فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • عفت آی، ولی مهدی نژاد*، حسین جناآبادی صفحات 9-22
    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر زورگویی سایبری و فرسودگی تحصیلی دانشجویان انجام شد. این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه پژوهش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش طرحواره درمانی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های زورگویی سایبری و فرسودگی تحصیلی استفاده و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-19 با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای زورگویی سایبری و فرسودگی تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر طرحواره درمانی باعث کاهش زورگویی سایبری و فرسودگی تحصیلی دانشجویان پزشکی شد (001/0>P). در نتیجه مشاوران و متخصصان تعلیم و تربیت می توانند از روش طرحواره درمانی برای کاهش زورگویی سایبری و فرسودگی تحصیلی دانشجویان استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، زورگویی سایبری، فرسودگی تحصیلی
  • لیلا اخلاقی حامد، بهرنگ اسماعیلی شاد* صفحات 23-44
    هدف پژوهش، تببین رابطه گرانباری نقش و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روانشناختی بود. پژوهش از لحاظ ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری، 250 نفر معلمان ابتدایی شهر اسفراین بود و بصورت تصادفی طبقه ای بر اساس فرمول کوکران 152 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش عبارت است از پرسشنامه گرانباری نقش راد و همکاران (2008)، فرسودگی شغلی مسلچ و همکاران (1996) و سرمایه روانشناختی لوتانز (2007). روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها به تائید 10 نفر از اساتید رسید و پایایی به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 79/0، 80/0و 83/0 بدست آمد. داده ها بوسیله نرم افزارهای PLS و SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین گرانباری نقش و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روانشناختی در معلمان رابطه معناداری وجود دارد. ضریب مسیر استاندارد شده بین گرانباری نقش و فرسودگی شغلی برابر 554/0 نشان از تاثیر مستقیم گرانباری نقش و فرسودگی شغلی می باشد. ضریب مسیر استاندارد شده بین گرانباری نقش و سرمایه روانشناختی برابر 579/0 - نشان از رابطه معکوس بین آنها دارد. همچنین ضریب مسیر بین سرمایه روانشناختی و فرسودگی شغلی برابر 699/0 - نشان از رابطه معکوس بین این دو مولفه دارد.
    کلیدواژگان: گرانباری نقش، فرسودگی شغلی، سرمایه روانشناختی
  • سیاوش انگورج تقوی، عزتاللهنادری*، مریم سیف نراقی، قدسی احقر صفحات 45-58
    پژوهش حاضر با هدف طراحی چهارچوب درس دین و زندگی مبتنی بر سیاست های اقتصاد مقاومتی بر اساس مولفه های برنامه درسی زایس در دوره دوم متوسطه انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه پژوهش متخصصان برنامه درسی (118 نفر) و دبیران درس دین و زندگی دوره دوم متوسطه استان مازندران (827 نفر) بودند. بر اساس فرمول کوکران تعداد 92 نفر از متخصصان برنامه درسی و تعداد 232 نفر از دبیران درس دین و زندگی با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای (40 گویه) بود که روایی صوری و محتوایی آن با نظر متخصصان علوم تربیتی تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 924/0 محاسبه شد. داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار SPSS-20 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که چهارچوب درس دین و زندگی مبتنی بر سیاست های اقتصاد مقاومتی بر اساس مولفه های برنامه درسی زایس در دوره دوم متوسطه از نظر متخصصان برنامه درسی و دبیران در مولفه های اهداف، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری و شیوه ارزشیابی مطلوب بود. بنابراین متخصصان و مولفان تدوین کتاب به ویژه در درس دین و زندگی می توانند از الگوی پیشنهادی بر اساس سیاست های اقتصادی مقاومتی بهره ببرند.
    کلیدواژگان: درس دین و زندگی، اقتصاد مقاومتی، برنامه درسی
  • پریناز بنیسی* صفحات 59-73
    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی حافظه سازمانی بر اساس سکوت سازمانی و اخلاق حرفه ای در مدیران انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند. نمونه پژوهش 380 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های حافظه سازمانی (دانهام و بورت، 2011)، سکوت سازمانی (دیمیتریس و واکولا، 2007) و اخلاق حرفه ای (پتی و هیل، 1994) بودند. روایی صوری و محتوایی ابزارها تایید و پایایی آنها به ترتیب 83/0، 81/0 و 85/0 محاسبه شد. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با کمک نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سکوت سازمانی با حافظه سازمانی مدیران مدارس رابطه منفی و معنادار و اخلاق حرفه ای با حافظه سازمانی مدیران مدارس رابطه مثبت و معنادار داشت. همچنین سکوت سازمانی و اخلاق حرفه ای به طور معناداری توانستند 24 درصد از واریانس حافظه سازمانی مدیران مدارس را پیش بینی کنند (01/0>P). بنابراین برای بهبود حافظه سازمانی مدیران مدارس باید از طریق کارگاه های آموزشی سکوت سازمانی را کاهش و اخلاق حرفه ای را ارتقاء بخشید.
