فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 4 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تحلیل ناحیه بندی اقلیمی و بررسی اثرات عناصر اقلیمی بر دبی حوضه رودخانه جاجرود
    یونس خسروی*، عبدالحسین پری زنگنه، وحیده کریمیان عقدا، مهدی دوستکامیان، امین شیری کریم وندی صفحات 1-12

    به منظور ناحیه بندی و اثرات عناصر اقلیمی دما و بارش بر دبی حوضه رودخانه جاجرود از داده های 9 ایستگاه موجود در حوضه رودخانه جاجرود استفاده شده است. با هدف ناحیه بندی اقلیمی حوضه رودخانه جاجرود، تحلیل چند متغیره خوشه ای و برای اعتبار سنجی آن تحلیل ممیزی مورد استفاده قرار گرفت. جهت بررسی و تحلیل اثرات دما و بارش بر دبی رودخانه جاجرود از مشخصات مکانی دبی، بارش و دما در حوضه جاجرود استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل خوشه ای، منطقه مورد مطالعه به چهار زیر ناحیه اقلیمی مرطوب و معتدل، ناحیه خشک و معتدل، ناحیه خشک و گرم و ناحیه مرطوب و سرد تقسیم بندی شد. نتایج تحلیل مکانی عناصر اقلیمی بیانگر رابطه معنی دارتر تغییر پذیری دبی با بارش نسبت به دیگر عناصر است. توزیع مکانی ضریب همبستگی بین دما و دبی بیانگر این است که ارتباط ناچیزی بین دبی و دما وجود دارد با این تفاوت که در بعضی از مناطق که رابطه معنی داری هم مشاهده شده است بسیار ناچیز است. در مجموع می توان گفت که نوسانات دبی حوضه جاجرود بیشتر متاثر از بارش است تا دما. این در حالی است که با افزایش دما در نیمه جنوبی حوضه جاجرود دبی کاهش و بر عکس آن هم صادق است.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، دبی رودخانه، تحلیل ممیزی، ضریب همبستگی، حوضه جاجرود
  • دانش بومی دربند و کش بند، واحد اقتصادی خانوار در بشاگرد هرمزگان
    سعید چوپانی*، ابوالقاسم حسین پور صفحات 13-24

    امروزه توجه به دانش بومی در زمینه آب و خاک، به دلیل کارکردهای ویژه و اطمینان از سازگاری بالا و حفظ توازن بوم شناختی و همچنین همراهی و همکاری مردمی از اهمیت بسزایی برخوردار است. مردم استان هرمزگان نیز با توجه به محدودیت های اقلیمی و خشکی محیطی این خطه، از دیرباز اقدامات مختلفی را در زمینه بهره برداری از منابع آب و خاک و استحصال آب باران، انجام داده اند. از نمونه های بارز آن می توان به سازه های دربند و کش بند در نواحی شرقی این استان اشاره کرد که امروزه به عنوان واحد اقتصادی خانوار در منطقه بشاگرد هرمزگان از آنها نام برده می شود. دربند[1] و کش بند[2] از دسته سازه های سنتی و بومی آبخیزداری هستند که توسط بومیان هرمزگانی در آبراهه های مناطق کوهستانی جهت ایجاد بستر کشت و زرع احداث می گردند. این گونه بندهای کوتاه واحدهای معیشت مردم محلی به شمار می روند و در نظام حقوق عرفی محلی آبراهه ها و دره های سبز شده با احداث دربندها و کش بندها دارای مالک مشخص و صاحب حق و حقابه می باشد. دربندها به صورت چکدام های عرضی کوتاه و عمود بر جریان آب با بلندای تقریبی 1 تا 5/1 متر احداث می شوند و پس از رسوبگذاری و کاشت گیاه افزایش بلندای این سازه ها امکان پذیر می باشد. نتیجه ساخت کش بندها ایجاد اراضی جدید و بستر کشت مناسب در حاشیه رودخانه ها، همراه با حفظ نم، در خاک پشت آن می باشد. دربندها و کش بندها عمدتا از جنس خشکه چین بوده و با مصالح سنگ ساخته می شوند، هر چند دربندهای بلند به بلندی 5/2 تا 3 متر با سنگ و سیمان احداث می گردند. نخل، سیر و مرکبات از اقلام شاخص محصولات کشاورزی است که در دربندها و کش بندها کشت می شوند. شهرستان بشاگرد در حوضه آبخیز سد های مخزنی جگین و گابریک و همچنین بخش هایی از شهرستان میناب، دارای بیشترین گسترش دربند و کش بند می باشد. تعدیل سرعت سیلاب، کاهش فرسایش خاک، مهار رسوب، تولید زمین زراعی، تغذیه چشمه های پایین دست از اندوخته آب در رسوبات پشت بند و تامین رطوبت مورد نیاز کشت از اهداف و اثرات احداث سازه های بومی دربند و کش بند در هرمزگان به شمار می روند. بر اساس اطلاعات موجود بیش از 4000 سازه دربند و کش بند در منطقه بشاگرد ساخته شده است. نتایج حاصل از این بررسی، بیانگر این واقعیت است که دانش بومی آبخیزداری در شهرستان بشاگرد دارای سابقه بسیار طولانی بوده و لذا بهره برداری از ظرفیت اقتصادی آبراهه ها (با احداث سازه های دربند و کش بند) با مشارکت مردم، می تواند به عنوان یک الگوی بومی در حفاظت خاک و آب و اشتغال زایی ساکنین حوضه های آبخیز، بسیار حائز اهمیت باشد.

