فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 79 (بهار 1398)
  • پیاپی 79 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مجید عزیزی هابیل، علی نوری*، علی حیدری، سعید زهره وند صفحات 7-30

    غالبا متون برجسته ادبی علاوه بر زیبایی و خیال انگیزی، اثرگذار هستند. یکی از عوامل اثرگذاری و بلاغت کلام در این متون، چندبعدی بودن معنای متن و تاویل پذیری آن است. در غزلیات حافظ، ابیات بسیاری دیده می شود که چندوجهی هستند و ظرفیت تاویل پذیری به دو یا چند معنای متمایز را دارند. در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی به این مسئله پرداخته می شود که حافظ با چه ابزارها، شگردها و تمهیداتی، سخنش را ذووجوه، چندمعنا و سرانجام، اثرگذار کرده است و آیا استفاده حافظ از این تمهیدات، آگاهانه و تعمدی بوده است! نتیجه بررسی ها نشان داد که برخی از شگردهای حافظ در ایجاد ظرفیت های معنایی و زایندگی متن، عبارتند از: استفاده از کلمات چندمعنایی، استفاده از کنایه ها در بسترهای تازه معنایی، شناور بودن معناهای مختلف در بافت کلی کلام به سبب ساختارهای خاص نحوی، تعلیق معنا به دلیل دو یا چندوجهی بودن مرجع ضمیرها، امکان تبدیل ترکیب های اضافی و استفاده همزمان از ظرفیت های مختلف یاهای وحدت، نکره و مصدری. دیگر اینکه استفاده مکرر حافظ از این شگردها در ابیات متعدد، بیانگر تعمد او در این کار و آگاهانه و هدفمند بودن حضور این تمهیدات در شعر وی است.

