فهرست مطالب

پژوهش های تفسیر تطبیقی - پیاپی 9 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 9 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمدعلی اسدتاش*، سید رضامودب صفحات 7-36

    قرائت های شاذ و غیرمشهور، به عنوان یکی از انواع قرائت های قرآن کریم، کمتر مورد توجه و بازخوانی واقع شده است. قرائت شاذ، قرائتی است که سند آن صحیح، ولی به طریق تواتر و یا استفاضه که میان مردم مقبولیت دارد، نقل نشده باشد. تعمق و بازپژوهی در این قرائت ها، می تواند کارکردهای قابل ملاحظه ای در تفسیر فریقین از آیات قرآن داشته باشد. ازاین رو، نمی توان قرائت های شاذ را به طور کامل مردود و نادیده انگاشت. تبیین قرائت های شاذ و کارکردهای آنها در تفسیر فریقین در مقایسه با قرائت های مشهور، مسئله پیش رو است. بدین منظور، در این نوشتار ابتدا مهم ترین مولفه ها و مباحث مربوط به قرائت های شاذ مورد تبیین و بررسی قرار گرفته است. سپس، با ارائه شواهدی از این قرائت های آثار و کارکردهای مختلف آن در تفسیر فریقین از قرآن کریم نشان داده شده است. تبیین و توسعه معنایی آیات از مهم ترین کارکردهای قرائت های شاذ در تفسیر قرآن کریم است. از این رهگذر، با پردازش و تحلیل نمونه آیاتی از قرائت های شاذ در کنار قرائت های مشهور، می توان به نوعی بر خوانش های تفسیری آیات افزود و کارکرد آنها را نمایان ساخت

    کلیدواژگان: قرائت شاذ، قرائت مشهور، تفسیر فریقین، تبیین معنا، توسعه معنا
  • نقی غیاثی* صفحات 35-62

    مفسران فریقین درباره «متنازع فیه» در آیه 59 سوره نساء، دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند. برخی همه کارهای مربوط به دین و دنیا را مشمول متنازع فیه در آیه دانسته اند. برخی باتوجه به ادامه آیه که خدا و رسول را مرجع حل تنازع معرفی کرده، تنها رویدادهای دینی؛ اعم از احکام و عقاید را مشمول تنازع در آیه دانسته اند. برخی دیگر، نزاع را تنها به احکامی که ازسوی خدا و رسول تشریع شده، مختص دانسته اند. گروهی مراد از متنازع فیه در آیه را تنها احکام غیرمنصوص می دانند و براین اساس، آیه را دلیل بر حجیت اجماع و قیاس گرفته اند. از دید برخی محور تنازع در آیه، خود اولی الامر هستند که در دست واژه پیشین به اطاعت از آنان دستور داده شده است.
    در نوشتار حاضر که با روش توصیفی - تحلیلی و باهدف ارزیابی و نقد دیدگاه مفسران فریقین درباره متنازع فیه در آیه یادشده، نگارش یافته، ضمن تبیین مسئله و طرح پرسش مربوط، دیدگاه های مفسران  بیان شده است سپس، دیدگاهی که محور تنازع را اولی الامر می داند برگزیده و دیگر دیدگاه ها را ناصواب می داند و اشکالات آنها را تبیین می کند. سرانجام با استناد به قرائن موجود در آیه وگواه مندی تاریخی و روایی، چرایی های گزینش دیدگاه موردنظر تبیین شده است.
     


    تاریخ ارسال: 26/04/97   |   تاریخ پذیرش: 03/09/97

    کلیدواژگان: اطاعت، اولی الامر، تنازع، احکام غیر منصوص
  • محسن خوش فر، سحر دادخواه، زهره سادات حسینی* صفحات 61-77

    اختلاف مفسران درباره آیه 77 سوره فرقان، دو رویکرد عمده را نسبت به معنای این آیه موجب شده است. در رویکرد اول که رایج تر است، معنای آیه از جایگاه و منزلت دعا نزد خدا حکایت دارد و ارزش هر انسان را به اندازه دعای او می داند. اما رویکرد دوم با نگاهی انذاری، اتمام حجت کردن خدا را دلیل اصلی مخاطب قرار گرفتن منکران وحی و کافران از جانب خدا می داند. عامل تاثیرگذار در این اختلاف دو چیز است: 1. تعیین دقیق معنای «دعا» و تشخیص اینکه واژه دعا در معنای لغوی خود به کار رفته یا اصطلاحی. 2. ترکیب نحوی عبارت «دعاکم» در آیه و نسبت دادن نقش فاعلی یا مفعولی به «کم». تعیین میزان درستی هرکدام از دو رویکرد معنایی، مسئله ای جدی است که تاکنون مغفول مانده است. بررسی تحلیلی-توصیفی تفاسیر با تمرکز بر پنج محور:1. مخاطب آیه. 2. درستی آزمایی هرکدام از نقش فاعلی و مفعولی برای «کم». 3. تاریخ گذاری اقوال تفسیری. 4. بررسی سیاق و مضمون آیات سوره. 5. تحلیل روایات ذیل آیه؛ نشان می دهد معنای اصطلاحی دعا در این آیه مقصود نیست و رویکرد دوم در معنای آیه صحیح تر است.  تاریخ ارسال: 06/03/97   |   تاریخ پذیرش: 30/09/97