    کلیدواژگان: دانش بومی آبخیزداری، دربند و کش بند، استان هرمزگان، بشاگرد
  • مقایسه روش های پارامتری و ناپارامتری محاسبه شاخص بارش استاندارد شده (SPI) در پایش خشکسالی (مطالعه موردی: حوضه گرگانرود)
    سید محمد حسینی موغاری، شهاب عراقی نژاد، کیومرث ابراهیمی* صفحات 25-34

    شاخص بارش استاندارد شده (SPI) مرسوم ترین شاخص پایش خشکسالی است. محاسبه این شاخص به طور معمول بر اساس برازش توزیع گاما بر روی اطلاعات بارش انجام می شود؛ اما مطالعات نشان داده اند که برای پایش دقیق تر خشکسالی باید توزیع بهینه بارش در هر ماه تعیین گردد. از طرف دیگر در سری های زمانی ناایستای بارش، امکان تعیین صحیح پارامترهای توزیع های احتمالاتی وجود ندارد. از این رو در سال های اخیر شاخص ناپارامتری SPI معرفی شده که در آن یک توزیع احتمال تجربی، جایگزین توزیع پارامتری گردیده است. با این وجود در مطالعات داخلی هم چنان توجه کافی به استفاده از شاخص های ناپارامتری خشکسالی نشده است. از این رو در این مقاله کارایی شاخص ناپارامتری SPI در پایش خشکسالی حوضه گرگانرود بین سال های آبی 1352- 1351 تا 1386- 1385 ارزیابی و نتایج آن با شاخص پارامتری SPI مقایسه شد. همچنین بسته نرم افزاری SDAT برای محاسبه شاخص های ناپارامتری خشکسالی معرفی گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که دو سری زمانی حاصل از رویکرد پارامتری بر اساس بهترین توزیع احتمالاتی و رویکرد ناپارامتری به خوبی بر هم منطبق هستند به نحوی که ضریب همبستگی بین دو سری زمانی برابر یک بوده و وقایع خشکسالی را به صورت همزمان شناسایی کرده اند. بر اساس شاخص SPI12 در هر دو رویکرد پارامتری و ناپارامتری طولانی ترین خشکسالی در حوضه بین بهمن 1361 تا اسفند 1362 به مدت 14 ماه رخ داده است که در این دوره، حوضه درگیر یک خشکسالی شدید بوده است.

    کلیدواژگان: SDAT، توزیع احتمال پارامتری، توزیع گاما، توزیع تجربی، سری های زمانی ناایستا
  • بررسی نقش جمع آوری آب باران و چشمه ها در جبران مصرف و هزینه آبشهر دیواندره، استان کردستان
    پدرام نی نیوا*، کاکا شاهدی، ولید خالدیان صفحات 35-44

