فهرست مطالب

  • Volume:3 Issue: 2, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیما رفیعی، رفعت محبی فر، محمد رنجبر، فاطمه اکبری راد* صفحات 96-104
    مقدمه
    یکی از مهمترین روش های افزایش دسترسی و بهره مندی عادلانه آحاد مردم از خدمات سلامت، برنامه پزشک خانواده است که اجرای آن باچالشهای متعددی روبرو است. یکی از این چالشها عدم شناخت سیاستگذاران از ترجیحات پزشکان در ارتباط با مفاد قرارداد پزشک خانواده است.لذا این مطالعه بر آن است تا ترجیحات پزشکان عمومی شاغل در مناطق محروم کشور را در خصوص نوع قرارداد پزشک خانواده بررسی کند.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع تحلیلی مقطعی می باشد که با استفاده از روش تحلیل توامان(technique conjoint analysis) در سال 1395 در میان 150 نفر از پزشکان عمومی شاغل در دانشگاه های منطقه محروم کشور انجام شد. از طریق روش های کمی و کیفی 18 سناریو از طریق روش ارتوگونال طراحی و در قالب پرسشنامه choice based senario  تدوین گردید. داده های جمع آوریی شده با استفاده از رگرسیون پروبیت و لاجستیک تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که مولفه نظام پزشکی به عنوان کارفرما در طرح پزشک خانواده بیشترین تاثیر را بر احتمال انتخاب این طرح از سوی پزشکان مورد مطالعه داشت (OR=2.5). پس از آن به ترتیب ، سهمیه ورود به دوره تخصص پس از 5 سال خدمت (OR=2.25)، حق ثبت نام آزاد از حمعیت بدون محدودیت جغرافیایی(OR=2.8)، اجازه ارائه خدمات خارج از بسته جغرافیایی(OR=1.4) و طول مدت قرارداد کمتر(OR=0.93) بیشترین تاثیر را بر انتخاب پزشکان داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر اصلاح مفاد قرارداد پزشک خانواده مطابق با ترجیحات پزشکان امکان مشارکت و ماندگاری آنان در طرح پزشک خانواده را افزایش می دهد. اما در عین حال می بایست توجه داشت که تبعیت مفاد این قرارداد از استانداردهای بین المللی و قوانین بالادستی کشور نیز تا حد امکان حفظ گردد.
    کلیدواژگان: پزشک عمومی، قراداد پزشک خانواده، تحلیل توامان، ترجیحات
  • حسین جباری، الهه نوابی، صلاح الدین اسدی* صفحات 105-111
    مقدمه و هدف
    نظام های سلامت به منظور تامین و ارتقای سلامت، اقدام به انجام اصلاحات می نمایند. سنجش اثرات اصلاحات یکی از روش های تعیین اثربخشی بوده و زمینه ساز بهبود وضعیت خواهد بود. لذا هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین نوع زایمان با میزان شاخص های پنج گانه سلامت مادر و نوزاد در بازه زمانی قبل و بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در بیمارستانهای منتخب استان آذربایجان شرقی می باشد.
    موارد و
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده که در سال 1396 انجام گرفت. محیط پژوهش شامل 8 بیمارستان آموزشی، درمانی و خصوصی بود. 800 پرونده در دو مقطع زمانی قبل و بعد از اجرای طرح به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. از چک لیست محقق ساخته که روایی آن توسط متخصصین امر تعیین شد، برای استخراج داده ها استفاده شد. داده های بدست آمده به وسیله SPSS-22 و با بهره گیری از آمار توصیفی و آزمون های تی تست و کای دو تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی مادران در هر دو بازه زمانی 27 سال بود. اکثر مشارکت کنندگان فاقد زایمان قبلی بوده و دارای تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم بودند. میزان زایمان طبیعی از 5/34 درصد (قبل از طرح تحول) به 2/44 درصد (بعد از طرح تحول) افزایش یافت (05/0>p). میزان مرگ مادران و نوزادان به ترتیب از میزان 3/0 و 8/0 درصد به صفر و 5/0 درصد کاهش یافت. مرگ و میر مادران و نوزدان و مرده زایی بر اساس نوع زایمان فاقد اختلاف معنی دار بود (05/0<p).
