فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 75، تابستان 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 75، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/22
  • تعداد عناوین: 20
|
  • فنولوژی سه گونه مرتعی Aeluropus lagopoides، Desmostachya bipinnata و Halocnemum strobilaceum در منطقه زمین سنگ استان هرمزگان
    محمدامین سلطانی پور، سعیده ناطقی، علی احسانی صفحات 270-280

    به منظور آگاهی از مراحل فنولوژی و ارتفاع سه گونه مهم مرتعی Aeluropus lagopoides، Desmostachya bipinnata و Halocnemum strobilaceum، این بررسی از سال 1385 به مدت چهار سال در منطقه زمین سنگ استان هرمزگان انجام شد. روش بررسی بدین صورت بود که 10 پایه از هر یک از انتخاب و اطلاعات مربوط به مراحل فنولوژی و ارتفاع کل گیاه برای هر پایه در مقاطع زمانی 10 روزه اندازه گیری و یادداشت برداری شد. نتایج نشان داد که بین سه گونه مطالعه شده از نظر مراحل فنولوژی در سال های مورد بررسی تفاوت وجود دارد، به طوری که در سال مرطوب شروع رشد گیاهی دو تا سه هفته زودتر و در سال های خشک همین مدت دیرتر آغاز می شود، ضمن آن که از نظر طول مدت زمان فعالیت رویشی و زایشی گیاهان تفاوت وجود دارد. بررسی ها نشان داد که با خنک شدن هوا و آغاز بارندگی، رویش گونه ها در منطقه آغاز می شود. دوره رشد گونه Aeluropus lagopoides شش ماه، گونهDesmostachya bipinnata شش و نیم ماه و گونه Halocnemum strobilaceum ده ماه بود. گونه Aeluropus lagopoides رشد رویشی اش از اول دی ماه شروع شد، حال آن که شروع رشد رویشی گیاهان Desmostachya bipinnata و Halocnemum strobilaceum از اول اسفندماه بود. شروع گلدهی گونه ها به ترتیب دهه دوم فروردین، خرداد و شهریورماه و آغاز بذردهی نیز به ترتیب اوایل اردیبهشت، اوایل مردادماه و دهه سوم مهرماه بود. دوره خواب گیاهان نیز به ترتیب اوایل خردادماه، دهه دوم شهریورماه و اوایل دی ماه آغاز شد. با توجه به خوشخوراک تر بودن و غالبیت گونه Aeluropus lagopoides در منطقه زمین سنگ، زمان ورود و خروج دام با محوریت این گونه و همچنین با در نظر گرفتن فنولوژی دو گونه دیگر، اوایل آذر تا اواخر اردیبهشت ماه پیشنهاد می گردد.

  • تاثیر مراحل مختلف رشد بر ارزش غذایی گیاه مرتعی Stipa capensis در استان بوشهر
    امیرارسلان کمالی، محمود دشتی زاده، عبدالمهدی کبیری فرد صفحات 271-280

    این تحقیق، به منظور تعیین ارزش غذایی گیاه Stipa capensis (بهمن) در مراحل مختلف رشد در سه منطقه مرتعی استان بوشهر از آذر 1390 تا اردیبهشت 1391 انجام شد. نمونه برداری از گیاه، در مراحل رویشی، گلدهی و بذردهی، به طور تصادفی انجام شد که مساحت هر یک از مناطق حدود 50 هکتار می باشد. نمونه های هر مرحله در هر منطقه، از نظر میزان ماده خشک، پروتئین خام، خاکستر، چربی خام، انرژی خام، کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن، منگنز، روی و مس به روش استاندارد AOAC، میزان الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) و لیگنین با روش Van Soest و قابلیت هضم های ماده خشک، ماده آلی و ماده آلی در ماده خشک، با روشTilley  و Terry آزمایش شدند. داده ها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تیمار (مراحل رشد) و سه تکرار یا بلوک (مناطق مرتعی) تجزیه آماری شدند. نتایج نشان داد که میانگین ماده خشک، پروتئین خام، خاکستر، چربی، NDF، ADF، لیگنین و قابلیت هضم های ماده خشک، ماده آلی و ماده آلی در ماده خشک گیاه در سه مرحله به ترتیب 69/95، 43/12، 72/12، 32/4، 53/60، 53/29، 48/4، 48/60، 25/60 و 55/54 درصد، انرژی خام 4203 کیلوکالری در کیلوگرم و میانگین کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن، منگنز، روی و مس به ترتیب 57/0، 13/0، 84/1، 21/0، 09/0 درصد و 246، 35، 4/23 و 3/6 میلی گرم در کیلوگرم بود. میزان پروتئین خام، خاکستر، NDF، ADF و لیگنین S. capensis در مراحل مختلف، با هم تفاوت معنی داری داشتند (05/0P

    کلیدواژگان: استان بوشهر، ترکیب شیمیایی، عناصر معدنی، قابلیت هضم، Stipa capensis
  • مقایسه کارایی روش های شبکه عصبی مصنوعی و برنامه ریزی بیان ژن برای پیش بینی سطح ایستابی در مناطق خشک و نیمه خشک (مطالعه موردی: دشت جیرفت)
    بهاره جبالبارزی، آرش ملکیان صفحات 281-290

    مدل سازی و پیش بینی سطح ایستابی چاه ها یکی از کار های اساسی برایرسیدن به مدیریت بهینه منابع آب می باشد. یکی از راه های پیش بینی سطح آب زیرزمینی استفاده از تکنیک های هوش مصنوعی نظیر شبکه عصبی مصنوعی و برنامه ریزی بیان ژن می باشد. هدف از این پژوهش بررسی کارایی روش شبکه عصبی مصنوعی و برنامه ریزی بیان ژن در پیش بینی سطح ایستابی آب زیرزمینی آبخوان دشت جیرفت می باشد. به این منظور از داده های سطح ایستابی 65 چاه موجود در آبخوان دشت جیرفت برای یک دوره یازده ساله استفاده شد. سطح ایستابی چاه ها توسط هر یک از تکنیک های شبکه عصبی و برنامه ریزی بیان ژن به طور جداگانه شبیه سازی شد و در انتها از آماره های ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین مطلق خطا، شاخص تطابق و R2 برای تعیین دقت پیش بینی هر کدام از روش ها استفاده شد. نتایج این پژوهش کارایی و دقت بالای هر دو تکنیک شبکه عصبی و برنامه ریزی بیان ژن را در پیش بینی سطح ایستابی چاه های منطقه نشان داد. ضریب همبستگی در روش شبکه عصبی مصنوعی برابر با 96/0 و در روش برنامه ریزی بیان ژن برابر با 72/0 شد که نشان دهنده این است روش شبکه عصبی مصنوعی در این تحقیق دقت بالاتری را در پراکنش داده های دشت جیرفت طی سال های 1381-1391 دارا می باشد.