    کلیدواژگان: معناشناسی تطبیقی، تفسیرفریقین، آیه 77 سوره فرقان، دعا
  • سید محمدرضا حسینی* صفحات 85-112

    مسئله «افک» به معنای بهتان و تهمت زدن است که خداوند در سوره نور به آن پرداخته است. این مقاله در نظر دارد تا با بررسی و نقد تطبیقی دلایل نظریه سه گانه، با نگاه به منابع تاریخی و تفسیری، به نظریه درست دست یابد. مفسران اهل تسنن بر این باورند: آیه در شان عایشه نازل شده است؛ البته برخی از مفسران شیعه نیز با آنان هم صدا شده اند. برخی دیگر از مفسران شیعه معتقدند: آیه در شان ماریه قبطیه نازل شده است و برخی دیگر از مفسران شیعه نزول آیه را در شان زنی پاکدامن می دانند. با نگاه به منابع تاریخی و بیان دلائل، ضمن قبول نظریه سوم، نشان خواهیم داد که آیه در شان هیچ یک از این دو همسر پیامبر J نازل نشده است. متاسفانه بسیاری از اظهارنظرها، متاثر از تعصبات مذهبی و نگاه سیاسی است؛ تا آنجاکه برخی به دنبال مصادره کردن آیه در راستای اغراض سیاسی خود بوده اند.   
    تاریخ ارسال: 12/02/97   |   تاریخ پذیرش: 14/06/97

    کلیدواژگان: آیه إفک، تاریخ، شان نزول، عایشه، ماریه قبطیه
  • رضا باقی زاده پلامی* صفحات 111-128

    ازجمله پرسش های مطرح در جامعه، بحث واقعی بودن یا خیالی بودن چشم زخم است. در این تحقیق، چشم زخم از دیدگاه تفاسیر فریقین بررسی شده است. ازآنجاکه بسیاری از مردم با آن درگیر هستند، بحث و بررسی درباره ضروری است. این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی، و در جمع آوری مطالب با روش کتابخانه ای و ازطریق فیش برداری به سامان رسیده است. در پایان، این پژوهش به این نتیجه رسیده است که: باتوجه به آنچه در تفاسیر فریقین آمده است، چشم زخم نه تنها خرافه نیست؛ بلکه آیاتی از قرآن و روایات بی شماری آن را تایید می کند، یعنی قدرتی در افراد وجود دارد که تاثیرگذار است و اندازه تاثیرگذاری بستگی به افراد دارد و راه هایی برای رفع و دفع آن نیز سفارش شده است.
    تاریخ ارسال: 19/05/97   |   تاریخ پذیرش: 11/08/97

    کلیدواژگان: چشم، چشم زخم، تفاسیر، شیعه، اهل سنت، فریقین
  • محمد مهدی حقی*، علی حسن بگی صفحات 127-144

    « شفاعت» یکی از باورهای کلامی مشترک میان مشرکان، یهودیان و مسلمانان است. این باور در میان مسلمانان، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. از گذشته های دور، میان عالمان و مفسران مسلمان درباره پذیرش شفاعت مسلمان گناهکار، اختلاف بوده است. برخی یک سره شفاعت را انکار می کنند و برخی دیگر آن را می پذیرند. گفتنی است، این دو رویکرد بر تفسیر آنان از آیات شفاعت اثرگذار بوده است. به نظر می رسد، هریک از رویکردهای مذکور در تفسیر آیات شفاعت مبتنی بر یک مبانی است. این نوشتار در صدد واکاوی مبانی این دو رویکرد در تفسیرهای «کشاف»، «روح المعانی» و «الکاشف» است که هریک به ترتیب نماینده رویکرد اعتزالی، اشعری و شیعی به قرآن است. این نوشتار تلاش می کند، مبانی تفسیری رویکرد پذیرش و عدم پذیرش شفاعت نسبت به مسلمان گناهکار را واکاوی کند. با کوششی که انجام شد، روشن گردید که سه مبنا (یگانگی ایمان و عمل، یگانگی ایمان و تصدیق قلبی، یگانگی ایمان و تصدیق قلبی همراه با انجام فرایض) به ترتیب بر رویکرد تفسیری «کشاف»، «روح المعانی» و «الکاشف» اثرگذار بوده است.
     تاریخ ارسال: 06/03/97   |   تاریخ پذیرش: 10/11/97

    کلیدواژگان: مبانی، شفاعت، مسلمان گناهکار، کشاف، روح المعانی، الکاشف
  • سید محمدرضا موسوی شلحه*، غلامحسین اعرابی، سعید فراهانی فرد صفحات 143-170

    از راهکارهای مهم پیش روی جوامع بشری در رویارویی با بحران های اجتماعی- اقتصادی، «اقتصاد مقاومتی» است که از ابعاد گوناگون مورد بحث واقع شده است. برخی بنیان های نظری این شیوه مدیریت اقتصادی در قرآن کریم؛ به ویژه در سوره یوسف، به زیبایی ترسیم شده است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی و با استناد به تفاسیر فریقین ذیل آیات سوره یوسف و آیات مرتبط دیگر، به واکاوی راهبرد مدیریتی حضرت یوسفA پرداخته است تا براین اساس شیوه ای از مدیریت بر مبنای دستورات الهی برای رسیدن به اقتصادی با شاخصه هایی که بتوان از آن باعنوان «اقتصاد مقاومتی» تعبیر کرد، الگوسازی شود. از رهگذر این کاوش به دست آمد که، اقتصاد مقاومتی در اسلام بر مبنای حاکمیت مطلق خداوند و حضور مردم در صحنه استوار است. حل بحران های اقتصادی نیازمند انسان های شایسته ای است که با گزینش سخت گیرانه انتخاب شده اند و بر پایه برنامه ریزی دقیق و صرفه جویی و تخصیص سنجیده منابع و با عنایت به اصل عدالت محوری و نفی جانبداری در سایه تشریک مساعی مخلصانه و با اهتمام ویژه به دارایی های عمومی و بیت المال، حکومت و جامعه را مدیریت و اقتصاد مقاومتی را اجرا می کنند.   تاریخ ارسال: 08/12/96   |   تاریخ پذیرش: 29/06/97

