فهرست مطالب

متن شناسی ادب فارسی - سال یازدهم شماره 43 (پاییز 1398)
  • سال یازدهم شماره 43 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهدی ملک ثابت*، داود واثقی خوندابی صفحات 1-23
    مفاخره از مضامین و بن مایه هایی است که بخش بزرگی از ادبیات فارسی را تشکیل می دهد و شاعران و نویسندگان فراخور شخصیت، احوال و مسائل اجتماعی زمان خود به این مسئله می پردازند؛ مفاخره افزون بر متون ادبی، در متون دینی عرفانی نیز دیده می شود و پیشوایان دین و عرفان با نازش به اخلاقیات نیک و خصلت های پسندیده خود، از شخصیت واقعیشان پرده برمی دارند. نویسندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، مفاخره در غزلیات سلطان ولد را بررسی می کنند و دلایل فخریه سرایی او را می کاوند. نتیجه این پژوهش ما را به این نکته رهنمون می کند که سلطان ولد افزون بر نازش به شعر و درونمایه گفتارش، مراتب معنوی خود را نیز برمی شمارد و به آنان افتخار می کند. او به مصاحبت با بزرگان طریقه مولویه مباهات می کند و ترقی روحانی خود را مرهون عنایت آنها می داند. رسیدن به مراتب عرفانی بالا موجب شده است سلطان ولد خود را از بزرگان طریقت، برتر بداند و در بسیاری از اوقات خود را مانند انبیای الهی بپندارد. نکته دیگر اینکه بسیاری از مفاخرات صوفیانه سلطان ولد که گاهی مبالغه آمیز به نظر می رسد، در نظرگاه عرفانی او ریشه دارد؛ افزون بر این، شرایط اجتماعی  فرهنگی آسیای صغیر در آن زمان و همچنین بافت موقعیتی آفرینش اثر نیز در این مسئله موثر است.
    کلیدواژگان: سلطان ولد، غزلیات سلطان ولد، مفاخره، انواع مفاخره، علل مفاخره
  • امید شاه مرادی، محمدجعفر یاحقی*، عارف نوشاهی صفحات 24-40
    به سبب شرایط نامناسب تاریخی، سیاسی و اجتماعی، بسیاری از نسخه های معتبر آثار ادبی ازجمله دیوان برخی از شاعران در طول تاریخ از بین رفته است؛ به همین سبب می توان از سفینه های شعری که دربردارنده گزیده ای از اشعار شاعران مختلف است، در جایگاه یکی از مهم ترین منابع جانبی برای تصحیح و بازتصحیح بسیاری از متون ادبی بهره برد. مجموعه لطایف و سفینه ظرایف تالیف سیف جام هرویاز کهن ترین سفینه های به جامانده از قرون هشتم و نهم در شبه قاره است که می توان از آن در بازتصحیح بخشی از عرفات العاشقین استفاده کرد. مجموعه لطایف حدود دو سده پیش از تذکره عرفات العاشقین در شبه قاره نوشته شده است. به همین سبب شعر برخی از شاعرانی که در عرفات العاشقین آمده، تنها در مجموعه لطایف ثبت شده است؛ بنابراین مجموعه لطایف یکی از منابع معدودی است که می توان با تکیه بر آن به ضبط های صحیحی از اشعار برخی شاعران عرفات العاشقین دست یافت. این مقاله با تکیه بر مجموعه لطایف، برخی از اشتباهات موجود در دو چاپ عرفات العاشقین را بررسی می کند: انتساب نادرست اشعار، خطا در معرفی شاعران، خطا در ضبط نام شاعران و ضبط نادرست اشعار. افزون بر آنچه بیان شد، ضعف روش شناسی در فن تصحیح، مراجعه نکردن به منابعی مانند دیوان های چاپی شاعران و منابعی مانند مجموعه لطایف و نیز بدخوانی مصححان باعث افزایش میزان خطاهای دو چاپ عرفات العاشقین شده است که در این مقاله به آنها اشاره می شود.
