فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • داود اسپرهم *، مولود شاگشتاسبی، عزیزالله سالاری صفحات 1-19
    داستان شیر و نخجیران مثنوی معنوی یکی از پیچیده ترین داستان های این کتاب است که ویژگی های منحصربه فرد آن ظرفیت شگفت انگیزی را برای خوانش های متعدد فراهم می کند. نظریه رمزگان رولان بارت یک چارچوب نظری روشمند و خلاقانه است که به خوبی می تواند از پس پیچیدگی ها و دلالت های گسترده متن ادبی برآید. تلاش پژوهش حاضر در این راستاست که با به کارگیری نظریه رمزگان رولان بارت به عنوان الگو، به روایت شناسی یکی از داستان های بلند مثنوی معنوی با عنوان «نخجیران و شیر» بپردازد و نشان داده شود که روایت این داستان تا چه اندازه از کیفیتی باز در تولید معانی مختلف برخوردار است. همچنین، ضمن بررسی ویژگی های خاص زبان مولانا در این روایت، میزان قابلیت نظریه رمزگان را در تحلیل یک متن کلاسیک و کاملا بومی ادب پارسی بیازماید. ازجمله دستاوردهای پژوهش حاضر می توان به این موارد اشاره کرد: 1. روایت نخجیران و شیر تنها یک متن صرفا خواندنی نیست، بلکه با توجه به داده هایی که از کاربرد نظریه رمزگان بر آن به دست آمده، ظرفیت کاملا مناسبی برای نوشتنی خواندنی شدن دارد. 2. از مهم ترین فاکتورهایی که این روایت را به متنی باز و متکثر تبدیل می کند، ویژگی های خاص روایتگری راوی در این داستان و نیز ماهیت کاملا تمثیلی روایت است.
    کلیدواژگان: نخجیران و شیر، روایت شناسی، رمزگان، رولان بارت، متن نوشتنی، متن خواندنی
  • منوچهر اکبری، مهتاب سالاری * صفحات 21-39
    پژوهش حاضر، بازی ها و ترفندهای بحث برانگیز در حوزه زبان غزل پست مدرن را بررسی کرده است و کوشیده با پرهیز از تعصب، زبان و بازی های زبانی، این جریان را که گاه تا مرز زبان بازی و زبان پریشی پیش رفته، بررسی کند. نکته شایسته توجه در پژوهش هایی از این دست آن است که در تفکر پست مدرن، شاعر با زبان برخوردی متفاوت دارد و محقق در مطالعه چنین آثاری با غلبه زبان بر معنا و فرم بر محتوا روبه رو خواهد بود. در این دیدگاه، «زبان» ابزاری در خدمت معنا نیست، بلکه زبان و زیبایی آفرینی آن می تواند هدف نهایی مولف باشد که این موضوع با معیارهای زیبایی شناسانه محقق سنتی منطبق نیست. اما سوال مهم در آسیب شناسی غزل پست مدرن این است که: هنجارگریزی/ هنجارستیزی شاعران پست مدرن و خروج آن ها از قاعده مندی زبان تا چه حد موجه است؟ و آیا قاعده و قانونی برای این هنجارشکنی های زبانی هست؟ پژوهش پیش رو کوشیده است بازی های زبانی رایج در غزل پست مدرن ایران را بررسی کند و به پرسش های بالا پاسخ دهد.
    کلیدواژگان: غزل پسانوگرا، زبان، ترفندهای زبانی، بازی های زبانی، زبان بازی، شعر زبان
  • زهرا انصاری *، امیراسماعیل آذر صفحات 41-60
    «خواننده درون متن» رویکردی انتقادی در ادبیات است که پایه آن بر اساس نظریه خواننده محور بنا شده است. ولفگانگ آیزر و آیدن چمبرز با کاربست آن در متن برای برقراری ارتباط دوسویه بین نویسنده و خواننده، به دنبال رمزگشایی از خویشتن دوم مولف در متون باز هستند؛ زیرا مولف زبده شگردهایی را درون متن می آفریند و خواننده با نسبیت باوری در هر بار خوانش، با کشف شگردی به عنوان برگ برنده و ارتباط با مولف، پاداش دریافت می کند. در میان آثار فاخر کلاسیک، حکایت شیخ صنعان جزء آثاری است که سرشار از این شگردهاست. ارتباط مولف از گذر این دیدگاه، به همراه خوانش خلاق خواننده معاصر، چهره جدیدی از ادبیات ایرانی اسلامی به جهان عرضه می کند. این مقاله بنابر مولفه های مستتر از خواننده درون متن و اصول روایت شناسی، به دنبال یافتن نشانه هایی از این رویکرد در حکایت شیخ صنعان است. نگارندگان با بررسی این رویکردها و تطبیق آن با حکایت شیخ صنعان، اثر مورد نظر را دارای قابلیت بالایی برای رمزگشایی خواننده درون متن دانسته اند. قدرت عشق، تنوع واژگان، نوع روایت راوی، گره گشایی، گره افکنی و کنش های استعلایی، ارتباط دوسویه ای را بین مولف و خواننده خاص «برای سیر به ژرف ساخت داستان» ایجاد کرده است.
