فهرست مطالب

پرستاری دیابت - سال هفتم شماره 2 (بهار 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فرهاد نادریان فر، فاطمه کدخدایی، علی منصوری، خدیجه رضایی کیخایی، ساناز نهبندانی* صفحات 740-751
    مقدمه و هدف
    دیابت قندی یک بیماری مزمن سیستمیک است که در آن متابولیسم کربوهیدرات ها، پروتئینها و چربی ها به علت کمبود کامل یا جزئی هورمون انسولین دچار اختلال می شود. یکی از عمده مشکلات بیماران دیابتی اختلال عملکرد جنسی می باشد که احتمالا از طریق آموزش بتوان گامی موثر در جهت رفع و سازگاری با آن برداشت. یکی از روش های آموزشی آموزش از راه دور می باشد که تاثیرات مثبت و درخور توجهی بر فراگیران دارد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش از راه دور بر عملکرد جنسی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه تجربی بود و جامعه مورد مطالعه آن را کلیه بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت شهرستان زابل تشکیل می دادند. در این مطالعه 60 بیمار دیابتی با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و به  صورت تصادفی به دو  گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. ابزار گرد آوری داده ها شامل دو قسمت بود: پرسشنامه ویژگی های فردی و پرسشنامه استاندارد عملکرد جنسی زنان روزن. ابتدا پژوهشگر با مراجعه به محیط پژوهش و توزیع پرسشنامه ها بین نمونه ها اقدام به جمع آوری اطلاعات نمود. سپس در گروه مداخله به هر یک از افراد یک بسته آموزشی داده شد. پس از آن ها 4 هفته فرصت داده شد تا آموزش های تدریس شده در بسته آموزشی را تمرین کنند. در گروه کنترل فقط مراقبت های روتین صورت پذیرفت. پس از گذشت یک ماه، مجددا پرسشنامه عملکرد جنسی توسط بیماران تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 انجام گرفت.
    یافته ها
    مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که در گروه مداخله، میانگین نمره کلی عملکرد جنسی از 19/36 (3/21) به 20/92 (2/88) افزایش یافت که این اختلاف میانگین به لحاظ آماری معنا دار بود (P=0/002). حال آنکه در گروه کنترل میانگین نمره کلی عملکرد جنسی قبل و بعد به ترتیب 18/11 (2/72) و 18/34 (2/55) بود که نشان دهنده عدم افزایش معنا دار عملکرد جنسی در این گروه می باشد (P=0/26).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای اختلالات عمکلرد جنسی و بر اساس یافته های مطالعه حاضر شاید بتوان از روش آموزش از راه دور به عنوان یک روش موثر در بهبود عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع دو استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آموزش از راه دور، عملکرد جنسی، دیابت
  • سیما بادپر، سعید بختیارپور*، فردین مرادی منش، علیرضا حیدری صفحات 752-763
    مقدمه و هدف
    با در نظر گرفتن اهمیت و شیوع بالای بیماری دیابت به منظور ارتقا سلامت جامعه، ضرورت دارد عوامل مرتبط با خود مراقبتی این بیماران بررسی شود. لذا این پژوهش با هدف آزمون مدل علی خود مراقبتی بر اساس حمایت اجتماعی و سواد سلامت از طریق خود کارآمدی در مدیریت دیابت در بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری کلیه بیماران دیابتی مراجعه کننده به متخصصین غدد شهر تهران در سال1397 بود. 195 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و به پرسشنامه های حمایت اجتماعی، سواد سلامت، خود کارآمدی در مدیریت دیابت و خودمراقبتی دیابت پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد سواد سلامت با خود مراقبتی (0/18=β و 0/01 ≤p)، حمایت اجتماعی با خود مراقبتی (0/15= β و0/05≤p)، خودکارآمدی در مدیریت دیابت با خود مراقبتی (0/39= β و01 /0 ≤p)، سواد سلامت و خودکارآمدی در مدیریت دیابت (0/25= β و01 /0 ≤p)، و نیز حمایت اجتماعی  با خودکارآمدی در مدیریت دیابت (0/25= β و01 /0 ≤p)، رابطه مستقیم مثبت و معنی دار داشت. همچنین سواد سلامت با خود مراقبتی 0/09= β و01 /0 ≤p)، و حمایت اجتماعی با خود مراقبتی (0/09= β و01 /0 ≤p)، از طریق خودکارآمدی در مدیریت دیابت رابطه غیر مستقیم معنی دار داشت.
    نتیجه گیری
    طبق یافته ها سواد سلامت و حمایت اجتماعی علاوه بر تاثیر مستقیم از طریق خود کارآمدی در مدیریت دیابت نیز بر رفتارهای خودمراقبتی اثر گذار بود.
    کلیدواژگان: خود مراقبتی، حمایت اجتماعی، سواد سلامت، خود کارآمدی در مدیریت دیابت
  • مهلا تجری، گلبهار آخوندزاده*، حمید حجتی صفحات 764-774