    کلیدواژگان: سطح ایستابی، شبکه عصبی مصنوعی، برنامه ریزی بیان ژن، آبخوان دشت جیرفت
  • تاثیر احیاء ورک زارها با یونجه کاری دیم بر ترسیب کربن (مطالعه موردی: استان همدان)
    بختیار فتاحی، سهیلا آقا بیگی امین، علیرضا ایلدرمی، مائده قربان پور دلیوند صفحات 291-300

    تغییر کاربری و رها شدن اراضی، چرای مفرط و ازدیاد و گسترش گونه های ناخواسته از مهمترین چالش های  مراتع کشور هستند. به همین منظور در این تحقیق تلاش شده است که با ارائه یک راهکار اصلاحی واحد با چالش های مذکور مبارزه شود؛ بنابراین از گونه یونجه دیم چند ساله برای کشت در مراتع تخریب شده پوشیده از ورک یا اراضی رهاشده استفاده شد تا ضمن احیا مراتع، موجبات ترسیب کربن هوا به مقدار چشمگیر در اکوسیستم احیاشده با این گونه را نیز فراهم کند؛ بنابراین سه مرتع: احیاشده با یونجه، چرای متوسط و تخریب شده در منطقه حفاظت شده لشگردر ملایر در نظر گرفته شد. در هر یک از این مراتع سایت هایی برای نمونه برداری انتخاب شد. اندازه و تعداد پلاتها به ترتیب به روش سطح حداقل و روش آماری تعیین شدند. زیتوده هوایی، زیرزمینی و لاشبرگ هر پلات جمع آوری گردید. نمونه برداری از خاک در پلاتها نیز به صورت ترکیبی انجام شد و اندازه گیری کربن ترسیب شده نمونه ها در آزمایشگاه انجام شد. همچنین نمونه برداری خاک از دو لایه 30-15 و 15-0 سانتیمتر نیز تهیه شد و کربن آنها اندازه گیری شد. سه مرتع مورد نظر به روش آنالیز واریانس یکطرفه مقایسه شدند و نتایج نشان داد که میزان ترسیب کربن در اکوسیستم مرتع احیاشده با یونجه دیم چندساله (ton/ha 8/36) بعد از گذشت 4 سال حدود 25/1 برابر مرتع چرای متوسط (ton/ha 27/29) و 71/1 برابر مرتع تخریب شده (ton/ha 54/21) می باشد و این نتایج نشان می دهد که با احیا مراتع تخریب شده، هم اهداف حفاظت اراضی محقق می شود و هم توانایی اکوسیستم در ترسیب کربن افزایش خواهد یافت.

    کلیدواژگان: ورک، اصلاح مراتع، تغییرکاربری، چرا
  • بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی گردوغبار معدنی در حومه شهر اصفهان
    ربانه روغنی، سادات فیض نیا، سعید سلطانی، رضا شهبازی صفحات 301-310

    در سال های اخیر خشکسالی، فعالیت های صنعتی و معدنی سبب افزایش رسوبات گردوغبار در حومه شهر اصفهان شده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی خصوصیات شیمیایی و فیزیکی ذرات گردوغبار معدنی در حومه شهر اصفهان و مقایسه آن با سال های گذشته است. برای این منظور تعداد 80 نمونه رسوبات گردوغبار به کمک ظروف تیله ای در 20 ایستگاه طی مدت یکسال (تیر 1394- تیر 1395) در منطقه مورد مطالعه برداشت شد. سپس ترکیبات شیمیایی و مرفولوژی رسوبات گردوغبار با استفاده از روش های پیشرفته آزمایشگاهی پلاسمای جفت شده القایی_طیف سنج جرمی، پلاسمای جفت شده القایی_طیف سنج نشری، پراش پرتو ایکس و میکروسکوپ الکترونی روبشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد به طور کلی بخش عمده ترکیبات ذرات گردوغبار معدنی در منطقه مورد مطالعه از عناصر کلسیم، آلومینیم، آهن، منیزیم، سدیم، پتاسیم، تیتانیم، استرانسیم، روی، فسفر، منگنز و باریم تشکیل شده است. همچنین این تحقیق نشان داد در منطقه مورد مطالعه غلظت اغلب عناصر فلزات سنگین حتی تا حدود 5 برابر بالاتر از میزان آن در مطالعات قبلی طی سال های گذشته شده است. بخش شمال شرقی منطقه مورد مطالعه بالاترین میزان رسوبات گردوغبار را دارا بود؛ با این حال بیشترین غلظت عناصر شیمیایی بویژه فلزات سنگین در ناحیه جنوب غربی مشاهده شد. منیزیم، سدیم، استرانسیم، مولیبدن، سزیم و اورانیم در شمال شرق؛ آهن، روی، منگنز، کروم، زیرکونیم، سرب، وانادیوم، آنتیموان و کادمیوم در جنوب غرب؛ جیوه در شمال غرب و کلسیم در جنوب شرق بالاترین غلظت را داشتند و می توان این عناصر را به عنوان شاخص های آلایندگی گردوغبار منطقه ای در نظر گرفت. گردوغبار در ناحیه شمال شرق حاوی کانی های کوارتز، کلسیت و ژیپس با پوششی از جنس کانی های دولومیت، مسکوییت بودند. مرفولوژی زاویه دار و نیمه مدور ذرات می تواند شاهدی بر وجود منبع محلی باشد.

    کلیدواژگان: گردوغبار رسوبی، تله رسوب گیر تیله ای، خصوصیات شیمیایی و فیزیکی، کانی شناسی گردوغبار
  • پایش روند تغییرات کاربری اراضی و نقش آن بر سنجه های سیمای سرزمین (بررسی موردی: شمال شرق اهواز)
    مهسا عبدالشاه نژاد، علی اکبر نظری سامانی، مهدی قربانی، عزیز ارشم، فریدون طاهری صفحات 311-320

