فهرست مطالب

پژوهش های دانش زمین - پیاپی 38 (تابستان 1398)
  • پیاپی 38 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/25
  • تعداد عناوین: 14
|
  • میثم صمدی، عبدالرضا بهره مند *، علی سلاجقه، مجید اونق، محسن حسینعلی زاده، ابوالحسن فتح آبادی صفحات 1-20

    شناخت منابع تولید رسوب و تعیین سهم نسبی هریک از این منابع در حوزه های آبخیز، به منظور تدوین برنامه های مدیریتی حفاظت آب و خاک و کنترل فرسایش امری ضروری می باشد. هدف از تحقیق حاضر تعیین سهم نسبی واحدهای زمین شناسی مختلف در تولید رسوب در حوزه آبخیز تول بنه در استان گلستان می باشد. بدین منظور از واحدهای مختلف نمونه برداری انجام شد. هم چنین با استفاده از نمونه بردار ممتد بار معلق فیلیپس، طی یک دوره یک ساله نمونه های رسوب برداشت شد و سپس غلظت 34 خصوصیت ژئوشیمیایی در 41 نمونه ی منابع رسوب و 8 نمونه رسوب معلق در آزمایشگاه با استفاده از دستگاه ICP تعیین شد. سپس با استفاده از آزمون های آماری تست غلظت جرمی، کراسکال- والیس و آنالیز تابع تشخیص گام به گام اقدام به تعیین ترکیب بهینه ردیاب ها جهت تفکیک منابع رسوب شد. در نهایت 15 ردیاب به عنوان ترکیب بهینه انتخاب شدند که با استفاده از داده های این ردیاب ها و مدل ترکیبی چند متغیره سهم منابع مختلف در تولید رسوب تعیین شد. براساس نتایج به دست آمده، واحدهای Qal و Jsl s.sh به ترتیب با 22/68 و 75/28 درصد منبع اصلی در تولید رسوب بوده اند. واحد Qal شامل نهشته های رودخانه ای کواترنر می باشد و واحد Jsl s.sh متشکل از ماسه سنگ و شیل سازند شمشک است که هر دو واحد حساسیت بالایی به فرسایش دارند. بنابراین جهت کاهش رسوب ورودی به رودخانه، ضروری است اقدامات کنترل فرسایش و رسوب بر روی این واحدهای حساس به فرسایش انجام گیرد.

    کلیدواژگان: ردیاب، ژئوشیمیایی، کراسکال-والیس، کواترنر، ماسه سنگ
  • ندا محسنی * صفحات 21-33

    فرسایش خاک به عنوان یک فرایند ژئومورفیک علاوه بر تلفات خاک، اثرات شدیدی بر تنوع زیستی خاک دارد. دینامیک تنوع زیستی خاک می تواند شاخصی برای ارزیابی میزان سازگاری اکوسیستم ها در برابر تغییرات محیطی باشد. از آنجا که اکوسیستم های خشک و نیمه خشک نقش مهمی در انتشار کربن به اتمسفر دارند، عملکرد فرآیندهای فرسایشی می تواند شرایطی را برای توقیف کربن و متعاقبا اثرات مثبت در راستای افزایش سازگاری این اکوسیستم ها در برابر تغییرات محیطی فراهم آورد. در این مطالعه با هدف بررسی اثرات فرسایش آبی بر تنوع میکروبی خاک، نمونه های خاک از بخش های مختلف سه مخروط افکنه برای اندازه گیری فعالیت های آنزیمی، کربن زیست توده میکروبی، کربن آلی، کربن آلی ناپایدار (محلول)، توزیع اندازه ذرات خاک و رطوبت خاک برداشت شد. نتایج نشان داده است، میزان کربن آلی و نیتروژن کل در سایت های رسوبی به طور معنی داری کمتر از سایت های فرسایشی بوده است. در حالی که بیشترین میزان کربن آلی محلول و کربن زیست توده میکروبی در سایت های رسوبی دیده شده است. همچنین در مقایسه با سایت های فرسایشی، فعالیت آنزیم کاتالاز بیشترین مقدار را در نمونه های مربوط به سایت های رسوبی نشان داده است. براساس این یافته ها، معدنی شدن و تجزیه کربن آلی در سایت های فرسایشی و رسوبی به شدت مرتبط با تغییر در ویژگی های بیوژئوشیمیایی خاک است. به طوری که از مجموعه ویژگی های زیستی خاک، اثرگذاری کیفیت کرین در افزایش ارتجاع پذیری اکوسیستم ها بسیار مهم تر از کمیت کرین می باشد.

    کلیدواژگان: فرایند ژئومورفیک، فرسایش آبی، تنوع میکروبی، فعالیت آنزیمی، مناطق خشک
  • آتوسا غلامحسنیان، عادل سپهر *، محمد سهرابی صفحات 34-46

    پوسته های زیستی خاک، جوامع فراوان و گوناگونی هستند که شامل مجموعه ای از میکروارگانیسم ها مانند سیانوباکتری ها، جلبک های سبز، گلسنگ ها، قارچ ها، خزه ها و ذرات خاک مرتبط با آنها هستند. در این پژوهش به بررسی اثر پوسته های خزه و گلسنگ بر پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در منطقه خشک و نیمه خشک تخت سلطان در خراسان رضوی پرداخته شده است. نمونه برداری در فصل تابستان در طول ترانسکت و با استفاده از پلات 5/0 مترمربعی در دو عمق (5-0)، (20-5) سانتی متری با سه تکرار صورت گرفت. در مجموع 60 نمونه جهت اندازه گیری خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک تهیه و به آزمایشگاه منتقل شد. بررسی نتایج به دست آمده از آنالیز واریانس و آزمون توکی نشان داد که حضور پوسته های زیستی بر تخصیص پارامترهای خاک اثر گذاشته است. از جمله کاهش pH و EC در خاک های فاقد پوسته و افزایش کربن آلی و کربنات کلسیم در حضور خزه و گلسنگ در عمق 5-0 سانتی متری خاک می باشد. نتایج پژوهش، نشان از تفاوت قابل توجه در ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک در حضور یا عدم حضور پوسته های خزه و گلسنگ در چشم انداز بیابان دارد.

