فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتاد و چهارم شماره 2 (پیاپی 298، تابستان 1398)
  • سال هفتاد و چهارم شماره 2 (پیاپی 298، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/02
  • تعداد عناوین: 15
|
  • بهداشت خوراک دام، طیور و آبزیان
  • محمد علی عباسی، شکوفه غضنفری*، سید داود شریفی، حسن احمدی گاولیقی صفحات 153-166
    زمینه مطالعه
    ترکیبات آنتی اکسیدان و اسیدهای چرب غیراشباع نقش مهمی در بهبود پاسخ ایمنی و فلور میکروبی روده در جوجه های گوشتی دارند.
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر،بررسی اثرات منابع مختلف آنتی اکسیدان و روغن های کلزا و سویا بر پاسخ های ایمنی هومورال، میکروبیولوژی روده و برخی از فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی بود.
    روش کار
    از 480 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 به صورت آزمایش فاکتوریل 5×2 در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار و 4 تکرار (12 جوجه در هر تکرار) به مدت 42 روز استفاده شد. دو فاکتور مورد بررسی شامل منابع مختلف آنتی اکسیدان (اسانس های رزماری، آویشن و مرزه هر کدام در سطح mg/ kg 300  و ویتامین E به میزان mg/ kg 200 و بدون آنتی اکسیدان) و روغن گیاهی (روغن سویا و کلزا به میزان 4 درصد جیره) بودند. خصوصیات ایمنی و جمعیت میکروبی روده مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    استفاده از منابع مختلف روغن های کلزا و سویا تاثیری بر تیتر آنتی بادی نداشت (05/0<P) ولی استفاده از آنتی اکسیدان ها تیتر آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل را بهبود بخشید (001/0>P). همچنین استفاده از جیره های حاوی اسانس های آویشن، رزماری و مرزه سطح لیپوپروتئین با چگالی بالا سرم خون را افزایش و سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین خون را کاهش داد (001/0>P). بعلاوه غلظت های کلسترول و تری گلیسیرید در تیمار بدون آنتی اکسیدان افزایش معنی داری داشت (001/0>P). همچنین نسبت هتروفیل به لنفوسیت در تیمارهای حاوی آنتی اکسیدان کاهش معنی داری داشت (05/0>P)، که با پاسخ آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل مطابقت داشت. بعلاوه، نسبت باکتری های اشرشیاکلی به لاکتوباسیل ها، در تیمارهای حاوی اسانس رزماری و آویشن نسبت به تیمار بدون آنتی اکسیدان کاهش معنی داری داشت (05/0>P). نتیجه گیری نهایی: اگرچه استفاده از روغن های کلزا و سویا تاثیر معنی داری بر روی صفات مختلف مورد بررسی نداشت اما افزودن آنتی اکسیدان های تغذیه ای باعث بهبود صفات ایمنی و میکروبیولوژی روده گردید و در میان ترکیبات آنتی اکسیدانی مختلف، استفاده از اسانس های گیاهی نسبت به ویتامین E سبب بهبود معنی دار اغلب صفات مورد بررسی گردید.
    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، جوجه های گوشتی، روغنهای گیاهی، سیستم ایمنی، میکروبیولوژی روده
  • معصومه بحرکاظمی*، عبدالکریم اسبوچین صفحات 167-174
    زمینه مطالعه
    ماهی پاکو به علت سرعت رشد زیاد، توقع غذایی کم و مقاومت زیاد از منابع مهم غذایی کشورهای حوضه رودخانه آمازون محسوب  می شود و ایده استفاده از پربیوتیک اینولین در جیره غذایی آن می تواند موجب بهبود عملیات پرورش این گونه شود.
    هدف
    در این مطالعه تاثیر سطوح مختلف اینولین بر میزان رشد، ترکیبات مغذی بدن و پارامترهای خونی در ماهی پاکوی سیاه بررسی شد.
    روش کار
    بدین منظور120 قطعه ماهی پاکوی سیاه (g 05/0±50/6) طی یک دوره 60 روزه با سطوح g/kg 1، 2 و 3 پربیوتیک اینولین تغذیه شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که بیشترین درصد افزایش وزن بدن،  ضریب رشد ویژه و فاکتور وضعیت در تیمار g/kg  3 حاصل شد  که با سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0>P). افزودنg  3 اینولین تاثیر مثبتی بر میزان ضریب تبدیل غذایی و نسبت کارآیی پروتئین  داشت، بطوری که باعث کاهش معنی دار میزان ضریب تبدیل غذایی و افزایش معنی دار نسبت کارایی پروتئین شد. همچنین در کل دوره پرورش تلفاتی در بین تیمارهای تحت بررسی مشاهده نشد و نرخ بقاء ماهیان100 درصد بود. افزودن اینولین به جیره باعث بهبود ترکیبات مغذی ماهیان شد ودر تیمار g/kg 3 پربیوتیک، درصد پروتئین و چربی حداکثر و درصد رطوبت حداقل بود. در بررسی پارامترهای خونی اگرچه تفاوت معنی دار در تعداد گلبول های قرمز، MCV، MCH و MCHC مشاهده نشد اما بیشترین تعداد گلبول های سفید و مقدار هموگلوبین و هماتوکریت با تفاوت معنی دار نسبت به سایر تیمارها در گروه g/kg  3 اینولین مشاهده شد. نتیجه گیری نهایی: در نتیجه افزودن g/kg 3 پربیوتیک اینولین می تواند سبب بهبود میزان رشد، ترکیبات مغذی بدن و سطح ایمنی در پاکوی سیاه شود.
    کلیدواژگان: پربیوتیک، اینولین، ترکیبات، لاشه، پاکو
  • المیرا نعیمی، حجت الله جعفریان، احسان احمدی فر*، ابراهیم علی زاده دوغیکلائی صفحات 175-185
    زمینه مطالعه
    افزایش جمعیت و تامین غذا یکی از مهم ترین مشکلات جهان بوده و در این راستا پرورش آبزیان نقش مهمی را در تولید و تامین غذای مورد نیاز انسان ایفا می کند.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی اثر پربیوتیک سلماناکس بر عملکرد رشد، فاکتورهای هماتولوژیکی و بیوشیمیایی بچه ماهیان ماهی قزل آلای رنگین کمان انجام شد.
    روش کار
    برای این منظور 780 قطعه بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی g 2±18 در چهار گروه هرکدام با سه تکرار به صورت تصادفی تقسیم شدند. سلماناکس به میزان 0، 2، 4 و 6 درصد به جیره های غذایی افزوده شد و ماهیان به مدت 8 هفته به میزان 5 درصد وزن بدن در 3 وعده مورد تغذیه قرار گرفتند. در پایان دوره آزمایش بررسی شاخص های رشد، خون گیری و تهیه سرم برای آزمایش های هماتولوژیکی و بیوشیمیایی انجام شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی 4 درصد پربیوتیک سلماناکس دارای شاخص های رشد (طول نهایی، وزن نهایی، افزایش وزن، درصد افزایش وزن و نرخ رشد ویژه) بهتری در مقایسه با ماهیان شاهد داشتند (05/0≥P). مقایسه تیمارهای آزمایش نشان داد که شاخص های ایمنی با افزایش سطح پربیوتیک سلماناکس در جیره افزایش معنی داری (05/0≥P) داشتند. به طوری که بیشترین میزان هموگلوبین، گلبول قرمز، گلبول سفید و نوتروفیل مربوط به ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی 6 درصد پربیوتیک سلماناکس بود. همچنین بیشترین میزان ایمنوگلوبین، آلبومین، گلوکز و لیزوزیم و کمترین میزان کلسترول و تری گلیسیرید در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی 6 درصد پربیوتیک سلماناکس مشاهده شد که تفاوت معنی داری (05/0≥P) با تیمار شاهد داشتند. نتیجه گیری نهایی: افزایش سطوح پربیوتیک سلماناکس در جیره غذایی باعث بهبود رشد و سیستم ایمنی بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان گردید.
