فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 15 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مریم افرافر، ابراهیم محمدی* صفحات 9-40
    رمان نو که در فرانسه با آثاری از «ساروت» و «رب گریه» آغاز شده بود، چند دهه بعد توانست با رمان شازده احتجاب گلشیری به عنوان گونه ای از رمان وارد ایران شود. گلشیری توانست با به کارگیری خلاقانه عناصر رمان نو به خوبی از عهده این نوع برآید؛ به گونه ای که هم اثرش تقلید صرف نیست و هم از ویژگی های رمان نو خارج نشده است. گرچه امروزه رمان نو حضور چشمگیری ندارد اما عناصر باقی مانده از آن در رمان ها مشهود است؛ لذا پرداختن به این نوع و عناصر آن ضروری به نظر می رسد. با توجه به اهمیت رمان شازده احتجاب به عنوان آغاز رمان نو فارسی و تاثیراتی که در تحول رمان نویسی ایران داشته است، در این مقاله به بررسی یکی از عناصر رمان نو یعنی «مرگ شخصیت» یا «رد شخصیت» که در شازده احتجاب نمود برجسته تری دارد پرداخته ایم. از این رو در این پژوهش ابتدا ویژگی های رمان نو را گفته ایم و خلاصه ای از شازده احتجاب آورده و سپس به بررسی مرگ شخصیت های این رمان پرداخته و نشان داده ایم که مراد از مرگ شخصیت، خالی بودن آن از افراد انسانی نیست، بلکه حضوری آمیخته با خاطره، تلفیقی و سایه وار است که خواننده با تخیل و ذوق ادبی خود در ساخت آن مشارکت می کند. گلشیری بدون دور شدن از هویت ایرانی، عناصر رمان نو و رد شخصیت را به بهترین شکل به کار گرفته و در این باره از رمان های نو غربی کم ندارد.
    کلیدواژگان: مرگ شخصیت، رمان نو، شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری
  • مهتاب اوتاری*، محمدعلی خزانه دارلو صفحات 41-69
    فرج بعد از شدت، از جمله آثار ارزنده قرن ششم به شمار می رود که در بردارنده مسائل اخلاقی و اعتقادی همانند: صبر در برابر سختی ها، توکل به خداوند در حل مشکلات، ایثار و از خودگذشتی، انسان دوستی، امیدواری در نیل به آرزوها با توکل به خداوند است. همان گونه که از عنوان کتاب برمی آید، نویدبخش گشایش و فرج برای انسان هایی است که خود را در معرض مصائب و سختی ها می بینند. درواقع، نویسنده، با بهره گیری از آیه شریفه «إن مع العصر یسری» راه رهایی از سختی ها را در قالب حکایات و داستان های دینی و تاریخی آموزش می دهد. فرج بعد از شدت، علاوه بر اشتمال بر درون مایه ها ی اخلاقی و تعلیمی، دارای جنبه های ادبی و هنری به منظور تاثیرگذاری بیشتر در ذهن خواننده نیز است. یکی از جنبه های هنری و ادبی کتاب، بهره بردن نویسنده از ویژگی ها رمانتیکی و غنایی در داستان هاست که می توان این ویژگی ها را در درون برخی از حکایات و روایات های کتاب مشاهده نمود. تعمیم دادن عناصر رمانتیسم به کتاب هایی از این قبیل با توجه به این که در دوره های قبل از پیدایش این مکتب هستند، خارج از تسامح نیست و نمی توان آن ها را مطابق با ویژگی های رمانتیسم غرب که در قرن هجدهم پدید آمد، بررسی نمود؛ اما ویژگی های رمانتیکی همچون: بیان آزادانه احساسات و عواطف انسانی، توصیف های مخیل و هنری، قهرمان گرایی، فردیت گرایی، عشق و مغازله را در معنای غالب آن، یعنی ویژگی های عاشقانه که در ادبیات فارسی از آن به ادبیات غنایی تعبیر می شود، می توان در حکیات فرج بعد از شدت بررسی و تطبیق نمود.
