فهرست مطالب

فیزیولوژی ورزشی - پیاپی 41 (بهار 1398)
  • پیاپی 41 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ابوذر کاوه ای، رضا قراخانلو*، حمید رجبی، زهرا رضاسلطانی، کامران آزما، احسان امیری صفحات 17-30

    هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت وامانده‌ساز اندام بالایی بر فعالیت قشری- نخاعی و پاسخ مجتمع موتونورون نخاعی اندام پایینی بود. تعداد 10 آزمودنی مرد فعال به‌صورت دردسترس و داوطلبانه (سن 99/2 ± 1/28 سال، قد 1/4 ± 77/1 متر، وزن 98/4 ± 70/75 کیلوگرم) در سه جلسه مجزا در این پژوهش شرکت کردند. پس از اندازه‌گیری ویژگی‌های آنتروپومتریک و آشنایی با انجام درست حرکت بارفیکس و تحریکات در جلسه اول، در جلسه‌های دوم و سوم، پتانسیل برانگیخته حرکتی (MEP)، پتانسیل برانگیخته گردنی- بصل‌النخاعی (CMEP) و پاسخ حرکتی مستقیم بیشینه (Mmax)، بلافاصله 10 و 20 دقیقه پس از اتمام پروتکل خستگی (انجام حرکت بارفیکس تا واماندگی، هفت ست با فاصله استراحتی یک دقیقه)، با استفاده از تحریک مغناطیسی قشر حرکتی مغز و مسیرهای نخاعی و تحریک الکتریکی عصب پیرامونی اندازه‌گیری شدند. نتایج پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری تکراری نشان داد که MEP عضله ساقی قدامی (غیردرگیر) در مراحل بلافاصله (= 0.001P)، 10 دقیقه (= 0.001  P) و پس از پروتکل خستگی نسبت به مقادیر استراحتی کاهش معناداری داشت.CMEP و Mmax تغییر معناداری را نسبت به مقادیر استراحتی نشان ندادند (P = 0.5،0.07  P =). براساس داده‌های به‌دست‌آمده، به‌نظر می‌رسد که در پدیده انتشار خستگی از اندام بالایی به پایینی، مراکز فوق‌نخاعی درگیر باشند. افزون‌براین، این خستگی فوق‌نخاعی به زمان قابل‌توجهی برای بازیافت نیاز دارد.

    کلیدواژگان: خستگی مرکزی، پتانسیل برانگیخته حرکتی (MEP)، پتانسیل برانگیخته گردنی- بصل النخاعی (CMEP)، خستگی عضلانی غیرموضعی (NLMF)
  • حمید محبی، سیدصالح صفری موسوی، هادی روحانی* صفحات 31-46

    اختلال در سوخت‌وساز چربی یکی از نقص‌های موجود در افراد پیش‌دیابت و زمینه ابتلابه دیابت نوع دو است. هدفاز انجاممطالعهحاضر،بررسی اثر 12 هفته تمرین تداومی و تناوبی شدید بر ظرفیت چربی‌سوزی بیماران پیش‌دیابتی بود. تعداد 32 بیمار پیش‌دیابتی (سن 0/4±  7/38 سال، BMI 4/1  ±9/26 کیلوگرم بر مترمربع، چربی بدن 5/2±  2/26 درصد و VO2peak 22/0  ±49/2 لیتر در دقیقه) در چهار گروه کنترل (CON)، تمرین تناوبی شدید (HIT)، تمرین تداومی با شدت Fatmax (FAT) و تمرین تداومی با شدت آستانه بی‌هوازی (IAT) قرار گرفتند. گروه‌های HIT، FAT و IAT، به‌مدت 12 هفته و هفته‌ای چهار جلسه به اجرای تمرین ورزشی (به‌ترتیب با شدت 90 درصد VO2peakدر هر تناوب، شدت Fatmax و شدت آستانه بی هوازی) پرداختند. از آزمون آماری تی همبسته و تحلیل واریانس یک‌طرفه برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد.میزان تاثیر تمرین ورزشی بر حداکثر اکسیداسیون چربی در گروه‌های FAT، IAT و HIT، به‌ترتیب 35 درصد، 25 درصد و 26 درصد بود که این تفاوت بین گروه FAT با گروه‌های IAT و HIT معنا دار بود (P < 0.05). همچنین، میزان تاثیر تمرین ورزشی بر Fatmax در گروه‌های FAT، IAT و HIT، به‌ترتیب 33 درصد، 24 درصد و 27 درصد بود که این تفاوت فقط بین گروه‌های FAT و IAT معنادار بود (P < 0.05).نتایج پژوهش نشان داد که میزانتغییر اکسیداسیون چربی در سه گروه تمرینی نسبت به قبل از تمرین متفاوت بود. این بدان‌معنی است که شدت و نوع فعالیت ورزشی ممکن است از عوامل تاثیرگذار بر اکسیداسیون چربی در افراد پیش‌دیابتی باشند