    نتیجه گیری
    یافته های بدست آمده حاکی از افزایش معنی دار درصد زایمان طبیعی با اجرای طرح تحول در نظام سلامت ایران بوده است. همچنین میزان مرگ و میر مادران و نوزادان کاهش یافته است. این نتایج می تواند راهنمایی برای سیاستگذاران جهت تصمیم گیری در مورد ادامه اجرای برنامه و بازبینی آن باشد.
    کلمات کلیدی: طرح تحول نظام سلامت، شاخص های سلامت مادر و نوزاد
    کلیدواژگان: طرح تحول نظام سلامت، شاخص های سلامت مادر و نوزاد
  • مهدی زنگنه بایگی، محمد خمرنیا*، فاطمه ستوده زاده، معظمه شاه حسینی، مصطفی پیوند صفحات 112-120
    زمینه و هدف
    پرداخت های غیررسمی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه یک مانع جدی و اساسی در راه بهبود نظام سلامت محسوب می شود و اثرات نامطلوبی بر عملکرد نظام سلامت دارد. در این راستا طرح تحول نظام سلامت، با هدف کاهش پرداخت از جیب و کاهش پرداخت های غیر رسمی در کشور اجرا شد. مطالعه حاضر با هدف تخمین میزان پرداخت های غیر رسمی در بیمارستان های دولتی انجام گردید.
    روش کار
    این مطالعه که از نوع پژوهش های پیمایشی بود به روش توصیفی- تحلیلی در سال 1396 در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد. جامعه پژوهش، تمام بیماران بستری دو بیمارستان عمومی بزرگ شهر زاهدان بوده که تعداد 500 بیمار به روش تصادفی ساده متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود که به روش مصاحبه داده ها گردآوری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS V22  و آمار توصیفی و آزمون کای اسکور تحلیل شد.
     
    نتایج
    در این مطالعه 98 درصد مصاحبه شوندگان مرد بودند و 484 نفر(8/96 %) از بیماران در منطقه شهری سکونت داشتند. حدود 2 درصد از بیماران پرداخت غیررسمی داشته اند و میانگین پرداخت غیررسمی به پرستاران سه میلیون ریال بود. بالاترین میزان پرداخت غیر رسمی در بخش زایشگاه با حدود 50% بود. پزشکان هیچ گونه دریافت غیر رسمی نداشتند. همچنین تمام بیماران مورد بررسی مخالف این نوع پرداخت ها بودند.
    نتیجه گیری
    میزان پرداخت غیر رسمی در بیمارستان های دولتی جنوب کشور پس از طرح تحول نظام سلامت به میزان کم و محدودی می باشد. شرایط اقتصادی ضعیف بیماران و اجرای مناسب طرح تحول نظام سلامت را می توان از عوامل پایین بودن پرداخت های غیر رسمی دانست. ارائه راهکارها از جمله نظارت مستمر بر عملکرد کارکنان، واقعی تر شدن تعرفه ها در کنار تقویت نهادهای بیمه ای، گامی موثر جهت حذف پرداخت های غیر رسمی می باشد.