    کلیدواژگان: پوسته های زیستی خاک، خزه، گلسنگ، ویژگی های فیزیکی-شیمیایی خاک، تخت سلطان
  • حسن شعبانی نیا، صدرالدین متولی *، غلامرضا جانباز قبادی، شهریار خالدی صفحات 47-71

    پیش بینی و تعیین میزان کمی فرآیندهای تولید رواناب و انتقال آن به نقطه خروجی حوضه آبخیز از اهمیت خاصی برخوردار است. برآورد پتانسیل تولید رواناب در یک حوضه جهت برنامه ریزی در حفاظت خاک و فرسایش و نیز مدیریت حوضه ها از لحاظ تولید رواناب و رسوب بسیار حائز اهمیت است. حوضه آبخیز لاویج رود عمدتا به دلیل وضعیت توپوگرافی و فیزیوگرافی، موقعیت اقلیمی، عدم رعایت مشخصات فنی در احداث راه و ابنیه فنی و تجاوز به حریم رودخانه، زمین شناسی و دیگر عوامل موثر در ایجاد رواناب، دارای پتانسیل تولید سیل در برخی از مواقع سال می باشد. در این پژوهش کارایی مدل اتومات سلولی به منزله روشی نوین و امکان تلفیق آن با برنامه های GIS برای شبیه سازی خطر سیلاب و هیدروگراف جریان برای لاویج رود مطالعه شد. از داده های کاربری اراضی، گروه های هیدرولوژیک خاک، DEM، داده های بارش و ضریب زبری استفاده شد که همه لایه ها در قالب رسترهای با اندازه سلول 30×30 تهیه شدند. براساس روش SCS، ارتفاع رواناب و خطر سیلاب در حوضه به دست آمد. همچنین، براساس مدل موج سینماتیک، عمق جریان و بر طبق معادله مانینگ، سرعت جریان در سلول ها محاسبه شد و از روی سرعت جریان زمان پیمایش به دست آمد. براساس این داده های ورودی، گراف سری زمانی دبی سیلاب برای 35 رخداد حداکثر بارش 24 ساعته طی سال های 1362 تا 1396 ترسیم شد. بین مقادیر مشاهده ای و برآوردی دبی میانگین در یک ساعت و دبی حداکثر بارندگی 24 ساعته به ترتیب 95/0 و 98/0 درصد همبستگی در ایستگاه آغوزکتی مشاهده گردید که مبین آن است که رویکرد CA علیرغم سادگی اش می تواند نتایج واقع گرایانه ای برای یک رویداد طبیعی پیچیده مانند رواناب فراهم نماید. همچنین درصد خطای مقادیر مشاهداتی و برآوردی میانگین دبی در یک ساعت و دبی حداکثر بارندگی 24 ساعته هم به ترتیب 14 و 3/8 است که دقت مناسب مدل را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: اتومات سلولی، خطر سیلاب، GIS و حوضه آبخیز لاویج رود
  • فرزاد میرزایی قلعه، رحمت الله منشی زاده *، جواد اطاعت صفحات 72-84

    امروزه گردشگری به عنوان یکی از منابع اقتصادی پایدار برای توسعه مناطق مختلف در نظر گرفته می شود، منطقه قصرشیرین در استان کرمانشاه دارای بستر مناسب برای توسعه گردشگری جنگ و در نتیجه رونق اقتصادی می باشد. این پژوهش که از نوع توصیفی– تحلیلی با ماهیت کاربردی می باشد به دنبال این هدف است که گردشگری جنگ را به عنوان فرصت بالقوه ای برای توسعه اقتصادی منطقه قصرشیرین معرفی نماید و برای گردآوری اطلاعات جهت اثبات آن از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است و نیز برای تحلیل داده ها که از 311 پرسشنامه در قالب سه گروه (ساکنین، مدیران، گردشگران) به دست آمده ، از مدل تعیین راهبرد SWOTاستفاده شد. نتایج نشان می دهد که مجموعه نقاط محیط داخلی (قوت، ضعف) 2/3 و نیز مجموعه نقاط محیط خارجی (فرصت و تهدید) 1/2 می باشد که راهبرد محافظه کارانه (ST) را شامل می شود لذا با توجه به جدول SWOTراهبردهایی از جمله: استفاده از نیروهای محلی برای اشتغال و فعالیت در فرصت های ایجاد شده، شناخت تهدیدات این نوع از گردشگری و تلاش برای رفع آن، ایجاد موزه ها و نمایشگاه های خاص این نوع از گردشگری، آموزش جامعه محلی، جذب سرمایه بخش خصوصی ، ایجاد پکیج حمایتی در قالب این نوع از گردشگری، معرفی مناطق هدف این نوع از گردشگری درکشورهای همسایه و نیز تقویت حس اجتماعی و مشارکت جمعی و سازماندهی تولیدات هم راستا با توسعه گردشگری جنگ ضروری می نماید

    کلیدواژگان: گردشگری، گردشگری جنگ، تعیین استراتژی، SWOT، قصرشیرین
  • زینب محمدی، حسن لشکری * صفحات 85-103

    در این تحقیق از دو روش گردشی به محیطی و محیطی به گردشی استفاده شده است. برای مطالعه و تحلیل جابجایی مکانی جت جنب حاره ای داده های سایت http://www.esrl.noaa.gov استفاده شد. نقشه های جت طی دوره آماری 21 سال در ماه های (اکتبر تا می) در محیط نرم افزاری grads ترسیم و محور جت ها برای هر ماه بر روی نقشه های پایه ای که در محیط نرم افزاری ARCGIS10.4 تهیه شده بود ترسیم شده است. سپس داده های ماهانه بارش 9 ایستگاه همدید استان طی سال های زراعی (1375 تا 1396) استخراج نمونه های مطالعاتی انتخاب گردید. بررسی های چشمی انجام شده بر روی محور جت ها در ماه های مختلف نشان داد که محور جت ها دارای جابجایی شمال و جنوب سوی نسبتا زیاد می باشند. از اول اکتبر به تدریج با جابجایی شرق سوی پرفشار عربستان جریان های جت در موقعیت مناسبی قرار گرفته و شرایط برای ایجاد ناپایداری ها فراهم می شود. در ماه های ژانویه و دسامبر جت در مناسب ترین حالت خود (شرق مصر تا غرب خلیج فارس) قرارمی گیرد. نتایج حاصل از الگوی های همدید بارش های شدید نشان داد که از چند روز قبل از شروع بارش ها پشته عمیقی از روی آفریقا و مدیترانه مرکزی تا شمال عرض 60 درجه گسترش یافته و جریانات را بر روی مدیترانه شرقی کاملا نصف النهاری و باعث شکست در امواج راسبی می گردد. شیو حرارتی شدید حاصل از آن ضمن تقویت جت جنب حاره ای، ناوه عمیقی را بر روی مدیترانه شرقی ایجاد می کند که با فرارفت سرد جنب قطبی بر روی سامانه سودانی و فرارفت رطوبتی مناسب از روی دریاهای گرم عرب و عمان سامانه سودانی و ناوه دریای سرخ تقویت شده و ناپایداری شدیدی را بر روی منطقه ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: همدید، ترمودینامیک، جت جنب حاره ای، کم فشار سودان، استان فارس
  • رویا پناهی، محمد مهدی حسین زاده *، سمیه خالقی صفحات 104-121

