فهرست مطالب

  • Volume:21 Issue:4, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 21
|
  • مقدسی صفحات 773-783

    هدف از این مطالعه بررسی صادرات خرمای ایران با استفاده از مدل جاذبه و داده های مقطعی برای دوره 1994 الی 2013 است. نتایج تخمین سالانه معادله جاذبه، اثرات منفی فاصله و اثرات مثبت صادرات مجدد، روابط سیاسی، اجتماعی و تجاری، و دسترسی به آب های آزاد را بر صادرات خرمای ایران نشان می دهد. قیمت های نسبی صادراتی و تولید ناخالص داخلی سرانه شرکای تجاری ایران نشان می دهد که تمرکز صادرات خرمای ایران بر کشورهای کم درآمد و با قیمت های پایین بوده است. همچنین نتایج برآورد پتانسیل صادراتی خرمای ایران نشان می دهد که صادرات کنونی ایران به کشورهای آسیای مرکزی، آفریقا و خاورمیانه به طور متوسط بیش از پتانسیل صادراتی است، در حالیکه از پتانسیل صادراتی ایران به اروپا در حدود 76 درصد بهره برداری شده است و بیش از نیمی از پتانسیل صادراتی ایران به آلمان، ایتالیا، دانمارک و سوئد مورد استفاده واقع نشده است. برداشتن موانع تجاری، رعایت استانداردهای بین المللی بهداشتی و سرمایه گذاری در صنعت بسته بندی از جمله مهمترین پیشنهادات برای افزایش سهم خرمای ایران از بازار جهانی می باشد.

    کلیدواژگان: مدل جاذبه، پتانسیل صادراتی، خرما، ایران
  • حسین محمدی صفحات 785-798

    روند صادرات در برخی کشورهای در حال توسعه از جمله ایران حاکی از آن است که علاوه بر عوامل برونزا مثل نوسانات نرخ ارز و سیاست های دولت، یک سری متغیرهای درونزا نیز روی میزان و ارزش صادرات محصولات اثر گذار است. در بین این عوامل درونزا، نقش استراتژی های بازاریابی دارای اهمیت زیادی است. در مطالعه حاضر، نقش استراتژی های بازاریابی بر عملکرد صادرات شرکت های صادر کننده زعفران در استان خراسان رضوی در ایران با استفاده از مدل رگرسیون پانل فضایی مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور محاسبه شاخص عملکرد صادرات، چهار عنصر سودآوری، حجم فروش، رشد فروش و شدت صادرات مورد استفاده قرار گرفته است. داده ها و اطلاعات تحقیق از شرکت های صادرکننده زعفران طی دوره 2016-2011 با روش سرشماری گردآوری شده است. نتایج نشان داد که استراتژی های بازاریابی تمایز، توسعه بازار و توسعه محصول دارای اثرات مثبت معناداری روی عملکرد صادرات زعفران در ایران بوده اند. از این رو با بکارگیری استراتژی های مناسب بازاریابی در بازار های مختلف، می توان عملکرد صادرات را افزایش داد.

  • روحیت صفحات 799-813

    از شمار محرک هایی که به خود کفایی هند در تولید محصولات غذایی کمک کرد سیاست ها، پژوهش، و حمایتهای ترویجی بود. امروزه، به منظور ایفای نقش بهتر در توسعه کشاورزی، مروجان و مسولان مشاوره نیازمند ظرفیت های جدیدی برای مقابله با چالش های کنونی هستند. پژوهش حاضر در چهار مرکز علمی کشاورزی (Krishi, Vigyan, Kendra, KVK) مربوط به شورای تحقیقات کشاورزی هند با نمونه برداری ساده تصادفی و بدون جابجایی اجرا شد تا سطح کنونی صلاحیت مروجان ترسیم و تعیین شود. از هر منطقه بیستKVK به طور تصادفی انتخاب شد و از هرکدام سه مروج با روش ساده تصادفی برگزیده شد. تعداد کل نمونه ها 240 بود. ترسیم صلاحیت در دو قسمت بررسی شد: یکی مربوط به هوشمندی احساسی (emotional intelligence EI,) و دیگری صلاحیت حرفه ای (professional competency ،PC). سپس، با استفاده از روش تجزیه تناظری (Correspondence analysis) صلاحیت حرفه ای مروجان ترسیم شد. بخش نخست نمودارسازی که به EI مربوط بود نشان داد که سطح هوشمندی احساسی پاسخ دهندگان به پرسشنامه در حد میانگین بود. همچنین، تجزیه وتحلیل صلاحیت ها نشان داد که گزاره های صلاحیت برای مروجان در بخش مرکزی نمودار بایپلات (biplot) تجمع داشت و حاکی از صلاحیت حرفه ای آنها در سطح متوسط بود. از این رو، این نتایج فرصتی برای سیاستگزاران فراهم میآورد تا راه بردهای مناسب را برای ارتقای این صلاحیت ها در مروجان طراحی نمایند تا آن ها در شغل خود کارآمد و موثر باشند.

  • حیاتی صفحات 815-828

    مدیریت تلفیق آفات به خوبی به عنوان فناوری محیط زیستی شناخته می شود. بنابراین، بررسی سازوکارهای پذیرش این فناوری برای محصولات کشاورزی نظیر پسته ضروری است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل نقش عوامل تاثیرگذار بر پذیرش مدیریت تلفیقی آفات در میان پسته کاران استان کرمان است. پیمایش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت، 225 پسته کار به عنوان جامعه نمونه بر اساس روش نمونه برداری خوشه ای دو مرحله ای تصادفی انتخاب شدند.روایی پرسشنامه توسط پانل متخصصان تایید شد. آلفای کرونباخ برای تایید پایایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل فردی نظیر سن، تحصیلات، تجربه کشاورزی، انگیزش ها، مشارکت و روحیه نواوری به همراه عوامل اقتصادی نظیر درآمد و هزینه های فنی بر روند پذیرش مدیریت تلفیقی افات تاثیر می گذارد. به علاوه، خدمات آموزشی به همراه دانش فنی مدیریت تلفیقی آفات و نگرش زیست محیطی نقشی مثبت در پذیرش مدیریت تلفیقی آفات دارند. مدل معادلات ساختاری نشان داد تحصیلات، روحیه نوآوری، انگیزه زیستی، انگیزه رفاهی، درآمد، هزینه های فناوری، خدمات آموزشی و چالش های اجرای فناوری می توانند به طور معناداری دانش فنی مدیریت تلفیقی آفات را از طریق اثرات مستقیم پیش بینی نمایند. در واقع، دانش فنی مدیریت تلفیقی آفات منجر به توسعه نگرش زیست محیطی شده و پذیرش مدیریت تلفیقی آفات را به طور مستقیم افزایش می دهد. برخی پیشنهادات عملیاتی بر مبنای یافته های مطالعه در پایان مقاله ارائه شده است.

    کلیدواژگان: مدیریت تلفیقی آفات، پذیرش مدیریت تلفیقی آفات، دانش فنی مدیریت تلفیقی آفات، نگرش محیط زیستی، مدل معادلات ساختاری
  • پیغمبر دوست صفحات 829-844

    در این مطالعه، اثرات شرایط هیدورلیز (زمان، نسبت آنزیم به سوبسترا، دما) بر فعالیت آنتی اکسیدانی پروتئین جوانه گندم هیدرولیز شده با آلکالاز مورد بررسی قرار گرفت. و با روش سطح پاسخ بهینه سازی شد. پارامترهای بهینه هیدرولیز در دمای 28/52 درجه سانتی گراد، زمان 233 دقیقه و نسبت آنزیم به سوبسترا 46/1% یافت شد. پروفایل آمینواسید پروتئین های هیدرولیز شده و دست نخورده نشان داد که هیدرولیزات پروتئین جوانه گندم درصد بالاتری از اسیدآمینه های هیدروفوبیک را نسبت به پروتئین دست نخورده دارند. سپس فرکشن ها در نقطه بهینه با استفاده از RP-HPLC جدا شدند و فرکسیون با بالاترین فعالیت مهار رادیکال ABTS با استفاده از LC-ESI/MS/MS شناسایی شد. نتایج تعیین توالی نشان داد که پپتیدهای خالص شده دارای توالی TVGGAPAGRIVME (66/1257 دالتون) و GNPIPREPGQVPAY (77/1494 دالتون) می باشند.