    اثر فعالیت‏های انسان بر کاربری اراضی و سیمای سرزمین و اثرات متعاقب آن بر محیط طبیعی‎ همواره مورد توجه بوده است. بنابراین آگاهی از این تغییرات به منظور برنامه‏ریزی پایدار سرزمین مهم است. در این پژوهش به منظور بررسی روند تغییرات و تهیه نقشه‏های پوشش، از تصاویر ماهواره‏ای سنجنده TM در سال 1990، سنجنده +ETM در سال 2002، سنجنده OLI لندست 8 در سال 2013 استفاده شد. مراحل اجرایی شامل تجزیه وتحلیل گرادیان ساختار کاربری اراضی در طول هشت جهت جغرافیایی، برای سنجه‏های مساحت کلاس (CA)، تعداد لکه (NP)، متوسط اندازه لکه (MPS) در هفت طبقه کاربری بیشه‏زار (جنگل کم تراکم و باغ)، پهنه آبی، کشاورزی، رهاشده، مرتع، شهری و تپه ماسه‏ای است. نتایج نشان داد که کاربری اراضی بیشه زار، شهری و تپه های ماسه ای دارای روند افزایشی درحالی که کاربری اراضی بایر (رهاشده) دارای روند کاهشی بوده است. نتایج حاصل از تحلیل تغییر گرادیان در هشت جهت جغرافیایی در منطقه نشان داد که بیش ترین تغییرات در غرب و مرکز منطقه بوده است. هم چنین تحلیل بررسی نرخ تغییرات سنجه‏ها نشان داد که در دوره زمانی (2002-1990) کاربری مرتع، بایر (رهاشده) و شهری، در دوره زمانی(2013-2002) کاربری بیشه‏زار، کشاورزی و شهری و در دوره زمانی(2013-1990) کاربری مرتع، بیشه زار و شهری بیش ترین تغییرات را داشته‏اند. بنابراین با توجه به این که بخشی از جنبه های تغییر کاربری اراضی به جنبه های انسانی بستگی دارد، می توان از ارتباط بین این شاخص های کمی برای تعیین سطح پایداری و هم چنین روند آتی تغییر کاربری برای مشخص کردن مناطق بحرانی تحت تاثیر استفاده کرد. در این رابطه سنجه های مساحت لکه، تعداد لکه و متوسط اندازه لکه نیز به عنوان شاخص های کلیدی در بحث پایش تغییرات کاربری اراضی و تغییر چیدمان سیمای سرزمین می باشند.

    کلیدواژگان: کاربری اراضی، سنجه سیمای سرزمین، مرتع، تپه ماسه ای، اراضی رها شده
  • بررسی و مقایسه توان تولید بیواتانول از بیوماس و ذخایر کربوهیدرات های ساختاری و غیرساختاری گونه های Suaeda vermiculata، Halocnemum strobilaceum و Seidlitzia rosmarinus
    داریوش قربانیان، احسان زندی اصفهان، فرزانه بهادری صفحات 321-330

    جهت مقایسه بیوماس و تعیین قابلیت تولید بیواتانول گونه های Suaeda vermiculata ، Halocnemum strobilaceum  و  Seidlitzia rosmarinus نمونه برداری از مواد گیاهی(ساقه ها و برگ ها) طی سه مرحله رشد گیاه شامل رشد رویشی، گلدهی و بذردهی انجام و پس از آماده سازی، مورد تجزیه لیگنوسلولزی جهت تعیین مقدار سلولز، همی سلولز و لیگنین قرار گرفت. میزان تولید بیوماس آنها نیز در پایان رشد سالانه محاسبه شد. نتایج بدست آمده در قالب مدل بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار آنالیز شد. نتایج نشان داد که میزان لیگنین در گونه Ha.strobilaceum در مرحله بذردهی بیشتر از میزان سلولز و همی سلولز بوده لذا قابلیت تولید اتانول ندارد. اما در مراحل رشد رویشی و گلدهی میزان همی سلولز افزایش یافت، لذا می توان اتانول کمی را استحصال نمود. در گونهSe.rosmarinus به علت افزایش درصد سلولز و همی سلولز نسبت به لیگنین، توان بالایی برای تولید بیواتانول دارد که این پتانسیل در مرحله پایانی رشد گیاه به حداکثر می رسد. اما میزان تولید بیوماس آن کمتر از دو گونه دیگر است. در گونه Su.vermiculataنیز درصد سلولز و همی سلولز نسبت به درصد لیگنین بیشتر است، لذا بیشترین قابلیت را برای تولید بیواتانول دارد. مناسب ترین زمان برداشت برای استحصال بیواتانول نیز قبل از مرحله گلدهی است. تولید زیتوده آن بیشتر از دو گونه قبلی (1174 kg/h) و با رعایت برخی اصول اولیه زراعت، قابل استقرار در سطح وسیع و تولید انبوه است. بنابراین Su.vermiculata گونه مناسب برای استحصال بیواتانول در اراضی شور و کم بازده و اقالیم خشک و بیابانی بوده و با توجه به حضور آن در حاشیه مزارع و مراتع مناطق خشک و شور مانند جنوب گرمسار و جنوب ورامین، معرفی آن به بهره برداران و کارشناسان حوزه کشاورزی و منابع طبیعی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: بیواتانول، گیاهان هالوفیت، مناطق خشک و نیمه خشک، استان سمنان
  • تغییرات پوشش گیاهی مراتع کوهستانی سیراچال در اثر آتش سوزی
    علیرضا افتخاری، محمود گودرزی، پروانه عشوری، رستم خلیفه زاده صفحات 331-340

    آتش سوزی در مراتع تاثیرات قابل توجهی بر فاکتورهای گیاهی و خاک دارد. در این تحقیق اثرات آتش سوزی بر فاکتورهای گیاهی مراتع نیمه استپی سیراچال به مدت سه سال (94-1396) مورد بررسی قرار گرفت. دو مرتع انتخابی از لحاظ تیپ گیاهی مشابه بوده (قبل از آتش سوزی) و در کنار یکدیگر قرار دارند. دو تیمار مراتع شاهد و مراتع آتش گرفته با استفاده از ترانسکت و کوادرات(30 پلات) به مدت سه سال متوالی آماربرداری شدند. فاکتورهای گیاهی شامل درصد تاج پوشش، تولید، تراکم، غنای گونه ای و فرم رویشی بود. تجزیه و تحلیل آماری تیمارها با آزمون t مستقل و مقایسه سال های مختلف در هر یک از مراتع آتش سوزی شده یا شاهد با استفاده از آزمون تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها با آزمون دانکن بین تکرارها انجام شد. نتایج نشان داد آتش سوزی در طی سال های اجرای طرح اثر معنی داری بر روی درصد تاج پوشش و تولید کل گونه های مرتعی نداشته است، ولی بر روی تراکم کل گونه های مرتعی اثر مثبت و معنی دار داشته است. اختلاف بالای تراکم در مقایسه با پوشش و تولید، به دلیل کم بودن پوشش و تولید نهال های تازه روئیده است. به عبارت دیگر نهال های تازه روئیده گیاهان دارای سطح تاج پوشش اندک و تولید کم، اما دارای تراکم بالایی هستند. از لحاظ غنای گونه ای بیشترین اختلاف مربوط به عدم حضور گونه های بوته ای در مرتع آتش گرفته می باشد اما با اینحال بر اساس شاخص سورنسون دو تیمار از لحاظ گونه های گیاهی مشابه می باشند. همچنین از لحاظ فرم رویشی، آتش سوزی بر روی درصد تاج پوشش، تراکم و تولید فرم رویشی علفی اثر مثبت و معنی دار، بر روی درصد تاج پوشش و تراکم فرم رویشی گندمی نیز اثر مثبت و معنی دار داشته است  اما اثر قابل ملاحظه منفی و معنی داری بر روی فرم رویشی بوته ایی ها داشته است.

