فهرست مطالب

روان شناسی کاربردی - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، تابستان 1398)
  • سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سیدموسی گلستانه *، علی بهزادی صفحات 187-208
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مداخله روان شناسی مثبت بر افزایش بهزیستی، سرزندگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه گواه، پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 1 ماهه و جامعه آماری شامل 360 نفر از دانش آموزان دختر پایه سوم دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1395-1394 در بخش چاروسا شهرستان کهگیلویه بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین 12 دبیرستان دخترانه، 2 دبیرستان ام کلثوم و خدیجه کبری و از هر دبیرستان یک کلاس انتخاب شد و 48 دانش آموز که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند؛ به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989)، کارنامه آموزشی دانش آموز و مداخله روان شناسی مثبت ساوج (2011) بود که در 11 جلسه 60 دقیقه ای هفته ای یکبار در مورد گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش برنامه روان شناسی مثبت بر بهزیستی (18/50 =F، 001/0 =P) و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش (66/78 =F، 001/0 =P) اثر داشته و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار مانده است؛ اما مداخله مذکور تاثیری در بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نداشته است (21/2=F، 09/0=P).
    نتیجه گیری
    مداخله روان شناسی مثبت از کارایی لازم جهت افزایش بهزیستی و سرزندگی برخوردار است؛ بنابراین روش مداخله ای موثری است که درمانگران می توانند جهت رشد ویژگی های مثبت روان شناختی نوجوانان و دانش آموزان از آن استفاده کنند
    کلیدواژگان: بهزیستی، پیشرفت تحصیلی، روان شناسی مثبت، سرزندگی
  • جواد جوانمرد *، علیرضا رجایی، فرشید خسروپور صفحات 209-227
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی رواندرمانی مثبت نگر گروهی بر سازگاری دانش آموزان پسر ناسازگار متوسطه اول بود.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه گواه، پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری 3 ماهه و جامعه آماری شامل 240 دانش آموز پسر پایه هفتم، هشتم و نهم، دوره متوسطه اول، مدرسه آیت الله خامنه ای ، شهرستان فریمان خراسان رضوی در سال تحصیلی 97- 1396 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، از میان 5 مدرسه پسرانه شهرستان که دارای بیشترین دانش آموزان ناسازگار بود؛ 1 مدرسه به تصادف انتخاب و 50 دانش آموز که نمره های بالایی در ناسازگاری داشتند؛ انتخاب و به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و بعد از ریزش نمونه ها 17 نفر در گروه گواه و 17 نفر در گروه آزمایش باقی ماندند. ابزارهای گردآوری داده ها، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ 1993 و برنامه درمانی روان شناسی مثبت گرای مگیارموئی، 2009 بود که در 10 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای یکبار در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که رواندرمانی مثبت نگر گروهی بر سازگاری کل (60/19 =F، 01/0 =P)، سازگاری آموزشی (04/8 =F، 01/0 =P)، سازگاری اجتماعی (55/7 =F، 01/0 =P) و سازگاری عاطفی (76/3 =F، 05/0 =P) اثر داشته و این اثر در مرحله پیگیری پایدار مانده است.
    نتیجه گیری
    از آنجا که رواندرمانی مثبت نگر باعث شناخت توانایی های خود و دیگران، مدیریت هیجان های منفی و افزایش رضایت اطرافیان از دانش آموز و در نتیجه کاهش ناسازگاری آن ها می شود؛ بنابراین می توان از آن به عنوان روش مداخله ای موثری برای کاهش ناسازگاری کودکان و نوجوانان در مدارس استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سازگاری، اجتماعی، عاطفی، آموزشی، مثبت نگر
  • یوسف دهقانی *، صادق حکمتیان فرد، لیلا کامران صفحات 229-250
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر بهبود سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری بود.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی، با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم تا ششم دوره ابتدایی دچار انواع ناتوانی یادگیری مرکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش بوشهر به تعداد 497 نفر در سال تحصیلی 97-1396 بود. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس ابتدا 148 نفر که ویژگی های لازم را داشتند؛ فهرست و سپس 40 نفر انتخاب و در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سازگاری سینها و سینگ 1993، مقیاس کفایت اجتماعی فلنر و لیس و فیلیپس 1990 بود که در سه مرحله در هر دو گروه و برنامه آموزشی تنظیم هیجان آلن، مک هاگ و بارلو 2009 بود که طی 8 جلسه 5/1 ساعته، یکبار در هفته در گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد؛ آموزش تنظیم هیجان بر بهبود سازگاری اجتماعی (218/4 =F، 025/0 =P)، سازگاری تحصیلی (802/5 =F، 002/0 =P)، سازگاری هیجانی (472/5 =F، 036/0 =P) و کفایت اجتماعی (463/5 =F، 015/0 =P) دانش آموزان دچار ناتوانی یادگیری اثر داشته و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار مانده است.