    کلیدواژگان: فرج بعد از شدت، دهستانی مویدی، رمانتیسم، داستان های غنایی، عشق
  • مهری تلخابی، مصطفی محمدی* صفحات 71-95
    صادق چوبک از نویسندگان نسل اول پس از انقلاب مشروطه به عنوان شاخص ترین نویسنده ایرانی در ارائه آثاری در مکتب ناتورالیسم و پرچمدار این مکتب توانسته جایگاهی ویژه برای خود در ادبیات ایران بدست آورد. نگاه بدبینانه و سیاه به حوادث و رخدادهای جامعه ایران برگرفته از مولفه هایی همچون: جبر محیط، اقتصاد و وراثت از عناصر اصلی و ساختار نوشته های چوبک در آفرینش آثارش بوده است؛ در این مقاله سعی گردیده با دیدگاهی اختصاصی، تاثیری را که چوبک از مکتب ناتورالیسم پذیرفته، برجسته کرده و رد پای این مکتب در دو داستان شاخص وی در مجموعه چراغ آخر به نام های «اسب چوبی» و «آتما، سگ من» به بوته تحلیل گذاشته شود. در این راه ابتدا رابطه مکتب ناتورالیسم با مشخصات آثار چوبک مورد بررسی قرار گرفته، سپس اصول و مشخصات خاص آثار ناتورالیستی در اثر مورد بحث از چوبک مورد تحلیل و کنکاش قرار گرفته است و سعی نموده ایم تا پاسخگوی این درگیری ذهنی باشیم که آیا معیارها و اصولی که سنگ بنا و پایه های مکتبی آن توسط امیل زولا به عنوان سردمدار مکتب ناتورالیسم پایه ریزی شده، تا چه حد در این داستان نمود داشته و آیا چوبک در این مقوله موفق به خلق اثری طبیعت گرایانه گردیده است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی بر آن است تا میزان تاثیرپذیری چوبک از مکتب ناتورالیسم را دراین دو اثر به منصه ظهور برساند.
    کلیدواژگان: ناتورالیسم، چوبک، آتما، اسب چوبی، چراغ آخر
  • عبدالحسین حیدری* صفحات 97-120
    هدف از انجام تحقیق حاضر، ارائه طبقه بندی نوینی از تکواژهای تصریفی زبان فارسی در چارچوب مدل «چهارتکواژ» می باشد. مدل چهارتکواژ یک مدل تولید بنیان است. تکواژها در این مدل با توجه به انتخاب شان در سطوح مختلف تولید انتزاعی گفتار، به یک نوع تکواژ محتوایی و سه نوع تکواژ نظام مند تقسیم می شوند. با استناد به شواهد و ملاک هایی از زبان فارسی و طبق معیارهای مدل چهارتکواژ، «تکواژهای نفی و سببی ساز فعل فارسی»، همچنین «مشخصه های تصریفی جهت و وجه امری آن سازه»، به علاوه «تکواژ جمع اسم»، «وندهای تفضیلی و عالی صفت» و «تکواژ تفضیلی قید»، به گروه تکواژهای نظام مند متقدم تعلق دارند؛ زیرا این سازه ها اطلاعات مفهومی را به هسته خود (فعل، اسم، صفت و قید) می افزایند و به صورت غیرمستقیم توسط هسته انتخاب می گردند. اما سازه هایی که ویژگی های شخص و شمار، زمان، نمود و وجه التزامی فعل فارسی را به نمایش می گذارند، در گروه تکواژهای نظام مند بیرونی متاخر جای می گیرند؛ چراکه این سازه ها برای تجلی در روساخت به اطلاعات خارج از فرافکنی بیشینه خود وابسته هستند و یا با سازه های دیگر در جمله هم نمایه اند. طبقه بندی تکواژها در چارچوب مدل چهار تکواژ، طبق فعال شدن و انتخاب تکواژها در سطوح و لایه های انتزاعی تولید گفتار انجام شده است و می تواند در تبیین ابعاد گوناگون مسائل زبانی (مانند ترتیب فراگیری تکواژها) کارآیی داشته باشد.
    کلیدواژگان: تکواژهای تصریفی، زبان فارسی، مدل چهارتکواژ
  • اکبر حیدریان*، مریم صالحی نیا صفحات 121-142
    دیوان خاقانی شروانی علی رغم چند تصحیح موجود از آن، همچنان پژوهش های بسیاری در راستای تنقیح می طلبد. ازاین رو، خاقانی پژوهان بسیاری در پی بررسی و تحلیل ضبط های دیوان خاقانی برآمده اند. نگارندگان این مقاله تلاش دارند که کوشش های برخی خاقانی پژوهان را که نظراتی در خصوص بررسی تصحیف و تحریف در دیوان خاقانی شروانی ارائه کرده اند، بررسی کنند. بر همین اساس، از میان مقالات منتشرشده در نشریات و همایش های گوناگون ادبی و نیز کتاب هایی که در میان بحث خود بخشی را به تصحیف اختصاص داده اند، به صورت گزینش خوشه ایو تصادفی چند نمونه انتخاب شد. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که عدم توجه به سبک شخصی خاقانی بر اساس معیارهای تصویرآفرینی او، عدم احصای کل متون و نیز عدم توجه به متون جانبی، گاه خاقانی پژوهان را بر آن داشته است که متن اصلی را با پژوهش خود در نظر خواننده ناصواب جلوه دهند.