    کلیدواژگان: آتش سوزی، فرم رویشی، شاخص سورنسون، گونه های بوته ای، سیراچال
  • ارزیابی قابلیت طبیعت گردی مراتع با استفاده از مدل ارزیابی چند معیاره مبتنی بر منطق فازی (منطقه مورد مطالعه: مراتع منطقه حفاظت شده جهان نما)
    حمید سیروسی، غلامعلی حشمتی، عبدالرسول سلمان ماهینی صفحات 341-350

    مراتع به عنوان یکی از وسیع ترین بوم سازگان های خشکی در سطح دنیا منبع زندگی میلیون ها انسان هستند. این بوم سازگان ها در ایران در طی سالیان اخیر به دلایل مختلف دچار تخریب و کمبود بازدهی شده است و باید به دنبال معیشت جایگزین برای مردم بومی متکی به مرتع بود. طبیعت گردی با محوریت مردم بومی می تواند یک راه جایگزین باشد. پیاده کردن طبیعت گردی در مراتع باید با رعایت توانمندی عرصه صورت گیرد. در این مطالعه مجموعه ای از معیارها با در نظر گرفتن حفاظت سرزمین برای ارزیابی تناسب طبیعت گردی مد نظر قرار گرفته است. با استفاده از روش ارزیابی چندمعیاره مبتنی بر منطق فازی این معیارها استاندارد سازی، وزن دهی و ترکیب شدند. نتایج نشان داد معیارهای جذابیت و حفاظت با وزن 444/0 و 221/0 مهم ترین معیارهای تعیین تناسب طبیعت گردی هستند. نتایج ارزیابی تناسب طبیعت گردی در مراتع منطقه حفاظت شده جهان نما نشان داد بیش ترین سطح دارای تناسب خوب در تیپ گیاهی Festuca - Bromus  که در اطراف روستای جهان نما واقع شده است، قرار دارد. به طور کلی از 15361 هکتار مرتع موجود، 5/1516 هکتار تناسب خوبی برای مرتع دارد. دلیل این امر چشم اندازه های زیبا، تنوع توپوگرافیک، نزدیکی به روستای جهان نما به عنوان مرکز خدمات دهی، وجود راه دسترسی و اقلیم مطلوب است. روش مبتنی بر منطق فازی که در این مطالعه استفاده شد انعطاف بالایی در خصوص تغییر ترکیب و وزن معیارها دارد. معیارهای پیشنهاد شده در این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای ارزیابی تناسب در سایر مراتع ایران مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: مرتع، طبیعت گردی، ارزیابی تناسب، منطق فازی
  • بررسی عوامل موثر بر مشارکت بهره برداران در اجرای طرح های مرتعداری (مطالعه موردی: حوزه سوادکوه - مازندران)
    فاطمه عالیشاه ارات بنی، حسین ارزانی، سیداکبر جوادی، مهدی فرح پور صفحات 351-360

    با توجه به اهمیت مراتع در تعلیف دام و حفظ اکوسیستم طبیعی، بررسی عوامل موثر در حفظ و توسعه مراتع در راستای دستیابی به اهداف توسعه پایدار بسیار حائز اهمیت خواهد بود. از این رو مشارکت بهره برداران در طرح های اصلاحی و احیایی مراتع به عنوان رویکرد جدید در مدیریت منابع طبیعی امری ضروری است. بر این اساس هدف از مطالعه حاضر، بررسی عوامل موثر بر مشارکت بهره برداران در اجرای طرح های مرتعداری در مراتع حوزه آبخیز سوادکوه بود. با استفاده از رابطه کوکران و روش نمونه گیری تصادفی، 111 بهره بردار به عنوان نمونه انتخاب شدند و عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر مشارکت بهره برداران مانند سن، سطح تحصیلات، تعداد افراد شاغل به دامداری، میزان آگاهی از طرح های مرتعداری، تعداد دام و سطح درآمد بررسی شد. نتایج برآورد الگوی رگرسیونی لوجیت و آزمون همبستگی کای اسکوئر نشان داد که متغییر سن اثر منفی و معنی داری بر مشارکت در اجرای طرح های مرتعداری داشته است و همچنین بیشترین اثر نهایی نیز مربوط به متغییر سن بوده است که به نظر می رسد علیرغم سابقه و تجربه بالای آن ها، ضعف توانایی جسمی و همچنین نوع تفکرشان بر میزان مشارکت کمتر آن ها موثر بوده است. همچنین بیشترین کشش مربوط به متغییر سطح درآمد بوده است، به طوری که با افزایش یک درصدی در سطح درآمد بهره برداران، احتمال افزایش مشارکت در اجرای طرح های مرتعداری 612/5 درصد افزایش خواهد یافت و با افزایش درآمد، احتمال مشارکت بهره برداران 325/0 واحد افزایش خواهد داشت.

    کلیدواژگان: مشارکت، عوامل اقتصادی و اجتماعی، کشش، حوزه سوادکوه، الگوی رگرسیونی لوجیت
  • تاثیر سایه انداز چهار گیاه مرتعی بر برخی پارامترهای کیفیت خاک
    زینب کخا، ناصر برومند، جواد زمانی بابگهری صفحات 371-380

    پوشش گیاهی مهم ترین عامل تاثیرگذار بر پایداری و تعادل اکوسیستم ها می باشد؛ بنابراین شناخت عواملی که باعث استقرار و پراکنش جوامع گیاهی می شوند و نیز تاثیر جوامع گیاهی بر ویژگی های اکوسیستم دارای اهمیت بالایی می باشد. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر سایه انداز چهار گونه گیاه مرتعی کرقیچ (Hertia angustifolia (DC.) Kuntze)، مخلصه (Pyrethrum roseum)، گون سفید (Astragalus gossypinus Fischer.) و درمنه (Artemisia sieberi Besser) بر ویژگی های کیفی خاک بود. بدین منظور تحقیق حاضر در منطقه ساردوئیه شهرستان جیرفت انجام شد. نمونه برداری به صورت بلوک کاملا تصادفی در قالب آزمون فاکتوریل انجام شد. نمونه برداری در سه نقطه از یک مرتع، در دو بخش از گیاه یعنی پای بوته تا لبه تاج پوشش و خارج از تاج پوشش در سه تکرار و تا عمق 30 سانتی متری از سطح برداشت شد که در مجموعه 72 نمونه گرفته شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل آهک،  شوری (EC)، بافت خاک (شن، سیلت، رس)، تنفس میکروبی، pH، مقدار کربن آلی و آبگریزی خاک بودند. نتایج نشان داد کربن آلی، شوری و آبگریزی، در زیر سایه انداز به طور معنی داری بیشتر از خارج سایه انداز گیاهان مورد مطالعه بود (p