    به دلیل همگام شدن کمبود منابع آب مناسب شرب و عدم اطمینان به کیفیت این منابع، همراه با افزایش تقاضای مصرف آب به دلیل رشد جمعیت، یافتن راهکار مناسب در تامین نیاز آب شرب حائز اهمیت می باشد. از روش هایی که می تواند جایگزین منابع آبی سطحی و زیرزمینی باشد، استحصال آب باران از پشت بام ها و بهره برداری از تخلیه طبیعی چشمه های آب می باشد. شهر دیواندره در استان کردستان دارای پتانسیل بهره برداری از این دو منبع تامین کننده در محوطه شهری خود به عنوان راهکارهای تامین منابع آبی می باشد. نتیجه مطالعه و بررسی نقش این دو منبع گویای این بود که آب تولیدی این دو منبع برابر 1001235 متر مکعب در سال می باشد که با توجه به سرانه آب مصرفی سالانه جمعیت شهر دیواندره (1871110 متر مکعب با توجه به آمار جمعیتی سال 1390) و میانگین مصرف سالانه هر فرد در این شهر، به صورت مجموع قادر به جبران 5/53 درصد از مصرف کل جمعیت به ارزش 5.256.483.960 ریال در سال با در نظر گرفتن بهای آب قابل شرب و 4.246.463.320 ریال در سال با در نظر گرفتن بهای آب خام می باشد. نتایج نشان داد که در صورت مدیریت جامع این دو منبع در ذخیره سازی و بهره برداری بهینه، می تواند راهکاری مناسب در جبران الگوهای نامناسب سرانه آب مصرفی سالانه باشد و به نوعی نیز از شرایط تنش و بحران دائمی کمبود آب در این شهر جلوگیری نماید.

    کلیدواژگان: استحصال آب باران، چشمه ها، سرانه آب مصرفی، شهر دیواندره، کردستان
  • تشریح روش سنتی پرچ (Perch)، به منظور جمع آوری آب در منطقه بویراحمد
    محمدرضا میرزایی*، عابد دانش، محمود عرب خدری صفحات 45-52

    در چند دهه اخیر پژوهش های وسیعی در اقصی نقاط جهان توسط محققان به منظور جمع آوری و ذخیره سازی آب باران و رواناب صورت گرفته است. با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در دهه های اخیر و پژوهش های مزبور علاوه بر به کارگیری روش های مختلف در استحصال آب، افزایش رطوبت خاک و کاهش خطرات ناشی از جاری شدن آن، به افزایش میزان نگهداشت رطوبت و کشت گونه های درختی و مرتعی می پردازد. با توجه به مشکلات زیست محیطی فراوان در بخش آب که طبق نظر محققان بخشی از آن ناشی از به کارگیری تکنولوژی های جدید می باشد، قسمتی از پژوهش ها به مطالعه اهمیت دانش بومی روش های استحصال آب، و حتی تلفیق آن با دانش جدید به عنوان راه کار توسعه پایدار در این بخش معطوف شده است. قدم اول در این راستا شناخت این روش ها که معمولا به صورت محلی و سازگار با اکوسیستم منطقه بوده است. از قدیم الایام روش های مختلفی جهت جمع آوری رواناب و آب باران در اقصی نقاط ایران و متناسب با اقلیم های مختلف در ایران به کار گرفته شده اند. در این مقاله یکی از روش های بومی جمع آوری آب باران مورد استفاده در گذشته نه چندان دور، در مناطق کوهستانی استان کهگیلویه و بویراحمد به نام محلی پرچ برای اولین بار معرفی می شود.

    کلیدواژگان: استحصال آب باران، دانش بومی، کهگیلویه و بویراحمد، پرچ، رواناب
  • بررسی کارایی مدل MISDc در شبیه سازی رواناب حوضه آبخیز کشکان افرینه
    حسین زینی وند*، عاطفه امیری، ناصر طهماسبی پور، علی حقی زاده صفحات 53-62