    سیل رایج ترین مخاطره ی طبیعی است که باعث آسیب بسیار زیاد به محیط زیست، ساخت و سازها و تلفات هر ساله در سراسر جهان شده است. عواملی از قبیل قدرت سیل، بزرگای سیل، تکرار مدت جریان، تغییرات در مقاطع عرضی رودخانه از جمله فاکتورهای کنترل کننده سیل می باشند. در این پژوهش به تعیین حریم کمی رودخانه گاماسیاب در استان کرمانشاه پرداخته شده است با کمک مدل DLSRS که اولین مدل ریاضی، محاسبه حریم کمی رودخانه ها مطابق ضوابط و مقررات جاری کشور است انجام شده است و با استفاده از پنج شاخص دبی با دوره بازگشت 25 ساله، موقعیت رودخانه، پایداری بستر و کناره، رژیم جریان، تنش اجتماعی حریم کمی رودخانه ی گاماسیاب در 130 مقطع برای ساحل چپ و راست محاسبه شده است. نتایج حاصل از مدل نشان می دهد میزان حریم به دست آمده در بخش های مختلف به طور متوسط 3 تا 13 متر بوده است که در بخش اول بیشترین میزان حریم به دست آمده و بخش یازدهم از رودخانه ی گاماسیاب کمترین حریم را تعیین شده است و همچنین نتایج حاکی از آن است که این مدل برای تمامی رودخانه های کشور مناسب نبوده است و برای رودخانه هایی که دارای تنوع رتبه رود هستند مناسب تر است و برای رودخانه گاماسیاب که دارای رتبه ی 5 است، تعیین حریم رودخانه با این مدل منطبق بر واقعیت نخواهد بود؛ همچنین تعیین حریم با این روش برای رودخانه هایی که زمین های حاشیه رودخانه به صورت بایر و فاقد مالکیت باشند ارزیابی مناسب تری داشته است.

    کلیدواژگان: حریم کمی، سیلاب، DLSRS، رودخانه ی گاماسیاب
  • احمد لشگری، محمودرضا هیهات *، محمد مهدی خطیب، مهدی نجفی صفحات 122-133

    سازند میشان یکی از واحدهای سنگ چینه ای نئوژن است که در جنوب و جنوب باختری ایران گسترش فراوانی دارد. در سال های اخیر به منظور دستیابی به سن دقیق این سازند، مطالعاتی با استفاده از داده های فسیل شناسی و همچنین استفاده از ایزوتوپ های استرنسیم انجام شده است. در مناطق چین خورده جوان همچون کمربند چین خورده زاگرس که حاوی رسوباتی هستند که دچار دفن شدگی عمیق نشده اند، یکی از مناسب ترین روش های بدست آوردن سن رسوبات، استفاده از مطالعه مغناطیس دیرینه است. با استفاده از این روش می توان رسوبات غیر دریایی رودخانه ای و همچنین رسوبات آبرفتی را که اغلب فاقد ویژگی های زیست چینه ای و رادیومتریک مناسب جهت تعیین سن هستند را سن یابی کرد و همچنین نرخ رسوبگذاری توالی مورد مطالعه را نیز بدست آورد. در این پژوهش سن سازند میشان با استفاده از روش مگنتو استراتیگرافی، در ناحیه تاقدیس جریک واقع در شمال خاوری فروافتادگی دزفول مطالعه شده است، در برش مورد مطالعه، سن مرز زیرین و بالایی سازند میشان به ترتیب 1/14 و 6/ 13 میلیون سال (میوسن میانی) برآورد شده است. همچنین میانگین نرخ رسوبگذاری برای این سازند بعد از تراکم ثانویه 38 سانتیمتر در هزار سال به دست آمد.

    کلیدواژگان: تاقدیس جریک، چینه نگاری مغناطیسی، سازند میشان، فروافتادگی دزفول
  • فریبا ریاحی سامانی، ناهید شبانیان بروجنی *، علیرضا داودیان دهکردی صفحات 134-147

    گرانیت گنایسی آبادچی به صورت توده کوچک دگرشکل و دگرگون شده در شمال دریاچه سد زاینده رود و در شمال شهرکرد در پهنه ساختاری سنندج- سیرجان واقع شده است. ترکیب کانی شناسی این توده شامل کوارتز، پلاژیوکلاز، فلدسپات پتاسیم، بیوتیت، آمفیبول و موسکویت به عنوان کانی های اصلی و زیرکن، اسفن و آلانیت به عنوان کانی های فرعی می باشند. بر مبنای تقسیم بندی نوع شکل، بلورهای زیرکن این توده گرانیت گنایسی غالبا در گستره P2 قرار می گیرند. ریخت شناسی بلور های زیرکن در این سنگ ها نشان دهنده یک منشاء غالبا گوشته ای و اندکی پوسته ای برای ماگمای مادر آنها است. براساس شکل بلور زیرکن (به عنوان یک ژئوترمومتر)، درجه حرارت تشکیل این بلورهای زیرکن در حدود 750 تا 800 درجه سانتی گراد می باشد.