    کلیدواژگان: آسمانه گیاه، کیفیت خاک، ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک، پایداری اکوسیستم، آبگریزی
  • بررسی عوامل موثر بر رکود اقتصادی مرتعداران در مراتع بلبان آباد (شهرستان دهگلان، استان کردستان)
    فرزاد احمدی، قدرت اله حیدری، روناک احمدی صفحات 381-390

    کاهش عملکرد مراتع بر تعداد دام و فعالیت های اقتصادی دامداران تاثیر مستقیم دارد و ادامه این روند رکود اقتصادی را در بین بهره برداران مراتع شدت می بخشد. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل اثرگذار بر رکود اقتصادی مرتعداران مراتع بلبان آباد بود. جامعه آماری در این تحقیق، 400 نفر از بهره برداران مراتع بلبان آباد بودند. حجم نمونه این تحقیق با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 196 مرتعدار تعیین شد. به منظور انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این روش برای گردآوری داده ها و اطلاعات، پرسشنامه بود. روایی پرسشنامه را متخصصان مرتع و پایایی آن را ضریب آلفای کرونباخ تایید کرد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که عوامل اقتصادی بیشترین همبستگی را با رکود اقتصادی مرتعداران داشت. به علاوه نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد که در میان گویه های عوامل اقتصادی، فقدان تنوع شغلی با ضریب 912/0؛ در میان گویه های عوامل مدیریتی، محدودیت واگذاری اعتبارات به مرتعداران کم درآمد به منظور کاهش وابستگی درآمدی مرتعداران به مرتع با ضریب 885/0؛ در میان گویه های عوامل زیست محیطی، آسیب پذیری دامداری سنتی در اثر خشکسالی و کمبود علوفه با ضریب 893/0 و در میان گویه های عوامل اجتماعی، عدم اعتماد بین مرتعداران در فعالیت های مشارکتی با ضریب 910/0 بیشترین اثرگذاری را با رکود اقتصادی مرتعداران دارند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که بیشترین اثرگذاری مستقیم و اثر کل (مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم) مربوط به عوامل اقتصادی؛ و بیشترین اثرگذاری غیرمستقیم مربوط به عوامل مدیریتی بود.

    کلیدواژگان: رکود اقتصادی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل زیست محیطی، عوامل مدیریتی
  • اثرات ناشی از اصلاح و احیای مراتع بر ویژگی های پوشش گیاهی و خاک مراتع جنت آباد رشتخوار
    محسن شعبانی، مریم آذرخشی، جلیل فرزادمهر، مسعود بذرافشان صفحات 391-400

    کاشت گیاهان مقاوم نسبت به شرایط سخت محیطی یکی از راهکارهای موثر در احیای اراضی است، بنابراین شناخت آثار کشت گونه‏های مختلف روی وضعیت خاک و پوشش گیاهی منطقه می تواند راهنمای مناسبی برای کارشناسان جهت انتخاب گونه مناسب باشد. هدف این تحقیق بررسی میزان و نوع تاثیر عملیات اصلاح و احیای مراتع بر خصوصیات خاک و پوشش گیاهی مراتع جنت آباد است. به این منظور در هر یک از مناطق نهال کاری شده توسط Atriplex canescens  و Haloxylon aphyllum چهار ترانسکت و در منطقه دارای پوشش طبیعی دو ترانسکت 100 متری با فاصله 100 متر از یکدیگر در نظر گرفته شد. در طول هر ترانسکت 10 پلات 4 متر مربعی مشخص و نمونه‏برداری صورت گرفت. در هر پلات اطلاعات پوشش گیاهی شامل درصد تاج پوشش، لاشبرگ، سنگریزه، خاک لخت، گونه غالب و تراکم اندازه گیری شد. در ابتدا و انتهای هر ترانسکت پروفیل خاک حفر گردید. نمونه برداری از خاک در سه عمق30-0، 60-30 و90-60 سانتی‏متر صورت گرفت. سپس  خصوصیات شیمیایی  و فیزیکی نمونه های خاک شامل هدایت الکتریکی، اسیدیته، ماده آلی، فسفر، پتاسیم، ازت، وزن مخصوص ظاهری، درصد رس، سیلت و ماسه نمونه‏های خاک اندازه گیری شد. داده های جمع آوری با استفاده از آزمون T مستقل توسط نرم افزارSPSS، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد کشت آتریپلکس کانسنس موجب افزایش درصد پوشش گیاهی، تراکم، پتاسیم عمق اول و سوم در سطح اعتماد 99% و افزایش نیتروژن عمق اول، ماده آلی عمق دوم، هدایت الکتریکی عمق اول و دوم، درصد سیلت عمق اول و سوم در سطح 95% گردیده است. همچنین موجب کاهش اسیدیته خاک و درصد ماسه عمق دوم و سوم در سطح 95% شده است. کشت سیاه تاغ موجب افزایش تراکم پوشش گیاهی، هدایت الکتریکی عمق اول و کاهش درصد رس عمق سوم در سطح 95% نسبت به منطقه شاهد شده است.

    کلیدواژگان: Atriplex canescens، Haloxylon aphyllum، پوشش ‏زیراشکوب، تراکم، هدایت الکتریکی
  • بررسی خصوصیات اکولوژیکی و کیفیت علوفه گیاه Clematis ispahanica در استان های فارس و یزد
    محرم اشرف زاده، حمید نیک نهاد قره ماخر، غلامعلی حشمتی، محمدجمال سحرخیز، مجید قربانی نهوجی صفحات 401-410

    کلماتیس اصفهانی (Clematis ispahanica) از گونه های خوشخوراک کمیاب و در حال انقراض کشور ایران می باشد. در این تحقیق پراکنش این گونه در مراتع شهرستان های بوانات و مهریز واقع در استان های فارس و یزد مورد بررسی قرار گرفت. به منظور نمونه برداری از پوشش گیاهی، مناطق مورد مطالعه طبقه بندی شد و سپس با استفاده از روش تصادفی-سیستماتیک 30 پلات 2×3 متر مربعی در مناطق کلید مستقرگردید. نمونه برداری به دلیل خشبی بودن سایر اندام های گیاه، فقط از برگ های آن با 5 تکرار و ثبت گونه های همراه انجام شد. نمونه های خاک از عمق 30-0 سانتی متری پلات ها (بر اساس عمق ریشه داونی) برداشت گردید. از آزمون t مستقل جهت مقایسه خصوصیات شیمیایی خاک دو منطقه استفاده شد. به منظور تعیین موثرترین مولفه های تاثیرگذار بر خصوصیات خاک دو منطقه از روش تجزیه مولفه های اصلی (PCA) استفاده شد. از طرح فاکتوریل جهت بررسی اثر مرحله فنولوژیکی، منطقه و اثر متقابل منطقه×مرحله فنولوژیکی بر روی شاخص های کیفیت علوفه (CP، DMD، ME و ADF) استفاده شد. سپس با استفاده از طرح کاملا تصادفی چگونگی اثر متقابل منطقه × مرحله فنولوژیکی بر روی کیفیت علوفه بررسی شد. نتایج نشان داد که واقعیت انتشار و بهترین الگوی پراکنش این گونه گیاهی، دامنه های شمالی و توپوگرافی نسبتا مسطح می باشد. این گونه گیاهی در خاک های غیرشور (2Ec