    کلیدواژگان: تصحیح، سیف جام هروی، مجموعه لطایف و سفینه ظرایف، اوحدی بلیانی، عرفات العاشقین
  • ثریا کریمی، خدابخش اسدالهی* صفحات 41-58
    صفوه الصفا از معتبرترین کتاب های عرفان و تصوف و یکی از اساسی ترین منابع در شرح حال شیخ صفی (650‐735 ق)، جد اعلای پادشاهان صفوی است. رساله قشیریه نیز از کتاب های مهم تصوف است که در حلقه های درسی قرن هشتم به آن توجه می شد. تاثر شیخ صفی در صفوه الصفا از رساله قشیریه بیش از منابع دیگر بوده است؛ درواقع برخی از تفسیرهای شیخ صفی بر اصطلاحات عرفانی نتیجه تفسیر و بسط موجزگویی های عارفانی مانند قشیری است؛ به طوری که عبارت های رساله قشیریه با اندکی اختلاف در صفوه الصفا نقل شده است. این همگونی و همسانی بین دو اثر عرفانی نشان دهنده سرچشمه ای واحد برای اندیشه های عرفانی این دو عارف و نزدیکی آرا و عقاید آنهاست. هدف این پژوهش، بررسی میزان تاثیرپذیری صفوه الصفا از رساله قشیریه به روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است. حال، جمع و تفرقه، غیبت و حضور، تلوین و تمکین، محاضره و مکاشفه و مشاهده، بواده و هجوم، صحو و سکر، شاهد، هیبت و انس، لوایح و لوامع و طوالع اصطلاحاتی است که درباره آنها شیخ صفی با قشیری هم عقیده بوده و تعریف یکسانی با قشیری ارائه داده است. شیخ صفی به سبب همین هم نفسی با قشیری ها بود که توانست محدوده های وسیعی از ممالک اسلامی و غیراسلامی را تحت نفوذ معنوی خود درآورد.
    کلیدواژگان: صفوه الصفا، رساله قشیریه، اصطلاحات عرفانی، شیخ صفی الدین اردبیلی، ابوالقاسم قشیری
  • زهرا بهرامیان، عباس محمدیان*، علی تسنیمی، حسن دلبری صفحات 59-80
    حکیم حاج ملا هادی سبزواری متخلص به «اسرار»، فیلسوف بنام قرن 13 در سال 1212 هجری در سبزوار چشم به جهان گشود. او ازجمله حکیمانی است که در عصر خود مراتبی را در حکمت نظری و عملی کسب کرد. در شهود و عرفان به مرحله ای عالی دست یافت و در عالم عرفان و معرفت خوش درخشید. آثار فراوانی در فلسفه و حکمت تالیف و تصنیف کرده است و نیز دیوان شعری از خود به جای گذاشت که دربردارنده نکته های ظریف و زیبای عرفانی، فلسفی، حکمت و وجد و شور و حال است. دیوان اشعار او تاکنون چند بار به چاپ رسیده، اما هیچ یک با معیارهای علمی تصحیح انجام نشده است؛ درواقع در هیچ یک از این چاپ ها، روش کار مشخص نیست و بر خواننده و پژوهشگر مبهم است که مصححان براساس کدام نسخه یا نسخ، کار تصحیح را انجام داده اند؛ بعضی از این چاپ ها (همانند چاپ حسن امین) نیز کاملا ذوقی است. نگارندگان در این مقاله که تصحیح را بر مبنای نسخه اساس انجام داده اند، برآن اند تا مطابق سه دست نویس یکی از آنها نسخه ای نویافته است چاپ های دیوان را بررسی کنند و نواقص و نارسایی های هرکدام را نشان دهند. نویسندگان می کوشند تا اثبات کنند آنچه تاکنون با نام تصحیح دیوان حاج ملا هادی سبزواری چاپ شده است، درخور اعتماد نیست؛ زیرا اشکالات فراوانی دارد که در متن به آن اشاره می شود؛ درنتیجه لزوم تصحیح دوباره دیوان گریزناپذیر است. بدیهی است با تصحیح و چاپ دوباره این اثر، متنی منقح و نزدیک به متن منظور شاعر، در اختیار خوانندگان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت.