    کلیدواژگان: پربیوتیک سلماناکس، قزل آلای رنگین کمان، مکمل غذایی، رشد، محرک ایمنی
  • بهداشت مواد غذایی
  • فهیمه توریان*، مریم عزیزخانی صفحات 187-197
    زمینه مطالعه
    اکسیداسیون چربی منجر به تغییراتی در کیفیت تغذیه ای روغن، رنگ، عطر و طعم و بافت غذا می شود. روغن کانولا بخاطر داشتن اسیدهای چرب غیر اشباع بالا، مستعد فساد اکسیداسیونی می باشد و نیز استفاده از آنتی اکسیدان های سنتزی به علت امکان سمی و سرطان زا بودن محدود شده است، بنابراین مطالعات برای استفاده از آنتی اکسیدان های طبیعی به عنوان جایگزینی برای آنتی اکسیدان های سنتزی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد .
    هدف
    هدف از این مطالعه، شناسایی ترکیبات اسانس زنیان، ارزیابی فعالیت آنتی اکسیدانی و قدرت آنتی رادیکالی این اسانس با استفاده از آزمون های مهار رادیکال آزاد (◦DPPH)، بی رنگ شدن بتا کاروتن و تعیین اثر آنتی اکسیدانی آن در روغن کانولا بود .
    روش کار
    اجزای اسانس با GC/MS آنالیز شدند و فعالیت آنتی اکسیدانی اسانس، با اندازه گیری عدد پراکسید و اسید تیوباربیتوریک نمونه های روغن کانولای حاوی غلظت های مختلف اسانس و آنتی اکسیدان سنتزی  (BHT) مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    مواد تشکیل دهنده عمده اسانس، تیمول (4/36 درصد)، گاماترپینن (73/21 درصد) و پاراسیمن (3/31 درصد) بودند و 50 IC اسانس زنیان µg/ml 2/0±21 محاسبه شد. در دو سامانه ی ◦DPPH و بیرنگ شدن بتاکاروتن، بعد از BHT، اسانس در سطح ppm 400 از لحاظ فعالیت آنتی اکسیدانی قوی تر عمل کرد. همچنین فعالیت آنتی اکسیدانی با افزایش غلظت، به طور معنی داری افزایش یافت (05/0>P). نتیجه گیری نهایی: اسانس زنیان دارای فعالیت آنتی اکسیدانی می باشد و با انجام آزمایش های تکمیلی می توان به عنوان آنتی اکسیدان طبیعی درموادغذایی به ویژه روغن های خوراکی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: زنیان، اسانس، فعالیت آنتی اکسیدانی، روغن، کانولا
  • بهداشت و بیماری های آبزیان
  • علی رضا زارع سلماسی، ساره ناظریان، علی طاهری میرقائد*، سید مرتضی ابراهیم زاده صفحات 199-208
    زمینه مطالعه
    در دهه های گذشته از گیاهان دارویی به منظور ارتقاء مکانیسم دفاع غیر اختصاصی و اختصاصی و افزایش مقاومت در برابر بیماری ها استفاده می نمودند.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی اثر استفاده از ماده موثره گیاه زردچوبه (Curcuma longa L) بر فاکتورهای هماتولوژی فیل ماهی جوان (Huso huso) انجام شد.
    روش کار
    در این تحقیق تعداد 90 عدد فیل ماهی پرورشی با متوسط وزنی 006/0 ± 403/2 کیلوگرم در مرکز تکثیر و پرورش و بازسازی ذخایر آبزیان شهید رجایی به مدت 20 روز نگه داری شدند. این تعداد ماهی در3 گروه با نام های کورکومین، کنترل (+) و کنترل (-) با 3 تکرار توزیع شدند. پس از یک هفته آداپتاسیون با محیط آزمایشی ماهیان به صورت داخل صفاقی مورد تزریق قرار گرفتند. در گروه کورکومین از عصاره کورکومین به میزان mg/Kgbw 400 در حجم حداکثر 5/0میلی لیتر، در گروه کنترل مثبت به میزان 5/0 میلی لیتر سرم فیزیولوژی و در گروه کنترل منفی نیز ماهیان بدون تزریق فقط جهت بررسی شرایط آزمایشی نگه داری شدند. خونگیری از ماهیان در روزهای 0، 3، 6، 9 و 12 پس از تزریق به شکل داخل صفاقی انجام شد.
    نتایج
    نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که میزان گلبول قرمز، گلبول های سفید، هماتوکریت، هموگلوبین و اندیس های خونی نظیر MCV، MCH و MCHC در تیمارهای دریافت کننده کورکومین از میزان بالاتری نسبت به گروه کنترل (کنترل + و کنترل-) برخوردار بود (05/0>P). نتیجه گیری نهایی: نتایج این تحقیق نشان داد استفاده از کورکومین در فیل ماهی قابلیت تاثیرگذاری بالایی بر افزایش شاخص های هماتولوژی دارد.
    کلیدواژگان: صفاقی، کورکومین، فیل ماهی، هماتولوژی، سلول های خونی
  • آیلا نادی، لاله رومیانی*، منصوره قائنی صفحات 209-218
    زمینه مطالعه
    بیماری لاکتوکوکوزیس به علت لاکتوکوکوس گارویه در مزارع پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان، یکی از مهم ترین باکتری های بیماریزای مشترک بین ماهی و انسان به حساب می آید.
    هدف
    هدف این مطالعه، ارزیابی اثر اسانس دارچین (Cinnamomum verum) و نایسین در کنترل رشد لاکتوکوکوس گارویه (Lactococcus garvieae) بود.
    روش کار
    در این بررسی، اسانس گیاه دارچین به روش تقطیر با بخار با دستگاه کلونجر تهیه شد. جهت آماده سازی نایسین از اسید کلریدریک 02/0 نرمال استفاده شد. غلظت های (0، 4/0 و 8/0 درصد) اسانس دارچین و (µg/ mL 0، 25/0 و 75/0) نایسین و ترکیب غلظت های فوق با هم به فیله های قزل آلای رنگین کمان اضافه شد. شمارش باکتری ها به ازای هر گرم در روزهای 0، 3، 6، 9، 12 و 15 پس از تلقیح صورت پذیرفت.
    نتایج
    در نمونه های نگهداری شده در دما ºC 4، رشد باکتری هنگام استفاده اسانس دارچین یا نایسین به تنهایی تا روز پانزدهم به تعویق افتاد و در مورد دارچین میزان رشد باکتری در دو روز نهم و پانزدهم به زیر log cfu/g 2 رسید. ترکیب µg/ mL 8/0 نایسین و 75/0 درصد اسانس دارچین توانست در روز سوم رشد را به تعویق بیاندازد. در دمای  8 درجه سانتی گراد، نایسین و اسانس دارچین به حالت مجزا و در حال ترکیب (مشابه ºC 4) تا روز ششم توانستند جلوی رشد باکتری را بگیرند. همچنین نتایج نشان داد ترکیب نایسین و اسانس دارچین به شکل معنی داری (05/0>P) عملکرد بالاتری در مقایسه با حالت منفرد آن ها داشت. نتیجه گیری نهایی: نایسین و اسانس دارچین رشد لاکتوکوکوس گارویه را به خصوص در غلظت 8/0 درصد اسانس و  µg/ mL 75/0 نیسین در فیله قزل آلای رنگین کمان مهار کردند.