    کلیدواژگان: اقتصاد مقاومتی، قرآن کریم، یوسفA، سوره یوسف، تفاسیر فریقین
  • محمدحسین مدنی*، محسن رفعت صفحات 169-196

    قرآن در بیان برخی از قضایا، شیوه ای ممتاز و یگانه را در پیش گرفته است؛ یکی از این آیه های قرآن، آیه هفتم از سوره مبارکه «الضحی» است. واژه «ضال» که در این آیه، اسم فاعل از مصدر «ضلالت» محسوب شده و به شخص پیامبرJ بازمی گردد، نیازمند بازشناسی دقیق تری است. پژوهش حاضر، همزمان تحلیل مفهومی و انتسابی «ضلالت» را در این آیه دنبال می کند و مهم ترین نظرهای فریقین را به دو دسته تقسیم می نماید. دسته نخست، انتساب «ضلالت» را به شخص پیامبرJ متوجه دانسته و ازاین رهگذر وجوه متعددی برای توجیه مفهوم «ضلالت نبی» بیان کرده اند. در دسته دوم، «ضلالت» در معانی مختلف آن، با توجیهات عمدتا ادبی به قوم نبی اکرمJ متوجه شده است. هر دو دسته از دیدگاه ها، نقاط ضعفی به همراه دارند که ابهام های مخاطبان را به ویژه در مواجهه با ظاهر آیه، سیاق آیات و معنای دقیق هدایت در مقابل ضلالت، به خوبی پاسخ نمی گویند. این تحقیق به دیدگاه برگزیده ای دست یافت که ازطریق بهره مندی از تفسیر قرآن به قرآن، تناسب با ظواهر و سیاق آیات و هماهنگی با مبانی کلامی در حوزه عصمت نبوی تقویت می گردد. نتایج به دست آمده می تواند در مطالعات قرآنی و پژوهش های تفسیری و کلامی مورد بهره برداری قرار گیرد.

    تاریخ ارسال: 24/02/97   |   تاریخ پذیرش: 03/09/97

    کلیدواژگان: ضلالت، سوره الضحی، ضال، عصمت نبوی، هدایت الهی
  • سیدکاظم میرجلیلی*، محمد تقی گل محمدی صفحات 195-220

    تاریخ ارسال: 15/02/97   |   تاریخ پذیرش: 13/11/97
    لزوم پوشش و حجاب براساس آیات قرآن و روایات ، امری قطعی و تردیدناپذیر است، ولی شناخت حدود حجاب به عنوان یکی از احکام الهی که در سلامت یا انحراف افراد جامعه نقش مهمی دارد ، اهمیت بسیاری دارد.
    در قرون جدید، به واسطه طرح برخی دیدگاه های غرب گرایانه مبتنی بر مکاتب نوظهور پیرامون حجاب و حدود آن، شک و تردیدهای متعددی مطرح شده است؛ ازجمله اینکه: حجاب کنونی، حجاب مورد نظر خداوند در قرآن و مرسوم در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیست؛ بلکه متاثر از فرهنگ و نحوه تفکر بزرگان صحابه در تفسیر آیات حجاب است.
    باتوجه به اینکه در تفسیر آیات حجاب و حدود آن اختلاف نظر وجود دارد. در این پژوهش برآنیم تا با بررسی نظرهای صحابه به عنوان پل ارتباطی بین پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دوره های بعد، حدود و ثغور مسئله حجاب از دیدگاه آنها را روشن سازیم و سپس، میزان تاثیرپذیری و علت آن را تبین نماییم.
    در مورد حدود حجاب، بین صحابه اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد که اگر آنها را معلول تحریف ندانیم ، باید پذیرفت تا حدودی از فرهنگ رایج و تحولات سیاسی و فرهنگی ، به واسطه دور نگه داشتن جامعه از فساد و فحشاء متاثر شده و به اجتهاد خود عمل کرده باشند.