    کلمات کلیدی: طرح تحول نظام سلامت، پرداخت غیر رسمی، بیمارستان
    کلیدواژگان: طرح تحول نظام سلامت، پرداخت غیر رسمی، بیمارستان
  • علیرضا جباری، نسرین شعرباف چی زاده، بهروز مداحیان* صفحات 121-130
    مقدمه
    پرداخت مبتنی بر عملکرد، مدل پرداختی است که سعی بر پاداش دادن به ابعاد اندازه گیری شده ی عملکرد دارد و ارایه کنندگان خدمات سلامت را در جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، توسط انگیزاننده های مالی تشویق می کند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی چالش های اجرایی طرح پرداخت مبتنی برعملکرد از دیدگاه مدیران بیمارستان های آموزشی درمانی شهر اصفهان و ارائه رهکارها در سال 1397 بود.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر به شیوه کیفی و از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. نمونه های مورد بررسی 11 نفر (مدیران بیمارستان های اموزشی درمانی شهر اصفهان) بودندکه به روش هدفمند انتخاب شدند. تمامی مصاحبه ها ضبط شده و سپس بر روی کاغذ نوشته شد. مدت زمان مصاحبه ها بین 45 الی 60 دقیقه متغیر بود. روش تحلیل داده ها در این پژوهش با استفاده از نرم افزار MAXQDA12 و بر مبنای روش تحلیل موضوعی بود.
    یافته ها
    در این پژوهش، در رابطه با چالش های اجرایی، تعداد هفت مضمون و پانزده زیرمضمون حاصل شد. مضامین عبارتند از ؛ ضعف های ماهیتی طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد، ضعف در اموزش و پشتیبانی اموزشی، مشارکت ضعیف کارکنان، ضعف فناوری اطلاعات و ارتباطات، نقص و ضعف در قوانین و مقررات، شرایط نامطلوب بخش دولتی، و شرایط خاص حاکم بر بیمارستان های دولتی.
    نتیجه گیری
    روش پرداحت عملکردی در صورت اجرای صحیح، می تواند منجر به بهبود شاخص های کمی و کیفی مرتبط با عملکرد کارکنان شود. اجرای صحیح نیازمند شناسایی چالش ها و موانع و سپس اقدامات اصلاحی می باشد. این پژوهش توانست بخشی از چالش های اجرایی طرح پرداخت عملکردی را از نگاه مدیران بیمارستان ها شناسایی و ارائه نماید.
    کلیدواژگان: چالش، پرداخت مبتنی بر عملکرد، بیمارستان های آموزشی درمانی، نظام پرداخت، ایران
  • احمد صادقی، حسن جعفری، حسین روحانی*، اکرم ژیانی فرد، مریم سیاوشی صفحات 131-138
    مقدمه
    رضایت شغلی در موسسات ارائه خدمات بهداشتی درمانی به علت وظیفه ای که این سازمانها در زمینه پیشگیری، مراقبت و درمان انسان ها بر عهده دارند، از ارکان ضروری و ارزشمند ارتقاء سلامت بوده و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف بررسی رضایت شغلی و عوامل مرتبط با آن در مراقبین سلامت و بهورزان شهرستان اسفراین انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی -تحلیلی برروی 140 نفر از مراقبین سلامت و بهورزان  شاغل در سطح شهرستان اسفراین در سال 1396 انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی هرزبرگ استفاده گردید. داده ها با استفاده آزمون های آماری ANOVA وt-Test  و در قالب نرم افزار SPSS21 تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 34/8±/37 بود. بیشتر این افراد زن(70%) و متاهل (5/85%) بودند. میانگین رضایت شغلی افراد 65/7±45/61 (از 100) بود که بیشترین نمره رضایت شغلی کارکنان مربوط به حیطه توان کاری 08/1±54/73 و کمترین نمره متعلق به حیطه نظارت و سرپرستی 73/5±17/49 بود. از بین متغیرهای دموگرافیک فقط بین وضعیت استخدامی با رضایت شغلی رابطه اماری معنی دارد مشاهده گردید (P=0.031).