    کلیدواژگان: خواننده درون متن، خواننده محور، روایت، نسبیت، آیدن چمبرز، ولفگانگ آیزر، شیخ صنعان
  • شکراله پورالخاص *، بیژن ظهیری ناو، جعفر عشقی صفحات 61-80
    در اندیشه عرفانی، علاوه بر «مقام عاشقی» به عنوان مقام اولیای مشهور، «مقام معشوقی» وجود دارد که مقام اولیای پنهان و مستور است. در این مقاله، با بررسی نظریه های بزرگان تصوف از آغاز تا پایان سده هفتم هجری درمی یابیم که چنین دیدگاهی درباره مراتب عشق، در اندیشه های احمد غزالی، عین القضات همدانی، روزبهان بقلی شیرازی، شمس تبریزی و سلطان ولد آمده است و برآمده از عبارت «یحبهم» در قرآن و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) است. در اندیشه متعالی عرفانی، مقام معشوقی، بسیار برتر از مقام عاشقی است. سالک در مراتب عشق به حق به مرتبه ای می رسد که جایگاه عاشق و معشوق عوض می شود و این بار خدا عاشق بنده است و بنده در جایگاه معشوقی قرار دارد. رسیدن به چنین مقامی مستلزم دیدار سالک با فردی است که به مقام معشوقی رسیده است. به زعم سلطان ولد، شمس تبریزی از جمله کسانی است که به مقام معشوقی رسیده است و مولانا نیز پس از دیدار با شمس به این مقام نائل می شود. با مطالعه زندگی مولانا به عنوان نمونه، و تطبیق «مقام معشوقی» او با نظریه «فردانیت» به این نتیجه می رسیم که مراحل رسیدن به این مقام، مطابق با مراحل دستیابی به فردیت (کشف سایه، انکشاف آنیما، تجلی پیر خردمند و...) در اندیشه کارل گوستاو یونگ است و شمس تبریزی به عنوان پیر خردمند، شخصیت مولانا را گسترش داده، به تولد دوباره رسانده است.
    کلیدواژگان: مقام معشوقی، مولانا، یونگ، فردانیت، پیر خردمند، گسترش شخصیت
  • مهری تلخابی *، تورج عقدایی صفحات 81-99
    هدف مقاله حاضر، تبیین پایه های شناخت حافظ، بر اساس طرح واره های قدرتی است. از این رو، این مقاله بر آن است که نشان دهد از منظر زبان شناسی شناختی، استعاره صرفا ابزاری زبانی در راستای تزیین کلام نیست، بلکه قطعا ابزاری شناختی است. چارچوب نظری این مقاله وامدار نظریه طرح واره های تصویری جانسون است. در این مقاله، پس از تاملی بر سمت و سوی زبان شناسی شناختی، بر روی استعاره درنگ کرده ایم و آنگاه با معرفی نظریه طرح واره های تصویری و شاخه های آن، به گزارش طرح واره های قدرتی شعر حافظ پرداخته ایم. در پایان، این مقاله، به این نتیجه می رسد که استعاره های قدرتی شعر حافظ، نشانگر نظام شناختی او هستند و تقویت کننده شالوده تجربیات او به حساب می آیند. بی تردید به مدد کشف نگاشت های استعاری حافظ، در حوزه استعاره های قدرتی می توان خوشه هایی را که از این بدنه اصلی روییده اند، کاوید و گزارش کرد و نیز دریافت که استعاره های قدرتی حافظ تابع تعداد محدودی نگاشت هستند و این نگاشت ها از وحدت نگرش حافظ و کنش های پایدار او با محیط فرهنگی و فیزیکی و... سرچشمه می گیرند.
    کلیدواژگان: حافظ، استعاره، طرح واره های تصویری، طرح واره های قدرتی، نگاشت، زبان شناسی شناختی، شناخت
  • نجمه حیدری نسب، علیرضا فولادی * صفحات 101-118
    سید حسن حسینی از سرشناس ترین شاعران و نویسندگان متعهد انقلاب اسلامی، در سه اثر خود به طنز روی آورده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی به واکاوی گونه ها، شگردها و درونمایه های طنز در سه کتاب حسینی به نام های براده ها، نوشداروی طرح ژنریک و فستیوال خنجر اختصاص یافته است. حسینی در این سه اثر، هم از گزین گویه، هم از قالب های شعر کلاسیک و هم از شعر نیمایی و سپید استفاده کرده است. همچنین، با نظر به طبقه بندی ما از شگردهای طنزپردازی در سه دسته کلی «نمایشی»، «روایی» و «شعری»، طنزهای این سه کتاب بیشتر طنزهای نمایشی با استفاده از شگردهای اغراق و تهکم، به ویژه طنزهای شعری با استفاده از شگردهای تشبیه و استعاره است. به علاوه، پربسامدترین درونمایه طنزهای حسینی را انتقاد فرهنگی در زمینه هنر و نیز انتقاد اجتماعی در زمینه اقتصاد تشکیل داده اند.