    مقدمه و هدف
    آموزش به بیمار، نقش مهمی در کنترل دیابت دارد. آموزش از طریق سیستم پیامک و تلگرام به علت از بین بردن محدودیت زمانی، مکانی و برقراری یک رابطه مراقبتی موثر با مددجو، موثر است.  این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش سیستم یادآور پیامکی و تلگرام بر تبعیت از رژیم غذایی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت تجربی  از نوع قبل و بعد، بر روی 68 نفر از نوجوانان 16-12 ساله مبتلا به دیابت نوع 1 شهر گرگان در سال 1397 انجام شد. نمونه گیری به صورت تصادفی ساده در سه گروه پیامکی (23 نفر)، تلگرامی (22 نفر) و گروه کنترل (23 نفر)  انجام شد. گروه پیامکی و تلگرامی برنامه آموزشی مبتنی بر تبعیت از رژیم غذایی را طی مدت 12 هفته (هر هفته 3 پیام) دریافت نمودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک و مقیاس رژیم غذایی مدیترانه ای جمع آوری و در نرم افزار SPSS V.21 وارد، سپس با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه تحلیل شد.
    یافته  ها: میانگین تبعیت از رژیم غذایی در گروه تلگرام (0/001=P) نسبت به گروه پیامکی (0/004=P) بعد مداخله نسبت به قبل مداخله افزایش بیشتری نشان داد و در گروه کنترل (0/08=P) بعد مداخله نسبت به قبل مداخله تقریبا در یک سطح بود.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها، سرویس پیامک و تلگرام می تواند به عنوان یک روش جدید و موثر در شکل دهی به رفتارهای تغذیه ای استفاده گردد. لذا از یافته های این پژوهش می توان جهت آموزش به بیماران دیابتی در کلینیک ها و مراکز درمانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آموزش، تبعیت دارویی، رژیم غذایی، دیابت نوع 1، نوجوانان، یادآور پیامک، یادآور تلگرام
  • محمد مهدی آزادی، غلام رضا منشئی*، محسن گل پرور صفحات 775-792
    زمینه و هدف
    مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی مداخلات  ذهن آگاهی مبتنی بر شبکه اجتماعی تلفن همراه  با  درمان  گروهی پذیرش و تعهد و مداخلات  گروهی ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب، استرس بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام گردید.
    .
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری 3 ماهه می باشد. از میان بیماران دیابتی نوع 2 که در کلینیک های  دیابت  اصفهان در بهار 97  پرونده داشتند ، 80 بیمار به طور هدفمند بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش  ویک گروه کنترل گمارده شدند.در این پژوهش جهت بررسی  افسردگی ، اضطراب و استرس  از ابزار  پرسشنامه DASS-21  استفاده شد. برای مداخلات گروهی ذهن آگاهی و درمان گروهی  پذیرش و تعهد از طریق حضور در جلسات آموزشی در 8 جلسه 120 دقیقه ای و مداخلات ذهن آگاهی مبتنی بر شبکه اجتماعی تلفن همراه  هر شب بجز ایام تعطیل در جلسه  45 دقیقه انجام شد .از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با آزمون تعقیبی بونفرونی ، جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش استفاده شد. این تحلیل ها با کمک نرم افزارspss  ورژن 23 انجام گرفته است.
    یافته ها
    علاوه بر تاثیر معنی دار هر سه نوع درمان بر بهبود علایم روانی بیماران دیابتی، نتایج حاکی ازآن است که تفاوت معنی داری بین  مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر شبکه های اجتماعی و درمان گروهی پذیرش و تعهد و مداخله گروهی ذهن آگاهی در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس (0/001=p) وجود دارد .
    نتیجه گیری
    بکارگیری مداخله ذهن آگاهی مبتنی بر شبکه های اجتاعی برای بیمارانی که نمی توانند بطور مداوم در جلسات گروهی درمانهای روانشناختی بطور حضوری شرکت کنند می تواند به عنوان درمانی موثر در درمان علایم روانشناختی،  افسردگی، اضطراب و استرس بیماران دیابتی بکار گرفته شود.
    کلیدواژگان: افسردگی، اضطراب، استرس، ذهن آگاهی، دیابت
  • مهسا عصارزادگان، زهره رئیسی* صفحات 793-808
    زمینه و هدف
    بیماری دیابت از شایع ترین بیماریهای مزمن است که روی خصوصیات روحی و روانی هم تاثیر منفی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر بهزیستی روانشناختی و ابعاد آن در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
    روش بررسی
