فهرست مطالب

سلامت و مراقبت - سال بیست و یکم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • افسانه بادروح، ناصر مظفری، آمنه باریکانی، بهروز دادخواه* صفحات 99-107
    زمینه و هدف
    ترک سیگار و یا کاهش مصرف آن به طور چشمگیری خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و سایر بیماری های مرتبط با مصرف سیگار را کاهش می دهد. به نظر می رسد نوع آموزش بر انگیزه ترک سیگار موثر باشد. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آموزش گروهی و فردی بر انگیزه ترک سیگار در بیماران عروق کرونری بستری در بیمارستان بوعلی سینای قزوین انجام شد.
    روش کار
    مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی بود که روی 255 نفر از بیماران با تشخیص بیماری عروق کرونری بستری در بیمارستان بوعلی سینای قزوین که سیگاری بودند انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بیماران در سه گروه آموزش فردی، گروهی و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه دوقسمتی که شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد انگیزه ترک سیگار بودند استفاده شد. اطلاعات قبل از شروع آموزش، چهار هفته و سه ماه بعد از اتمام آموزش جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS-24 و شاخص ‏های توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و فروانی و همچنین آزمون های کای دو و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات انگیزه ترک سیگار قبل از مداخله در گروه کنترل، آموزش فردی و گروهی به ترتیب 2/7±9/4، 2/3±8/5، 2/4±7/8 بود که در پیگیری اول (4 هفته پس از مداخله) به 2/9±8/76، 2/5±13/5 و 2/5 ± 14 (0/001<p) و در پیگیری دوم (3 ماه پس از مداخله)، به 3/3±8/18، 2/8±13/3 و 2/7±14 تغییر یافت (0/001<p).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش بصورت گروهی سبب افزایش بیشتر انگیزه بیماران برای ترک سیگار شد. بنابراین طراحی برنامه آموزش گروهی می تواند تاثیر بسزایی در افزایش انگیزه و ایجاد رفتار ماندگار برای ترک سیگار در بیماران کرونری داشته باشد.
    کلیدواژگان: آموزش گروهی، آموزش فردی، انگیزه ترک سیگار، بیماری عروق کرونری
  • حامد خضرلو، مریم اکبری*، هوشنگ جدیدی، بهزاد سینایی صفحات 108-116
    زمینه و هدف
    با توجه به شیوع مشکلات روان شناختی در بیماران سرطانی، برخی از گزارش ها اثربخشی مدل خودکارآمدی را مقدم بر درمان های روانشناختی مرسوم قبلی برای افزایش رفاه بیماران سرطانی دانسته اند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل مبتنی بر خودکارآمدی درد بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان بیمارستان امید شهرستان ارومیه انجام گرفت.
    روش کار
    این پژوهش، از نوع تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و با گروه کنترل بود. نمونه ها شامل 40 بیمار مبتلا به سرطان بیمارستان امید ارومیه در سال 1397 بودند. ابتدا از 250 بیمار مبتلا به سرطان، آزمون کیفیت زندگی به عمل آمد و از بین افرادی که در سطح نامطلوبی قرار داشتند، 40 نفر انتخاب شدند که به صورت جایگزینی تصادفی، تعداد 20 نفر از آنها در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. مداخله مبتنی بر خودکارآمدی درد طی 10 جلسه 90 دقیقه ای، هر هفته یک جلسه اجرا شد. پس از اتمام جلسات مجددا آزمون کیفیت زندگی روی دو گروه اجرا گردید. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (0/01<p)، به نحوی که آموزش خودکارآمدی درد موجب بهبود مولفه های عملکردی کیفیت زندگی (جسمانی، ایفای نقش، احساسی، شناختی و اجتماعی) در گروه آزمایش شده بود(0/01<p).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر مثبت آموزش خودکارآمدی درد، استفاده از این ظرفیت ها و آموزش‫ها در برنامه ریزی اقدامات بهداشت روانی به خصوص در مورد بیماران سرطانی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی درد، کیفیت زندگی، سرطان
  • مدینه انجمنی، سمیه تکلوی* صفحات 117-125
