فهرست مطالب

پژوهش های آبخیزداری (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 122 (بهار 1398)
  • پیاپی 122 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ابراهیم جعفری تختی نژاد، حمید غلامی*، آدریان کولینز، ابوالحسن فتح ابادی صفحات 3-18
    هدف از این پژوهش، شناسایی و کمی سازی سهم منابع تپه های ماسه یی ساحلی در خروجی آبخیز جگین، شرق جاسک، در استان هرمزگان با استفاده از روش انگشت نگاری رسوب است. بیست نمونه ی رسوب از رسوب های ساحلی و 62 نمونه از منابع بالقوه ی رسوب های ساحلی در بالادست برداشت شد و 49 عنصر ژئوشیمیایی به عنوان ردیاب در نمونه های منبع و رسوب با ICP-OES اندازه گیری شد. سپس، یک فرآیند آماری سه مرحله یی شامل آزمون دامنه، کروسکال- والیس و تحلیل تشخیص گام به گام برای انتخاب کردن ردیاب های بهینه در تفکیک منابع رسوب به کارگرفته شد. هفت عنصر Cu، Th، Be، Al، La، Mg و Fe ردیاب بهینه شناخته شد. میانگین سهم محاسبه شده با مدل ترکیبی برای چهار منبع شامل رسوب های دوره ی کواترنر، دور الیگوسن-میوسن، میوسن و پالئوسن به ترتیب 5، 5، 10 و 80% محاسبه شد. بنابراین، برای مهار کردن فرسایش بادی در بیابان های ساحلی به ویژه منطقه ی مکران، توجه به آبخیزهای مشرف بالادست ساحل ضروری است و باید محل های مولد رسوب را در این مناطق شناسایی و تثبیت کرد. به طورکلی در این پژوهش، رسوب های پالئوسن (شامل ماسه سنگ چندآمیزه یی، سیلت سنگ، گل سنگ و مقدار کمی جوش سنگ) منبع غالب برای 16 نمونه ی رسوب شناسایی شد. بنابراین فعالیت های مدیریتی برای مهار کردن فرسایش آبی در بالادست و کاهش اثرهای فرسایش بادی در پایین دست باید در این منبع متمرکز شود.
    کلیدواژگان: آبخیز جگین، انگشت نگاری، ردیاب بهینه، ماسه های ساحلی، منابع رسوب
  • مهرداد زمان پور*، محمدحسین ابراهیمی، نرگس خاتون احمدی، لادن جوکار، زهره مخیر صفحات 19-30
    برای مدیریت کردن درست دریاچه ها آگاهی از عوامل فیزیکی و شیمیایی در بخش های گوناگون دریاچه و در زمان های مختلف سال ضروری است. هدف از این پژوهش بررسی این عامل ها در دریاچه ی سد سلمان فارسی، شهرستان قیر، استان فارس است. نمونه برداری های فصلی در 1396 در 27 نقطه انجام شد. تغییرات فصلی عامل ها با تحلیل پراش مقایسه شد. میانگین سالانه ی دمای آب °C6/22، اکسیژن محلول 8/2 میلی گرم درلیتر، دی اکسیدکربن 0/9 میلی گرم درلیتر، پی اچ 7/8، شفافیت 352سانتی متر، هدایت الکتریکی µS/cm 874، کل جامدهای محلول 570 میلی گرم درلیتر، سختی کل 630 میلی گرم درلیتر، یون نیتریت 0/02 میلی گرم درلیتر، نیترات 0/8 میلی گرم درلیتر، آمونیوم 0/04 میلی گرم درلیتر، فسفات 0/4 میلی گرم درلیتر، اکسیژن خواهی بیوشیمیایی (بی اودی) 3/8 میلی گرم درلیتر، و اکسیژن خواهی شیمیایی 19/3 میلی گرم درلیتر بود. مقایسه ی یافته ها با شاخص های آب آشامیدنی نشان داد که آب این دریاچه از نظر پی اچ، هدایت الکتریکی، کل جامد های محلول، آمونیاک، نیتریت، و نیترات در اندازه ی مناسب، اما سختی کل آن اندکی از اندازه ی مجاز بیش تر بود. در مقایسه با شاخص های کیفیت آب برای آب زی پروری دما، پی اچ، اکسیژن محلول، هدایت الکتریکی، کل جامد های محلول، دی اکسیدکربن، نیتریت، نیترات، و بی اودی در همه ی بخش های دریاچه در اندازه ی مناسب بود؛ سی او دی در بخش های دریاچه یی و گذرنده مناسب بود، اما در بخش رودخانه یی اندکی بیش تر از اندازه ی مناسب بود. آمونیاک در بخش دریاچه یی مناسب بود، اما در بخش های رودخانه یی و گذرنده اندکی بیش تر از اندازه ی مناسب بود. شفافیت، سختی کل و فسفات از اندازه ی شاخص بسیار بیش تر بود.