    کلیدواژگان: حداکثر اکسیداسیون چربی، پیش دیابتی، تمرین تداومی، تمرین تناوبی شدید
  • سجاد احمدی زاد*، زهرا امرایی، مینو باسامی صفحات 47-62

    هدف پژوهش حاضر، تعیین تاثیر فعالیت تناوبی بالاتنه و پایین تنه بر عوامل همورئولوژیک بود. تعداد 12 آزمودنی با شاخص توده بدنی کیلوگرم/ مترمربع و میانگین سنی 1/7</9/32 سال، پس از تعیین حداکثر اکسیژن مصرفی برای بالاتنه و پایین تنه، فعالیت تناوبی بالاتنه و پایین تنه را در دو جلسه مجزا با فاصله یک هفته انجام دادند. فعالیت تناوبی شامل پنج تکرار بود که فعالیت به مدت دو دقیقه و با شدت 85 درصد اکسیژن مصرفی و ریکاوری چهار دقیقه با شدت 45 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بود. نمونه های خونی قبل و بلافاصله بعد از فعالیت گرفته شدند و برای تعیین فاکتورهای موردنظر آنالیز شدند. نتایج نشان داد که صرف نظر از نوع فعالیت ورزشی، فعالیت تناوبی باعث افزایش معنادار هماتوکریت، ویسکوزیته پلاسما، تعداد گلبول های قرمز، لاکتات، شاخص خشکی و کاهش معنادار فیبرینوژن شد ؛ اما فعالیت بر ویسکوزیته خون، تجمع پذیری و انعطاف پذیری گلبول های قرمز، هموگلوبین، فراهمی اکسیژن بافتی و فشارخون سیستولی تاثیر معناداری نداشت . همچنین، بین پاسخ مقادیر ویسکوزیته خون، هماتوکریت، هموگلوبین، فراهمی اکسیژن بافتی، تجمع پذیری و انعطاف پذیری گلبول های قرمز، شاخص ، لاکتات، فیبرینوژن و فشارخون سیستولی فعالیت تناوبی بالاتنه و پایین تنه در دو جلسه تفاوت معناداری وجود نداشت ؛ اما تغییرات ویسکوزیته پلاسما در فعالیت پایین تنه و تعداد گلبول های قرمز در فعالیت بالاتنه تفاوت معناداری با جلسه دیگر داشتند  بنابراین، فعالیت تناوبی شدید به دلیل ریکاوری فعال تاثیر منفی بر متغیرهای همورئولوژیک ندارد. همچنین، فعالیت تناوبی بالاتنه و پایین تنه به طور مشابهی بر متغیرهای همورئولوژیک اثر می گذارند.

    کلیدواژگان: ویسکوزیتهخون، فعالیت تناوبی با شدت بالا، فعالیت بالاتنه، فعالیت پایین تنه، چاقی
  • فاطمه کاظمی نسب، سید محمد مرندی*، کامران قائدی، فهیمه اسفرجانی، محمد حسین نصراصفهانی صفحات 63-80

    هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر تمرین استقامتی و رژیم غذایی پرچرب بر مسیر PGC-1a/FNDC5/Irisin در بافت عضله دوقلو و بافت چربی احشایی در موش‌های نر C57BL/6 بود. موش‌ها به‌طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: رژیم غذایی پرچرب- تمرین (HF-E)، رژیم غذایی پرچرب- بی‌تحرک (HF-S)، رژیم غذایی کم‌چرب-تمرین (LF-E) و رژیم غذایی کم‌چرب- بی‌تحرک (LF-S). موش‌های گروه تمرینی به‌مدت هشت هفته و پنج روز در هفته با سرعت متوسط 19 متر بر دقیقه و به‌مدت 45 دقیقه، تحت‌تمرین روی تردمیل قرار گرفتند. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، موش‌ها قربانی شدند و برای اندازه‌گیری ایریزین پلاسما، خون‌گیری از موش‌ها انجام شد. بافت عضله دوقلو و چربی احشایی جدا شد و برای اندازه‌گیری بیان mRNAPGC-1a و mRNAFNDC5 در نیتروژن مایع فریز شد. از آزمون آنالیز واریانس دوطرفه در سطح معناداری P < 0.05 استفاده شد. نتایج نشان داد که سطوح FNDC5  عضلانی در موش های تغذیه‌شده با رژیم غذایی پرچرب بیشتر از موش‌های تغذیه‌شده با رژیم غذایی کم چرب بودند (P = 0.001). به‌طور قابل‌توجهی، بیانFNDC5  عضلانی همسبتگی مثبت با چربی بدن موش‌های C57BL/6 داشت (P = 0.001, r = 0.8). همچنین، نتایج نشان می‌دهد که تمرین بدنی و رژیم غذایی بر میزان ایریزین پلاسما تاثیری نداشتند (P > 0.05). نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که رژیم غذایی پرچرب موجب افزایش بیان FNDC5 در بافت عضله دوقلو می‌شود. همچنین، احتمالا ارتباطی متقابل بین بیانFNDC5  عضلانی و توده چربی بدن وجود داردکه انجام مطالعاتی در آینده برای بررسی مکانیسم‌های سلولی و مولکولی آن لازم به‌نظر می‌رسد.