    کلیدواژگان: ادبیات معاصر، طنز فارسی، سید حسن حسینی، براده ها، نوشداروی طرح ژنریک، فستیوال خنجر
  • محمدعلی خزانه دارلو، محمدکاظم یوسف پور، حسین یاسری * صفحات 119-138
    با پیدایش نظریه های ادبی و غیرادبی از جمله نظریه های روان شناختی، ارتباط چندسویه بین علوم مختلف پدید آمده است؛ از جمله ارتباط بینارشته ای ادبیات و روان شناسی. این اتفاق باعث شد تا ادبیات محملی برای نگرش و تحلیلی روزآمد، کارآمد و خوانشی متفاوت تلقی شود. ادبیات به مدد نظریه های روان شناسی، خود را ملموس تر، عینی تر، عمل گراتر عرضه نموده است و بر جذابیت خود در متون ادبی، به ویژه در متون عرفانی افزوده است. از جمله این نظریات، نظریه ساختار شخصیت و ابعاد ذهن فروید و فرایند تفرد یونگ است. موضوع این پژوهش، بررسی بعد تعلیمی رویا با توجه به نظریات فروید و یونگ با محوریت حکایت «پادشاه زاده که...» از دفتر چهارم مثنوی است. این پژوهش نشان می دهد که «رویا» شاهراه دستیابی به ضمیر ناخودآگاه انسان است. مولوی در این حکایت، به مخاطب می آموزد که لازمه رسیدن به توازن، تعادل شخصیت و رسیدن به تفرد، تعامل یکپارچه تمام ابعاد شخصیت روانی فرد است.
    کلیدواژگان: رویا، فروید، ساختار شخصیت، فرایند تفرد یونگ، مثنوی مولوی
  • فاطمه ادراکی، هادی دهقانی یزدلی * صفحات 139-158
    نشانه شناسی به گونه ای نظام مند به بررسی، تحلیل، تفسیر و فهم نشانه های متن می پردازد. یکی از مشخصه های بنیادین روایت های عرفانی، رمزپردازی است. در این نوشتار برای رمزگشایی و تفسیر روایت ها، دریافت متن و فهم کارکردهای روایی آن، به نشانه شناسی عناصر روایی در سه اثر اصیل و تاثیرگذار کشف المحجوب، رساله قشیریه و تذکره الاولیاء پرداخته ایم. یکی از رویکردهای کارآمد نشانه شناسی و متناسب با افق روایت های عرفانی، روش چارلز سندرس پیرس است. با توجه به اهمیتی که نظریه پیرس برای تعبیر و تفسیر قائل است و بر کارکرد ارجاعی نشانه ها تاکید می کند، عناصر روایی روایت های عرفانی را در سه اثر یادشده بر اساس رویکرد پیرس بررسی کرده ایم. این عناصر شامل شخصیت ها، تقابل و تضاد، تکانه و پیوند، زاویه دید و تمهید زمانی است. مهم ترین مشخصه نشانه های روایی، باهم بودگی آن نشانه ها با تناقض و تضاد است که از مشخصه های تجربه امر قدسی است. همچنین، این باهم بودگی شیوه ای است برای مقابله با اندیشه های ظاهری و رسمی، تا نشان دهد که این تجربه دینی و سلوک عارفانه است که مایه تحول و ارتقای روحی می شود. بر این اساس، آشکارگی ضدروایت، عناصر و شخصیت های منفی نیز در بافت ساختار روایت ها تبیین می گردد.
    کلیدواژگان: نشانه شناسی، نشانه، روایت عرفانی، عناصر روایی، کشف المحجوب، رساله قشیریه، تذکره الاولیاء
  • محمدصالح ذاکری، حیات عامری، فردوس آقاگل زاده * صفحات 159-178
    اکثر پژوهش های پیشین در ایران، با توجه به الگوی لیچ به بررسی هنجارگریزی در شعر پرداخته و در نتیجه، به هنجارگریزی گفتمانی توجهی نداشته اند؛ در حالی که اگر کار زبان شناسی فقط به مطالعه جنبه های آوائی، نحوی و معنائی منحصر شود، سهمش در بررسی های ادبی بسیار محدود می شود. به همین سبب، این مقاله، برای بررسی نوآوری های زبانی در شعر، از الگوی شورت استفاده کرده که هنجارگریزی گفتمانی را برای اولین بار در مورد شعر به کار گرفته است. محدوده این بررسی، آثار نسل جدید شاعران کلاسیک امروز ایران است. هدف از این پژوهش، این است که مشخص شود چه گونه هائی از هنجارگریزی گفتمانی در شعر کلاسیک امروز رواج دارد و هر کدام، چه ارزش های بلاغی را در بر دارند. نتایج این پژوهش نشان می دهد هشت گونه نوآوری در سطح گفتمانی در شعر کلاسیک امروز رواج دارد که بعضی از آنها برای اولین بار در این مقاله معرفی شده اند.
