فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (خرداد و تیر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهدی میرکیایی* صفحات 1-18

    کثرت لطیفه سازی و بذله گویی مردم ایران به ویژه درباره نخبگان حاکم در عصر قاجاریه، بررسی جایگاه آن ها را در حیات سیاسی توده ها، مهم جلوه می دهد. اختصار و ایجاز و همچنین جاذبه ذاتی مطایبه، سبب انتشار سریع این لطیفه ها در جامعه شده و از آن ها ابزاری کارآمد در منازعات سیاسی توده ها ساخته است.پرسش این جاست که این لطیفه ها به دنبال خدشه دار کردن کدام یک از بخش های روایت رسمی حکومت بودند و پیرو آن کدام یک از ساحت های سلطه را نفی می کردند؟ فرض ما بر این است که در میان این لطیفه ها، آن هایی که درباره اقتدار حکومت و نیز سیادت ذاتی اجزاء آن بر عامه مردم، مناقشه می کردند، جایگاه ویژه ای دارند. در لطیفه هایی که اقتدار حکومت را نفی می کردند شاهد نافرمانی صریح نماینده عامه در برابر نماینده حکومت هستیم که با موفقیت نماینده مردم به پایان می رسد و در لطیفه هایی که با ادعای برتری ذاتی نخبگان حاکم مقابله می کردند ضعف های شخصیتی فرادستان برجسته می شد تا تصویری که روایت رسمی از آن ها به عنوان موجوداتی فراانسانی ساخته بود مخدوش شود. مردم با بهره بردن از این لطیفه ها به صورت هم زمان سلطه مادی و منزلتی ارباب قدرت را به چالش می کشیدند و در این میان، تلاش آن ها بیشتر بر خنثاسازی سلطه منزلتی متمرکز بود. چارچوب نظری پژوهش، نظریه «روایت های نهانی» جیمز سی. اسکات است که تلاش کرده است مقاومت توده ها را در دوره هایی که بدون اعتراض آشکار به نقد قدرت می پردازند تبیین کند. پیش از این، پژوهشی که به تحلیل لطیفه های سیاسی عصر پیشامشروطه پرداخته باشد، منتشر نشده است.

    کلیدواژگان: لطیفه، اعتراض، قاجاریه، پیشامشروطه
  • سکینه خاتون محمودی، سید ابوتراب احمدپناه*، محمد خزایی صفحات 19-51

    امروزه در مطالعات تاریخی و فرهنگی، اشیا و تصاویر نیز همچون متن های نوشتاری، به عنوان منابع اطلاعاتی شناخته می شوند. منابعی که نه تنها در تکمیل اطلاعات به دست آمده از منابع نوشتاری اهمیت دارند؛ بلکه قادر به ارائه اطلاعاتی هستند که نویسندگان متن های تاریخی قادر به بیان آن ها نبوده اند. با بررسی این آثار و خوانش مضامین فرهنگی رایج بر آن ها می توان به فهم و درکی عمیق تر از اندیشه های رایج و شیوه زیست و زندگی مردم نائل شد. اشیای طلسمی و تعویذی در زمره اسناد اصیلی قرار دارند که شیوه طراحی و پیوست های فرهنگی و مذهبی رایج در آن ها، پیوستگی بسیاری با فرهنگ عامه مردم دارد. در این تحقیق که با هدف شناخت تاثیر ایدئولوژی و مذهب بر فرهنگ مادی دوره قاجار و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته، تلاش شده است تا با مطالعه موردی انواع «بازوبندها»، به چگونگی کاربرد مضامین مختلف بر روی این آثار پرداخته و بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که باورداشت های اسلامی شیعی چگونه در ساختار ظاهری و نقوش رایج در بازوبندهای قاجاری نمود یافته اند؟ در این پژوهش در دو بخش اصلی جایگاه بازوبند در فرهنگ ایرانی اسلامی و پیوست های صوری و فرهنگی بازوبندها (روایت ها، کدها و رمزنگاره ها) بدین مسئله پرداخته شد. نتیجه این بررسی ضمن اینکه نشان از تاثیر مستقیم مذهب تشیع و اعتقادات اسلامی بر بازوبندهای دوره قاجار دارد، بیانگر تاثیر مستقیم باورهای عامیانه در شیوه کاربرد و طراحی این آثار است.