    امروزه افزایش و شدت سیل و رویدادهای فوری سیل سبب بروز مشکلات زیست محیطی و افزایش تلفات انسانی و اقتصادی شده است در نتیجه، ابزارهای متعدد و برنامه های جدید برای سیستم های پیش بینی سیل و برنامه های مدیریت ریسک در دوره مربوطه به کار گرفته می شود. در این بین مدل هایی هستند که با استفاده از آن ها می توان به راحتی این امر را محقق کرد. در این تحقیق به منظور بررسی رواناب حوضه کشکان افرینه در استان لرستان از مدل MISDc استفاده شده است. MISDc یکی از مدل های نیمه توزیعی بارش رواناب است که برای برآورد سیل از آن استفاده می شود. به منظور شبیه سازی جریان روزانه رودخانه با مدل MISDc با استفاده از داده های روزانه بارش، دما و دبی حوضه، در بازه زمانی 9 ساله (2004-2012) مدل اجرا و واسنجی گردید و مقادیر بهینه 9 پارامتر مدل بدست آمد و در مرحله اعتبارسنجی در بازه زمانی 3 ساله (2013-2015) از آنها استفاده شد. به منظور بررسی دقت شبیه سازی مدل از معیار نش - ساتکلیف (NS) و ضریب تعیین (R2) استفاده شد. با توجه به نتایج شبیه سازی، مقادیر معیارهای ارزیابی ضریب نش- ساتکلیف و ضریب تعیین در دوره واسنجی (2004-2012) به ترتیب 0/68 و 0/73 و در دوره اعتبارسنجی (2013-2015) به ترتیب 0/74و 0/79 بدست آمد که نشان از توانایی مدل برای شبیه سازی رواناب حوضه می باشد. همچنین نتایج حاصل از مقایسه هیدروگراف های شبیه سازی شده و مشاهداتی نشان می دهد که مدل توانسته به خوبی دبی حوضه خصوصا دبی های اوج را شبیه سازی کند.

    کلیدواژگان: مدل هیدرولوژیکی، دبی، واسنجی و اعتبارسنحی، لرستان، MISDc
  • شبیه سازی کیفیت رواناب تولیدی در بخشی از حوضه آبخیز کرخه با استفاده از شبیه ساز باران صحرایی
    کیانوش بهرهی، حمید رضا پیروان*، احمد لندی صفحات 63-74

    در این مقاله تاثیر سه نوع کاربری اراضی مرتع، جنگل و زراعت بر کیفیت رواناب با استفاده از دستگاه باران ساز صحرایی در شش زیر حوضه آبخیز کاکاشرف از حوضه کرخه بررسی شده است. در این تحقیق تعداد 39 واقعه باران مصنوعی با تداوم 30 دقیقه ایجاد و میزان عناصر فسفر و پتاسیم رواناب ناشی از هر بارش در سه کاربری اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که میانگین مقادیر فسفر موجود در رواناب در سه کاربری جنگل، مرتع و زراعت به ترتیب 22/0، 26/0 و 21/0 میلی گرم بر کیلوگرم است. همچنین مقدار پتاسیم رواناب در کاربری جنگل، مرتع و زراعت به ترتیب 38/18، 32/22 و 71/18 میلی گرم بر کیلوگرم می باشد. تجزیه واریانس اثر کاربری بر میزان فسفر و پتاسیم رواناب نشان داد که تغییرات فسفر در شیب های 10 و 20 درصد و پتاسیم در شیب 30 درصد معنی دار نمی باشد، ولی اثر کاربری بر مقدار پتاسیم رواناب در شیب 10 درصد در سطح 5 درصد و در شیب 20 درصد در سطح 1 درصد معنی دار بود.

    کلیدواژگان: آزمون دانکن، پتاسیم، جنگل، فسفر، کشاورزی، مرت
|
  • Analyzing Climate Zooning and Climate Change Effects on Discharge of Jajrood River Basin
    Younes Khosravi*, Abdolhossein Parizanganeh, Vahideh Karimaian Aghda, Mehdi Doostkamian, Amin Shiri Karim Vandi Pages 1-12

    In this study, for climate zoning and determining the effects of climate change on discharge of Jajrood River Basin, data from 9 available stations in Jajrood River Basin were used. In order to create climatic zones in the Jajrood River Basin, multivariate cluster analysis was used. To validate the data, discriminant analysis was employed. For investigating the effects of temperature and precipitation on discharge of Jajrood River, spatial distribution of discharge, temperature and precipitation parameters were used. According to cluster analysis of the area under study, the basin includes a wet and temperate zone, a dry and temperate zone, a dry and warm zone, and a wet and cold zone. Results of the spatial analysis of climate parameters showed the significant relationship between discharge variations and precipitation, in relation to the other parameters. The spatial distribution of the coefficient of correlation between temperature and discharge indicates that there is low correlation between discharge and temperature. Even in areas where a significant relationship is observed, it is negligible. Generally, it can be said that the fluctuations of the Jajrood Basin are more affected by precipitation than temperature.