    کلیدواژگان: حافظه سازمانی، سکوت سازمانی، اخلاق حرفه ای
  • مریم جواهری، بهزاد شوقی*، شیما شعله کار صفحات 75-90
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر حاکمیت فناوری اطلاعات بر سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی با نقش میانجی خرد سازمانی انجام شد. پژوهش کاربردی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه خواجه نصیر به تعداد 600 نفر بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 234 نفر با روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های حاکمیت فناوری اطلاعات (کوراک و کاکابادس، 2011)، سیستم برنامه ریزی منابع سازمان (جرار و همکاران، 2000) و خرد سازمانی (اشمیت و همکاران، 2012) بود که روایی صوری و محتوایی و پایایی آنها تایید شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار LISREL-V8.8 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که حاکمیت فناوری اطلاعات بر خرد سازمانی، خرد سازمانی بر سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی و حاکمیت فناوری اطلاعات بر سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی تاثیر مستقیم و معنادار داشت. همچنین حاکمیت فناوری اطلاعات با نقش میانجی خرد سازمانی بر سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی تاثیر غیرمستقیم و معنادار داشت (01/0>P). بنابراین برای ارتقای سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی می توان حاکمیت فناوری اطلاعات را با میانجی خرد سازمانی بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: حاکمیت فناوری اطلاعات، سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی، خرد سازمانی
  • میثم رادفر، رضیه غضبان زاده*، منا هنرمند دربادام، محبوبه موسوی صفحات 91-104
    هدف پژوهش حاضر شناسایی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه پژوهش همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی 98-1397 بودند. برای انتخاب نمونه از میان اعضای جامعه تعداد 50 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان، 1999) و خوش بینی تحصیلی (بیرد و همکاران، 2010) بودند که پایایی آنها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0 و 94/0 محاسبه شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی به طور معناداری باعث افزایش خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان شد (05/0>P). بر اساس نتایج برای بهبود خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان می توان اقدام به آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی کرد.
    کلیدواژگان: راهبردهای شناختی و فراشناختی، خودکارآمدی تحصیلی، خوش بینی تحصیلی
  • هادی ردایی*، حسین حبیبی تبار، زین العابدین امینی سابق، حسان ساده صفحات 105-124
    هدف این مطالعه مدل سازی معادلات ساختاری مسئولیت اجتماعی اسلامی با تکیه بر مدیریت دولتی نوین از نوع حکمرانی خوب بود. روش این پژوهش کاربردی از نوع کیفی است. در این پژوهش به تبیین مسئولیت اجتماعی از دیدگاه اسلام و سایر مکاتب پرداخته شد. یکی از موضوعات مورد بررسی چگونگی نگاه اسلام به مسئولیت های اجتماعی بود. بنابراین ضمن ارائه تعاریفی از مسئولیت اجتماعی و حکمرانی خوب با مروری بر مفاهیم به مبانی فلسفی دیدگاه های مسئولیت اجتماعی در ابعاد عمومی، کلاسیک و اسلامی پرداخته شد. برای شناسایی معیارها و بیان روابط بین معیارها پس از مطالعه ادبیات پژوهش های مرتبط و مصاحبه با مدیران وزارت خانه ارتباطات و فناوری اطلاعات از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی در سبک اسلامی در پنج بعد اقتصادی، اجتماعی - سیاسی، قانونی، اخلاقی و نوع دوستی و حکمرانی خوب در پنج بعد مشارکت، پاسخگویی، عدالت و برابری، حاکمیت قانون و کارایی و اثربخشی دولت قرار گرفت. همچنین مدل مسئولیت اجتماعی اسلامی با تاکید بر حکمرانی خوب برازش خیلی خوبی داشت و در نهایت مدل مسئولیت اجتماعی اسلامی با تاکید بر حکمرانی خوب طراحی و ارائه شد.