    کلیدواژگان: دیوان خاقانی، تصحیح، تصحیف، نقد و بررسی
  • حجت کجانی حصاری* صفحات 143-166
    تنسیق صفات، آوردن صفات متوالی با نظمی خاص برای یک موصوف است. استفاده از تنسیق صفات در نثرهای مصنوع، کاری رایج است و نویسندگان این متون به دلایلی چون ایجاز یا اطناب، ایجاد موسیقی، خیال انگیز کردن متن و القای مفاهیم تازه، آن را به کار می برند. استفاده فراوان از این صنعت در تاریخ وصاف، آن را به ویژگی سبکی تبدیل کرده است. ارزش تنسیق صفات در تاریخ وصاف، به ساخت صفات مرکب و بدیعی است که نویسنده با خلاقیت خود، هم بر غنای واژگانی زبانی متن افزوده و هم موسیقی و خیال را وسعت داده است. هدف از انجام این پژوهش، نمایش زایایی کلام در تنسیق صفات مرکب، شیوه های ساخت صفات، ارزش های بلاغی این صنعت و تاثیراتی است که بر متن و خواننده آن می گذارد. روش پژوهش، مطالعه کتابخانه ای و توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش مبنی بر آن است که ساخت صفات به کار رفته در تنسیق صفات تاریخ وصاف بیشتر از ترکیب دو واژه ساده (اسم/ صفت/ بن)+ اسم شکل گرفته اند و وصاف الحضره با این ساختار، واژه سازی های فراوانی کرده است. بیشتر تنسیق صفات آمده در این کتاب، عینی و در وصف انسان ها و حیوانات اهلی، با موضوع مدح هستند که در بیشتر موارد با کسره به هم وصل شده اند و بیشتر صنایع ایجادشده در آن ها، مراعات نظیر، واج آرایی، تضمین المزدوج، تشبیه و نماد است.
    کلیدواژگان: تنسیق صفات، تاریخ وصاف، صفت، اسم، بن فعل
  • سعید کریمی قره بابا* صفحات 167-191
    این مقاله بر پایه این گمان اولیه شکل گرفته است که عناصر و نشانه هایی از گفت وگومندی در رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» بازتاب یافته است. نویسنده، رمان را در تقابل راوی زن داستان با امر سیاسی سامان داده است. ظاهرا راوی داستان، سیاست را با مردانگی یکی می پندارد. کلاریس مادر خانواده و شخصیت اصلی داستان سعی می کند تا محیط معنوی خانواده را از امواج سیاست بازی های شوهرش دور نگه دارد. او با آن که تحصیل کرده و اهل مطالعه است، ولی می پندارد که سیاست هیچ ربطی به زندگی آنان ندارد. وی سیاست را امری مردانه و از عوامل تهدیدکننده آرامش و آسایش خانه می داند. راوی در کشمکش با صدای سیاست گرا به یک عشق ممنوعه پناه می برد؛ لیکن در پایان با سرکوب و عبور از این عشق که نوعی طغیان در برابر صدای مقتدر و مردانه سیاست گرا محسوب می شود، به شناختی واقع گرایانه از موقعیت خود دست می یابد. او به ناچار با صدای سیاست محور شوهرش کنار می آید اما با تحولی روحی به هویت، فردیت و زندگی شخصی خود نگاهی دوباره می افکند. براساس یافته های این پژوهش توصیفی تحلیلی، زنان نویسنده در ایران اغلب با دلایل و انگیزه هایی فمنیستی، سیاست گرایی را به چالش کشیده اند اما این سیاست زدایی دلایل کلان درون متنی و برون متنی نیز دارد. از میان عوامل برون متنی می توان به توسعه یافتگی تدریجی جامعه ایرانی و رشد فردیت نویسندگان زن اشاره کرد و از عوامل درون متنی و تاریخ ادبیاتی دلزدگی و ملالت مخاطبان از شعار و کلیشه را می توان برشمرد.
    کلیدواژگان: رمان، دوصدایی، سیاست، پیرزاد، زنان، خانواده، زندگی روزمره
  • سمانه کیانی بیدگلی، اقدس فاتحی* صفحات 193-229
    نقالی شاهنامه و تعزیه خوانی از هنرهای بومی ایران هستند که از دیرباز تاکنون طرفداران بسیاری داشته اند. این دو هنر، عناصر اصلی نمایش را یکجا به روی صحنه می برند و گزارشی هنرمندانه و موسیقایی از جدال های تاریخی - مذهبی و پهلوانی ارائه می کنند. جستار حاضر با شیوه توصیفی- مقایسه ای، دو هنر نقالی و تعزیه خوانی را از دید عناصر اجرایی مورد سنجش قرار می دهد. دو هنر مذکور دارای شباهت هایی همچون: تقسیم دوگانه آواها یعنی: 1. «آواهای مختلف نقال در نمایش» و 2. «تقسیم بازیگران تعزیه به دو دسته مخالف خوان و موافق خوان»، «ایجاد جریان موضوعی واحد در زمینه  ستیز حق و باطل و خیر و شر» و «همچنین نگاشتن نمایش صحنه در نسخه و طومار» است. از سوی دیگر، تعداد بازیگر، چهره ظاهری بازیگران، داشتن لباس مخصوص و موسیقی میان متن از وجوه افتراق بین دو هنر نقالی و تعزیه است. یافته های پژوهش این انگاره را نیز سامان می دهد که تعزیه، گونه ای منشعب از هنر نقالی است. اما نمایش تعزیه به واسطه جریان یافتن آیین و مذهب در جوهره آن، در میان مردم بیشتر جلوه یافته و صورت ساخته پرداخته آن، روند رو به رشدی را طی کرده است و نسبت به نقالی، نمود شکوهمندتری را در عناصر اجرایی داشته است.