    این مطالعه نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس از میان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مرکز سلامت حضرت علی(ع) شهر اصفهان در سال1396 انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. گروه آزمایش تحت آموزش روانشناسی مثبت نگر قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. هر دو گروه قبل و بعد از انجام مداخله و در مرحله پیگیری با استفاده از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف(1980)  بررسی مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند
    یافته ها
    نشان داد آموزش روانشناسی مثبت نگر بر بهزیستی روانشناختی و پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، داشتن هدف در زندگی، تسلط محیط در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تاثیر معنادار داشته است و بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد ولی برخود مختاری و رشد شخصی بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود ندارد (001/0>P).
    نتیجه گیری
    آموزش مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر به طور موثری باعث بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو می گردد. بنابراین توصیه می شود از این رویکرد درمانی برای کمک به ارتقاء بهزیستی روانشناختی این بیماران استفاده شود.
    کلیدواژگان: آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر، بهزیستی روانشناختی، دیابت نوع دو
  • سیما کریمی، علی دلاور*، فاطمه قائمی، فریبرز درتاج صفحات 809-819
    مقدمه و هدف
    امید نقش قابل توجهی در مقابله با بیماری های مزمن مانند دیابت دارد، به نظر می رسد ارتقای سرمایه روان شناختی بیماران مبتلابه دیابت، از استراتژی های ارتقای سلامت در آن ها باشد. مطالعات اندکی عوامل تاثیرگذار بر سرمایه روان شناختی بیماران مبتلابه دیابت را بررسی کرده اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی امیددرمانی بر سرمایه روان شناختی بیماران مبتلابه دیابت نوع دو انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش نیمه تجربی حاضر بر اساس طرح پیش آزمون-پس آزمون با40بیمار مبتلابه دیابت مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهر سیرجان در سال98-1397انجام شد. نمونه هایی که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. بیماران گروه مداخله در هشت جلسه یک ساعت و نیم که به صورت هفتگی برگزار می شد مداخله امیددرمانی بر اساس نظریه امید اشنایدر، هرث و راستون و مبتنی بر گزیده ای از اشعار مولانا با محوریت مباحث امید و مثبت نگری دریافت کردند. بر روی داده هایی که با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران، قبل، بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله جمع آوری شده بود در محیط نرم افزار22SPSS و در سطح معناداری05/0تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر انجام شد.
    یافته ها
    نتایج تفاوت معناداری در سرمایه روانشناختی و مولفه های آن بین دو گروه مطالعه نشان داد (P<0/05) ضمن آن که اثر مداخله در بیماران گروه مداخله پایدار بود و بین گروه ها اختلاف معناداری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که امیددرمانی موجب افزایش سرمایه روان شناختی و مولفه های آن (امید، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی) در بیماران گروه مداخله شد. لذا درنظر گرفتن مداخلات امیددرمانی در برنامه ریزی های بهبود سرمایه های روان شناختی بیماران مبتلابه دیابت ضروری است.
    کلیدواژگان: امیددرمانی، سرمایه روان شناختی، امید، تاب آوری، خوش بینی، خودکارآمدی، دیابت
|
  • Farhad Naderyanfar, Fatemeh Kadkhodaei, Ali Mansouri, Khadije Rezaei Keykhahi, Sanaz Nehbandani* Pages 740-751
    Introduction
    Diabetes mellitus is a chronic systemic disorder, in which the metabolisms of carbohydrates, proteins, and fats is impaired due to a complete or partial deficiency of insulin hormone. One of the main problems of diabetic patients is sexual dysfunction, which can be improved through effective training. One of the educational methods of distance learning is that it has a positive and significant impact on learners. Therefore, the present study aimed to investigate the effect of distance education on the sexual function of patients with type II diabetes.