    کلیدواژگان: فرهنگ مادی، مذهب تشیع، بازوبند، دوره قاجار
  • مریم اسمعلی پور* صفحات 53-80

    در این مقاله یکی از تکراری ترین بن مایه های قصه ها و افسانه های ایرانی یعنی قهرمانی و پیروز بودن فرزند آخر با تکیه بر مصادیق کهن الگوی کودک از دیدگاه یونگ بررسی شده است. فرزند پسر یا دختر سوم، چهارم، هفتم، چهلم و یا صدم که درحقیقت کوچک ترین فرزند است، در بین خواهران و برادران خود در صحنه مبارزه متوازن نبرد می کند و پیروز می شود. در این پژوهش، ابتدا چند تیپ و برای هر تیپ، یک قصه انتخاب شده است. سپس، قصه ها براساس سه ویژگی ای که یونگ برای کهن الگوی کودک قائل است، بررسی شده است. نتیجه حاصل اینکه فرزندان آخر در قصه ها با بن مایه کوچک تر از کوچک و بزرگ تر از بزرگ یونگ در سه ویژگی استعداد طرد کردن، شکست ناپذیری و هرمافرودیتی بودن اشتراک عمیقی دارند.

    کلیدواژگان: فرزند آخر، قصه های ایرانی، کوچک تر از کوچک و بزرگ تر از بزرگ، بن مایه و یونگ
  • سید محسن سجادی* صفحات 81-100

    عروسی و آیین های آن همواره به عنوان یک مسئله مورد توجه اهالی این سرزمین و انسان ها بوده است. اسب چوبی یکی از نمایش های آیینی باستانی است که در بعضی نقاط فلات مرکزی و به خصوص در خراسان در هنگام مراسم عروسی و جشن اجرا می شده است؛ اما سبزوار از مراکز اصلی اجرای آن است. این آیین جنبه نمادین داشته است. در این پژوهش جنبه های مختلفی از این آیین مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت آیین عروسی و حضور اسب در این آیین چیست؟ در این تحقیق که به روش تحلیلی توصیفی است ابتدا به آداب و شیوه برگزاری این آیین، روش ساخت این عروسک و اجزای آن پرداخته و سپس وجه نمایشی این آیین و حضور اسب در آیین ها و اسطوره ها و ادبیات و منشا آیین عروسی در اسطوره ها بررسی می شود. در بخش دیگر این پژوهش، پیشینه و منشا آن واکاوی می شود. ثبت این آیین و اینکه این مراسم کم کم به فراموشی سپرده شده و از بین رفته است، ضرورت انجام این پژوهش را می رساند. این مراسم اکنون در منطقه خراسان و روستای حسین آباد آران و بیدگل دوباره احیا شده است. امید است بتوانیم در پژوهش حاضر، این مراسم آیینی و کهن را به هنردوستان معرفی کنیم و سبب آشنایی همگان با این آداب و رسوم شویم.

    کلیدواژگان: آیین عروسی، نمایش اسب چوبی، اسب
  • ابراهیم ظاهری عبدوند*، روح الله کریمی صفحات 101-128

    تصویر و توصیف سیمای معشوق، از مهم ترین موضوع های مطرح شده در شعر فارسی و شعر عامیانه است. تصاویر و توصیفات، هم به ترسیم عینی پیکر معشوق کمک می کنند و هم نگرش شاعر و نگرش کلی جامعه و فرهنگی را که شاعر در آن زیسته است، نشان می دهند. هدف از این پژوهش، بررسی تصاویر و توصیفات پیکر معشوق در اشعار عامیانه بختیاری و مقایسه آن با تصویر معشوق در شعر فارسی است تا نشان داده شود در اشعار عامیانه بختیاری، از چه عناصری برای توصیف پیکر معشوق استفاده و چه صفت هایی برجسته شده است و تفاوت و تشابهات با شعر فارسی در این زمینه در چیست. نتایج پژوهش نشان می دهد در اشعار عامیانه بختیاری، تصاویر بیشتر از نوع تشبیه (حسی به حسی، مفرد به مفرد و مفصل) و مشبه به ها اسم نوع و اسم خاص هستند. سرایندگان از آن جا که بیشتر در پی ملموس و مجسم کردن پیکر معشوق اند، از این نوع تشبیهات استفاده کرده اند که در آن ها مدلول به مصداق نزدیک تر می شود. زندگی بختیاری ها مبتنی بر کوچ نشینی و در مرتبه بعد، کشاورزی است و برای انجام این امور، به آسمان و صور فلکی توجه بسیار می شود، لذا برای تصویرسازی نیز بیشتر از این عناصر استفاده شده و بدین سبب، رنگ اقلیمی تصاویر بسیار پررنگ است. در مقایسه با شعر فارسی نیز تفاوت ها و تشابهاتی دیده می شود که تشابهات بیشتر در زمینه توصیفات و تفاوت ها در زمینه تصویرسازی هاست.