    کلیدواژگان: نقالی، تعزیه، عناصر اجرایی، نمایش
  • مهدی محمدی*، ایمان مطهری نیا صفحات 231-258
    در ادبیات کودک و نوجوان به ویژه در سال های اخیر، موضوعات مذهبی حضور پررنگ و چشمگیری داشته و شاعران و نویسندگان، اقبال زیادی به نگارش داستان و سرودن شعر با مضامین دینی نشان داده اند. ادبیات کودک و نوجوان مخصوصا به زبان شعر که جنبه تاثیرگذاری اش به دلیل آهنگ و قافیه آن و نیز کوتاه بودنش نسبت به داستان، متجلی تر است ، رسانه ای جذاب و کم هزینه برای فرهنگ هر جامعه می باشد. در این راستا، محتوا و مفهوم اشعاری که برای کودکان به کار برده می شوند، بسیار مهم هستند. توجه به محتوا و آنچه اشعار به کودکان و نوجوانان انتقال می دهند، برای هر شخص بزرگسال در مقام پدر، مادر، آموزگار، مربی و... امری مهم و با اهمیت تلقی می شود و می تواند در تعلیم و تربیت کودکان نقش بسزایی داشته باشد. به همین منظور، کتاب های شعر کودکان و نوجوانان بین سال های 1390 الی 1393 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. هدف آن است که میزان استفاده شاعران از انواع موضوعات و مفاهیم دینی مشخص و همچنین کیفیت محتوای اشعار نیز بررسی شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که در برخی از موضوعات دینی، اشعار کمی توسط شاعران سروده شده است و همچنین برخی از محتوای اشعار به خوبی نتوانسته اند مفاهیم دینی را ارائه نمایند. لذا، یافته های  این پژوهش می تواند راهگشای شاعران، در سرودن شعر در این حوزه باشد.
    کلیدواژگان: ادبیات دینی، کودکان و نوجوانان، اشعار دینی، مفاهیم دینی
  • حمزه محمدی ده چشمه*، اسماعیل صادقی، فریبا معینی صفحات 259-281
    زبان شعر نظامی که از برجسته ترین شاعران سبک آذربایجانی است، کاملا تصویری و کنایی است و در شعر او استفاده هنرمندانه از انواع صورخیال بسیار دیده می شود. اگرچه ماجرای خسرو و شیرین در قرن ششم داستانی مشهور و آشنا برای عام و خاص بوده است، هنرنمایی نظامی در شیوه بیان از جمله در توصیف و تصویر زیبارویان و صحنه های طبیعت، آشکارا دیده می شود. در بین آثار نظامی درباره خسرو و شیرین بایدگفت پرداختن به موضوعی غنایی، آن هم عشق اشرافی، همچنین علاقه نظامی و حوصله کم نظیر او در توصیف شخصیتی همچون خسرو و شیرین و حوادث پیرامون آن ها، از دلایلی است که موجب شده خسرو و شیرین در ادبیات فارسی و حتی در میان آثار خود نظامی از لحاظ بلاغی و ادبی جایگاهی خاص داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر آن است که تصاویر عاشق و معشوق و نیز جلوه هایی از تصاویر طبیعت را در هنرمندانه ترین منظومه غنایی ادب فارسی خسرو و شیرین بررسی و هنرنمایی های نظامی را در تصویرآفرینی و خیال پردازی بیان نماید. از ویژگی های تصاویر نظامی در خسرو و شیرین می توان به تنوع طلبی و پرهیز از تکرار، بهره گیری از عناصر اشرافی، دقت و ظرافت در تصویرآفرینی، استفاده گسترده از رنگ ها و خلاقیت و ابتکار اشاره کرد.