    کلیدواژگان: رژیم غذایی پرچرب، تمرین استقامتی، ژنPGC-1a، ژنFNDC5، ایریزین
  • مسعود رحمتی، محمد شریعت زاده*، نسیم آذری صفحات 81-104

    هدف اصلی پژوهش حاضر، فراتحلیل تاثیر فعالیت‌های ورزشی استقامتی بر برخی متغیرهای وابسته به دیابت نوع دو در مطالعات انجام‌شده در داخل کشور بود. پایگاه‌های اطلاعاتی sid.ir و magiran.com و نیز سامانه نشریات علمی و پژوهشی موردتایید وزارت علوم در رشته تربیت‌بدنی، از سال 1380 تا 1395 جست‌وجو شدند. فهرست منابع مورداستفاده در تمامی مقالاتی که در جست‌وجوی الکترونیک یافت شدند، به شکل دستی ارزیابی شد تا سایر منابع احتمالی نیز پیدا شوند. کلیدواژه های مورداستفاده برای جست‌وجو، دیابت نوع دو در ترکیب با «دیابت» یا «تمرین استقامتی» یا «تمرین هوازی» یا «فعالیت ورزشی» یا «حساسیت انسولینی» یا «نیمرخ لیپیدی» یا «گلوکز خون ناشتا» و در ترکیب با "HbA1c" بود. تجزیه‌وتحلیل داده ها با استفاده از نرم‌افزار STATA نسخه 12 انجام شد و سطح معناداری 0.05   ≥P درنظر گرفته شد. به‌طورکلی، 85 مقاله در بررسی اولیه یافت شدند که پس از بررسی معیارهای ورود، سه مقاله شرایط لازم برای ورود به این پژوهش را داشتند. نتایج نشان داد که میان فعالیت ورزشی استقامتی و سطوح گلوکز خون (0.0001 =P ، 423/0- تا 396/1-  95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و انسولین (0.0001 = P، 469/0- تا 479/1-  95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومت به انسولین (0.0001 =P ، 591/0- تا 605/1- 95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و هموگلوبین گلیکوزیله (0.001 =P ، 369/0- تا 334/1- 95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و LDL-c (0.007 = P، 172/0- تا 111/1- 95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و HDL-c (0.0001 =P ، 591/0- تا 605/1- 95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و تری گلیسرید (0.018 = P، 097/0- تا 030/1- 95% CI)، فعالیت ورزشی استقامتی و کلسترول (0.002= P، 281/0- تا 229/1- 95% CI) ارتباط معناداری وجودداشت

    کلیدواژگان: دیابت نوع دو، نیمرخ لیپیدی، حساسیت انسولینی، فعالیت ورزشی استقامتی، هموگلوبین گلیکوزیله، فراتحلیل
  • احمد جعفری، الهه طالبی گرکانی*، مرضیه ثاقب جو، رزیتا فتحی صفحات 105-122

    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین تناوبی هوازی بر سطوح پلاسمایی گرلین آسیل‌دار، پپتید تیروزین تیروزین (PYY) و پپتید شبه‌گلوکاگون-1 (GLP-1)در مردان جوان سالم بود.تعداد 20 دانشجوی مرد جوان 25/1 ± 26/22 سال با شاخص توده بدنی 4/1 ± 2/23 کیلوگرم بر مربع‌ متر به‌طور تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرینی به‌مدت 12 هفته تمرین تناوبی هوازی را انجام دادند. این تمرین شامل دویدن روی نوارگردان با دوره‌های چهار دقیقه فعالیت شدت 85 تا 95 درصد ضربان قلب بیشینه و سه دقیقه استراحت فعال با شدت 65 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه بود. سطوح پلاسمایی گرلین آسیل‌دار، PYY وGLP-1  در مراحل قبل از تمرین، هشت و 12 هفته بعد از تمرین به روش الایزا سنجیده شدند. در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، آزمون یومن ویتنی برای مقایسه داده‌های دو گروه تمرین و کنترل و برای مقایسه دوره‌های زمانی مختلف تمرین از ویلکاکسون استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که در هفته دوازدهم در مقایسه با هفته هشتم، سطوح گرلین آسیل‌دار در گروه تمرین کاهش معنادار(P = 0.008)داشتند؛ باوجوداین، سطوح گرلین آسیل‌دار، PYY و GLP-1 بعد از هشت و 12 هفته تمرین، در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل بدون تغییر مانده بودند. درمجموع، به‌نظر می‌رسد که تغییرات هورمون‌های درگیر در اشتهای مردان جوان با وزن طبیعی در پاسخ به تمرین‌های تناوبی هوازی چشمگیر نیستند؛ اما یک دوره تمرین تناوبی 12 هفته‌ای در مقایسه با هشت هفته ممکن است اشتها را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی هوازی، اشتها، گرلین آسیل دار، پپتید شبه گلوکاگون-
  • لطفعلی بلبلی*، داور خدادادی، فرهاد عظیمی صفحات 123-136