    Materials and Methods
    The present experimental study was conducted on the population of all diabetic patients referred to a diabetes clinic in Zabol, Iran. In this study, 60 diabetic patients were selected using simple random sampling method and randomly divided into intervention and control groups. The data gathering tool consisted of two parts, namely personal characteristics questionnaire and standard sex function questionnaire of Rosen women. First, the researcher gathered information from the samples through referring to the research environment and distributing the questionnaires. In the next step, a training package was given to each individual in the intervention group. Afterwards, they were given 4 weeks to practice what they had learned in the training sessions. The participants in the control group only received routine care. After a month, the sexual function questionnaire was completed again by the patients. Data analysis was performed using SPSS software (version 22).

    Results
    The comparison of pre-test and post-test showed that in the intervention group, the mean of general sexual performance increased from 19.19 (21.3) to 92.20 (88.2), which was statistically significant (P=0.002). However, the means of overall sexual performance before and after the intervention were respectively 11.16 (72.2) and 34.18 (55.2) in the control group. Accordingly, there was no significant increase in the sexual functionality in the control group (P=0.26).

    Conclusion
    Regarding the high prevalence of sexual dysfunction, distance education can be used as an effective method for improving the sexual function of women with type II diabetes.
    Keywords: Distance education, Sexual function, Diabetes
  • Sima Badpar, Saeed Bakhtiarpour*, Alireza Heidari, Fardin Moradimanesh Pages 752-763
    Introduction
    Considering the importance and high prevalence of diabetes, it is necessary to consider the factors related to self-care in these patients in order to improve the health of the community. Regarding this, the present research was conducted to examine the causal model of self-care based on social support and health literacy through self-efficacy in the management of diabetes among diabetic patients.

    Materials and Methods
    This study was conducted on 190 patients with diabetes mellitus referring to the endocrinologists in Tehran, Iran, in 2018. The study population was selected through convenience sampling method. The data were collected using the Social Support, Health Literacy, Self-Efficacy in Diabetes Management, and Diabetes Self-care Questionnaires. The data were analyzed using the structural equation modeling method.

    Results
    The results showed significantly direct relationships between health literacy and self-care (β=0.18, P≤0.01), between social support and self-care (β=0.15, P≤0.05), between self-efficacy in the management of diabetes and self-care (β=0.39, P≤0.01) between health literacy and self-efficacy in managing diabetes (β=0.25, P≤0.01), and between social support and self-efficacy in diabetes management (β=0.25, P≤0.01). In addition, self-care showed indirect relationships with health literacy (0.09=β, P≤0.01) and social support (β=0.09, P≤0.01) through self-efficacy in the management of diabetes.

    Conclusion
    As the findings indicated, health literacy and social support were effective not only in the management of diabetes through self-efficacy but also in self-care behaviors in diabetic patients.
    Keywords: Self-care, Social support, Health literacy, Self-efficacy in the management of diabetes
  • Mahla Tajari, Gulbahar Akhoundzadeh*, Hamid Hojjati Pages 764-774
    Background
    Patient education plays an important role in controlling diabetes. Training through texting and telegram is effective due to the elimination of time and place constraints. Moreover, an influential care relationship is established with the client. Therefore, the aim of this study was to determine the effect of educating by short message service (SMS) and telegram reminders on adherence to the diet in teenagers with type I diabetes.


    Materials and Methods
    This interventional study was carried out on 68 children and teenagers aged 12-16 years with type 1 diabetes in Gorgan, Iran in 2018. Sampling was performed through simple random sampling followed by random assignment into three groups of SMS (23 people), telegram (22 people), and control (23 people). The SMS and telegram groups received a diet-based educational program for 12 weeks as three messages per week. Data collection was completed using a demographic questionnaire and a scale for the Mediterranean diet. All the data were analyzed by descriptive and inferential statistics using SPSS software version 21.


    Results
    The mean dietary adherence in the telegram group (P=0.001) demonstrated a higher elevation post-intervention, compared to the SMS group (P=0.004). In addition, in the control group, no significant alteration  (P=0.08) was observed post-intervention, in comparison with pre-intervention.