    کلیدواژگان: خسرو و شیرین، شخصیت های داستانی، ویژگی های تصویری، تصاویر خیال، نظامی
  • جلیل مشیدی، احمد حیدری گوجانی* صفحات 283-314
    آیرونی یکی از عوامل نارسایی و پیچیدگی متن است که در زبان فارسی معادل طنز و طعن می باشد که با هدف تادیب و تنبیه، در متن توازن و انسجام ایجاد کرده و لازمه هر اثر هنری است. مولوی در مثنوی معنوی که اثری تعلیمی عرفانی است در قالب حکایت های حکمت آمیز قصد تعلیم و آگاهی بخشی دارد؛ لذا آیرونی بازتاب گسترده ای در این اثر تمثیلی دارد و از این نظر می توان مولوی را با شکسپیر در ادبیات مغرب زمین مقایسه کرد. در این پژوهش مصداق های آیرونی نمایشی را در پیوند با عناصر آیرونی ساز، از جمله عنصر معصومیت یا اعتماد بی خبرانه، خنده آوری، تضاد ظاهر با واقعیت و عنصر فاصله نمایشی به مسائل عرفانی مانند: جهد، توکل، صبر، قناعت و فقر بررسی شده است. عناصر آیرونی ساز در مثنوی مسائلی مانند: نادانی، ناآگاهی از سر و حقیقت امور، حقیقت نمایی به جای حقیقت، کج اندیشی، ریا، دنیا پرستی، معصومیت، لاف و گزاف مبتنی بر ادعا، حرص، نقص و ضعف نفس و اخلاق، بخل و... باعث گرفتاری آدمی است. بیان روایی تمثیلی مولوی در مثنوی، زمینه ساز آیرونی نمایشی با طنزی خفیف است که نشانه هایی از ساده دلی و موذی گری دارد و داستان را در مرز جد و هزل قرار می دهد. درون مایه داستان های آیرونیک، به ظاهر حاوی مزاح، تخفیف و آسیب پذیری شخصیت داستان است، اما در فحوای کلام نتایج عرفانی آموزنده اش قابل فهم است. آثار غیر طنز مانند مثنوی معنوی مولوی و شاهنامه فردوسی به دلیل غیرمنتظره بودن حوادث داستانی، اغلب آیرونی نمایشی دارند. توجه به محتوای متن و بررسی دقیق آن بهترین راه تشخیص آیرونی است.
    کلیدواژگان: آیرونی، آیرونی نمایشی، مثنوی معنوی، عرفان
  • یعقوب نوروزی*، سیف الدین آب برین صفحات 315-345
    سنت، اساس بنای استوار شعر است و هر شاعری متاثر از سنت ادبی و اشعار پیشینیان است. این تاثیرپذیری در شعر برخی شاعران کم و در شعر برخی، پر رنگ است. شفیعی از شاعرانی است که سنت و اشعار پیشینیان و جلوه های آن در شعر او پر رنگ تر از اغلب شاعران معاصر است. او به سبب دلبستگی به میراث کهن ادب فارسی، از شاعران پیشین متاثر شده است. در این میان، حافظ نقشی برجسته در ذهن و زبان شفیعی کدکنی دارد. شفیعی، شیفته حافظ است و این علاقه سبب شده تا حافظ در شعر او تاثیر بسزایی داشته باشد. این تاثیر، گاه در قالب تضمین ابیات، مصراع ها و نیم مصراع ها، وگاه در قالب تکرار واژگان شعری دیده می شود. در کنار این، تفکر غالب شعر حافظ که ریاستیزی و انتقاد از شخصیت های دینی و حکومتی ریاکار است، در شعر او دیده می شود و شفیعی برخی از واژگان مرتبط با این تفکر از جمله: رند، محتسب، شحنه، عسس و... را از حافظ گرفته و با انطباق آن با تفکر سیاسی اجتماعی خود و چون حافظ در قالب شخصیت هایی مثبت و منفی، بکار می گیرد. برخی از ابیات و مصراع های حافظ نیز منبع الهامی برای سرودن شعر و پرداخت مضمونی در شعر شفیعی می شود. علاوه بر این در بعد تصویرسازی نیز نشان تاثیرپذیری از حافظ، دیده می شود. مطالعه و تطبیق زبان شعری، موضوعات و تصاویر شعری دو شاعر، این تاثیرپذیری را آشکار می سازد و مقاله حاضر با ذکر نمونه ها و به شیوه تحلیلی توصیفی، این تاثیر را مورد بررسی قرار داده است.  بررسی شعر شفیعی کدکنی از این لحاظ، ما را به این نتیجه می رساند که حافظ یکی از شاعران بسیار اثرگذار سنتی بر ذهن و زبان شفیعی کدکنی است.