    کلیدواژگان: حجاب، تبرج، جلباب، خمر، صحابه
  • اصغر طهماسبی بلداجی*، ابراهیم ابراهیمی صفحات 219-244

    «جامعیت قرآن»یکی از مباحث مهم در ارتباط با قرآن است که اندیشمندان اسلامی از همان آغاز درباره آن دیدگاه های مختلفی را ارائه کرده اند؛ جامعیت مطلق، جامعیت در امور هدایتی و جامعیت حداقلی از مهم ترین دیدگاه های مطرح شده دراین باره هستند. آیات و روایات درباره جامعیت قرآن این مطلب را بیان می دارند که قرآن از جامعیت مطلق در امور هدایتی و دینی برخوردار است و هیچ مطلب و مسئله ای در امور دینی و هدایتی نیست مگر اینکه در قرآن بیان شده است؛ اما با بررسی ساختار ظاهری قرآن، مشهود می شود که قرآن حتی در مباحث دینی هم جامعیت ندارد. به عبارتی دیگر، به طور تام نمی توان از ظاهر قرآن همه احکام و مباحث دینی را استخراج نمود. این در حالی است که آیات و به خصوص روایات متعدد، جامعیت مطلق قرآن را بیان می دارند. پژوهش فرارو، با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن نقد و بررسی دیدگاه های مفسران فریقین دراین باره، جامعیت مطلق قرآن در امور هدایتی ویژه معصومانD را پذیرفته و ضمن تفکیک میان جامعیت قرآن و جامعیت اسلام، برای غیر از معصومان(ع) جامعیت اسلام را بیان می نماید. نتیجه آنکه: اولا: قرآن مستقلا از جامعیت مطلق در امور هدایتی و دینی برخوردار است که معارف آن در ظهر و بطن آیات متجلی است؛ اما این جامعیت مطلق، اختصاص به معصومان(ع) دارد که می توانند از ظهر و بطن قرآن معارف آن را استخراج نمایند. ثانیا: برای غیر معصومین(ع) جامعیت اسلام مطرح می شود که قرآن کریم در کنار سنت معصومین(ع)موجبات جامعیت اسلام را فراهم می نمایند؛ ثالثا: مراد از جامعیت اسلام، جامعیت مطلق در امور هدایتی است که تا قیامت پاسخگوی نیازهای هدایتی انسان هاست. تاریخ ارسال: 18/03/97   |   تاریخ پذیرش: 13/12/97

    کلیدواژگان: جامعیت قرآن، جامعیت اسلام، اهل بیت(ع)، رسالت قرآن، جاودانگی دین
  • محمد علی تجری*، فرزاد پاکروان صفحات 243-264

    از گذشته تا کنون، حروف مقطعه در دیدگاه مفسران قرآن کریم تحلیل های متفاوتی داشته است. آیت الله معرفت این دیدگاه ها را طبق دو مبنا دسته بندی کرده اند. عده ای حروف مقطعه را از متشابهات مجهول و علم مستوری می دانند که جز خدا برآن واقف نیست و دسته ای دیگر آن را رموزی بین خداوند و پیامبرش می دانند و آنچه از معانی برای این حروف گفته شده نوعی رمزگشایی است. آیت الله جوادی آملی به صورت دیگری دیدگاه مفسران را در تفسیر خود مطرح می کنند و به نقد آن می پردازند. این دو عالم بزرگ، نه تنها در چگونگی نگاه به اقوال درباره حروف مقطعه اختلاف نظر دارند؛ بلکه در نتیجه نهایی و قول برگزیده نیز نظرهای متفاوتی را مطرح کرده اند. نوشتار حاضر، ضمن اشاره مختصر به اقوال مختلف، به تبیین دیدگاه آیت الله معرفت و نقد آن توسط آیت الله جوادی آملی پرداخته است. تاریخ ارسال: 04/05/97  |   تاریخ پذیرش: 08/12/97

    کلیدواژگان: حروف مقطعه، آیت الله معرفت، آیت الله جوادی آملی، التفسیر الاثری الجامع، تفسیر تسنیم
  • نبی الله صدری فر*، محمدرضا ضمیری، محمد مولوی صفحات 263-288

    هدف پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی و تحلیل تطبیقی دو تفسیر المنار و المیزان درباره جریان سنت استیصال در امت محمدی(ص). ازاین رو، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: آیا ممکن است سنت استیصال در امت محمدی(ص) جریان یابد؟ بنابراین، پس از روشن شدن مبانی نظری بحث، به تبیین ارتباط سنت استیصال با دیگر سنن الهی؛ ازجمله سنن امهال، ارسال رسل و توبه پرداخته می شود. به دنبال آن، با دسته بندی آیات سنت استیصال، به تحلیل و تطبیق دیدگاه های تفاسیر المنار و المیزان پرداخته می شود. آنچه از این تطبیق به دست می آید، اختلاف نظر در تبیین آیات سنت استیصال بین علامه طباطبایی و رشیدرضاست. در دیدگاه علامه طباطبایی در امت محمدی جریان سنت استیصال ممکن است؛ ولی در نگاه رشیدرضا - و مشهور مفسران- به دلایلی، جریان سنت استیصال ممکن نیست. آنچه به نظر می رسد، بازگشت دو کلام به یک نتیجه است و آن عدم جریان عذاب استیصال در امت محمدی است.
    تاریخ ارسال: 11/07/97   |   تاریخ پذیرش: 12/02/98

    کلیدواژگان: سنت، استیصال، عذاب، امت محمدی
  • علی راد*، عاطفه محمدزاده صفحات 287-324