    کلیدواژگان: سبک شناسی، هنجارگریزی، تحلیل گفتمان، هنجارگریزی گفتمانی، شعر کلاسیک امروز
  • سید محمد راستگو، سید محمدفرید راستگوفر * صفحات 179-197
    نام پژوهی یا عنوان پژوهی، یعنی نقد و بررسی نام یک نوشته یا سروده، هرچند در ایران هنوز جایگاهی نیافته، میان فرنگیان و عرب ها پایگاه بلندی دارد و درباره آن و بر بنیاد آن پژوهش های بسیاری انجام گرفته است و می گیرد. در این گونه پژوهش ها، معنی نام، پیام آن و پیوند آن با متن و موضوع بررسی، و از رهگذر آن، راهی به درون متن گشوده می شود. با چنین نگاه و نگرشی، این پژوهش نام کتاب ارجمند روزبهان بقلی، عبهرالعاشقین را به نقد و بررسی گرفته است. پرسش بنیادین این است که معنی و پیام این نام چیست و با متن و موضوع کتاب چه پیوندی دارد؟ در پی پاسخ به این پرسش ها، پس از درآمدی درباره نام پژوهی، نام گذاری، گونه های روشن، تاریک و خاکستری نام، به شیوه هرمنوتیکی، به ویژه تحلیل معنی شناختی واژه «عبهر»، گمانه هایی پیشنهاد و گزارش شده اند؛ مانند اینکه روزبهان بر بنیادی ادبی و تشبیهی، کتاب خویش را باغ و بوستان یا گل و شکوفه ای پنداشته است که خواننده می تواند با تفرج در آن و تامل در رنگ وبو و جلوه و جمال، یعنی مطالب و موضوعات آن با عشق، مسائل و مقولات آن هرچه بیشتر آشنا گردد و یا آن را همچون دسته سوسن یا نیلوفری، به ویژه نرگسی پیشکش خوانندگان کرده است.
    کلیدواژگان: نام پژوهی، عنوان پژوهی، عبهر، روزبهان بقلی، عبهرالعاشقین
  • احسان زندی طلب، ابراهیم رحیمی زنگنه * صفحات 199-216
    سیر العباد إلی المعاد نخستین معراج نامه منظوم ادب فارسی و داستان درماندگی روح سنایی در عالم ماده و اشتیاق سفر و بازگشت به عالم معناست. سنایی مراتب وجود را از جمادی و حیوانی تا انسانی طی می کند و به مرتبه عقل کلی می رسد و سپس به پیکر آخشیجی خود باز می گردد. بررسی ساختار داستان های  قهرمانانه از سوی جوزف کمبل، منجر به طرح نظریه «تک اسطوره» مبنی بر هستی مندی همیشگی یک قهرمان با پیکرگردانی مداوم شد و کریستوفر ووگلر در کتاب «سفر نویسنده»، ریخت دیگری از این نظریه به دست داد و ساختار سفرهای قهرمانانه را در دوازده بخش و هفت کهن الگو بازنویسی کرد. در این جستار مراحل سفر قهرمان در سیر العباد الی المعاد بر پایه الگوی ووگلر و با روش توصیفی تحلیلی سنجیده شده است و دستاورد پژوهش نشان می دهد که ساختار کلی سفر سنایی با الگوی سفر نویسنده تطبیق دارد، اگرچه در بعضی مراحل ناسازی هایی دیده می شود که گاه برآمده از تفاوت  در تعریف مفهوم قهرمان در دو نظام عرفان و اسطوره و گاه نشانه ای از سستی شگردهای داستانی سیرالعباد الی المعاد است.
    کلیدواژگان: کهن الگو، سفر قهرمان، ووگلر، سنایی، سیر العباد الی المعاد
  • علی محمد رضایی هفتادر، حسین خسروی، مظاهر نیکخواه * صفحات 217-236
    نقد کهن الگویی روشی نوین در بررسی متون ادبی است. یونگ با طرح و شرح دو مقوله ناخودآگاه جمعی و کهن الگو، به این شیوه از نقد انسجام بیشتری بخشیده است. کهن الگوها میراث مشترک تمدن بشری هستند که در ناخودآگاه جمعی ذخیره شده اند. «آنیما» مهم ترین کهن الگو محسوب می شود و منظور از آن، «نیمه زنانه روح مرد» است. این کهن الگو در ادب فارسی از جمله منظومه ویس و رامین به صورت معشوقه تجلی یافته است. از این رو، در مقاله حاضر، مهم ترین نمودهای کهن الگوی آنیما در قالب شخصیت «ویس»، معشوقه رامین، به روش توصیفی تحلیلی واکاوی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که عشق میان ویس و رامین در یک نگاه به وجود آمده است. ویس شخصیتی دوقطبی دارد و گاهی با عشوه و بی محلی باعث آزردگی خاطر رامین می شود و زندگی را بر او تلخ می کند و گاهی با نزدیک شدن به عاشق و برآوردن خواسته های او، کامش را شیرین می سازد و زندگی دوباره ای به دلداده می بخشد.. یونگ نیز در ارتباط با آنیما به این موضوعات اشاره کرده است.