    کلیدواژگان: شعر فارسی، تاثیر و تاثر، حافظ، شفیعی کدکنی
|
  • Maryam Afrafar, Ebrahim Mohammadi * Pages 9-40
    New novel which has been began in France with works by "Sarraute" and "Robbe Grillet" a few decades later, entered Iran with the novel "Shazdeh Ihtejab (the prince) as a kind of novel. Golshiri was able to handle this genre by creative use of new novel elements; so that his work is not merely an imitation and did not derive feature from the new novel. Although new novel has no significant presence today, the remaining elements of it are evident in novels; therefore, it is necessary to pay attention to this type and its elements. Considering the importance of Shazdeh Ihtejab as the beginning of the new Persian novel and its impact on the evolution of Iranian novel writing; this research examines one of the elements of the novel "Character death" or "Character rejection" which is more prominent in "Shazdeh Ihtejab. Therefore in this study we first describe the feature of the new novel then provide a summary of the novel and then we examine the character death in this novel and show that the character death is not being devoid of human being, but rather it is an appearance mixed with memory, blended and shadowy which reader contributes in making that with his imagination and literary taste. Golshiri makes the new novel elements and character rejection in best way without departing from Iranian identity and in this case, has no less than western novels.
    Keywords: Character death, new novel, Shazdeh Ihtejab (the prince), Hoshang Golshiri
  • Mahtab Otari *, Mohammad Ali Khazaneh Dar Loo Pages 41-69
    Faraj Ba'd Az Sheddat is one of the most valuable works of sixth century which includes ethical and religious issues such as: patience for adversities, trusting in god in resolving problems, self-sacrifice, humanitarian, and hope in achieving aspirations with trusting in god. As it comes from the title of the book it promise convenience and relief for people who find themselves in midst of adversity and hardship. In fact, the author, using the noble verse of "indeed hardship is followed by ease" teaches the way to get rid of hardships in form of religious and historical anecdotes and stories. Faraj Ba'd Az Sheddat, in addition to having ethical and educational themes, it also has literary and artistic aspects to influence the reader's mind more. One of the artistic literary aspects of the book is the author's use of romantic and lyric features in the stories which can be found in some of the anecdotes and narratives in the book. Extending the elements of romanticism to books like this book which belongs to preceding periods is not leniency and cannot be analyzed according to western romanticism which appears in eighteen century; but romantic features such as: freely expressing of human emotions and sentiments, artistic descriptions, heroism, individualism, love, love making in its predominant sense, means love feature which call lyric in Persian literature can be studied and adopted in Faraj Ba'd Az Sheddat.
    Keywords: Farraj Ba'de Sheddat, Dehestani Moayedi, romanticism, Lyric stories, love
  • Mehri Talkhabi, Mostafa Mohammadi * Pages 71-95
    Sadegh Chubak, one of the first generation writers after the Constitutional Revolution as the most prominent Iranian writer in presenting works in the school of naturalism and flagship of this school has been able to achieve a special place in the literature of Iran. The pessimistic and black look on the events and happenings of Iranian society have been derived from components such as environmental determinism, economy and inheritance were the main elements and structure of the works of Chubak in the creation of his books. In this research, an attempt has been made, with a specific view, to highlight the effect that Chubak adopted from the school of naturalism, and analyze the effects of this school in two leading stories in "last lamp" collection, called "wooden horse" and "Atma, my dog". In this way, firstly, the relationship between the school of naturalism and the characteristics of chubak's work has been studied, then the specific principles of naturalist works in the work have been analyzed. We try to answer these mental conflicts how much the criteria and principles of the school that established by Emil Zola as the leader of the school of naturalism were reflected in this story, and has Chubak managed to create a naturalistic work in this category? This research tries by the descriptive-analytic method to show the extend of naturalism effect upon these two Chubak works.
    Keywords: naturalism, CHUBAK, Atma my dog, wooden horse, last lights
  • Abdolhossein Heydari * Pages 97-120
    This paper attempted to classify Persian inflectional morphemes, using 4-M (4-morpheme) model. It is a base production model. In this model According to their access in speech production morphemes divided into one content morpheme and three systematic morphemes. Considering Persian language behavior and evidences and according to the 4-m model, negative, causative, imperative and passive morphemes of verb plus plural forms of noun, comparative and superlative suffixes of adjective and adverb s comparative morpheme belongs to systematic morphemes because these structures add conceptual information to their core (verb, noun, adjective and adverb) and indirectly selected by the core. But structures which show properties like person/number, tense, aspect, subjunctive mood of verb get into outer, late, systematic morphemes required by the grammatical frame of the language and they are co-indexed with other constituents in the sentence.  Morpheme classification in 4-M has been done according to their being activated in different speech production levels. This classification can be used in explaining different linguistic area (such as the order of morphemes in language acquiring or learning).
    Keywords: inflectional morphemes, Persian language, 4-M model
  • Akbar Heidarian *, Maryam Salehinia Pages 121-142
    Despite several existing emendation from it, Khaghani Sharvani's Divan requires a lot of researches in the light of purgation. Therefore many Khaghani researches sought to analyze and study the recording of Khaghani's divan. The authors of this research attempt to examine the efforts of some Khaghani researchers who have provided opinions about the emendation and distortion of the Khaghani's divan. Accordingly, among the essays published in journals and various literary conferences and also books which in the midst of their discussion devoted a section to distortion a number of randomly selected sample were chosen. The results show that sometimes oversighting Khaghani's personal style according to his imagery criteria, not counting whole texts and lack of attention to lateral texts, led Khaghani researchers to misrepresent the original text by their research in the eyes of readers.