    کلیدواژگان: آبادچی، ریخت شناسی زیرکن، سنندج- سیرجان، سد زاینده رود، گرانیت نوع A
  • شهرام شریعتی، محبوبه اصغری *، حمید رضا ناصری، نادر کهنسال قدیم وند صفحات 148-164

    سازند کربناته لار با گسترش وسیع در ارتفاعات جنوبی بهشهر، دارای پتانسیل بالایی برای کارستی شدن است. انواع مختلف پدیده های کارستی نظیر غار و فروچاله در این سازند شناسایی شده است. برای مطالعه دقیق تر کارست در محدوده سد گلورد، تعداد 101 تیغه نازک از نمونه های سنگی مربوط به گمانه GV1 واقع در تکیه گاه چپ این سد تهیه و بررسی شد. سپس با توجه به تغییرات سنگ شناسی و مشاهده حفرات کارستی در مغزه ها، تعداد 20 نمونه سنگی انتخاب و مورد آنالیز ژئوشیمی به روش XRF قرار گرفت. بررسی تغییرات عناصر فرعی و نسبت های Sr/Mn و Na/Mn نشان داده که نفوذ آبهای سطحی و افزایش دیاژنز متئوریک در محدوده های کارستی، موجب افزایش مقدار آهن و منگنز (به ترتیب حدود 1500 و 90 پی پی ام) و کاهش سدیم و استرانسیم (به ترتیب حدود 390 و 360 پی پی ام) و همچنین نسبت آنها به منگنز شده است. بنابراین همراه با کارستی شدن، تغییر عناصر فرعی نیز در حاشیه کارست رخ می دهد که با فاصله گرفتن از آن میزان عناصر به حالت طبیعی بر می گردد. آنالیز هیدروشیمی نمونه آب چشمه های مخزن سد گلورد و رسم نمودارهای Piper و Durov نشان می دهد که تیپ آب موجود در اکثر چشمه ها به صورت بیکربنات کلسیم-منیزیم است که با تیپ آب آبخوان های کارستی مطابقت دارد. محاسبه نمایه های اشباع با استفاده از نرم افزار PHREEQC 2.6، نشان می دهد که چشمه های محدوده غالبا فوق اشباع از کلسیت و آراگونیت و در دوره کم آبی فوق اشباع از دولومیت می باشند. با وجود این، بررسی تغییرات دبی و هدایت الکتریکی تعدادی از چشمه های محدوده در کنار نمایه اشباع، نشانگر غالب بودن جریان آب زیرزمینی مجرایی-افشان در چشمه های کارستی محدوده است.

    کلیدواژگان: ژئوشیمی، سازند لار، سد گلورد، کارست، هیدروژئوشیمی
  • معصومه زارع شولی، زهرا طهماسبی، عادل ساکی *، احمد احمدی خلجی صفحات 165-181

    نفوذ کمپلکس گرانیتوئیدی بروجرد و نفوذ باتولیت الوند در سنگ های رسی سبب ایجاد هورنفلس های رسی و میگماتیت های ذوب بخشی در هاله دگرگونی شده است. در منطقه تویسرکان و بروجرد پدیده ذوب بخشی و میگماتیتی شدن در سنگ های دگرگونی درجات بالا به دلیل نفوذ سنگ های مافیک رخ داده است. لوکوسوم ها عمدتا از کانی های کوارتز و فلدسپار پتاسیم تشکیل شده اند که در آن فلدسپار پتاسیم شکل دار تا نیمه شکل دار بوده و کوارتز با بافت بین بلوری فضای بین آنها را پر کرده است. مجموعه ی کانیایی این دو منطقه تا حدود زیادی مشابه است، حضور کانی های اسپینل و کروندم و فراوانی آندالوزیت در مزوسوم میگماتیت های منطقه بروجرد مشهود می باشد در صورتی که در مزوسوم میگماتیت های تویسرکان کروندم وجود ندارد و کردیریت و گارنت فراوانتری وجود دارند. مقایسه واکنش های ذوب و روابط فازی مناطق مورد مطالعه نشان می دهد که تفاوت عمده در زون اسپینل - کردیریت (منطقه تویسرکان) و زون اسپینل - کروندم (منطقه بروجرد) می باشد به طوری که در منطقه تویسرکان سیمپلکتیت And+Spl+Crd در بخش مزوسوم میگماتیت ها تشکیل شده است در صورتی که در بخش مزوسوم میگماتیت های بروجرد سیمپلکتیت And+Spl+Crn+Crd تشکیل شده است. براساس مشاهدات صحرایی و پتروگرافی شکل گیری میگماتیت های هر دو منطقه بر اثر فرآیند ذوب بخشی می باشد. واکنش های موثر در تشکیل مذاب و بخش لوکوسوم میگماتیت ها شامل واکنش های ذوب در حضور فاز سیال و واکنش های ذوب بدون حضور فاز سیال می باشد. واکنش Bt+And=Crd+Spl+Kfs+melt مهم ترین واکنش های توسعه مذاب در سنگ های رسی دگرگون شده هاله الوند است در صورتی که واکنش Bt+And=Crd+Kfs+Spl+Crn+L مهم ترین واکنش توسعه مذاب در سنگ های رسی دگرگون شده هاله بروجرد می باشند.

    کلیدواژگان: بروجرد، تویسرکان، ذوب بخشی، روابط فازی، واکنش های ذوب
  • خسرو حیدری، عبدالحسین امینی *، محسن آل علی، علی سلگی، جلیل جعفری صفحات 182-195