    کلیدواژگان: ایهام، حافظ، شگردهای چندمعنایی کردن متن، کنایه
  • شکوفه آروین*، ابوالقاسم دادور، مریم حسینی صفحات 54-31
    «دیگری» در زمره دغدغه های اصلی باختین و آثار اوست. در این پژوهش، با هدف ارتقای کیفی آثار، ضمن واکاوی تلقی فلسفی باختین از دیگربودگی، به جستجوی حضور یا عدم حضور «دیگری» در رمان های جنگ پرداخته ایم و این آثار را به روش توصیفی تحلیلی مطالعه کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که رمان های جنگ را از این منظر می توان به سه دسته تقسیم کرد: 1 آثاری که «دیگری» به طور کمرنگ و غیرمستقیم مطرح شده است. 2 آثاری که «دیگری» نمونه های متعددی در میان شخصیت ها دارد، اما سرانجام، تحت تاثیر صدای مولف قرار گرفته است و با قضاوت او محکوم شده است. 3 آثاری که «دیگری» علاوه بر حضور متنوع در قالب شخصیت ها، جایگاهی برابر با مولف یافته، اثر را به سوی چندصدایی سوق داده است. در مقاله حاضر، سه اثر سفر به گرای 270 درجه، زمستان 62 و شطرنج با ماشین قیامت به عنوان مصادیق هر دسته تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: دیگری، باختین، رمان جنگ، چندصدایی
  • غلامرضا حیدری* صفحات 76-55
    «آ»، «الف»، «ا» و «ء (همزه)»اولین حرف الفبای زبان فارسی و عربی و نخستین حرف از حروف جمل و ابجد است. حرف «الف» در مقایسه با دیگر حروف الفبای فارسی، در ساخت تعابیر، ترکیب ها و مضامین ظریف ادب پارسی به کار می رود و یکی از پرکاربردترین آن ها به شمار می رود. با بررسی کاربرد ادبی و هنری حرف الف در اشعار شاعران سبک خراسانی معلوم شد که در بیشتر اشعار این سبک، حرف الف مظهر و نشانه تنهایی، تجرد، تفرد، ذات خداوند، صداقت، پاکی، پیشوایی، صدرنشینی، قد موزون، استوار و رعنا، سرافرازی، لاغری، ضعف، استقامت، سرکشی، زبان داری، خاموشی، دوزبانی، فقر، گدایی، عدم، عریانی، شادابی، اولین آفرینش، خردی و... است و در تشبیه نیز خار، هلال ماه نو، عصا، قلم، انگشت، سرو، کمر باریک و... را به الف مانند کرده اند. با توجه به شواهد شعری ارائه شده در این تحقیق، می توان گفت که در سبک خراسانی، همانند دیگر سبک های ادبی، شاعران با عنایت به شکل، حالت و ویژگی حروف، به ویژه حرف الف، مضمون های بکری ساخته اند و با خلق ترکیبات، عبارات، تعابیر و تصاویر نغز، از شکل، حالت و ویژگی های حرف الف به نحوی مطلوب بهره برده اند. بر اساس یافته های این تحقیق، انوری در میان شاعران سبک خراسانی، بیش از دیگر شاعران هم سبک خود به تصویرآفرینی، خلق مضامین نغز و ترکیبات ادبی و هنری از شکل و حالت الف توجه داشته است. تصاویر و تعابیر برساخته از حرف الف در اشعار انوری، از بهترین و لطیف ترین تصاویر هنری الف در این سبک شمرده می شود. ناصرخسرو نیز بعد از انوری از شاعران پرکار در این عرصه است، هرچند لطافت و ظرافت تعابیر، ترکیبات و تصاویر برساخته ناصرخسرو به لطافت کلام انوری نمی رسد، اما ارزش ادبی و هنری بالایی در جای خود دارد. سوزنی سمرقندی، امیر معزی، قطران تبریزی و منصور حلاج و... که در متن مقاله به همراه شواهد شعری به آن ها اشاره کرده ایم، به خلق تصاویر، تعابیر و ترکیبات هنری و ادبی، هرچند به تعداد بسیار کم و انگشت شمار توجه نشان داده اند.
    کلیدواژگان: الف، شعر، شعرا، سبک خراسانی
  • عبدالرضا سیف*، علیرضا ولی یاری اسکندری صفحات 102-77
    این پژوهش در بررسی و نقد دیدگاه شفیعی کدکنی درباره عرفان و زبان آن به نگارش درآمده است. در این دیدگاه، عرفان نگاه هنری به دین و زبان آن، زبان شعر و مطابق تقسیم بندی آ.آر ریچاردز، ناقد ادبی، زبانی عاطفی و فاقد صدق و کذب منطقی در مقابل زبان ارجاعی، و قابل صدق وکذب در علوم تجربی تلقی شده است. طبق بررسی انجام شده در این پژوهش که با تحلیل محتوای ابیات مثنوی و شیوه بیان مولانا در بیان عناصر اصلی عرفان اسلامی صورت گرفته، تصوف جز در چهارچوب مقوله معرفت شناسی تبیین پذیر نیست. در دیدگاه مولانا، تصوف نگاه و ماهیت معرفتی دارد که معیار در آن، برخلاف نگاه هنری، حقیقت است نه زیبایی، و زبان گزاره های آن معرفتی و بعضا معرفتی عاطفی می باشد و نیز ملاک صدق درآن ها، برخلاف دیدگاه مذکور، نه درونی و از سنخ «صدق هنری»، بلکه بیرونی و منطقی است. به علاوه، تصوف برخلاف هنر که به علت منش ارتباطی، وابسته به زبان است، به زبان وابسته نیست. ازاین رو، عارف سرانجام، خاموشی را ترجیح می دهد.
    کلیدواژگان: تصوف، نگاه هنری، نگاه معرفتی، زبان ارجاعی، زبان عاطفی
  • علی محمد موذنی* صفحات 103-126

    در این مقاله، ابتدا به تعریف فکر از منظر علمای قدیم علم منطق، حکمت و عرفان پرداخته شده، آنگاه از لابه لای ابیات مثنوی و فیه مافیه به تعریف اندیشه از دریچه نگاه مولانا اشاره شده است. امروزه نظریات زبان شناسی و رابطه زبان و تفکر با مبانی نظریات مولانا در این زمینه تطبیق یافته است و موضوعات و موارد مختلف آن طبقه بندی و تشریح شده است؛ موضوعاتی از قبیل: تعریف انسان در رابطه با نیروی ناطقه، تفکر در آفریده های خداوند، بروز اندیشه از راه سخن، تقسیم بندی سخن به برونی و درونی، زبان درونی یا اندیشه های بازداری شده، علل عدم ظهور اندیشه به صورت کامل، همدلی و همزبانی، اولیاء الله و دامنه اندیشه های آن ها، زبان اسرار، ظهور اندیشه با ابزارهایی غیر از زبان، راه های بسط اندیشه، بحر و مرزهای اندیشه و... تعریف، و مصداق های متعددی از شش دفتر مثنوی به همراه دیدگاه های علوم مربوط روز جمع آوری و طبقه بندی شده است.