  • یگانه صفحات 845-855

    گونه لاکتوباسیلوس به علت خواص متفاوت آنها مانند محصولات آنزیمی مفید، ارگانیسم های امن برای استفاده به عنوان پروبیوتیک می باشند. برای مثال، فیتاز آنزیمی است که نقش مهمی در هضم غذایی ماهی دارد. هدف از این مطالعه، جداسازی و شناسایی گونه های لاکتوباسیلوس با فعالیت فیتازی از محصولات لبنی مانند شیر، ماست و پنیر و نیز بررسی تاثیر منابع مختلف کربن بر رشد باکتری و فعالیت فیتازی بود. برای این منظور، گونه های Lactobacillus از محصولات لبنی با استفاده از تست های بیوشیمیایی غربالگری شدند و آنالیز ژن 16S rRNA برای تایید کلاس لاکتوباسیل ها استفاده شد. سه جدایه که بیشترین رشد باکتریایی و فعالیت فیتازی را نشان دادند انتخاب شدند و توالی ژن16S rRNA در بانک جهانی ژن ذخیره شدند. سپس برای تعیین شرایط بهینه رشد، از سه منبع کربن شامل غلظت گلوکز و سوکروز در غلظت های 10، 20، 30 و 40 گرم در لیتر و سبوس گندم در غلظت های 10، 20 و 30 گرم در لیتر در سه تکرار استفاده شد. فعالیت فیتازی باکتری های جدا شده شامل: سویه های لاکتوباسیلوس AM11، AM13 و AM14 با استفاده از زیموپلیت و هم چنین آنزیم خارج سلولی اندازه گیری شد. Lactobacillus sp. strain AM11 بالاترین فعالیت فیتازی و رشد را در مقایسه با سایر سویه ها نشان داد. طبق نتایج سویه Lactobacillus sp. strain AM11 می تواند به عنوان مکمل غذایی برای بهبود دسترسی مواد معدنی در تغذیه ماهی استفاده شود.

  • مهرخو صفحات 857-872

    در این پژوهش اسانس دو گیاه زیره سبز Cuminum cyminum و اسطوخودوس Lavandula angustifolia با استفاده از روش امولسیون تبخیر حلال در مقیاس نانوکپسول سنتز شد و اثرات سمیت تنفسی آنها روی سه گونه آفت انباری مهم شپشه گندم (Sitophilus granarius)، شپشه آرد (Tribolium castaneum) و شپشه دندانه داربرنج (Oryzaephilus surinamensis) مطالعه گردید. علاوه براین، غلظت های زیر کشنده گاز فسفین در تلفیق با نانوکپسول های حاوی اسانس گیاهان جهت کاهش دز مصرفی آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نانوکپسول های سنتز شده با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، میکروسکوپ الکترونی عبوری و طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز تایید گردید. آنالیز ترکیبات شیمیایی اسانس های زیره سبز و اسطوخودوس با استفاده از GC-MS، نشان داد که ترکیبات آلفاپینن (63/44 درصد) و لینالیل استات (74/61 درصد) به ترتیب بیشترین ترکیبات موجود در اسانسهای مورد مطالعه بودند. نتایج نشان داد که هر دو فرم خالص و نانوکپسوله شده اسانس زیره سبز موثرتر از اسانس اسطوخودوس بود. علاوه بر این، نانوکپسوله کردن اسانس ها، منجر به افزایش دوام و خاصیت کشندگی آنها گردید. از آنجائیکه کمترین و بیشترین میزان LC50 فرم خالص (5/38 و 18/58 میکرولیتر/لیتر هوا) و نانوکپسوله شده (5/182 و 85/278 میکرولیتر /لیتر هوا) زیره سبز به ترتیب مربوط به شپشه گندم و شپشه آرد بود، لذا به عنوان حساسترین و مقاوم ترین حشرات مورد مطالعه تعیین شدند. در آزمایشات مربوط به اثر تلفیقی گاز فسفین و فرمولاسیون نانوکپسول مشخص شد که تلفیق آن ها با مقادیر کاهش یافته گاز فسفین می تواند به عنوان راهکاری مناسب در کنترل آفات انباری مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اسانس زیره سبز، اسانس اسطوخودوس، آفات انباری، نانو فرمولاسیون، گاز فسفین
  • محمد اشرف خان صفحات 873-882

    در این پژوهش، چند آفتکش منتخب که برای کنترل آفت های عمده پنیه در جهان رایج است از نظر تلفیق با Trichogramma chilonis (Ishii) ارزیابی شد. بر اساس نتایج، میانگین ظهور(mean emergence) در مورد Chlorantraniliprole ، در هر دو دز 6.25x و9.4x و هنگامی که تخم های میزبان (Sitotroga cerealella Olivier) در مرحله لارو و شفیره پارازیتویید تیمار شده بود به ترتیب نزدیک به 82-79% و 91-87% بود. همچنین، ویروس (HaNPV) میانگین ظهور را در تیمار مرحله شفیره در هر دو دز 12.5x و 6.25x بین 80% تا84% نشان داد. نیز، Spiromesifen میانگین ظهور را بین 82.35% تا 88.55% در دز های 5x،x ،0.5x در تیمارهای مراحل تخم و شفیره ودر دز 8.3x در مرحله شفیره نشان داد. در هنگامی که پارازیتویید در مرحله لاروی تیمار شد، Spiromesifen منجر به میانگین ظهور88.20% و 79.52% به ترتیب در دزهای 2x و5x شد. هنگامی که هر T. chilonis ماده در معرض تخم قبلا تیمار شده میزبان (S. cerealella)قرار میگرفت، chlorantraniliprole در دزهای 5x و3.13x منجر به میانگین پارازیتیزم در تعداد 88/17 تا 88/20 عدد از تخم پارازیت شده میزبان شد، در حالیکه spiromesifen در دز 10.4x منجر به میانگین پارازیتیزم در تعداد 20/7 تخم میزبان شد و تاثیر معناداری روی پارازیتیزم پارازیتویید نشان داد. نتایج حاکی از آن بود که آفتکش های آزمون شده برعلیه ظهور، هیچ اثر سمی عمده ای برای پارازیتویید نداشتند.

  • احمدی صفحات 883-894

    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف دی اکسیدکربن (400 و 800 میکرومول بر مول) بر ویژگی های بیوشیمیایی و فیزیولوژیک و عملکرد ریزغده، گیاهچه های ریزازدیاد شده سیب زمینی (رقم آگریا و فونتانه) در شرایط کنترل شده در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1394 کشت شدند. بدون توجه به رقم، افزایش دی اکسیدکربن موجب افزایش معنی دار فتوسنتز و تنفس تاریکی در 34 و 57 روز پس از کاشت در مقایسه با شاهد شد. فتوسنتز بیشتر تحت تاثیر افزایش دی اکسیدکربن منجر به تجمع بیشتر نشاسته و کربوهیدارت محلول در برگ شد. افزایش دی اکسیدکربن منجر به تسهیم ماده خشک بیشتر به سمت اندام های زیرزمینی به ویژه ریزغده ها شد. افزایش دی اکسیدکربن تاثیر معنی داری بر تعداد و میانگین وزن ریزغده نداشت، اما بهرحال، افزایش دی اکسیدکربن باعث افزایش عملکرد غده آگریا و فونتانه به ترتیب به میزان 17 و 39 درصد شد. عملکرد فونتانه بیش از آگریا در اثر افزایش دی اکسیدکربن افزایش یافت که عمدتا به دلیل میانگین وزن غده بیشتر بود. نتایج نشان داد که میانگین وزن غده بیش از تعداد غده عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد. با توجه به نتایج، به نظر می رسد که افزایش غلظت دی اکسیدکربن در سیستم های تولید ریزغده سیب زمینی می تواند برای بهبود تولیدکنندگی و عملکرد ریزغده سودمند باشد.

    کلیدواژگان: تنفس تاریکی، تسهیم ماده خشک، فتوسنتز خالص، محتوای کربوهیدات محلول برگ، محتوای نشاسته برگ
  • اختر صفحات 895-909

    در این پژوهش، برای برآورد واکنش رشد و توانایی گیاه پالایی (phytoremediation) آزولا A. japonica  و A. pinnata، از آزمایش های میکروکاسم (microcosm) در محیط کنترل شده استفاده شد. به این منظور، گیاهان در معرض غلظت های مختلف Cu با نماد [Cu] (0، 1، 2، 5، و 7 میلیگرم درلیتر) و Zn با نماد [Zn] (0، 5/0، 1، 2، و 4 میلی گرم در لیتر) همراه با تیمارهای شاهد در دوره های مختلف خواباندن (0، 3، 6، و 12 روز) قرار داده شدند. غلظت های کم [Cu] (کمتر از 2 میلی گرم در لیتر) و[Zn] (کمتر از 1 میلی گرم در لیتر) موجب ارتقای رشد گیاه شد، اما غلظت های بالاتر به طور موثری از رشد در دوره های خواباندن طولانی جلوگیری کرد. گونه های آزولا ظرفیت بالایی برای خارج سازی فلزات از محلول نشان دادند(به طور میانگین، راندمان خارج سازی در طی دوره های طولانی خواباندن برای Cu بیش ا ز80% و برای Zn بیش از 60% بود). در چنین دروه هایی،هرچه غلظت فلز بیشتر بود مقدار خارج سازی فلز هم بیشتر بود. قرار گرفتن گیاه درمعرض غلظت های بالای [Cu] و [Zn] در دوره های طولانی موجب تغییراتی در رنگ و جدا شدن (قطع) ریشه از گیاه شد که می تواند به مرگ گیاه به علت مسمومیت گیاهی (phytotoxicity) منجر شود.وجود رابطه های بسیار معنادار بین مقدار خارج سازی فلز و غلظت فلز در بیوماس (به ترتیب برای A. pinnata وA. japonica،r = 0.91** و 0.82** در مورد Cu وr =0.93** و 0.92** برای Zn) حاکی از آن است که انباشت گیاهی (phytoaccumulation) سازو کار ممکن برای گیاه پالایی است زیرا فلزات خارج شده از محلول در واقع در بیوماس گیاه انباشته شده بود. ارزش بالای فاکتور تغلیظ زیستی (bioconcentration) چنین اشاره داشت که گونه آزولا انباشتگر بوده و می توان از آن برای تصفیه گیاهی (گیاه پالایی) Cu و Zn استفاده کرد.