    در این مطالعه با توجه به اعماق سطح بالایی پی سنگ و سطوح بالایی و پایینی سازند آسماری و ضخامت این سازند و سازندهای رسوبی بالای پی سنگ، تاثیر ریخت شناسی سطح بالایی پی سنگ بر فضای رسوب گذاری مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از تحقیقات پیشین و داده های بیش از 200 حلقه چاه حفاری شده در میادین نفتی فروبار دزفول و دشت آبادان، نقشه های عمقی سطح بالایی پی سنگ و سطوح بالایی و پایینی سازند آسماری و نقشه های هم ضخامت سازند آسماری و سازندهای بالای پی سنگ تهیه گردید. نقشه سطح بالایی پی سنگ نشان می دهد که کمینه و بیشینه مقادیر مربوط به عمق پی سنگ از حدود 7000 تا 15000 متر متغیر است، به طوری که عمیق ترین سطح آن در فروبار دزفول شمالی و کم عمق ترین آن در فروبار دزفول جنوبی و دشت آبادان قرار دارد. نقشه های سطوح بالایی و پایینی سازند آسماری نیز انطباق خوبی با نقشه سطح بالایی پی سنگ، به ویژه در ناحیه فروبار دزفول شمالی، نشان می دهند. همچنین نقشه های هم ضخامت تهیه شده نیز هم خوانی مناسبی با نقشه عمقی سطح بالایی پی سنگ و سطوح بالایی و پایینی سازند آسماری در این ناحیه دارد. با این وجود در فروبار دزفول جنوبی نقشه سطح بالایی پی سنگ همخوانی منطقی با دیگر نقشه ها نشان نمی دهد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که فضای رسوب گذاری سازند آسماری در فروبار دزفول شمالی و دشت آبادان، عمدتا متاثر از ریخت شناسی سطح بالایی پی سنگ در دوره های مختلف رسوب گذاری بوده است. بنظر می رسد این فضا در فروبار دزفول جنوبی عمدتا تحت تاثیر زون های گسلی پی سنگی قرار داشته است. براساس نتایج این مطالعه بیشترین نرخ تامین رسوب در بخش میانی فروبار دزفول شمالی ثبت شده است.

    کلیدواژگان: زاگرس، فروبار دزفول، پی سنگ، سازند آسماری، فضای رسوب گذاری
  • کاظم بهرامی، سید محمود فاطمی عقدا *، علی نورزاد، مهدی تلخابلو صفحات 196-212

    ویژگی های ریخت شناسی حوزه ها مانند مساحت، شیب و طول رودخانه اصلی می توانند بعضی از خصوصیات سنگدانه ها مانندگردشدگی، بافت سطحی و میزان ریزترک ها را تحت تاثیر قرار دهند. ابتدا از طریق تصاویر ماهواره ای، نقشه های زمین شناسی و بازدید های میدانی، 12 مخروط افکنه انتخاب شد که دارای حوزه بالادستی مشابهی از نظر سنگ شناسی هستند. از قسمت وسط 12 مخروط افکنه، 150 نمونه برای سه اندازه متفاوت شن (50 نمونه برای هر اندازه) برداشت گردید و ویژگی های فوق الذکر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که با کاهش شیب، افزایش مساحت و طول مسیر جریان حوزه بالادست مخروط افکنه ها، گرد شدگی افزایش، بافت سطحی صاف تر و میزان ریزترک ها کاهش می یابد. کمترین میزان گردشدگی در مخروط افکنه دارای مساحت حوزه بالادستی 27 و 33 هکتار و در محدوده سنگدانه های با اندازه (mm5/12-16) در حالی که بیشترین میزان گردشدگی در مخروط افکنه دارای بزرگ ترین مساحت حوزه بالادستی (206 و 309 هکتار) و بزرگ ترین سنگدانه ها (mm25-5/37) به دست آمده است. از نظر بافت سطحی نیز بیشترین زبری و کمترین زبری به ترتیب در مخروط افکنه ای با مساحت حوزه بالا دستی 25 هکتار و ذرات (mm5/12-16) و مخروط افکنه با مساحت حوزه بالادستی 309 هکتار و سنگدانه های mm37.5-25 مشاهده شده است. از نظر ریزترک نیز کمترین درصد ترک در ریزترین سنگدانه های برداشت شده از مخروط افکنه با مساحت حوزه بالادستی 309 هکتار به میزان 10 درصد و بیشترین میزان ترک در درشت ترین سنگدانه های برداشت شده از مخروط افکنه با مساحت حوزه بالا دستی 29 و 33 هکتار به میزان 32 درصد، به دست آمده است. همچنین وضعیتی مشابه با مساحت حوزه بالادست برای طول مسیر جریان دیده شد.

    کلیدواژگان: بافت سطحی، سنگدانه، ریزترک، گردشدگی، مخروط افکنه
  • غلامرضا میرزابابایی *، محمد یزدی، محمد قنادی مراغه، مهرداد بهزادی، محمدرضا رضوانیان زاده صفحات 213-227

    بررسی الگوی ژئوشیمیایی پراکندگی عناصر کمیاب و نادر خاکی در سنگ های متاثر از متاسوماتیسم حاکی از یک منشا ماگمایی برای کانه زایی Th-REE در کانسار سه چاهون است. بررسی الگوهای تمرکز عناصر کمیاب و نادرخاکی بهنجار شده نسبت به کندریت و جبه اولیه در سنگ های ریولیتی میزبان که در موقعیت فرورانش تشکیل شده اند و مقایسه این الگوها با الگوهای نظیر برای زون کانه زایی Th-REE نیز تاییدی بر این مسئله است که منشا Th-REE در واقع همان ماگمای ریولیتی یا اتاق ماگمایی است که ماگمای ریولیتی از آن مشتق شده است. این مسئله با داده های ایزوتوپی اکسیژن و هیدروژن که از طریق بررسی ایزوتوپ های پایدار در کانی اکتینولیت پاراژنز با کانی های میزبان REE و Th به دست آمده نیز تایید شده است. کانی های توریم شامل هوتونیت و توریت می باشند. نتایج آنالیز ایزوتوپی اکسیژن سیال در تعادل با اکتینولیت پاراژنز با هوتونیت و توریت 65/6 تا 71/7 پرمیل برآورد شد که در محدوده ترکیب ایزوتوپی اکسیژن ماگمایی (10 تا 6 پرمیل) قرار می گیرد. نتایج آنالیز ایزوتوپی هیدروژن سیال در تعادل با اکتینولیت نیز 29/73- تا 04/42- پرمیل محاسبه گردید که در محدوده ترکیب ایزوتوپی هیدروژن ماگمایی (50- تا 80- پرمیل) قرار گرفت.