    کلیدواژگان: ویس و رامین، یونگ، کهن الگو، آنیما، معشوق، تصاویر
  • ماه نظری * صفحات 237-254
    از دیرباز تاکنون یکی از دغدغه های انسان، چگونگی برخورد با طبیعت، توجیه و فرجام کار جهان بوده است. به همین منظور، در زندگی خویش از طریق باورهای هستی شناسانه، به تبیین کائنات و چگونگی آفرینش پرداخته است. یکی از این باورهای اسطوره ای، «آیین زروان» است. باید گفت که آیین زروانی در تاریخ مزدیسنا به منزله امر گذرنده و غیرثابتی نبوده، بلکه یکی از مبانی اولیه آیین زرتشتی محسوب می شد. بعضی «زروان» را مکان مطلق (ثواش) و بعضی او را زمان مطلق دانستند و گاهی مفهوم (قدر) و سرنوشت نیز داشته است. ضرورت بررسی این مسئله در اهمیت درک نکته ها و اعتقادهای دیرین است که پرده از معانی و رموز شاهنامه برمی دارد و باعث گره گشای بعضی از پیچیدگی ها می شود؛ زیرا حکیم فردوسی میان پدیده های شگفت انگیز اسطوره و قهرمانانی که وجودشان در حماسه ضروری است، تلفیقی ایجاد کرده، اسطوره و حماسه را به یکدیگر اتصال داده است. مسئله این است که آیا می توان تجلی «زروان» را در شاهنامه فردوسی با هستی زال مقایسه کرد؟ همچنین، عناصر طبیعی و یاریگران زروان در شاهنامه به صورت نمادین کدامند؟ در این مقاله، بازتاب نظریه های زروانی در هستی، تولد، ازدواج زال، پیروزی رستم بر اسفندیار از یک سو، و رستم و شغاد به عنوان فرزندان زروان، یعنی «هرمز و اهریمن» از سوی دیگر کاملا مشهود است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، زروان، هرمزد، اهریمن، زال
  • شیرزاد نعیمی، پارسا یعقوبی جنبه سرایی * صفحات 257-274
    بسیاری از راویان تاریخ های کلاسیک فارسی سعی می کنند به صورت خودافشایی یا غیرمستقیم، عینیت گرایی یا بی طرفی خود را با مخاطب در میان بگذارند؛ از میان این مورخان، «مولف راوی» سلجوقنامه با وجود سال ها خدمت در دربار و معلمی دو تن از شاهان سلجوقی، آشکارا در درون متن چنین ادعایی نمی کند، ولی با ارجاع به نشانگان متنی می توان به شکل هایی از تکاپوی غیرمستقیم وی دست یافت که سعی می کند روایت خود را درست، دقیق و خالی از موضع گیری بنمایاند تا ضمن جلب اعتماد مخاطب، واقعیت ها را به شکلی ویژه تولید کند یا رواج دهد. این نوشتار انواع گفتمان سازی و مداخله آگاهانه یا ناآگاهانه مولف-راوی سلجوقنامه را در برساختن واقعیت یا واقعیت های تاریخی آل سلجوق، با استناد به تمایز نهفته در دو اصطلاح روایت شناختی «داستان» و «گفتمان» و نیز با تکیه بر انواع گفتمان در صورت بندی ژپ لینت ولت طبقه بندی و تحلیل کرده است. نتیجه نشان می دهد که مولف راوی دانسته یا نادانسته در قالب انواع گفتمان وجهی، توضیحی، انتزاعی، عاطفی و ارزیابی کننده با فروعات آن ها، سطوحی از واقعیت را به نفع یا علیه کسانی سوق داده یا تثبیت کرده است که پیامد آن، مشروعیت بخشی به برخی رخدادها و اشخاص یا مشروعیت زدایی از آن هاست.
    کلیدواژگان: روایت تاریخی، سلجوقیان، سلجوقنامه، واقعیت، عینیت گرایی، داستان، گفتمان
|
  • Davod Esparhem *, Molod Shageshtasbi, Azizalloh Salari Pages 1-19
    The “Lion & Nakhjiran”story of Mathnavi is one of the most sophisticated stories of the book, with unique features providing amazing capacity for successive readings. Roland Barthes' opinions on the theory of semiotics create a systematic and innovative theoretical framework that can easily cope with the complexities and implications of literary texts. Applying his opinions as a model, it has been tried in the present research, to study the narratology of one of the longest stories of Mathnavi, the “Lion & Nakhjiran", to show how much the narrative of this story can produce different meanings. Attempts have been also made to determine the possibility of using semiotics theory in analyzing a classic and entirely native text of Persian literature, along with the study of the specific features of Mowlavi's language in this narrative. The results show that: 1) the “Lion & Nakhjiran" narrative is not merely a read-only text, but with regard to the data obtained from semiotics theory application, it has a very good capacity to become a read-only work. 2) the most important factors make this narrative to be an open and pluralistic text are the special manners have been used by the poet as well as the absolute  allegorical nature of narrative itself.
    Keywords: “Lion & Nakhjiran”_Narratology_Semiotics Theory_Roland Gérard Barthes_Written Text_Readable Text_Mathnavi
  • Manouchehr Akbari, Mahtab Salari * Pages 21-39
    Controversial games and tricks in the field of language of postmodern sonnet is what has been examined in present study. We have tried, avoiding prejudice, to study the course of language and its games that goes sometimes to the border of waggery and dysphasia. The noticeable point is that the poet confronts language differently in the postmodern way of thinking, and the researcher faces the overcoming of language and form on meaning and content, respectively. In this view,"language" does not serve meaning definitely, but language and aesthetics can be the ultimate goal of the author, what does not coincide with the aesthetic criteria of traditional scholars. But the most important question about the pathology of postmodern sonnet becomes: "How justified is the abnormality or norm-confronting of postmodern poets and their departure from language rules?" It has been tried, in present research, to study the common language games in Iran's postmodern sonnets to find the answer of above mentioned question.