    کلیدواژگان: مسئولیت اجتماعی اسلامی، حکمرانی خوب، مدل سازی معادلات ساختاری
  • سولماز زادرحیمی* صفحات 125-139
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مهارت های ارتباطی بر استرس، تاب آوری و خودکارآمدی دانش آموزان دختر بود. این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 98-1397 بودند که از میان آنان 40 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای مهارت های ارتباطی را آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده پرسشنامه های استانداردشده استرس (کوهن و همکاران، 1983)، تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) و خودکارآمدی (شرر و همکاران، 1982) جمع آوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و به کمک نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه ها از نظر هر سه متغیر استرس، تاب آوری و خودکارآمدی تفاوت معناداری داشتند. یعنی آموزش مهارت های ارتباطی به طور معناداری باعث کاهش استرس و افزایش تاب آوری و خودکارآمدی دانش آموزان شد (05/0>P). در نتیجه مشاوران و درمانگران برای کاهش استرس و افزایش تاب آوری و خودکارآمدی دانش آموزان می توانند از روش مهارت های ارتباطی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: مهارت های ارتباطی، استرس، تاب آوری و خودکارآمدی
  • مینو شریفی دروازه، فائزه ناطقی*، محمدهاشم رضایی صفحات 141-156
    این پژوهش با هدف واکاوی نقش نظریه انتقادی در برنامه درسی و ترسیم الگویی از یک معلم تحول آفرین انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا تحلیلی-استنتاجی بود. جامعه پژوهش کلیه متون چاپی و غیرچاپی معرف نظریات حوزه پداگوژی انتقادی فریره، ژیرو و هابرماس بود. روش نمونه گیری در دسترس با توجه به اصل اشباع نظری بود. نتایج پژوهش درباره برنامه درسی انتقادی حاکی از آن بود که اهداف باید شامل افزایش آگاهی، خودشناسی، پرورش شهروند انتقادی و تربیت انسان های کارساز باشند. محتوا باید آن چیزی باشد که دانش آموزان می خواهند درباره آنها بیشتر بدانند و با علایق سه گانه فنی، تفسیری و رهایی بخش و با اشکال سه گانه دانش تجربی، تحلیلی و انتقادی مرتبط باشند. راهبردهای آموزش آن باید شامل گفتگوها و مناظره های عاری از اجبار، ایجاد زمینه تعامل بین فردی و پرهیز از خشونت و ایجاد زمینه یادگیری مشارکتی باشند. رویکرد مطلوب ارزشیابی، خودارزیابی بود و ویژگی های معلم این رویکرد شامل فکور، بردبار، رهایی بخش، دگرگون ساز، نقاد، گشوده، نشان دهنده روش های یادگیری، بردبار، تحول آفرین و تسهیل گر خلاقیت بودند.
    کلیدواژگان: نظریه انتقادی، برنامه درسی، معلم تحول آفرین
  • سامیه شهمیر، علی حسینی خواه*، جمال سلیمی، مرجان کیان صفحات 157-179
    برنامه درسی پایدیا مهارت های یادگیری را در دانش آموزان به وجود می آورد و درها را به سوی دنیای یادگیری میگشاید. مسئله اصلی این پژوهش کاربست پایدیا در برنامه های درسی و ارائه نمونه ای ازسنتز پژوهی نظام مند از یافته های پژوهش های بین المللی و قابل اتکای بیست سال گذشته است.محقق از میان جامعه آماری که شامل94 تحقیق بود، تعداد 44 نمونه را به صورت هدفمند انتخاب نمودند ویافته ها حاکی از این بود برنامه پایدیا برای دانش آموزان بسیار امید بخش بوده و تنها مدل برای بهبود دست آوردهای دانش آموزان و آماده کردن آنها برای تحصیلات بعد از آموزش و پرورش عمومی است، تحصیلات با کیفیت و کمیت یکسان ،بهترین آموزش برای بهترین کودکان است، پرورش قابلیت های انجام وظایف و مسئولیت های شهروندی از اهداف و ویژگی ها برنامه درسی پایدیا است و با توجه به موفقیت هایی که این برنامه در کشورهای مختلف کسب نموده و فوایدی که از اجرای این برنامه درسی در نظام های آموزشی حاصل شده است. برنامه درسی پایدیا پاسخ مناسب به نیازهای دانش آموزان برای زندگی موفق در آینده است .این برنامه می تواند راهکاری مناسب برای برخورد با چالش های موجود در برنامه های درسی باشد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، پایدیا، سنتزپژوهی
  • سمیه طالب زاده، بهرنگ اسماعیلی شاد، محبوبه سلیمان پور عمران* صفحات 181-198
    هدف از مطالعه حاضر تبیین رابطه سرمایه روانشناختی و اضطراب امتحان با نقش میانجی اعتماد به نفس در دانش آموزان می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری 120 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه شهر بجنورد بود. با استفاده از جدول کرجسی-مورگان، 80 دانش آموز به روش تصادفی طبقه ای نسبی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، اعتماد به نفس آیزنک (1976) و اضطراب امتحان ساراسون (1957) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Spss و Lisrel صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین سرمایه روانشناختی با اضطراب امتحان، رابطه منفی(02/0-) و بین اعتماد به نفس و اضطراب امتحان نیز رابطه منفی (69/0-) وجود دارد اما بین سرمایه روانشناختی و اعتماد به نفس، رابطه مثبت (77/0) وجود دارد یعنی با بالا رفتن اعتماد به نفس، اضطراب امتحان دانش آموزان کم می شود (05/0p≤). بر اساس یافته های تحقیق، می توان نتیجه گرفت که سرمایه روانشناختی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود و به دنبال آن اضطراب امتحان نیز کاهش می یابد و این امر موجب می شود تا دانش آموزان از لحاظ روانی، آمادگی مواجهه با امتحان را داشته باشند.