    کلیدواژگان: بوانات، خصوصیات اکولوژیکی، کیفیت علوفه، فاکتورهای شیمیایی خاک، مهریز، Clematis ispahanica
  • اثر طبقه ارتفاعی و عوامل فیزیکی و شیمیایی خاک برخصوصیات عملکردی و پراکنش گونه کمای ییلاقی (Ferula haussknechtii H Wolhff ex Rech) (مطالعه موردی: مراتع باینچوب سارال، کردستان)
    سیده حبیبه حسینی، غلامعلی حشمتی، مهدی میرزا، پرویز کرمی صفحات 411-420

    شناخت عوامل محیطی (ارتفاع و پارامترهای خاکی) موثر بر پوشش گیاهی یکی از موارد مهم در مدیریت مراتع و بهره برداری پایدار گیاهان دارویی می باشد. این تحقیق به منظور ارزیابی عوامل محیطی موثر بر خصوصیات عملکردی (بیوماس، تراکم، زادآوری، درصد پوشش، قطر و غنای گونه ای) گونه Ferula haussknechtii H. Wolhff ex Rehc. f. در مراتع سارال کردستان انجام شد. پس از تعیین سه منطقه ارتفاعی (1850، 2250 و 2650 متر) نمونه برداری به روش تصادفی-سیستماتیک در امتداد ترانسکت و داخل پلات های یک و نیم مترمربعی با برداشت بیوماس، درصد پوشش، ارتفاع، قطر، تراکم انجام شد. در داخل هر پلات نمونه خاک از عمق (0-30 سانتی متری) برداشت شد. ویژگی های بافت خاک، آهک، اسیدیته، هدایت الکتریکی، نیتروژن، پتاسیم، فسفر و سدیم در آزمایشگاه اندازه گیری شد. به منظور تعیین عوامل تاثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی، از روش تجزیه مولفه های اصلی (PCA) با استفاده از نرم افزار PC-ORD استفاده شد و تجزیه واریانس داده ها با استفاده از طرح کاملا تصادفی در نرم افزار R صورت گرفت، همچنین برای بررسی رابطه بین گونه و عوامل محیطی از روش آنالیز تطبیقی متعارفی (CCA) استفاده شد. نتایج نشان داد که بیوماس هوایی، درصد پوشش گیاهی، ارتفاع و تراکم این گونه با افزایش ارتفاع افزایش و قطر یقه این گونه کاهش می یابد. بیوماس هوایی، درصد پوشش، قطر و ارتفاع این گونه با نیتروژن، کربن، پتاسیم، سیلت و رس همبستگی مثبت و با اسیدیته، فسفر و شن همبستگی منفی دارد. همچنین نتایج نشان داد که با توجه به تاثیر این گونه ارزشمند مناطق ییلاقی در تثبیت خاک، تامین علوفه و تولید مواد موثره دارویی، موثرترین عوامل در استقرار این گونه ارتفاع از سطح دریا، نیتروژن، کربن، رس و سیلت می باشند. از آنجایی که هر گونه گیاهی نیازهای اکولوژیکی مشخصی نسبت به خصوصیات خاک و عوامل فیزیوگرافی دارد، مطالعه و شناخت  نیازهای اکولوژیکی این گونه می تواند به معرفی بهتر این گونه در مناطق مستعد و همچنین استقرار بهتر آن جهت اصلاح و احیا پوشش گیاهی کمک کند.

    کلیدواژگان: مراتع کوهستانی، رسته بندی، طبقه بندی، Ferula haussknechtii، مراتع سارال
  • بررسی نقش تنوع معیشتی در تاب آوری خانوارهای روستایی حوزه آبخیزحبله رود در مواجهه با خشکسالی
    مصطفی طالشی، سیدجعفر سیداخلاقی صفحات 441-450

    تاب آوری یکی از راهبردهای کاهش آسیب پذیری جوامع در مواجهه با مخاطرات طبیعی است، با توجه به تک ساختی بودن اقتصاد در جوامع روستایی ، می توان با تنوع بخشی فعالیت ها و منابع معیشتی ،میزان تاب آوری جوامع روستایی را در برابر تغییرات و مخاطرات طبیعی افزایش داد. پژوهش حاضر به بررسی نقش تنوع معیشتی به عنوان یک رویکرد راهبردی برای سازگاری و کنار آمدن با  مخاطره خشکسالی درحوزه آبخیز حبله رود می پردازد. در این پژوهش، روش تحقیق از نوع کمی و پیمایشی بوده و از روش های توصیفی، تحلیلی و روابط همبستگی استفاده شده است. بدین منظور9 روستا از مناطق مختلف حوزه با درجات مختلفی از خشکسالی و توسعه یافتگی، به روش تصادفی ساده انتخاب گردید و سپس بر اساس فرمول کوکران،271 نفر از سرپرستان خانوارها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روایی پرسشنامه از طریق پانل خبرگان و صاحب نظران تایید و پایایی کلی ابزار تحقیق با محاسبه آلفای کرونباخ برابر0.842 در سطح خیلی خوب تایید گردید. نتایج نشان داد میزان تاب آوری حوزه در سطح نامطلوب و پایین تر از سطح متوسط بوده و میانگین شاخص سرمایه انسانی، اجتماعی و فیزیکی حوزه از متوسط مقدارشاخص سرمایه مالی (اقتصادی) وطبیعی بیشتر بوده است. براساس یافته ها، اتخاذ راهبرد تنوع معیشتی در ارتقاء تاب آوری خانوارهای روستایی حوزه حبله رود در مواجهه با ریسک خشکسالی، تاثیر معناداری داشته است. از اینرو تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی و منابع معیشتی اجتماعات روستایی در معرض خشکسالی با استفاده از تدوین و اجرای راهکارهای مناسب مالی ،آموزشی و ترویجی و نیز ،بهره گیری از فن آوری های جدید،می تواند در بهبود تاب آوری و تقلیل استرس و نگرانی های روستاییان حوزه اثرگذار باشد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، تنوع معیشتی، خشکسالی، جوامع روستایی، حبله رود
  • مقایسه نقش خزه، سیانوباکتری و بوته درمنه در حفظ رطوبت و تعدیل درجه حرارت خاک
    نگار احمدیان، مهدی عابدی، محمد سهرابی صفحات 451-460

