فهرست مطالب

برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی - پیاپی 37 (زمستان 1397)
  • پیاپی 37 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی موسی زاده، مریم محمدی * صفحات 1-25

    هدف این مقاله، بازشناسی معیارهای رویکرد شهر شاد از خلال تطبیق آن با ابعاد فضای شهری و دستیابی به مدلی برای سنجش میزان شادی در فضاست. روش تحقیق، کیفی-کمی و در بررسی مبانی تحلیل شده بوده که ماحصل آن دستیابی به شاخص های تحقق کیفیت شادی در فضای شهری است. خیابان چهارباغ عباسی، به دلیل زمینه تاریخی آن، به عنوان بستری برای بروز رویدادهای مرتبط با شادی، انتخاب شده است. حجم جامعه آماری برای انجام پرسشگری (مبتنی بر پرسشنامه)، 200 نفر بوده است. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان می دهد که به منظور ایجاد فضای شهری شاد از دید کاربران، توامان باید ابعاد عینی و ذهنی را مدنظر قرار داد تا سطوح متعالی شادی محقق شود. شاخص های عینی موثر برافزایش شادی، مواردی چون: محدودیت دسترسی وسایل نقلیه، زیبایی، سرزندگی، مطلوبیت فضای سبز و سیما و پاکیزگی و در ابعاد ذهنی شاخص هایی چون: احساس غرور، امنیت روزانه و شبانه، خاطره انگیزی و احساس صمیمیت را شامل می شود.

    کلیدواژگان: رویکرد شهر شاد، شاخص سازی، سطوح شادی، ابعاد ذهنی و عینی، خیابان چهارباغ عباسی
  • راشین عبدالهی، اصغر محمدی، منصور حقیقتیان * صفحات 27-58

    فضای شهری جزئی از یک شهر است که به عنوان عرصه عمومی، تجلی گاه فعالیت های شهری است که بر نیازهای فردی و اجتماعی آحاد جامعه تاثیرگذار می باشد و شرایط زندگی افراد را اعم از زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تحت تاثیر قرار می دهد؛ که این امر شرایط رفاهی افراد را نیز در برمی گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر فضای عمومی شهری بر ابعاد رفاه اجتماعی شهروندان 70-18 سال به بالای شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف یک بررسی کاربردی، از نظر وسعت پهنانگر، از نظر دامنه خرد و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است. روش پژوهش میدانی، با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 625 نفر محاسبه شده است؛ روش نمونه گیری تلفیقی از دو نوع نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی بوده است. یافته های توصیفی به دست آمده از تجزیه وتحلیل داده ها بیانگر این است که 47 درصد از شهروندان کیفیت فضای عمومی شهر را در سطح متوسط و 7/51 درصد بالا و 2/44 درصد سطح برخورداری خود از رفاه را در سطح متوسط و 8/53 درصد نیز در سطح عالی بیان نموده اند؛ همان طور که مشخص است دو متغیر تحقیق در بین شهروندان در سطح متوسط و متوسط به بالا می باشند؛ نتایج استنباطی حاصل از محاسبات معادلات ساختاری بیانگر این است که در فاصله اطمینان 95 درصد به ترتیب ابعاد رضایتمندی (61/0)، احساس امنیت اجتماعی (52/0)، تامین نیازهای اساسی (48/0) و احساس محرومیت نسبی (33/0-) از متغیر فضای عمومی شهری به عنوان متغیر مستقل تاثیر پذیرفته اند که این نتایج بیانگر تایید فرضیات یادشده مبنی بر تاثیر فضای عمومی شهری بر ابعاد رفاه اجتماعی در بین شهروندان شهر تهران می باشد. نتایج حاصل از برازش مدل معادلات ساختاری نشان از برازش خوب الگو توسط داده ها داشته است؛ به عبارتی داده های به دست آمده از شاخص هایGFI، RMSEA، PNFI، PCFI، CMIN/DF به خوبی الگو را مورد حمایت قرار داده اند.