    آیات 74 و 80 سوره کهف از نمونه آیاتی به شمار می روند که در نگاهی سطحی با برخی از مبانی اعتقادی و تشریعی اسلام همسو نیستند. حکم به قتل غلام پیش از اثبات جرم او و توجیه این عمل با قرائنی چون علم به کافرشدن وی در آینده یا ترس و اکراه از وقوع این رخداد، اساسی ترین اشکال ظاهری این آیات است. برخی از مفسران کوشیده اند تا با بهره مندی از رهیافت های روایی، ادبی، فقهی، کلامی و عرفانی راه حلی برای این مسئله پیدا کنند. آنان با استناد به ادله نقلی و عقلی، تحلیل هایی از ماجرا ارائه کرده و در این راستا، غالبا از جریان های تفسیری وابسته به آن تاثیر پذیرفته اند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی- انتقادی، پس از بازیابی هریک ازاین رهیافت ها، به تبیین نگره های موجود و ارزیابی آنها پرداخته، و تاثیر مکاتب تفسیری مختلف را در تحلیل های مفسران شیعه و اهل سنت در طول تاریخ تفسیر قرآن بررسیده است. دراین میان، به نظر می رسد رهیافت کلامی و به ویژه نگره باورمندی به حکمت الهی بیشتر از راهکارهای دیگر گره گشا بوده، و ضمن هم خوانی با اصول و فروع دین، با سایر رویکردها هم تعارضی نداشته است.
    تاریخ ارسال: 19/02/97   |   تاریخ پذیرش: 28/09/97

    کلیدواژگان: سوره کهف، قتل غلام، موسی و خضر، رهیافت تفسیری
  • سعید مرادی کیاسرایی*، محمد هادی مفتح صفحات 323-364

    مسئله وراثت انبیا از مباحث مهم قرآنی است. ازاین رو، مقاله حاضر به بررسی و نقد دیدگاه یوسف شعار در مسئله وراثت انبیاء؛ طبق آیه 16 سوره مبارکه نمل و همچنین به برداشت ایشان از استشهاد فاطمه زهرء(ع) به آیه مزبور در خطبه فدکیه، می پردازد. چنان که ایشان بر خلاف نظر مفسران شیعه که معتقدند: متبادر از «ارث» در آیه مذبور، ارث از «اموال» و «حقوق» است، این وراثت را در «علم و نبوت» معنا می کند و بر اساس آن، استشهاد فاطمه زهراء(ع) طی خطبه ای در حضور بزرگان اصحاب رسول خداJ بر آیه مزبور را افتراء نسبت به ایشان می داند. بنابراین، در این پژوهش، با اتکا به معنا و مفهوم سیاق آیات و با استناد به دیدگاه های تفسیری و کلامی مفسران و متکلمان، نظر این مفسر مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. چنآنکه، در نهایت استشهاد وی به آیات قرآن، اشتباه مفهومی و استناد به خبر «لا یورث الانبیاء» ازسوی ایشان، اشتباه دلالی و سندی، برداشت شده است

    کلیدواژگان: وراثت انبیا(ع)، یوسف شعار، تحلیل تطبیقی، آیه ارث سلیمان(ع)، خطبه فدک
|
  • Mahammadali Asadtash *, Seyed Reza Moadab Pages 7-36

    Received: 23/9/2018   |   Accepted: 16/5/2018
    Shaz (irregular) Qira’at as a variety of methods in the recitation of the Noble Qur’an has not received adequate attention and review yet. Irregular recitation is a method in Qira’at which has authentic reference but is not narrated through a sound chain of transmission or Istifazah acceptable among people. Contemplation and research on these recitations can have considerable effects on Sunni and Shi’ite exegesis of the Qur’anic verses. Therefore, such recitations cannot be totally rejected or ignored. This study aims to compare irregular recitations with the regular and well-known ones and explain their function in Sunni and Shi’ite exegesis. For this purpose, the most important criteria and relevant arguments to irregular recitations and their different function in Sunni and Shi’ite exegesis of the Noble Qur’an are first reviewed; and then, some instances from these recitations along with their different effects and functions in Sunni and Shi’ite exegesis of the Holy Qur’an are displayed. Semantic explanation and expansion of the verses are of the most important functions of the abovementioned recitations for the exegesis of the Noble Qur’an. In this regard, the analysis of some irregular recitations compared to their regular counterparts can foster exegetical review of the verses and also reveal their function.

    Keywords: Shaz (Irregular) Qira’at (Recitations), Regular Recitations, Sunni, Shi’ite Exegesis, semantic explanation, semantic expansion
  • Naqi Ghiyathi * Pages 35-62

    Sunni and Shi’ite commentators have presented various views on “the subject of disagreement” in Surah an-Nisa: 59. Some of them have included all the matters in this world and hereafter as the subject of disagreement in that verse. Considering the fact that God and the Messenger have been introduced as the reference for solving disputes in the rest of the verse, some other commentators have regarded only religious events including theological rules and beliefs as the subject of disagreement. On the other hand, some interpreters related the abovementioned subject just to the rules regulated by God and the Messenger while others interpreted that as associated with indecisive rules and accordingly, interpreted the verse as an evidence for Ijma (consensus) and Qiyas (deductive analogy). In the view of some scholars, the axis of disagreement refers to Olelamar -those in authority- whom Muslims have been ordered to obey in the previous words in the verse. The present study conducted through descriptive analysis and with the purpose of critical evaluation of Sunni and Shi'ite commentators' views on the subject of disagreement in the aforementioned verse, attempts to explain this issue, mention relative research questions, and also review the perspective of the commentators in this regard.  Then, a viewpoint which considers Olelamr (those in authority) as the axis of disagreement is chosen and displaying the drawbacks of other viewpoints, the study regards other perspectives as inappropriate. Finally, with reference to the existing evidences in the verse and historical-narrative clues, the causes of choosing the last viewpoint is explained.
    Received: 17/7/2018   |   Accepted: 24/11/2018