    زمینه و هدف
    یکی از چالش برانگیزترین جنبه های مادر بودن، مدیریت هیجاناتی است که به هنگام مراقبت از کودکان خاص ایجاد می شود. هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش دلبستگی به خدا و بلوغ عاطفی در پیش بینی خوددلسوزی مادران کودکان ناشنوا بود.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک ناشنوای 3 تا 10 ساله مراجعه کننده به مراکز توانبخشی زیر نظر اداره کل بهزیستی شهر اردبیل بود که از بین آنها 60 مادر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس های دلبستگی به خدا ، بلوغ عاطفی و خوددلسوزی بودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد و داده ها توسط نرم افزار spss تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین دلبستگی به خدا (0/81=r، 0/001<p)، پناهگاه امن (0/43 =r،0/001(p<، ادراک مثبت از خدا (0/09 =r، 0/05<p) و عدم ثبات عاطفی (0/38 -=r، 0/05<p) با خوددلسوزی رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد، دلبستگی به خدا 81 درصد از واریانس خوددلسوزی مادران کودکان ناشنوا را پیش بینی می‫کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل می توان چنین نتیجه گرفت که دلبستگی به خدا و ثبات عاطفی از متغیرهای مهم در زمینه سلامت روان مادران دارای کودک ناشنوا است لذا بایستی آموزش های لازم در زمینه ایجاد دلبستگی ایمن به خدا و داشتن ثبات عاطفی به والدین دارای کودکان ناشنوا ارائه شود.
    کلیدواژگان: دلبستگی به خدا، بلوغ عاطفی، خوددلسوزی، مادران کودکان ناشنوا
  • زهره خداویسی، سید رضا برزو، یونس محمدی، عظیم عزیزی* صفحات 126-134
    زمینه و هدف
    تهوع، استفراغ و اق زدن از عوارض شایع بعد از اعمال جراحی هستند. با وجود درمان های دارویی هنوز بیماران از این عوارض رنج می برند. استفاده از روش های غیردارویی می تواند این عوارض را کاهش دهد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر استنشاق عصاره زنجبیل بر تهوع، استفراغ و اق زدن بعد از کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی با مشارکت 70 بیمار تحت کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک در بیمارستان بعثت همدان انجام شد. افراد حائز شرایط با استفاده از روش تصادفی ساده به دو گروه 35 نفری عصاره زنجبیل و پلاسبو تخصیص یافتند. در گروه زنجبیل 6 قطره عصاره زنجبیل و یک سی سی آب مقطر روی یک گاز 2×2 ریخته و داخل کیسه زیپ دار قرار گرفت و از بیماران خواسته شد در هر دقیقه 3 بار، به مدت 20 دقیقه ماده را استنشاق نمایند. در گروه پلاسبو به جای زنجبیل از سرم نرمال سالین استفاده شد. شدت تهوع بیماران هر دو گروه قبل از مداخله، 30 دقیقه و یک ساعت بعد از مداخله با مقیاس بصری (VAS) تعیین و مقایسه شد. تعداد دفعات اق زدن و استفراغ بر اساس تعداد موارد بروز در 4 ساعت اول بعد از مداخله ارزیابی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های تی مستقل و آنالیز واریانس با داده های تکراری تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    دو گروه از نظر متغیرهای مداخله گر همسان بودند (0/05>p). نتایج بیانگر کاهش معنی دار شدت تهوع (0/003=p)، تعداد دفعات اق زدن (0/036=p) و استفراغ (0/007=p) در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه، استنشاق عصاره زنجبیل می تواند به منظور کاهش شدت تهوع و تعداد دفعات اق‫زدن و استفراغ بعد از عمل کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آروماتراپی، زنجبیل، تهوع، استفراغ، کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک
  • مرضیه آوازه، نصیب بابایی*، سامان فرهودی، احسان الله کلته، بهاره قلی زاده صفحات 135-144
    زمینه و هدف