    کلیدواژگان: احساس امنیت اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، تامین نیازهای اساسی، رضایتمندی اجتماعی، رفاه اجتماعی، فضای عمومی شهری، عدالت اجتماعی
  • جعفر آهنگران، اصغر افتخاری، سید محمد موسوی * صفحات 57-88

    در امنیت اجتماعی نگاه ایجابی در مقابل نگاه سلبی در برقرای امنیت در جامعه قرار دارد به طوری که برخلاف نگاه سلبی که برقراری امنیت در جامعه را فقط از جانب دولت می بیند، نگاه ایجابی علاوه بر دولت برای جامعه و گروه های متشکل از آن نیز نقش قائل است. ایجاد امنیت مطلوب اجتماعی در یک مقصد گردشگری علاوه بر نقش حمایتی دولت ها از جامعه محلی، نیازمند تعامل جامعه میزبان گردشگر با دولت و تعامل گروه های هویتی جامعه است. بر اساس گفتمان ایجابی، شاخص های بومی امنیت اجتماعی در مقاصد گردشگری جمهوری اسلامی ایران شناسایی و استخراج شده است. تحقیق حاضر کاربردی بوده و دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از تکنیک اسنادی-کتابخانه ای استفاده شده است و برای تحلیل داده ها نیز از نظرسنجی خبرگی با استفاده از پرسشنامه خبرگی بهره برده شده است. به طوری که در این پژوهش پس از شناسایی نظریه های سه گانه ایجابی امنیت اجتماعی شده (تامین اجتماعی، فرهنگ اجتماعی و هویت اجتماعی) شاخص های مرتبط با این ابعاد از مفاهیم و نظریه های جامعه شناسی گردشگری و امنیت اجتماعی استخراج و در ابعاد سه گانه جانمایی گردید. پس از مطالعه و بررسی اسناد، فهرستی از گزاره های مرتبط شناسایی، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفتند که سرانجام 8 مولفه و 18 شاخص از سه بعد تامین اجتماعی، فرهنگ اجتماعی و هویت اجتماعی احصا گردید. شاخص های استخراجی می توانند ابزاری برای سنجش ظرفیت ها و تدوین پیش ران ها برای آینده امنیت اجتماعی در مقاصد گردشگری ایران باشند.

    کلیدواژگان: امنیت، امنیت اجتماعی، گفتمان ایجابی، مقاصد گردشگری، جمهوری اسلامی ایران
  • کامران ربیعی، کامیار عبدخدا، مهین نسترن * صفحات 89-122

    شهرهای مرزی ایران در دهه های اخیر به دلیل رونق تجارت غیررسمی و افزایش میزان گردشگران تغییرات زیادی را داشته اند که بر پایداری این گونه شهرها تاثیر بسیار زیادی گذاشته است. در شهر بانه بیشتر اشتغال غیررسمی تنها در محدوده کوچکی از شهر رخ می دهد تمرکز فعالیت ها که اغلب کالاها را با کیفیت مناسب و با قیمت بسیار پایین در اختیار مشتریان قرار می دهد باعث شده سالانه میلیون ها نفر به این شهر هشتادهزارنفری جهت خریدوفروش روانه شوند. در این پژوهش تلاش می گردد اثرات اشتغال غیررسمی بر پایداری اجتماعی شهر بانه و خصوصا محدوده تمرکز این فعالیت ها مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی بوده و روش گرداوری اطلاعات با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه و توزیع پرسشنامه می باشد. در تحلیل آماری از روش مقایسه میانگین ها در دو محدوده مورد مطالعه از آزمون من ویتنی و آزمون T-test استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در پایداری اجتماعی اختلاف معنی داری در محدوده مرکزی و محدوده پیرامونی وجود دارد (0.043)Sig= و با توجه به آن که میانگین محدوده پیرامونی 3.226 و محدوده مرکزی 2.691 می باشد، بنابراین نتایج تحقیق نشان می دهد که به دلیل تمرکز اشتغال غیررسمی، در محدوده مرکزی به نسبت محدوده پیرامونی ناپایداری اجتماعی شدیدتر می باشد. با توجه به نتایج تحقیق راهکارهایی جهت کاهش اثرات منفی تجارت غیررسمی بر شهر بانه و محدوده تمرکز فعالیت ها ارائه شد که از مهم ترین آن می توان به جلوگیری از قاچاق کالا، سرمایه گذاری در سایر پتانسیل های شهر، ایجاد اشتغال و تدوین قوانین جهت جلوگیری از ساخت مجتمع های تجاری و تمرکز فعالیت ها در مرکز شهر بانه اشاره کرد.