    کلیدواژگان: نطق، زبان شناسی، مثنوی، مولانا، حکمت، مخاطبان
  • علی اصغر باباسالار، روح الله هادی، ری هاتوری* صفحات 127-158

    ظهوری ترشیزی یکی از پیشگامان سبک هندی است که در روزگار شکوفایی این سبک می زیست و در کنار شاعرانی چون عرفی، نظیری، طالب آملی، صائب تبریزی و بیدل دهلوی از استادان بزرگ سبک هندی به شمار می آید. آثار وی در نظم و نثر جایگاه بلندی دارد و تا روزگار ما، به ویژه در هند و پاکستان ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده است. «سه نثر» یکی از آن آثار است که در غالب تذکره ها از آن یاد، و به اندازه «ساقی نامه» مقبول و مورد پسند واقع شده است، اما گرد خمول و گمنامی بر آن نشسته، مقامی چون ساقی نامه نیافته است و امروزه کمتر کسی آن را می شناسد. مقاله حاضر گزارش تحقیق و پژوهش درباره متن «سه نثر» است که بر اساس پنج نسخه خطی و یک نسخه چاپ سنگی حاصل آمده ، کیفیت صور خیال در آن بررسی شده است. هدف این مقاله، تعیین جایگاه و ارزش سه نثر از طریق معیارهای هنری همان دوره و دوران پیش از آن است. «سه نثر» ظهوری ترشیزی به عنوان یکی از شاهکارهای سبک هندی و مقبول طبع سخت پسند شاعران و ادیبان آن دوره، تمام موازین و معیارهای سبک هندی را در خود جمع کرده است. علاوه بر آن، اسلوب های زیبای سخن را که به ویژه در گلستان سعدی به کار رفته، در نظر داشته است. این مختصات علاوه بر تعیین ارزش «سه نثر»، ضرورت بررسی گسترده تر در آثار سبک هندی را آشکار می سازد.

    کلیدواژگان: سه نثر، ظهوری ترشیزی، گلستان، سبک هندی
  • حسین فیروزی، شهریار حسن زاده، حسین آریان* صفحات 159-190

    آشنایی زدایی یکی از اساسی ترین مفاهیم مطرح در نظریه فرمالیست های روس است که هدف آن، بررسی جنبه هایی از زبان است که منجر به آفرینش ادبی می شود. تمهیدات ادبی به سبب کاربرد فراوان تکراری می شوند و توانایی ایجاد غرابت را از دست می دهند. در یک تعریف گسترده آشنایی زدایی، عبارت از تمام شگردها و فنونی است که نویسنده یا شاعر از آن ها بهره می برد تا جهان متن را به چشم مخاطبان خود بیگانه بنمایاند. هنرمندان با ایجاد تغییرات در تمهیدات کهنه و تکراری، باعث برجسته شدن فرم و به وجودآمدن زبان ادبی می شوند. از طریق آشنایی زدایی، شاعر دریافت های عادی خواننده را تغییر می دهد که به این نوع کار، «تکنیک ادبی» نیز می گویند. در این مقاله، با عنوان «آشنایی زدایی و برجسته سازی در آثار مهدی اخوان ثالث» تلاش شده است با تکیه بر دیدگاه های فرمالیست ها در زمینه آشنایی زدایی و برجسته سازی، اشعار این شاعر توانای ادب فارسی از جنبه های مختلف زبانی، بیانی، زیبایی شناسی و «آشنایی زدایی» که هدف اصلی این پژوهش است، تحلیل و بررسی شود. بررسی های به عمل آمده در این مقاله نشان می دهد که اخوان از روش آشنایی زدایی بسیار بهره برده است و بدین طریق، زبان شعری خود را برجسته نموده است.