  • فاریری صفحات 911-925

    در دهه های اخیر، مقاومت به تنش شوری در گیاهان شدیدا مورد مطالعه بوده است. بسیاری از گیاهان زینتی در فضای سبز مناطق ساحلی حضور دارند و در چنین مناطقی گیاهان در معرض آئروسل دریایی و سورفاکتانت ها قرار میگیرند که هر دو آنها در سواحل محیط های مدیترانه ای فراوانند. هدف این پژوهش بررسی فعالیت آنتی اکسیدانی آنزیم های دو گیاه زینتی به نام های Callistemon  و Viburnum تحت تاثیر چنین شرایط تنش آلودی بود. برای تجزیه تحلیل عملکرد این گیاهان، ما سازو کار دفاعی آنتی اکسیداتیو را به صورت واکنش آنزیمی، سطح پرولین (Pro) و کلروفیل (Cl1) و مالون دی آلدئید (MDA) در گیاهانی که به مدت 8 هفته با آئروسل دریایی و سورفاکتانت تیمار شده بودند اندازه گیری کردیم. برای درک بهتر سازوکار دفاعی، دو دوره رشد متفاوت مطالعه شد: از ژانویه تا مارچ و از ماه می تا ژوئیه. درجه حرارت بیشتر در دوره دوم تاثیر منفی روی واکنش وعملکرد گیاهان داشت. همچنین، تنش شوری منجر به کاهش قابل ملاحظه مقدار کلروفیل در هر دو گونه گیاهی شد، به ویژه در دوره دوم. به طور مشخص، تیمار آئروسل دریایی در گیاهان Callistemon و Viburnum باعث به ترتیب 29% و 45% کاهش شد. مقدارPro درViburnum (154.35 nmol g-1) در مقایسه با Callistemon (1466.94 nmol g-1) خیلی کم بود . در مورد MDA عکس این روند مشاهده شد. آنزیم های تخلیه کننده ROS مانند سوپراکسید دیسموتاز(SOD)، کاتالاز (CAT) و گلوتاتیون پراکسیداز(GPX) در گیاهانی که در معرض تیمار آئروسل دریایی و سورفاکتانت آنیونی قرار گرفته بودند به طور معناداری بیشتر بود. بین این دو گیاه، Viburnum در برابر تنش ناشی از آئروسل دریایی سازوکار کارآمد تری نشان داد.

  • حسندخت صفحات 927-941

    این تحقیق با هدف ارزیابی اثر مجزا و ترکیبی رژیم های آبیاری قطره ای (50%، 70% و 100 درصد نیاز آبی گیاه، CWR) و خاکپوش های مختلف (بدون خاکپوش ، NM، خاکپوش تراشه چوب، WCM، خاکپوش تراشه چوب کمپوست شده، CWCM؛ و خاکپوش پلاستیکی، PM) بر برخی از ویژگی های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی گوجه فرنگی، کارایی مصرف آب (WUE) و خواص خاک (رطوبت و دمای خاک) در شرایط مزرعه انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که عملکرد و اجزای آن به طور معناداری تحت تاثیر سطوح مختلف آبیاری قرار گرفتند. خاکپوش های مختلف در مقایسه با شرایط بدون خاکپوش، عملکرد میوه گوجه فرنگی را 46-12% افزایش دادند. بالاترین عملکرد بازار پسند (78/5 کیلوگرم در هر بوته) و عملکرد کل (77/5 کیلوگرم در هر بوته) به ترتیب در گیاهان آبیاری شده با 100 درصد نیاز آبی گیاه و خاکپوش شده توسط PM و WCM به ثبت رسید. کمترین درصد میوه های ترک خورده و درصد پوسیدگی گلگاه در گیاهان آبیاری شده با 100% و 70% نیاز آبی گیاه همراه با WCM مشاهده شد. علاوه بر این، بیشترین مقدارWUE (27/18 کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمار 70 درصد نیاز آبی همراه با WCM به دست آمد. به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که آبیاری قطره ای با استفاده از خاکپوش تراشه چوب می تواند نقش قابل ملاحظه ای در افزایش عملکرد تولید گوجه فرنگی و صرفه جویی در آب آبیاری تحت شرایط مزرعه ای ایفا نماید.

  • رالو صفحات 943-955

    کولتیوارهای سنتی و قدیمی منابع ژنتیکی با ارزشی برای اصلاح و بهبود گیاهان به شمار می روند ولی تعداد زیادی از آنها در قرن اخیر از میان رفته اند. هدف این پژوهش شناسایی ویژگی های کولتیوارهای سنتی گونه های مختلف Prunus واقع در باغ های خانگی کوچک در جنوب غربی اسپانیا و ارزیابی تنوع ژنتیکی و روابط آنها با هم بود. به این منظور، با استفاده از 8 جایگاه ژنی SSR قابل انتقال در سراسر جنسPrunus ، 12 نمونه ثبت شده که به 36 عنوان کولتیوار سنتی تعلق داشت مورد تحلیل قرار گرفت. مفید ترین جایگاه ها (Loci) برای تحلیل گونه های جنس Prunus شامل UDP96-005، BPPCT-002،UDP98-410 و ps02a12 بود. در مجموع، 152 آلل مورد مشاهده قرار گرفت و 112 تای آنها اختصاصی گونه های معینی بودند. میان آنها، شصت و هشت ژنوتیپ مختلف شناسایی شد که امکان وجود همنام ها (homonym) را در اسامی کولتیوارهای سنتی آشکار می کرد. نتایج تحلیل خوشه ای با طبقه بندی رده بندی علمی (taxonomic classification) گونه های مطالعه شده و مبادی جغرافیایی نمونه های ثبت شده در داخل هر گونه همخوان بود. نتایج پژوهش حاکی ازتغییرات ژنتیکی گسترده در کولتیوارهای سنتی میوه های هسته دار کاشته شده در باغ های خانوادگی کوچک بود و این امرضرورت حفاظت از آنها را با استفاده از رهیافت های حفاظت در محل رویش و در خارج از محل اولیه رویش(ex-situ) روشن می کند. 28 نمونه از نمونه های ثبت شده مزبور هم اکنون در خارج از محل اولیه رویش در دانشگاه Sevilla در اسپانیا نگهداری می شود. در بررسی ها ومطالعات چند-گونه ای در مزارع، استفاده از SSR هایی که قابلیت انتقال بالایی دارند، روش کارآمدی است.

  • عبدی صفحات 957-968

    بعد از قرار دادن همزیستی نخود(Pisum sativum L.)-ریزوبیوم در معرض دو سطح شوری (شامل 100 و 150 میلی مول) در محیط پرلیت، گیاهانی که تحت این تنش شوری بودند برای موراد زیر تجزیه وتحلیل شدند: گره بندی، وزن خشک گیاه، فنل کل، پراکسید هیدروژن (H2O2)، پراکسیداز(PO)، پلی فنل اکسیداز(PPO)، و نشت الکترولیت(EL). در نتایج مشاهده شد که افزایش وزن خشک شاخساره همه موارد همزیستی نخود(Pisum sativum L.)-ریزوبیوم از نظر آماری معنادار بود. همچنین مشخص شد که حضور نمک منجر به افزایش طول ریشه و وزن خشک ریشه شد. مقدار این افزایش در شوری های 100 و 150 میلی مول NaCl به ترتیب 76% و 80% بود.همین روند در مورد تعداد گره ها و وزن خشک آنها مشاهده شد که در واکنش به تنش شوری در همه موارد همزیستی نخود) (Pisum sativum L.-ریزوبیوم افزایش یافتند. در شرایط تنش شوری (150 میلی مول) نیتروژن موجود در شاخساره سه برابر بیشتر از ریشه بود. نیز، رابطه ای میان تشکیل گره ها و رشد گیاه پیدا شد که با مقدار نیتروژن در شاخساره و ریشه همراه بود. به طور کلی، مقدار EL تحت تاثیر مقدار نمک در برگ بود و برای تیمارهای 150 و 100 میلی مول NaCl به ترتیب در محدوده 22% و 37% تغییر میکرد. در مورد H2O2 در برگ، تفاوت های معناداری در مقایسه با تیمار شاهد وجود داشت که 30 روز بعد از تلقیح پایدار شد. پنجاه روز بعد از تلقیح، مقدار H2O2 در برگ تقریبا 6 برابر بیشتر از مقدار آن در ده روز بعد از تلقیح بود. به طور کلی، تنش شوری اثری روی فعالیت PO نداشت. اما، فعالیت PPO با زمان افزایش یافت و از 10 µmol g-1 FM بیشتر شد.