    Keywords: obedience, Olelamr (Those in Authority), Disagreement, Indecisive religious rules
  • Mohsen Khoshfar, Sahar Dadkhah, Zohrehsadat Hosaini * Pages 61-77

    The commentators’ disagreement about the meaning of the 77th verse of Surah al-Furqan has led to two major approaches in terms of its interpretation. In the first one which is more common, the verse denotes the worth of prayer for God considering the value of every human as much as his prayers. However, the second approach which has a warning view regards God’s ultimatum as the main cause to address the deniers of Wahy (revelation) and disbelievers in God. The contributing factor for the above disagreement relies in these two points: 1. the exact meaning of “prayer” and whether it is used in its lexical or idiomatic meaning, 2. the syntactic combination of “Do’akom” in the verse and whether “Kom” has the subjective or objective role. Exploring the extent of accuracy in each of the above semantic approaches is a serious issue which has been neglected yet. The descriptive analysis of the exegeses relying on five factors, namely 1. the addressee of the verse, 2. fact checking for either subjective and objective roles attributed to “Kom”, 3. dating for the exegetical narrations, 4. the context and content of the verses in the aforementioned Surah, and 5. the analysis of the relative narrations shows that idiomatic meaning of the term “prayer” is not intended in the verse and the second approach is more appropriate.  Received: 27/5/2018   |   Accepted: 21/12/2018

    Keywords: Comparative semantics, Sunni, Shi'ite Exegesis, Verse 77 of Surah al-Furqan, prayer
  • Seyed Mohammad Reza Hosseini * Pages 85-112

    The issue of Efk which means falsehood and accusation has been stated by God in Surah an-Nur. Using comparative and critical analysis of arguments in the triplet theory and considering historical and exegetical resources, this study aims to achieve an accurate theory in this regard. Sunni commentators hold that this verse has been revealed as a tribute to Ayesheh, and a number of Shi’ite commentators have also agreed with them. Some other Shi’ite jurists believe that the verse is revealed as a tribute to Mariah Qebtiah, while some others attribute it to the chaste women. Relying on historical references and arguments, this study shows that the third theory is accepted and the verse has not been revealed for any of the Prophet’s wives. Unfortunately, many interpretations in this regard are under the influence of religious bias and political views so that some have attempted to abuse this verse for the sake of their own political intentions.
    Received: 2/5/2018   |   Accepted: 5/9/2018

    Keywords: The Verse Efk (Falsehood), history, Asbab al-Nuzul (Occasion of Revelation), Ayesheh, Mariah Qebtiah
  • Reza Baqizadeh Palami * Pages 111-128

    One of the questions propounded in the society is whether the evil eye is factual or imaginary. This study aims to review the evil eye form Sunni and Shi'ite perspectives. Since many people are concerned with this issue, it seems essential to discuss and analyze this subject. This research has been accomplished by descriptive analysis and data collection through library method and note taking. The results of the study show that according to what has been stated in Sunni and Shi'ite exegetical books, the evil eye is not only superstition but also it is confirmed by some verses in the Qur'an and various narrations. It means that some people have a sort of power which is supernaturally effective; and the extent of which depends on those people. Moreover, some guidelines have been suggested to ward off and dispel this negative energy.
    Received: 10/8/2018   |   Accepted: 2/11/2018

    Keywords: Eye, evil eye, Exegeses, Shi'ite, sunni, Sunni
  • Mohammad Mehdi Haqqi *, Ali Hasanbegi Pages 127-144

    “Intercession” is a common theological belief among Mushrikin (polytheists), Jews, and Muslims. This tenet has played an important role among Muslims. Since the distant past, there has been controversy among Muslim scholars and commentators on whether a sinful Muslim will benefit from intercession or not. Some negate the idea of intercession totally while some others accept it. It should be noted that these two different approaches have been effective on the exegesis of Qur’anic verses. It seems that each of the abovementioned approaches used in the exegesis of intercession verses relies on a certain principle. This study seeks to analyze the foundations of these two approaches in the exegetical books “al-Kashshaf”, Ruh ol-Ma’ani”, and “al-Kashef” which respectively represent Mu’tazilah, Ash’ari, and Shi’ite viewpoints about the Qur’an. This paper attempts to delve deep into the exegetical principles of accepting and rejecting intercession for the sinful Muslim. The results revealed that three principles (coherence of faith and act, coherence of faith and heartfelt confirmation, coherence of faith and heartfelt confirmation along with doing religious duties) have been effective on the exegetical approaches of “al-Kashshaf”, “Ruh ol-Ma’ani”, and al-Kashef” respectively.
    Received: 27/5/2018   |   Accepted: 30/1/2018

    Keywords: principles, Intercession, Sinful Muslim, al-Kashshaf, Ruh ol-Ma’ani, Al-Kashef
  • Seyed Mohammad Reza Mousavi Shalheh *, Gholamhossein A’Rabi, Saeed Farahanifard Pages 143-170