    کلیدواژگان: لاکتوکوکوس گارویه، اسانس دارچین، نایسین، قزلآلای رنگین کمان، دما
  • سید جلیل علوی نیا، سید سعید میرزرگر*، هومن رحمتی هولاسو، حسین علی ابراهیم زاده موسوی صفحات 219-227
    زمینه مطالعه
    ایکتیوفتیریوزیس یکی از مهمترین بیمار یهای انگلی با زیا نهای اقتصادی قابل توجه به صنعت آبزی پروری است که توسط انگل بیماری زای آب شیرین "ایکتیو فتیریوس مولتی فیلیس") Ichthyophthiirius multifiliis (ایجاد م یشود. اگرچه مالاشیت گرین، سولفات مس، فرمالین و کلرآمین- T به منظور تیمار ایکتیوفتیریوزیس استفاده شده اند، اخیرا هیچ گونه ترکیب شیمیایی ایمن و موثری جهت کنترل این بیماری انگلی وجود ندارد. بنابراین، بکارگیری از اجزای طبیعی، ایمن و قوی برای جلوگیری از ایکتیوفتیریوزیس بسیار حائز اهمیت میباشد.
    هدف
    منظور از پژوهش حاضر، تعیین تعداد اثربخشی کوتاه مدت اسید تانیک بر میزان ترونت های انگلی ایکتیو فتیریوس مولتی فیلیس میباشد.
    روش کار
    سمیت حاد اسید تانیک در برابر ترونتهای ایکتیو فتیریوس مولتی فیلیس در غلظتها) 0-7 mg/l (و زما نهای مواجهه) 3 h 1- (مختلف تحت شرایط آزمایشگاهی) in vitro (ارزیابی شد. داد ه های حاصل از لحاظ آماری با یافته های بدست آمده از تیمار شاهد و نمونه کنترل مثبت) 15 mg/l فرمالین(مقایسه شدند.
    نتایج
    یک رابطه معن یدار و مستقیم بین غلظت اسید تانیک و زمان مواجهه به منظور افزایش نرخ کشندگی ترون تهای ایکتیو فتیریوس مولتی فیلیس وجود داشت. میزان کشندگی با افزایش غلظت و زمان مواجهه اسید تانیک به طور معنی داری تشدید شد) 05 / P>0 (. ترکیب فنولی مورد استفاده مشابه با 15 mg/l فرمالین منجر به کاهش معن یداری در شمار این ترونت ها)بیش از 80 درصد(طی 1 h شد.
    نتیجه گیری نهایی
     استفاده از یک ترکیب فنلی استاندارد مانند اسید تانیک در غلظت های بالاتر و زمان مواجهه طولانی تر م یتواند به طور بالقو های تعداد ترونت های ایکتیو فتیریوس مولتی فیلیس کاهش داده و ایکتیوفتیریوزیس را کنترل نماید
    کلیدواژگان: ترکیبات فنولی، نرخ کشندگی، کارایی ضد انگلی، بیماری دانه های سفید، ایک
  • تکاور محمدیان*، محمد رضا تابنده، حسین خاج صفحات 229-236
    زمینه مطالعه
    سیانید آزاد یک سم قوی در محیط هایی آبزیان می باشد. ماهیان آب شیرین حساس ترین گروه آبزیان به سیانید هستند که در غلظت های بالا تر از g/L 20 مرگ و میر بالایی ایجاد می شود. تماس ماهیان با یون سیانید سبب بروز استرس، افزایش مرگ و میر و بالا رفتن قابل توجه بار متابولیکی می شود. رودناز یک آنزیم میتوکندریایی عمومی در پروکاریوت ها و یوکاروت ها می باشد که یون سیانید را با تبدیل آن به تیوسیانات، سم زدایی می نماید.
    هدف
    هدف از این مطالعه ارزیابی و مقایسه توزیع بافتی آنزیم رودناز در بافت های مختلف 4 گونه از ماهیان بومی شامل برزم، بنی، شیربت و گطان می باشد.
    روش کار
    در مطالعه حاضر 10 نمونه از هر گونه ماهی (در مجموع 40 نمونه) با میانگین طول 5/6± 5/32 و میانگین وزن110 ± 440 گرم از چهار منطقه ذخیره صید رودخانه کارون  شامل گتوند، شوشتر، دارخوین و اهواز  جداسازی شدند. فعالیت آنزیم رودناز در بافت های کبد، کلیه، آبشش و روده ها اندازه گیری شد. واحد فعالیت آنزیم بر اساس میکرومول تیوسیانات تولید شده در مدت یک دقیقه در دمای 37 درجه سانتی گراد و 2/9= pH محاسبه و بر اساس واحد U/mg پروتئین ارایه گردید.
    نتایج
    فعالیت آنزیم رودناز در تمام بافت های مورد مطالعه و با مقادیر متفاوت تایید گردید. بیشترین میزان فعالیت آنزیم در کبد و کلیه و پس از آن در آبشش و روده ها بدست آمد. فعالیت ویژه آنزیم در محدوده 337/0-135/0 در کبد، 262/0-113/0 در کلیه، 157/0-121/0 در آبشش و162/0-094/0در روده ها بدست آمد. نتیجه گیری نهایی: نتایج این تحقیق نشان می دهد که آنزیم رودناز در بافت های مختلف گونه های مورد مطالعه بیان می شود و ممکن است در اعمال فیزیولوژیک مختلف نقش داشته باشد که تعیین دقیق این اعمال نیازمند تحقیقات بیشتر می باشد.
    کلیدواژگان: رودناز، آبشش، روده، کبد، توزیع بافتی
  • علوم پایه
  • جمال نوری نژاد*، عبدالواحد معربی، یزدان مظاهری، علی محمد کرمی صفحات 237-245
    زمینه مطالعه
    با توجه به اهمیت اندام حرکتی لگنی در جلو بردن بدن دام ، مفصل مچ پا یک مرکز قوی حرکتی را تشکیل می دهد و ماهیچه های بازکننده قوی که بدن را به جلو می رانند ، اکثر انرژی خود را از روی نقطه ای در بالای این مفصل منتقل می کنند و درگیری های این مفصل از شایع ترین علل آسیب های اندام های حرکتی گاومیش می باشد.
    هدف
    دستیابی به جزییات دقیق استخوان شناسی و رادیوگرافی مچ پای گاومیش رودخانه ای خوزستان بود.
    روش کار
    مفصل مچ پای 5 گاومیش با سن تقریبی 2 تا 3 سال از کشتارگاه اهواز مطالعه شد. افزون براین، از 10 مفصل سالم مچ پای 5 گاومیش ارجاعی به دانشکده دامپزشکی، پنج حالت گماری (پشتی-کف پائی، مورب پشتی میانی - کف پایی جانبی، مورب پشتی جانبی- کف پایی میانی، جانبی- میانی و جانبی خمیده) رادیوگرافی تهیه شد.
    نتایج
    برخلاف شتریک کوهانه، طرح کلی شکل استخوان های مچ پای گاومیش و گاو بسیار شباهت دارند ولی اختلاف های در شکل و وسعت سطوح مفصلی استخوان های کوتاه این مفصل بین گاومیش و گاو وجود دارد. برخلاف گاو، در رادیوگرافی استخوان کنجدی قلم پایی در گاومیش دیده نشد که از این نظر مشابه شتر یک کوهانه و اسب بود. نمای پشتی-کف پائی برای بررسی فضاهای مفصلی درشت نی- مچ پائی و مفاصل بین مچ پائی ، نمای جانبی - میانی برای بررسی مفصل قاپی- پاشنه ای، نمای پشتی جانبی- کف پائی میانی برای بررسی بخش میانی مفصل درشت نی ای- مچ پائی و نمای پشتی میانی- کف پائی جانبی برای بررسی بخش کف پائی مسند قاپ و قرقره جانبی قاپ بهترین حالت گماری ها می باشند. نتیجه گیری نهایی: یافته های این پژوهش می تواند به عنوان اطلاعات پایه جهت شناسائی و تشخیص اختلالات مفصل مچ پا گاومیش مفید باشد
    کلیدواژگان: گاومیش، مفصل مچ پا، استخوان مچ پا، استخوان شناسی، رادیوگرافی
  • صغری حسام*، محمد سیاح، وهاب باباپور، مرتضی زنده دل، حمید غلامی پور بدیع صفحات 247-253
    زمینه مطالعه
    آسیب های ناشی از ضربه های مغزی (Traumatic brain injury) یکی از مشکلات پزشکی است. یکی از پیامدهای آسیب مغزی، دچار شدن به بیماری صرع  (Post Traumatic Epilepsy; PTE) می باشد.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی تغییرات پارامترهای کیندلینگ در مدل آزمایشگاهی صرع الکتریکی کلاسیک پس از ضربه مغزی می باشد.