    Keywords: Khaqani's Divan, emendation, distortion, Criticism, Review
  • Hojjat Kajani Hesari * Pages 143-166
    Sequential adjectives, is bringing Continuous adjectives with a particular order for a noun. The usege of sequential adjectives in artifact prose is a common practice, and the authors of these texts use it for reasons such as explicit or prolixity, creating music, fantasizing the text, and inducing new concepts. The vast use of this literary art in Tarikh Wassaf, has made it a lightweight style. The value of Sequential adjectives in the Tarikh Wassaf is to build a composition and original adjective that the author with his creation by the richness of the lexical-linguistic content of the text and the extent of music and imagination. The purpose of this research is to show the generosity of the word in composite Sequential adjectives, the methods of making adjectives, the rhetorical values ​​of this figure of speech, and the effects on the text and the reader. The research method is library and descriptive-analytic study. The results of the research indicate that the construction of adjectives used in Sequential adjectives phrases in Tarikh Wassaf is more than a combination of two simple words (noun / adjective / root)+ noun, and Wassaful Hazarah made many words with this structure. Most of the sequential adjectives of this book are objective and are written in the description of humans and domesticated animals or is about eulogy  which are connected in most cases with e, and most of the Literary techniques created in them, such as symmetry, alliteration, Words of the same weight, simile  and symbol.
    Keywords: Sequential adjectives, Tarikh Wassaf, Adjective, Noun, Root of verb
  • Saeed Karimi Qare Baba * Pages 167-191
    This essay is based on the initial assumption that element and sign of dialogue are reflected in the novel "I turn off the lights". The author has organized the novel in opposition to the woman narrator of story with the political issue. It seems that narrator considers politics equal by masculinity. Claris the mother of the family and the main character of the story, tries to keep the family's spiritual environment away from the husband's politics. Although she is educated and avid reader he thinks politics has nothing to do with their life. She knows politics as a masculine issue and a threatening factor in the comfort and tranquility of home. The narrator in the struggle with a political voice retire a forbidden love; but in the end, she recognize her realistic position by suppressing and passing on the love that is a sort of rebellion against the powerful and masculine political voice. She inevitably copes with her husband's political voice, but with a spiritual change she revisits her identity, individuality and personal life. According to the results of this descriptive-analytic research, women writers in Iran often challenged politicization for feminist reasons and motives. But this depoliticizing also has major textual and contextual reasons. From contextual factors can be mentioned gradual development of Iranian society and growth of the individuality of female writers and among the textual and literary history factors it can be counted boredom and exhaustion of readers with the slogan and stereotype.
    Keywords: Novel, polyphony, politics, Pirzad, Women, family, daily life
  • Samaneh Kiani Bidgoli, Aqdas Fatehi * Pages 193-229
    Naqqali of Shah-nameh (Persian: “Book of Kings”, celebrated work of the epic poet Ferdowsi) and Ta’zieh Khani (which signifies Ta’zieh Drama/ A Ta’zieh production) are considered to be as indigenous arts of Iran which have been widely popular ever since the ancient times. These two kinds of art bring the main elements of a play to the stage all at once and render an artistic and musical report of the historical, religious and heroic battles. The present study is conducted in a descriptive-comparative manner, evaluating the arts of Naqqali & Ta’zieh in terms of performing elements. The two aforementioned arts have similarities such as the dual division of voices, i.e. 1. The various voices of Naqqal (reciter/storyteller) through the drama and 2. division of the actors of Ta'zieh into protagonists & antagonists, generating a unified thematic current regarding the clash of Right & Wrong and Good & Evil, and also scripting the scenes in manuscripts & scrolls. On the other hand, the number of actors, their appearance, wearing special outfits, and Incidental music are considered to be the differences of the two arts. Findings of the study also indicates that Ta’zieh is derived from Naqqali.Ta’zieh Drama, however, has grown in popularity through the flow of religion in its essence, and its final outcome has been improving steadily, and has got a more magnificent display regarding the performing elements compared to Naqqali.
    Keywords: Naqqali, Ta’zieh, Performing Elements, Play, Drama
  • Mehdi Mohammadi *, Eman Motaharinia Pages 231-258
    In recent years, religious subjects have received much attention in the field of children and adolescent's literature, and poets and writers also have shown great interest in writing story and composing poetry about the religious themes. Children and adolescent's literature especially in the form of poetry, which for its song, rhyme and short duration is more impressive than the story, can be considered as an attractive and  low-cost media for every society’s culture. The content and the concept of the poetry used for children are so important since it can play a significant role in the children education and upbringing, so each adult person as a father, mother, teacher, and etc. should pay attention to the content and everything else which can poems convey to the children and adolescents. So for the importance of this issue, this study aims to study children and adolescent's’ poetry books among 2011-2014 to find out to what extent poets use variety of religious issues and concepts and also to investigate the quality of the poetry concepts. The results of the present study show that in some religious concepts, a few poems have been written by the poets and also some of the content of the poems has not been able to provide religious concepts well. Therefor the results of this study can pave the way for the poets to write poetry in these cases.