    کلیدواژگان: تصویرسازی، توصیف، پیکر معشوق، شعر عامیانه بختیاری، شعر فارسی
  • پدرام جم* صفحات 129-148

    شماری از قلعه های ایران قلعه دختر نام دارند. درباره دلایل انتخاب این نام دو نظر اصلی بیان شده است. نخست اینکه به دلیل سختی دسترسی و ناممکن بودن تصرف آن ها چنین نامیده شده اند، دیگر اینکه این نام نشان دهنده اختصاص این اماکن در گذشته ای دور به ایزدی باستانی همچون اناهیتاست. نظر اخیر به دلیل تمایل ایرانیان معاصر به بازشناختن مضامین باستانی در آثار و بناهای تاریخی، محبوبیت نسبتا زیادی یافته و به نوبه خود، شناسایی منشا برخی از مکان های مقدس، همچون زیارتگاه های زنانه زرتشتیان و مسلمانان را تحت تاثیر قرار داده است. این مقاله اعتبار تاریخی این دو نظر را ارزیابی می کند و نشان می دهد که این نام گذاری، به دشواررس بودن ادعاشده آن قلعه ها و یا دین باستانی ایران ارتباطی ندارد. این مقاله نشان می دهد که نام گذاری این قلعه ها محصول خیال پردازی عامه مردم بوده و از گنجینه قصه ها و روایت های عامیانه بهره برده و بن مایه مشترک آن ها، حضور دختری در قلعه است. گونه هایی از قصه های عامیانه که با نام گذاری قلعه دخترها در ارتباط بوده اند، در این بررسی معرفی شده اند.

    کلیدواژگان: قلعه دختر، قلعه های ایران، اناهیتا، قصه های عامیانه، فرهنگ عامه، چهل دختران
  • فاطمه صادقی نقدعلی علیا*، سید مهدی خیراندیش، عبدالرحمان پاسلاری صفحات 149-174

    یکی از ویژگی های ذاتی ادبیات به عنوان یک هنر، زیبایی است. عناصر برجسته موسیقایی، زبانی و تصویرساز با ایجاد هنجارگریزی سبب زیبایی شعر می شوند. شروا یکی از انواع ترانه های عامیانه رایج در جنوب کشور (هرمزگان، بوشهر) نیز از این قاعده مستثنا نیست. پژوهش حاضر با هدف معرفی هرچه بیشتر شرواها و نیز بررسی عناصر زیبایی آفرین در این گونه از شعر، با رویکرد نقد بلاغی و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است. جامعه پژوهش، شروا های فایز دشتستانی و محیا بستکی، دو نماینده اصلی شروه سرایی در جنوب است که شروا هایشان مشحون از عناصر زیبایی ساز است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که دلیل اصلی ماندگاری این اشعار، افزون بر مضمون آن ها، مرهون مولفه های زیبایی شناسی این اشعار است که نشان از تسلط این دو شاعر بر مقوله شعر و شاعری دارد. این دو شروه سرا با استفاده از زبان ساده، واژگان مانوس و بسامد چشمگیری از صنایع بیانی و بدیعی متناسب با بافت زبانی شعر، همچون تشبیه و استعاره توانسته اند زیبایی را در شعر خود ایجاد کنند. زیبایی های زبانی و ادبی که با بافت عاطفی شعر، محتوای آن و مخاطب عام آن هماهنگی کامل دارد.