    روش کار
    24 سر موش  صحرایی نر نژاد ویستار  با استفاده از مدل صرعی  کیدلینگ الکتریکی کلاسیک صرعی شدند. جهت ایجاد کیندلینگ باجراحی استریوتاکسی یک الکترود در ناحیه آمیگدال مغز موش ها کار گذاشته می شد. بعد از 5 روز در روز 6 ترومای مغزی به آن ها وارد شد. تروما بر اساس مدل CCIا(Controlled Cortical Impact)   ایجاد شد که آسیبی به قطر 2mm االکترود کاشته شده در آمیگدال مغز به موش ها انجام شد. شدت تحریکات در حد µA 200 تا 500 با بسامد 50Hz و موج قطاری مربعی بود. در گروه شاهد، بدون ایجاد تروما موش ها  فقط تحریک الکتریکی کیندلینگ دریافت کردند. در گروه شم، به جای تروما برشی به استخوان سر داده شد و 24 ساعت بعد تحریکات کیندلینگ آغاز گردید.  در این پژوهش شمار تحریکات لازم برای صرعی شدن، آستانه تحریک، امواج پس از تخلیه در مرحله  5 (ADD5)، مرحله 3 (ADD3)، طول دوره مرحله پنجم تشنج (S5D) و طول دوره تشنج (SD) را بررسی شد.
    نتایج
    در گروه شاهد و شم موش ها بطور میانگین بعد از 14 تحریک صرعی شدند. تعداد تحریکات الکتریکی لازم برای صرعی شدن در موش های دچار تروما بطور معنی داری کاهش یافت (5 تحریک) (0.001> P). امواج متعاقب تخلیه در مرحله  5(ADD5)، مرحله 3 (ADD3)،  طول دوره مرحله پنجم تشنج (S5D)  و طول دوره تشنج (SD)  در گروه شم تغییر معنی داری با گروه کنترل نداشت  ولی در گروه تروما بیشتر از گروه کنترل شد (0.001> P). در گروه شاهد و شم آستانه  تحریکات در حد µA 200 تا 500 بود ولی در موش های  ترومایی شدت تحریکات در حد µA 100 تا 200 بود (0.001> P). نتیجه گیری نهایی: شروع کیندلینگ الکتریکی کلاسیک متعاقب تروما باعث تغییر معنی داری در پارامترهای کیندلینگ می شود
    کلیدواژگان: صرع، تروما، کیندلینگ، موش صحرایی، پارامترهای کیندلینگ
  • جواد صادقی نژاد، علی رضا وجهی*، نادر گودرزی، سمیه داودی پور صفحات 255-260
    زمینه مطالعه
    اکوکاردیوگرافی روش غیرتهاجمی بوده و ابزاری سودمند در تشخیص بیماری های قلبی است. تفسیر نتایج اکوکاردیوگرافی نیازمند داشتن آگاهی کافی از آناتومی قلب است.
    هدف
    هدف از این مطالعه تهیه مقاطع آناتومیکی قلب به روشی ساده و بر اساس نماهای اکوکاردیوگرافی بوده تا به عنوان الگویی برای آموزش اکوکاردیوگرافی سگ مورد استفاده قرار گیرد.
    روش کار
    پس از خارج سازی قلب از شش قلاده سگ، اتساع و فیکساسیون قلب ها در فرمالین 10 درصد صورت گرفت. برش های آناتومیکی قلب بر اساس نماهای پاراسترنال راست با محور بلند و کوتاه ایجاد و با تصاویر اکوکاردیوگرافی که از سه قلاده سگ سالم و بدون علائم بیماری اخذ شد مورد مقایسه قرار گرفت.
    نتایج
    در تمام قلب های تهیه شده با این روش، آناتومی خارجی قلب و نیز ساختارها و حفرات داخلی قلب در هنگام برش بخوبی حفظ شده و انطباق کافی با تصاویر اکوکاردیوگرافی برای تفسیر آن وجود داشت. در نماهای بلند، چهارحفره قلبی، دریچه های دهلیزی بطنی و دیواره قلبی قابل مشاهده بود. خروجی بطن چپ و دریچه آئورت نیز در نماهای عمقی تر مشاهده شد. نماهای کوتاه قلب، بطن های قلبی و مورفولوژی داخلی آن ها را نشان داد.
    نتیجه گیری نهایی
    برش های مناسب از قلب های فیکس شده در فرمالین را می توان برای تفسیر اکوکاردیوگرافی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: سگ، فیکساسیون، آناتومی، قلب، اکوکاردیوگرافی
  • محسن اسلامی فارسانی*، محمد دخیلی، شیما آب آب زاده، محمد یگانه پرست، فاطمه حیدری صفحات 261-271
    زمینه مطالعه
    رشد روز افزون جمعیت و نیاز به تهیه مواد غذائی به ویژه پروتئین ها، علاقه به استفاده از مکمل های ارزان و در دسترس، جهت افزایش بازدهی تولید پروتئین را افزایش داده است.
    هدف
    هدف این مطالعه بررسی تاثیر مصرف زئولیت منطقه قم بعنوان مکمل بر ساختار هیستولوژیکی و هیستوشیمیائی روده باریک مرغ گوشتی و مقایسه با زئولیت تجاری است.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی 200 جوجه گوشتی از مرغداری های قم خریداری و به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شد که شامل: گروه کنترل؛ گروه آزمایشی زئولیت قم که بر اساس دوز دریافتی به سه زیر گروه مختلف (5/0درصدZ1=، 1درصدZ2=، 5/1درصد Z3=) تقسیم شدند و گروه آزمایشی آنزیمیت (که زئولیت تجاری را دریافت کرد) بود. 42 روز بعد، از هر گروه 10 نمونه انتخاب شد و پس از پاساژ بافتی، لام ها با هماتوکسیلین- ائورین، پریودیک اسید شیف (PAS) و تلوئیدین بلو رنگ آمیزی و مطالعات میکروسکوپی با کمک نرم افزار1.49f  Image-j انجام شد و داده ها با استفاده SPSS  ورژن 20 تجزیه و تحلیل شدند. 05/0> P به عنوان سطح معنی دار، در نظر گرفته شد.
    نتایج
    در گروه آنزیمیت ارتفاع سلول های پوششی کاهش ولی تعداد غدد مخاطی و گابلت سل ها افزایش معنی داری داشت. تعداد گابلت سل پرزها به جز گروه Z1 در سایر گروه های تیماری افزایش معنی دار داشت (05/0> P). گابلت سل پرزها در گروه های زئولیت (Z1  و Z2) نسبت به گروه آنزیمیت و نیز در  Z3 نسبت به Z1  افزایش معنی داری داشتند(05/0> P).  نتیجه گیری نهایی: نتایج ما نشان داد که زئولیت در افزایش سطح جذب ساختار روده کوچک اثر ندارد؛ ولی فعالیت غدد و گابلت سل ها را تحریک می کند باعث بهبود گوارش می شود که در این مورد زئولیت قم نیز با درصد بالاتر، تاثیری مشابه آنزیمیت دارد.