    نتیجه گیری
    علیرغم اینکه کارکنان از رضایت شغلی نسبی برخوردار بوده اند، لذا بایستی عواملی که باعث افزایش رضایت شغلی کارکنان می شود، از سوی مسئولین ذیربط مورد توجه قرار گیرد. ایجاد استاندارد های شغلی مناسب، حقوق و دستمزد مناسب و عادلانه، ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی در محیط کار می تواند منجر به ارتقای رضایت مندی کارکنان و به تبع آن افزایش کیفیت خدمات ارائه شده گردد.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، مراقبین سلامت، بهورزان، مدل هرزبرگ
  • علی ابوترابی، سامان قاسم پور*، بهزاد نجفی، سیروس پناهی صفحات 139-153
    مقدمه
    پیشرفت به سوی پوشش همگانی، به سرمایه کافی در بخش سلامت نیازمند می باشد. سرمایه گذاری و تخصیص بهینه منابع در این بخش برای نیل به اهدف نظام سلامت، به توسعه یافتگی وکاهش فقر در کشورها می انجامد. بنابراین هرچقدر افرادی که در تقسیم ریسک مشارکت دارند بیشتر شود، ریسک مالی افرای که با آن مواجه هستند کمتر می شود. سیستم پرداخت کننده واحد به عنوان یک مدل پوشش بهداشت همگانی به دنبال گسترش دامنه پوشش بیمه در سطح جامعه می باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر اصلی سیستم پرداخت کننده واحد در نظام سلامت ایران انجام گرفت.
    روش پژوهش: برای بیان اصول تامین مالی و ارائه خدمات در کشورهای منتخب و همچنین دستیابی به عناصر و تشکیلات اصلی سیستم پرداخت کننده واحد یک مطالعه تطبیقی در نظر گرفته شد. کشورهای مورد مطالعه در پژوهش حاضر آلمان، تایلند، ترکیه، فرانسه، کلمبیا می باشند که علاوه بر آن نظام سلامت ایران نیز بررسی شده است. مبنای انتخاب کشورها بر اساس تیپولوژی نظام سلامت و تقسیم بندی نظام بیمه درمان گاردن صورت پذیرفت.
    یافته ها
    معیار اصلی ورود مطالعات، اصلاحات نظام سلامت کشورهای منتخب در جهت جداسازی تامین منابع از ارائه خدمات سلامت می باشد. در این زمینه نتایج بررسی ها؛ تجمیع منابع (یا کاهش تعدد صندوقهای بیمه ای در جهت خرید انبوه خدمات با ایجاد سازوکار کنسرسیوم سلامت منطقه) و تضمین خرید (ارائه انبوه خدمات از سوی شبکه ارائه دهندگان با نمایندگی سازمان ارتقاء سلامت) را نشان می دهد.
    بحث
    نتیجه گیری
    چندگانگی های بیمه ای در ایران هم ناعادلانه است و هم ناکارا.  و تجمیع آن کار ساده ای نیست. سیاست های تامین مالی ایران می بایست در جهت ایجاد انباشت ریسک بزرگتر و واقف شدن به وظیفه اصلی نظام بیمه؛ رسیدن به قانون اعداد بزرگ، تعیین اصول یارانه متقاطع و جلوگیری از ریسک معکوس را هدف قرار دهد. این مهم جز با پیش رو قرار دادن برنامه ای بلند مدت و منسجم در جهت دستیابی به پرداخت کننده واحد میسر نخواهد بود
    کلیدواژگان: سیستم پرداخت کننده واحد، نظام های سلامت، نظام های بیمه سلامنت، تجمیع منابع بیمه ای، اصلاحات
|
  • Somayeh Mahdiyan, Mosuod Ferdosi, Sima Rafiei, Rooholah Askari* Pages 75-86
    Background
    Measurement of the organizational performance would be effective and helpful for improvement, in the case that it is based on an appropriate and principled system. Such a system uses specific indicators to measure the productivity and performance of the organizations. In fact, these indicators act as useful tools for strategic planning in managerial levels. Given the importance of the issue, this study aimed to develop the key productivity indicators for hospitals affiliated to Isfahan University of Medical Sciences. These indicators are designed to be applied in evaluation, implementation, and improvement processes of the organizations under study.