    کلیدواژگان: دریاچه، مخزن، کیفیت آب، سد سلمان فارسی، هیدروبیولوژی
  • محمد جواد روستا*، کوکب عنایتی، سید مسعود سلیمان پور، سید حمید مصباح صفحات 31-41
    ذخیره کردن کربن در عرصه های طبیعی روشی سازگار با اصول توسعه ی پایدار و یکی از راه کارهای شناخته شده برای کاهش کربن جوی و اصلاح وضع موجود آب وهوایی است .برای مشخص شدن نقش آبخوان داری در کاهش میزان دی اکسیدکربن هوا و ذخیره ی آن به صورت کربن آلی، در هر نوار از شبکه های پخش سیلاب، در آبان سال 1396 سه نمونه خاک از ابتدا، وسط و انتهای هر نوار از عمق 30-0 سانتی متر تهیه شد. سه نمونه ی تصادفی شاهد نیز برداشته شد و میزان کربن آلی نمونه ها (36 نمونه) اندازه گیری و میزان ترسیب کربن محاسبه شد. داده های به دست آمده با  طرح آماری بلوک های کامل تصادفی تحلیل و میانگین ها با آزمون دانکن در تراز 5% مقایسه شد. نتایج تحلیل واریانس داده ها نشان داد که پخش سیلاب در کاربری های مختلف بر درصد کربن آلی و میزان ترسیب کربن در خاک در تراز 1% معنی دار شد. نتایج مقایسه ی میانگین ها در کاربری جنگل متراکم اوکالیپتوس همراه با پخش سیلاب در مقایسه با شاهد، نشان داد که بیش ترین مقدار کربن 44/2 تن در هکتار، یعنی معادل 162/2 تن گاز دی اکسیدکربن هوا در خاک ترسیب شده است، در صورتی که در کاربری شاهد (مرتع بی پخش سیلاب)، مقدار ترسیب کربن 6/07 تن در هکتار کربن تعیین شد. با توجه به گذشت 35 سال از اجرای برنامه ی پخش سیلاب در این عرصه ها، هر هکتار از عرصه ی جنگل متراکم اوکالیپتوس به طور متوسط سالانه 4/6 تن گاز دی اکسیدکربن را به صورت ماده ی آلی در خاک ترسیب کرده و نقش مهمی در کاهش آلودگی هوا ایفا نموده است. ارزش اقتصادی-زیست محیطی کل کربن ترسیب شده در خاک عرصه های جنگل متراکم اوکالیپتوس 1/36 میلیارد ریال در هکتار با میانگین 38/85 میلیون ریال در هکتار در سال است.
