فهرست مطالب

پژوهش در سلامت روانشناختی - سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • کارآمدی رفتار درمانی شناختی با یا بدون تکنیک های فراشناختی و زولپیدم 10 میلی گرم برای افراد با اختلال بی خوابی مزمن
    بهزاد سلمانی*، جعفر حسنی، حمیدرضا حسن آبادی، شهرام محمدخانی صفحات 1-19
    هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی کارآمدی رفتار درمانی شناختی با یا بدون تکنیک های فراشناختی و زولپیدم 10 میلی گرم برای افراد با اختلال بی خوابی مزمن بود. پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، شش بیمار شامل 4 زن و 2 مرد  وارد مطالعه شدند. بیماران به طور تصادفی در سه گروه رفتار درمانی شناختی (CBT)، رفتار درمانی شناختی به همراه تکنیک های فراشناختی (CBT+) و درمان با داروی زولپیدم 10 میلی گرمی قرار گرفتند. تمام بیماران، شش مرتبه با استفاده از ابزارهای پژوهش مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از درصد بهبودی، شاخص معنی داری بالینی، اندازه ی اثر و بهبودی تشخیصی تجزیه و تحلیل شدند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که طی مراحل پس از درمان و پیگیری، بیماران که CBT+ دریافت کرده بودند دارای بازدهی خواب و کیفیت خواب بالاتری نسبت به بقیه بیماران بودند. بین دو گروهی که درمان CBT+ و CBT دریافت کرده بودند، تفاوت معناداری مشاهده نشد اما هر دو گروه بر زولپیدم 10 میلی گرمی، برتری داشتند. همچنین، بیمارانی که درمان زولپیدم 10 میلی گرمی دریافت کرده بودند، نتوانستند دستاوردهای درمانی را طی مراحل پیگیری حفظ کند. افزودن تکنیک های فراشناختی به CBT توانست کارآمدی آن را افزایش دهد. یافته های پژوهش حاضر را می توان به عنوان اطلاعاتی مقدماتی درباره روش های افزایش کارآمدی رفتار درمانی شناختی برای اختلال بی خوابی مزمن در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: اختلال بی خوابی، رفتار درمانی شناختی، تکنیک های فراشناختی، زولپیدم
  • اثربخشی خنثی سازی دفاع های تاکتیکی در روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر سبک های دفاعی، اضطراب و ترس از صمیمیت در نمونه غیربالینی
    امیر نبی زاده، مهران فرهادی*، خسرو رشید، رسول کردنوقابی صفحات 20-32
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی خنثی سازی دفاع های تاکتیکی در روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر سبک های دفاعی، اضطراب و ترس از صمیمیت انجام شد. در واقع هدفی که این تحقیق را از مطالعات اندک در حیطه ی روان پویشی متمایز می کند، بررسی ساختار مثلث تعارض(احساس، اضطراب، دفاع) با تاکید بر دفاع های بین فردی است. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی (طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه) است. جامعه آماری کلیه دانشجویان سال 97-96 دانشگاه بوعلی سینا همدان(خوابگاه ها- سایت مرکزی) بودند که 26 نفر از آنها با نمونه گیری داوطلبانه در دسترس (انتخاب غیر تصادفی و جایگزینی تصادفی) در دو گروه آزمایش و گواه قرارگرفتند. داده ها به وسیله پرسشنامه های سبک های دفاعی، اضطراب حالت- صفت و ترس از صمیمیت  جمع آوری شد. درمانجویان گروه آزمایش هرکدام مداخلات (تکنیک پرسش گری، فشار و چالش را براساس پروتکل روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت) را در 10 جلسه ی 45 دقیقه ای دریافت کردند و برای درمانجویان گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. یافته ها نشان داد که خنثی سازی دفاع های تاکتیکی باعث کاهش استفاده از سبک های دفاعی رشد نایافته، روان رنجور، اضطراب حالت و اضطراب صفت شده است، ولی برای افزایش استفاده از سبک دفاعی رشد یافته و کاهش ترس از صمیمیت اثری نداشته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حذف دفاع های تاکتیکی یا بیرونی که ریشه در ترس از دوباره ناکام شدن صمیمیت و نزدیکی هیجانی دارد، می تواند تنش های بین فردی و درون فردی را کاهش دهد. به علاوه، این روش مداخله می تواند برخی از انواع سبک های دفاعی را تغییر دهد.
