فهرست مطالب

  • شماره 17 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی سینا رخشنده مند، اصغر دادبه، سعید حمیدیان صفحات 11-47
    یکی از مضامین مشترک شاعران و نویسندگان ادبیات فارسی، موضوع عقل و عشق است. بررسی کارکردهای عقل و عشق و این که عشق، شارح غوامض عقل ؛ ولی عقل از شناخت رموز عشق ناتوان است،  دیدگاه های گوناگونی را در پی داشته است.   از آنجایی که یکی از اصول صوفیه عشق ستایی و عقل ستیزی است، عرفا راه علوم و فلسفه و عقل معاش را در شناخت حق ناتوان می دانند و معتقدند آنچه می تواند انسان را به معرفت حقیقت و حقیقی برساند عشق است وبس. این مضمون دراندیشه دو ابر مرد عرفان و فرهنگ اسلامی در قرن هفتم یعنی ابن عربی و مولوی و اندیشه حکیم سنایی غزنوی که بنیان گذار تفکر عرفانی در شعر فارسی- قرن پنجم و اوایل قرن ششم - است به طرز خاصی، نمود پیدا کرده و جلوه گر است و از مباحث بسیار مهم و کلیدی اندیشه آنان به شمار می رود. از این روی در این وجیزه مشخص خواهیم کرد که آیا عرفا و بخصوص ابن عربی،مولوی وسنایی با همه معانی عقل مخالف هستند؟ عقل و عشق در اندیشه آنان چه جایگاهی دارد و «گسست» و «پیوست» میان عقل و عشق کجاست؟
    کلیدواژگان: عقل، عشق، ابن عربی، مولوی، سنایی
  • بتول فخراسلام* صفحات 48-62
    این پژوهش بر آن است که ضمن پرداخت مختصری به فرهنگ ایرانی و شعر فارسی از دریچه زیست مهری یا اخلاق زیست محیطی، به بررسی مولفه های این موضوع با روش توصیفی - تحلیلی در شعر فرزانه خراسان، ناصرخسرو بپردازد. به نظر می رسد خرد ورزی و دانش آگاهی شاعر، او را واداشته است که در جهان بینی ویژه اش، ضرورت نگرش عقلانی و اخلاقی به محیط زیست را به مخاطب شعر خود یادآور گردد تا از این راه، انسان به عبرت و آموختن از طبیعت، قدردانی و شکرگزاری و دریافت و ادراک جایگاه خود در هستی و زنجیره روابط انسانی و غیرانسانی دست یابد.
    کلیدواژگان: اخلاق زیست محیطی، ادب تعلیمی، فرهنگ ایرانی - اسلامی، ناصرخسرو
  • جواد مهربان، قنبر قدوسیان صفحات 63-73
    ادبیات غنایی، زبان دل است پس بیان آن نیز نرم و لطیف چون دل است. دو عنصر احساس و عاطفه بهکمک بیان نرم در شعر سهراب سپهری رمز موفقیت اوست. در این مقاله سعی کردیم به شیوه تحلیل -سهراب سپهری را بررسی نماییم. از میان ویژگی » صدای پای آب « توصیفی ویژگی های محتوایی غناییهای گوناگون محتوایی غنایی به عاطفی، وصفی بودن، عناصر توصیف روایی فضای غم آن داشتن و...بررسی شده است. تا از این طریق به پرسش های این پژوهش پاسخ دهیم:1 از میان عناصر گوناگون محتوایی نقش کدام عنصر پر رنگ تر است؟ -2 سهراب در صدای پای آب به کدام جنبه محتوایی ادب یات غنایی توجه ویژه دارد؟ -نتایج این پژوهش نشان می دهد:1 زبان روایت شعر سپهری را به گفتار نزدیک می کند. -بیشترین بسامد را دارد ؛ که بیانگر مشهود و با نور و روشنایی مکتب بودا در - » دیدم « 2 از میان افعال رواییارتباط است
    کلیدواژگان: عناصر محتوایی غنایی، سهراب سپهری، هشت کتاب، شعر معاصر
  • عباس بیاتی نژاد، علی اصغر بابا صفری * صفحات 74-98
    نوستالژی، به معنای غم غرب و احساس حسرت نسبت به گذشته است. این اصطلاح درابتدا از علم پزشکی وارد حوزه روان شناسی شد و سپس به ادب یات راه یافت. نوستالژی)غم غربت(،به عنوان یکی از رفتارهای ناخودآگاه فرد ،ذهن بشر را در طول تاریخ درگیرخود ساخته است. ایندرد کهن از دیرباز، درون مایه بسیاری از آثار ادبی را به خود اختصاص داده است و شاعران وهنرمندان در آثار خود به نحوی حسرت گذشته و دلتنگی حاصل از آن را با ابزارهای زبان و تصویریشعر گوناگون بیانکرده اند. تغییر در شرایط و اوضاع فردی، اجتماعی ،سیاسی و... ،می تواند موجب احساسدلتنگی و غربت در فرد بشود. غم غرب و اندوه ناشی از اوضاع نابسامان زندگی، غم از دست دادنعزیزان، یادآوری خاطرات دوران کودکی و در مجموع همه اتفاقاتی که در زندگی فرد رخ می دهد وبه نوعی با ابعاد روحی و روانی او سر و کار دارند شامل نوستالژی می شود. این مقاله، پژوهشیدرباره پدیده نوستالژی به عنوان یکی از گونه های ادب غنایی درشعر شهریار است. پس از ریشهشناسی وتعریف این اصطلاح با توجه به نظرات مختلف ،به طور محوری تلاش شده است به اینسوالات پاسخ بدهد : آیا نوستالژی در شعر شهریار نمود دارد؟ انواع نوستالژی در شعر شهریارکدامند؟ و شاعر به کدام یک توجه بیشتری دارد؟ در این مقاله، مولفه های متعددی ازنوستالژیازجمله: دوری از وطن ،دوری از معشوق، بازگشت به خاطرات کودکی و جوانی،سپری شدن عمر،غربت درونی واز دست دادن اعضای خانواده وعزیزان با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار گرفتهاست.