    کلیدواژگان: حاج ملا هادی سبزواری، دیوان اشعار، تصحیح دوباره، نسخ خطی
  • ابراهیم واشقانی فراهانی* صفحات 81-94
    گلشن زرنگار پدیده ای در شاهنامه فردوسی است که نخست بار در سرآغاز داستان رفتن کیکاووس به مازندران به میان می آید. گلزار معنی معمول گلشن است؛ اما در شاهنامه معنی غالب این واژه را باید سرا (خانه بزرگ و کاخ) و تخت دانست. شارحان شاهنامه فردوسی هنگام رویارویی با گلشن زرنگار و بیت بحث شده در این مقاله، از آن گذشته اند و یا با دیدگاه صرف لغوی، گاهی گلشن را به نادرست معادل باغ و گاهی به درستی معادل سرا دانسته اند؛ حال آنکه گلشن زرنگار ماهیتی اساطیری دارد و تحلیل محتوای آن، فراتر از جایگزینی مترادف های لغت نامه ای است. نویسنده در این مقاله با توصیف و تحلیل روایت های اساطیری ایرانیان نشان می دهد که گلشن زرنگار مطلقا باغ زرین نیست و تنها و به سادگی، سرای زرین هم نیست؛ بلکه مجموعه هفت سرا یا شهری بوده است که کیکاووس بر بالای البرز و بر کران مازندران برآورد و هر سرا/ شهر از فلزی بود. این هفت شهر از مجموعه شهرهای پرنده پادشاهان ایران بوده است. انگاره شهرهای پرنده با انگاره اساطیری تخت های پرنده درآمیخته و در شاهنامه نیز گلشن زرنگار میان سرا و شهر و تخت در تردید و تردد است. تخت های پرنده جهان هایی اصغر بودند که بر الگوی جهان اکبر ساخته می شدند. دیوان این تخت ها و شهرهای پرنده را بر دوش می گرفتند و در آسمان می پریدند. این پدیده در تاویل انتزاعی، تمثیل عروج نفس و سوارشدن پادشاه پارسای ایرانی بر دیو نفس است. در تاویل عینی نیز خاطره ای از تخت های بزرگ شاهان ایران باستان است که پادشاهان بیگانه یا نمایندگانشان بر دوش می گرفتند و نمونه هایی از آنها در نقش های مقابر پادشاهان هخامنشی دیده می شود.
    کلیدواژگان: گلشن زرنگار، کی کرد، گنگ دژ، کیکاووس، فردوسی، شاهنامه
  • مصطفی دشتی آهنگر* صفحات 95-112
    داستان یوسف یکی از معروف ترین داستان های قرآنی است که همیشه مفسران به آن توجه داشته اند. در این تفسیرها، افزون بر آنچه در قرآن در جایگاه متن اصلی آمده، مواردی تکرار شده است که از الگوی روایی ویژه ای پیروی می کند و به نظر می رسد با ساختار کلی داستان های ایرانی، به ویژه روایات عرفانی ایرانی متفاوت است؛ البته این تفاوت از نظرها به دور مانده است. ساختارگرایی برای بررسی این تفاوت ها رویکردی مناسب است؛ زیرا با این رویکرد، روایات از منظری کلی بررسی می شود و پس از آن می توان به این ساختارها از دیدگاه های مختلف توجه داشت. نویسنده در این مقاله ساختار داستان یوسف را در این متون تفسیری بررسی می کند: ترجمه تفسیر طبری (گروهی از نویسندگان)، قصه یوسف (احمد بن محمد زید طوسی)، کشف الاسرار و عده الابرار (رشیدالدین میبدی) و روض  الجنان و روح  الجنان فی تفسیر القرآن (ابوالفتوح رازی). نویسنده برای این پژوهش به تحلیل پیرنگ و بررسی توالی های این داستان در کتاب های نامبرده توجه دارد و پس از آن نیز به بررسی نقش مایه های مختلف و مشابه می پردازد و الگویی کلی از آن استخراج می کند. برپایه بررسی ها می توان دریافت که برداشت نویسندگان تفاسیر از عصمت یوسف، مهم ترین وجه تفاوت روایات آنهاست. در دو متن به یوسف لغزش هایی نسبت داده شده است؛ اما این لغزش ها در متون دیگر به شکلی نادیده گرفته یا توجیه می شود؛ این تفاوت ها معنادار است و به تفاوت روایات، با وجود استفاده از یک منبع، می انجامد. همچنین می توان 19 رویداد هسته ای مستخرج در این مقاله را به شیوه تودوروف کاهش داد و به چهار واحد روایی بنیادین رسید. به نظر می رسد این الگوی کلی بر بسیاری از قصه های قرآنی و تفسیرهای آن انطباق پذیر باشد.