    Keywords: Postmodern Sonnet, Language, Lingual tricks, Language games, Waggery, Aphasic poem, Contemporary poem
  • Zahra Ansari *, Amir Ismail Azar Pages 41-60
    The "inner-text reader" is a critical approach of literature that forms on the basis of reader-centered theory. Using it in the text to make the relation between the writer and the reader possible, Wolfgang Iser and Aidan Chambers have tried to decode the author's second self in open texts; because an expert author utilizes some techniques in his/her text, and the relativist reader receives a reward at each reading, discovering the technique as a winning sheet to relate the author. The story of Sheikh Sana'an is one of the classical works of Persian literature that is full of these techniques. The author's relationship, from this point of view, and creative readings of the contemporary reader provide a new face of Iranian-Islamic literature to the world. Based on the components of inner-text reader and on the basis of the principles of narratology, it has been tried, in present paper, to find signs of this approach in the story of Sheikh Sana'an. Through the study of the approaches and adapting them with the story of Sheikh Sana'an, it has been shown that decoding the inner-text reader in this story is highly possible. The power of love, the variety of vocabulary, the type of narration is used, problem solving, problem making and transcendental actions have created an interconnected relation between the author and the particular reader to penetrate the "deepen structure of the story."
    Keywords: Inner-text reader, Reader- centered, Narration, Relativism, Wolfgang Iser, Aidan Chambers, and Sheikh Sana'an
  • Shokrollah Pouralkhas *, Bizhan Zahiri Nav, JaAfar Eshghi Pages 61-80
    In mystical thought, in addition to high position of "love" as a place for famous characters, there is a "beloved" position which is considered as a place for hidden and mystic characters. Examining the theories of the great Sufis from the beginning up to the end of the 7th century AD, it can be claimed that there is such a viewpoint about different steps of love in the works by Ahmad al-Ghazali, 'Ain al-Quzat Hamedani, Roozbehan Baghi Shirazi, Shams Tabrizi and Sultan Walad, derived from the phrase "یحبهم" (He loves them), a Quranic term that has repeated in a hadith from the Holy Prophet (pbuh).  In comparison with the position of "lover", "beloved" places in a very higher position in transcendental mystical thought. At the level of love for God, the wayfarer comes to a place in which the position of lover and beloved changes, and this will be the time God loves the creature, and he stands on the position of beloved one. Anyone who wants to achieve such a position should meet someone who has already reached the position of beloved. According to Sultan Walad, Shams Tabrizi is one of those who has already reached the position of beloved, and Mowlana is also attained this position after meeting him. By studying Mowlavi's life as an example, and adapting the procedure he passed to get the "beloved position" to what was introduced by Jung as individuation process (exploring the shadow, emerging of anima, personification of the wise), it can be concluded that these two processes are adaptable, and Shams Tabrizi, as a wise man, has brought about the evolution of Mowlavi's personality and his rebirth.
    Keywords: Beloved Position, Mowlavi, Carl Gustav Jung, Individuation Process, the Wise, Personality evolution
  • Tooraj Aghdaie, Mehri Talkhabi * Pages 81-99
    On the basis of power schemas, it has been tried, in present study, to explain the principles of   Hafez's cognition. So, from a cognitive linguistic point of view, we want to show that metaphor is not a simply linguistic tool, but a definitely cognitive tool that embellishes the speech. The theoretical framework of this study is based on the term "image schema" that has been explained by Mark Johnson. After a little deliberation on the direction of cognitive linguistics, we have stopped, in this study, on metaphor, and then, power schemas of Hafez's poetry have been reported through introduction of image schemas and their lateral discussions. The results show that the power metaphors Hafez used in his poems reflect his cognitive system and reinforce the foundation of his experiences. Undoubtedly, in the field of power metaphors, one can examine the clusters have come out of the main body through the discovery of metaphorical mappings Hafez has used in his poems, and it can also been realized that the power of his metaphors are functions of a limited number of mappings which stem from the unity of Hafez's attitude about and his stable actions with the cultural and physical environment.
    Keywords: Hafez, Metaphor, Image schemas, Power schemas, Mapping, Cognitive linguistics, Cognition
  • Najmeh Heydarinasab, Alireza Fouladi * Pages 101-118
    As one of the most prominent and committed poets and writers of the Islamic Revolution, Seyed Hasan Hosseini, has paid attention to satire in three of his works. Through a descriptive-analytical method, the present study is dedicated to analyze the types, the techniques and the themes of satire have been used in these works: "Boradeh-ha"(the swarfs), "Nooshdarouye Tarhe Generic" (The panacea of generic plot) and "Festivale Khanjar" (the Dagger Festival). Hosseini has used, in above-mentioned works, aphorism, classic poetry format, Nimaei (Nimaic) poetry and white (Shamloi) poetry. Regarding that satirical tales are generally classified into three categories of "dramatic", "narrative" and "poetic", it can also be claimed that the satires used in these works are mostly dramatic using the techniques of exaggeration and sarcasm, especially poetic satires using the techniques of simile and metaphor. In addition, the most frequent theme of his satires has been the cultural critiques in the field of art as well as social critiques in the field of economy.