    One of the important strategies for human societies dealing with social-economic crises is “resistive economy” which has been discussed from different perspectives. Some theoretical foundations in this method of economic management has been eloquently depicted in the Noble Qur’an, especially in Surah Yusuf. Using descriptive method and with reference to Sunni and Shi’ite exegeses on the relative verses in Surah Yusuf and other chapters in the Quran, the present study aims to analyze the management strategy of Prophet Joseph (PBUH) in this regard. The objective of this study is to present a role model for management based on the divine commands in order to achieve an economy with characteristics that can be called “resistive economy”. The results of this research showed that resistive economy in Islam relies on the absolute sovereignty of God as well as people’s cooperation. Solving economic crises requires meritocracy in order to rigorously choose righteous individuals based on accurate planning, saving, and appropriate allocation of resources. Therefore, the well-chosen individuals can manage the government and community and execute resistive economy relying on justice, impartiality, sincere cooperation, and with special attention to public assets and Beyt ol-Mal.
     Received: 27/2/2018   |   Accepted: 20/9/2018

    Keywords: Resistive Economy, The Noble Qur’an, Prophet Joseph (PBUH), Surah Yusuf, Sunni, Shi’ite exegeses
  • Mohammad Hossein Madani *, Mohsen Rafat Pages 169-196

    The Qur'an has applied noble and unique methods to display some arguments; one of the Qur’anic verses in this regard is the seventh verse of the holy Surah az-Zuha. The term “Zal” in this verse being considered as an active participle noun derived from “Zalalat” refers to Prophet Muhammad (PBUH), and it needs to be more accurately researched. The present study simultaneously pursues the conceptual and attributional analysis of the term "Zalalat" in this verse classifying the most significant Sunni and Shi’ite views into two categories. The first one recognizes the attribution of "Zalalat" to the Prophet Muhammad himself stating several aspects to justify the Prophet being lost (Zalalat-e Nabi). In the second category, “Zalalat”, in its various meanings and with mostly literary justifications, refers to the Prophet’s nation. Both of these viewpoints have some drawbacks not being able to answer the ambiguities and questions raised in the mind of the audience especially when confronted with the surface structure of the verse, its context, and the accurate meaning of guidance versus Zalalat. The current research has achieved a selected viewpoint which can be fostered through the Qur’an to the Qur’an exegesis, coherence with the context of the verses, and coordination with theological principles in the realm of prophetic infallibility. The findings of this article can be applied in the Qur’anic studies and exegetical-theological research.
    Received: 14/5/2018   |   Accepted: 26/10/2018

    Keywords: Zalalat (Missing the Way), Surah az-Zuha, Zal (Lost), Prophetic Infallibility, Divine guidance
  • Seyed Kazem Mir Jalili *, Mohammad Taqi Gol Mohammad Pages 195-220

    The necessity of Hijab or covering based on the Qur’anic verses and narrations is definitely unquestionable; however, it is immensely important to recognize the boundaries of Hijab as one of the divine commands effective in social health or corruption. In recent centuries, due to some western views relying on the emerging schools on Hijab and its boundaries, there has been some doubt and confusion over this issue. For instance, it is said that the current state of Hijab is not what has been intended by God in the Qur’an and what has been common during the time of the Prophet (PBUH) but it is under the influence of cultural viewpoints of the great companions of the Prophet interpreting the verses on Hijab. Considering the fact that there is disagreement on the exegesis of the verses on Hijab and its boundaries, this study seeks to survey the views of the companions as a bridge between the Prophet (PBUH) and later time periods in order to shed light on the limits and boundaries of Hijab from their perspective and then explain its impact and cause. As for Hijab, the companions of the Prophet do not have common views and often act according to their independent reasoning, if it is not attributed to deviation in narrations, it might be under the influence of common culture and political and cultural changes to keep the society safe from corruption.
    Received: 5/5/2018   |   Accepted: 2/2/2019

    Keywords: Hijab, Displaying Beauty (Tabarroj), Jilbab (Outer Garment), Khomor (Head Cover), Companions of the Prophet
  • Asghar Tahmasebi Boldaji *, Ibrahim Ibrahimi Pages 219-244

    The comprehensiveness of the Qur’an is one of significant issues which has been reviewed by Islamic scholars from different perspectives since the early history of Islam. Absolute comprehensiveness, comprehensiveness in terms of guidance, and minimal comprehensiveness are among the most important perspectives in this regard. Qur’anic verses and traditions on this subject claim that the Qur’an has absolute integrity in terms of guidance and religious matters, that is to say, there is no religious or guidance issue which has not been mentioned in the Qur’an while an investigation of its apparent structure reveals that it is not comprehensive even in terms of religious arguments. In another words, we cannot extract all religious commands and arguments from the surface structure of the Qur’an; yet, there are numerous verses and particularly traditions which mention the absolute comprehensiveness of the Qur’an. Using descriptive analysis, the present study critically analyzes the views of Sunni and Shi’ite commentators in this regard and admits the absolute comprehensiveness of the Qur’an on guidance affairs for the infallible Imams. It also draws a line between the comprehensiveness of the Qur’an and the comprehensiveness of Islam, appointing the latter to those other than the infallibles. The results of the study show that, first, the Qur’an independently has absolute comprehensiveness in terms of guidance and religious issues having vivid evidence in the deep structure of the Qur’an; however, this sort of absolute comprehensiveness is exclusively for the infallible Imams who can extract knowledge from the profound aspects of the Qur’an. Second, for those other than the infallibles, the comprehensiveness of Islam is mentioned and the Noble Qur’an along the tradition of holy Imams pave the ground for that sort of integrity. Third, the comprehensiveness of Islam indicates absolute comprehensiveness in terms of guidance affairs which fulfills human need up until hereafter. Received: 8/6/2018   |   Accepted: 4/3/2018