    کلیدواژگان: کانه زایی Th-REE، متاسوماتیسم، ایزوتوپ های پایدار، منشا ماگمایی، کانسار سه چاهون
|
  • Meisam Samadi, Abdolreza Bahremand *, Ali Salajegheh, Majid Ownegh, Mohsen Hoseinalizadeh, Abolhasan Fathabadi Pages 1-20

    In order to develop management plans for water and soil conservation and erosion control, it is necessary to identify the sources of sediment yield and the contribution of each source in watersheds. The aim of this study was to determine the contribution of different geological units to sediment yield of the Toulbane watershed in Golestan province. In view of this, samples were collected from different geological units. Collecting suspended sediment samples was carried out using Philips time-integrated sediment sampler over a one-year period (2017). Afterward, the concentration of 34 geochemical properties was examined for 41 source samples and 8 suspended sediment samples in the laboratory using the ICP device. Next, the optimal composite fingerprints were determined to discriminate sediment sources by using three statistical tests including mass conservation test, Kruskal-Wallis and stepwise discriminant function analysis. As a result, 15 tracers were selected as the optimal composite fingerprints and the contribution of different geological units to sediment yield was determined using the data derived from these tracers and implementing the multivariate mixing model. According to the results, the Qal and Jsl s.sh units had the highest contribution to sediment yield with the respective values of 68.22% and 28.75%. The Qal contains quaternary deposits and the Jsl s.sh (Shemshak formation) consists of sandstone and shale materials; both of which are highly sensitive to erosion. Hence it is necessary to carry out erosion control actions on erodible units to reduce sediment entrance to the river.

    Keywords: Tracer, Geochemical, Kruskal-Wallis, Quaternary, Sandstone
  • neda mohseni * Pages 21-33

    Soil erosion is a geomorphic process that can increase soil losses and affect the dynamics of soil biological diversity. Soil biological diversity can considers as an indicator for assessing adaptation rate of arid ecosystems against environmental changes. This study evaluates variations in soil microbial diversity and physiochemical properties in erosional landscapes. Since, arid and semi-arid ecosystems have a critical role in flux of carbon dioxide to atmosphere; many erosional landforms belonging to these ecosystems can occur a condition for sequestrating carbon and subsequently positive impacts for increasing resilience level against environmental harshness. One of the common landforms in arid landscapes is alluvial fan. Soil samples were collected from different topographic positions of the three alluvial fans for measuring enzyme activities, particle size distribution, soil water, soil microbial activity, and soil organic carbon. The findings showed that different positions exhibit different conditions in terms of carbon mineralization and sequestration causing the heterogeneous dynamics of soil biological properties.

    Keywords: Geomorphic process, Water erosion, Biological diversity, Enzyme activities, Arid ecosystem
  • Atoosa Gholamhosseinian, Adel Sepehr *, Mohammad Sohrabi Pages 34-46

    Biological soil crusts are communities composed complex species of algae, fungi, cyanobacteria, lichens, fungi and bryophytes and soil particles associated with them. In this research, the effect of moss and lichen on soil physicochemical parameters in arid and semi-arid region of Takhte-Sultan in Khorasan-Razavi has been investigated. Samples were collected in summer along a linear transect by using 50 x 50cm quadrates. All soil samples were taken in 3 replicates from the 0-5Cm and 5-20 Cm. So, 60 samples were taken to compare lichen and moss crusts effects on the soil physicochemical properties. The results of analysis of variance and Tukey test showed that the presence of bio-crusts have affected the soil parameters. Including by decreasing pH and EC in soils without crusts and increasing organic carbon and calcium carbonate in the presence of moss and lichen at 0-5 cm depth. As a result, there is a significant difference in the physicochemical parameters of soil in the presence or absence of moss and lichen crusts in the desert landscape.

    Keywords: Biological soil Crusts, Mosses, Lichen, Soil physicochemical properties, Takhte-Soltan
  • Hasan Shabaninia, Sadraldin Motevalli *, GholamReza JanbazGhobadi, Shahryar Khaledi Pages 47-71

    Quantitative forecasting and determining the processes involved in the production of surface runoffs and their transportation to the basin outlet is very crucial. The estimation of runoff production potential of a basin is highly important in soil and erosion conservation, as well as in managing the basins that produce runoffs and sediments. The Lavijrood watershed can produce seasonal floods; this is due to its topographical and physiological situation, climate system, non-compliance with technical construction standards, riverside violation, geology, and the other factors that affect the runoff production. In this research, we investigated the performance of the circular automata (CA) model as a suitable estimation method, and examined the possibility of integrating the method with the ArcGIS application to simulate the flood hazards and the hydrograph flow for the Lavijrood. The runoff level and the flood hazard were obtained through the SCS method. The flood simulation using the SCS method requires the data of land use, hydrologic groups of soils, Digital Elevation Map (DEM), rainfall, and the roughness coefficient of the basin. The raster format of all these layers was prepared with cell sizes of 30×30 m. Also, the flow depth and flow velocity were calculated based on the kinematic wave model and Manning equation; then travel time was obtained from the flow velocity. Based on these input data, the flood discharge time series graph was plotted for 35 maximum 24-hour rainfall events during the years 1994 to 2018. The correlation coefficients between the observational and simulated average discharge values in an hour and the maximum discharge of a 24-hour-rainfall in the Aghooz-Katty station were o.95 and 0.98, respectively. This means that, despite its simplicity, the CA approach provides realistic results for complicated natural events like runoffs. Furthermore, the error values of observational and average simulated discharges over an hour and the maximum discharge of a 24-hour-rainfall were 14 and 8.3 %, respectively, which shows a proper precision for the model.

    Keywords: Circular automata, Flood risk, GIS, Lavijrood watershed
  • FARZAD MIRZAEE, Rahmatullah Mansishizadeh *, Javad etaa Pages 72-84

    Today, tourism is considered as one of the most sustainable economic resources of different regions,; the Qasarshirin district in Kermanshah province is a suitable place for the development of war tourism which results in economic prosperity and job creation. This descriptive-analytical study of the area seeks to introduce tourism as a potential opportunity for economic development in Qasr-e-Shirin region, and to gather information to prove it through library and field research. The data was analyzed using 311 questionnaires in three groups (residents, managers, tourists). The SWOT strategy was used. The results show that the collection of internal environment (strength, weakness) is 3.2 and the set of environmental points (opportunity and threat) is 2.1 which consist of conservative strategy (ST). Therefore, according to SWOT table, strategies including the use of local forces for employment and activities in the opportunities created, recognizing the threats of this type of tourism and trying to eliminate it, creating museums and exhibitions of this kind of tourism, training local community , attracting private sector investment, creating a supportive package in the form of this type of tourism, determining target areas for this type of tourism in neighboring countries, and strengthening the social and collective participation and development of productions related is necessary for the development of war tourism.