    کلیدواژگان: هیستولوژی، زئولیت، آنزیمت، روده کوچک، جوجه گوشتی
  • میکروبشناسی و ایمنی شناسی
  • مصطفی مرادی، عبدالغفار اونق* صفحات 273-282
    زمینه مطالعه
    بیماری نوزاد گچی  زنبورعسل یکی از بیماری های دوران نوزادی آن است که در مناطق شمالی ایران شیوع نسبی داشته و در برخی مواقع می تواند مشکلاتی برای کلنی های زنبورعسل ایجاد نماید. جهت کنترل و مبارزه با این بیماری از مواد شیمیائی استفاده می شود که می توانند وارد محصولات کلنی ها شده و مشکلاتی برای مصرف کنندگان آن ها در پی داشته باشند، لذا بررسی اثرات مواد طبیعی و بی ضرر برای زنبورها و مصرف کنندگان فراورده های آن از اولویت ویژه ای برخوردار است.
    هدف
    در این بررسی اثرات ضد قارچی باکتری های لاکتوباسیلوس کازئی، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم بیفیدوم روی قارچ آسکوسفرا آپیس جداسازی شده از کلنی های زنبورعسل مبتلا به بیماری نوزاد گچی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش کار
    باکتری های اسیدلاکتیک در محیط MRS و قارچ آسکوسفرا آپیس در محیط SDAکشت داده شدند و با استفاده از روش های Simultaneous Inoculation  ،Agar Spot ،Confrontation Assay ،Overlay assay اثرات ضد قارچی آن ها روی قارچ آسکوسفرا آپیس بررسی شد.
    نتایج
    مشخص گردید که باکتری های لاکتوباسیلوس کازئی و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس موجب مهار رشد قارچ آسکوسفرا آپیس می گردند ولی باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم تاثیری در مهار رشد قارچ مذکور نداشت، همچنین مایع روئی عاری از باکتری این باکتری ها موجب مهار رشد قارچ آسکوسفرا آپیس نشدند. نتیجه گیری نهائی: نتایج این بررسی نشان می دهد که برخی از باکتری های اسیدلاکتیک قادر به مهار رشد قارچ آسکوسفرا آپیس در محیط کشت بوده و در صورت مهار رشد این قارچ در داخل بدن نوزادان زنبورعسل، می توانند به عنوان یکی از روش های کمکی در کنترل بیماری نوزاد گچی در کلنی های زنبورعسل بکار برده شده و تا حدودی از مصرف مواد شیمیائی و اثرات سوء آن ها بر سلامتی زنبورعسل و مصرف کنندگان فراورده های آن بکاهند.
    کلیدواژگان: زنبورعسل، باکتریهای اسیدلاکتیک، بیماری نوزاد گچی، قارچ آسکوسفرا آپیس، فعالیت ضد قارچی
  • خاطره کفش دوزان*، ایرج اشرافی تمای، سبا پویان صفحات 284-289
    زمینه مطالعه
    در سال های اخیر میزان بروز مسمومیت غذایی ناشی از کمپیلوباکتر به تدریج افزایش یافته است. این باکتری  یکی از علل اصلی بیماری های عفونی گسترده در قرن گذشته می باشد. اگر چه ماکیان مهم ترین مخازن و منبع انتقال کمپیلوباکتر به انسان می باشند، اما آلودگی محیط با گونه های مختلف کمپیلوباکتر و ایجاد عفونت در انسان و حیوانات به وسیله مدفوع پرندگان آزاد وحشی مانند اردک را نمی توان نادیده گرفت.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی میزان آلودگی مدفوعی کمپیلوباکتر ژوژنی  و کمپیلوباکتر کولای در اردک های آزاد برخی مناطق شمال ایران می باشد.
    روش کار
    در اردیبهشت ماه سال 95، تعداد 75 نمونه از مدفوع اردک های آزاد شهر های ساری، آمل، قائم شهر و بابل در استان مازندران جمع آوری شده و میزان حضور گونه های کمپیلوباکتر ژژونی و کولای بوسیله واکنش زنجیرهای پلیمرازسه گانه  مورد سنجش قرار گرفت. ژن های  16srRNA، mapA و ceuE  به ترتیب برای تشخیص جنس کمپیلو باکتر وگونه های کمپیلوباکتر ژژونی و کولای انتخاب شدند.
    نتایج
    از میان هفتاد و پنج نمونه مورد بررسی در این مطالعه، 13 مورد (17.33درصد) واجد کمپیلوباکتر تشخیص داده شدند.  از این تعداد یازده نمونه (84.6درصد) حاوی ژن  mapA و دو نمونه (15.4درصد)  واجد ژن  ceuE  بودند که به ترتیب به عنوان کمپیلوباکتر ژژونی و کمپیلوباکتر کولای معرفی گردیدند. میزان حضور کمپیلوباکتر ژژونی به طور معنی داری بیشتر از کمپیلوباکتر کولای گزارش گردید (0.5-0>P). نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع کمپیلوباکتر در مدفوع اردک های آزاد مناطق شمالی ایران نسبتا بالاست و  خطر بالقوه ای برای  عفونت ناشی از این باکتری در انسان و بخصوص کودکان محسوب می شود
    کلیدواژگان: آلودگی مدفوعی، کمپیلوباکتر ژژونی، کمپیلوباکتر کولای، اردک، واکنش زنجیره ای پلیمراز
  • گزارش موردی
  • مرتضی کیوان لو*، ابراهیم شهروزیان، محمود احمدی همدانی صفحات 291-295
    ارزن یکی از گیاهانی است که به فراوانی در ایران کشت می گردد و مواجهه گله های گوسفند با این مزارع هرساله موجب مسمومیت ها و تلفات و خسارات عمده می گردد. علایم مسمومیت با ارزن بعلت انسداد مجاری صفراوی است و علایم حساست به نور بیشترین نمود را در حیوان دارد. علت اصلی انسداد مجاری صفراوی در این مسمومیت، وجود مقادیر سمی از ساپوژنین های استروییدی  در ارزن است. ساپوژنین ها در بدن حیوانات به مشتقلت گلوکورونیدی اپسیمیلاژنین متابولیزه می شوند و در مجاری صفراوی رسوب می نمایند و باعث انسداد مجاری صفراوی می شوند. در این گزارش، تعداد 170 راس گوسفند پس از چرا در پس چر یک مزرعه ارزن دچار مسمومیت شدند که تعداد 7 راس دام تلف شدند. علایم مشاهده شده در حیوانات مبتلا، شامل بی حالی و بی اشتهایی و طیفی از نشانه های حساسیت به نور از سرخی و تورم پوست  تا زخم شدید در نواحی متاثره بود. بررسی پارامترهای بیوشیمیایی در حیوانات مبتلا، افزایش گاماگلوتامیل ترانسفراز (GGT) و کاهش پروتیین تام سرم بعلت عدم کفایت کبدی را نشان می دهد. علاوه بر این افزایش میزان بیلی روبین تام بعلت عدم دفع مناسب بیلی روبین از مجاری صفراوی نیز مشخص است. گله از مزرعه دور شد و سرم درمانی و تزریق کلسیم و منیزیم و فسفر نیز در حیوانات صورت پذیرفت و پس از یک هفته بهبودی در گله مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: مسمومیت حاد، ارزن، گوسفند، انسداد مجاری صفراوی
|
  • Mohammad Ali Abbasi, Shokoufe Ghazanfari *, Seyed Davood Sharifi, Hassan Ahmadi Gavlighi Pages 153-166
    BACKGROUND
    Antioxidant compounds and unsaturated fatty acids play an important role in improving the immune response and intestinal microflora in broiler chickens.
    Objectives
    The aim of this study was to investigate the effects of different sources of antioxidant and soybean and rapeseed oils on humoral immune responses, intestinal microflora and some of the blood parameters of broiler chicken.
    Methods
    A total of 480 male broiler chicks (Ross 308) were randomly allocated in a factorial arrangement (2×5) based on a completely randomized design with 10 treatments and 4 replicates during 42 days of age. Experimental factors consisted of different sources of antioxidant (rosemary, thymus and satureja essential oils at level of 300 ppm and vitamin E at concentration 200 mg/kg and without antioxidant) and vegetable oils (soybean and rapeseed oils at concentration of 4 percent of diet). Immune characteristics and intestinal microflora population were evaluated.