    کلیدواژگان: ایستگاه کوثر، پخش سیلاب، ترسیب کربن، فارس
  • فرحناز عزیزی*، اصغر اصغری مقدم، امیررحسین ناظمی صفحات 42-59
    شناخت آبخوان و تعیین فراسنجه های هیدرولیکی آن برای ارزیابی و مدیریت منابع آب های زیرزمینی ضروری است. در این پژوهش به بررسی زمین آب شناسی و برآورد فراسنجه های هیدرولیکی آبخوان دشت ملکان در استان آذربایجان شرقی با استفاده از داده های مقاومت ویژه پرداخته شده است. برای یافتن توزیع مقاومت الکتریکی زیرسطحی واقعی تر، مقاومت الکتریکی وارون با استفاده از برنامه های وارون سازی مقاومت ویژه مدل سازی شد. مقاومت حقیقی و ضخامت لایه های زیرسطحی با تعیین ساختار منحنی های ژرفاپیمایی مقاومت و تعیین منحنی های الکتریکی منطبق با داده های صحرایی تعیین شد. ضخامت متوسط آبرفت 75 متر، و مقدار متوسط آب دهی ویژه و تخلخل آبخوان به ترتیب 0/042 و 0/32 برآورد شد. مقاومت عرضی در هر ژرفایابی محاسبه شد و نتایج همبستگی فراسنجه های مقاومت عرضی آبخوان، و توان انتقال به دست آمده از آزمون آب کشی، انطباقی پذیرفتنی بین این فراسنجه ها نشان داد. مقایسه ی نتایج روش زمین فیزیکی و نتایج آزمون آب کشی نشان داد که ارزیابی فراسنجه های هیدرولیکی با مقطع نگاری پرتوی مقاومت ویژه ی الکتریکی پذیرفتنی است، به طوری که می توان با تلفیق داده های به دست آمده از زمین فیزیک، آزمون آب کشی و پژوهش های زمین شناسی، نتایجی دلخواه را برای ارزیابی و مدیریت بهینه ی منابع آب زیرزمینی به دست آورد.
    کلیدواژگان: آب دهی ویژه، آزمون آب کشی، تخلخل، مقاومت الکتریکی
  • رحیم کاظمی*، فرود شریفی صفحات 60-72
    بهبود و توسعه ی پیش بینی ها در آبخیزهای بی آمار نیازمند شناخت مولفه های موثر و فهم و درک برهم کنش بین مولفه های مختلف و پاسخ آب شناسی در اقلیم های مختلف است. مهم ترین مولفه ی موثر بر شاخص های منحنی تداوم جریان، بارش و مشخصه های آن است. با توجه به این که منحنی تداوم جریان نماینده ی پاسخ آب شناختی ‎ آبخیز است، بررسی و شناخت تاثیر توزیع زمانی بارش بر آن می تواند به شناخت مولفه های پیش بینی کننده برای براورد منحنی تداوم جریان در آبخیزهای بی آمار کمک کند. هدف از این پژوهش بررسی رابطه ی تعداد روز های بارانی و شاخص های منحنی تداوم جریان در اقلیم های مختلف کشور است. آبخیزهای هر منطقه ی اقلیمی با استفاده از نقشه ی اقلیم کشور و روی هم گذاری آن با مرز آبخیزهای رتبه ی چهار تفکیک، و 314 ایستگاه آب سنجی با آمار مناسب و دوره ی مشترک آماری (2011-1976) در شش منطقه ی اقلیمی انتخاب شد. منحنی تداوم جریان با استفاده از داده های آبدهی روزانه با نرم افزار هایدرو آفیس (2015) ترسیم و شاخص های Q2، Q5، Q10، Q15، Q20، Q50، Q75 و Q90 استخراج شد. تعداد روز های بارانی برای هر آبخیز محاسبه، و روابط رگرسیونی بین شاخص های منحنی و تعداد روزهای بارانی سال در مناطق مختلف اقلیمی استخراج و تحلیل شد. نتایج نشان داد که روابط همبستگی بین شاخص های بخش ابتدایی منحنی تداوم جریان با میانگین سالانه ی تعداد روزهای بارانی در تمامی حوزه های منتخب از اقلیم های مختلف، رابطه یی ضعیف و اعتمادنکردنی برای تحلیل منطقه یی و پیش بینی و برآورد است. این رابطه برای بخش انتهایی منحنی شامل شاخص هایQ75  و Q90رابطه یی قوی با ضریب تبیین مناسب است. میانگین ضریب تبیین شاخص هایQ75  و  Q90با میانگین سالانه ی تعداد روزهای بارانی در آبخیزهای اقلیم های مختلف تقریبا برابر (0/66) است. این یافته اهمیت تعداد روزهای بارانی را به مانند عامل پیش بینی کننده ی شاخص های کم آبی مربوط به بخش انتهایی منحنی تداوم جریان در اقلیم های مختلف نشان می دهد. بنابراین پیشنهاد می شود از مولفه ی تعداد روزهای بارانی به جای عامل پیش بینی کننده برای برآورد شاخص های بخش انتهایی منحنی تداوم جریان استفاده شود، و استفاده ی از آن برای برآورد سایر شاخص ها توصیه نمی شود.