    هدف مطالعه حاضر، بررسی پاسخ های دستگاه هموستازی به غواصی تفریحی در اعماق نه و 18 متری آب های آزاد بود. تعداد 20 غواص مرد با میانگین سنی 2/3 ± 5/24 سال، داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کردند. در هر جلسه غواصی، تعداد 10 نفر در عمق نه متری و تعداد 10 نفر دیگر نیز در عمق 18 متری به فعالیت غواصی می پرداختند که انتخاب آنان به روش تصادفی ساده بود و در جلسه بعدی، جای آنان عوض می شد. غواصی به‌مدت 30 دقیقه به‌طول انجامید. خون‌گیری بلافاصله قبل و بعد از فعالیت غواصی انجام شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده ها از آزمون تی استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین تعداد پلاکت ها، زمان پروترومبین (PT) و زمان ترومبوپلاستین نسبی فعال‌شده (aPTT)، به‌دنبال فعالیت غواصی در هر دو عمقنهو 18 مترکاهش یافتند (0.05≥P)؛ درحالی‌که مقادیر فیبرینوژن به‌دنبال فعالیت غواصی در هر دو عمق نه و 18 متر و فعالیت فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (tPA) تنها در عمق 18 متر در مقایسه با حالت پایه افزایش یافتند (0.01 > P). همچنین، به‌دنبال غواصی در عمق 18 متر، تعداد پلاکت ها و PT کمتر بودند (0.05≥P) و مقادیر فیبرینوژن و فعالیت tPA در مقایسه با غواصی در عمق نه متر بیشتر بودند (0.01 > P). به‌نظر می رسد که فعالیت غواصی در آب های آزاد می تواند دستگاه هموستاز به‌ویژه انعقاد خون را مختل کند. به‌علاوه، عمق غواصی و به‌دنبال آن، ارتفاع رفع فشار پاسخ های هموستازی را تحت‌تاثیر قرار می دهد.

    کلیدواژگان: غواصی، تعداد پلاکت ها، انعقاد خون، فیبرینولیز
  • ملیحه آوسه، مریم کوشکی جهرمی*، جواد نعمتی، سعید اسماعیلی ماهانی صفحات 137-152

    هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین تاثیر حاد و بلندمدت تمرین استقامتی بر بیان ژن پپتید مرتبط با ژن کلسی‌تونین در مغز، مایع مغزی نخاعی و سرم موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار بود. تعداد40 حیوان به چهار گروه کنترل، حاد، تمرینی مزمن و تمرین‌کرده حاد تقسیم شدند. گروه حاد یک جلسه تمرین استقامتی و گروه تمرین‌کرده حاد یک جلسه تمرین استقامتی را بعد از 12 هفته تمرین و گروه تمرینی مزمن 12 هفته تمرین استقامتی را انجام دادند. مایع مغزی نخاعی جمع‌آوری شد و قسمت‌های مختلف مغز استخراج شدند. غلظت پپتید کلسی‌تونین در مایع مغزی نخاعی و سرم با تکنیک الایزا و بیان ژن آن با تکنیک ریل تایم پی.سی.آر. اندازه‌گیری گردید. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک‌راهه برای مقایسه‌ها استفاده شد. در مقایسه با گروه کنترل، پپتید کلسی‌تونین مایع مغزی نخاعی در گروه‌های حاد (P = 0.006) و تمرین‌کرده حاد (P = 0.008) و پپتید کلسی‌تونین سرم در گروه‌های حاد(P = 0.009) و تمرین‌کرده حاد(P = 0.007)، به‌طور معناداری بالاتر بود. پپتید کلسی‌تونین تنها در قشر گروه‌های حاد (P = 0.007) و تمرین‌کرده حاد(P = 0.006) نسبت به گروه کنترل و همچنین، گروهتمرین‌کرده حاد نسبت به گروه حاد (P = 0.018) به‌طور معناداری بالاتر بود. در هیچ‌یک از متغیرهای پژوهش، اثر بلندمدت تمرین معنادار نبود. به‌طورکلی، افزایش بیان ژن پپتید کلسی‌تونین در قشر، به‌احتمال‌زیاد مسئول افزایشآن در مایع مغزی نخاعیو سرم درحین تمرین است. همچنین، سطوح استراحتی پپتید کلسی‌تونین سرم و مایع مغزی نخاعی و بیان آن، تحت‌تاثیر بلندمدت تمرین قرار نمی‌گیرند؛ اما مشمول پاسخ پس از سازگاری می‌شوند.