    کلیدواژگان: ساختارگرایی، روایت، داستان یوسف، پیرنگ، نقش مایه، رویداد هسته ای
  • محبوبه شمشیرگرها* صفحات 113-135
    مصحف ارزنده، یکی از قرآن های ترجمه شده و مشتمل بر نیمی از قرآن است که به تازگی با شماره 39795 به مجموعه نسخه های خطی در کتابخانه ملی افزوده شده است. در این نوشتار، اثر نامبرده ازنظر ویژگی های نسخه شناختی و رسم الخطی و زبانی بررسی و تحلیل می شود. با توجه به اهمیت هنری اثر، از این نسخه می توان در شمار آثار ارزشمند و ممتاز یاد کرد؛ ازجمله ویژگی های این نسخه خط نسخ زیبای کاتب، کاربردهای زبانی کهن و شیوه رسم الخط فارسی قدیم در متن ترجمه و به طور خاص حرکت گذاری گسترده در آن است. تاریخ قطعی و محل کتابت، نام و نشان دقیق مترجم، کاتب و سفارش دهنده نسخه معلوم نیست. تحلیل ویژگی های رسم الخطی و زبانی این متن در مقایسه با برخی از آثار دوره نخست زبان فارسی به ویژه ترجمه و تفسیرهای قرآن پیش از سده هفتم ضمن بهره مندی از دستاوردهای پیشین پژوهشگران و متن شناسان این دوره بیان کننده شباهت آن به آثار نامبرده است؛ با این حال، ویژگی های نسخه شناختی اثر به ویژه پختگی خط و برخی آراستگی های آن همراه با شماری از کاربردهای زبانی و ضبط های متاخر بدون در نظر داشتن تفاوت های حوزه جغرافیایی و نیز سلیقه و ویژگی های فردی مترجم و یا کاتب این ترجمه را تاحدی از آثار مشابه خود در سده های پنجم و ششم دور کرده است و قضاوت درباره تاریخ آن را به قرن هفتم می رساند. این بررسی ها احتمال کتابت نسخه را در سال 654 تقویت می کند که البته به سختی می توان این رقم را از کتیبه ترقیمه حدس زد. تعلق این اثر به گونه های زبانی هروی و سیستانی و مرکزی ناممکن نیست و احتمال نسبت دادن خاستگاه شکل گیری آن به خراسان و یکی از حوزه های شمال یا شمال شرق بیشتر است.
    کلیدواژگان: قرآن، ترجمه های قرآن، ادبیات فارسی، کتاب های خطی، متون کهن فارسی، کتابخانه ملی، تاریخ زبان فارسی
  • میلاد جعفرپور* صفحات 136-151
    متون حماسی فارسی یکی از انواع مهم و اثرگذار در تحقیقات ادبی است. شناخت و تصحیح دست نویس های متروک این متون نقش تعیین کننده ای در بهتر نمایان کردن تاریخ ادبیات ایران دارد. با توجه به منابع موجود، تعدد و تنوع حماسه های دینی بیش از دیگر وجوه حماسی دیده می شود؛ اما فقر شناخت و پژوهش در حماسه های دینی فارسی سبب شده است مشخصات و وضعیت بسیاری از این آثار ارزشمند همچنان نامعلوم باقی بماند. این جستار در پی معرفی یکی از مهم ترین حماسه های دینی فارسی است. حصون السبعه یا هفت قلعه یکی از روایت های داستانی کهن ادب عربی در سده پنجم هجری است که نقل آن را ابوالحسن بکری برپایه محوریت مجاهدات امام علی (ع) در غزوه خیبر ترتیب داده است. این تک نگاری ویژه، نخستین روایت مستقل موجود از آزمون هفت خان در ادبیات فارسی و عربی است؛ همچنین ازنظر قدمت و سابقه پیدایش، مانند علی نامه، نخستین حماسه منثور شیعی به شمار می رود که برخی از نسخه های ترجمه منثور و منظوم فارسی آن از سده دهم هجری موجود است. نویسنده در این پژوهش با توجه به ویژگی های برجسته حماسه هفت  قلعه کوشید تا در بخش نخست، ابوالحسن بکری، ویژگی های دوران زندگی و آثار او را معرفی کند؛ در بخش دوم نیز گزارشی از برخی جنبه های مهم روایت هفت قلعه، کردارهای پهلوانی و عیاری امام علی (ع) و چکیده ای از روایت ارائه شد. بر این اساس تا امروز امام علی (ع) دهمین شخصیتی است که هفت خانی را در ادب فارسی پشت سر گذاشته است.