    کلیدواژگان: بارش سالانه، شاخص کم آبی، شاخص منحنی تداوم جریان، نقشه اقلیم، نقطه عطف
  • فرشته ملکی*، ناصر طهماسبی پور، علی حقی زاده، حسین زینی وند، بهروز ابراهیمی صفحات 73-83
    یکی از راه های رسیدن به توسعه ی پایدار در مناطق خشک و نیمه خشک ساخت سد زیرزمینی است، که به دلیل تبخیر زیاد در این مناطق اهمیت ویژه یی دارد. در این پژوهش آبخیز خرم آباد برای شناسایی مکان های مناسب سد زیرزمینی با روش تحلیل سلسله مراتبی انتخاب و امکان کاربرد روش تحلیل سلسله مراتبی برای مکان یابی سدهای زیرزمینی ارزیابی شد. همگام با بررسی پیشینه ی تحقیق و اصلاح برخی اطلاعات پایه پیمایش های صحرایی متعدد انجام شد. با استفاده از روش جی آی اس معیارهای مکان یابی (محور-مخزن-پوشش- اقلیم وآب) مشخص شد. ابتدا محدوده هایی که در آن امکان ساخت سد زیرزمینی بود مشخص، و نقطه های مناسب موجود در این محدوده ها شناسایی شد. سپس ارزیابی نقطه ها و اولویت بندی آن ها برای ساخت سد زیرزمینی با استفاده از روش نظرسنجی از متخصصان (تحلیل سلسله مراتبی گسترده) انجام شد و لایه های تهیه شده ی هر معیار با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی گسترده با توجه به نقش آن در مکان یابی سدهای زیرزمینی امتیاز دهی و وزن دهی شد، و لایه ها در نرم افزار  ARC GISبا یکدیگر تلفیق شد. نتایج نشان داد که تحلیل سلسله مراتبی گسترده روشی است که اهمیت معیارهای موثر در مکان یابی را نشان می دهد و بر معیارهای کیفی تاکید دارد، برای وقتی که شمار معیارها زیاد باشد کاربردی تر است، و معیارهای کمی را در نظر نمی گیرد.
    کلیدواژگان: سدهای زیرزمینی، سلسله مراتبی، مکان یابی، GIS
  • محسن ذبیحی، حمیدرضا مرادی*، مهدی غلامعلی فرد، عبدالواحد خالدی درویشان صفحات 84-99
    پژوهش حاضر با هدف بررسی و پیش بینی تغییرات سنجه های سیمای سرزمین در آبخیز تالار در استان مازندران برنامه ریزی شده است. نقشه های کاربری/پوشش زمین در سال های 1368، 1379 و 1393 با به کارگیری الگوریتم ماشین بردار پشتیبان تهیه و با استفاده از مدل ساز تغییر سرزمین در حالت های مختلف تغییر کاربری/پوشش برای سال 1409 پیش بینی شد. توان انتقال و پیش‎ بینی تغییرات به ترتیب با استفاده از روش های پرسپترون چندلایه و زنجیره ی مارکوف مدل سازی شد. سنجه های سیمای سرزمین شامل درصد پوشش سیمای سرزمین، تعداد لکه، تراکم لبه، تراکم لکه، شاخص بزرگ ترین لکه، شاخص شکل سیما، شاخص پراکندگی و مجاورت و نسبت چولیدگی لبه در سال های بررسی شده، وحالت های ممکن تغییر کاربری/پوشش زمین با استفاده از نرم افزار Fragstats استخراج و تغییرات آن بررسی شد. نتایج نشان داد که روند تغییرات سنجه های درصد پوشش سیمای سرزمین، تعداد لکه، تراکم لبه، تراکم لکه، شاخص بزرگ ترین لکه، و شاخص شکل سیما در سال های بررسی شده در کاربری های جنگل و مرتع کاهشی، و در سایر کاربری ها افزایشی است. مهم ترین عوامل موثر بر تغییر کاربری/پوشش