    کلیدواژگان: سرمایه روانشناختی، اضطراب امتحان، اعتماد به نفس
  • علی عباس پور، علیرضا عصاره*، مهدی سبحانی نژاد، قدسی احقر صفحات 199-214
    این تحقیق با هدف تحلیل محتوای کتاب درسی پیام های آسمان دوره متوسطه اول از منظر توجه به شایستگی های پایه اخلاقی برنامه درسی ملی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و روش جمع آوری داده ها سندکاوی کتاب های درسی با روش کدگذاری کوربین و اشتراوس بود. جامعه و نمونه پژوهش کتب درسی پیام های آسمانی دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 96-1395 بودند. ابزار گردآوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوای کتاب های درسی بر اساس شایستگی های اخلاقی برنامه درسی ملی بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط کارشناسان دفتر تالیف کتب درسی و متخصصان برنامه درسی تایید شد. یافته ها نشان داد که در مجموع 154 فراوانی مرتبط با شایستگی های پایه اخلاقی برنامه درسی ملی در سه کتاب شناسایی شد که سهم هر یک از پایه های هفتم، هشتم و نهم به ترتیب 75، 48 و 31 مورد بود. همچنین از نظر توزیع فراوانی شایستگی های در بین محورهای سه گانه، محور گرایش و تمایلات با 85 فراوانی بیشترین سهم و محور شناخت و معرفت با 30 فراوانی کمترین سهم را داشت. علاوه بر آن از مجموع 19 شایستگی اخلاقی پایه مورد نظر برنامه درسی ملی در کتب پایه های هفتم، هشتم و نهم صرفا به ترتیب به 13، 9 و 6 شایستگی توجه شده بود.
    کلیدواژگان: کتاب درسی پیام های آسمان، شایستگی های پایه اخلاقی، برنامه درسی ملی
  • سعدالله کاظمی* صفحات 215-229
    هدف این پژوهش تعیین تاثیر روش تدریس زیبایی شناسی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی بود. مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با رروش پیش آزمون و پس آزمون می باشد. جامعه پژوهش دانش آموزان پایه های هشتم و نهم دبیرستان علامه امینی منطقه 16 تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان هشتم و نهم (هر پایه 15 نفر) بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گروه مداخله با روش تدریس زیبایی شناسی آموزش دید. برای جمع آوری داده ها از آزمون پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی و برای تحلیل داده ها از آزمون تی زوجی به کمک نرم افزار SPSS-15 استفاده شد. نتایج نشان داد که روش تدریس زیبایی شناسی باعث افزایش معنادار پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانش آموزان پایه های هشتم و نهم شد (05/0>P). نتایج حاکی از تاثیر روش تدریس زیبایی شناسی بر افزایش پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی دانش آموزان پایه های هشتم و نهم بود. در نتیجه برای بهبود پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان در کنار سایر روش های تدریس می توان از روش تدریس زیبایی شناسی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: روش تدریس، زیبایی شناسی، پیشرفت تحصیلی
  • منیره کتاب چی* صفحات 231-245
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کنننده فضیلت سازمانی در رابطه بین اخلاق کار اسلامی و درگیری شغلی کارکنان انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کارکنان اداره امور مالیاتی استان اصفهان در سال 1397 (780 نفر) بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 195 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های اخلاق کار اسلامی (علی و الکاظمی، 2007)، درگیری شغلی (شافلی و بکر، 2004) و فضیلت سازمانی (کامرون و همکاران، 2004) بودند. در پژوهش حاضر پایایی با روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه های اخلاق کار اسلامی 90/0، درگیری شغلی 94/0 و فضیلت سازمانی 87/0 محاسبه شد. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و Amos تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که اخلاق کار اسلامی بر فضیلت سازمانی، اخلاق کار اسلامی بر درگیری شغلی و فضیلت سازمانی بر درگیری شغلی تاثیر معنادار مستقیم و مثبت داشت. همچنین اخلاق کار اسلامی با نقش تعدیل کننده فضیلت سازمانی بر درگیری شغلی تاثیر معنادار غیرمستقیم داشت. علاوه بر آن مدل برازش مناسبی داشت (05/0>P). بنابراین برای افزایش درگیری شغلی باید اخلاق کار اسلامی و فضیلت سازمانی را از طریق کارگاه های آموزشی افزایش داد.