    کلیدواژگان: حماسه منثور، ابوالحسن بکری، هفت قلعه، هفت خان، امام علی (ع)
|
  • Mahdi Maleksabet *, Davood Vaseghi Pages 1-23
    Narcissism (Mofakhere) is one of the minutiae of epic literature and one of the contents which has comprised a a major part in the Persian literature. Poets and writers have dealt with the issue based on their personality and the social condition and issues of their time. In addition to the literary works, narcissism (Mofakhere) is also present in the religious-mystic works and the religious and mystic leaders have unraveled their real characters by referring to their admirable and good characteristics and traits. This survey is a descriptive-analytic study based on the library resources which investigates narcissism (Mofakhere) in the sonnets of Soltan Valad and the reasons for doing so. The results of the study indicate that the majority of Sufi narcissisms of Soltan Valad which are sometimes exaggerated are rooted in the his mystical viewpoint. Moreover, the social and cultural condition of the Anatolia (Minor Asia) at that time as well as the condition in which the works were created has also affected his works.
    Keywords: Soltan Valad, the sonnets of Soltan Valad, narcissism (Mofakhere), different types of narcissism (mofakhere), the reasons for narcissism
  • Omid Shahmoradi, Mohammadjafar Yahaghi *, Arif Naushahi Pages 24-40
    Due to inappropriate historical, political and social conditions, many authentic literary manuscripts, such as several poets' collections, have vanished throughout history. Therefore, poem anthologies comprising various poets' poem selections are considered important references for the correction and re-correction of several literary texts. Majmue-ye-Lataef -va- Safine-ye-Zaraef from Seif-e-Jam-e-Heravi is one of the oldest anthologies remained from the eighth and ninth centuries AH in Indian subcontinent; Majmue-ye-Lataef -va-Safine-ye-Zaraef can be employed to re-correct parts of Arafat-ul-Asheghin –va-arasa-ul-arefin. Majmue-ye-Lataef -va- Safine-ye-Zaraef was written two hundred years before Arafat-ul-Asheghin in the Indian subcontinent, and hence the original and correct version of several poems from the latter can be found only in the former, making the former a significant resource for the re-correction of the latter. This work, re-correct several mistakes of two printed Arafat-ul-Asheghin copies based on Majmue-ye-Lataef -va- Safine-ye-Zaraef as follows: incorrect assignment of poems, incorrect biographies of poets, mistakes in the record of poets' names, and wrong-readings of poems. Additionally, this paper points to the several other flaws increasing the mistakes existing in the two printed Arafat-ul-Asheghin copies: weaknesses of the correction methodology, failing to refer to other reliable resources (e.g., printed poets' collections, Majmue-ye-Lataef -va- Safine-ye-Zaraef), and misreading of the manuscripts.