    با پیر شدن افراد، خطر زندگی با بیماری های مزمن افزایش می یابد که باعث محدودیت فعالیت جسمانی و روانی افراد سالمند شده و کاهش کیفیت زندگی را به دنبال دارد. سازمان بهداشت جهانی ترویج مراقبت از خود را برای پیشگیری و درمان بیماری های مزمن توصیه می کند. هدف از این مطالعه تعیین توان خودمراقبتی و عوامل مرتبط با آن در سالمندان مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به درمانگاه های تخصصی مراکز آموزشی درمانی اردبیل بود.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی، تعداد 222 نفر از سالمندان مبتلا به بیماری های مزمن (عضلانی- اسکلتی، دیابت، قلبی- عروقی و کلیوی) مراجعه کننده به درمانگاه های تخصصی مراکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)، فاطمی و علوی اردبیل در سال 1397 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه توانایی خودمراقبتی افراد سالمند (SASE) انجام شد. در نهایت، داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آنالیز چندمتغیره رگرسیون لوجستیک در نرم افزار آماری SPSS-16 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    تعداد 191 نفر (86%) از سالمندان، توان خودمراقبتی نامطلوب داشتند و تنها 31 نفر (14%) از توان خودمراقبتی مطلوب برخوردار بودند. زنان سالمند، توان خودمراقبتی بهتری نسبت به مردان داشتند (0/015=p) در حالی که بیماران متاهل (0/004=p)، مطلقه (0/045=p) و بیوه (0/013=p) در مقایسه با افراد مجرد، از توانایی خودمراقبتی نامطلوبی برخوردار بودند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، مراقبت از خود در سالمندان مبتلا به بیماری های مزمن نامطلوب بود، بنابراین تدوین و اجرای برنامه های ارتقای خودمراقبتی سالمندان یک ضرورت به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: سالمندان، بیماری های مزمن، خودمراقبتی
  • فریبا عبداللهی، زهرا طیبی میانه، فرنوش رشوند* صفحات 145-155
    زمینه و هدف
    درک از بیماری ارزش پیش بینی کننده ای در رفتارهای مرتبط با سلامت افراد مبتلا به بیماری های مزمن دارد و تاثیر آن بر کیفیت زندگی و مدیریت بیماری، امری حائز اهمیت است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط درک از بیماری و رفتارهای مرتبط با سلامت در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- همبستگی در سال 1396 روی 100 نفر از مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها شامل اطلاعات دموگرافیک، رفتارهای مرتبط با سلامت و پرسشنامه کوتاه شده ادراک بیماری (BIPQ) بود. داده ها با آمار توصیفی، آمار استتنباطی آنووا، تی تست و آزمون رگرسیون خطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی مشارکت کنندگان 8/53 ± 33/43 و مدت زمان ابتلا به بیماری 3/48±4/4 سال بود. میانگین نمره درک از بیماری 1/31±35/53 و در حد متوسط بود. در خصوص وضعیت رفتارهای مرتبط با سلامت، تنها یک چهارم مشارکت کنندگان سطح فعالیت منظم و مناسب داشتند و رفتارهای مرتبط با مصرف الکل، سیگار و تنباکو در حد قابل قبول قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون رگرسیون خطی مصرف سیگار(0/001>p) و فعالیت فیزیکی (0/007=p) از جمله فاکتورهای پیشگویی کننده در درک از بیماری می باشند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که درک از بیماری در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس با رفتارهای مرتبط با سلامت ارتباط دارد، بنابراین تلاش در جهت ارتقای رفتارهای مرتبط با سلامت میتواند منجر به بهبود درک از بیماری  در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس شود.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، درک از بیماری، رفتارهای مرتبط با سلامت
  • فرامرز علیخانی، رقیه مهدوی سرشت، هادی حسنخانی، عارفه داوودی، سیما لک دیزجی صفحات 156-165
    زمینه و هدف
    ایست قلبی ریوی در هر زمان و مکانی روی می‫دهد. حدود 70 درصد از ایست های قلبی در منزل یا مکان های خارج از بیمارستان بدون دسترسی به افراد مجرب اتفاق می افتد. اعضای خانواده اگر توانایی احیاء قلبی ریوی را داشته باشند، می توانند در زمان طلایی از مرگ مغزی پیشگیری کنند. این مطالعه با هدف تعیین آگاهی و نگرش مراقبین خانوادگی بیماران عروق کرونری در مورد احیای قلبی- ریوی انجام گرفت.