    کلیدواژگان: دفاع های تاکتیکی، سبک های دفاعی، ترس از صمیمیت، اضطراب، روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت
  • مدل یابی معادلات ساختاری رابطه علایم اختلال اضطراب اجتماعی با طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی در نوجوانان
    هیمن نادرزاده، مهدیه صالحی*، مرجان جعفری روشن، رویا کوچک انتظار صفحات 33-51
    پژوهشهای بالینی و اپیدمیولوژی نقش فرایندهای شناختی  را در شکل گیری و تداوم  اختلال اضطراب اجتماعی ثابت کرده اند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی مبتنی بر طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تحریف های شناختی در میان دانش آموزان متوسطه دوره ی دوم بود.جامعه شامل تمام دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان بودند که از میان آنها 400 نفر(200 نفرپسر،200نفردختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گزینش انتخاب نمونه با مراجعه به مدارس، در بین دانش آموزان مشکوک به اضطراب اجتماعی(با تشخیص مشاور مدرسه و منطبق با علائم ذکر شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانپزشکی ویرایش پنجم) پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور توزیع و تکمیل و در صورت تائید تشخیص این اختلال در دانش آموزان، بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه گیری انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی کانور، پرسشنامه طرحوار های ناسازگار اولیه یانگ(فرم کوتاه) و پرسشنامه تحریف های شناختی استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش برازش دارد. به طور کلی پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه(بریدگی و طرد ، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت  های مختل، دیگر جهت مندی وگوش به زنگی بیش از حد و بازداری) توان پیش بینی 63 درصد از متغیراضطراب اجتماعی را دارند. همبستگی مستقیم معناداری بین متغیرهای طرحواره های ناسازگار اولیه واضطراب اجتماعی وجود دارد.  تحلیل بوت استراپ نشان داد تحریف های شناختی میانجی بین طرحواره های ناسازگار اولیه واضطراب اجتماعی است. نتایج این پژوهش از نقش طرحواره های ناسازگار اولیه به عنوان عامل ایجاد آسیب پذیری برای اضطراب اجتماعی و نقش تحریف های شناختی به عنوان مکانیسم مرتبط کننده طرحواره های ناسازگار اولیه به اضطراب اجتماعی حمایت می کند
    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، طرحوار های ناسازگار اولیه، تحریف های شناختی
  • ابعاد سلامت و آسیب شناختی فرزندپروری در خانواده های ایرانی: یک پژوهش کیفی
    ولی اله رمضانی، محمد سعید عبدخدایی*، زهرا طبیبی، حمید رضا آقامحمدیان شعرباف صفحات 52-68
    هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد سلامت و آسیب شناختی فرزندپروری در خانواده های ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن، طرح داده بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 44 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها، بر اساس الگوی پارادایمی یا مدل اشتراوس و کوربین از طرح داده بنیاد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در نهایت، حاصل کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، 216 کد اولیه، 9 مقوله  3 مضمون بود. در تجزیه و تحلیل محوری کدهای اولیه، 9 مقوله اصلی عبارت بودند از: طرد کردن، محبت/حمایت، مراقبت افراطی، انعطاف ناپذیری، ساختار متعادل، آشفتگی، اجبار، قاطعیت/حمایت از خودمختاری، و اهمال/ انفعال. این مقولات را می توان به لحاظ مفهومی از هم متمایز نمود؛ هر چند وجوه مشترکی نیز با هم دارند. در ادامه تحلیل و در کدگذاری گزینشی، 9 مقوله اصلی، حول 3 مضمون انسجام یافتند که عبارت بودند از: صمیمت (طرد کردن، محبت/حمایت، مراقبت افراطی)، ساختار/قانون (انعطاف ناپذیری، ساختار متعادل، آشفتگی)، خودمختاری/آزادی عمل(اجبار، قاطعیت/حمایت از خودمختاری، اهمال/ انفعال). از مقولاتی که حول هر مضمون سازمان می یابند، مقولات میانی، حالتی متعادل و سالم را ترسیم می کند و دو مقوله اول و آخر نشان دهنده جنبه های آسیب شناختی آن مضمون هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشتر والدین مورد مطالعه، از نوعی سبک استبدادی در فرزندپروری (ترکیب مراقبت افراطی، انعطاف ناپذیری و اجبار) استفاده می کنند و فرزندپروری سالم (ترکیب محبت/حمایت، انعطاف پذیری و حمایت از خودمختاری) در رتبه دوم قرار داشت.