    در مراتع استپی پارک ملی گلستان، انواعی از گیاهان بوته ای مانند درمنه به صورت پراکنده حضور دارند و سطوح خاکی بین این گیاهان توسط پوسته های زیستی (شامل: خزه و سیانوباکتری) پوشیده شده است. این پوسته ها به عنوان یک عامل حیاتی در مناطق خشک و نیمه خشک شناخته می شوند. اثرات آن ها بر رطوبت و درجه حرارت خاک که نقش بسیار مهمی را در فرآیندهای اکولوژیک و هیدرولوژیک ایفا می کند هنوز به خوبی شناخته نشده است. به منظور آگاهی بیشتر از این موضوع، تاثیر خزه و سیانوباکتری بر رطوبت و درجه حرارت خاک و تاثیر بوته درمنه بر رطوبت خاک مورد بررسی قرار گرفت. رطوبت خاک در چهار بازه ی زمانی اول زمستان، آخر زمستان، بهار و تابستان با استفاده از دستگاه رطوبت سنج اندازه گیری و درجه حرارت خاک در سه فصل مختلف آخر زمستان، بهار و تابستان با استفاده از دماسنج تکمه ای به مدت 117 روز با فواصل زمانی دو ساعته ثبت شد. مهم ترین عامل تاثیرگذار بر رطوبت و هم چنین درجه حرارت خاک، فصل بود که با استفاده از مدل خطی ترکیبی عمومی مشخص گردید. براساس نتایج بدست آمده، توانایی حفظ رطوبت سیانوباکتری بیشتر از دو تیمار خزه و بوته درمنه و هم چنین نوسان دمای روزانه خاک زیر سیانوباکتری (3/4 - 35 درجه سانتی گراد) بیشتر از خزه (25/4 - 26 درجه سانتی گراد) می باشد.

    کلیدواژگان: خزه، سیانوباکتری، رطوبت، درجه حرارت، پوسته زیستی خاک
  • تاثیر اشکال مختلف اراضی بر توزیع پوشش گیاهی حوضه آبخیز غرب دریاچه ارومیه
    حسام احمدی بیرگانی، پریسا روان صفحات 471-480

    محققین و گروه های هدف مطالعه کننده پوشش گیاهی به دنبال دانستن این سوال هستند که استقرار و پراکنش تیپ های پوشش گیاهی و جامعه های گیاهی یک حوضه آبخیز بر مبنای چه شاخص هایی زمینی صورت می گیرد وکدامیک از اشکال اراضی بهتر می تواند مرز و محدوده هر تیپ یا جامعه گیاهی را تعیین نماید؟ بر پایه دو سوال مطرح شده، حوضه آبخیز گردنه قوشچی در استان آذربایجان غربی و مشرف به دریاچه ارومیه به دلیل حفظ پوشش گیاهی بومی خود و قرق منطقه انتخاب و نقشه های پوشش گیاهی، ارزیابی اراضی، زمین شناسی، خاک شناسی، ژئومورفولوژی و واحدهای همگن بر مبنای روش های علمی و پایش میدانی با دقت و صحت کامل تهیه گردید. جهت تطبیق، توصیف و پیش بینی دقیق تیپ های پوشش گیاهی با اشکال مختلف اراضی از روش آماری رگرسیون لجستیک چندجمله ای استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که واحدهای همگن با مقدار کمی 432/0 بیشترین تاثیر و ژئومورفولوژی، زمین شناسی و خاک شناسی با مقادیر کمی 389/0، 351/0 و 156/0 در رتبه های بعدی میزان تطبیق قرار دارند. لذا شیب، جهت و ارتفاع (ویژگی های فیزیوگرافی حوضه آبخیز) نقش موثرتری در توزیع پوشش های گیاهی دارند و به عنوان بهترین روش جهت مرزبندی و انطباق مرزهای پوشش گیاهی قبل از پایش زمینی می تواند به عنوان نقشه پایه در مناطق نسبتا کوهستانی و دارای پستی و بلندی مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، اشکال اراضی، انطباق، رگرسیون لجستیک چندجمله ای، دریاچه ارومیه
  • ارزیابی شدت و دامنه وقوع بیابانزایی در سطح کشور با استفاده از تصاویر ماهواره Landsat و تکنیک های تحلیل اختلاط طیفی در فاصله سال های 1363 الی 1394
    نعمت اله کریمی، سودابه نامداری صفحات 481-490

    در تحقیق حاضر شدت و دامنه بیابانزایی ایران در دوره مطالعاتی 1394-1363 با استفاده از تصاویر ماهواره Landsat و با قدرت تفکیک مکانی 30 متر مورد بررسی قرار گرفت. جهت استخراج نقشه بیابانزایی کشور از تکنیک های نوین سنجش از دوری تحت عنوان تحلیل اختلاف طیفی استفاده گردید. تحلیل اختلاف طیفی روشی است برای برآورد سهم پوشش های مختلف زمینی در هر پیکسل تصویر ماهواره ای مختلط که از چند نوع پوشش زمینی تشکیل شده است. بدین منظور تغییرات پوشش های گیاهی، خاکی، آبی و شوره زارهای کل کشور مورد مطالعه قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده در حدود 227 هزار کیلومتر مربع از اراضی کشور در طول 32 سال گذشته دچار پدیده بیابانزایی با شدت کم شده است. این در حالی است که سطح مناطقی که تحت تاثیر بیابانزایی با شدت زیاد قرار گرفته اند، در حدود 33 هزار کیلومتر مربع و پهنه های آبی خشک شده در حدود 5 هزار کیلومتر مربع بوده است. این موضوع نشان دهنده وقوع بیابانزایی با شدت های مختلف در 6/15 درصد از مساحت کشور است که سهم استان های جنوب غربی (شامل استان های ایلام، کرمانشاه، لرستان و خوزستان) و جنوبی (شامل استان های بوشهر، فارس و هرمزگان) بسیار بیشتر از سایر استان های کشور بوده است. این در حالی است که در استان های شرقی و جنوب شرقی کشور به دلیل غالب بودن اقلیم بیابانی و نیمه بیابانی، کمترین شدت بیابانزایی مشاهده گردید.