    Methods
    This was a qualitative study conducted among the hospitals affiliated to Isfahan University of Medical Sciences in 2015. Purposive sampling method was applied and the study participants were selected through snowballing. Then, the participants were organized in a focus group consisting of 16 experts in the field of hospital performance and efficiency indicators to achieve the research objectives by using indexing matrix method. Finally, validity of the developed indices was confirmed using Delphi method.
    Results
    A total of 42 productivity indicators were formulated. Of these, nine indices were input (structural), which included financial, human resources, and energy consumption indicators. The next 29 indices were output and mainly belonged to the financial, efficiency, and quality area. The final four indices included process indicators and consisted of length of stay in emergency department, waiting time for out of hospital counseling, and waiting time for the presence of resuscitation team at the patient bedside during the cardiopulmonary resuscitation.
    Conclusion
    Development of the indicators in three areas of input, process, and output helped managers and policy makers to access reliable and valid instrument for measuring organizational productivity.
    Keywords: Indicator, performance, efficiency, hospital
  • Abdolvahed Khodamoradi, Shahram Ghaffari, Amir Abbas Fazaeli, Reza Toyserkanmanesh, Vahid Rasi, Fariba Bigdeli* Pages 87-95
    Background
    One of the main goals of the health system is the fair contribution of people to healthcare financing. Therefore, the current study not only evaluated the status of fair financial contribution, but also investigated the impacts of the health reform plan on the financial pillars of the Iranian healthcare system.
    Methods
    To conduct this retrospective descriptive study, the data of Income and Expenditure Survey (2011-2015) commissioned by Statistical Center of Iran were used. To measure fairness of financing, four indices were used. Data were analyzed using the Excel and SPSS software.
    Results
    The results show that although the health reform plan has increased insurance coverage of both rural and urban households, out of pocket, and even its proportion to household capacity to pay continues to rise. Prevalence of catastrophic health expenditures in the baseline year in rural and urban areas was 2.19% and 1.04%, reaching 3.69% and 2.39% at the end of the study, respectively. Accordingly, fair financial contribution in rural and urban areas was obtained 0.830% and 0.850% in the baseline year, reaching 0.823% and 0.850% in the last year of the study, respectively.
    Conclusion
    Although indices of fair financial contribution during the 5-year period varied, they ultimately showed a worse situation compared to the baseline year. Thus, it is assumed that the health reform plan has not yet been successful in meeting the goal of improving fair financial contribution to the health system.
    Keywords: Health Expenditures, Health System Financing, Health Equity, Fair Financial Contribution, Catastrophic Healthcare Expenditures
  • Sima Rafiei, Rafat Mohebbifar, Mohammad Ranjbar, Fatemeh Akbarirad* Pages 96-104
    Background
    One of the most important methods for improving the fair access of people to health services is the family physician program, which is facing many challenges. One of these challenges is the lack of policymakers' understanding of physicians' preferences regarding the provisions of the family physician contract. Therefore, this study was aimed to investigate general practitioners' preferences regarding the type of family doctor contract in one of the underprivileged regions of Iran.
    Methods
    An analytical-cross-sectional study was conducted among 150 general practitioners (GPs) who registered in Ministry of Health and Medical Education (MoHME) family physician plan and were working in the health network of deprived regions in Iran. A discrete choice experiment (DCE) questionnaire was developed by the researchers and then distributed to GPs. Results were analyzed using Ordered Logistic Regression.
    Data were collected using a questionnaire designed by orthogonal method in SPSS 20. Data analysis was performed using logistic regression model in Stata 13 software.
    Results
    Findings revealed that “type of employer” had the most significant effect on GPs’ preferences (OR = 2.5), followed by “allocating quota for admission to medical specialty courses after 5 years” (OR = 2.25), being allowed to give medical services to population without geographical restriction (OR = 2.8), being allowed to provide services out of the defined service packet (OR = 1.4), and “decreased length of contract” (OR = 0.93).
    Conclusion
    The amendment of the provisions of the family physician contract in accordance with physicians' preferences increases the probability of their participation in and compliance with the family physician program.