    کلیدواژگان: فرزندپروری، سلامت، آسیب شناسی، صمیمیت، ساختار، خودمختاری
  • مدل فراتشخیصی اضطراب و افسردگی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی بیش کنترل گری
    شهرام وکیلی هریس*، شعله لیوارجانی، نعیمه محب صفحات 69-85
    هدف  این پژوهش بررسی مدلی فراتشخیصی برای تبیین همبودی اضطراب و افسردگی براساس نقش بیش کنترل گری، حساسیت به پاداش و حساسیت به تهدید بود. شرکت کنندگان 586 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانشگاه تبریز و دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در ایران بودند. داده ها با استفاده از مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی، پرسشنامه پذیرش و عمل نسخه دوم، مقیاس بازداری و فعال سازی رفتاری، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان و مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست جمع آوری شد. برازش مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری بررسی شد. براساس این مدل، حساسیت به پاداش با میانجی گری بیش کنترل گری بر اضطراب و افسردگی به ترتیب با ضرایب استاندارد   29 /0 -  و 36 /0 - اثر می گذارد. همچنین حساسیت به تهدید با ضرایب استاندارد 31 /0 ، و 39 /0 به ترتیب بر اضطراب و افسردگی با میانجی گری بیش کنترل گری اثر دارد. یافته های این پژوهش چهارچوب مناسبی را برای تبیین اضطراب و افسردگی ارائه می دهند. حساسیت به پاداش پایین و حساسیت به تهدید بالا از طریق سازه بیش کنترل گری، همبودی اضطراب و افسردگی را پیش بینی می کنند. این یافته ها می تواند برای فهم علت شناسی اختلالات هیجانی همبود، توسعه مداخلات درمانی و پیشگیری از اختلالات هیجانی همبود، مفید باشند.
    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، حساسیت به پاداش، حساسیت به تهدید، بیش کنترل گری
  • اثربخشی برنامه تعامل مادر با کودک بر تنیدگی فرزندپروری و رابطه والدین با کودک دارای آسیب شنوایی
    مرضیه پاغنده*، سعید حسن زاده، سوگند قاسم زاده صفحات 86-105
    چکیده
    آسیب شنوایی یکی از پیچیده ترین آسیب های حسی است که بر تنیدگی فرزندپروری و تعامل والد-کودک تاثیر دارد. برنامه تعامل والد-کودک برگرفته از نظریه درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک است که شیلا آیبرگ براساس نظریه ی رفتار کنشگر، روان درمانی سنتی کودک و رشد نخستین کودک تدوین کرده است. این برنامه  هم از نظریه ی دلبستگی و هم از نظریه ی یادگیری اجتماعی به منظور دستیابی به شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه بهره جسته است. از این رو به نظر می رسد تعامل والد-کودک برای آموزش نحوه تعامل صحیح با کودک و کاهش تنیدگی فرزندپروری؛ بالاخص برای گروه آسیب دیده شنوایی که دارای والدینی شنوا هستند، موثر است. والدینی که دارای فرزندی با آسیب شنوایی هستند، ارزیابی شناختی منفی از توانمندی های خود به عنوان والد دارند از این رو باعث کاهش سلامت روانی و بهزیستی والدین می شوند. مطالعه حاضر، با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش تعامل مادر-کودک برای مادران دارای کودک با آسیب شنوایی بر کاهش تنیدگی فرزندپروری و رابطه والدین با کودک انجام شده است. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون و مرحله پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. نمونه شامل 30 کودک دارای آسیب شنوایی پیش دبستانی و والدین شان بودند که به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برنامه تعامل والد-کودک توسط پژوهشگر تدوین و طراحی گردید. این برنامه شامل تهیه نیازسنجی و تدوین یک سری مولفه های برنامه آموزش والدین (مهارت های تعامل کودک مدار و مهارت های والدگری) بود. مهارت های تعامل کودک مدار شامل جایزه دادن، تقلید، بازتاب، توصیف، اشتیاق و جلب توجه و تمرکز مدنظر قرار گرفت، و سپس مهارت های والدگری شامل صدور فرامین خوب، تشویق فرمان برداری، محروم سازی با روی صندلی قرار گرفتن به خاطر نافرمانی و ایجاد قوانین معتبر در خانه تنظیم گردید. سپس آزمودنی های گروه آزمایش برنامه تعامل والد-کودک را در قالب 12 جلسه دو ساعته در طی یک ماه دریافت کردند. برای بررسی تعامل والد-کودک و تنیدگی فرزندپروری از مقیاس رابطه ی والد-کودک و مقیاس تنیدگی والدگری استفاده شد. یافته ها نشان داد که میانگین نمرات در تعامل والد-کودک و تنیدگی فرزندپروری در پدران اثرگذار بوده؛ ولی در مادران، در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون افزایش بیشتری یافته است. نتایج این پژوهش اهمیت مشارکت والدین در برنامه آموزشی تعامل والد-کودک به عنوان والد-درمانگر را نشان می دهد. یافته ها همچنین اثربخشی برنامه تعامل والد-کودک بر بهبود رابطه بین والدین با کودک دارای آسیب شنوایی را نیز نشان می دهد.
    کلیدواژگان: تعامل والد با کودک، آسیب شنوایی، تنیدگی فرزندپروری، رابطه والد- کودک
  • کاوشی در تجربه زیسته کودکان مبتلا به سرطان درباره بیماری و پیامدهایش : یک مطالعه کیفی
    افروز افشاری*، مریم همایون پور، نرگس سراج پور، زهرا طاهری صفحات 106-125
    سرطان در کودکان، عامل استرس زای غیر قابل پیش بینی محسوب می شود که بر زندگی کودک تاثیرات روانشناختی بسیاری برجای می گذارد. درک دیدگاه کودکان از شرایطی که در آن قرار گرفته اند به ارائه بهتر خدمات و رفع موانعی که از سوی کودک در پذیرش درمان اثرگذار است، نقش دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و درک دیدگاه کودکان مبتلا به سرطان در مورد بیماری آنها بود. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت و در آن تعداد 20 کودک 4-12 ساله بستری و مبتلا به انواع مختلف سرطان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. دیدگاه کودکان در خصوص بیماری سرطان و پیامدهای آن، با استفاده از تحلیل محتوای نقاشی ها و مصاحبه های نیمه ساختار یافته ضبط شده، مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به طور مستمر و همزمان با جمع آوری اطلاعات و به شیوه ی مقایسه ای، با استفاده از نرم افزارMAXQDA صورت گرفت. حدود 1020 کد از پیاده سازی مصاحبه های ضبط شده و نقاشی های ترسیم شده ی کودکان به صورت کدگذاری باز مشخص شد. داده های کدگذاری شده در نهایت در 5 مقوله کلی خلاصه شدند که عبارت بودند از: 1. اشتغال ذهنی نسبت به محل درمان، 2. اشتغال ذهنی با مشکلات جسمانی ناشی از بیماری و درد، 3. رشد پس آسیبی مثبت، 5. پیامدهای منفی ناشی از بیماری، 6.  پیامدهای خانوادگی ناشی از ابتلا به بیماری، 7.  نگاه کودک به روند بیماری.