    کلیدواژگان: پپتید وابسته به ژن کلسی تونین، سازگاری تمرینی، مغز، مایع مغزی نخاعی
  • سید علیرضا حسینی کاخک*، مرتضی جلالی، محمدرضا حامدی نیا، یان هاف، مهدی جباری نوقابی صفحات 153-168

    هدف پژوهش حاضر، طراحی و بررسی اعتبار و پایایی آزمون ویژهارزیابی عملکرد (هوازی و بی‌هوازی) بازیکنان فوتسال بود. نمونه آماری عبارت بود از 84 نفر از دانشجویان مرد داوطلب عضو در تیم فوتسال دانشگاه (میانگین سنی 04/2 ± 02/22 سال و شاخص توده بدنی 06/2 ± 3/22 کیلوگرم بر مترمربع). برای طراحی این آزمون، ابتدا مهم‌ترین تکنیک‌ها و حرکات فوتسال براساس مطالعات قبلی، نظرهای مربیان فوتسال، متخصصان فیزیولوژی ورزشی و علم تمرین فهرست و درنهایت حرکات دریبل، پاس، شوت، حفظ توپ، چرخش، پرش، دویدن به‌سمت جلو، دویدن به‌سمت عقب و حرکت پای پهلو انتخاب‌ شدند. سپس، این مهارت‌ها و حرکات منتخب درقالب یک آزمون زنجیره‌ای و درطی یک مسیر طراحی شدند. برای سطح‌بندی و ارزیابی عملکرد بازیکنان، از سه مربی خواسته شد تا به عملکرد آزمودنی‌ها در سه بازی متفاوت، بین صفر تا 100 نمره دهند و میانگین این نمرات به‌عنوان عملکرد هر بازیکن درنظر گرفته شد. برای پیش‌بینی عملکرد با استفاده هریک از آیتم‌های آزمون و رکورد کل آزمون، از رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. برای بررسی روایی و پایایی آزمون به‌ترتیب از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و ضریب همبستگی درون طبقه‌ای استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بین رکورد آزمون طراحی‌شده با نمرات مربیان همبستگی منفی (زمان کوتاه‌تر و امتیاز بالاتر) و معناداری وجود داشت. همچنین، معادله رگرسیون نشان داد که تقریبا تمام آیتم‌های آزمون پیش‌گویی معتبر برای رکورد کلی آزمون هستند. نتایج بررسی آزمون-آزمون مجدد نیز حاکی از ضریب پایایی بالای آزمون بود؛ بنابراین، آزمون جدید از اعتبار و پایایی بالایی برای ارزیابی عملکرد بازیکنان فوتسال برخوردار است و می‌تواند مورداستفاده مربیان و معلمان قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آزمون، اعتباریابی، ارزیابی عملکرد، فوتسال
  • جواد طلوعی آذر، اصغر توفیقی*، احسان عرب زاده صفحات 169-186

    در شرایط پاتولوژیک، پروتئین های FSTL-1، NDNF و VEGF نقش تنظیمی کلیدی‌ای در عملکرد سیستم قلبی عروقی دارند. پژوهش‌های محدودی در زمینه نقش این عوامل با تمرین ورزشی انجام شده‌اند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شش هفته تمرین استقامتی بر مقادیر FSTL-1، NDNF، VEGF و تغییرات عروق عضله قلبی رت‌های نر بود. تعداد 10 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به‌طور تصادفی به دو گروه (تعداد = پنج) کنترل سالم و تمرین ورزشی تقسیم شدند. تمرین ورزشی استقامتی به‌مدت شش هفته، پنج روز در هفته، هر جلسه 30 دقیقه و با شدت متوسط (65–55 درصد VO2max) انجام شد. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی رت‌ها بی‌هوش شدند و بافت قلب آن‌ها خارج شد. برای سنجش مقادیرFSTL-1 ، NDNF و VEGF از روش الایزا و برای بررسی تغییرات عروق بافت قلب از رنگ‌آمیزی (H & E) استفاده شد. از آزمون آماری تی مستقل و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل داده‌ها استفاده شد (P < 0.05). یافته‌ها نشان داد که شش هفته تمرین استقامتی مقادیر FSTL-1 را به‌طور معناداری افزایش داد (P = 0.002) و NDNF را به‌طور معناداری کاهش داد (P = 0.001). قطر عروق در گروه تمرین ورزشی کاهش معناداری داشت (P = 0.073). شش هفته تمرین استقامتی سبب افزایش مقادیر FSTL-1 عضله قلب می‌شود که به‌نظر می‌رسد در پیشگیری از بیماری‌های قلبی عروقی بسیار موثر است. با توجه به نتایج VEGF و هیستولوژی عروق نیز تاثیرات فیزیولوژیک NDNF بر القای آنژیوژنز قلب آزمودنی‌های سالم با تمرین ورزشی، به مطالعات بیشتری نیاز دارد.