    However, the compliance of the provisions of this contract with relevant international standards and upstream laws of the country should be maintained as much as possible.
    Keywords: General practitioner, Family Physician, Logistic Model, Conjoint analysis
  • Hossein Jabari, Bayaneh Seyedamini, Elahe Navvabi, Salah Asadi* Pages 105-111
    Background
    To improve the individuals' health, reforms should be made in the health systems. As a result, assessing the impacts of reforms is a way to evaluate the effectiveness of the health system. The aim of this study was to study the relationship between the kind of delivery and the five indexes of mother and baby's health before and after implementing the health reform plan in selected hospitals of East Azerbaijan, Iran.
    Methods
    This descriptive-analytical study was conducted in 2018. The study was conducted among eight educational, medical, and private hospitals. Before and after the program, 800 files were selected using simple random sampling method. The researcher made a check list with confirmed validity to extract the data. The data were analyzed using descriptive statistics and T-tests by SPSS-22.
    Results
    The average age of mothers in the two intervals was 27 years. Most participants did not deliver before and their education was diploma or lower. The rate of natural delivery from 34.5% (before the plan) reached 44.2% (after the plan)(p<0.05). The rate of mothers and babies' mortality reduced from 0.3 and 0.8 to 0 and 0.5, respectively. Mothers and babies' mortality and stillbirth had no significant difference based on the kind of delivery (p>0.05).
    Conclusion
    Findings indicated significant increase of natural delivery after the reform plan in health system. Moreover, the rate of mothers and babies' mortality decreased. These results can guide the policymakers for deciding about the course of plan and its review.
    Keywords: Health reform plan, Health indexes of mother, baby
  • Mehdi Zanganeh Baygi, Moahmmad Khammarnia*, Eshagh Barfar, Fatemeh Setoodehzadeh, Moazameh Shah Husseini, Mostafa Peyvand Pages 112-120
    Background
    Informal payment in many developing countries is a serious obstacle towards to improving healthcare system and has negative effects on the function of healthcare system. In order to reduce the informal payments and direct payments from patient's pocket, the Health Transformation Plan (HTP) executed. This study was conducted to assess the informal payments in the hospital related to government.
    Methods
    This study was a survey based on descriptive analytic method in Zahedan, the capital of Sistan-Baluchistan Province, in 2017. The study population included all patients discharged from all wards of the two general hospitals affiliated with Zahedan University of Medical Science (ZaUMS) in a one-month period (from September 23 to October 22), in which 500 patients were selected by multistage cluster sampling.
    Data collection tool was a standard questionnaire that was conducted by interview method. The data were analyzed using by SPSS v22 and descriptive statistics.
    Results
    In this study 98% of patients were male, 484 (96.8%) lived in the urban area, and about 2% had informal payment. The average amount of informal payments was 51.48 $. The highest number of informal payment was in the maternity ward (n:5, 50%). The doctors didn't have any informal payment, and all of the participants disagreed this type of payments.
    Conclusion
    The rate of informal payments in the hospitals affiliated with ZaUMS in Southeast of Iran after execution of HTP is minimal. Poor economic status of the patients and well executed HTP are the possible explanations for minimal informal payments. Solutions including constant supervision on employees and realization of the medical services tariffs and strengthening insurance companies are effective steps towards elimination of informal payments.
    Keywords: Health transformation plan, Informal payments, Hospitals
  • Alireza Jabbari, Nasrin Shaarbafchi Zadeh, Behrooz Maddahian* Pages 121-130
    Background
    Performance-based payment is a payment model that attempts to reward the measured dimensions of performance and encourages health service providers to achieve predetermined goals by financial incentives. This study aimed to identify executive challenges of performance-based payment from medical and educational hospitals administrators’ perspective and offering solutions in Isfahan 2018.
    Methods
    This study was a qualitative study. Semi structured interviews were used to collect data. The research population was 11 people (the administrators of educational and medical hospitals in Isfahan) who were selected purposefully. All interviews were recorded and then written on a paper. The duration of the interviews varied between 45 to 60 minutes. The data were analyzed using MAXQDA12 software and based on thematic analysis.