    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، روش کیفی، سرطان، کودکان
|
  • Efficacy of cognitive behavioral therapy with or without metacognitive techniques and Zolpidem 10 mg. for people with chronic insomnia disorder
    Behzad Salmani*, Jaafar Hasani, Hamid Reza Hasan Abadi, Shahram Mohammad Khani Pages 1-19
    The aim of this study was to evaluate the efficacy of cognitive behavioral therapy (CBT) with or without metacognitive techniques and Zolpidem (10 mg) for people with chronic insomnia disorder. After assessing eligibility criteria, six patients included four female and two male entered the study. All patients allocated randomly to three treatments (CBT, CBT+ & Zolpidem 10 mg.) and assessed 6 times by research instruments. Results were analyzed by recovery percent, clinical significant index, effect size and diagnostic recovery. Results of the study showed that during post-treatment and 1-month & 3-months follow-up, patients who received CBT+ have higher rate of recovery in sleep efficiency and sleep quality than other patients. In terms of insomnia severity, CBT & CBT+ have no significant difference but both were superior to patients who received Zolpidem 10 mg. Also, patients who received Zolpidem (10 mg) failure to keep treatment achievements in follow-up. Adding metacognitive techniques to CBT increased its efficacy. Findings of this study could regard as a pilot information about new ways for raising efficacy of cognitive behavioral therapy for chronic insomnia disorder.
    Keywords: Chronic insomnia disorder, cognitive behavioral therapy, metacognitive techniques, Zolpidem
  • The Effectiveness of Tactical Defenses Neutralization in Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy on Defensive Styles, Anxiety, and Fear of Intimacy in Non-Clinical Sample
    Amir Nabizadeh, Mehran Farhadi*, Khosro Rashid, Rasoul Kordnoghabi Pages 20-32
    The purpose of this study was to examine the effectiveness of the neutralization of tactical defenses in Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy (ISTDP) on Defensive Styles, Anxiety, and Fear of Intimacy. In fact, the purpose of this research that distinguishes it from the few studies in the Psychotherapy field is to study the structure of the conflict triangle (feeling, anxiety and defense) with an emphasis on interpersonal defenses. The method of this research was quasi-experimental (pre-test and post-test with control group). Population of this study was all students from Bu-Ali Sina University in Hamedan (dormitories-central site) in the years 2017-2018. Twenty-six of them selected by voluntarily accessible sampling (non-randomized and random replacement sampling) in both experimental and control groups. Data of the research were collected by defense styles questionnaires, state- trait anxiety and fear of intimacy. Clients in the experimental group received each of the interventions (Questioning technique, Pressure, and challenge of the therapeutic protocol ISTDP) during 10 sessions in 45 minutes. Control group received no intervention. Results indicated that the neutralization of tactical defenses reduces the use of immature and neurotic defensive styles, and state and trait anxiety. However, treatment was not effective for increasing the use of mature defensive style and reducing fear of intimacy. The results of this study indicate that the removal of tactical or external defenses that rooted in fear of re-failure in the intimacy and emotional closeness can be effective in reducing interpersonal and interpersonal tensions. In addition, this kind of intervention could change some kind of defensive styles.