    کلیدواژگان: تمرین استقامتی، FSTL-1، NDNF، VEGF، رت های نر
|
  • Aboozar Kavehee, Reza Gharakhanlou *, Hamid Rajabi, Zahra Rezasoltani, Kamran Azema, Ehsan Amiri Pages 17-30

    The aim of the present study was to investigate the effect of upper limb exhaustive activity on corticospinal excitability and motoneuron responsiveness of lower limb. Ten active males (Age 28.1 ± 2.99yr, Height 1.77 ± 4.1 cm, Weight 75.7 ± 4.98) volunteered to participate in this study and visited the laboratory on three different occasions. After measuring anthropometric features and familiarization with the pull up (exhaustive task) and magnetic and electrical stimulations in the session one, in the second and third visits, motor evoked potential (MEP), cervicomedullary motor evoked potential (CMEP) and maximum direct motor response (Mmax) were assessed immediately, 10 and 20 minutes after the termination of the exhaustive protocol ( perform pull ups until exhaustion,7 sets with 1min rest intervals) ,by the use of magnetic stimulation over the motor cortex and spinal routes and electrical stimulation of peripheral nerve, respectively. The results showed that MEP in the Tibialis Anterior muscle (remote muscle) significantly decreased immediately (P₌0.001) and 10 minutes (P₌0.001) after performing the fatiguing task compared to the resting values. Also, no significant changes in CMEP and Mmax were observed in Tibialis Anterior muscle at any time points relative to the baseline (P= 0.5, P= 0.07). Based on the data obtained in this study, it looks that supraspinal centers account for the spreading of fatigue from the upper limb to the lower limb. Besides, such a supraspinal fatigue needs a considerable time to be recovered.

    Keywords: Central Fatigue, Motor Evoked Potential (MEP), CervicomedullaryMotor Evoked Potential (CMEP), Non-Local Muscle Fatigue (NLMF
  • H. Mohebbi, S.S. Safari Mosavi, H. Rohani* Pages 31-46

    Fat metabolism disorders is a defect in pre-diabetic patients and a basis for type 2 diabetes. The aim of this study was to investigate the effect of 12 weeks continuous or high intensity interval training on fat burning capacity in pre-diabetic patients. 32 pre-diabetic patients (age: 38.7 ± 4.0 years; BMI: 26.9 ± 1.4 kg/m2; percent body fat: 26.1 ± 2.5%; VO2</sub>Peak: 2.49 ± 0.22 L.min-1) were divided into four groups: control (CON), high intensity interval training (HIT), continuous training at Fatmax intensity (FAT) and continuous training at anaerobic threshold (IAT). HIT, FAT and IAT groups participated in a 12-weeks training program with 4 sessions per week (with intensity of 90% VO2</sub>peak during the intervals, Fatmax intensity and/or anaerobic threshold intensity, respectively). Substrate oxidation, maximal fat oxidation (MFO) and Fatmax were determined during graded exercise test using the stoichiometric equations. Student’s t-test and ANOVA were used to analyze the data. MFO was affected by training in HIT, FAT and IAT groups by 26%, 35% and 25%, respectively, which it was significantly different between FAT group and HIT and IAT groups (P ≤ 0.05). In addition, the effect of exercise training on Fatmax in HIT, FAT and IAT groups was 26%, 25% and 35%, respectively, which it was significantly different between FAT and IAT groups (P ≤ 0.05). Results showed that changes in fat oxidation rate was different in three groups compared to pre-training status. This means that the intensity and type of exercise may have effective role in fat oxidation metabolism in pre-diabetic patients.

    Keywords: Maximal Fat Oxidation, Pre-Diabetes, Continuous Training, HighIntensity Interval Training
  • S. Ahmadizad*, Z. Amraei*, M. Bassami Pages 47-62

    The aim of this study was to determine the effect of upper body and lower body interval exercise on hemorheological factors. Twelve subjects (BMI=30±3 kg/m2) participated in this study. After determining VO2max for upper body and lower body, subjects performed the interval exercise for upper body and lower body in two separate sessions with one week intervening. Interval exercise included 2 minutes of exercise at 85% of VO2max and 4 min recovery at 45% of VO2max. Blood sample were taken before and immediately after exercise and were analyzed. The results showed that irrespective of the exercise type, exercise resulted in significant increases in hematocrit, plasma viscosity, red blood cell count, lactate, rigidity index (Tk) and a significant decrease in the fibrinogen (P<0.05) and no significant (P>0.05) changes in the blood viscosity, red blood cell aggregation, red blood cell deformability, hemoglobin, oxygen supply to tissue, rigidity index Tk. The comparisons of the changes for all variables including blood viscosity, hematocrit, hemoglobin, oxygen supply to tissue, red blood cell aggregation, red deformability, and rigidity index (Tk), lactate, fibrinogen and systolic blood pressure did not show any significant differences between two exercise protocols (P>0.05). However, changes of plasma viscosity in lower extremity and red blood cell count in upper extrimity were significantly different between two trials (P<0.05). It concluded that the acute exercise inducing changes in hemorheological variables, though, these changes are not related to exercise type and body parts involved in acute exercise.