    کلیدواژگان: اشتغال غیررسمی، پایداری اجتماعی، تمرکز فعالیت ها، شهرمرزی بانه
  • وحید بوستان احمدی، سید چمران موسوی، نازنین حاجی پور، مجید اکبری * صفحات 125-157

    امروزه کلان شهرها با مشکلات بسیاری در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی همچون کاهش زیست پذیری و کمرنگ تر شدن اهمیت اکولوژی شهری در ساختار زندگی شهری مواجه هستند. بنابراین ضرورت و اهمیت توجه به نظریه توسعه پایدار و رویکردهای منتج از آن همچون رویکرد زیست پذیری، باعث ایجاد شهری به دور از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی خواهد شد. نوشتار حاضر با هدف سنجش متغیرهای موثر بر رضایت مندی شهروندان از وضعیت عوامل زیست پذیری کلان شهر شیراز، به دنبال تبیین علمی تر و نگاه کارشناسانه تر بر عوامل زیست پذیری است. بر این اساس با توجه به مطالعه ادبیات نظری مربوط به زیست پذیری، چارچوب مفهومی متشکل از عوامل هشت گانه، برای بررسی تدوین و مبانی تحقیق و تحلیل در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نظر هدف گذاری کاربردی و ازلحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. ویژگی های جنس، سن، سطح تحصیلات و رضایت اقتصادی به عنوان ویژگی های فردی و مستقل در این راستا شناسایی شده اند، تا تاثیرشان بر رضایتمندی از وضعیت زیست پذیری و هریک از عوامل هشت گانه آن به عنوان متغیرهای وابسته مورد تحلیل قرار گیرد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن فرضیه حداکثر ناهمگنی، برای مناطق 11 گانه شهر شیراز، 384 نفر محاسبه شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های آماری توزیع فراوانی، آزمون تک نمونه ای T، ضریب همبستگی اسپیرمن، فی و کرامر به کار رفت که بدین منظور از نرم افزار SPSS استفاده شد، همچنین برای شناخت جایگاه زیست پذیری مناطق از روش های چند معیاره فازی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که میزان رضایت مندی شهروندان از وضعیت زیست پذیری در حد مطلوبی قرار ندارد و مناطق یک و دو با سطح رضایت بالا و متوسط، بهترین مناطق از نظر زیست پذیری می باشند. علت این نتیجه در برخورداری از خدمات و امکانات شهری مناطق مورد نظر است.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، شهر زیست پذیر، توسعه پایدار، کلان شهر شیراز
  • رضا صفری شالی، داود فاطمی، بیژن زارع * صفحات 155-189

    شهرنشینی در ایران در سال های گذشته با رشد قابل توجهی همراه بوده، اما به دور از مشکلات و پیامدهای منفی نیز نبوده است؛ بخشی از این مشکلات حاصل عدم توجه کافی به بعد فرهنگی شهر و شهرنشینی در نظام برنامه ریزی می باشد. بنابراین، تحقیق حاضر، با هدف بررسی و مطالعه جایگاه توسعه فرهنگی شهر در نظام سیاست گذاری ج. ا. ایران نگاشته شده است. روش به کار رفته برای نیل به مقصود تحقیق، روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه قیاسی می باشد؛ بر این اساس، مقوله های مورد نظر برای بررسی در متن قانون برنامه های پنج ساله پنجم و ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ج. ا. ایران، به عنوان واحدهای موردمطالعه، از پیش بر اساس نظریات تدوین شده و پس از طراحی دستور کار رمزگذاری (با الگوگیری از کار مایرینگ)، جستجو و مورد تحلیل و نقد قرار گرفته اند. یافته های تحقیق بیانگر توجه ناقص و تک بعدی قانون برنامه های پنجم و ششم به توسعه فرهنگی شهر و مولفه های آن (شهروند فرهنگی و سرمایه فرهنگی شهر) است؛ برنامه پنجم بر سرمایه فرهنگی شهر و برنامه ششم بر شهروند فرهنگی تاکید دارد. مقوله های مورد توجه در برنامه ها در بیشتر موارد به صورت غیرمستقیم و تک بعدی مورد توجه قرار گرفته اند. به طور کلی، بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاد می گردد مقوله های مغفول توسعه فرهنگی شهر در این برنامه ها، شامل: آموزش و حمایت از حقوق و مسئولیت های شهروندی شهروندان، نیازسنجی و نظرسنجی در زمینه های فرهنگی از شهروندان، گسترش ارتباطات بین شهری، گسترش پارک ها و فضای سبز، اطلاع رسانی در زمینه های فرهنگی و استفاده بیشتر از عناصر فرهنگی و هنری در فضای شهر در برنامه های آتی مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: توسعه فرهنگی شهر، نظام سیاست گذاری، شهروند فرهنگی، سرمایه فرهنگی شهر
  • رضاعلی محسنی، محمد حسین بحرانی، چنور دیداری * صفحات 191-226