    کلیدواژگان: آشنایی زدایی، فرمالیسم، هنجارگریزی ادبی، مهدی اخوان ثالث
  • عباسعلی وفایی*، فرشته میلادی صفحات 191-214

    رساله بحرالحقیقه احمد غزالی یکی از «متون مغلوب» عرفانی است که محتوای آن بر مبنای «مکاشفه در بیداری» در 7 بحر مجزا تدوین شده است. غزالی در این رساله با نسبت دادن تجربیات عرفانی خود در مراحل مختلف مکاشفه عیانی به مخاطبی به نام «خاص خاص»، در هر یک از بحور هفتگانه به بیان ملزومات مراتب مختلف مکاشفه و بازنمایی و توصیف احوال عرفانی سالک در این مسیر پرداخته است. این پژوهش سعی دارد با تکیه بر فرانقش اندیشگانی در دستور نقش گرای هلیدی، به مطالعه شیوه بازنمایی هر یک از احوال عرفانی در گفتمان مکاشفه این رساله بپردازد. با توجه به تنوع و تفاوت حالات عرفانی سالک با تاثیر مراتب کشف، در هر یک از بحور هفتگانه، یکی از انواع فرایندهای زبانی غلبه یافته اند. تحت تاثیر جهان بینی حاکم بر متن، «خداوند و عارف» دو مشارک اصلی این گفتمان هستند که هر یک حالات عاطفی و عرفانی خاصی را تجربه می کنند. بارزترین حالت منسوب  به خداوند، «عشق شهودی» است که بیانگر کشش و رابطه دوسویه در مراتب مختلف مکاشفه عیانی است، اما احوال عرفانی عارف در هر یک از بحور به اقتضای استعداد روحی وی دچار تحول شده است. ازاین رو، در توصیف و بازنمایی حالات عرفانی این مشارک، جریان خاصی از فرایندهای زبانی شکل گرفته است که هر کدام برای توصیف و بازنمایی حالاتی از قبیل «حیرت و سرگشتگی»، «سکر»، «سکوت»، «محو» و سرانجام، «رسیدن وی به مرحله مکاشفه» به کار رفته اند. بسامد چشمگیر فرایندهای مادی از مصدر «رفتن»، فرایندهای رابطه ای از مصدر «گشتن» و فرایندهای ذهنی از مصدر «دیدن» و سیر تحول آن ها، نشان از تاکید بر «لزوم کوشش عارف، تحول و دگرگونی روحی وی و ترجیح مشاهده بر سایر مراتب کشف» در این گفتمان دارد.

    کلیدواژگان: رساله بحرالحقیقه احمد غزالی، گفتمان مکاشفه، فرانقش اندیشگانی، تجارب عرفانی، احوال عرفانی
|
  • Majid Azizi Habil, Ali Noori *, Ali Heydari, Saeed Zohreh Vand Pages 7-30

    Often, literary texts are influential, in addition of aesthetic and imaginations. One of the factors in the influence and rhetoric of the word in these texts is the multidimensional meaning of the text and its interpreting capability. In Hafez's poems, there are many couplets that are multi-dimensional and they have the capacity to interpret two or more distinct meanings. In this paper, by analyzing descriptive method, we will examine how Hafez has made his words polysemic and multi-dimensional and, finally, he made effective his speech with what tools, techniques and arrangements, and does Hafez use these measures deliberately and consciously? The results of the studies showed that some of Hafez's skills in creating the semantic capacities and fertility of text are: using of polysemic words, using of metonymy in new semantic contexts, the floating of different meanings in the general context of the word due to specific syntactic structures, suspension of meaning due to two-sided or multidimensionality of reference of the pronouns, the possibility of conversion of additional compositions, and simultaneous using of different capacities of the kind of “ya” in Persian Language (Unity, indefinite, Infinitive). Moreover, Hafiz's frequent use of these techniques in many couplets Indicate his intention in this work and Conscious and purposeful presence of these devices in his poem.