    Conclusion
    According to our findings, SMS and telegram services can be used as a new and effective method for the formation of nutritional behaviors. Therefore, the results of this study can be used to train diabetic patients in clinics and treatment centers.
    Keywords: Adolescent, Education, Medical adherence, Nutritional diet, SMS reminder, Telegram reminder, Type I diabetes
  • Mohammad Mahdi Azadi, Golamreza Manshaee*, Mohsen Golparvar Pages 775-792
    Background and Aim
    The present study aimed to compare mobile social network-based mindfulness training along with of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and mindfulness therapy on Depression, Anxiety,  Stress in patients with type 2 diabetes.
    Materials and Methods
    The research employed a pretest-posttest control group quasi-experimental design with 3-month follow-up. Among type 2 diabetic patients who referred to diabetes treatment centers in Isfahan in the spring of 2018, 80 patients were purposefully selected based on inclusion criteria and then randomly assigned into three groups of experimental and a control group To measure depression, anxiety and stress, the DASS-21 questionnaire was used. For The Mindfulness Group interventions and Acceptance And Commitment Group Therapy was conducted in 120 minutes sessions in 8 weeks , and for Mobile Social Network-Based Mindfulness Intervention, The 45-minute was performed every night except for holidays in 8 weeks. . The data were analyzed using repeated measures ANOVA with Bonferroni post hoc test using SPSS v.23 software.
    Results
    In addition to the significant effect of all three types of treatments on the improvement of psychological symptoms in diabetic patients, the results indicate that there is a significant difference in decrease depression, anxiety and stress between the social networking mindfulness interventions with Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Mindfulness Therapy on Depression, Anxiety, Stress among Patients with Type 2 Diabetes.
    Conclusion
    The use of Mobile Social Network-Based Mindfulness Intervention for patients who can not participate in psychological treatment group meetings continuously can be used as an effective intervention for the treatment of psychological symptoms, depression, anxiety and stress in diabetic patients.
    Keywords: Depression, Anxiety, Stress, diabetes, Mobile Social Network-Based Mindfulness Intervention, Acceptance, Commitment Therapy (ACT)
  • Mahsa Assarzadegan, Zohreh Raeisi* Pages 793-808
    Introduction
    Diabetes is one of the most common chronic diseases which also affects individuals' mental and psychological characteristics. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of positive-psychology training on psychological well-being and its dimensions on patients with type II diabetes.
    Materials and Methods
    This quasi-experimental study was conducted based on a pretest-posttest design with a control group and follow-ups. The participants were selected through convenient sampling from patients with type II diabetes who referred to Hazrat-e-Ali Health center in Isfahan during 2017. Subsequently, the participants were randomly divided into two groups of 15 people. The experimental group received positive psychology training, whereas the control group did not receive any treatment. Both groups were evaluated before and after the intervention and in the follow-up stage through Reef's Psychological Well-Being Questionnaire (1980). The data were analyzed using repeated measure ANOVA.
    Results
    The results showed that positive psychology training correlated significantly with psychological well-being, self-acceptance, positive relationships with others, having a purpose in life, and environmental domination in patients with type II diabetes. In addition, there was a significant difference between the experimental and control groups regarding the abovementioned variables. However, no significant difference was observed between the intervention and control groups regarding self-autonomy and personal growth (P<0.001).).
    Conclusion
    Positive psychology training effectively improves the psychological well-being of patients with type II diabetes. Therefore, it is recommended that this treatment approach be used to help improve the psychological well-being of these patients.
    Keywords: Positive psychology training, Psychological well-being, Type II diabetes
  • Sima Karimi, Ali Delavar*, Fatemeh Ghaemi, Fariborz Dortaj Pages 809-819
    Introduction
     Hope has a significant role in coping with chronic diseases, such as diabetes mellitus. It seems that the improvement of psychological capital in patients with diabetes is one of the strategies for health promotion in these patients.The aim of this study was to determine the effectiveness of hope-based therapy in psychological capital among patients with type II diabetes mellitus.
    Materials and Methods
     This semi-experimental research was carried out on 40 patients with diabetes referring to the healthcare centers affiliated to Sirjan University of Medical Sciences, Sirjan, Iran, and Health Services in 2018-2019, using a pretest-posttest design. The study population was selected through purposive sampling technique, and then randomly assigned to intervention and control groups. The intervention group received eight 90-minute sessions of hope therapy. The intervention was based on the theory of hope proposed by Senyder, Herth, and Ruston and a selection of Molana poems focusing on hope and positivism issues. The data were collected in three stages namely, before, immediately after, and 3 months after the intervention, using the psychological capital Questionnaire developed by Luthans et al. data analysis was performed in SPSS software (version 22) using repeated measures ANOVA at a significance level of 0.05.
    Result
     The results showed significant differences between the two groups in terms of the psychological capital and its components (P>0.05). In addition, the effect of intervention was stable in the intervention group.
    Conclusion
    Hope therapy led to the improvement of psychological capital and its components (i.e., hope, resilience, optimism, and self-efficacy). Therefore, it is essential to consider hope therapy interventions when planning for the improvement of psychological capital in patients with diabetes.