    یکی از ویژگی های کشورهای درحال توسعه تمرکز شدید و تعادل نامتوازن است، برای ایجاد تعادل و توسعه همه جانبه در کشور مطالعه و پژوهش درباره مناطق کمتر توسعه یافته جهت برنامه ریزی های آینده امری لازم و ضروری می باشد، این مقاله به بررسی عوامل موثر بر توسعه نیافتگی استان کردستان پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن تلفیقی از تحلیل محتوا و تحلیل مقایسه ای است. از نرم افزار max QDA برای تحلیل محتوای مصاحبه های انجام شده با صاحب نظران استان و تحلیل مقایسه ای آمار اخذ شده از مرکز آمار ایران در سال 1395 استفاده شده است. بر اساس دیدگاه پارسونز و گرب و نظریه دولت محوری، تاثیر ایدئولوژی و ساختار قدرت بر خرده نظام فرهنگی و تاثیر خرده نظام فرهنگی بر خرده نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، علل توسعه نیافتگی تبیین شده است. فرض اساسی این پژوهش که فرهنگ یک متغیر بسیار مهم در دستیابی به توسعه است، تایید گردیده است. بر اساس دیدگاه های نظری، توسعه فرهنگی پیش شرط توسعه همه جانبه است؛ بر اساس نتایج این پژوهش می توان با تاکید بر نقش دولت، ساختار قدرت و ایدئولوژی در راستای حمایت و استفاده از ظرفیت های قومی و بومی و تاکید بر این امر که محوریت توسعه مشارکت است. بر این اساس سیاست ها و برنامه ریزی فرهنگی در راستای مشارکت اقوام و نخبگان آن ها، ارتقاء شاخص های توسعه فرهنگی و استفاده از ظرفیت رسانه و صنایع فرهنگی از سوی نهادها، همچنین دوری از فرایندهای آسیب زایی مانند تبعیض و تمرکزگرایی، موجبات بهبود شاخص های کیفیت زندگی، افزایش سرمایه گذاری اقتصادی و توسعه استان کردستان را فراهم می آورد.

    کلیدواژگان: توسعه، توسعه فرهنگی، ایدئولوژی، ساختار قدرت، توسعه همه جانبه، کردستان
|
  • Ali M, Maryam Mohammadi * Pages 1-25

    The goal of this article is to recognize criteria of the happy city approach through adapting it with urban space dimensions and access a model for measuring happiness rate in urban spaces. The research method is qualitative-quantitative, and in literature review it is based on content analysis. According to the historical position of Chahar Bagh-e-Abbasi Street and considering this issue that the street is also a realm for representation of such events, it was selected as the case. Sample case size for doing questionnaire technique was 200 users. The results show that for creating a happy urban space, both objective and subjective dimensions must be considered. Among this, the objective criteria affected on increasing happiness in street include factors like: creating limitation in accessing vehicles, beauty, vitality, utility of green spaces and townscape, cleanliness, and in subjective dimensions the criteria are: pride feelings, security, memory, night security and friendliness.