    Results
    The use of different soybean and rapeseed oils had no significant effect on antibody titer (P>0.05) but the use of antioxidants improved immune responses against Newcastle disease (P<0.01). Also, the use of rosemary, thymus and satureja essential oils increased serum level of blood high density lipoprotein and reduced blood low density lipoprotein (P<0.001).  Furthermore, the concentrations of cholesterol and triglyceride increased in without  antioxidant treatment (P<0.001).Also, use of antioxidant treatments caused significant decrease of heterophil to lymphocyte ratio (P<0.05), then these result are consistent with the immune response against Newcastle disease. Furthermore, escherichia coli to lactic acid bacteria ratio increased in rosemary and thymus essential oils treatments compared with without antioxidant treatment (P<0.05).
    Conclusions
    The use of dietary soybean and rapeseed oils did not have a significant effect on different traits of broiler chicken, but adding dietary antioxidants improved immune responses and intestinal microflora and in between different antioxidants, the use of essential oils compared with vitamin E  induced significant improvement of traits.
    Keywords: Antioxidant, Broiler chickens, Vegetable oil, Immune system, Intestinal microflora
  • Masoumeh Bahrekazemi *, Abdolkarim Esbouchin Pages 167-174
    BACKGROUND
    Pacu is considered as one of the major sources of nutrition in the Amazon basin because of its high growth rate, low food expectation and resistance to diseases and the idea of using inulin in its diet can improve the culture of the species.
    Objectives
    In this study the effe0ct of different levels of prebiotic inulin on the growth rate, body composition and some blood parameters in black Pacu was studied.
    Methods
    For this purpose 120 Pacu fish (6.50±0.05 g) were fed with 1, 2 and 3 g/kg   prebiotic inulin over a period of 60 days.
    Results
    The results showed that the highest percentage of body weight gained, specific growth rate and condition factor were obtained in 3 g/kg inulin, which were significantly different from other treatments (P<0.05). A significant positive effect was observed in feed conversion ratio (FCR) and protein efficiency ratio (PER) by adding 3 g/kg inulin. It decreased the amount of FCR and increased the amount of PER significantly. Also, there was no dead fish between treatments all during the period and the survival rate was 100%. Addition of inulin to the diet, improved the nutritional composition of the fish and the maximum amount of protein and fat and minimum amount of moisture were measured in 3 g/kg inulin. In hematological parameters, although there were no significant differences in the number of red blood cells, MCV, MCH and MCHC amounts, the maximum numbers of white blood cells and the highest amounts of hemoglobin and hematocrit with the significant differences to other treatments, belonged to 3 g/kg  inulin.
    Conclusions
    Addition of 3 g/kg inulin can improve the growth rate, nutrient composition and immunity in Black Pacu.
    Keywords: Prebiotic Inulin, Body Composition, Black Pacu
  • Elmira Naeemi, Ebrahim Alizadeh Doughikollaee, Hojatollah Jafariyan, Ehsan Ahmadifar * Pages 175-185
    BACKGROUND
    Increasing population and food provision is one of the most important problems in the world, thus aquaculture plays an important role in the production of food and human needs.
    OBJECTIVES
    This study was to investigate the effect of Celmanax prebiotic on growth performance, hematological and biochemical factors of juvenile Oncorhynchus mykiss.
    METHODS
    For this study, 780 juvenile rainbow trout with an average weight of 18 ± 2 g were randomly divided into four groups with three replications. 0, 2, 4 and 6 percent of Celmanax were added into diets and the fishes were fed with 5% of body weight for 8 weeks 3 times. At the end of experiment, investigation of the growth indices, blood sampling and serum preparation for hematological and biochemical tests were performed.
    RESULTS
    The results showed that fishes fed with diets containing 4% Celmanax prebiotic had better growth indices (final length, final weight, weight gain, percentage of weight gain and specific growth rate) compared to control (P≤0.05). Comparison between experimental treatments demonstrated that immune indices significantly increased with increase of prebiotic levels in the diet (P≤0.05). So that, the highest level of hemoglobin, red blood cell, white blood cell and neutrophil were related to fishes fed with 6% of Celmanax prebiotic diet. Also, the highest levels of immunoglobulin, albumin, glucose and lsozyme and the lowest levels of cholesterol and triglyceride and cholesterol were observed in fishes fed with 6% of Celmanax prebiotic diet, which showed a significant difference with control (P≤0.05).
    CONCLUSIONS
    Increasing levels of Celmanax prebiotic in the diet caused an improvement in the growth and immunity system of rainbow trout.
  • Fahimeh Tooryan *, Maryam Azizkhani Pages 187-197
    BACKGROUND
    Oxidation of lipids results in changes that may affect the nutritional quality, wholesomeness, colour, flavour and texture of food. Canola oil is prone to oxidation because of high unsaturated fatty acids. Using synthetic antioxidant due to the possibility of toxic and carcinogenic effects is limited. Thus, it is important to research on replacing synthetic antioxidants by natural antioxidant.
    Objectives
    The aim of this research was identification of the chemical compounds of Carum copticum essential oils (CEOs) and investigation of antioxidant and antiradical properties by using Diphenylpicrylhydrazyl (DPPH) method and β-carotene/linoleic acid system and assaying its antioxidant capacity in canola oil.
    Methods
    Carum copticum essential oil was analyzed by GC/MS. Anti-radical activity of (CEOs) was investigated by using various methods and then antioxidant  was tested by measuring the peroxide value and thiobarbituric acid of canola oil samples containing different concentrations of C. copticum essential oil and synthetic antioxidant(BHT).
    Results
    Results showed that thymol (36.4%), γ-terpinene (21.73%) and ρ-cymene (31.3%) were the major compositions of essential oil. IC50 value of (CEOs) was 21± 0.2  µg/ml. In both systems, the sequence of the power of antioxidant activity was BHT then C. copticum essential oil. In addition, by increasing the concentrations, their antioxidant activities were increased. Statistical results revealed C. Copticum essential oil at concentration of 400 ppm (P>0.05).
    Conclusions
    Carum copticum essential oil is a potent antioxidant for stabilization of canola oil and can be used as a natural antioxidant. It seems that after complementary test it can be used as natural antioxidant in foodstuff, especially in edible oils.
    Keywords: Carum copticum, essential oil, antioxidant activity, canola, oil
  • Alireza Zare Salmasi, Sareh Nazerian, Ali Taheri Mirghaed *, Seyed Morteza Ebrahimzadeh Pages 199-208
    BACKGROUND
    In the past decades, medicinal plants were used to enhance the specific and non-specific defense mechanism and to increase resistance to disease.
    OBJECTIVES
    This study was performed to evaluate the effect of Curcuma longa L. on the hematological factors of Huso huso.
    METHODS
    In this study, 90 beluga with average weight of 2.403± 0.006 Kg were kept on Shahid Rajai reproduction, culture and rehabilitation of sturgeon for 20 days. This number of fish were distributed in the three groups with the names curcumin, control (+) and control (-) with three replicates. After one week adaptation with experimental environment fish were injected intraperitoneally. In curcumin group 400 mg/kgbw curcumin extract at the maximum volume of 0.5 ml was used. In control (+)and in control (-) without injection 0.5 ml of physiological serum was kept just to check fish experimental conditions. Blood was taken at 0, 3, 6, 9 and 12 days post injection.
    RESULTS
    The results of this study showed that the amount of red blood cells, white blood cells, hematocrit, hemoglobin and blood indices such as MCV, MCH, MCHC in the curcumin group was higher  than the control group (control (+) and control (-)).
    CONCLUSIONS
    The result of this study showed that use of curcumin in beluga has high impact on increasing Hematology parameters.
    Keywords: Intraperitoneally, Curcumin, Huso huso, hematology, Blood cells
  • Laleh Roomiani, Laleh Roomiani *, Mansoreh Ghaeni Pages 209-218
    BACKGROUND
    Lactococcusis disease due to Lactococcus garvieae, one of the most important zoonotic bacterial diseases.