    Keywords: Correction, Seif-e-Jam-e-Heravi, Majmue-ye-Lataef-va-Safine-ye-Zaraef, Owhadi-e-Balayani, Arafat-ul-Asheghin
  • Sorayya Karimi Yonjali, Khodabakhsh Asadollahi * Pages 41-58
    Safvat al-Safa is one of the most authentic books of mysticism and Sufism. One of the most basic sources in the history of Sheikh Safi al-Din Ardebili is the great ancestor of the Safavid sultans, and Ghashiriyeh's essay is also one of the most important books of Sufism, which was considered in the eighth grade curricula. Is. The influence of Sheikh Safi al-Din Ardebili in Safavata al-Safa from Ghashiriyya's treatise was more than other sources; some of Sheikh Safi al-Din's interpretations of mystical terms have been interpreted and expanded in mysterious mysteries such as Ghashiri, to the extent that the words of the Ghashiriyya treatise with little difference It is quoted in Safavata al-Safha. This homogeneity between the two mystical works represents the source of the mystical thoughts of these two mystics and the proximity of their opinions and beliefs. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of Safavid-e-Asfah from the researcher of Ghashiriyeh by analytical-descriptive method and using library resources. Now, the gathering and dividing, the absence and attendance, the kin and the admiration, the confusion and the revelation, the observance, and the invasion, the Sowhou and the Saker, the witness, the awesomeness, the bills, the leaks, and the tribe, are the terms that they are the Sheikh Safi also believed in Qashiri and provided the same definition of Qashiri, thanks to the same sympathy with the Qasiriyahs who managed to reach a wide range of Islamic and non-Islamic countries under his spiritual influence.
    Keywords: Safavid al-Safa, Ghassiriyya Resale, Mystical Terms, Sheikh Safi al-Dinardbili, Abolqasem Ghashiri
  • Zahra Bahramian, Abbas Mohammadian *, Ali Tasnimi, Hasan Delbary Pages 59-80
    Hakim Hajj Mullah Hadi Sabzavari known as “Asrar” was born in the13th century AH (1312AH) in Sabzevar. He is one of the philosophers who honed his skills in theoretical and practical wisdom of his time. He could achieve a great degree of intuition and mysticism and flourish his talents in the world of mysticism and knowledge. He has written and classified many works in philosophy and wisdom, and has also left a collection of poems that contains elegant and beautiful mystical (gnostic), philosophical, wisdom, desire and passion. His genealogy has been published several times, however it has not been done based on scientific criteria of correcting texts. One instance is that none of these editions have a well-de fined methodology and it is not clear to reader or the researcher that besed on which editionor manauscript the task of editing is carried out and some of these editions (e.g the Hassan Amin edition) are completely basedon taste.The basis of three manuscripts, one of which is a new edition, deals with the publication of the Supreme Court's publications, indicating the shortcomings and disadvantages of what has been published so far as the correction of the Hajj Mullah Hadi Sabzevari's divan they are not reliable because of numerous abnormalities mentioned referred to in this thesis and the necessity of writing a critical review on his Divan (collection of poem) is inevitable. Obviously, if his work is corrected and republished both readers and researchers will be availed whit a meaningful text representing the closest intention of the poet. Keywords: Hajj Mullah Hadi Sabzavari, divan (collection of poems), Critical Review, manuscripts.
    Keywords: Hajj Mullah Hadi Sabzavari, divan (collection of poems), Critical Review, manuscripts
  • Ebrahim Vasheghani Farahani * Pages 81-94
    Golshane Zarnegar is a phenomenon in Ferdowsi's Shahnameh which has been used for the first time in the story of Kaykavoos going to Mazandaran. Though the usual meaning of golshan is rose garden, it’s main meaning in Shahnameh is great house and throne. In addition, golshane Zarnegar is a phenomenon which cover more meaning than golshan alone. In this article, we discuss that golshane Zarengar has a mythological identity and a broader meaning than a rose garden or house. it is one of the Seven cities which were built over Alborz mountain, facing to Mazandaran. Seven castles - cities were built of seven different metals, according to ancient Seven metals. This Seven castles-cities is one of Flying- city collections in the ancient Iranian mythe. Flying- cities concept is correlated to other mythical conceptions; flying thrones. These thrones were built as castle and city and in their scales. Flying cities and thrones of Persian kings were carried by demons to heaven. In abstract interpretation,This phenomenon is the allegory for the ascension of Persian kings soul and the theirs getting on the demon of soul and in objective explanation, they are the remembrance of ancient Persian kings great thrones which were carried by Alien kings or their representatives are seen on the tombs of Achaemenid kings.