    Keywords: Happy City Approach, Criteria Making, Happiness Levels, Subjective, Objective Dimensions, Chahar Bagh-e-Abbasi Street
  • Rashin Abdolhi, Asghar Mohammadi Pages 27-58

    Urban space is deemed as an area of a city and a public place that manifests urban activities influencing the personal and social needs of a community. It also affects the living conditions of individuals, including biological, social, economic, and political ones; that can provide people with welfare. The purpose of this study is to examine the impact of public urban space on the dimensions of social wellbeing targeted citizens aged 18-70 years in Tehran. This research is classified as an applied study based on the purpose, as well as a holistic and cross-sectional study in terms of the scope and time, respectively. The field and survey research were carried out to obtain information which the date was collected using a questionnaire. According to Cochran's formula, the sample size was estimated 625 individuals which random and multistage cluster sampling method were employed. The descriptive findings indicate that the quality of the urban public space was evaluated at medium and high level on 47% and 51.7% of the citizens   ‘responses, respectively. 44.2% believed that they have access to welfare services at an average level and 53% stand at a high level. According to structural equation modeling results, the inferential findings show that dimensions of satisfaction (0.61), social security sense (0.52), providing basic needs (0.48), and feeling of relative deprivation (-33. 0) are influenced by the urban public space variable as an independent variable (at the confidence interval of 95%). The results support the hypothesis that urban public space has an impact on the dimensions of social welfare among the citizens of Tehran.

    Keywords: Social Justice, Social Security sense, Relative Deprivation Sense, Providing Basic Needs, Social Satisfaction, Social Welfare, Urban Public Space
  • Seyed Mohammad Mousavi, Asghar Eftekhari Pages 57-88

    In social security, a positive view is seen versus of a negative view to establish security in the society, the negative view believes that security in the society is only from the government, a positive view believes that not only government but also communities and groups play a role. The creation of a society in a tourism destination requires the interaction of the tourist host communities with the government and the interaction of the important groups such as authority groups which are could shape the identity of the society beside of the supportive role of governments in the local community. Therefore, in this research based on positive discourse, finding the criteria of local social security indicates for tourism purposes of the Islamic Republic of Iran and extracted the reasons which are important for tourism industry. The present research is applied and has a descriptive-analytical approach. The documentary-library technique has been used for data collection. For data analysis, an expert opinion questionnaire has been used. In this research, after identifying the positive social security triple theories (social   security, social culture and social identity), the indicators related to these dimensions are extracted from the concepts and theories of sociology of tourism and social security, and in the three dimensions of locating. It turned out; therefore, after studying the documents, a list of relevant statements was identified, selected and analyzed. Finally, 8 components and 18 indicators from three dimensions of social security, social culture and social identity were counted. Extractive indicators can be a tool for measuring capabilities and formulating drivers for the future of social security for tourism purposes in Iran.

    Keywords: Security, Social Security, Positive Discourse, Tourism Destinations, Islamic Republic of Iran
  • Mahin Nastaran, Kamran Rabiei, Kamyar Abdekhoda Pages 89-122

    Iranian border cities in last decades had gone through many changes due to informal trade and the increase of tourists’ numbers .This has a significant effect on the sustainability of these cities. In Baneh, most of informal employment occurs only in a small area of the city. The centralization of activities which mostly offer goods in high quality and low price has caused millions of people to visit this city every year. In this research, the impacts of informal employment on social sustainability of Baneh and the area of centralization of these activities are studied. The research method is based on descriptive-analytical method and data are gathered by library studies, field observations, interviewing and using questionnaire. In statistical analysis, Mann Whitney and T-Test are used. The results indicate that social sustainability has a meaningful difference in the central area and marginal area (Sig=0.043), considering that the average for marginal area and central area is 3.226 and 2.691, respectively. The findings show that due to the centralization of informal employment, social unsustainability is more intense in the central area in comparison to the marginal area. Considering the results of the study, some solutions are offered to reduce the negative effects of informal trade in Baneh, and the area in which the activities are centralized. As the most important solutions, prevention of smuggling goods and investment in other city potentials, creating jobs, codification of laws to prevent building commercial complexes, and avoiding centralization of activities in Baneh downtown can be mentioned.

