletes were randomly assigned into two groups of supplement, and participated in two bouts of plyometric activity before and after the supplementation period. The serum levels of superoxide dismutase and malondialdehyde enzymes were determined based on the four-time blood sampling, and the collected data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA) at the 95 percent confidence level. Malondialdehyde after plyometric exercise in the supplement group were significantly lower than the control group, and Superoxide Dismutase activity was higher in the supplement group compared to the control one. The combined supplementation maybe increases the content of the antioxidant enzyme (superoxide dismutase) that results in decreasing lipid peroxidation (malondialdehyde levels), increasing the antioxidant capacity and decreasing the oxidative stress.
    Keywords: Methyl Sulfonyl Methane, Glucosamine, superoxide dismutase, Malondialdehyde Plyometric
  • Parvin Vaezi, Mohammad Reza Zolfaghari, Javad Toloueiazar * Pages 45-52
    One of the positive effects of exercise training is to induce the secretion of useful adipokines from adipose tissue, which play an important role in reducing the risk factors for cardiovascular disease. Therefore, the aim of the present study was to investigate the effect of 8 weeks aerobic training on serum CTRP9, omentin-1, lipid profiles and insulin resistance in obese women. 20 non-active obese women (20-25 years) were randomly divided into two groups (10 subjects) control and training who participated in the study. The training program was run for 8 weeks and 3 sessions per week for 45 to 60 minute. The training and control groups were tested before and after 48 hours after the last training session at week 8 and after 10 to 12 hours of fasting to determine the desired parameters for blood sampling. Data were analyzed using paired t-test and independent t-test at significance level of P
    Keywords: aerobic training, CTRP9, Omentin-1, lipid profile, Inactive Obese Women
  • Seyed Saleh Safari Mosavi *, Hamid Mohebbi, Hadi Rohani Pages 53-61
    Background and Objective
    the aim of this study was the effect of 12 weeks continuous and high intensity interval training on insulin resistance index in pre diabetes patient.
    Materials and Methods
    Thirty tow pre diabetes patients were divided into 4 groups of 8 people control (CON), high intensity interval training group (HIT), continuous training at Fatmax intensity group (FAT) and anaerobic threshold (IAT). Pre and post of exercise training for 12 weeks blood glucose and insulin was determined in laboratory and the ANOWA was used to analyze the variables.
    results
    results showed that the effect of exercise training on Blood glucose and insulin resistance index the difference was significantly in the HIT than in IAT groups. also, the effect of exercise training on Blood insulin in FAT, IAT, and HIT groups was 26%, 17% and 26% respectively, the difference was significantly in the FAT and HIT than in IAT groups.
    Conclusion
    Results showed that the intensity and type of exercise factors effective on insulin resistance index in pre diabetes patient.
    Keywords: Blood glucose, Blood insulin, pre diabetes, continuous, high intensity interval training
  • Ramin Amirsasan *, Ali Asghar Ravasi, Omid Mirza Hoseini, Mustafa Armanfar, Fazlollah Ghodsmirheidari Pages 62-68
    A number of physiological stimuli can initiate human growth hormone (hGH) secretion non-pharmacological of which are sleep, amino acid content of the diet and exercise. Therefore, the aim of this research was to evaluate the effect of branched chain amino acids (BCAA) supplementation on hGH and insulin like growth factor (IGF-1) in elite male Paralympic weightlifters. In this semi-experimental study, 21 male Paralympic weightlifters in a randomly and double-blind design were allocated in three equal groups: BCAA group 1 (N=7: 240 mg/kg/day), BCAA group 2 (N=7: 480 mg/kg/day) and placebo group (N=7, dextrose: 120 mg/kg/day). One week before of test, all participants were consumed 120 mg of the BCAA or placebo per kg of body weight. Then, all subjects performed a single bout of resistance exercise (RE). Blood samples were obtained in the 3 phases: 30 minutes prior to RE, 30 minutes post RE and 2 hours post RE. The results showed that BCAA supplementation at doses of 240 and 480 mg/kg/day does not have a significant effect on the response of hGH and IGF-I to upper body resistance exercise in the disabled weightlifters (p>0.05). There was no difference between groups in terms of increased of hormones concentrations (p>0.05).The results of this study appear to support the hypothesis that resistance exercise is a potent physiological stimulus for hGH and IGF-1 secretion, and BCAA supplementation does not increase response of these hormones.