    Keywords: Modern Literature, Persian Satire, Seyed Hasan Hosseini, Boradeh-ha, Nooshdarouye Tarhe Generic, Festivale Khanjar
  • Mohammad Ali Khazanehdarlou, Mohammad Kazem Yoosofpour, Hossein Yaseri * Pages 119-138
    Different theories in various literary or non-literary fields, including psychology, have led to multidimensional relationships between different sciences; such as interdisciplinary studies between literature and psychology. This relation has made literature a platform for up-to-date attitudes and analysis and different readings. The use of psychological theories has created a context in which literature becomes more tangible, more objective, and more practical, and its attractiveness is manifested in literary, and especially mystical texts. Sigmund Freud's theory of psychic structure and Carl Gustav Jung's Individuation process are both among these type of theories. Based on Freud and Jung's theories, it has been tried, in present study, to explore and analyze the instructional aspects of dreaming through the tale of "the prince who got the real kingdom" in mathnavi's fourth volume. The results show that "dream" is the highway through which achieving the man's unconsciousness would be possible. Mowlavi teaches the audience, in this tale, that a balance in personality is essential to get equilibrium and to reach individuation, one should be able to create integrated interaction in all dimensions of his psychic personality.
    Keywords: Dream, Freud, Psychic structure, Jung, Individuation process, Mathnavi, Mowlavi
  • Fatemeh Edraki, Hadi Dehghani.Y * Pages 139-158
    Semantics examines, analyzes, interprets and understands the signs of the text systematically. Coding is one of the basic features of mystical narratives. It has been tried, in present study, to decode and interpret narratives, to realize the text and to understand its narrative functions, referring the semiotics of narrative elements in three authentic and influential works of Persian literature:  Kashf-ul-Mahjoob, Resalat al- Qusheyriyyeh and Tazkirat al-Awliyā. One of the most effective approaches to semiotics, which is consistent with the horizons of mystical narratives, is the approach used by Charles Sanders Peirce. Through his approach, considering its focus on interpretation and its emphasis on referential functionality of the signs, the narrative elements have been examined in mystical stories of three mentioned works. These elements include characters, contrast and opposition, impulse and association, point of view, and timing arrangement. The most important feature of narrative signs is their coherence with contrast and opposition, something that can be attributed to an experience of the Holy Affairs. This coherence is also a way through which the confrontation to formal and apparent thoughts happens to show that this type of religious experience and mystical conduct is what makes mental development and spiritual transformation possible. Accordingly, anti-narrative disclosure and negative elements and characters have been explained in the structure of narratives.
    Keywords: Semiotics, Sign, Mystical narrative, Narrative elements, Kashf-ul-Mahjoob, Qusheyriyyeh, Tazkirat al-Awliyā
  • Mohammad Saleh Zakeri, Hayat Ameri, Ferdows Agha Golzadeh * Pages 159-178
    Most of the previous studies in Iran have examined the deviation in poetry using the model proposed by Leech, so little attention has been paid to discourse deviation; whereas, if linguistics is limited just to the study of phonological, syntactic and semantic aspects of language, its contribution to literary studies will be very restricted. For this reason, using the model proposed by Mick Short upon which discourseal deviation has been firstly applied, it has been tried, in present study, to examine linguistic innovations in poetry. The scope of the study includes the works produced by new generation of modern Iranian classical poets. The study has been conducted to determine what types of discourse deviation prevail in today's classical poetry, and how much is the rhetorical value of each. The results show that eight types of innovation (beginning in the middle, the end of the unfinished, the use of conversation repairing strategy, code-switching, style-switching, expansion of semantic unit of poetry, cataphoric relation and the use of single words instead of making sentence) are prevalent in discursive level in modern classical poetry, some of which are firstly introduced in this study.
    Keywords: Stylistics, Deviation, Discourse Analysis, Discourseal Deviation, Modern classical poetry, Leech, Short's model
  • Seyyd Mohammad Rastgoofar, Farid Rastgoo Far * Pages 179-197
    Naming research (or the research on the title) reviews the name of a written or composed work, although not much attention has been paid to it in Iran, it has a special place among western and Arab scholars and many studies have being done about it or based on it. In such researches, the meaning of the name, the message it holds, and its link with the text and subject are examined in order to open a way through the text. Adopting such an approach, it has been tried in present study, to examine critically the name of highly esteemed work of Rūzbihān Baqli Shirazi, 'Abhar al-'Ashiqin. The fundamental questions were: "What is the meaning and the message of the name?" and "How does it link with the text and the subject of the book?" After introducing hermeneutically the name research, the bright, the dark and the grey types of name, and especially semantic analysis of the word "'Abhar", some hypothesis have been proposed and reported in order to find the answer of these questions; as if, on the basis of a literary and metaphorical foundation, Rūzbihān assumes his own book as a full-of beautiful-flowers garden, through which the reader can enjoy the color and fragrance of its flowers. It means that the content and the subjects help him/her to get more familiar with love and its consequences, because the author has presented them as a gift (a bouquet of lilies, lotuses and narcissuses) to the readers.