    نتیجه گیری
    از آنجا که آموزش تنظیم هیجان سبب ارتقاء تعامل فرد با همسال ها، افزایش آگاهی، پذیرش و ابراز هیجان های او می شود؛ می توان از آن به عنوان روش مداخله ای موثری برای بهبود سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان دچار انواع ناتوانی یادگیری و نیز دچار ناتوانی های مشابه استفاده کرد
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، سازگاری، کفایت اجتماعی، ناتوانی یادگیری
  • لیلا ناظم زاده گوکی، حسن شمس اسفندآباد * صفحات 253-271
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی دارو درمانگری در مقایسه با پسخوراند عصبی و درمان ترکیبی بر فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه و فزون کنشی بود.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری سه ماهه و جامعه آماری 118 نفر از کودکان 6 تا 11 ساله دارای اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود که در زمستان سال 1396 به مرکز مشاوره شاهد و ایثارگر جنوب شرق تهران مراجعه کرده بودند. از این جامعه 80 کودک که در آزمون فراخنای حافظه هوش نسخه چهار وکسلر کودکان 2003، یک نمره انحراف معیار پایین تر از میانگین برابر با 30/7 را کسب کرده بودند و ملاک های ورود به پژوهش را داشتند؛ به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی، در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه کاربندی شدند. گروه های آزمایشی در 25 جلسه 40 دقیقه ای هر هفته دو جلسه تحت مداخله های دارو درمانگری با قرص ریتالین، برنامه پسخوراند عصبی لوبار (2013) و درمان ترکیبی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مداخله های دارو درمانگری (50/23 =F، 001/0 =P)، پسخوراند عصبی (20/30 =F، 001/0 =P)و درمان ترکیبی (42 =F، 001/0 =P) فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه/فزون کنشی را افزایش داده اند و مقایسه درمان ها نشان داد که درمان ترکیبی تاثیر بیشتری نسبت به دو درمان دیگر دارد و این تاثیر در هر سه روش درمانی در مرحله پیگیری پایدار مانده است.
    نتیجه گیری
    از آنجا که درمان ترکیبی منجر به افزایش فراخنای حافظه کودکان می شود و از سوی دیگر هم شامل دارو درمانگری و هم پسخوراند عصبی است؛ از این رو، می توان آن را روش موثرتری نسبت به دو درمان دیگر در افزایش فراخنای حافظه کودکان دچار نارسایی توجه/فزون کنشی به شمار آورد.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، سازگاری، کفایت اجتماعی، ناتوانی یادگیری
  • ندا نظربلند *، الهام نوحه گری، وحید صادقی فیروزآبادی صفحات 273-295
    هدف
    هدف پژوهش تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه ای بر حافظه کاری و توجه پایدار و عملکرد ریاضی کودکان دچار اختلال های طیف اتیسم بود.