  • لودولینی صفحات 969-980

    در این پژوهش، اثر طولانی کردن زمان هرس و کاهش شدت هرس روی واکنش رشد سبزینه و تولید سه کولتیوار زیتون ایتالیایی (به نام های Raggia’، Maurino’ ، و Leccino’) در بخش های مرکزی ایتالیا بررسی شد. به این منظور، از سال 2009 تا 2011، روی درختان 5 ساله زیتون در اوایل بهار(بعد ازشکفتن جوانه ها) با دو شدت مختلف هرس (در حد کمینه و سنگین) و نیز در اواخر بهار (بعد از گل نشستن کامل) یک هرس سنگین انجام شد. همچنین، در طی آزمایش، تعداد ی درخت بدون هرس به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که هرس نکردن باعث کمینه شدن رشد نرک (water sprout) شد و درختان در مراحل اول بیشترین عملکرد را تولید کردند. این امتیاز عملکردی هرس نکردن در سال سوم کم شد. بعد از 3 سال هرس نکردن، درختان رشد زیادی در طول نشان دادند و بر بخش های مرکزی سایه سار(canopy)سایه اندازی داشتند، و باعث رشد کم سبزینه شدند و در نتیجه پیری زودرس(early senescence) شاخه های بارور را القا کردند.   این موارد منجر به این شد که در آخر آزمایش، انجام هرس سنگین برای برداشتن مقدار زیادی از شاخساره(به منظور جوان سازی rejuvenation) ضروری شود. روش هرس کمینه در اوایل بهار موجب کمترین مقدار هرس شاخساره شد و در مقایسه با هرس سنگین، افزایشی پیوسته در عملکرد محصول ایجاد کرد. هرس اواخر بهار در مقایسه با هرس اوایل بهار، از نظر رشدسبزینه و کنترل نرک و یاعملکرد ارجحیت های رقابتی نداشت. این پژوهش اولیه چنین اشاره دارد که در بخش های مرکزی ایتالیا، هرس کمینه در اوایل بهار بهترین عملیات برای افزایش پایداری عملکرد و کنترل رشد سبزینه درختان زیتون در باغ های نیمه متراکم است.

  • بایرام صفحات 981-992

    بهنژادی کولتیوارهای گندم با کیفیت بالا یکی از اهداف اصلی برنامه های اصلاح نژاد است. در این ارتباط، شناسایی آلل واحد های گلوتنین با وزن مولکولی بالا(HMW-GS)  و واحد های گلوتنین با وزن مولکولی کم (LMW-GS)  که کیفیت بالا می دهد شاید یکی از راه های آسان برای تعیین رگه های امیدبخش گندم در نسل های ابتدایی باشد. در این پژوهش، با استفاده از روش الکتروفورز ژل پلی آکریل آمید سدیم-داودسیل سولفات (SDS-PAGE) ،  در 64 ژنوتیپ گندم نان(Triticum aestivum L.)   شامل رگه های پیشرفته و کولتیوارهای مربوط به یک برنامه اصلاح نژاد در ترکیه، آللهای (HMW-GS) و(LMW-GS)  شناسایی شد. در کل، 26 آلل شناسایی شد شامل 3 آلل در مکان Glu-A1، 6 آلل در مکان Glu-B1 ، دو آلل در مکان Glu-D ، 6 آلل در مکان Glu-A3 ، 7 آلل در مکان Glu-B3 ، و 2 آلل در مکان Glu-D3 . فراوان ترین آلل در میان 64 ژنوتیپ در این پژوهش از این قرار بود: 2* (67.2%)،  7+9 (42.2%)، 5+10 (68.8%)،  A3c (28.1%)، B3b (35.9%)، و D3c (92.2%). همچنین، آللی های که قبلا به عنوان دهنده کیفیت  بالا اعلام شده بود و شامل 1, 17+18, 5+10  در مکان Glu-1  و A3b, A3c, B3b, B3c, B3d, B3g  در مکان Glu-3 بود نیز در این مطالعه شناسایی شد و حاکی از این بود که این آلل ها را می توان به عنوان نشانگرهایی  برای گزینش و انتخاب ژنوتیپ های کیفیت بالا در برنامه های اصلاح نژاد به کار برد. معرفی ساختمان آلل ژنوتیپ های بررسی شده می تواند روشنگر راه بهنژادگران گندم در تصمیم گیری برای تلاقی دادن باشد.

  • عباسی صفحات 993-1004

    شبدرها (Trifolium spp.) یکی از گیاهان علوفه ای مهم در مناطق معتدله هستند. در این تحقیق تحمل به تنش آبی در منابع ژنتیکی شبدرهای یک ساله وحشی ایران در مناطق اقلیمی مختلف بررسی گردید. هفده توده متعلق به هفت گونه در یک مزرعه آزمایشی در دو منطقه (مشهد و ارومیه) طی دو سال در دو شرایط آبی نرمال و تنش مورد آزمایش قرار گرفتند. تجزیه مرکب، آزمون های شفه و دانکن اختلاف معنی داری را برای علوفه خشک در بین توده ها و گونه ها نشان دادند. همچنین شاخص های حساسیت پذیری و تحمل به خشکی در گونه ها و توده ها محاسبه شدند. سپس این شاخص ها در تجزیه به عامل ها استفاده شدند. بای پلات حاصله یر اساس دو عامل اول، نتایج حاصل از آزمونه های دانکن و شفه را تایید نمود. در شرایط تنش آبی، توده های زراعی گونه T. resupinatum بیشترین عملکرد را در ارومیه (با mm 349 بارش سالانه) داشت در صورتی که در مشهد (با mm 8/149 بارش سالانه) گونه های وحشی T. purpureum و T. echinatum بیشترین تولید را داشتند. گونه ها و توده ها بر اساس تولید علوفه شان در مناطق و شرایط تنشی مورد آزمایش رتبه بندی شدند. در نهایت، این تحقیق گونه های جدیدی از شبدر همانند T. echinatum، T. diffusum و T. purpureum برای تولید علوفه در سیستم های زراعی را معرفی نمود.

    کلیدواژگان: شبدرهای یک ساله، خشکی، شاخص های حساسیت و تحمل، ژرم پلاسم، تجزیه چند متغییره
  • بابایی صفحات 1005-1021

    طبقه بندی زیرخانواده Ornithogaloideae در طی دهه های اخیر به مساله مهمی در علم تاکسونومی تبدیل شده است.Ornithogalum یک جنس بزرگ در زیرخانواده Ornithogaloideae می باشد؛ و حاوی گیاهانی با ارزش زینتی و دارویی می باشد. این گیاهان زینتی وحشی، که اخیرا به صنعت گیاهان زینتی معرفی شده اند، به گیاهان زینتی محبوبی به عنوان گل های شاخه بریده، گیاهان گلدانی و جهت کشت و کار در باغ ها تبدیل شده اند. مطالعه حاضر اولین مطالعه فیلوژنتیکی جهت مطالعه 10 گونه از گیاهانی که تحت عنوان جنس Ornithogalum در ایران معرفی شده اند می باشد. کاربرد توالی های ITS و trnL_F جهت درک روابط فیلوژنتیکی گونه های مختلف این جنس، ارزیابی منابع ژنتیکی این زیرخانواده با گسترش نمونه برداری از ایران در مقایسه با مطالعات قبلی از اهداف این مطالعه می باشد. در مطالعه حاضر، بهترین روابط فیلوژنتیکی در سطح جنس از درخت ترکیبی قابل استنباط است. نتایج حاصل از آنالیزهای فیلوژنتیکی به روش حداکثر درست نمایی و روش بیزین با نتایج حاصل از آنالیز خوشه ای ویژگی های ریختی مورد مقایسه قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر، همه ژنوتیپ های جمع آوری شده از ایران، در میان آخرین جنس های معرفی شده در زیرخانواده Ornithogaloideae، در دو جنس Ornithogalum و Loncomelosطبقه بندی شدند؛ این طبقه بندی با نتایج حاصل از آنالیزهای ریختی هم راستا می باشد. پراکنش ژنوتیپ های مختلف یک گونه در درخت فیلوژنتیکی در گونه های O. brachystachys, O. orthophyllum و O. sintenisiiمشاهده شد؛ که ممکن است به علت رخ دادن دورگ گیری، تفرق ناقص آلل ها و ژن های پارالوگ ITS باشد. تنوع طبیعی موجود میان جمعیت های مختلف این گیاه در ایران، و روابط فیلوژنتیک میان گونه های وحشی و کشت شده می تواند فرصت مهمی جهت معرفی گیاهان زینتی جدید به صنعت گیاهان زینتی و یا بهبود صفات باغبانی ارقام تجاری موجود باشد.