    کلیدواژگان: شعر، ادب یات غنایی، نوستالژی، حسرت، شهریار
  • محمدرضا جمالی، عباس خیرآبادی *، حمید رضا سلیمانیان، محمود فیروزی مقدم صفحات 99-123
    عناصر مهم داستان است که » گفتوگو «به پیشبرد عمل داستانی کمک میکند و به شناخت بهتر شخصیتهایداستان، یاری میرساند. بخش بزرگی از داستان جنگ یازدهرخ شاهنامه فردوسی، گفتوگوی شخصیتهاست. نمونه هایدر این داستان وجود دارد. در این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از داده های ،» گفتوگو « مختلفی ازدر داستان جنگ یازدهرخ شاهنامه فردوسی، تحلیل شده است. این تحلیل، با توجه به ویژگیها » گفتوگو « کتابخانهای، عنصرو محتوای این گفتوگوها، صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، گفتوگوها در داستان جنگ یازدهرخ،ویژگیهایی دارد که این ویژگیها، یا حاصل عناصر ساختاری گفتوگوها، و یا حاصل برخی خصوصیات داستانهای کهنادبیات کلاسیک فارسی است. هم چنین محتوای گفتوگوی شخصیتها در این داستان نیز در موضوعات مختلف قابل دسته-بندی است.
    کلیدواژگان: شاهنامه فردوسی، داستان جنگ یازدهرخ، ویژگی های گفت وگو، دسته بندی محتوایی
  • سیدعلی کرامتی مقدم، سیده آمنه حسینی جهانگیر صفحات 124-136
    ابوذر بوزجانی از شاعران و عارفان مشهور قرن چهارم هجری در بوزجان - ناحیهای در حوالیتربت جام کنونی - میزیست. درباره زندگی ، آثار و افکار او اطلاع زیادی در دست نیست جزاین که به صورت پراکنده در برخی از کتابها، نکاتی کوتاه درباره او و چند بیت از اشعارشنقل شده است. سوال این پژوهش آن است که جایگاه ابوذر بوزجانی در بین مشاهیر ادبفارسی چگونه بوده و در چه زمینه هایی شهرت داشته است؟ با وجود این که از ابوذر بوزجانیاثری در دسترس نیست، چگونه میتوان درباره او پژوهشهای کاملتری انجام داد؟ برای یافتنپاسخ این سوالها ، گفته های صاحبان تذکره ها و تاریخ ادبیاتها و پژوهشگران معاصر دربارهاو ، نقد و بررسی شده است. با تحلیل گفته های مشترک میتوان دریافت که اگرچه از ابوذربوزجانی آثار خاصی باقی نمانده ، ولی در عصر خود او را به عنوان شاعری بزرگ و تاثیرگذارمیشناختهاند و اشعارش را در محافل و مجالس مختلف ذکر میکردهاند ، ولی بعدها به دلایلنامشخصی این اشعار از بین رفته و جز چند بیت به عربی و فارسی از او باقی نمانده است.نکته دیگر این که او یکی از بزرگان کرامیه بوده و بزرگان و حاکمان به دیدارش میرفتهاند وکرامات او را برای دیگران نقل مینمودهاند
    کلیدواژگان: ابوذر بوزجانی، شاعر، تصوف، کر امیه
  • احمد حسین پور سرکاریزی* صفحات 137-152
    روایت شناسی دانشی نظام مند است که یکی از شاخه های اصلی ساختارگرایی به شمار می آید و با رویکردی تحلیلی و روش مند به تبیین متون ادبی می پردازد. روایت شناسی به مدد نظریه ها و الگوهای ادبی روایت مند به بطن متون ادبی نفوذ می کند و با بررسی لایه های درونی و پنهانی آن، معانی و مفاهیم بدیع ارزنده ای را آشکار می سازد. یکی از این نظریه های روایت مند، نظریه روایت شناسی گرماس می باشد که دستور زبان واحدی دارد و دارای الگویی ساختارمند، جهان شمول، انعطاف پذیر و ارزش مند است و با قابلیت انطباقی که با تمام متون روایی دارد، بدون چون و چرا می توان در تحلیل درون مایه این گونه متون به نتایج بنیادینی دست یافت. هدف اصلی این مقاله آن است که در یک نگاه کلی، روساخت و ژرف ساخت غنی داستان «داش آکل» صادق هدایت را با ژرف نگری از منظر روایت شناختی، بر مبنای نظریه گرماس مورد بررسی قرار دهد تا با توجه به زنجیره هم پیوندی آن، خیزش و در هم تنیدگی عناصر و اجزای سازنده آن که نقش اساسی و بی بدیلی در خلق این داستان روایی دارند، برای فهم و درک عمیق مخاطب به بهترین شیوه ممکن نمایانده شود.
    کلیدواژگان: ساختار روایی، داش آکل، متن روایی، الگوی کنشگر گرماس