در حالت های بررسی شده ارتفاع، فاصله از زمین های جنگلی و مرتعی و احتمال تجربی برای تغییر شناخته شد. میانگین افزایش تعداد لکه در حالت های تداوم روند فعلی تغییر کاربری، جنگل زدایی و توسعه ی زمین های مسکونی به ترتیب 43/2، 8/9 و 7/9% بود. برای بهبود وضعیت سلامت آبخیز تالار پیشنهاد می شود مناطق مختلف نیازمند احیا با توجه تغییرات کاربری/پوشش ناصحیح اولویت بندی شوند، و در مناطقی که تغییر در حالت های تغییر کاربری/پوشش زمین در آن ها پیش بینی شد، با درنظرگرفتن شرایط آمایش سرزمین اقدام های پیش گیرانه و حفاظتی تعیین و انجام شود.
    کلیدواژگان: استان مازندران، پیش بینی کاربری، پوشش زمین، توسعه پایدار، مدل LCM، مدیریت سیمای سرزمین
|
  • Ebrahim Jafari Takhtinajad, Hamid Gholami *, Adrian Collins, Abolhassan Fathabadi Pages 3-18
    A sediment fingerprinting method was applied to identify and quantify terrestrial sediment source contributions to coastal sand dunes at the outlet of the Jagin watershed, east of Jask, the Province of Hormozgan. Sampling comprised of 20 sediment samples from coastal sands and 62 samples from potential upstream terrestrial sources. Concentration of 49 geochemical elements in the sediment and source samples were measured using the ICP-OES technique. A three-stage statistical procedure was used to identify final composite fingerprints for source discrimination, and this comprised of a range test for tracer conservation, the Kruskal-Wallis H-test for confirming the discriminatory efficacy of the individual properties and the stepwise discriminant function analysis (DFA) for selecting a tracer shortlist (i.e., composite signature). The final composite fingerprint selected by the stepwise DFA comprised of Cu, Th, Be, Al, La, Mg and Fe. Using this signature, the overall average mean relative contributions from the Quaternary, Oligocene-Miocene, Miocene and Paleocene geological units were estimated at 5%, 5%, 10% and 80%, respectively. The Paleocene geological unit was identified as the dominant spatial source for 16 of the 20 sediment samples.  Therefore, wind erosion control for the benefit of coastal deserts, and especially the Makran region, needs to target upstream watersheds with the Paleocene outcrops. Overall, Paleocene age deposits (including multi-ophiolite sandstone, siltstone, mudstone, and minor conglomerate) was recognized as the main source for 16 sediment samples. Therefore, for controling water erosion in upstream and mitigating effects of wind erosion in downstream, management activities must focus on this source.