  • بقایی صفحات 1023-1034

    در مطالعه حاضر، ویژگی های فنوتیپی و مولکولی 25 جدایه بدست آمده از شانکر و لکه نکروتیک برگی هسته داران مختلف در شمال شرق ایران ارزیابی گردید. تمامی جدایه های مورد مطالعه بر پایه سنجش های فنوتیپی و واکنش زنجیره ای پلیمراز اختصاصی گونه و پاتووار به عنوان Xanthomonas arboricola pv. pruni (Xap) شناخته شدند. تمامی جدایه های بدست آمده تحت مایه زنی مصنوعی در آزمایشگاه بیماریزا بوده و لکه های شکننده نکروتیک را بر روی برگهای آلو زقم سانتاروزا نشان دادند. سپس جدایه های Xap بیماریزا تحت آزمایشات مولکولی قرار گرفتند.  در درخت فیلوژنتیک ترسیم شده توسط ژن gyrB ، چندشکلی در این ژن در جدایه های ایرانی Xap مشاهده نگردید و جدایه ها به همراه جدایه استاندارد در یک گروه قرار گرفتند. جفت آغازگرهای REP,REIC و BOX الگوهای PCR تکرارپذیری را در جدایه های مورد بررسی ایجاد نموده و بر اساس داده های ترکیبی مربوط به هر سه آغازگر، تنوع ژنتیکی اندکی بین جدایه های Xap مشخص گردید. به منظور دستیابی به نتایج دقیق تر، بکارگیری جدایه های Xap بیشتر از تمام مناطق جغرافیایی ایران جهت اثبات چند شکلی اندک مشاهده شده در جمعیت Xap ضروری خواهد بود. مطالعه حاضر اولین گزارش از همگنی مولکولی جدایه های Xap  جمع آوری شده از شمال شرق ایران می باشد.

    کلیدواژگان: ژن خانه دار، شباهت ژنتیکی، عناصر تکراری، لکه برگی باکتریایی
  • صفایی صفحات 1035-1048

    گونه های قارچ تریکودرما به عنوان عوامل موثر در کنترل بیولوژیک قارچ های بیمارگر گیاهی شناخته می شوند. در این تحقیق، تغییرات در رشد میسلیومی، فعالیت آنتاگونیستی، تولید آنزیم ها (کیتیناز و سلولاز) و پروتئین های خارج سلولی گونه Trichoderma harzianum و موتانت های آن برای انتخاب موثرترین آنها در مقابل قارچ بیمارگر گیاهی Rhizoctonia solani مورد بررسی قرار گرفت. همچنین خلوص و محتوی پروتئین های آنزیمی آنها با استفاده از ژل الکتروفورز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که افزایش نرخ رشد میسلیوم های قارچ (از 18/1 به 33/1 سانتیمتر در روز)، توانایی آنتاگونیستی قارچ (از 9/54 درصد بازدارنگی از رشد به 66 درصد) و افزایش تولید پروتئین های خارج سلولی و آنزیم ها جهت کنترل بیماری های گیاهی از طریق موتاسیون با اشعه گاما امکانپذیر می باشد. در این تحقیق، تولید پروتئین ها در موتانت ها در مقایسه با شاهد افزایش نشان داد. علاوه بر این بیشترین فعالیت ویژه کیتینازی در موتانت های T. h M8 (U/mg 48/42) و T. h M15 (U/mg 25 /38) مشاهده شد. موتانت T. h M8 بیشترین نرخ رشد میسلیومی و بیشترین توان بازدارندگی از رشد قارچ بیمارگر R. solani را نشان داد. در این بررسی، پروفایل ژل الکتروفورز، چندین باند آنزیمی مانند سلوبیوهیدرولاز (CBHs)، اندوگلوکاناز (EGs) و بتاگلوکوزیداز (BGLs)، اندوکیتیناز و بتا (1و4)- ان- استیل گلوکوآمینیدازها را نشان داد. این تکنیک حضور باندهای پروتئینی مختلفی را در طیف 5/10 تا 245 کیلودالتون نشان داد. جالب اینکه طبق نتایج بدست آمده مشخص شد، بیان آنزیم کیتیناز در 95 درصد از موتانت ها نسبت به گونه وحشی افزایش یافته است. نتیجه اینکه، موتاسیون قارچT. harzianum با اشعه گاما می تواند کارایی و مقدار تولید آنزیم ها را در آن افزایش دهد، درحالی است که می دانیم این آنزیم ها در قدرت آنتاگونیستی T. harzianum دخالت دارند.

  • سمیرا عبدالجلیل صفحات 1049-1061

    در این پژوهش، فعالیت های حشره کشی و قارچ کشی عصاره های خام ریزوم Curcuma longa و دو ماده خالص جداشده به نام ar-turmerone  و curcumin ارزیابی شد. ریزوم های C. longa   به ترتیب با n-hexane، کلرید متیلن، متانول، و آب عصاره گیری شد. عصاره های هگزین،کلرید متیلن، و متانول فعالیت حشره کشی قابل ملاحظه ای بر علیه لارو Culex pipiens نشان دادند. ارزش عددی LC50 بعد از 48 ساعت به ترتیب برابر 28/5 ، 82/5، و 44/6 میلی گرم د رلیتر بود. بر خلاف این اثر، عصاره های مزبور اثر سمی کمی روی سن سوم لارو Spodoptera littoralis داشتند. همچنین، LC50 عصاره های آب، کلرید متیلن و هگزین، بعد از 48 ساعت به ترتیب برابر 9/495، 7/565، و 7/709 میلی گرم درلیتر بود. از سوی دیگر، فعالیت های قارچ کشی این عصاره ها روی قارچ های بیمارگر گیاهی شامل Fusarium oxysporum، Pythium debaryanum،Fusarium solani ، و Alternaria alternata متغییر بود. در میان عصاره های مطالعه شده، عصاره متانول بیشترین اثر قارچ کشی را بر علیه P. infestans، F. solani ، و A. alternata با  EC50  برابر 8/159، 7/242، و 2/322 داشت. دو ماده به نام ar-turmerone  و curcumin از عصاره گیری با کلرید متیلن/متانول (1:1) از ریزوم C. longa  جدا سازی شده  و ساختمان شیمیایی آنها به روش  تجزیه اسپکترواسکوپی شناسایی شد. ar-turmerone  سمیت متوسطی بر علیه لارو C. pipiens  داشت. مقدار LC50 آن بعد از 24 و 48 ساعت برابر 5/158 و 6/117 میلی گرم د رلیتر بود. افزون بر این، ar-turmerone فعالیت قارچ کشی متوسطی بر علیه P. infestans  (EC50 = 588.9  میلی گرم د رلیتر) و فعالیت ضعیف بر علیهF. solani  (EC50 = 820.6 mg L-1).  نشان داد. نیز، Curcumin  در غلظت 250 میلی گرم در لیتر باعث جلوگیری از رشد F. oxysporum   وP. infestans  به ترتیب برابر با 1/51%  و 32/54%  شد.

|
  • P. Sadeghi, S. S. HosseiniR. Moghaddasi* Pages 773-783

    This study aims at annual analysis of Iranian date export, using the gravity model and cross-section data for each year from 1994 to 2013. The estimated results of gravity equation show negative effects of geographical distance, landlocked location and positive effects of re-export, political, social and commercial ties on Iran’s date export. The date export relative prices and per capita GDP of partners show that most of Iran’s date export has been concentrated at low prices and to low per capita income countries. Moreover, the calculated date export potential indicates that, on average, Iran’s export has been close to its export potential in Central Asia, Africa and the Middle East, while it has exploited 76 percent of its export potential to European countries. More than half of the export potential to Germany, Italy, Denmark and Sweden has remained unexploited. The lifting of trade sanctions, adherence to international hygienic standards and investment in packaging industries are the most important suggestions to increase the share of Iran’s date in the world market.

    Keywords: Gravity Model, Export Potential, Date, Cross-section data, Iran
  • H. Mohammadi*, M. Kashefi, L. Abolhasani Pages 785-798

    The trend of export in some developing countries such as Iran shows that, in addition to exogenous factors such as exchange rates volatility and government policies, endogenous variables also affect the volume and value of products export. Among endogenous factors, the role of marketing strategies is very important. In the current study, the role of marketing strategies of market penetration, market development, product development, and differentiation on the export performance of saffron exporting companies in Khorasan Razavi Province in Iran was investigated using spatial panel data regression model. In order to calculate the export performance index, the four components of firm’s profitability, sales volume, sales growth, and export intensity were considered. Data and information used in the study were obtained from a census of 14 saffron exporting companies during 2011-2016. The results show that marketing strategies of differentiation, market development, and product development had a significant positive effect on the export performance of saffron companies in Iran. Therefore, by applying appropriate marketing strategies in different markets, export performance could be enhanced.

    Keywords: Export intensity, Exporting companies, Market development, Panel data model
  • J. Rohit*, P. Singh, S. Satyapriya, V. Sangeetha, N. V. Kumbhare Pages 799-813

    Policy, research, and extension support are among the various drivers that helped India to become self-sufficient in food production. In order to contribute better towards agricultural development, the extension and advisory agents need new capacities to confront the present challenges in agriculture. The present study was conducted in four Indian Council of Agricultural Research (ICAR) zones of Krishi Vigyan Kendra’s (KVK) selected by simple random sampling without replacement to map the present level of competencies of the extensionists. Twenty KVK from each zone were selected randomly and three extensionists from each KVK were selected by using simple random sampling technique. The total sample size was 240. Mapping of the competency was dealt in two parts viz Emotional Intelligence (EI) and Professional Competency (PC). Correspondence Analysis (CA) technique was used to map the professional competencies of the extensionists. The first part of mapping dealing with EI showed that the respondents had average level of EI. The analysis of the competencies showed that most of the competency statements for the extension professionals were clustered around the center of the biplot showing medium level of PC. Hence, this provides an opportunity to the policy makers to devise suitable strategies to develop these competencies of the extensionists so that they become efficient and effective in their job.