    کلیدواژگان: ادبیات عامه، شروه، زیباییشناسی، فایز دشتستانی، محیا بستکی
  • الهه چیت سازی*، کاووس حسن لی صفحات 175-205

    از میان انواع مختلف ادبیات شفاهی، قصه و افسانه به دلیل داشتن درون مایه غنی قابلیت بررسی خاستگاه و جلوه های مردم شناختی، جامعه شناسی، روان شناسی و... را دارد. برخی جامعه شناسان بر این باورند که دانسته هایشان درباره نهاد خانواده در گذشته ایران بسیار ناچیز است؛ بنابر این داستان به ویژه داستان های عامیانه می تواند روشنگر بخش هایی از زندگی اجتماعی گذشته باشد که از چشم جامعه شناسان دور مانده است. یکی از موضوعات مورد توجه در مطالعات جامعه شناسی در نهاد خانواده، موضوع قدرت است. شناخت شیوه های توزیع قدرت در خانواده در دوره های گذشته نشان دهنده بسیاری از تحولات اجتماعی است. در این مقاله ساختار قدرت، شیوه های اعمال آن و نوع مقاومت در برابر قدرت و همچنین منابع تولید قدرت در روابط خانوادگی در 93 قصه عامیانه به روایت فارس به شیوه تحلیل محتوا بررسی شده است با این هدف که روشن شود ساختار قدرت در خانواده در قصه های عامیانه چگونه است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد ساختار قدرت در خانواده سلطه گرایانه و بیشتر از نوع سلطه پدر در ارتباط با فرزند است. در روابط زن و مرد علاوه بر تسلط، ارتباط صمیمی و مشروع دیده می شود که زنان بر اساس ایدئولوژی های سنتی، قدرت مرد را حتی در روابط صمیمی می پذیرند. شیوه های اعمال قدرت بیشتر مجبورسازی، اما نوع مقاومت به ویژه مقاومت دختران در برابر سلطه، فعالانه و مقاومت پسران در ارتباط با پدر به دلایلی منفعلانه است. در میان منابع تولید قدرت در خانواده باور های جنسیتی، منابع اقتصادی- اجتماعی، درایت به ویژه درایت فرزند و حیله بیشترین سهم را دارند.

    کلیدواژگان: قصه های عامیانه، خانواده، قدرت، ساختار قدرت
  • علیرضا آرمان، مهیار علوی مقدم*، علی تسنیمی صفحات 207-240

    به کارگیری استعاره های متفاوت در متن توسط کاربران زبان، بازتاب نگرش و تلقی آن هاست. ایدئولوژی ها و بینش ها، به منظور تحقق باورها و آموزه های خود، استعاره را خلق می کنند. به این ترتیب، نقش استعاره در اجتماع و زندگی، انکارناپذیر است. ضرب المثل به مثابه بازتابنده اندیشه های گویشوران یک زبان، بخشی از ادبیات بومی و مردمی است که می توان آن را جزو بهترین راه های بیان اندیشه های رایج در میان آنان دانست. نام حیوانات از پرکاربردترین واژه هایی هستند که در ضرب المثل های فارسی، در دیوان شاعران پیشین و معاصر برای نمایاندن ساحت های مادی و معنوی استفاده شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی می کوشد به واکاوی استعاره های مفهومی صور حیوانی در ضرب المثل های برآمده از متون ادبی، بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی، بپردازد. داده های این پژوهش برگرفته از فرهنگ بزرگ ضرب المثل های فارسی اثر ذوالفقاری است؛ به این ترتیب که قریب صدهزار ضرب المثل بررسی و موارد موردنظر یادداشت و تحلیل شدند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که در کل ضرب المثل های بررسی شده درخصوص کاربرد حیوانات، 184 نگاشت دیده شد که در این میان، استعاره مفهومی «ضعف و ناتوانی» با 26 ضرب المثل و 15 نگاشت، بیشترین بسامد و پس از آن، به ترتیب استعاره مفهومی «دشمنی» 21 ضرب المثل و 8 نگاشت، استعاره مفهومی «نیرومندی» 15 ضرب المثل و 6 نگاشت و سرانجام استعاره مفهومی «نادانی و بی خردی» 12ضرب المثل و 5 نگاشت را به خود اختصاص داده اند.