    Objectives
    The purpose of this study was to evaluate the effect of Cinnamon essential oil and Nisin on the growth of Lactococcus garvieae.
    Methods
    The effect of cinnamon essential oil with concentrations of 0, 0.25 and 0.75%, and Nisin 0, 0.4 and 0.8 μg/mL on growth of this bacteria at 4 and 8 °C during 0, 3, 6, 9, 12, 15 days of storage was investigated.
    Results
    The results of this study showed that on samples kept at 4 °C, bacterial growth was delayed until the fifteenth day using cinnamon essential oil or Nisin, and in the case of cinnamon, the growth rate of bacteria in the ninth and fifteenth days was below 2 log cfu/g. While the combination of 0.8 μg/ml Nicin and 0.75% essential oil of cinnamon postponed growth on the third day. At 8 °C, Nisin, the cinnamon essential oil alone and in combination (similar to 4 ºC) until the sixth day prevented bacterial growth. Compared to the control treatment, the concentration of Nisin and cinnamon essential oil had a significant difference in inhibitory bacterial growth (P<0.05). The results also showed that the combination of Nisin and cinnamon essential oil, had a significantly higher effect than their single state.
    Conclusions
    Results indicate that Nisin and cinnamon essential oil effectively inhibit the growth of Lactococcus garvieae in the rainbow trout fillet.
    Keywords: Lactococcus garvieae, Cinnamon essential oil, Nisin, Rainbow trout (Oncorhynchus mykiss), temperature
  • Seyed Jalil Alavinia, Seyed Saeed Mirzargar *, Homan Rahmati, Holasoo, Hosseinali Mousavi Pages 219-227
    BACKGROUND
    Ichthyophthiriasis induced by a freshwater teleost pathogen “Ichthyophthirius multifiliis” is one of the most important parasitic diseases with substantial economic losses to the aquaculture industry. Although malachite green, copper sulphate, formalin, and chloramine-T have been used to treat ichthyophthiriasis, there are  no chemicals that can be used safely and effectively to control this parasitic disease. As a result, application of natural, safe and strong components to prevent ichthyophthiriasis is of great importance.
    Objective
    The aim of the present research is to determine the short-term effectiveness of tannic acid (TA) on the parasite theronts of I. multifiliis.
    Methods
    In this study, TA as a main phenolic acid at different concentrations (0.0-7.0 mg/L) was applied to determine its acute toxicity against I. multifiliis theronts in various exposure times (1-3 h). The results were also statistically compared to the findings obtained from the control treatment and the positive control sample (15mg/L  formalin).
    Results
    There was a significant and direct correlation between TA concentration and exposure time in order to enhance the mortality rate of I. multifiliis theronts. An increase in levels of TA and exposure time in the studied ranges can significantly intensify the mortality number (P<0.05). The used natural phenolic constituent similar to 15 mg/L formalin led to a significant reduction in number of these theronts (> 80%) at 60 min.
    Conclusions
    Use of a standard phenolic agent such as TA at higher concentration and longer exposure time can potentially decrease the number of I. multifiliis theronts and control ichthyophthiriasis.
    Keywords: Phenolic compounds, Anti, Mortality rate, Antiparasitic efficacy, Acute toxicity, White spot disease
  • Takavar Mohammadiyan *, Mohammad Reza Tabande, Hossein Khaj Pages 229-236
    BACKGROUND
    Free cyanide is a potent toxic agent in the aquatic environment.  Freshwater fish are the most cyanide-sensitive group with high mortality at free cyanide concentrations above 20 μg/L. Exposure to cyanide ions can cause stress, increased mortality and place an appreciable metabolic load on fishes. Rhodanese is a ubiquitous mitochondrial enzyme in both prokaryotes and eukaryotes that detoxifies cyanide (CN-) by converting it to thiocyanate (SCN).
    OBJECTIVES
    The purpose of this investigation was to determine and compare the pattern of tissue distribution of Rhodanese in different tissues of four native Barbus fish including Mesopotamichthys sharpey, Tor grypus, Luciobarbus xanthopterus and Luciobarbus barbulus.
    METHODS
    Fishes (10 from each species) with length of 32.5 ± 6.5 and weight of 440 ± 110   were collected from five major fishing reservoirs of Karoun River including Gotvand, Shushtar, Molasani, Darkhoine and Ahvaz. Rhodanese activity was assayed by the method of Sorbo in the liver, kidney, gill and intestine. The unit of enzyme activity was defined as micromoles thiocyanate formed per minute at 37 °C and pH 9.2 and enzyme activity was expressed as U/mg protein.
    RESULTS
    Rhodanese activity was detected in all tissues studied, albeit in different amounts. Specific activities of Rhodanese (U/mg protein) in different tissues ranged from 0.135 to 0.337 in the liver, 0.113 to 0.262 in the kidney, 0.121 to 0.157 in the gill, and 0.094 to 0.162 in the intestine, respectively.
    CONCLUSIONS
    The highest activity of Rhodanese in all four species was observed in the liver and kidney, followed by the gill and intestine. Our results suggest that Rhodanese may be functional in many physiological activities in these species which needs to be clarified in detailed.
    Keywords: Rhodanese, Gill, Intestine, Liver, Tissue distribution
  • Jamal Noorinezhad *, Abdolvahed Moarabi, Yazdan Mazaheri, Alimohammad Karami Pages 237-245
    BACKGROUND
    As regards the role of the hind limb in propulsion, it is obvious that the tarsus forms a powerful center movement, it begins upon the point of the hock that the powerful extensor muscles which propel the body exert much of their energy. Tarsus injuries of water buffalo are the commonest limb joint disorders.
    OBJECTIVES
    The aim of this study was to an access accurate detailed osteology and radiology of tarsus Khuzestan river buffaloes.
    METHODS
    Ten joints of the five water buffaloes aged approximately two to three years were obtained from Ahvaz abattoir. In addition, the ten normal tarsal joints of five water buffaloes referred to the clinic of the Faculty of Veterinary Medicine were examined radiographically. Radiographic examination was performed in dorsoplantar, lateromedial, dorsolateral-plantaromedial oblique and plantarolateral-dorsomedial oblique, and flexed lateral projections.
    RESULTS
    Unlike the dromedary camel, the general configuration of river buffalo tarsal bones and cow shares many similarities; however, there are concrete differences between buffalo and ox on the shape and extension of articular surfaces of tarsal bones. Unlike the ox, the metatarsal sesamoid bone was not noted radiographically in water buffalo, similar to that in horse and dromedary camel. The dorsoplantar view was optimal for the evaluation of articular surfaces and joint spaces of tarsocrural as well as the intratarsal joints. The dorsoplantar view was the best for evaluation of joint spaces of tarsocrural as well as the intratarsal joints, the lateromedial view for talocalcaneal joint, the dorsolateral-plantaromedial view for medial aspect of the tarsocrural joint, and the plantarolateral-dorsomedial view for the plantar aspect of the sustentaculum tali and the lateral trochlea of the talus.
    CONCLUSIONS
    The normal appearance of bony structures of tarsus described in this study provided basic reference data for radiographic investigations of the water buffalo tarsal disorders. ___________________________________
    Keywords: Water buffalo, Tarsal joint, tarsal bone, Osteology, Radiography
  • Soghra Hesam *, Mohammad Sayyah, Vahhab Babapour, Morteza Zendehdel, Hamid Gholami Pour Badei Pages 247-253
    BACKGROUND
    Traumatic Brain Injury (TBI) is one of the prevalent medical problems. Post Traumatic Epilepsy (PTE) is one of the complications of TBI. Traumatic and ischemic brain injuries are amongst the well-known risk factors of developing PTE
    Objectives
    The present study tends to figure out changing kindling parameters in the model of the classical electrical epilepsy following traumatic brain injury.