    کلیدواژگان: بیابانزایی، تصاویر Landsat، تحلیل اختلاط طیفی، تحلیل برداری تغییرات
  • روش های بهبود جوانه‏زنی بذرگیاه لگجی (Capparis Spinosa)
    فرهاد فخری، سیدحسن کابلی، علی اشرف جعفری، پرویز بیات صفحات 561-570

    گیاه لگجی نقش مهمی در پویایی اکوسیستم مناطق خشک و نیمه خشک دارد. این گیاه مقاوم به تنش های رطوبتی و دمایی، دارای فراورده های مختلفی بوده و از نظر اقتصادی می تواند جایگاه مناسبی داشته باشد. توسعه کشت این گیاه مستلزم ایجاد شرایط مطلوب به منظور تولید نهال آن به روش های ساده، کاربردی و ارزان است. این گیاه مقاوم به تنش های رطوبتی و دمایی، دارای فراورده های مختلفی بوده و از نظر اقتصادی می تواند جایگاه مناسبی داشته باشد. توسعه کشت این گیاه مستلزم ایجاد شرایط مطلوب به منظور تولید نهال آن به روش های ساده، کاربردی و ارزان است. یکی از مهم ترین موانع در تولید انبوه نهال لگجی درصد جوانه زنی پایین بذر آن است. در این تحقیق با استفاده از روش های علمی ارزان و ساده، بهترین راه کارها در افزایش جوانه زنی بذر بررسی گردید. به این منظور پس از جمع آوری بذر از توده های محلی مناطق مختلف استان بوشهر، تیمارهای آماده سازی بذر برای جوانه زنی اعمال شد. این تیمارها شامل، خراش دهی به وسیله سمباده، نیترات پتاسیم، آب گرم و اسید سولفوریک غلیظ در مقایسه با شاهد بودند. جوانه زنی بذرها در دو روش پتری دیش در انکوباتور و سینی نشاء در گلخانه انجام شد. نتایج نشان داد که درصد جوانه زنی با استفاده از تیمار نیترات پتاسیم در توده محلی طلحه و با روش سینی کشت بیشترین میزان (7/86 درصد) بود که نسبت به شاهد بیش از 41 درصد افزایش را نشان داد. حداکثر جوانه زنی در روش خراش دهی با سمباده 3/68 درصد در توده محلی کناری بود. هم چنین سرعت جوانه زنی در تیمار نیترات پتاسیم در هر دو حالت سینی کشت و پتری دیش افزایش معنی داری نسبت به سایر روش ها در همه توده ها داشت. ضمنا کاربرد اسید سولفوریک غلیظ و آب داغ موجب کاهش درصد و سرعت جوانه زنی در بذرها نسبت به شاهد شد. بنابراین بهترین تیمار به منظورافزایش جوانه زنی بذر لگجی استفاده از محلول نیترات پتاسیم است.

    کلیدواژگان: اکوسیستم پایدار، جوانه زنی، مناطق نیمه خشک، سرعت جوانه زنی
|
  • Study on Phenology of three range species Aeluropus lagopoides, Desmostachya bipinnata and Halocnemum strobilaceum in Zaminsang Rangelands in Hormozgan province
    mohammad Amin Soltanipour, Saeedeh Nateghi, Ali Ehsani Pages 270-280
  • Effect of various growth stages on nutritive value of Stipa capensis in Bushehr province, Iran
    Amir Arsalan Kamali, Mahmoud Dashtizadeh, Abdolmahdi Kabirifard Pages 271-280
  • Comparison of the performance of Artificial Neural Networks and Gene Expression to predict the groundwater level in arid and semi-arid areas(Case study: Jiroft plain)
    Arash Malekian, Bahareh Jebalbarezi Pages 281-290
  • Effect of rehabilitation of Hulthemia-lands with rainfed alfalfa on carbon sequestration (case study: Hmedan provinse)
    Bakhtiar Fatahi, Soheila Aghabeigiamin, Alireza Ildoromi, Maedeh ghorbanpour Dalivand Pages 291-300
  • Physicochemical characterisation of dust sediment collected by MDCO in surrounding regions of Isfahan city
    Rabbaneh Roghani, Sadat Feiznia, Saeed Soltani, Reza Shahbazi Pages 301-310
  • Monitoring trend of land use changes and its role on the landscape metrics (A case study: North-east Ahvaz)
    Mahsa Abdolshahnejad, Ali Akbar Nazari Samanni, Mehdi Ghorbani, Aziz Orsham, feridoon Taheri Pages 311-320
  • Investigation and comparison of bioethanol production potential From biomass and Structural and non-structural carbohydrate reserves of speciesSuaeda vermiculata, Halocnemum strobilaceum and Seidlitzia rosmarinus
    Daryoush Ghorbanian, Ehsan Zandi Esfahan, Farzaneh Bahadori Pages 321-330
  • Changes in vegetation cover of Sirachal mountain rangelands due to fire
    Alireza Eftekhari, Mahmoud Goudarzi, Parvaneh Ashouri, Rostam Khalifehzadeh Pages 331-340
  • Suitability analysis for Eco-tourism in rangelands using Fuzzy logic based multi-criteria model (case study: rangeland of Jahan Nama Protected Area)
    Hamid Siroosi, Gholamali Heshmati, Abdolrasool Salman Mahini Pages 341-350
  • Investigation of factors influencing participation of ranchers in range management plans (Case study: Savadkooh Watershed, Mazandaran)
    Fatemeh Alishah Eratboni, Hosein Arzani, Seyed Akbar Javadi, Mehdi Farahpour Pages 351-360
  • The effect of canopy covers of four rangeland plants on some soil quality indices
    Zeynab Kekha, Naser Boroumand, Javad Zamani Babgohari Pages 371-380
  • Investigating the Factors Affecting the Recession of Farmers in BolbanAbad Rangelands (Dehgolan City, Kurdistan Province)
    Farzad Ahmadi, Ghodratollah Heydari, Ronak Ahmadi Pages 381-390
  • The effects of rangelands improvement and reclamation on vegetation and soil characteristics of Jannat Abad rangelands of Roshtkhar
    Mohsen Shabani, Maryam Azarakhshi, Jalil Farzadmehr, Masoud Bazrafshan Pages 391-400
  • Investigation of Ecological Characteristics and Forage Quality of Clematis ispahanica in Fars and Yazd Provinces
    Moharam Ashrafzadeh, Hamid Niknahad Gharemakher, Gholamali Heshmati, Mohammadjamal Saharkhiz, Majid Ghorbani Nohooji Pages 401-410
  • Effects of altitude gradient and physical and chemical soil factors on functional and distribution characteristics of Ferula haussknechtii H. Wolhff ex Rech. f. (Case study: Bayenchob Rangelands, Saral of Kurdistan)
    Seyedeh Habibeh Hoseini, Gholamali Heshmati, Mehdi Mirza, Parviz Karami Pages 411-420
  • Role of livelihood diversity in rural households resilience against drought risk(Case study: Hablehroud Basin)
    Mostafa Taleshi, Seyed Jafar Seyed Akhlaghi Pages 441-450
  • Comparison of Moss, Cyanobacteria and Artemisia shrub in soil moisture conservations and soil temperature modifications
    Negar Ahmadian, Mehdi Abedi, Mohammad Sohrabi Pages 451-460
  • The impact of various landforms on vegetation cover distribution of the Lake Urmia western shore catchment
    Hesam Ahmadi Birgani, Parisa Ravan Pages 471-480
  • Estimation of severity and extent of desertification in Iran using Landsat satellite images and spectral mixture analyses methods between 1984 and 2015
    Nematollah karimi, Soudabeh Namdari Pages 481-490
  • Methods for Improving capar (Capparis spinosa L.) seed germination
    Farhad Fakhri, Seyed Hassan Kaboli, Ali AShraf Jafari, Parviz Bayat Pages 561-570