    Keywords: Tourism, War Tourism, Strategy Determination, SWOT, Qasr Shirin
  • zainab mohammadi, hassan lashkari * Pages 85-103

    The present study used two methods of circulation to peripheral and peripheral to circulation. To study and analyze the spatial movement of sub-tropical jet, the data of the website http://www.esrl.noaa.gov was used. The maps of jet for a 21 year statistical period (from October to May) were produced using Grads software, and the axis of jets for every month were drawn on the basic maps produced in ARCGIS10.4 software. Afterwards, the monthly precipitation data of nine synoptic stations in Fars province during the crop year of 1996-2017 was extracted, and the samples were selected. Examination of jet axis in different months showed that jet axis has relatively much northward and southward movement. From the early October, gradually the jet streams locate in proper places following the eastern movement of Arabian high pressure, and provide proper condition for atmospheric instability. In January and December, the jet is located in its best place. The results of the synoptic patterns of heavy rains showed that from a few days before the start of precipitation, a deep ridge develops over Africa and central Mediterranean to the north of the latitude of 60 degree and cause fractures in the Rossby waves. The resulting sever thermal gradient causes a deep trough over the eastern Mediterranean which is intensified following the advection of cold sub polar over Sudan system, and proper moisture advection over the southern warm seas of sub-tropical jet stream, and creates sever instability over the region.

    Keywords: Synoptic, Thermodynamic, Tropical jet stream, Sudan Low, Fars province
  • roya panahi, Mohammad Mahdi Hosseinzadeh *, Somaiyeh Khaleghi Pages 104-121

    Flood is a common natural disaster that causes immense damage to the natural environment, construction and casualties worldwide every year. The control factors of the flood are power, magnitude, and frequency, duration of the flow and changes of cross-sections. In this research, the quantitative fringe of Gamasiyab River (located in the Kermanshah province) has been investigated using DLSRS model. The DLSRS is the first mathematical model for calculation of quantitative fringe according to the rules and regulations of the country. First, the cross-sections were extracted by the HEC-GeoRAS extension in GIS software. Then the quantitative fringe of Gamasiyab River has been calculated for 130 cross-sections by five indexes including discharge (25 years return period), location of the river, stability of the bed and bank, flow regime and social tension. The results of the model show that the quantitative fringe was 3 to 13 meters on average in different reaches so that the highest value of the fringe in the Gamasiab River was in the reach 1 and the lowest was in the reach 11. Also results show that this model was not suitable for all of the rivers in the country and it is suitable for the rivers that have different stream orders. Therefore the results of this model will not be acceptable for the Gamasiyab River (the stream order of this river is 5th). This model is suitable for the rivers which have bare and non- proprietary riparian.

    Keywords: Quantitative fringe, Flood, DLSRS, Gamasiyab River
  • ahmad lashgari, Mahmoud reza Hayhat *, Mohammad mehdi Khatib, Mahdi Najafi Pages 122-133

    Mishan Formation is one of the Neogene stratigraphic units that is widely distributed in the south and southwest of Iran. In recent years, in order to achieve the exact age of this formation, studies have been carried out using fossil data and the use of strontium isotopes. In the young folded areas, such as Zagros folded belt that containing sediments that have not been deeply buried, using magnetostratigraphic study is one of the most appropriate methods for obtaining the age of sediments. This method can be used for non-marine sediments such as alluvial deposits that often lack the biostratigraphic and radiometric properties for age determination can also obtain the sedimentation rate of the studied sequence. In the present study, the age of the Mishan Formation was studied using magnetostratigraphic method in Jarik anticline on the northeast of Dezful embayment. In the studied section, the age of the lower and upper boundary of the Mishan Formation, is estimated to be 14.1 and 13.6 million years (middle Miocene) respectively. Also the average sedimentation rate for this formation (after secondary compaction) was obtained 38 cm / 1000 years.

    Keywords: Jarik anticline, Magnetostratigraphy, Mishan Formation, Dezful embayment
  • FaribaRiyahi Samani, Nahid Shabanian *, Alireza Davoudian Pages 134-147

    Small gneissic granite body of Abadchi is a deformed, folded and metamorphosed granitoid which occurred in North of the lack of Zayandeh-Rud dam, as a part of Sanandaj-Sirjan Zone. The mineralogical composition contains quartz, plagioclase, K-feldspar, biotite, amphibole and muscovite as main minerals, as well as zircon, titanite and allanite as accessory minerals. Zircon typology of the gneissic granite body mostly introduces the fields P2. The morphology of zircon grains represents a slightly crust to mantle origin for protolith magma of the gneissic granite. According to the zircon morphology, as geothermometer, the crystallization temperature of the zircon crystals is about 750 -800 ° C.

    Keywords: Abadchi, Zircon morphology, Sanandaj-Sirjan Zone, Zayandeh-Rud dam, A-type Granite
  • Shahram Shariati, Mahboube Asghari *, Hamidreza Naseri, Nader Kohansal Ghadimvand Pages 148-164

    The Lar carbonate formation has a high potential for karstification, with extensive expansion in the southern parts of Behshahr. Different types of karstic phenomena such as caves and sinkholes have been identified in this formation. For more accurate study of karst in the around of Gelevard dam, 101 thin sections of rock samples related to GV1 borehole located at the left side of the dam were prepared and studied. Then, according to lithological changes and observation of karstic cavities in the cores, 20 rock samples were selected and geochemically analyzed by XRF method. Investigating the changes of trace elements, and Sr / Mn and Na / Mn ratios, showed that the penetration of surface water and the increase of meteoric diagenesis in the karstic zone increased the amount of iron and manganese (1500-90 ppm respectively) and reduced the sodium and strontium (around 390-360 ppm respectively) and their ratio to manganese. Therefore, along with karstification, the alteration of the trace elements occurs at the margin of karst, which goes back to normal by distancing from it. Hydrchemistry analysis of water samples from Gelevard reservoir and drawing of Piper and Duro diagrams shows that the water type in most springs is calcium-magnesium bicarbonate, which corresponds to the type of karst aquifers. Calculating of saturation indexes using the PHREEQC 2.6 software indicates that spring waters are often supersaturated from calcite and aragonite and also dolomite in the dry period. The study of water discharge (Q) and electrical conductivity (Ec) of some springs alongside the saturation index, shows that flow system in karst springs is often conduit- diffuse type.