    Keywords: Coastal sands, composite fingerprint, fingerprinting, Jagin Watershed, sediment sources
  • Mehrdad Zamanpoore *, Mohammadhosein Ebrahimi, Nargeskhatoon Ahmadi, Ladan Jowkar, Zohreh Mokhayer Pages 19-30
    It is essential for the proper management of lakes to know physical and chemical factors in their different parts and in different times of the year. This project aims to investigate basic limnology of physical and chemical factors in Salman-Farsi Reservoir, Ghir County, the Province of Fars. Seasonal samplings were carried out in 2007 in 27 stations. Analysis of variance was used to compare seasonal variations of the studied factors. The annual means of the studied items were as following: water temperature (22.6° C), dissolved oxygen (8.2 ppm), carbon dioxide (0.9 ppm), pH (7.8), transparency (352 cm), electrical conductivity (874 µS/cm), total dissolved solids (570 ppm), total hardness (630 ppm), nitrite ion (0.02 ppm), nitrate ion (0.8 ppm), ammonia (0.04 ppm), phosphate ion (0.4 ppm), biochemical oxygen demand (3.8 ppm), and chemical oxygen demand (19.3 ppm). Comparison of the results with the drinking water standards showed that the lake water is suitable regarding pH, electrical conductivity, total dissolved solids, ammonia, nitrite, and nitrate concentrations, but its total hardness was slightly higher than the permitted values. Temperature, pH, dissolved oxygen, electrical conductivity, total dissolved solids, carbon dioxide, nitrite, nitrate, concentrations as well as biochemical oxygen demand showed acceptable levels all over the lake as compared with water quality standards for warm-water aquaculture. Chemical oxygen demand measures were at proper levels in the lacustrine and transitional sections, but slightly higher than this level in the riverine areas. Ammonia levels were appropriate in the lacustrine but moderately higher in the riverine and transitional sections. Transparency, total hardness, and phosphate ion concentration were much higher than the standard levels of warm-water aquaculture.
    Keywords: Hydrobiogy, lake, Salman-Farsi Reservoir, Water quality
  • Mohammad Javad Rousta *, Kowkab Enayati, Seyed Masoud Soleimanpour, Seyed Hamid Mesbah Pages 31-41
    Carbon sequestration (CS) in soils is a phenomenon consistent with the principles of sustainable development. Further, it is a vital solution for reducing the atmospheric CO2 and other GHGs. To identify the role of spate irrigation (SI) of afforested plots and rangeland in CS, 36 soil samples were collected from the 0–30 cm top soil in different spate-irrigated and control treatments in November 2017. Organic carbon (OC) was measured by the standard laboratory procedures, and then converted to the sequestered soil carbon (SOC). The data were analyzed using the randomized complete block design benefitting from the SAS software. The means were compared with the Duncan test at P2; this amounts to 4.6 tons of CO2 per year on average.The total income from the carbon rent of the dense Eucalyptus camaldulensis Dehnh. aforested plots at the Kowsar Station is $32381.00 per hectare with an annual mean of $925.17 per hectare.
    Keywords: Carbon sequestration, Fars, Flood spreading, Kowsar Station
  • Farahnaz Azizi *, Asghar Asghari Moghaddam, Amirhossein Nazemi Pages 42-59
    Estimating aquifer hydraulic parameters is essential for the assessment and management of groundwater resources. In this paper, the hydraulic parameters of Malekan Plain Aquifer were estimated using the resistivity data. The inverse electrical resistivity model to provide the best distribution of subsurface electrical resistance, using the inverse resistivity programs has been carried out. The relative thickness of subsurface layers using the characterization of electrical resistance curves was determined. The average thicknesse of, the alluvial aquifer and its porosity (ϕ) and specific yield (Sy) were estimated at 75 meters, 0.32 and 0.042, respectively. Results indicate a strong correlation between aquifer transmissivity and the transverse presence of resistance. The estimated values from both geoelectrical and pumping test methods indicate that the results of electrical resistivity tomography method are acceptable. Therefore, using suitable results may be obtained a combination of pumping test, geological studies and geophysical methods. The aquifer parameters obtained from the resistivity sounding and pumping test data may be used for an optimal management and assessment of groundwater resources.