    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، استعاره مفهومی، نگاشت، صور حیوانی، ضرب المثل
  • سحر یوسفی، محمد ایرانی*، خلیل بیگ زاده، امیرعباس عزیزی فر صفحات 241-263

    قصه های عامه یکی از انواع جذاب و پرکشش فرهنگ و ادبیات عامه است که به شکل روایت های شفاهی و کهن گزارش شده اند. فر کیانی از مفاهیم برجسته در باورهای اساطیری و حماسی است که در قصه های عامه نیز نمود یافته است. هرچند نمونه های بارز، پادشاهان فره مند در اساطیر و حماسه، فر خود را به شکل موروثی کسب کرده اند؛ اما این شکل تنها شیوه کسب فر کیانی نیست. این نوشتار به شیوه توصیفی تحلیلی می کوشد تا ماهیت فر کیانی را در مجموعه چهار جلدی قصه های ایرانی بکاود. مطالعه قصه های ایرانی و استخراج نمونه های متعدد از پادشاهان قصه ها نشان می دهد که ماهیت، تجلی ها، اشکال و ویژگی های فر کیانی تا چه پایه کارکردهای اسطوره ای شان را در قصه های ایرانی حفظ می کنند. فر کیانی در قصه ها اغلب به شکل موروثی است، نمونه هایی هم وجود دارد که این موهبت به شکل موقت یا دائمی از پادشاه گرفته می شود. با این حال، اندیشه های امیدبخش فرهنگ عامه در بستر داستان ها امکان رسیدن طبقات فرودست جامعه را به مرتبه پادشاهی و فره مندی فراهم می سازد. از آنجا که قصه ها به سبب غنا و دیرینگی شان در ناخودآگاه جمعی بشر ریشه دارند، افزون بر تجلی های مادی و معنوی که برای فر کیانی در قصه ها وجود دارد، ویژگی بخت یاری اشخاص فره مند هم بستری برای ظهور انگاره های کهن الگویی فراهم می سازد.

    کلیدواژگان: فرکیانی، بختیاری، انگاره های کهنالگویی، قصه های ایرانی
|
  • Mehdi Mirkiaei* Pages 1-18

    The abundance of Iranian jokes, especially about the elite governors of the Qajar era, is important to examine their position in the political life of the mass. Conciseness and irony, as well as the inherent attraction of humor, have fostered the spread of these jokes in society and made them an effective tool in the political struggle of the mass. The question is whether these jokes seek to disrupt one of the official narrative sections of the government and which areas of domination have been denied? Our hypothesis is that among these jokes, the ones that challenged the authority of the state and the inherent nature of its components for the general public have a special place. In the case of jokes denying the authority of the state, there is a clear disobedience of the mass representative to the representative of the government, which leads to the success of representative of the mass, and in the jokes that confront the claims of superior elites, significant personal weaknesses were observed. Simultaneously by this jokes, people challenged the domination of power and dignity, and their efforts were aimed more at neutralizing domination. The theoretical framework of research is based on the theory of "hidden narratives" by James C. Scott, who tried to explain the resistance of the mass to openly criticize power without protest. So far, no research has been done to analyze the political jokes of the pre-constitution period.

    Keywords: joke, protest, Qajar, pre-constitution
  • Sakinekhatoon Mahmoodi, Syyed Abutorab Ahmadpanah*, Mohammad Kazai Pages 19-51

    Today, in historical and cultural studies, objects and images are also called sources of information as text- document. They are important not only to supply the information of written sources, but also to provide information enabling writers of historical texts who have not been able to express them. Examining these works and reading commonly used cultural themes can help better understand public opinion and lifestyle. The themes of magic and amulet are derived from the main doctrines and ways of thinking. The common cultural and religious ties that unite them are closely tied to the popular culture of the people. In the context of this study and in order to understand the influence of ideology and religion on the material culture of the Qajar period, the authors have tried to apply different themes to these works by studying the case of armbands to answer the following question: how do Islamic Shi'a notions fit into the apparent structure and patterns of Qajar armbands? Research methodology is descriptive – analytical. In this research, this issue has been addressed in two parts of the position of Iranian -Islamic culture and the formal and cultural annexes of amulets (narratives, codes and decipherments). The result of this study, while demonstrating the direct effect of Shia and Islamic beliefs on Qajar periodical armbands, showed the direct effect of popular beliefs on how these works are used and designed.

    Keywords: Material culture, Shia religion, armband, Qajar period
  • Maryam Esmalipur* Pages 53-80

    In this article, one of the most iterative examples of Iranian tales and myths, heroism and the victory of the last child, has been examined, based on the ancient examples of the child's model from the view point of Jung. Son or the third daughter, fourth, seventh, fortieth or hundredth, who is in fact the youngest child, fights against his brothers and sisters in a scene of balanced struggle and triumphs. In this paper, several types are first selected and for each type, a story has been chosen. Then, the stories are examined according to the three characteristics that Young attributes to the child's old model. The results indicate that the latest children of tales with smaller than small while bigger than big character than Jung model have a close connection with the three attributes of rejection, invincibility and hermaphroditic talent.