    Keywords: Īhām, Hafez, Technique of Making Polysemic Text, Metonymy
  • Shokoofeh Arvin *, Abolghasem Dadvar, Maryam Hosseini Pages 54-31
    The "other" is one of the main concerns of Bakhtin and his works. In this research, with the aim of improving the quality of works and by analyzing Bakhtin's philosophical conception of otherness, we have been looking for the presence or absence of "another" in the novels of war and we studied these works in a descriptive-analytical Method. Findings show that the novels of war from this perspective can be divided into three categories: 1. works in which "the other" is briefly and indirectly mentioned. 2 works in which "the other" has many examples among characters, but eventually, he was influenced by the author's voice and condemned by his judgment. 3. works in which "other", in addition to a diverse presence in the form of characters, has equaled the position of the author and has led the work to multiplier and has moved the work to the polyphonic. In the present article, it has been analyzed in the following three works as examples of each category: Safar be Geray-e 270 Darageh (Journey to 270 degrees), Zemestan-e 62 (winter of 1362), Safar ba Mashin-e Ghiamat (Chess with Doomsday car).
    Keywords: other, Bakhtin, War Novel, Polyphony
  • Gholamreza Heydari * Pages 76-55
    "A", "Alef", "aA" and "HAMZAH" are the first letter of the alphabet of the Persian language and Arabic, and the first letter of the words "Jommal and Abjad". The letter "alef" is used in constructing the concepts, combinations and themes of Persian literature in comparison with other letters of the Persian alphabet, and is one of the most widely used ones. By studing the literary and artistic use of the letter “alef” in the lyrics of Khorasani style poets, it became clear that in most of the poems of this style, the letter “alef” represents and reflects the Loneliness, the essence of God, honesty, purity, leadership, high and tall stature, Pride, slimming, weakness, endurance, rebellion, smoothie, silence, bilingual, poverty, begging, lack, nakedness, happiness, the first creation, being small and etc. Also, in the simile, the thorns, the crescent of the new moon, the cane, the pen, the finger, the cedar, the narrow waist and... have been made to the alef. According to the poetic evidence presented in this study, we can say that in the style of Khorasani, like other literary styles, the poets, having regard to the form, mode, and property of the letters, especially the letter alef, have created themes and by creating compounds, phrases, expressions and images, they have benefited from the form, mode, and features of the letter alef. According to the findings of this research, Anvari more than the other poets with his own style in Khorasani style, was more interested in Imagination, creating beautiful themes, literary and artistic combinations derived from the form and the mode alef. Pictures and themes based on the letter alef in Anvari's poems are the best and most beautiful artistic themes in this style. After Anvari, Naser Khosrow is also a very active poet in the field. Although the subtlety and elegance of Compositions and pictures of Naser Khosrow in his works is not like Anvari, but they have a lot of literary and artistic value. Poets such as Suzani Samarghandi, Amir Mo'ezzi, Qatran Tabrizi, Mansour Hallaj and ... who are mentioned in the text with poetic evidence, have paid attention to create images, artistic and literary themes and combinations, though they are very few.
    Keywords: Alef, Poetry, Poets, Khorasani style
  • Abdul Reza Saif *, Alireza Valiyari Eskandari Pages 102-77
    This research has been written in the review and critique of Shafiei Kadkani's views on mysticism and its language. In this view, mysticism is an artistic look to religion, and its language is poetry, and according to I.A Richards's classification, the literary critic, it is an emotional language, and it is a language without logic truth and false, and in contrast to the referential language, versus reference language, are considered to be a valid and empirical science and in other words, it can be acknowledged and denied, as in the experimental sciences. According to a study carried out in this study, which analyzes the content of Masnavi's verses and Rumi's way of expressing of the main elements of Islamic mysticism, Sufism cannot be explained except in the context of epistemology. In Rumi's view, Sufism has a look and an epistemic nature that its criterion, unlike the artistic look, is truth, not beauty, and the language of its propositions is epistemic and sometimes epistemic emotional and the criterion of truth in these, It is not an intrinsic and "honest artistic" type, but it is of an external and logical kind. In addition, Sufism, unlike art, which is tied to language due to communication, is not affiliated with language. Therefore, the mystic eventually prefers silence.
    Keywords: Sufism, Artistic Look, Epistemic Look, Referential Language, Emotional Language
  • Ali Mohammad Moazzeni * Pages 103-126

    In this paper, we first discuss the definition of thought from the perspective of the old scholars of the science of logic, wisdom and mysticism. Then, from Masnavi's verses and Fih Ma Fih, we refer to the definition of thought from the point of view of Rumi. Today, theories of linguistics and the relationship between language and thought are based on the principles of Rumi's ideas in this field and its various topics are categorized and described; topics like: The definition of man in relation to the power of speech, Thinking in the creatures of God, the expression of thought through the speech, the division of speech into external and internal, Intrinsic language or inhibited thoughts, the reason for the lack of complete appearance of thought, empathy and being a simultaneous, Men of God and the scope of their thoughts, the language of secrets, the emergence of thought with non-language tools, ways of thought spreading, the sea and the boundaries of thought and... Several definitions and examples from six books of Masnavi, along with the related and contemporary sciences, have been collected and classified.