    Keywords: Climate Change, Discharge River, Discriminant, Correlation Coefficient, Jajrood
  • Indigenous Knowledge of Darband and Kashband, household economic unit in Bashagard area, Hormozgan province, Iran
    Saied Choopani*, Abolghasem Hoseinpoor Pages 13-24

    Today, attention to indigenous knowledge in the field of water and soil has great importance due to its special functions, high compatibility, and ability to maintain ecological balance and promote popular participation. Since the ancient times, people of Hormozgan province have used different ways of utilizing water and soil resources and harvesting rainwater, due to the climate limitation that exist in this area. One of the most prominent examples are the Darband and Kashband structures in the eastern parts of Hormozgan province. Today, these structures are referred to as household economic units in the Bashagard region of Hormozgan. Darband and Kashband are indigenous structures of watershed management in Hormozgan province. These types of structures are made in mountainous areas by natives of the region to create a cultivation area. In the local legal system, the streams and green valleys created by Darband and Kashband have a certain owner. Darbands are constructed as short transverse check dams perpendicular to the flow of water, with a height of approximately 1 to 1.5 meters. Increasing the height of these structures is possible after sedimentation and planting in the following years. The result of Kashband construction is the creation of new lands and suitable cultivation beds on the margins of rivers, along with maintaining soil moisture. This method increases soil moisture and plant growth. Mostly, Darbands and Kashbands are made with rocky materials without cement. However, Darbands with a height of 2.5 to 3 meters are made with rock and cement. The most important agricultural products that are cultivated behind these structures are palm, garlic and citrus. Most of these structures exist in Bashagard region and also parts of the Minab region. Bashagard region includes basins of Jagin and Gabrik reservoir dams. According to available information, more than 4,000 structures (Darband and Kashband) were constructed in the Bashagard district. The results of this study show that this kind of indigenous knowledge has a very long history in the Bashagard area. Therefore, utilizing the economic capacity of the streams with the participation of the people can be very important as a native model in soil and water conservation and as a source of jobs for watershed residents.

    Keywords: Indigenous watershed management knowledge, Darband, Kashband, Hormozgan Province, Bashagard
  • A comparison of parametric and non-parametric methods of standardized precipitation index (SPI) in drought monitoring(Case study: Gorganroud basin)
    Seyed Mohammad Hosseini, Moghari, Shahab Araghinejad, Kumars Ebrahimi* Pages 25-34

    The Standardized Precipitation Index (SPI) is the most common index for drought monitoring. Although the calculation of this index is usually done by using the gamma distribution fitting of precipitation data, studies have shown that for accurate monitoring of drought, the optimal distribution of precipitation in each month should be determined. On the other hand, in non-stationary time series, it is not possible to determine the proper parameters of probability distributions. Hence, in recent years, the non-parametric SPI has been introduced, in which the parametric distribution is replaced by an empirical probability distribution. However, in national studies, there is still insufficient attention to non-parametric drought indicators. Therefore, in this paper, the performance of the nonparametric SPI was evaluated for drought monitoring over Gorganroud basin during 1972 to 2015 and the results were compared with the parametric SPI. The SDAT software package was also introduced to calculate nonparametric drought indices. The results of this study showed that time series of the parametric approach based on the best probability distributions and the nonparametric approach are well correlated with each other. The correlation coefficient between the two-time series is equal to one. Drought events have been detected at the same time based on the two approaches. Based on the SPI12 in both parametric and non-parametric approaches, the longest drought occurred in the basin between February 1983 and March 1984 for a period of 14 months, during this period, the basin suffered severe drought.

    Keywords: SDAT, parametric probability distribution, gamma distribution, empirical distribution, non-stationary time series
  • Investigating on the role of rainwater harvesting and springs in compensating water consumption and cost in the Divandareh city, Kurdistan Province
    Pedram Nainiva*, Kaka Shahedi, Valid Khaledian Pages 35-44

    Due to the lack of adequate sources of drinking water and uncertainty about the quality of these sources, along with rising water demand due to population growth, it is important to find a suitable solution to supply drinking water. Rainwater harvesting from roofs and use of natural discharge from springs are among techniques which can replace surface and underground water resources. The city of Divandareh in Kurdistan province has a strong potential to utilize these two sources. According to population statistics from 2011, the annual water consumption per capita of the city is 1871110 cubic meters. Our results showed that these two sources can provide 1001235 cubic meters of water per year. Based on the average annual consumption of each person in the city, springs and harvested rain can meet  53.5% of the city’s water demand, priced at 5,256,483,960 rials per year using the price of drinking water, and 4,246,463,320 rials per year using the price of raw water. The results indicated that in the case of comprehensive management of these two resources for optimal storage and utilization, they could be suitable options to compensate for abnormal water consumption, and in some cases the conditions of permanent stress and water shortage in the city would be prevented.