    Keywords: Tactical Defenses, Defensive Styles, Fear of Intimacy, Anxiety, Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy
  • A structural equation model of relationship between Social Anxiety symptoms, Early Maladaptive schemas and Cognitive Distortions in Adolescents
    Himan Naderzadeh, Mahdea Salehy*, Marjan Jafariroshan, Roya Kochakentazar Pages 33-51
    Clinical and epidemiological studies have proved the role of cognitive processes in the formation and continuity of social anxiety. This study aimed to predict the social anxiety symptoms among adolescents based on the early maladaptive schemas and cognitive distortions. Population included all junior high-school students in Marivan city and among whom 400 students (200 males and 200 females) were selected as samples. To select sample size, the researcher referred to the selected high schools and distributed Connor’s social phobia index questionnaire among students who were suspicious of suffering from social anxiety (diagnosed by schools consultants and consistent with symptoms indicated in DSM-V). Upon the completion of the questionnaire, the students with confirmed social anxiety disorder were randomly selected as the sampling of the study. Data were gathered using social anxiety questionnaire, early maladaptive schemas questionnaire (short form) and cognitive distortions questionnaire. The collected data analyzed using Structural Equation Model. The results showed the structural model was fit. Five areas of the early maladaptive schemas (disconnection and rejection, impaired autonomy and performance, impaired limits, directedness, over-vigilance, and inhibition) can predict 63% of social anxiety. There was a direct and significant correlation between the variables of the early maladaptive schemas and social anxiety. Bootstrapping analysis revealed cognitive distortions served as a mediator between the early maladaptive schemas and social anxiety symptoms. The results of this study supported the role of the early maladaptive schemas as a vulnerability factor in social anxiety and the role of cognitive distortions as a linking mechanism between the early maladaptive schemas and social anxiety.
    Keywords: Social anxiety, Early maladaptive schemas, Cognitive distortions
  • Healthy and pathological aspects of parenting among Iranian families: A qualitative research
    Valiollah Ramezani, Mohammad Saeed Abd Khodaee*, Zahra Tabibi, Hamid Reza Aghamohammadian Pages 52-68
    The aim of this study was to investigate the healthy and pathological aspects of parenting among Iranian’s families. This study had a qualitative design and the method used is Grounded Theory. The population consisted of all Muslim parents with children over 10 years of age, living in Tehran and Karaj during the summer of 2016 to the summer of 2017. The sample consisted of 44 Muslim parents who were investigated through semi-structured interviews. The interviews' data were analyzed on the basis of grounded theory coding (coding paradigm or Strauss and Corbine method). Final codings consisted of 216 initial codes, 9 clusteres and 3 themes. In the axial analysis of the initial codes, 9 main clusters were extracted: rejection; kindness/support; over protection; inflexibility; optimum structure; chaos; coercion; assertiveness; autonomy support; negligence/passivity. Althought Theses clusters can be conceptually distinguished, but they have common features. In the selective coding, 9 clusters were integrated around 3 major themes : Intimacy (rejection; kindness/support; over protection); structure/rule (inflexibility; optimum structure; chaos); autonomy/freedom of action (coercion; assertiveness; autonomy support; negligence/passivity). Among these three themes, the medium cluster draws a balanced and healthy situation and two other clusters represent the pathological aspects of parenting. The results of this study showed that most of the parents involved in the study used a kind of authoritarian parenting style(the combination of over protection, inflexibility and coercion) and Healthy parenting (the combination of kindness/support, optimum structure and autonomy support) is located in the second rank.
    Keywords: Parenting, Health, Pathology, Intimacy, Structure, Autonomy
  • The transdiagnostic model of depression and anxiety among nonclinical population: The mediating role of Overcontrolling
    Shahram Vakili Heris*, Sholeh Livarjani, Naeimeh Moheb Pages 69-85
    The aime of this study was to investigate a transdiagnostic model for explaining comorbidity between anxiety and depression based on the overcontrolling, sensivity to reward and sensivity to threat.The participants were 586 students of Islamic Azad University Tabriz Branch, University of Tabriz and Azarbaijan Shahid Madani University in Iran. Data were collected by Depression Anxiety Stress Scale (DASS-21), Acceptance and Action Questionnaire (AAQ-II), behavioural inhibtion/Behavioural activation scale (BAS/BIS), Intolerance of Uncertainty Scale (IUS), Ambivalence over Emotional Expression Questionnaire (AEQ) and Frost Multidimensional Perfectionism Scale (FMPS). Sensitivity to reward with overcontrolling mediation affects anxiety and depression with standard coefficients of -0.29 and -0.36. Also, sensitivity to threat with standardized coefficients of 0.31 and 0.39, respectively, have a significant effect on anxiety and depression by the mediation of overcontrolling. Our findings proposes a suitable framework for explaining comorbidity between depression and anxiety. Low sensitivity to reward and high sensitivity to threat by the mediation role of overcontrolling could predict comorbidity between anxiety and depression. These findings can be useful in understanding the etiology of comorbid emotional disorders, and developing  efficacious therapeutic interventions and prevention of  comorbid emotional disorders.