    روش کار
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که روی 110 نفر از مراقبین خانوادگی بیماران عروق کرونری بخش های قلب شهر تبریز انجام گرفت. نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامه های محقق ساخته آگاهی (30 سوال) و نگرش (13 سوال) در مورد احیای قلبی- ریوی را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی در نرم افزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    میزان آگاهی اکثر مشارکت کنندگان (56/3%) نامطلوب بود. بیشترین میزان آگاهی مربوط به حیطه «مواجهه با بیماری» و کمترین مربوط به حیطه «زمان ماساژ قفسه سینه» بود. از نظر نگرش، بیشتر شرکت کنندگان (52/1%)، نگرش منفی نسبت به احیا داشتند و بیشتر آنها (79/1%) معتقد بودند بیمار بایستی تا حد امکان زنده بماند.
    نتیجه گیری
    باتوجه به آگاهی نامطلوب و نگرش منفی بیشتر مشارکت کنندگان، ضرورت برگزاری دوره های آموزشی جامعه شمول با زبان ساده تر و ملموس ‏تر جهت افزایش آگاهی و نگرش مثبت و ایجاد تمایل به انجام احیا در خانواده های بیماران عروق کرونری توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، احیای قلبی- ریوی پایه، مراقبین خانوادگی، بیماری عروق کرونری
|
  • A Badrooh, N Mozaffari, A Barikani, B Dadkhah* Pages 99-107
    Background & objectives
    Quitting smoking significantly reduces the risk of cardiovascular disease and other illnesses associated with smoking. Training seems to be effective in motivating cessation of smoking. The aim of this study was to investigate and compare the effect of individual and group training on the smoking cessation motivation in coronary artery disease (CAD) patients admitted to Avesina Hospital in Qazvin.
    Methods
    This study was a semi-experimental study conducted on smoker patients with diagnosis of CAD who were admitted to Avesina Hospital in Qazvin. 255 patients were enrolled in the study through available sampling. Patients were divided into three groups: individual training, group training and control. A standard two-part questionnaire, which included demographic data and a questionnaire of motivation to quit smoking, was used to collect data. The information was collected before training, and four and three months after the completion of the training. Data were analyzed using SPSS v.24 through descriptive statistic (mean and standard deviation), and chi-square test and one-way analysis of variance.
    Results
    The mean of motivation score for smoking cessation before intervention in 3 groups of control, individual and group training were 9.4±2.7, 8.5±2.3, 8.7±2.4, respectively. At the first follow-up (4 weeks after intervention), these amounts in 3 groups of control, individual training and group training were 8.76±2.9, 13.5±2.5, and 5.2±14 (p= 0/001) and in the second follow-up (3 months after intervention), were 8.18±3.3, 13.3±2.8 and 14±2.7, respectively.
    Conclusion
    The results showed that group training program resulted in increased motivation for smoking cessation. So, designing a group training program can have a significant effect on increasing motivation and creating lasting behavior for smoking cessation in CAD patients.
    Keywords: Group Training, Individual Training, Motivation of Smoking Cessation, Coronary Artery Disease
  • H Khezerlou, M Akbari*, H Jadidi, B Sinai Pages 108-116
    Background & objectives
    Regarding the prevalence of psychological problems in cancer patients, some reports have shown the effectiveness of self-efficacy model to be superior to previous conventional psychological therapies for increasing the well-being of cancer patients. The aim of this study was to evaluate a self-efficacy education model on quality of life in patients with cancer at Urmia Omid hospital.
    Methods
    This was an experimental study with pre and post-test design and control group. The sample included 40 patients with cancer in Omid Hospital, 2018. At first, quality of life test was performed on 250 patients with cancer, and among them 40 patients with poor quality of life were selected. Of these 40 patients, 20 subjects were assigned in each experimental or control group by random assignment. Intervention based on pain self-efficacy was performed in 10 sessions of 90 minutes, one session per week. After the end of sessions, the quality of life test was repeated for two groups. Data were analyzed in SPSS software version 21 using multivariate analysis of covariance.