    Keywords: Geochemistry, Lar Formation, Gelevar Dam, Karst, Hydrogeochemistry
  • Msoumeh Zare Shooli, Zahra Tahmasebi, Adel Saki *, Ahmad Ahmadi Khalaji Pages 165-181

    The intrusions of Boroujerd Granitoid Complex and Alvand batholith in the pelitic rocks have caused the formation of pelitic hornfels and partial melting migmatite in the metamorphic aureole. In the Tuyserkan and Boroujerd areas, the partial melting and migmatization phenomenon occurred in high grade metamorphic rocks owing to the influence of mafic and ultramafic rocks. Leucosomes are composed mainly of quartz and K-feldspar minerals, in which the potassium feldspar is subhedral to euhedral and quartz has filled interstitial texture between them. Paragenesis mineral of these two regions are very similar. The presence of spinel and corundum minerals and the abundance of andalusite is evident in the mesosome of Boroujerd's migmatite while there is no corundum in the mesosome of Hamadan's migmatite, and there are more abundance of cordierite and garnet. In the Hamadan region, the And + Spl + Crd symplectic exists in the part of the mesosome of the migmatitis, while in the Boroujerd region there is And + Spl + Crn symplectic in part of the mesosome of migmatitis. Based on field observations and petrography, the formation of the migmatite in both regions is occurred as the result of partial melting process. The effective reactions in the melt formation and the leucosum of the migmatite include melting reactions in the presence of a fluid phase and melting reactions without the presence of a fluid phase. The reaction Bt +And = Crd + Spl + Kfs + melt are the most important melt development reactions in the metapelite rocks of Alvand aureole while the reaction of Bt + And = Crd + Kfs + Spl + Crn + L are the most important reactions of melt development in metapelite rocks of Boroujerd aureole.

    Keywords: Boroujerd, Tuyserkan, Partial melting, Phase Equilibria, Melt reactions
  • Khosrow Haidari, Abdolhoseyn Amini *, Mohsen Aleali, Ali Solgi, Jalil Jafari Pages 182-195

    The effect of basement’s upper surface morphology on the accommodation development is investigated in this study, through a case study from the Asmari Formation in Dezful Embayment and Abadan Plain. Considering the depth of the basement’s upper surface, position of the studying formation’s bounding surfaces, its thickness and total thickness of basin fill sediments are calculated. Based on the available data from previous researches and data extracted from more than 200 drilled oil wells in the studied area, the maps of basement surface, the Asmari Formation bounding surfaces, isopach maps of the Asmari Formation and total basin fill deposits are created. Results from this study shows the minimum and maximum depth of the basement’s upper surface 7,000 and 15,000 meters respectively. The deepest level of the surface is in the north Dezful Embayment, while the shallowest level in the southern Dezful and Abadan plain. The maps of the formations bounding surfaces well correlates with the basement’s upper surface map, especially in the north Dezful embayment area. Similar results are achived from the correlation of created isopach maps with that of basement’s top. However, slight discrepancy in the correlations is observed in the south Dezful embayment. Results of present study clearly show that development of accommodation space of the Asmari Formation in the north Dezful embayment and Abadan plain was mainly affected by the basement upper surface during different sedimentation periods. The accommodation space in the southern Dezful embayment was most likely affected from the basement faults’ actvities. Highest rate of sediment supply was recorded in the middle part of the north Dezful embayment.

    Keywords: Zagros, Dezful embayment, Basement, Asmari Formation, Accommodation space
  • kazem bahrami, Sayyed Mahmoud fatemi aghda *, Ali Noorzad, mehdi talkhablou Pages 196-212

    Morphometric parameters of catchments such as area, slope and main stream length can affect some physical characteristics of aggregates including roundness, surface texture, and micro-cracks. In this study,12 alluvial fans with similar catchment lithology were selected based on satellite images, geological maps and field works. In mid part of each fan,150 samples from 3 different sizes of gravel (50 samples for each size) were collected and the above mentioned characteristics were measured. Results show that roundness increases, surface texture soothes and micro-crack decreases with decreasing in slope and increase in area and main stream length of catchments. The lowest rate of roundness belongs to alluvial fans having catchments areas of 33 and 27 hectares and to smallest aggregates (12.5-16 mm), whereas, the highest value of roundness is related to alluvial fans with largest catchments (309 and 206 hectares) and aggregates (37.5-25 mm). In terms of surface texture, the highest crenulation is related to alluvial fans with catchment of 25 hectares and to aggregates size of 16-12.5 mm, whereas the lowest crenulation belongs to alluvial fans with largest catchments (309 hectare) and largest aggregates (37.5-25 mm). In terms of micro-cracks, the lowest percent of cracks (10%) is related to smallest aggregates, and alluvial fans with largest catchment. While the highest percent of cracks (32%) is observed in largest aggregates and in alluvial fans with catchments having areas of 29 and 33 hectares. The main stream length effect on the aggregates characteristics is similar to the effect of catchment area.

    Keywords: Surface texture, Aggregate, Micro-cracks, Roundness, Alluvial fans
  • gholamreza mirzababaei *, mohammad yazdi, mohammad qannadi maragheh, mehrdad behzadi, Mohammad Reza Rezvanianzadeh Pages 213-227

    Examination of geochemical distribution pattern of trace and rare earth elements in the rocks affected by metasomatic processes revealed a magmatic origin for Th-REE mineralization at the Se-Chahun ore deposit. Chondrite and primitive mantle-normalized patterns of REE and trace elements for the rhyolitic host rocks (which formed in a subduction setting) compared with the patterns of the Th-REE mineralization zone also provides evidence that the origin of the Th-REE mineralization zone is similar with rhyolitic magma or a magmatic chamber from which the rhyolitic magma was originated. This is also supported by oxygen and hydrogen isotopic data in actinolite paragenetically associated with Th-REE bearing minerals. Thorium minerals at the Se Chahun ore deposit include huttonite and thorite. O and H isotopic data for actinolite paragenetically associated with Th-silicates revealed a magmatic source for Th-REE mineralizing fluids in the ore deposit δD and δ18O for actinolite paragenetically associated with Th silicates are calculated between -73.29 to -42.04 and 6.65 to 7.71, respectively, which lie within the field of magmatic fluids.

    Keywords: Th-REE mineralization, Metasomatism, Stable isotopes, Magmatic origin, Se-Chahun ore deposit