    کلیدواژگان: اخلاق کار اسلامی، فضیلت سازمانی، درگیری شغلی
  • محمدنقی ایمانی*، علی اصغر شریفی، عقیل منصوری لطف علی صفحات 247-260
    هدف پژوهش طراحی مدلی جهت توسعه معنویت در سازمان آموزشی بود. پژوهش از نظر شیوه اجرا ترکیبی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان دانشگاه بودند که تعداد 10 نفر با توجه به اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی کارکنان دانشگاه های جامع علمی کاربردی استان تهران (3950 نفر) بودند که تعداد 375 نفر با توجه به فرمول کوکران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات و داده ها با روش های یادداشت برداری، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شدند. روایی صوری، محتوایی و سازه ابزار تایید و پایایی مصاحبه با روش توافق درون موضوعی و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0 محاسبه شد. داده ها با روش های تحلیل محتوا، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون های فریدمن و تی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار بر توسعه معنویت در سازمان آموزشی شامل عوامل فردی (ارتباط، ایمان، خودتعالی و همدردی) و عوامل سازمانی (سازگاری ارزش ها، کار معنادار و نگرش مثبت) بود. همچنین بین وضع موجود و مطلوب در مولفه های ایمان و کار معنادار تفاوت معناداری وجود نداشت و مولفه همدردی در وضع مطلوبی قرار داشت، اما مولفه های ارتباط، خودتعالی، سازگاری ارزش ها و نگرش مثبت در وضع نامطلوبی قرار داشتند.
    کلیدواژگان: طراحی مدل، توسعه معنویت، سازمان آموزشی
  • محمدرضا میش مست، علی معقول*، احمد اکبری، احمد زنده دل صفحات 261-273
    این تحقیق با هدف برآورد مدل اعتبارسنجی در راستای ارتقای کیفیت گروه های آموزشی انجام شد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش دانشجویان، دانش آموختگان و اساتید گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه بودند که نمونه با توجه به فرمول کوکران برای دانشجویان و دانش آموختگان 157 نفر و برای اساتید 50 نفر محاسبه که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با روش های توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (آزمون تی) با نرم افزار SPSS-17 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین کیفیت درون دادهای اصلی یعنی دانشجویان و برنامه درسی، دوره آموزشی و اعضای گروه آموزشی به طور معناداری بالاتر از متوسط و تجهیزات و فضاهای آموزشی و پژوهشی به طور معناداری پایین تر از متوسط بودند. همچنین میانگین کیفیت فرایندهای اصلی یعنی جایگاه سازمانی و مدیریت گروه به طور معناداری بالاتر از متوسط بود، اما کیفیت تدریس و روش های یاددهی و یادگیری در حد متوسط قرار داشت. علاوه بر آن میانگین کیفیت برون داد اصلی یعنی دانش آموختگان به طور معناداری بالاتر از متوسط بود (05/0>P). بر اساس نتایج تحقیق حاضر می توان برنامه هایی در راستای ارتقای کیفیت گروه های آموزشی طراحی و اجرا کرد.
    کلیدواژگان: اعتبارسنجی، ارتقای کیفیت، گروه های آموزشی