    Keywords: Electrical resistivity, Porosity, pumping test, specific yield
  • Rahim Kazemi *, Foroud Sharifi Pages 60-72
    The Improvement and development of predictions in ungauged catchments require recognizing effective factors and understanding the interactions between different components of the catchments and hydrological response in different climatic zones. The most important factors affecting the flow duration curve (FDC) indices are precipitation and its characteristics. Since the flow duration curve represents the hydrologic response of watersheds, investigating and recognizing the effect of rainfall distribution on it can help to identify predictive factors for estimating the flow duration curve in ungauged catchments. The purpose of this study was to analyze the relationships between the number of rainy days and the indices FDC in the different climate zones of the country. Catchments of each climatic region were separated using the climate map of the country and overlapping it with the four-level border map of the watershed, and 314 hydrometric stations with the common period (1976–2011) in six climatic zones were selected. Flow duration curve using daily stream flow data were extracted by the Hydro Office software (2015) and indices of Q2, Q5, Q10, Q15, Q20, Q50, Q75, and Q90 were selected. The average of rainy days for each catchment was calculated and the regression relations between the FDC indices and the average of the number of rainy days in different climatic regions were extracted and analyzed. The results showed that the correlation between the indices of the first part of FDC with the number of rainy days in all selected watersheds of climatic zones had a weak and unreliable relationship for prediction and estimation of FDC in the ungauged catchments. But the relationships for the end parts of FDC (Q75 and Q90), were strong. It is noteworthy that the average coefficient of determination for the low flow indices (Q75 and Q90) with the average annual rainy days in catchments of different climatic zones was approximately equal to 0.66. This indicates the importance of the parameter of the number of rainy days as the predictor of the low flow indices associated with the end part of the FDC in different climatic zones. Therefore, it is suggested that the number of rainy days should be used as a predictive parameter for estimating the indices of the end section of FDC; its use for estimating other indices is not recommended.
    Keywords: annual precipitation, Climate map, flow duration curve index, inflection point, Low flow index
  • Fereshteh Maleki *, Nasser Tahmasbipour, Ali Hagizade, Hossein Zienivad, Behreoz Ebrahimi Pages 73-83
    One way to achieve sustainable development in arid and semi-arid areas is to construct underground dams due to the relatively high evaporation rate from surface waters in these areas. The Khorram Abad region was selected to identify suitable sites for constructing such dams using the hierarchical analysis method. Location criteria (reservoir axis, vegetative cover, climate and water) were determined using the geo-sampling techniques. The most suitable areas to construct the underground dams and coordinates of points were identified. The points and their prioritization for construction of the underground dam were assessed using expert opinion. The layer of each criterion was calculated using a wide-ranging hierarchical analysis model in locating the underground dams and assessing the merit of each layer. The layers were coordinated using the ArcGIS software. The results indicated that the hierarchical analysis is a method that highlights the importance of appropriate standards in site selection and emphasizes the qualitative criteria, where there are numerous criteria, and neglects the quantitative criteria.
    Keywords: Heiereahial analysis, site selection, underground dams, GIS
  • Mohsen Zabihi, Hamid Reza Moradi *, Mehdi Gholamalifard, Abdulvahed Khaledi Darvishan Pages 84-99
    The present study was planned to investigate and predict the landscape metrics on the Talar Watershed, the Province of Mazandaran. Land use/land cover (LULC) maps were produced using the support vector machine (SVM) algorithm for the years 1989, 2000, and 2014. The land change modeler (LCM) was applied for the prediction of LULC maps in different LULC change scenarios for 2030. Multi-layer Perceptron and the Markov chain methods were conducted for transition potential modelling and change prediction, respectively. Landscape metrics including the percentage of landscape (PLAND), the number of patches (NP), the edge density (ED), the patch density (PD), the largest patch index (LPI), the landscape shape index (LPI), the interspersion and juxtaposition index (IJI), and the perimeter-area fractal dimension (PAFRAC) were investigated and extracted using the Fragstats software in the studied years and the LULC change scenarios. Results demonstrated that the changes in the trend of PLAND, NP, ED, PD, LPI, and LSI were decreasing, and increasing in other land use systems during the considered years in forest, rangeland and another LULCs, respectively. Elevation, distance from forest, distance from rangeland areas, and the empirical likelihood of change were identified as the most important factors influencing the LULC change in the studied scenarios. Also, the average increase of NP was calculated at 43.2, 8.9, and 7.9 percent in continuing the current LULC change, deforestation, and residential area development scenarios, respectively. Prioritization of different areas that require restoration with respect to the incorrect LULC changes, and determination and implementation of the precautionary and protective measures in the areas with change prediction based on the studied LULC change scenarios, as well as considering land use planning conditions to improve the health of Talar Watershed by managers and planners are recommended.
    Keywords: Land use, land cover prediction, landscape management, LCM, Sustainable development, the Province of Mazandaran