    روش
    روش پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری و جامعه آماری حدود 180 نفر کودک دچار اختلال های طیف اتیسم شهر تهران بود که طی سال های 1396 و 1397 به مراکز «ندای عصر»، «به آرا» و «دوم آوریل» مراجعه کرده بودند. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 24 کودک با عملکرد متوسط و بالا که دارای ملاک های ورود به پژوهش بودند و در آزمون ماتریس های پیشرونده ریون 1938 از نظر هوشی در محدوده بهنجار قرار داشتند؛ انتخاب و به طورتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. آزمون ریاضیات ایران کی مت 1998، آزمون عصب روانشناختی کمبریج 1980 در سه مرحله در مورد هر دو گروه و بسته توانبخشی شناختی رایانه ای کاپیتان لاگ 2000 در 16 جلسه 60 دقیقه ای هفته ای دو بار در مورد گروه آزمایش اجرا و داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که برنامه توانبخشی شناختی رایانه ای عملکرد ریاضی (66/7=F، 002/0=P)، حافظه کاری (58/22=F، 001/0=P) و توجه پایدار (16/9=F، 001/0=P) کودکان دچار اختلال های طیف اتیسم را بهبود بخشیده و این تاثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است.
    نتیجه گیری
    از آنجا که این برنامه به دلیل طراحی جذاب دیداری/شنیداری و سطح دشواری افزایشی تدریجی منجر به بهبود حافظه کاری، توجه پایدار و عملکرد ریاضی کودکان دچار اختلال طیف اتیسم می شود؛ پیشنهاد می شود که از این فناوری با صرف هزینه های درمانی کمتر برای درمان و بهبود کارکردهای شناختی افراد دچار اختلال های طیف اتیسم و اختلال های مشابه استفاده شود.
    کلیدواژگان: اتیسم، توانبخشی شناختی، توجه پایدار، حافظه کاری، رایانه، عملکرد ریاضی
  • مهدی رزاق پور، علی اصغر حسین زاده * صفحات 297-319
    هدف
    هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در رابطه بین ویژگی های شخصیتی با نشانه های جسمانی سازی بود.
    روش
    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات آیت الله آملی در سال 1396 به تعداد 1150 نفر بود که از میان آن ها 285 دانشجو به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی نئو مک ری و کاستا 1985؛ پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنسفکی، کرایج و اسپینهاون (2001) و چک لیست تجدیدنظر شده نشانه های روانی درایگاتوس، ریکلز و راک (1976) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش الگویابی معادله های ساختاری انجام شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد از بین ویژگی های شخصیتی تنها ضرایب مسیر غیرمستقیم بین برون گرایی (106/0-=β، 02/0=P) و وظیفه شناسی (132/0-=β، 02/0=P) با نشانه های جسمانی سازی منفی و معنادار بود. از بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی تنها ضریب مسیر راهبردهای منفی با نشانه های جسمانی سازی (470=β، 001/0=P) مثبت و معنادار بود.
    نتیجه گیری
    آموزش تنظیم مثبت شناختی هیجان در جهت مقابله با رویدادهای محیطی و تعدیل تظاهرات شخصیتی در افراد دچار اختلال جسمانی سازی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: برون گرایی، تنظیم شناختی هیجان، جسمانی سازی، وظیفه شناسی
  • عصمت ابراهیمی، خدیجه ابوالمعالی الحسینی* و کیانوش هاشمیان صفحات 321-337
    هدف پژوهش تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ساختار انگیزشی در نوجوانان بود.
    روش
    روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام نوجوانان دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه دوم مناطق 22 گانه تهران به تعداد 177000 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آن ها بنا بر پیشنهاد کورمی و لی (2016)، 426 نفر به روش نمونه برداری چند مرحله ای انتخاب شد. در مرحله اول سه جهت شمال، مرکز و جنوب نقشه تهران، در مرحله دوم سه منطقه 1، 5 و 18 و در مرحله آخر از هر منطقه به طور تصادفی دبیرستان های شهید مطهری و سمیه از منطقه 1، شهید عموییان و آیین تربیت از منطقه 5 و شهید موفقیان و فرزانگان از منطقه 18 انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اهداف فردی کاکس و کلینگر (2004) بود. پس از حذف 6 پرسشنامه مخدوش و 2 داده پرت، داده های 418 دانش آموز با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که شاخص های برازش تحلیل عاملی تاییدی به استثنای شاخص χ2 که برابر با 58/357 و در سطح 001/0 معنادار بود؛ از الگوی دو مولفه ای ساختار انگیزشی انطباقی و غیرانطباقی حمایت می کنند و ضریب آلفای کرونباخ برای ساختار انگیزشی انطباقی و غیرانطباقی به ترتیب برابر 73/0 و 77/0 بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش مقیاس ساختار انگیزشی دارای روایی و اعتبار مناسب است و می توان از آن برای سنجش ساختار انگیزشی نوجوانان دختر و پسر و نیز پیشگیری و تشخیص آسیب های شناختی، هیجانی و رفتاری آن ها در مدارس استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی، ساختار انگیزشی، رفتاری، شناختی، نوجوانان، هیجانی
|
  • seyed mousa golestaneh *, ali behzadi Pages 187-208
    Aim
    The purpose of this study was to determine the effectiveness of Positive Psychology Intervention training on enhancement of wellbeing, academic buoyancy and academic achievement in students.