    Keywords: Anxiety, Depression, Sensitivity to reward, Sensitivity to threat, Overcontrolling
  • Effectiveness of Parent-Child Interaction Program on Parenting Stress and Parent-Hearing Impaired Child Relationship
    Marzieh Paghandeh*, Saeid Hassanzadeh, Sogand Ghasemzadeh Pages 86-105
    Hearing Impairment is one of the most complicated sensory impairments that has an effect on parenting stress and parent-child interaction. Parent-child interaction program taken from parent-child interaction therapy (PCIT) theory which was developed by Sheila Eyberg resulted from her wide background on actor theory, traditional child psychotherapy and the first child development. In fact this program has used both attachment theory and social learning theory to gain access to ways of powerful parenting. So parent-child interaction is effective for a correct performance with the child and reduction of parenting stress especially for those who are hearing-impair and have parents who are not. Parents who have a child who is hearing-impaired have a negative cognitive evaluation of their abilities as parents so causing a reduction in mental health and well-being of parents. The present study aimed to investigate the effectiveness of educational program of parent-child interaction for mothers who have a hearing-impaired child on reduction of parenting stress and relationship of parents with the child. The present study was of semi-experimental kind and used pre-test and post-test model and a follow-up step with control group. Sample included 30 preschool children with hearing impairment and their parents were purposefully selected and randomly put in two groups of experimental and control. Then before performing, parent-child interaction program was designed and edited by the researcher. This program included providing need assessment form and defining parent education parameters. In child directed interaction (CDI), reward, mimicry, reflection, description, enthusiasm, getting attention and in parent directed interaction (PDI) issuing good orders, encouraging discipline, punishing by standing on the chair because of disobedience and making authentic rules at home were considered. Subjects of experimental group received parent-child interaction program in 12 sessions during one month. To study parent-child interaction and parenting stress, parent-child relationship scale and parent stress scale were used. The findings showed mean of scores in parent-child interaction and parenting stress has been effective in father; but it increased more in control group in post-test in comparison with pre-test in mother. The results of the study showed the importance of parents' cooperation in parent-child interaction. It seems effectiveness of parent-child interaction program showed on improving the relationship of parents with child having a hearing impairment.
    Keywords: Mother-child interaction, Hearing impairment, parenting stress, parent-child relationship
  • Exploring Lived Experience of Children with Cancer about thire disease and its consequences: A qualitative study
    Afrooz Afshari*, Maryam Homayoun Poor, Narges Seraj Poor, Zahra Taheri Pages 106-125
    Cancer is an unpredictable stressor in children and has a psychological impact on their lives. Understanding the children's view about their condition, provide better services and eliminating barriers that effects on accepting treatment by the child. The aim of present study was to explore and understand the perspectives of children with cancer about their disease. The present study was a qualitative investigation that conducted by content analysis method in which 20 hospitalized children aged 4-12 years suffering from different type of cancer were selected through purposive sampling and sampling continued until data saturation. To explore the perspectives of children about cancer and its consequences, content analysis of the drawings (by psychoanalytic approach) and the recorded semi-structured interviews were conducted. Data analysis was conducted continuously and simultaneously with data collection and with a comparative method using MAXQDA software. Approximately 1020 codes were identified by the implementation of recorded interviews and drawings of children by open coding. The data coded were finally summarized in five categories: 1. Concerns relative to the place of treatment; 2. Concern with physical problems due to illness and pain; 3. post-traumatic growth, 4. negative problems due to illness, 5. Family consequences of the disease, and 6. The child's view of the process of the disease.
    Keywords: cancer, children, content analysis, qualitative method