    Results
    In this study, , regarding executive challenges, seven themes and fifteen sub-themes were obtained, including the weakness of the performance-based payment project, weakness in education and educational support, low employee participation, weakness of information and communication technology, weakness of laws and regulations, unfavorable economic conditions of the public sector, and special conditions governing public hospitals.
    Conclusion
    performance-based payment, if implemented correctly, can lead to the improvement of quantitative and qualitative indicators related to employees’ performance. Correct implementation requires identifying challenges and obstacles and then corrective actions. This study was able to identify and present some of the operational challenges of the performance-based payment from the viewpoint of hospital administrators.
    Keywords: Challenge, Performance-Based Payment, Medical, Educational Hospitals, Payment System, Iran
  • Ahmad Sadeghi, Hasan Jafari, Hossein Rouhani*, Akram Zhianifard, Maryam Siavashi Pages 131-138
    Background
    Job Satisfaction in Health care organizations is one of the important pillars of health promotion, due to the role they play in the prevention, care and treatment. The aim of this study was to determine the job satisfaction and its related factors in health workers in Esfarayen.
    Methods
    This descriptive-analytical study was carried out on 140 health care workers in Esfarayen in 2018. Data was collected using Herzberg job satisfaction questionnaire, and data were analyzed using ANOVA and t-test in SPSS21 software.
    Results
    The mean age of participant was 37 ± 8.34. Most of them were female (70%) and married (85.5%). The average of job satisfaction was 61.45 ± 7.65 (out of 100). The highest job satisfaction score was work ability (73.54 ± 1.08) and the lowest score belonged to supervision (49.15 ± 5.73). Among the demographic variables, Job satisfaction was significantly associated with Employment Status (P<0.05.)
    Conclusion
    Despite employees have job satisfaction, factors that increase job satisfaction of employees should be considered by the relevant authorities. Establishing suitable job standards, fair and reasonable salary, and the creation of facilities in the workplace can lead to improved employee satisfaction and, consequently, improved service quality.
    Keywords: Job Satisfaction, Health Workers, Herzberg Model
  • Ali Aboutorabi, Saman Ghasempour*, Behzad Najafi, Sirous Panahi Pages 139-153
    Background
    Progress towards universal coverage requires adequate capital in health sector. Investing and optimal allocation of resources in this sector will contribute to the development and reduction of poverty in countries in order to achieve the goals of health system. Therefore, the more people contribute to risk sharing, we have lower financial risks in facing the issue. The single payer system as a public health coverage model seeks to expand the insurance coverage scope at community level. The present study aimed to identify the main elements of S-PS to conduct a comparative study.
    Methods
    A comparative study was conducted to describe the fundamental of financing and the provision of services in selected countries - Germany, Thailand, Turkey, and Colombia, as well as to achieve the main elements of S-PS. In addition, the health system of Iran has been studied. The basis for selection of countries was health system Garden typology. The main criteria for selection or rejection of studies were the separation of health services provider from financial functions; has allowed a single department to purchasing process.
    Results
    single payer system in two functions of health system, namely, financing and providing health care; consolidation resources (reducing fragmentation by creating a single pooled fund and achieve massive purchase of health care through the insurance agent as single purchaser) and ensuring community health (delivery of services by the network of providers represented by Health Promotion Organization) represents 12 main organizational elements.
    Conclusion
    the multiple insurers and payers of health care in Iran are both inequity and ineffective. And its integration is not a simple task. Iranian financing policies should aimed to achieving universal health coverage by creating greater risk pooling and becoming aware of the important tasks of insurance system; take advantage of the strength in numbers, setting the principles of cross-subsidy and preventing adverse reaction. It is important not to put together a long-term, coherent plan to reach the S-PS.
    Keywords: consolidation, Health Insurance funds, health care reform, multiple pools, Single Payer System