    Keywords: Speech, Linguistics, Masnavi, Rumi, wisdom, Audiences
  • Ali Asghar Babasalar, Ruhallah Hadi, Ray Hatouri * Pages 127-158

    Zohuri Torshizi is one of the pioneers of the Indian style who lived in the blossoming times of this style and along with such poets as Orfi, Naziri, Taleb Amoli, Saeb Tabrizi and Bidel Dehlavi are from the great Indian style masters. His works have a lofty position in poetry and prose and has kept its value until our times, especially in India and Pakistan. "She Nasr" (Three Prose) is one of those works that is mentioned in most of the dictionaries, and is acceptable as Saghinameh, but it is anonymous and does not have a position like Shaghinameh and today few know it. The present paper reviews research on the text of "Three Prose" that it is based on five manuscripts and a copy of the lithograph and the quality of imagery has been studied in it. The purpose of this article is to determine the place and value of “Seh Nasr” through the artistic criteria of the same period and before it. Zohuri Torshizi’s “Seh Nasr” has in itself all Indian style standards as one of the Hindi style masterpieces which was accepted by the poets and literati of that period and besides, it has beautiful styles of speech used especially in Sa'di Golestan. These coordinates reveal the need for a wider examination of Hindu style works, in addition to determining the value of "She Nasr".

    Keywords: She Nasr, Zohuri Torshizi, Golestan, Indian style
  • Hossein Firozi, Shahriar Hassanzadeh, Hossein Arian * Pages 159-190

    Defamiliarization is one of the most fundamental concepts in the theory of Russian formalists whose purpose is to examine the aspects of language that lead to literary creation. Literary techniques literary techniques are repeated due to their abundant use and lose the ability to make strangeness. In a broad definition, defamiliarization is all the techniques and techniques are which writer or poet employs them to make the world alien to the eyes of the audience. By making changes to the old and repetitive techniques, artists make the form and language more prominent and the emergence of literary language. The poet changes the reader's ordinary receptions with defamiliarization, which is also called "literary technique". this article, titled "Defamiliarization and foregrounding in the works of Mehdi Akhavan Saleh", attempts to analyze the poems of this capable poet of Persian literature from various aspects of language, expression, aesthetics and "defamiliarization", which is the main purpose of this research, drawing on formalist views on recognition and highlighting, relying on the formalist views on defamiliarization” and “Forgranding”. The investigations in this article show that Akhavan Sales has benefited from defamiliarization method Very much and thus, he has foregrounded his poetic language.

    Keywords: Defamiliarization, Formalism, Literary Deviations, Mahdi Akhavan Sales
  • Abbasali Vafaei *, Fereshteh Miladi Pages 191-214

    The treatise of Bahr Al-Haghighah Ahmad Ghazali is one of the Mystical "deconstructed texts" whose content is based on "Revelation in Awakening" in seven distinct sections. In this thesis, Ghazzali has attributed his mystical experiences to a special "special special" audience in different stages of his revelation and on each of the seven occasions; he has been expressing the necessities of different degrees of revelation, and representing and describing the mystical status of the seeker in this path. This research attempts to study the way of representing each of the mystical situations in the revelatory discourse of this treatise, relying on Ideational Metafunction in Halliday's systemic functional Grammar. According to the diversity and difference between the mystical states of the seeker and the effect of the discovery in each of the seven occasions, one of the types of language processes has been overcome. The most prominent of the attributed state to God is "intuitive love" which expresses the tension and the two-way relationship in different aspects of the apocalypse, but the mystical modes have changed in each occasion due to his spiritual talent. Hence, in describing and representing the mystical states of this partner, a certain stream of linguistic processes has been formed, each of which has been used to describe and represent states such as "amazement and perplexity", "drunkenness", "silence", "fading", and finally, "his arrival to the stage of revelation. The significant frequency of the material processes of the "to go (Raftan)", Relational processes of the infectious "to be (Gashtan)", and the mental processes of the "to see (Didan)" and the course of their evolution and the evolution of them. It is an indication of the emphasis on "the necessity of mystic effort, his spiritual transformation and preference for observation on other discovery levels "in this discourse.

    Keywords: Ahmad al-Ghazzali's Bahr Al-Haghayegh, Discourse of Revelation, Ideational Metafunction, Mystical Experiences, Mystical Situations