    Keywords: Blood Viscosity, High-Intensity Interval Exercise, Upper BodyExercise, Lower Body Exercise, Obesity
  • F. Kazemi Nasab, S.M. Marandi*, K. Ghaedi, F. Esfarjani, M. H. Nasr, Esfahani Pages 63-80

    The purpose of this study was to investigate the effect of endurance training and high fat diet on PGC-1a/FNDC5/Irisin pathway in Gastrocnemius muscle and visceral adipose tissue in male C57BL/6 mice. Male C57BL/6 mice were divided to 4 groups: High fat-Exercise (HF-E), High fat-Sedentary (HF-S), Low fat-Exercise (LF-E) and Low fat-Sedentary (LF-S). Exercise groups received exercise on a motor-driven treadmill at 21m/min, 45 min/day, 5 days/week for 8 weeks. 24 hours after final exercise session, mice were sacrificed and blood samples were taken from the mice to measure plasma irisin. Gastrocnemius skeletal muscle and visceral adipose tissue were excised and frozen in liquid nitrogen for assessment of PGC-1a and FNDC5 mRNA levels. Data was analyzed by a two-way ANOVA at P0.05). The results of this study indicate that high fat diet increases the expression of FNDC5 in the Gastrocnemius muscle tissue. Also, there is a potential correlation between the expression of muscular FNDC5 and body fat mass, which requires further studies to investigate its cellular and molecular mechanisms.

    Keywords: High-Fat Diet, Endurance Training, PGC-1a mRNA, FNDC5mRNA, Irisin
  • M.Rahmati, M.Shariatzadeh Joneydi*, N.Azari Pages 81-104

    The aim of present study was to investigate the effect of endurance exercise training on some diabetic type 2 dependent variables in the form of meta-analysis of studies that were performed in Iran. In this research with the aim of finding related references Sid.ir and magiran.com databases as a statistical population has been searched from 1380 to 1395. All of the references in databases were founded in the electronic search, evaluated to finding other related references. The key words that we used were: Diabetes type 2 in combination with diabetes or endurance exercise or aerobic exercise or physical activity or Insulin resistance or lipid profile or fasting blood glucose and or HbA1c. Data analysis were done using STATA software version 12.0 and P≤0.05 was set as statistically significant. Generally, 85 articles were founded in primary search which after checking inclusion and exclusion criteria, 3 articles were included in this research. The results indicate that there were significant association between endurance exercise and blood glucose levels (P=0.0001; -1.396, -0.423; 95% CI), insulin (P=0.0001, -1.479, -0.469; 95% CI), insulin resistance (P=0.0001; -1.605, -0.591; 95% CI), HbA1c (P=0.001; -1.334, -0.369; 95% CI), LDL-c (P=0.007; -1.111, -0.172; 95% CI), HDL-c (P=0.0001; -1.605, -0.591; 95% CI), triglyceride (P=0.018; -1.030, -0.097; 95% CI) and cholesterol (P=0.002; -1.229, -0.281; 95% CI). Generally, this systematic review and meta-analysis study was demonstrated endurance exercise could be related with decrease diabetes type 2 related risk factors. So, it is recommended that sport and medicine experts use endurance exercise as a non- pharmacological intervention for treatment of diabetes type 2 patients.

    Keywords: Diabetes Type2, Lipid Profile, Insulin Resistance, Meta-Analysis
  • A.Jafari, E.Talebi Garakani*, M. Saghebjoo, R Fathi Pages 105-122

    The aim of this study was to investigate the effect of aerobic interval training on acylated ghrelin, peptide tyrosine tyrosine (PYY) and glucagon-like peptide-1 (GLP-1) in healthy young men. Twenty male students with age 22.26±1.25 years old and BMI 23.2±1.4 kg/m2 were randomly assigned to the training and control groups. The training group completed a high intensity interval aerobic exercise training for 12 weeks. The training program consists of four minutes running periods on treadmill with intensity of 85-95%HRmax followed by three minutes of 65-75% HRmax rest active periods. The levels of plasma acylated ghrelin, PYY3-36 and GLP-1 were measured by ELISA method before and after eight- and 12-weeks trainings. In data analysis, was used the Mann-Whitney U test in order to compare the control and training groups and the Wilcoxon test in order to compare the training periods. The results showed that in the training group, levels of acylated ghrelin significantly (P=0.008) decreased after 12 weeks compared to the eight weeks. However, there were no significant changes in the acylated ghrelin, PYY and GLP-1 levels compared to the control group after eight and 12 weeks. Overall it seems appetite hormones alterations in young active males in response to aerobic interval trainings were not considerable, but a 12 weeks period of aerobic interval training may decrease appetite compared to the same training during eight weeks.

    Keywords: Aerobic Interval Training, Appetite, Acylated Ghrelin, Glucagon-Like Peptide-1
  • L. Bolboli*, D. Khodadadi, F. Azimi Pages 123-136

    The purpose of this study was to investigation of hemostasis system responses to entertainment open-sea air dive in depths of 9 and 18 meters. Twenty men diver with a mean age of 24.5 ± 3.2 years voluntarily participated in this study. In each diving session, 10 participants dive in depth of 9 meters and 10 others dive in depth of 18 meters, that their selection was randomly and they were changes together in the next session. Diving lasted for 30 minutes. Blood samples were taken immediately before and after the diving. To data analysis, t test was used. The results indicated that mean platelet count, PT and aPTT were reduced followed by diving in both depths of 9 and 18 meters (P ≥ 0.05). However, fibrinogen levels were increased after diving at both 9 m and 18 m depth and tissue plasminogen activator (tPA) activity only at 18 m depth compared to the baseline (P > 0.01). Also, after diving at the depth of 18 m, platelet count and PT were lower (P ≤ 0.05), and fibrinogen and tPA activity were higher than diving at 9 m depth (P < 0.01). It seems that open-sea air diving can disrupt hemostasis system, especially blood clotting system. In addition, diving depth and height of the decompression effect hemostatic responses.