    Keywords: human Growth hormone, Insulin-like growth factor-1, resistance exercise, Branched Chain Amino Acids
  • Karim Azali Alamdari *, Mostafa Armanfar, Orhan Khodaei Pages 69-76
    The aim of the present study is to investigate the effect of high intensity interval training on levels of adiponectin, insulin resistance and markers of metabolic syndrome in men with metabolic syndrome. Twenty two male with metabolic syndrome were randomly divided into two groups including high intensity interval training (HIIT) (n=12) and Control (n=10). HIIT group were trained 3 sessions/wk for eight weeks at 6-12 intense exercise with intensity 80-85% heart rate reserve for 2 minutes and active rest for 2 minutes at 50 percent of maximum heart rate for 25-60 minutes for 25-60 minutes. Blood samples were collected at baseline as well as 48 hrs after the last training session, followed by measuring adiponectin. Insulin, glucose and lipid profile levels by ELISA. Paired t test has used to data analysis; the level of significance has been consider at P≤0.05. Data analysis showed, high intensity interval training (HIIT) significantly increased the Serum level of adiponectin and HDL (p˂0.05). Also, high intensity interval training (HIIT) significantly reduced body weight, waist circumference, BMI, mean blood pressure, glucose, and insulin resistance (p˂0.05). However, there were no effects on insulin (P>0.05). In general, high intensity interval training (HIIT) with increase adiponectin levels, improve insulin resistance and risk markers of metabolic syndrome, plays an important role as an effective therapeutic strategy for patients with metabolic syndrome.
    Keywords: High Intensity Interval Training (HIIT), adiponectin, Insulin resistance, metabolic syndrome
  • Afsaneh Astinchap * Pages 77-82
    Increased production of free radicals during metabolism and physical activity are significant biological changes that oxidative stress in the body can provide background incidence of many diseases. The purpose of this study was to evaluate the effect of 2 week aerobic exercise with royal jelly supplements on Male vistar Rats. in this study 20 male vistar rats were divided randomly into practice with complementary and non-complementary exercises. Training Program includes 30 minutes of running on a treadmill to exhaustion at a speed of 12 meters per minute and 5 days a week and 300 mg per kg of body weight of royal jelly daily orally supplemented for 2 weeks. the data were analyzed using the Kolmogorov-Smirnov and T-test. The significance level in this study was considered to be 0.05. The superoxide dismutase and total antioxidant capacity was increased significantly after two week aerobic exercise with royal jelly supplements. This study showed that eating royal jelly reduces oxidative stress.
    Keywords: total antioxidant capacity, superoxide dismutase, royal jelly, male Vistar rat
  • Jabbar Bashiri *, Armin Tamar Khani Pages 83-92
    The aim of current study is investigation effectiveness of three months of aerobic exercise with Origanum majorana extract on male rats’ soleus muscle apoptosis. In current experimental study, 35 heads of male rats were alternated randomize in 5 groups (aerobic exercise, Origanum majorana extract, exercise+ Origanum majorana extract, 6 months controlling and also 3 months controlling. Exercise and exercise+ Origanum majorana extract groups implemented aerobic exercises during 12 weeks (5 days per week, 15% inclination, 10-60 minutes and 24-33 m/m speed). After 48 hours of last exercise, male rats’ soleus muscle was extracted and involved genes expression in apoptosis (Caspase 9 and Cythocrome C) were investigated by PCR. Data were analyzed by one-way variance analysis test at 0.05 significant levels. Results showed that, after intervention; soleus muscle weight and its proportion against body weight had significant difference (P<0.05) between groups. Also caspase 9 relative expression amount between groups had significant difference (P<0.05) after intervention, but there wasn't significant difference between groups according to Cythocrome C relative expression amount. (P>0.05) Aging cause to increasing rats body weight and reducing soleus muscle weight against body weight and also Caspase 9 increase simultaneously, but Cythocrome C expression amount doesn’t change. So, exercise and consumption of Origanum majorana extract lower mentioned increasing cases.
    Keywords: Apoptosis, aerobic exercise, Origanum majorana extract, Cythocrome C, Caspase 9
  • Rahim Rahim Pour, Javad Mehrabani * Pages 93-105
    Secretion of pro-inflammatory and anti-inflammatory cytokines play a critical role in the regulation of metabolic conditions. This study examines the effect of eight weeks aerobic training on Adipolin cytokine and insulin resistance index in type 2 diabetic male rats. Eighteen 8-10 weeks Wister rats with 200-220 gr are selected and they divided equaly into two diabetes [DBT] and control [CON] groups randomly. The training program includes 8 weeks of endurance training on a treadmill at a constant dip of 5%. The speed started from 10 meters per minute and it rised to the 25 meters per minute and its time started from 15 minutes to 45 minutes. In end of 8 weeks training, blood samples were taken after 12 hours of fasting in order to determination of insulin, glucose and Adipulin levels. The homeostatic model assessment [HOMA] was calculated as insulin resistance index. The data were analyzed using the an independent t test with the SPSS software ver. 16. A meaningful increase was observed in adipolin (1.36±0.054 vs. 1.11±0.065 ng/ml; p=0.002), and decrease in glucose (276.88±27.59 vs. 324.55±16.04 mg/dl; p=0.001), insulin (0.206±0.02 vs. 0.235±0.02 mU/l; p=0.033) and insulin resistance (2.55±0.495 vs. 3.40±0.468 mg/dl; p=0.002). According to the findings, it seems that aerobic training with moderate intensity will lead to decreasing in insulin resistance and increase in serum levels of Adipulin in type 2 diabetic rats.
    Keywords: aerobic training_Adipolin_Insulin resistance_Type 2 diabetes