    Results
    Data analysis showed that there was a significant difference between the mean scores of post-test in the experimental and control groups (p<0.01), so that the self-efficacy training improved the performance components of quality of life (physical, role, emotional, cognitive and Social) in experimental group (p<0.01).
    Conclusion
    Considering the positive effect of pain self-efficacy training, the use of these capacities and training in planning the mental health interventions is recommended, especially for cancer patients,.
    Keywords: Pain Self-efficacy, Quality of Life, Cancer
  • M Anjomani, S Taklavi S* Pages 117-125
    Background & objectives
    One of the most challenging aspects of being a mother is managing the emotions aroused when caring of a special child. The purpose of this study was to determine the role of attachment to God and emotional maturity in predicting the self-compassion in mothers of deaf children.
    Methods
    The method of study was descriptive-correlational. The statistical population included all mothers with deaf children aged between 3 and 10 years’ old who referred to rehabilitation centers under the supervision of welfare organization of Ardabil province. The samples included 60 mothers who were selected using convenient sampling method. The research tool was scales for measurement of attachment to God, emotional maturity and self-compassion. Pearson correlation coefficient and multiple regressions were used to analyze the data in SPSS software.
    Results
    Results showed that there were significant correlations between attachment to God (r=0.81, p<0.001), haven of safety (r=0.43, p<0.001), positive perception of God (r=0.09, p<0.05) and emotional instability (r=0.38, p<0.05) with self-compassion. Regression analysis showed that attachment to God was able to predict 81% of the self-compassion variance in mothers of deaf children.
    Conclusion
    According to the findings, one can conclude that attachment to God and emotional stability are important variables in the mental health of mothers with deaf children. Therefore, the training should be provided to create a secure attachment to God and emotional stability in parents of deaf children.
    Keywords: Attachment to God, Emotional Maturation, Self-Compassion, Mothers of Deaf Children
  • Z Khodaveisi, SR Borzou, Y Mohammadi, A Azizi* Pages 126-134
    Background & objectives
    Nausea, retching and vomiting are common complications after surgery. Despite the medical treatment, patients still suffer from these complications. The use of non-pharmacological methods can reduce these complications. Therefore, the aim of this study was to determine the effect of inhalation of ginger extract on postoperative nausea, retching and vomiting after laparoscopic cholecystectomy.
    Methods
    This clinical trial study was performed on 70 patients undergone laparoscopic cholecystectomy in Besat hospital of Hamadan. The samples were selected by convenience sampling and then were assigned to two groups of 35 individuals, including ginger extract and placebo groups, by simple random assignment. In ginger group, 6 drops of ginger extract and 1cc of distilled water were poured on a 2×2 gas and placed in a zipper bag and patients were asked to inhale it 3 times/minute during 20 minutes. The intervention in placebo group was similar; with the difference that normal saline serum was used. The severity of nausea in two groups was determined and compared before intervention as well as after 0.5 and 1 hour, with visual analog scale. The frequency of vomiting and retching was evaluated based on the number of incidence in the 4 first hours after intervention. Data were analyzed by independent T-test and analysis of variance of repeated measures.
    Results
    The results showed a significant reduction in the severity of nausea (p=0.003), the number of retching (p=0.036), and vomiting (p=0.007) times in ginger group compared to placebo group.
    Conclusions
    Inhalation aromatherapy with ginger extract can be used to reduce the postoperative nausea severity and the frequency of retching and vomiting in laparoscopic cholecystectomy.
    Keywords: Aromatherapy, Ginger, Nausea, Retching, Vomiting, Laparoscopic Cholecystectomy
  • M Avazeh, N Babaei*, S Farhoudi, EA Kalteh, B Gholizadeh Pages 135-144
    Background & objectives
    As people become older, the risk of life with chronic diseases increases, limiting the physical and mental activity of the elderly people and leads to a decline in quality of life. The World Health Organization recommends promoting of self-care for the prevention and treatment of chronic diseases. The aim of this study was to determine the level of self-care and related factors in the elderly with chronic diseases referring to specialty clinics of medical-educational centers of Ardabil.