    Keywords: religious literature, children, adolescents, religious poems, religious concepts
  • Hamzeh Mohammadi *, Esmaeil Sadeghi, Fariba Moeini Pages 259-281
    Nezzami's poetry language that is one of prominent Azarbaijani style, is quite objective and ironic and the artistic use of imagination is very evident. Although the story of Khosrow and Shirin in the sixth century is a well-known and familiar story to general and special, Nezami's art is apparent in the manner of expression, including description and image of beauties and scenes of nature. Among nezami's work About Khosrow and Shirin should say Addressing a lyric issue, such aristocratic and royal love, also Nezami's interest and his unique patience in the describing personalities such as Khosrow and Shirin and events surrounding them are the reasons that caused Khosrow and Shirin have special place in Persian literature and even in the Nezami's works has a rhetorical and literary position. The aim of this research is studying the image of lovers as well as appearance of nature and expressing Nezami's performance in imagery and fantasy of Persian lyric poem - Khosrow and Shirin -.The features of Nezami's images in Khosrow and Shirin include diversity and avoiding repetition, use of aristocratic elements, precision and elegance in image making, widespread use of colors, creativity, and initiatives.
    Keywords: Khosrow, Shirin, characters, image properties, Imagery images, Nezami
  • Jalil Moshayedi, AHMAD Heidari Goojani * Pages 283-314
    Irony is one of the factors of the inadequacy and complexity of the text which in the Persian language is equivalent to satire and punishment, create balance and cohesion for the purpose of discipline and remembrance and it is necessary for any work of art. Muwlawi in mathnawi which is a didactic-mystical work in the form of wise stories, intend to educate and inform therefore irony has a widespread reflection on this allegoric work and it is possible to compare Muwlawi with Shakespeare in western literature. in this research, we study dramatic instance of irony in relation to ironic making elements including innocence unknowingly trust, laughter, contradiction of appearance with reality and demonstrative distance element to mystical issues such as endeavor, trust, patience, contentment and poverty. The ironic elements in Mathnawi include foolishness, ignorance of the truth and something seemingly truth instead of truth, fanaticism, duplicity, secularism, innocence, boastful and exorbitant based on claim, greed, flaw, and personal weakness on the soul and morality that cause human affliction. Muwlawi's narrative-allegoric expression in mathnawi making plat for dramatic irony with mild humor which has sign of naivety and insidious and puts the story on the border of humor and seriousness. The motif of ironic stories, apparently includes humor humiliating and vulnerability of story character, but in the spirit of the word, its mystical outcomes are understandable. Non-humorous works such as Rumi's spiritual Mathnavi and Ferdowsi's Shahnameh have dramatic irony because of the unexpected nature of story events. Considering the content of the text and its accurate studying is the best way to detect irony.
    Keywords: Irony, Dramatic Irony, Mathnawi Manavi, mysticism
  • Yaghub Noruzi *, Seif Addin Abbarin Pages 315-345
    Tradition is the basis of firm structure of poetry and every poet is influenced by literary tradition and poems of his predecessors. This impact is low in the poetry of some poets and in the poem of others is high. Shafiei is a poet who tradition and ancestors poems and their manifestation in his poetry are stronger than most of contemporary poets. Because of his attachment to Old Persian literature heritage he was influenced by former poets. Meanwhile Hafiz plays prominent role in Shafiei's mind and language. Shafiei is infatuated of Hafiz and his interest in Hafiz has had a profound impact on his poem. This effect is sometimes shown in inserting other's verses in own poem, hemistich, semi-hemistich and sometimes repeating poetic vocabulary. Alongside this, the major Hafiz's thought which is anti-hypocrisy and critique of hypocritical religious, Shafiei uses some of the words related to Hafiz's thoughts including: Rend, Mohtaseb, Shehneh, Asas and so on utilized it with adapting with his social-political thinking as Hafiz in form of positive and negative personalities. Some of Hafiz's verses also serve as an inspiration for composing poems and making themes in Shafiei's poem. In addition, we can see the influence of Hafiz, in the dimension of image making. Studying and adapting the poetic language, themes and poetic images of two poets reveals this influence and present study examines this effect by mentioning eamples and using a descriptive-analytic method. Studying Shafiei's poem in this regard leads us to conclude that Hafiz is one of the most influential traditional poets Shafiei kadkani's thought and language.
    Keywords: Persian poem, effect, impact, Hafiz, Shafiei Kadkani