    Keywords: Correspondence Analysis, Emotional Intelligence, Emotional Quotient, Professional competency
  • D. Hayati*, M. Mohammadrezaei Pages 815-828

    Integrated Pest Management (IPM) is well known as a pro-environmental technology in agriculture. Therefore, investigating adoption of IPM mechanisms is crucial for agricultural products such as pistachio in Iran. The main purpose of this study was to assess the role of factors affecting IPM adoption by pistachio growers in Kerman Province. Survey was the research method and it was executed using researchers-designed questionnaire. Totally, 225 pistachio growers were selected as sample size, using two-stages random cluster sampling method. Validity of the questionnaire items was entirely approved by a panel of experts. Cronbach’s alpha coefficient was used for reliability approval. Findings revealed that individual factors including age, education, farming experience, motivations, participation and innovative spirit in conjunction with economic factors such as income, and technological costs affect IPM adoption procedure. In addition, educational services along with IPM technical knowledge and environmental attitude positively changed IPM adoption. The result of structural equation modeling illustrated that education, innovative spirit, life motivation, welfare motivation, income, technological costs, educational services and IPM technical challenges can significantly predicte IPM technical knowledge by direct effects. Indeed, IPM technical knowledge promotes environmental attitude and directly improves IPM adoption. Some practical recommendations are presented based on the research findings.

    Keywords: Environmental attitude, IPM, IPM adoption, IPM technical knowledge, Structural Equation Modeling (SEM)
  • Z. Karami, S. H. Peighambardoust*, J. Hesari, B. Akbari, Adergani Pages 829-844

    The antioxidant capacity of wheat germ protein hydrolyzed by Alcalase was optimized using Response Surface Methodology (RSM). The optimum hydrolyzing parameters were found at temperature of 52.28°C, time 233 minutes, and E/S 1.46 %. The amino acids profiles of intact and hydrolyzed proteins showed that Wheat Germ Protein Hydrolysate (WGPH) had higher percentage of hydrophobic amino acids than that of intact protein. WGPH prepared in optimum condition was fractionated by RP-HPLC. The obtained fractions were subjected to ABTS assay for antioxidant capacity evaluation. The fraction with higher antioxidant value was then exposed to further analysis by LC-ESI/MS/MS. The sequences of the peptides were found to be TVGGAPAGRIVME (1257.66 Da) and GNPIPREPGQVPAY (1494.77 Da).

    Keywords: ABTS assay, Amino acids profiles, Bioactive peptides, RSM
  • S. Z. Abedi, S. Yeganeh*, F. Moradian, H. Ouraji Pages 845-855

    Lactobacillus sp. are safe organisms for using as probiotic due to their different properties such as useful enzyme products. For example, phytase is an enzyme that has an important role in fish feed digestion. The aim of this study was to isolate and identify Lactobacillus species with phytase activity from dairy products such as milk, yogurt, and cheese and to evaluate the effects of different carbon sources on bacterial growth and phytase activity. For this purpose, Lactobacillus species were screened from dairy products using biochemical tests, and 16S rRNA gene analysis was used to confirm the lactobacilli class. Three of the isolates that showed the best bacterial growth and phytase activity were selected and their 16S rRNA gene sequences were deposited in GeneBank. Then, to determine the optimum growth conditions, three carbon sources including glucose and sucrose at concentrations of 10, 20, 30, 40 g L-1 and wheat bran at concentrations of 10, 20, and 30 g L-1 were used in three replicates. Phytase activity of isolated bacteria including Lactobacillus sp. strains AM11, AM13, and AM14 were measured using zymoplate as well as extracellular enzyme assay. Lactobacillus sp. strain AM11 showed higher phytase activity and growth compared to the other isolates (P< 0.05). According to the results, Lactobacillus sp. strain AM11 isolates can be used as a feed supplement to improve minerals availability in fish nutrition.

    Keywords: 16S rRNA, Fish nutrition, Probiotic
  • N. Bayramzadeh, F. Mehrkhou*, A. A. Pourmirza, M. Mahmoudian Pages 857-872

    In this study, two essential oils including Cuminum cyminum (L.) and Lavandula angustifolia (Mill.) were nano-capsulated by solvent evaporation emulsion method and their fumigant toxicity was investigated against three important stored-products pest, Tribolium castaneum (Herbst), Sitophilus granarius (L.), and Oryzaephilus surinamensis (L.). Moreover, the sublethal concentrations of phosphine gas in combination with nano-capsules were evaluated to reduce their usage concentration. The synthetized nano-capsules were confirmed by Scanning Electron Microscope (SEM), Transmission Electron Microscopy (TEM) and Fourier Transform Infrared Spectroscopy (FTIR). The chemical compositions analysis of C. cyminum and L. angustifolia by GC-MS revealed that α-Pinene (44.63%) and Linalyl acetate (61.74%) were the major components of C. cyminum and L. angustifolia, respectively. The results showed that pure C. cyminum was more effective than L. angustifolia regarding the fumigant toxicity after 24 h treatment on the three mentioned stored products pests. The LC50 values of pure C. cyminum oil after 24 h treatment were obtained as 42.51 and 78.99 μL L-1 air by S. granarius and T. castaneum, respectively. However, the LC50 values of C. cyminum oil nano-capsule form were 220.34 (S. granaries) and 374.16 μL L-1 air (T. castaneum), which were determined as susceptible and resistant pests, respectively. The results indicated that the combination of nano-capsulated form of essential oil with reduced amounts of phosphine could be used as a suitable method for control of stored product pests.

    Keywords: Cuminum cyminum, Lavandula angustifolia, LC50, Nano formulation
  • M. A. Khan* Pages 873-882

    Selected pesticides widely used worldwide to control key pests on cotton plants were evaluated for integration with the Trichogramma chilonis (Ishii). Chlorantraniliprole showed a mean emergence of approximately 79˗˗82 and 87˗˗91% at both 6.25x and 9.4x doses when host eggs (Sitotroga cerealella Olivier) were treated at larval and pupal stage of parasitoids, respectively. Helicoverpa armigera NucleoPolyhedroses Virus (HaNPV) revealed mean emergence ranging from 80 to 84% at both 12.5x and 6.25x doses in the pupal stage treatment. Spiromesifen demonstrated mean emergence approximately ranging from 82.35 to 88.55% at 5x, x, and 0.5x doses in both the egg and pupal stage treatments, and in addition at 8.3X dose in the pupal stage treatment. Spiromesifen led to mean emergence of 88.20 and 79.52% at 2x and 5x doses, respectively, when parasitoid was treated at larval stage. When individual T. chilonis females were exposed to the previously treated host eggs (S. cerealella), chlorantraniliprole resulted in mean parasitism ranging from 17.88 to 20.88 parasitized host eggs at both 5x and 3.13x doses, while spiromesifen led to mean parasitism of 7.20 parasitized host eggs at 10.4x dose and showed significant effect on parasitism by parasitoid. The results indicated that the pesticides tested against emergence exhibited no significant toxic effects on the parasitoid.

    Keywords: Chlorantraniliprole, Emergence, Integration, Parasitism, Trichogramma chilonis
  • M. J. Ahmadi Lahijani*, M. Kafi, A. Nezami, J. Nabati, J. E. Erwin Pages 883-894

    Micro-propagated potato plantlets (cvs. Agria and Fontane) were grown in growth chambers under controlled conditions to determine the effect of different levels of CO2 concentrations (400 vs. 800 µmol mol−1) on physiological and biochemical traits and yield of minitubers, at the Ferdowsi University of Mashhad, in 2015. Irrespective of the cultivar, the elevated CO2 significantly increased Net photosynthesis (Np) and leaf Dark Respiration (RD) compared to the control at 34 and 57 days after transplanting. Higher Np under the elevated CO2 resulted in a higher accumulation of leaflet starch and soluble sugar content. The elevated CO2, compared to the ambient, induced allocation of more dry matter to the underground parts, especially tubers. CO2 Enrichment did not significantly affect the number of tubers and mean tuber weight, however, the elevated CO2 increased yield of Agria and Fontane by 17 and 39%, respectively. The yield of Fontane was increased more than Agria when exposed to elevated CO2, mainly due to greater mean tuber weight than tuber number. The number of large size tubers increased under elevated CO2. The results showed that the greater mean tuber weight might affect tuber yield more than the number of tubers. Our findings suggest that rising levels of CO2 in minituber production systems could be beneficial to improve productivity and tuber yield.