    Method
    A quasiexperimental method was used with control group and pre-test, post-test and one-month follow-up. The population consisted of 360 female secondary third grade school students in the academic year 2015-16 in the Charosa district of the City of Kohgiluyeh western Iran. Using a multi-stage cluster sampling method, 12 girls' high schools were selected. Of these, two high schools namely, Umm-e-Kulthum and Khadijeh-e-Kobra and from each high school one class was selected and 48 students who fulfilled the necessary research entrance criteria were randomly assigned to an experimental and a control group. Data collection tools were as follows: Hoseinchari and DehghaniZadeh’s (2012) Academic Buoyancy Scale, Ryff’s (1989) Psychological well-being inventory, the grade point average (GPA) and Savajs' Positive Psychology Intervention Program (2011) which included 11 weekly sessions of 60-minutes duration. The intervention program was carried out with the experimental group only. Data was analyzed using mixed variance analysis with repeated measures design
    Results
    Results showed that Positive Psychology Intervention training had a significant effect on wellbeing (F= 16.71, P= 0.001), and academic buoyancy (F= 16.21, P= 0.001), and that this effect remained stable after the follow-up phase. However, the intervention did not have any effect on the improvement of students' academic achievement.
    Conclusion
    Positive Psychology Intervention has the necessary efficacy to enhance wellbeing and academic buoyancy. Hence, it can be used as an effective intervention by therapists to develop psychological positive characteristics in adolescents as well as college students.
    Keywords: academic achievement, buoyancy, positive psychology, wellbeing
  • javad javanmard *, A. Rajaee, F. Khodrowpour Pages 209-227
    Aim
    The purpose of this study was to determine the effectiveness of group positive psychotherapy on compatibility of junior high school maladaptive boy students.
    Method
    A quasi-experimental method was used with a control group and a pre-test, a post-test and a Three-month follow-up. The statistical population consisted of 240 male students of the seventh, eighth and ninth grades studying during the academic year 2017-18 in Ayatollah Khamenei Junior High School located in City of Fariman in Khorasan Razavi province in north eastern Iran. Non random sampling was used as a first step when five high schools were selected with the highest reported rate of maladaptive students. From these, one high school was chosen at random and 50 students with high scores of maladaptation were selected and randomly allocated to the experimental and control groups. Finally, 17 people in the control group And 17 people remained in the experimental group. Data collection tools were as follows: questionnaire for adapting high school students of Sin and Song (2001) And the program of positive psychology (Moghayar- Moey, 2009, Berati's translation, 2012) which was conducted in 11 sessions of 60-minutes once a week. Data was analyzed using mixed variance analysis with repeated measures.
    Results
    results showed that Group Based Positive Psychotherapy had a significant effect on overall adaptation (F= 19.60, P= 0.01), educational adaptability (F= 8.04, P= 0.01), social adaptability (F= 7.55 P= 0.00) and emotional adaptability (F= 3.76, P= 0.05) and that this effect remained stable after the follow-up phase.
    Conclusion
    Since positive psychotherapy, decreases students’ maladaptive behaviors by increasing satisfaction from others, recognizing their own abilities and also the ability of others and managing negative emotions, it can be used to reduce students' maladaptive problems in schools.
    Keywords: adaptability, educational, emotional, positive thinking, social
  • yousef dehghani *, sadegh hekmatian, leila kamran Pages 229-250
    Aim
    Research aim was to determine the effectiveness of Emotion Regulation Training on improving social, emotional and educational adjustment and social quality of students with learning disabilities.