    Keywords: The latest child, Iranian tale, smaller than small –bigger than big, content, Jung
  • Seyed Mohsen Sajjadi* Pages 81-100

    The wedding and its rituals have always been regarded as a matter of concern to the people of this land and humans. Wooden Horse is one of the ancient ritual plays that was performed in some parts of the central plateau, especially in Khorasan during the wedding ceremony and celebration. But Sabzevar is one of the main centers of its implementation. This ritual has a symbolic aspect. In this study, various aspects of this ritual are examined. What is the significance of the wedding ceremony and the presence of a horse in this ritual? In this analytic-descriptive study, firstly, the ways and means of holding this ritual, the method of making this doll and its components are discussed, and then, in terms of the drama of this ritual and the presence of the horse in rituals and myths, and the ritual of the wedding in the myth The remainder of this research explores its background and origin. The registration of this ritual and the fact that the ceremony is gradually forgotten and lost is a necessity for this research. This ceremony has now been revived in the Khorasan region and the village of Hossein Abad. It is hoped that in the present study, we will introduce these ritual ceremonies to the art of friends and make everyone familiar with these customs.

    Keywords: Wedding Ritual, Wooden Horse Show, Horse
  • Ebrahim Zaheri ABDEVAND*, Rohallah Karimi Pages 101-128

    The image and description of the image of beloved is one of the most important issues in Persian and folk poetry. Images and testimonies help both draw objectively the beloved body and the attitude of the poet, as well as the general attitude of the society and culture in which the poet lives. The purpose of this research is to examine the images and descriptions of the beloved body in Bakhtiari's folk poems by comparing them to the image of beloved in Persian poetry to answer the following questions: What elements are used to describe the beloved body and what are the adjectives that show the differences and similarities with Persian poetry in this area? The results of the research showed that, in Bakhtiari folk poems, the images look more like typographic characters (sensory, sensory, singular to singular and detailed), and that the names of this type are different. The poets used this type of comparisons in which the signified is much closer to the referent. Bakhtiari's life is based on nomadism, alongside agriculture and, to this end they rely more on the sky and constellation. A greater number of these elements is therefore used to illustrate the climatic color of the images which is very high. Compared to Persian poetry, there are differences and similarities that are more similar in terms of descriptions and differences in the field of imagery.

    Keywords: Imagery, description, beloved body, Bakhtiari folk poem, Persian poetry
  • Pedram Jam* Pages 129-148

    ‘Qalʿa-ye dokhtar’ (Maiden Castle) is a name given to some castles in Iran and adjacent countries. As for the reasons behind the naming, there are two main arguments. Conceiving those castles as impregnable ones, an older argument builds a connection between the virginity of girls and alleged invulnerability of those castles. In a totally different direction, a modern argument interprets ‘dokhtar’ as a title of Anahita, the river-goddess of ancient Iran, and considers qalʿa-ye dokhtars as vestiges of pre-Islamic temples of that goddess. Due to a contemporary tendency to project pre-Islamic themes on historical monuments, this latter view has gained vast popularity among Iranians and has influenced the identification of some Zoroastrian and Muslim shrines as once-upon-a-time Anahita temples. This paper assesses the validity of these two views, and arguments in favor of a new theory. It demonstrates that such naming is the product of fantasies of common people nurtured by folk stories featuring some popular motifs of ‘maiden(s) in the castle’. An endeavor to outline types of folk tales associated with those castles is undertaken in this paper.

    Keywords: Qalʿa-ye Dokhtar, Maiden castle, castles of Iran, Anahita, folk tales, folklore, forty girls
  • Sadeghi Naghdali Olya Fatemeh*, Seyed Mehdi Kheirandish, Abdolrahman Paselari Pages 149-174

    One of the intrinsic qualities of literature as art is beauty. The important musical and linguistic elements make poetry beautiful by creating deviation. Sherveh which is one of the well-known examples of southern Iran musical art (Hormozgan and Bushehr ) is not the case of exception. The present research aims at introducing as much as possible the verses as well as the study of the aesthetic elements of this type of poetry, with a rhetorical criticism and a descriptive- analytical approach. The corpus of the present study consists of Fayez Dashtestani and Mahya Bastaki lyrics. The results of the research indicate that the main reason for the survival of these poems, in addition to their content, is due to the aesthetic components of these poems, which shows that these two poets are totally mastered the poetry. These two poets were able to create beauty in their poetry by using simple language, the most popular vocabulary and the vast frequency of inventive figures corresponding to the linguistic context of poetry, such as comparison and metaphor. A linguistic and literary beauty which are in perfect harmony with the emotional texture of the poem, its content and its audience in general.