    Keywords: Rainwater Harvesting, Springs, Water use, Divandareh, Kurdistan
  • Describe the Traditional Rain Water Harvesting "Perch" Method in Boyerahmad Area
    Mohammadreza Mirzaei*, Abed Danesh, Mahmood Arabkhedri Pages 45-52

    In recent decades, extensive research has been carried out to collect and store rain and runoff around the world. In addition to applying different water harvesting methods, and reducing the risk of runoff, other measures such as increasing soil moisture content and cultivation of tree and rangeland species have been studied. There are many water-related environmental problems which, according to researchers, are partly due to the use of new technologies. Part of the body of research focuses on the importance of the indigenous knowledge of water harvesting techniques, and even its integration with new knowledge as a means of sustainable development in this sector. Identifying these traditional methods, which are usually local and consistent with the ecosystem of the region, is the first step towards using them. Since ancient times, different methods have been used for collecting runoff and rainwater in different parts of Iran, in accordance with different climates of Iran. In this paper, one of the native methods of collecting rainwater, known as Perch, used in the past in the mountainous regions of Kohgiluyeh and Boyerahmad province is introduced for the first time.

    Keywords: Kohgiluyeh, Boyerahmad province, Perch, Indigenous knowledge, Runoff, Rainwater harvesting
  • Investigation of MISDc model performance to simulate runoff in Kashkan Afrine basin in Lorestan province
    Hossein Zeinivand* Pages 53-62

    Today, increase in flood frequency and intensity, and flash flood events have caused environmental issues and increased human and economic losses. As a result, numerous tools and new programs for flood forecasting systems and risk management programs are being used in the relevant period. There are models that make it easy to be used for this purpose. In this research, MISDc model was applied to investigate the runoff of Kashkan Afrine basin in Lorestan province. MISDc is one of the semi-distributed rainfall runoff models that is implemented to estimate floods. In order to simulate daily river flow using the MISDc model, daily rainfall, temperature and flow data of the basin, for a 12 year period (2004-2015) were used. In the calibration period (first 9 years), by calibrating 9 parameters of the model, the optimum values of river flow were obtained, and were used in the validation period (the last 3 years data). In order to evaluate the simulation accuracy of the model, Nash-Sutcliff (NS) and R2 criterea were used. According to the results, simulation accuracy based on evaluation criteria values (NS and R2) were 0.68 and 0.56 for the calibration period (2004-2012) and 0.74 and 0.57 for the validation period (2013-2015), rspectively. These results indicate the ability of the model to simulate the runoff of the basin. Moreover, the results of observed and simulated hydrographs comparison show that the model can well simulate the flow of the studied basin, especially peak peaks.

    Keywords: Hydrological model, discharge, Calibration, validation, Lorestan, MISDc
  • Simulation of Runoff Quality in Sub-catchment of Karkheh Watershed Using a Field Rain Simulator
    Kianosh Bahrahi, Hamidreza Peyrovan *, Ahmad Landi Pages 63-74

    In this study, the effects of three land use categories on runoff quality was investigated using a rainfall simulator, in six sub-catchments in Kakasharaf watershed in Lorestan province. In total, 39 instances of artificial rain with a duration 30 min were created and the amount of phosphorus and potassium in the resulting runoff was measured on three land uses. The results showed that the average amount of phosphorus in runoff in forest, pasture and agriculture  land uses was respectively 0.22, 0.26 and 0.21 mg/kg. Also, the amount of potassium in runoff of forest, pasture and agriculture was respectively 18.38, 22.32 and 18.71mg/kg. Analysis of variance for the effect of land use on removal of phosphorus and potassium showed that the results were not statistically significant for phosphorous on slopes with 10% and 20% inclination and for potassium on a slope of 30% inclination. However, the effects of land use on the amount of potassium in runoff on slopes with 10% inclination was significant at the 95% confidence level.  On slopes with 20% inclination, the effect was significant at 99% confidence level.

    Keywords: Phosphorus, Potassium, Forest, Pasture, Agriculture, Duncan Test