    Methods
    Research method was quasi-experimental with control, experimental group and pretest, posttest, and a 2 months follow up. The statistical population consisted of 497 third to sixth grade female and male primary school students with a variety of learning disabilities who were referred to the Center for Learning Disabilities of Bushehr province’s Department of Education during the 2017-2018 school year. Of these, using convenience sampling and considering the requirements of the research project, 148 students were short-listed in the first stage, and of these, 40 students were selected and assigned to an experimental group and a control group. The measurement tools were Singha and Sing Compatibility Questionnaire 1993 and Fellner, Lease & Philips Social Competence Scale 1990. Questionnaires were administered to both groups in three phases. The experimental group went through eight ninety-minute sessions of Emotion Regulation Training, once a week using the method developed by Allen, McHugh and Barlow 2009. Data was analyzed using mixed variance analysis with repeated measures design.
    Results
    Findings showed that Emotion Regulation Training has a significant effect on improving social adjustment (F= 4.218, P= 0.025), educational adjustment (F= 5.802, P= 0.002), emotional adjustment (F= 5.472, P= 0.036), and social adequacy (F= 5.463, P= 0.015) of students with learning disabilities, and this effect remains unchanged in the two-month follow-up phase.
    Conclusion
    Since Emotion Regulation Training helps improve the individuals’ interactions with peers and increases their awareness, acceptance and emotional expression, such training can be used as an effective intervention method to improve social, emotional and educational adjustment and social adequacy of students with various learning disabilities and also students with similar disabilities.
    Keywords: adaptability, emotion regulation, learning disabilities, socialcompetence
  • Leila Nazemzadeh, Hasan Shams Esfandabad * Pages 253-271
    Aim
    The study aim was to determine the efficacy of drug therapy in comparison with Neurological Feedback and combination therapy on the memory of children with attention deficit/ hyperactivity disorder (ADHD).
    Method
    The method was quasi-experimental with control group and pre-test, post-test, and three month follow-up. Statistical population included of 118 children aged 6 to 11 years with impaired ADHD that were referred to the Shahed and Isargar Center in South East of Tehran in winter of year 1396. From this population, 80 children who received low scores in 4th edition of Wechsler Intelligence Memory Test, 2003 and had criteria for entering the research were selected and randomly divided into three experimental and one control groups. The experimental groups underwent medication therapy with Ritalin tablets, Lubar’s (2013) Neurological Feedback Program, and combination therapy in 25 sessions of 40 minutes twice a week.
    Results
    The results showed that medication therapy (F= 23.51, P= 0.001), Neurological Feedback (F= 30.20, P= 0.001) and combination therapy (F=42, P= 0.001) have a significant effect on the increment of the memory of children with ADHD. However comparisons of treatments showed that combination therapy had a greater effect the than the other two treatments, and this effect remained stable for all three treatments at the follow up period.
    Conclusion
    Since combination therapy leads to increased memory of the children with ADHD and on the other hand, it includes both drug therapy and neurological feedback; hence, it can be considered as a more effective treatment than other treatments in increasing the memory of children with ADHD.
    Keywords: attention deficit, hyperactivity, medication, memory space, neurofeedback
  • Neda Nazarboland *, E. Nohegari, V. Sadeghi Firoozabadi Pages 273-295
    Aim
    This study aim was to determine the effectiveness of Computerized Cognitive Rehabilitation on working memory, sustained attention, and math performance in children with autism spectrum disorder.
    Method
    The study method was quasi-experimental with pre-test/post-test/follow-up design and the statistical population with an amount of approximately 180 children, included all children with autism spectrum disorder in Tehren. Who were referred to “Neda e Asr”, “Beh Ara” and “Second of April” centers during the years 2017-2018. Among them, 24 children with moderate to high performance, were selected using convenient sampling due to including criteria and randomly assigned to experimental and control groups. Ravens Progressive Matrices 1938, was used to examine participants' belonging to the normal range of intelligence and then Iran Key Math Diagnostic Test 1998 and Cambridge Neuropsychological Test Automated Battery (1988) were played for both groups in three consecutives of pretest, post-test and followup and the Captain’s Log Mind Power Builder Manual (1992) was presented to the experimental group in 16 sessions of 60 minutes twice a week and data were analyzed using mixed variance analysis with repeated measurements.