    Keywords: The Comprehensiveness of the Qur’an, the comprehensiveness of Islam, Ahl al-Bayt, The Mission of the Qur’an, The Eternity of Religion
  • Mohammad Ali Tajarri *, Farzad Pakrawan Pages 243-264

    Abstract The Moqatta’a (disjoined) letters have had various analyses in the view of commentators of the Noble Qur’an since the past until the present. Ayatollah Ma’refat has classified these viewpoints in terms of two criteria: Some have considered those letters as an unknown allegory and hidden science that no one knows but God; and some others regard them as enigmatic codes between God and His holy Prophet so interpret their meaning as a kind of decoding. Ayatollah Javadi Amoli states the commentators’ views in his exegesis from another perspective and critically analyzes them. These two great scholars have disagreement not only about their perspective regarding the ideas on Moqatta’a letters but also in their final conclusion as the selected idea. The present study briefly mentions various views on this subject and also explains the viewpoint of Ayatollah Ma’refat as well as its criticism by Ayatollah Javadi Amoli.  Received: 26/7/2018   |   Accepted: 27/2/2019

    Keywords: Moqqata’ah (Disjoined) Letters, Ayatollah Ma’refat, Ayatollah Javadi Amoli, at-Tafsir al-Athari al-Jame’, Tafsir Tasni
  • Nabi Ol, Lah Sadrifar *, Mohammad Reza Zamiri, Mohammad Mowlavi Pages 263-288

    The purpose of this study is the comparative analysis of the exegetical views in al-Manar and al-Mizan about the tradition of Istisal (instant punishment) in the Ummah of Muhammad (PBUH). In this regard, the present research seeks an answer to the question on whether the tradition of instant punishment can be practiced in the Ummah of Muhammad (PBUH). Therefore, the theoretical principles of the discussion are first mentioned; and then the relationship between the tradition of Istisal and other divine traditions such as Imhal (giving opportunity to the wrongdoer), sending prophets, and repentance are explained. Afterwards, by classifying verses on the tradition of Istisal, the viewpoints in the exegetical books al-Manar and al-Mizan are comparatively analyzed. The results of this comparative analysis show that there is disagreement between Allameh Tabatabaii and Rashid Riza on the interpretation of the verses about Istisal tradition. According to the views of Allameh Tabatabaii, the tradition of Istisal is viable in the Ummah of Muhammad, while form the standpoint of Rashid Riza and other renown commentators, it is not possible due to some reasons. In conclusion, the two aforementioned arguments reach one common result, that is to say, Istisal or instant punishment cannot be practiced in the Ummah of Muhammad. Received: 3/10/2018   |   Accepted: 22/4/2019

    Keywords: tradition, Istisal (Instant Punishment), The Ummah of Mhammad (Community of Muhammad)
  • Ali Rad *, Atefeh Mohammadzadeh Pages 287-324

    Verses 74 and 80 of Surah al-Kahf are among verses which in a superficial inspection are not compatible with some principles of belief and theology in Islam. Giving the command to murder Gholam before his crime is proved and justifying that by some evidences such as awareness of his heresy in future or fear and reluctance of the incoming heresy are some of the most basic apparent drawbacks in these verses. Some commentators have attempted to make use of narrative, literary, juristic, theological, and mystical approaches to solve this problem. Making a reference to historical and rational evidences, they have presented some analyses of this event and in this regard, they have often been influenced by the exegetical movements relying on those evidences. Using descriptive analysis, the present study aims to discover each of the abovementioned approaches, then determine and evaluate their underlying viewpoints and finally explore the effect of various exegetical schools on the Sunni and Shi’ite commentators’ views during the history of Qur’anic exegesis. It seems that using the theological approach, especially belief in the divine wisdom, has been more effective that other alternatives as it is compatible with foundations and ancillaries of faith as well as the rest of approaches.
    Received: 9/5/2018   |   Accepted: 19/12/2018

    Keywords: Surah al-Kahf, Murdering Gholam, Muses, Khidr, Exegetical Approach
  • Sa’Iid Moradi Kiasaraii *, Muhammad Hadi Mofatteh Pages 323-364

    Abstract
    The prophets’ inheritance is one of important Qur’anic issues. Thus, the present study aims to critically analyze the viewpoint of Yusuf She’ar on this issue according to the 16th verse of the Holy Surah an-Naml, as well as his interpretation of Fatimah Zahra’s reference to that verse in the sermon of Fadakia. Contrary to Shi’ite commentators who believe that the term “legacy” in the abovementioned verse refers to “property” and “rights”, Yusuf She’ar attribute that to “knowledge and prophecy” and accordingly interprets the reference to the aforementioned verse by Fatimah Zahra in the sermon of Fadak at the presence of the Prophet’s companions as an accusation. Therefore, the present research relying on the meaning and context of the verses and with reference to the exegetical and theological views of commentators and theologians has critically analyzed the ideas of Yusuf She’ar. The results of the study show that his reference to the Qur’anic verses is a conceptual fallacy, and his citation to the verse “Prophets do have any hairs” is perceived as a verdict mistake.
    Received: 23/12/2018   |   Accepted: 19/5/2019

    Keywords: The Prophets’ Inheritance, Yusuf She’ar, comparative analysis, The Verse of Sulayman’s Inheritance, The Sermon of Fadak