    Keywords: Diving, Platelet Count, Blood Coagulation, Fibrinolysis
  • M. Aveseh, M. Koushki Jahromi*, J. Nemati, S. Esmaeili Mahani Pages 137-152

    The study aimed to investigate the acute and chronic effects of endurance training on calcitonin gene-related peptide (CGRP) in the brain, cerebrospinal fluid (CSF), and serum in male Wistar rats. Frothy animals were equally divided into four groups including control, acute, trained chronic, and trained acute. The acute group performed only one endurance exercise session, trained acute performed a single exercise session following a twelve-week endurance training, and trained chronic performed twelve-week of endurance training. CSF was collected from the cisterna magena and various parts of the brain were extracted. CSF and serum concentration of CGRP and its gene expression were measured by ELISA and Real Time-PCR technique, respectively. Statistical test of One-way ANOVA was used for data analysis. Compared with control group, CGRP concentration in CSF (acute: P=0.006; trained acute: P=0.008) and serum (acute: P=0.009; trained acute: P=0.007) increased significantly. CGRP gene expression increased only in the cortex of the acute (P = 0.007) and trained acute (P = 0.006) in comparison to control group; Compared with the acute group, CGRP gene expression increased in the cortex of the trained acute group (P = 0.018). The chronic effect of exercise did not appear in any of research variables in trained chronic group. In conclusion, CGRP increment in CSF and serum during endurance exercise is likely due to its enhanced expression in the cortex. In addition, resting values of CSF and serum CGRP are not affected by long-term endurance exercise; however, they are subjected to exercise response to adaptation.

    Keywords: Calcitonin Gene-Related Peptide, Exercise Adaptation, Brain, Cerebrospinal Fluid
  • S. A.R. Hosseini Kakhak*, M. Jalali, M.R. Hamedinia, J. Hoff, M. Jabbari Nooghabi Pages 153-168

    The lack of a futsal specific test to evaluate the performance (aerobic and anaerobic) of futsal players is quite evident. The purpose of this study was to design and measure the validity and reliability of a specific performance evaluation test for futsal players. 84 male students who members of the university futsal team volunteered to participate in this study (age: 22 ±2.04 years, BMI: 22.3±2.06 kg/m2</sup>). To design the test, the most important futsal techniques and drills were identified based on scientific literature, opinions of coaches, and conditioning and exercise physiology experts. In the end, dribbling, passing, shooting, ball control, jumping, speed running, backward and sideways running were selected, so that the movement pattern was similar to a real futsal game. Then, these selected skills and drills were designed in a tandem and along the route. To categorize the players and evaluate their performance, three coaches were asked to score the subjects from 0 to 100 in three different official games. In order to predict the performance by using each item of the test and total score of the test, multiple and simple regression equations were used, respectively. Validity and reliability of the test were calculated by the use of Spearman correlation coefficient and ICC, respectively. The results showed that there is a negative and significant correlation between coaches scores and the test record (r=0.91, P<0.05). Also, multiple linear regression equation showed that almost all tests drills are valid predictors of final record. Test-retest reliability showed high stability between result of the test. In conclusion, the new test has a high validity and reliability to evaluate the performance of futsal players and can be used by coaches and teachers.

    Keywords: Test, Validity, Reliability, Futsal
  • J. ToloueiAzar, A. Tofighi*, E. Arabzadeh Pages 169-186
    Background

    In pathological conditions, FSTL-1, NDNF and VEGF proteins have a key regulatory role in function of the cardiovascular system. Relative to the role of these factors with exercise, research is limited. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of 6 weeks of endurance training on FSTL-1, NDNF, VEGF and vascular changes ​​in heart muscle of male rats.

    Methods

    10 male Wistar rats were randomly divided into 2 groups (n = 5): healthy control and exercise training. Endurance training was performed for 6 weeks, 5 days a week, 30 minutes each session, and moderate intensity (65-55% VO2max). 48 hours after the last training session, the rats were anesthetized and their heart tissue removed. ELISA method was used to measure FSTL-1, NDNF and VEGF values and staining (H&E) was used to considering of vascular changes in heart tissue. Independent t-test and Pearson correlation test were used for data analysis (P <0.05).

    Results

    6-week endurance training significantly increased the FSTL-1 values ​​(P = 0.002) and NDNF ​​significantly decreased (P = 0.001). The diameter of the vessels in the exercise training group decreased significantly (P = 0.073).

    Conclusion

    6 weeks of endurance training increases the amount of FSTL-1 in the heart muscle, which it seems that very effective in preventing cardiovascular disease. Considering the results of VEGF and vascular histology, the physiological effects of NDNF on the induction of cardiac angiogenesis in healthy subjects with exercise training need further studies.

    Keywords: Endurance Training, FSTL-1, NDNF, VEGF, Male Rat