    Keywords: Carbohydrate, Dark respiration, Dry matter partitioning, Photosynthetic rate, Starch
  • M. S. Akhtar*, Y. Oki, B. T. N. Bich, Y. Nakashima Pages 895-909

    Microcosm experiments were conducted under controlled environmental conditions in order to estimate growth response and phytoremediation ability of A. japonica and A. pinnata. Plants were exposed to solutions of different Cu-concentrations [Cu] (0, 1, 2, 5 and 7 mg L-1) and Zn-concentrations [Zn] (0, 0.5, 1, 2 and 4 mg L-1) under different incubation periods (0, 3, 6, and 12 days) along with control treatments. Lower metal concentrations [< 2 mg L-1 (Cu) and < 1 mg L-1 (Zn)] enhanced plant growth; however, growth was significantly inhibited at higher concentrations during Longer Incubation Periods (LIPs). Azolla species showed substantial metal removal capacity (on an average, Removal efficiency> 80% for Cu and > 60% for Zn during LIPs). The higher the metal concentrations with LIPs, the higher the metal removal amounts. Plant`s exposure to high (Cu) and (Zn) during LIPs showed changes in color and detachment of the roots that might result in plant death due to phytotoxicity effect. Highly significant relationships (r= 0.91** & 0.82** for Cu and r= 0.93** & 0.92** for Zn in case of A. pinnata and A. japonica, respectively) between metal removal amounts and metal concentrations in biomass indicated that phytoaccumulation was the possible mechanism for phytoremediation because the metals removed from solutions were actually accumulated into the plant`s biomass. The high value of bioconcentration factor indicated that Azolla species were hyperaccumulators, and can be deployed effectively for phytofiltartion of Cu and Zn.

    Keywords: Bioconcentration factor, Phytoaccumulation, Phytoremediation, Phytotoxicity
  • V. Rizzo, S. Toscano*, E. Farieri, D. Romano Pages 911-925

    In the last decades, resistance to salt stress has been studied intensively in plants. Many ornamental plants have widespread presence in green areas of coastal regions. In such regions, plants are subject to seawater aerosol and surfactants, both of which are frequent in the coastal areas of Mediterranean environment. The objective of this study was to investigate the antioxidant enzyme activities of two ornamental plants, namely, Callistemon and Viburnum, under the effects of these stressful conditions. To analyze the performance of these plants stressed by 8 weeks treatments with seawater aerosol and surfactants, we measured the antioxidative defense mechanism, considered as enzymatic response, Proline (Pro) levels, Chlorophyll (Chl) and MalonDiAldehyde (MDA) contents. To better understand the response mechanisms, two different growing periods were studied: from January to March and from May to July. The higher temperatures of the second period negatively affected the response of the plants. Salt stress considerably reduced the chlorophyll content in both species, especially in the second period. In particular, the sea aerosol treatments caused 29% and about 45% reduction in Callistemon and Viburnum plants, respectively. The amount of Pro in Viburnum was very small (154.35 nmol g-1) compared to Callistemon (1466.94 nmol g-1). An opposite trend was noticed for MDA. ROS-scavenging enzymes, such as SuperOxide Dismutase (SOD), catalase (CAT), and Glutathione Peroxidase (GPX) in plants exposed to treatment with sea aerosol plus anionic surfactant were significantly higher. Between the two species, Viburnum showed more efficient action mechanisms to overcome aerosol stress.

    Keywords: Ion content, Lipid peroxidation, Marine aerosol, Oxidative stress, Proline
  • B. Taromi Aliabadi, M. R. Hassandokht, H. Etesami*, H. A. Alikhani, H. Dehghanisanij Pages 927-941

    The aim of the study was to evaluate the sole and interactive effect of drip irrigation regimes (50, 70, and 100% of Crop Water Requirement, CWR) and different mulches [No Mulch (NM); Mood Chip Mulch (WCM); Composted Wood Chip Mulch (CWCM), and Plastic Mulch (PM)] on some morphological and physiological traits of tomato, Water Use Efficiency (WUE), and soil properties (soil moisture and temperature) under field conditions. Results showed that yield and its components were significantly influenced by different levels of irrigation. Different mulches increased fruit yield by 12–46% over non-mulch conditions. The highest marketable yield (5.78 kg plant -1) and total yield (5.77 kg plant -1) were obtained by the plants under the highest water level (100% CWR) along with PM and WCM, respectively. The lowest percentage of cracked fruits and blossom-end rot fruits was observed in the plants under 100 and 70% CWR along with WCM. In addition, the highest WUE (18.27 kg m-3) was obtained with 70% water application under WCM. In general, the study revealed that drip irrigation with wood chip mulch had a significant role in increasing the yield of tomato and saving irrigation water under field conditions.

    Keywords: Water deficit stress, Water use efficiency, Wood chip mulch, Yield
  • P. Rallo*, M. R. Rocio Jiménez, L. Casanova, A. Morales, Sillero, M. Paz Suárez Pages 943-955

    Old traditional cultivars are valuable genetic resources for crop improvement, but a great number of them have disappeared in the past century. This study aimed to characterize traditional cultivars of different Prunus species collected in small family orchards in southwestern Spain and to evaluate their genetic diversity and relationships. One hundred and twelve accessions belonging to 36 traditional cultivar denominations were analyzed using eight SSR loci transferable across the genus Prunus. The most useful loci to analyze different Prunus species were UDP96-005, BPPCT-002, UDP98-410 and ps02a12. A total of 152 alleles were observed, and 112 were unique to certain species. Sixty-eight different genotypes were found, revealing the possible existence of homonyms among traditional cultivar names. The clustering analysis was consistent with the taxonomic classification of the different species studied and with the geographical origins of the accessions within each species. The results showed wide genetic variability of traditional cultivars of stone fruits grown in small family orchards, which highlights the need to preserve them using both in-situ and ex-situ strategies. Twenty-eight of these accessions are currently conserved ex-situ at the University of Sevilla, Spain. The use of highly transferable SSRs has been proven as efficient in multi-species surveys performed on-farm.

    Keywords: Genetic resources, Homonyms Local varieties, Microsatellites, Prunus
  • N. Abdi*, B. Ltaief, I. Hemissi, M. Bouraoui, B. Sifi Pages 957-968

    After exposing Pea (Pisum sativum L.)-rhizobia symbiosis to two levels of NaCl (namely, 100 and 150 mM) in perlite culture, the salt-stressed plants were analyzed for nodulation, plant dry weight, total phenols, Hydrogen peroxide (H2O2), Peroxidase (PO), PolyPhenol Oxidase (PPO), and Electrolyte Leakage (EL). In results, it was observed that the shoot dry weight of all examined P. sativum-rhizobia symbiosis had a statistically significant increase. It was also ascertained that the presence of salt increased the root length as well as the root dry weight. This increase ranged between 76 and 80%, respectively, under 100 and 150 mM NaCl. The same trend was detected for the nodule number and dry weight, which increased in response to salt stress in P. sativum-rhizobia symbiosis. Under salt stress (150 mM), shoot N content was three times more than in root. A relationship was revealed between nodulation and growth that was associated with N level in shoot and root. Generally, EL values were affected by salt in leaves with variations ranging between 22 and 37% under 150 and 100 mM NaCl supply, respectively. Concerning H2O2 content in leaves, significant differences were noted in comparison to the control treatment that was stabilized after 30 days of inoculation. After 50 days of inoculation, H2O2 content in leaves was almost six times higher than after 10 days. In general, salt stress did not affect PO activity. However, PPO activity increased over time, exceeding 10 µmol g-1 FW.

    Keywords: Pea (Pisum sativum L.), Rhizobia, Peroxidase, Phenols, Salinity
  • E. M. Lodolini*, S. Polverigiani, T. Cioccolanti, A. Santinelli, D. Neri Pages 969-980

    The effect of extending the pruning time and reducing the pruning intensity was investigated on vegetative response and production of three Italian olive cultivars (‘Raggia’, ‘Maurino’ and ‘Leccino’) in central Italy. From 2009 to 2011, pruning was performed on 5-years-old olive trees in early spring (after bud break) at two intensity levels (minimal and heavy) and in late spring (after full bloom) at a heavy intensity. A control set of plants was left unpruned during the experiment. Results showed that the absence of pruning minimized water sprouts growth and initially generated the highest yield. The productive advantage offered by not pruning decreased at the third year. After 3 years of no pruning, the plants showed an excessive height, shading of the central portion of the canopy, and negligible vegetative growth, inducing an early senescence of the productive branches and necessitating the removal of a massive amount of dry material by applying a severe pruning operation (rejuvenation) at the end of the trial. The early spring minimal pruning technique led to the lowest amount of pruning material and provided a consistent increase in plant production compared to heavy pruning. Late spring pruning did not provide competitive advantages in terms of vegetative re-sprouting control nor yield compared to early pruning. This preliminary study suggests early spring minimal pruning in central Italy as the best practice to increase stability in yield and to control the vegetative growth of olive trees in semi-intensive orchards.

    Keywords: cv. ‘Leccino’, cv. ‘Maurino’, cv. ‘Raggia’, Minimal pruning, Late pruning
  • M. E. Bayram*, K. Z. Korkut Pages 981-992

    Breeding high-quality wheat cultivars is one of the main targets of breeding programs. Identification of High Molecular Weight Glutenin Subunits (HMW-GS) and Low Molecular Weight Glutenin Subunits (LMW-GS) alleles that confer high quality may be one of the easy ways to determine promising wheat lines in early generations. HMW-GS and LMW-GS alleles of 64 bread wheat (Triticum aestivum L.) genotypes from a Turkish breeding program including advanced lines and cultivars were identified using Sodium-Dodecyl-Sulfate PolyAcrylamide Gel (SDS-PAGE) electrophoresis method. In total, 26 alleles were identified including three alleles at the Glu-A1 locus, 6 alleles at the Glu-B1 locus, 2 alleles at the Glu-D locus, 6 alleles at the Glu-A3 locus, 7 at the Glu-B3 locus, and 2 alleles at the Glu-D3 locus. The most prevalent alleles among the 64 genotypes in the study were 2* (67.2%), 7+9 (42.2%), 5+10 (68.8%), A3c (28.1%), B3b (35.9%), and D3c (92.2%). The previously announced good flour quality conferring alleles 1, 17+18, 5+10 at Glu-1 loci and A3b, A3c, B3b, B3c, B3d, B3g at Glu-3 loci were also identified in the present study, indicating that these alleles can be used as markers for selection of higher-quality genotypes in wheat breeding programs. Introduction of the allele structure of the studied genotypes may enlighten the way for the wheat breeders in the crossing decisions.