    Keywords: popular literature, Sherva, Aesthetics, Faez Dashtestani, Mahya Bastaki’s
  • Elahe CHITSAZI*, Kavoss Hassanli Pages 175-205

    Among the various types of oral literature and due to their richness, tales and myths have the ability to examine the origin and effects of anthropology, sociology, psychology, etc. Some sociologists believe that their knowledge of the institution of the family in Iran's past is negligible. Therefore, history, especially folktales, can illuminate parts of social life that are far from the eyes of sociologists. The question of power is one of the subjects of interest in sociological studies in family institution. Understanding the distribution of power within the family in past periods represents a lot of social change. In this article and in order to examine the power structure within folklore tales; the structure of power, its methods of action and the type of resistance in front of power, as well as the sources of power production in family relationships, were examined in 93 kinds of folk narrative using content analysis approach. The results showed that the power structure in family is highly dominant and is represented in terms of paternity in relation to the child. In relations between men and women, in addition to domination, there is an intimate and legitimate relationship that women accept based on traditional ideologies, the power of men even in intimate relationships. The methods for exercising more power are forced, but the type of resistance, especially girls 'resistance to domination, and boys' active resistance to the father for passive reasons are evident. Gender-related beliefs, socio-economic resources and tips, such as the child's tone and hints, are among the sources of energy production in the family.

    Keywords: folktales, family, power, power structure
  • Arman Alireza, Mehyar Alavi Moghaddam*, Ali Tasnimi Pages 207-240

    The use of different metaphors in text by language speakers reflects their attitude and perception. Ideologies create metaphors to realize their beliefs and teachings. In this way, the role of metaphor in society and in life is undeniable. As a reflection of the thoughts of the speakers of a language, the proverb is part of the local and popular literature that can be considered as one of the best ways to express the common thoughts among them. The name of the animals is one of the widely used words in Persian proverbs and in the poetry of the past and in contemporary poets to represent the material and spiritual instances. By adopting a descriptive –analytical research methodology, this research aims at investigating conceptual metaphors of animals in literary texts based on cognitive linguistics theoretical framework. The data gathered is based on “the great dictionary of Persian proverbs “by Hassan Zolfaghari. The results of the total proverbial corpus of this dictionary concerning the use of animals showed that 184 mappings were observed, among which the conceptual metaphor of "weakness” with 26 proverbs and 15 mappings was the most frequent, followed by the conceptual metaphor, respectively. "Hostility” with 21 proverbs and 8 mappings, "strenghtness" metaphor with 15 proverbs and 6 mappings and finally the metaphor of "ignorance and disbelief" with 12 proverbs and 5 mappings have been frequently used.

    Keywords: Cognitive linguistics, conceptual metaphors, mapping, animal figures, proverb
  • Sahar Yousofi, Mohammad Irani*, Khalil Baygzade, Amirabbas Azizifar Pages 241-263

    Folk tales are among the fascinating and dynamic forms of folk culture and literature reported in oral and ancient tales. Farahvar is one of the most prominent concepts in mythological and epic beliefs revealed by folk stories. However, obvious examples of the kings of Farahmand in mythology and the epic types have inherited their form, but this form is not the only way to acquire the character of Farahvar. By adopting a descriptive-analytical research methodology, this article attempts to reveal the nature of Farvahar in a collection of four volumes of Iranian stories. The study of Iranian stories and the extraction of many examples from the stories showed that the nature, the manifestations, the forms and the characteristics of Farvahar retain their mythological functions in the Persian narratives. Farvahar is often inherited from stories, and there are examples of this gift taken temporarily or permanently from the king. However, the promising ideas of folklore in the context of narratives allow the lower strata of society to reach the level of monarchy. It should be noted that the spirituality that exists in the stories of Farvahar and the tales, and the luck of the individuals is also a platform for the emergence of archetypes of the model

    Keywords: Farvahar, chance, archetypal pattern, Iranian tales