    Keywords: Name Research, the research on the title, 'Abhar, Rūzbihān Baqli Shirazi, Abhar al Ashiqin
  • Ehsan Zandi Talab, Ebrahim Rahimi Zangeneh * Pages 199-216
    Seir ul-'Ibad Ila al-Ma'ad is the first verse Miraj Nameh of Persian literature, the story of Sanai's spiritual inability in material world and his traveling passion for returning to the world of meaning. Sanai begins his existential upgrade procedure from being an animal or concrete up to the level of general intellect and then returns to his elemental body. The study of heroic structure of Joseph Campbell led to the development of a theory started with the term "monomyth", based on permanent ontology of a hero with a constant metamorphosis. Christopher Vogler proposed in his work "The Writer's Journey" another form of the theory and rewrote the heroic journey in 12 volumes and 7 archetypes. Through a descriptive-analytical method, the stages of hero's journey have been surveyed in Seir ul-'Ibad Ila al-Ma'ad, in present study, on the basis of Vogler's pattern. The results show that the overall structure of Sanai's journey is adaptable to the pattern of "The Writer's Journey", although there are some incompatibilities in some stages that are sometimes the result of differences in the definition of hero concept in two systems of mysticism and myth, and sometimes indicate the weakness of fictional techniques of Seir ul-'Ibad Ila al-Ma'ad.
    Keywords: Archetype, Hero's Journey, Christopher Vogler, Sanai, Seir ul Ibad Ila al Ma ad
  • Alimohammad Rezaei Haftador, Hossein Khosravi, Mazaher Nikkhah * Pages 217-236
    Archetypal criticism is a new method by which literary texts are analyzed. Carl Gustav Jung has made this approach of criticism more coherent through suggesting and describing two concepts of Collective Unconscious and Archetype. The archetypes are the common heritage of human civilization that are accumulated in the collective unconscious. Anima, as the most important archetype, is the unconscious feminine side of a man's soul. This archetype is manifested as beloved characters in many works of Persian literature, such as the epic Vis and Rāmin. Hence, through a descriptive-analytical method, the most important manifestations of anima in the form of the character of Vis, the beloved woman of Rāmin have been analyzed in present study. The results show that Vis and Rāmin's love came at a glance. As a bipolar character, Vis sometimes makes Rāmin's life bitter and distressed with coquetry and ignoring, and sometimes, she makes her lover prosperous by approaching him and fulfilling his wishes with love-making... some issues about anima have been also pointed out by Jung.
    Keywords: Vis Rāmin, Jung, Archetype, Anima, Beloved, Images
  • Mah Nazari * Pages 237-254
    From a long time ago, man has been concerned about the quality of his confrontation to the nature, and justification of world ending. So, he has been always trying to explain, through his ontological beliefs, the universe and the way it is created. One of these mythological beliefs is Zurvānism. It should be said that Zurvānism has not been a transient and variable issue in the history of Mazdyasna, but one of the early principles of the Zoroastrianism. Some scholars have considered Zurvān as absolute place (thwash), and someone as limitless time, and sometimes they have considered it as the concept of (fate) and destiny. The necessity of examining this issue lies in the importance of understanding the longstanding points and beliefs that reveal the meanings and mysteries of Shahnameh and explain some of the complexities of this literary masterpiece; because Ferdowsi has made combined the miraculous phenomena of myth and heroism, whose existence is essential in epic, and has tried to join myth and epic. The question is: "Can one compare the manifestation of "Zurvān" in Ferdowsi's Shahnameh with the existence of Zāl?", and also: "Symbolically, what/who are Zurvān's natural elements and helpers in Shahnameh?" The reflection of Zurvāni theories on existence, the birth and the marriage of Zāl, the victory of Rustam on Esfandiar on the one hand, and Rustam and Shaqād as the sons of Zurvān, "Hourmazd and Ahriman" on the other hand are quite obvious in present study.
    Keywords: Shahnameh, Zurvān, Hourmazd, Ahriman, Zāl
  • Shirzad Naeimi, Parsa Yaghoobi Janbeh Saraei * Pages 257-274
    Many Persian classical historiographers try, directly or indirectly, to show their objectivism and impartiality to the audiences. Among them, the "author/narrator" of Saljuqnama does not clearly claim such a statement within the text, despite years of service at the court of the Seljuk kings and being the teacher of two of them. But referring to the textual signs, one can find some forms of his indirect struggles to reflect his narrative accurately, and precisely, with no political positioning, in order to create or promote the facts in a special way while attracting the audience's trust. Various types of discourse, and the conscious or unconscious interferences made by the "author/narrator" of Saljuqnama to concoct the reality or historical realities of Seljuk dynasty are categorized and analyzed, in present study, based on the distinction between two terms of "story" and "discourse", and also on the basis of the types of discourse in the formulation of Zheplint Volts. The results show that the "author/narrator"  has propelled or fixed,  either deliberately or not, levels of reality for or against somebodies in a variety of discursive forms such as: modal, explanatory, abstract, emotional and appraisal, and the consequence has been  legitimizing certain events and individuals or vice versa.
    Keywords: Historical narrative, the Seljuks, Saljuqnama, Reality, Objectivism, story, Discourse