    Keywords: Flour quality, Glutenin subunits, Plant breeding, SDS-PAGE
  • M. R. Abbasi*, A. Hassanzadeh, A. Mahdipour, S. Anahid, S. Safari Pages 993-1004

    Clovers (Trifolium spp.) are one of the main forage crops in temperate regions. This research was conducted to identify water-stressed tolerance among Iranian wild annual clovers under different climatic regions. Seventeen accessions, belonging to seven species, were planted in a field in two consecutive years, at two locations (Mashhad and Urmia) in Iran, under normal and water-stressed conditions. Combined analysis of variance, Scheffe analysis, and Duncan’s new multiple range test showed significant differences in forage production among clover accessions as well as species. In addition, drought-tolerance/susceptibility indices were calculated for each accession and species. Then, these indices were applied in factor analysis. Extracted Bi-plot based on factor analysis confirmed the results of Duncan and Scheffe analyses. In water-stressed conditions, T. resupinatum (cultivated accession) produced the highest forage in Urmia with 349 mm annual rainfall, whereas in Mashhad, with 149.8 mm annual precipitation, T. purpureum and T. echinatum (both, wild species) had the highest production. The accessions as well as species were ranked based on their forage production for each location and experiment. Ultimately, this work proposed some new Trifolium species, such as T. echinatum, T. diffusum, and T. purpureum, for forage production in agronomic systems.

    Keywords: Annual clovers, Drought tolerance, susceptibility indices, Mashhad, Urmia
  • K. Riahi Rad, A. Babaei*, V. Mozaffarian, D. Potter Pages 1005-1021

    The taxonomic classification of subfamily Ornithogaloideae has been a subject of considerable controversy in recent decades. Ornithogalum is a relatively large genus in Ornithogaloideae including valuable ornamental and medicinal plants. These wild ornamentals, which are introduced into agriculture recently, are becoming increasingly popular as cut flowers, pot plants, and for gardening. This is the first molecular phylogenetic study that includes 10 of the 13 Ornithogalum species native to Iran. The aims of the present study were to use ITS and trnL-F sequences to explore phylogenetic relationships and to evaluate genetic resources of Ornithogaloideae naturally occurring in Iran, with an increased sampling of species to be compared to previous phylogenetic studies. In the present study, the combined tree resulted in the best-resolved phylogenetic relationships at the generic level. The results of Maximum Likelihood and Bayesian analysis of molecular data were compared to those from hierarchical cluster analysis of morphological characters. Based on the results, all specimens collected in Iran across all previously recognized taxonomic genera in Ornithogaloideae were placed in Ornithogalum sensu stricto and Loncomelos, which is in line with the morphological analysis. Divergent placements of multiple specimens of a single species in L. brachystachys, O. orthophyllum, and O. sintenisii are attributed to the possibility of past hybridization events, although incomplete lineage sorting and ITS paralogy cannot be overlooked. Increased understanding of naturally occurring variation among wild Ornithogalum populations of Iran and the phylogenetic relationships of wild and cultivated species of Ornithogaloideae could contribute to important opportunities to introduce new ornamentals and improve the agricultural performance of ornamental varieties.

    Keywords: Molecular phylogenetics, Nuclear, Plastid DNA sequences, Ornithogalum, Loncomelos, Melomphis, Ornamental plant
  • E. Derakhshan, S. Baghaee, Ravari*, E. Mahdikhani, Moghaddam Pages 1023-1034

    In the current study, the phenotypic and molecular properties of twenty-five strains obtained from cankerous tissues or leaf necrotic lesions of different stone fruits were evaluated in north-east of Iran . All strains studied were identified as Xanthomonas arboricola pv. pruni (Xap) based on phenotypic assays and confirmed by means of specific PCR at species and pathovar levels. All obtained strains were pathogenic under artificial inoculation and exhibited brittle necrotic spots on plum leaves of cultivar Santa Rosa under lab conditions. Then, the pathogenic Xap strains were subjected to molecular assays. In a phylogenetic tree constructed with gyrB sequences, no polymorphism was observed in this gene and Iranian Xap strains were clustered with the reference one in a separate group. The ERIC, BOX and REP primer sets generated reproducible genomic PCR profiles in tested strains and, based on combined data for all primers, a low genetic diversity among Xap strains was revealed. In order to achieve results that are more accurate, application of Xap strains from all geographical regions of Iran will be needed to prove little polymorphism observed in Xap population. The current contribution is the first report of molecular homogeneity of Xap strains that were collected from northeastern Iran.

    Keywords: Bacterial leaf spot, Genetic similarity, Housekeeping gene, Repetitive genomic elements
  • S. Ghasemi, N. Safaie*, S. Shahbazi, M. Shams, Bakhsh, H. Askari Pages 1035-1048

    Trichoderma species are known as effective agents used for biological control of plant pathogenic fungi. The Trichoderma harzianum and its mutant isolates were cultured and their traits including, mycelial growth, antagonistic activity and extracellular proteins and enzymes production (Chitinase and Cellulase) were investigated to select the most effective mutant isolates against plant pathogenic fungus Rhizoctonia solani. Also, the purity and composition of enzyme-rich protein samples were evaluated under denaturing gel electrophoresis. This study clearly showed the possibility of improving mycelia growth rate (from 1.18 to 1.33 cm d-1), the antagonistic capability of Trichoderma (from 54.9% growth inhibition of R. solani to 66%), extracellular proteins and enzymes production for biological control of plant diseases through mutation with γ-radiation. Also, compared to wild type strain, protein production in the mutant isolates increased. Moreover, the highest specific chitinase enzyme activities were observed in mutant isolates T. h M8 (42.48 U mg-1) and T. h M15 (38.25 U mg-1). Trichoderma mutant of T. h M8 maintained higher mycelia growth rate and higher ability to inhibit growth of R. solani. The SDS-PAGE profiles had several enzyme protein bands such as CelloBioHydrolases (CBHs), EndoGlucanases (EGs), β-Glucosidases (BGLs), endochitinases, and β-(1, 4)-N-acetyl glucoaminidases. SDS-PAGE analysis indicated the presence of different protein bands in the range of 10.5 to 245 KDa. Interestingly, expression of chitinase in 95 percent of mutants was higher than wild type of T. harzianum. The results showed that gamma mutation could increase the efficiency and amount of enzymes in T. harzianum, while these enzymes are involved in antagonistic properties of T. harzianum.

    Keywords: Cellulase, Chitinase, Gamma radiation, Mutation
  • S. A. M. Abdelgaleil*, A. El, Bakry, A. A. M. Zoghroban, S. M. I. Kassem Pages 1049-1061

    The insecticidal and antifungal activities of Curcuma longa L. rhizome extracts and two isolated compounds, namely, ar-turmerone and curcumin, were evaluated. Rhizomes of C. longa were extracted with n-hexane, methylene chloride, methanol and water, successively. Hexane, methylene chloride, and methanol extracts exhibited remarkable insecticidal activity against the larvae of Culex pipiens. The LC50 values were 5.28, 5.82, and 6.44 mg L-1, respectively, after 48 h. In contrary, the extracts exhibited weak toxic effect on the third instar larvae of Spodoptera littoralis. The LC50 values of water, methylene chloride, and hexane extracts were 495.9, 565.7 and 709.7 mg L-1, respectively after 48 hours. On the other hand, the extracts showed variable antifungal activity against plant pathogenic fungi, Fusarium oxysporum, Pythium debaryanum, Phytophthora infestans, Fusarium solani and Alternaria alternata. Methanol extract had the highest antifungal activity among the tested extracts with EC50 values of 159.8, 242.7, and 322.2 mg L-1 on P. infestans, F. solani and A. alternata, respectively. Two compounds, namely, ar-turmerone and curcumin were isolated from methylene chloride/methanol (1:1) extract of C. longa rhizomes and their chemical structures were identified by using spectroscopic analysis. Ar-Turmerone had moderate toxicity against C. pipiens larvae. The LC50 values were 158.5 and 117.6 mg L-1 after 24 and 48 hours, respectively. In addition, ar-turmerone showed moderate antifungal activity against P. infestans (EC50= 588.9 mg L-1) and weak activity against F. solani (EC50= 820.6 mg L-1). Curcumin caused 51.1 and 54.32% growth inhibition of F. oxysporum and P. infestans at 250 mg L-1, respectively.

    Keywords: Ar-Turmerone, Curcumin, Pest control, Turmeric