    Keywords: Informal Employment, Social Sustainability, Centralization of Activities, BorderCity of Baneh
  • V B A, Ch M, Majid Akbari * Pages 125-157

    Today, metropolitan cities face many problems in the economic, social, environmental and physical fields such as reducing the livability and diminishing the importance of urban ecology in the urban housing structure. Therefore, the necessity and importance of paying attention to sustainable development theory and its resulting approaches, like the livability approach, will create a city away from the economic, social, environmental and physical problems. The purpose of this paper is to measure the variables affecting citizens' satisfaction from the status of the factors of the habitat of the metropolitan city of Shiraz, following a more scientific explanation and a more expert look on the factors of livability. Accordingly, in view of the study of theoretical literature on survival, a conceptual framework consisting of octagonal factors has been developed to study the formulation of research and analysis. This is an applied and descriptive-analytical method. The characteristics of gender, age, level of education and economic satisfaction as individual and independent characteristics have been identified in this regard, in order to determine their impact on the satisfaction of the condition of livability and its octagonal factors as dependent variables. The sample size was calculated using the Cochran formula and considering the maximum heterogeneity hypothesis for the 11 regions of the city of Shiraz, 384 people. In order to analyze the data, statistical methods such as frequency distribution, single sample T, Spearman, Fay and Kramer correlation coefficients were used. SPSS software was used for this purpose. Fuzzy multi-criteria methods were used to understand the livability position of the regions. The results showed that the satisfaction rate of citizens from the situation of livability is not favorable, and areas in zones one and two with a high and average satisfaction are the best places for survival. The reason for this is the livability of services and amenities in the areas of interest.

    Keywords: Livability, Livable City, Sustainable Development, Shiraz Metropolis
  • Bizhan Zare, Reza Safarishali, Davoud Fatemi Pages 155-189

    Urbanization in Iran has grown significantly in recent years, but it has not been far from negative problems and consequences; Part of these problems is due to the lack of attention to the cultural dimension of the city and urbanization in the planning system. Therefore, the present research is written to study the position of city cultural development in the policy making system of Islamic Republic of Iran. The method used to achieve the purpose of the research is the qualitative content analysis method in a deductive way; accordingly, the categories for study in the text, has been developed based on theories and after encoding agenda design (with the patterning of Myring's work), search and has been analyzed and criticized. Units of study is the 5th and 6th five-year plans of economic, social, and cultural development of Islamic Republic of Iran. The findings of the research indicate that the fifth and sixth plans are inadequate to the city cultural development and its components (cultural citizen and cultural capital of the city). The fifth plan focuses more on the cultural capital of the city and the sixth plan focuses more on cultural citizen. Indicators of interest in the plans are considered in most cases indirect and one-dimensional. In general, based on the findings of the research, it is suggested that the neglected indicators of city cultural development in these plans include: education and protection of citizens' rights and responsibilities, need assessment and surveys in cultural fields from the citizens, the development of inter-city communication, the development of parks and green space, information in cultural fields and the use of cultural and artistic elements in the city space to be considered in future plans.

    Keywords: City Cultural Development, Policy Making System, Cultural Citizen, Cultural Capital of the City
  • Chonoor Didari, Reza Ali Mohseni Pages 191-226

    One of the features of the developing countries is severe concentration and imbalance. Therefore, in order to create balance and comprehensive development, it is necessary to study and research on less developed regions for the future planning. This article investigates effective factors on the underdevelopment of Kurdistan province. This research is applied in terms of type, and its method is an integration of content analysis and secondary one. In this research max QDA software was used for content analysis of interviews conducted with the experts of province and secondary analysis of statistics obtained from Iran Statistics Center. Also, underdevelopment causes was analyzed based on Parsons and Grab’s viewpoint and state-centered theory, effect of ideology and power structure on the cultural subsystem and effect of cultural subsystem on the social, political and economic subsystems. Results obtained from this research show that Kurdistan province is considered as one of the underdeveloped provinces in the country in terms of benefiting of different dimensions and indices of cultural, social, economic and political developments. Then, it is supported that the main assumption of this research is that culture is a very important variable in the access to the development. In addition, according to the theoretical perspectives, cultural development is a prerequisite of comprehensive development. According to the results of this study, one can improve indicators of life quality, increase economic investment and development of Kurdistan province emphasizing the role of state, power structure and ideology in support of the use of indigenous and ethnic capacities, the focus is on developing partnerships in all aspects. On this basis, cultural policies and planning are in line with the participation of their peoples. Institutions also avoid causing harmful processes, such as discrimination and concentration. Along with the support and use of ethnic and native capacities, policies and cultural planning along with promoting indicators of cultural development and using capacities of media and cultural industries.

    Keywords: Development, Cultural Development, Ideology, Power Structure, Comprehensive Development