    Results
    The results showed that the interaction effect of the intra-subject for all three variables include mathematical Performance (F= 7.66, P= 0.002), working memory (F= 22.58, P= 0.001) and constant attention (F= 9.16, P= 0.001) are significant.
    Conclusion
    Such findings can confirm the possibility of taking advantage of technology to improve the cognitive functions of people with autism spectrum disorder spending less therapeutic costs. Computerized Captain’s Log Mind Power Builder Manual can also be an appropriate instrument to teach such cognitive abilities to children with autism spectrum disorder.
    Keywords: autism, computer, cognitive rehabilitation, math performance, sustained attention, working memory
  • Razaghpour. M, Hosseinzadeh .A.A * Pages 297-319
    Aim
    The purpose of this study was to determine the mediating role of cognitive emotion regulation strategies in the relationship between personality features with somatization symptoms.
    Method
    The research method was descriptive-correlational and the statistical population of the study consisted of all female students of Islamic Azad University, Ayatollah Amoli Science and Research Branch in 2016-2017 in 1150 individuals in Amol city among which 285 students were selected by multi-stage sampling, in this way, two faculties of humanities and basic sciences, from humanities faculty two law and accounting, and from basic sciences faculty two pure chemistry and applied chemistry, of each 4 classes randomly, and 250 students based on 15 proposed for each observed variable were selected. The study tools included NEO-Five Factor Inventory by McCrae & Costa 1985; cognitive emotion regulation by Garnefski, Kraaij & Spinhoven (2001); and symptom checklist 90 revised by Derogatis, Rickels, & Rock (1976). After removal of 3 distortion questionnaires and 1 outlier, data analysis was performed using structural equation modeling method.
    Results
    The results of this study showed that among the personality traits, only the indirect path coefficients between extraversion (β= -0.106, P= 0.02) and conscientiousness (β= -0.132, P= 0.02) with somatization symptoms were negative and significant. Among the cognitive emotion regulation strategies, only path coefficient of negative strategies with somatization symptoms (β= 0.470, P= 0.001) was positive and significant.
    Conclusion
    Positive cognitive emotion regulation training is recommended for coping with environmental events and modifying personality manifestations in people with somatization symptoms
    Keywords: cognitive emotion regulation, conscientiousness, extraversion, somatization symptom
  • E. Ebrahimi, Kh. Abolmaali Alhoseini* & K. Hashemian Pages 321-337
    Aim
    The study purpose was to determine the psychometric properties of the motivational structure questionnaire in adolescents.
    Method
    Research method was correlational and the statistical population included all female and male adolescents from second secondary education in Tehran's 22nd district to 177000 people in the 2016-2017 academic year among whom based on Comrey & Lee (2016) suggestion 426 were selected using multi-stage sampling method. In the first stage, three direction, the north, center and south of Tehran map, in the second stage, three regions, 1, 5 and 18 of each direction and in the last stage of each region randomly Shahid Motahari and Somayeh High Schools from District 1, Shahid Amoyan and Ayin Tarbiat from District 5 and Shahid Mofeghian and Farzanegan from 18 District were selected. The research tool was the Personal Concerns Inventory by Cox & Klinger (2004). After removal of 6 distortion questionnaires and 2 outliers, 418 student data were analyzed using confirmatory factor analysis.
    Results
    The results showed that fitness indices of confirmatory factor analysis, confirmatory factor fitness indicators with the exception of the Chi-squared which was equal to 357.58 in 0.001 significant level, support the pattern of two components of adaptive and non-adaptive motivational structures and Cronbach's alpha coefficients for adaptive and non-adaptive motivational structures is respectively 0.73 and 0.77.
    Conclusion
    According to the results, the motivational structure scale has appropriate validity and reliability, and it can be used to measure the motivational structure of students, as well as to prevent and detect cognitive, emotional and behavioral damages in schools.
    Keywords: adolescent, emotional, behavioral, cognitive, factor analysis, motivational structure