    Keywords: Golshane Zarnegar, Kaykard, Gang dezh, kaykavoos, Shahnameh
  • Mostafa Dashtiahangar * Pages 95-112
    The story of Joseph, as one of the most well known story of Quran, has always attracted interpreters. In these interpretations, in addition to what has been written as a main text in Quran, some items have been repeated which don't follow the common narrative pattern and seem to be different from the general structure of Iranian stories specifically those categorized in Iran's mystical narrations. These differences have not been scrutinized.  To analyze these differences, the structuralism approach is still a firm approach for one can analyze the narrative from a general point of view.  It is then possible to examine these structures from different perspectives.  The aim of this study is to analyze the structure of the story of Joseph in these interpretive texts: Translated tabari's interpretation (A group of translators), the story of Joseph (Ahmad ibn Mohammad Zeyd Tousi), Kashf-ul-Asrar va Eddat-ul-Abrar (Ahmad ibn Mohammad Al-Meybodi) and Rawd al-djinan wa- rawh al -djanan (Abul-futuh Razi). The method of this paper is analysis of the plot and sequence in the narratives, and after that, the similar functions are going to be evaluated and a general pattern will be extracted. The data analysis showed that although the functions of this story in each context are different, one can distinguish 19 similar functions like Vladimir Prop's work. It is also possible to reduce these 19 functions in 4 fundamental narrative units like Toudorf'’s work. This general pattern probably is compatible with Quran and other interpretations.
    Keywords: Structuralism, Narrative, Joseph Story, Plot, Kernel, Motif
  • Mahboobe Shamshirgarha * Pages 113-135
    Moshaf -e- Arzanda is one of the Quran with translation (no. 39795) wich has recently been added to the collection of manuscripts of the National Library. In this paper, Moshaf -e- Arzanda has been analyzed about the features refers to appearance, language and spell. This work has artistic significance because of the scribe's beautiful hand in "Naskh". In addition, this valuable manuscript is important for it's old Persian language and the scribe's ancient style of writing, in particular the widespread letters and words with e'rab. The date and place of writing the manuscript, as well as the exact name of the translator, the scribe and the client is unknown. Analysis of the linguistic and drawing features of this text in comparison with some of the works from the first period of Persian language (before the seventh century) especially the translation and commentary of the Qur'an, Suggests its similarity to the works mentioned. In addition, we used the previous achievements of the scholars and textologists refer to this period. however, the exterior features of the work, especially the perfection and beauty of the scribe's hand, and some of its adornments, as well as a few linguistic applications and later applications, shows that Moshaf -e- Arzanda was created about in the eighth century or finally the end of the seventh century. It is unlikely that this manuscript would be related to Heravi, Sistani and Central languages. It is more likely that the origin of the text is in Khorasan and one of the northern or northeast areas.
    Keywords: Quran, Translations of the Quran, Persian literature, manuscripts, old Persian texts, national library of Iran, Persian language history
  • Milad Jafarpoor * Pages 136-151
    Persian epic texts are one of the most important and influential genres in literary research that recognizing and correcting its abandoned manuscripts has a decisive role in expanding the history of Persian literature. Meanwhile, according to Persian written sources, after the entrance of Islam into Iran, the diversity and multiplicity of religious epics is more than other epic aspects. However, the poverty of knowledge and research in religious sectarian Persian has caused many characteristics and their values remain unclear. The present article seeks to introduce one of the most important Persian religious epics. Husun al Sabea (Seven fortresses) called in Persian: Haft Qalʿa is one of the ancient narrative stories of Arabic literature in the fifth century AH that has narrated by Abu’l-Hassan Al-Bakri and based on important role of Imam Ali in The battle of Khaybar. This special monograph, in spite of the fact that the first independent narrative of The Seven Phases (called Haft Khan Test) in Persian and Arabic literature is considered to be the first Shia epic prose due to its ancient history and origin, such as: Ali Nama. Now we have found some prose and verse manuscripts of this epic in Persian which dates back to the tenth century AH. In this research, with regard to the outstanding features of the epic of Haft Qalʿa, we tried to introduce the narrator's profile and some of its important aspects in two parts.
    Keywords: Epic Prose, Abu’l-Hassan Al-Bakri, Haft Qalʿa, Haft Khan, Imam Ali