    Methods
    In this cross-sectional study, 222 elderly people with chronic diseases (diabetes musculoskeletal, cardiovascular and renal diseases) referring to the specialty clinics of Imam Khomeini, Fatemi and Alavi Hospitals in Ardabil in 2018 were selected by convenience sampling method. Data were collected using a questionnaire including demographic characteristics and Self-care Ability Scale for the Elderly )SASE). Finally, the data were analyzed using descriptive statistics and multivariate logistic regression analysis in SPSS 16 software.
    Results
    191 elderly people (86%) had unsatisfactory self-care ability and only 31 of them (14%) showed good self-care ability. Elderly woman showed better self-care than men (p=0.015), while married (p=0.004), divorced (p=0.045), and widowed (p=0.013) patients had poor self-care ability compared to single people.
    Conclusions
    According to the present study, self-care in the elderly with chronic diseases was assessed unsatisfactory, so planning and implementation of self-care promoting programs for elderly people seems necessary.
    Keywords: Elderly, Chronic Diseases, Self-care
  • F Abdollahi, Z Tayebi Myaneh, F Rashvand* Pages 145-155
    Background & objectives
    Illness perception has a predictive value in the health-related behaviors of people with chronic illness and its impact on quality of life and disease management is important. The aim of this study was to determine the relationship between perceived disease and health-related behaviors in patients with multiple sclerosis (MS).
    Methods
    This descriptive-correlational study was performed on 100 patients with MS selected by convenience sampling. Data collection tools were included demographic information, health related behaviors and a brief illness perception questionnaire (BIPQ). Data were analyzed using descriptive statistics, Anova inference, t-test and linear regression test using SPSS-22 software.
    Results
    The mean age of participants and mean duration of the disease were 33.43±8.53 and 4.4±3.48 years, respectively. The mean illness perception score was 35.53±1.31 (moderate). Regarding to health-related behaviors, only a quarter of participants had a regular and appropriate level of activity, and behaviors related to alcohol, cigarette and tobacco consumption were in acceptable level. Based on the linear regression test physical activity (p=0.007) and smoking (p<0.001) were among the predictors of illness perception.
    Conclusion
    The results of this study showed that the illness perception in people with MS was related to health behaviors. Therefore, efforts to improve the health-related behaviors can promote illness perception in patients with MS.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Illness Perception, Health-related Behaviors
  • F Alikhani, R Mahdaviseresht, H Hasankhani, A Davoodi, S Lakdizaji Pages 156-165
    Background &
    objectives
    Cardio-Pulmonary arrest may occur at any time and any place. Nearly 70% of cases with cardiac arrest occur at home or outside the hospital without access to experienced people for cardiopulmonary resuscitation (CPR). So if people and family members of patients with heart problems (bystanders) have the ability to perform primary CPR, they can save lifes in the golden hour. This study was conducted to evaluate the knowledge and attitude of family carers of patients with coronary artery disease about CPR.
    Methods
    This cross- sectional study was conducted on 110 family carers of patients with coronary artery disease at cardiac care units of Tabriz hospitals. The samples were selected by convenience sampling method and data were collected through a researcher-made questionnaire of knowledge and attitude. Data were analyzed by SPSS software version 21.
    Results
    The knowledge of most participants was undesirable (56.3%). The highest and lowest levels of knowledge were related to "facing with disease" and "time of chest cardic massage", respectively. In terms of attitude, most participants (52.1%) had a negative attitude toward resuscitation, and most (79.1%) believed that the patient should survive as much as possible.
    Conclusion
    According to inadequate knowledge and negative attitude of most participants, the community-based education courses with a simple language is recommendedto increase the awareness and develop a positive attitude toward CPR in families of patients with coronary artery disease .
    Keywords: Knowledge, Attitude, Cardio-pulmonary Resuscitation, Family Caregiver, Coronary Artery Disease