    Methods
    Male Wistar rats became epileptic using the amygdala kindling model of epilepsy. Rats underwent stereotaxic surgery. Five days thereafter, trauma was exerted to the temporo-parietal cortex of the rats by Controlled Cortical Impact (CCI) device causing a 2 mm lesion. After 24 hours, kindling stimulations were started. Each stimulus is delivered at an intensity of 200-500 µA, with 50 Hz frequency with monophasic square wave train stimulations once daily. One control group with no trauma and just kindling stimulation was considered in experimental groups. A sham group was also considered in which animals underwent all procedures including surgery and kindling stimulations without trauma.
    Results
    Mean number of 14 stimulations is needed for kindled state in control and sham groups. Traumatic rats became kindled with a significantly lower number of electrical stimulations (5 stimulations). The after discharge duration (AD) at stage 5, after discharge duration (AD) at stage 3, total duration of seizure behavior (SD) and duration of stage 5 seizure behavior (S5D) in traumatic rats were higher than threshold with control and sham group. The threshold of seizures in traumatic rats was significantly lower than the threshold in control and sham groups.
    Conclusions
    Classical electric kindling after trauma has a significant effect on the parameters of the kindling.
    Keywords: epilepsy, trauma, kindling, rat, kindling parameters
  • Javad Sadeghinezhad, Alireza Vajhi *, Nader Goodarzi, Somaye Davudypoor Pages 255-260
    BACKGROUND
    Echocardiography is a noninvasive technique that is an important tool in diagnosis of cardiac diseases. Interoperation of the results of the echocardiography is dependent on having anatomical knowledge of the heart.
    OBJECTIVES
    The aim of this study was to prepare the anatomical slices according to the related views in echocardiography. These sections can be used as a model for teaching of echocardiography.
    METHODS
    Six dogs euthanized for purposes rather than the present study were used. The hearts were dissected and then dilated and fixed using formalin 10%. Fixed hearts were then cut to obtain representative slices corresponding to long and short axes of right parastenal standard echocardiographic views which were taken from three healthy dogs. After that, both anatomical and ultrasound images were correlated.
    RESULTS
    The external and internal morphology of the heart were suitable for this study. The comparison of the anatomical slices with related echocardiograms showed a high level of correlation. In the long axis views, the four chambers, the atrioventricular valves and the cardiac septum were visible. The left ventricular outflow and aortic valve were represented in deeper views. The short axis series showed two ventricles and their internal morphology.
    CONCLUSIONS
    The slices of hearts which were fixed using formalin may be used for echocardiography interoperation
    Keywords: Dog, Fixation, Anatomy, heart, Echocardiography
  • Mohsen Eslami Farsani *, Mohamad Dakhili, Shima Ababzadeh, Mohamad Yeganehparast, Fatemeh Heidari Pages 261-271
    BACKGROUND
    Population growth and the need for food, especially proteins, have increased the interest in using inexpensive and available supplements to increase protein production.
    ObjectiveS
    The aim of this study was to evaluate the effect of Qom region zeolite as a supplement to the histological and histochemical structure of broiler chicken intestine and to compare it with commercial zeolite.
    Methods
    In this experimental study a total of 200 broiler chicks were purchased from Qom poultry and randomly divided into five groups including the control group; the experimental group of Qom zeolite which was subsequently subdivided into three different doses including (Z1 = 0.5 %, Z2 = 1%, Z3 =1,5%); and finally the anzymite group which received the commercial zeolite. 42 days later, 10 samples were selected from each group and after tissue preparation, the slides were stained with hematoxylin-eosin, PAS period, and toluidine blue; then microscopic assays were applied using the Image-j 1.49f software. Data analysis was done with SPSS 20 and One-way ANOVA and Tukey’s post hoc test. P
    Results
    The height of the epithelial cells decreased in the anzymite group but the number of mucosal glands and goblet cells increased significantly (P<0.05). Except for Z1 group in other Qom zeolite treatment groups (Z2 and Z3), the number of goblet cells increased significantly (P<0.05). Therefore, the effect of zeolite higher than 1.5% may be comparable with anzymite.
    Conclusions
    Our results showed that zeolite does not have any effect on increasing the absorption rate of the small intestine, but could stimulate the function of goblet cells and intestinal glands, so Qom zeolite with higher percentage could have the same effect as anzymite
    Keywords: Histology, Zeolite, Anzymite, Small intestine, Broiler chickens
  • Mostafa Moradi, Abdolghafar Ownagh * Pages 273-282
    BACKGROUND
    Honey bee Chalkbrood disease is a fungal disease that is distributed in apiaries in the north provinces of Iran. Chalkbrood causative agent is Ascospaharea apis that can survive in colonies products for many years. Many chemical materials are used for control of Chalkbrood disease in honeybee colonies that can make some problems in honeybee consumer products, so  that survival of safe material and methods for honeybee colonies treatments is a important aim in honeybee research field.
    OBJECTIVES
    In this study antifungal effects of the Lactobacillus casei, Lactobacillus acidophilus and Bifidobacterium bifidum on the Ascospharea apis causative agent of honey bee Chalkbrood disease is examined.
    METHODS
      Simultaneous inoculation, Agar spot, Confrontation assay, Overlay assay methods are used. LABs are cultured in MRS and A.apis is cultured in SDA media.
    RESULTS
    L.casei and L.acidophilus had moderate effects on the A.apis growth, but B.bifidum and LABs cell free supernatants(CFS) could not  inhibit growth of  this fungi.
    CONCLUSIONS
    Results of this survey show that LABs have antifungal activities on the honey bee Chalkbrood disease agent in culture medium and may be used as an alternative method for control of this disease in the honeybee colonies.
    Keywords: Honey Bee, Lactic Acid Bacteria, Chalkbroud Disease, Ascospharea apis, Antifungal Activitis
  • Khatereh Kafshdouzan *, Iradg Ashrafi Tamai, Saba Pouyan Pages 284-289
    BACKGROUND
    The incidence of Campylobacter associated food-poisoning has gradually increased and it is considered to be the major cause of widespread infectious disease of the recent century. Although the poultry are the most important reservoirs and source of transmission of Campylobacter to human, urban wild birds like the ducks with faecal contamination of environment cannot be excluded from being the contributing source of Campylobacter spp. for human and animals.
    Objectives
    The aim of this study was to evaluate the faecal contamination of C.jujuni and C.coli in urban ducks in the North of Iran.
    Methods
    From March to April 2016, a total of 75 stool samples were collected from urban ducks in Sari, Amol, Ghaem Shahr and Babol, Mazandaran province, Iran to evaluate the presence of Campylobacter spp. using triplex PCR. 16srRNA, mapA and ceuE genes were targeted for Campylobacter spp., C.jujuni and C.coli respectively.
    Results
    13 of 75 samples (17.33%) were contaminated with Campylobacter spp. Faeco prevalence of C.jujuni and C.coli was 84.6% and 15.4% .The prevalence of C.jujuni was significantly more (p< 0-0.5).
    Conclusions
    The results of this study have shown prevalence of Campylobacter spp. in urban ducks in the North of Iran is relatively high and may be considered a potential risk factor for human Campylobacteriosis in Iran, especially in children
    Keywords: Fecal contamination, C. jujuni, C. coli, Duck, PCR
  • Morteza Keywanloo *, Ebrahim Shahroozian, Mahmood Ahmadi, Hamedani Pages 291-295
    Different species of Panicum have been reported as a cause of photosensitization in sheep, horses, cattle and goats. P. miliaceum grows across different regions of Iran. This plant may contain toxic levels of hepatotoxic steroidal sapogenins. Sapogenins are metabolized in animals to glucuronide conjugates of epsimilagenin which are crystallized in bile, leading to biliary blockage, cholangitis and secondary photosensitization. An outbreak of poisoning was observed in a flock of 170 fat-tailed sheep grazing on pasture of proso millet (P. miliaceum) in Birjand, South Khorasan province of Iran. Affected animals showed tachycardia and tachypnea. Anorexia, reduced rate and amplitude of ruminal movements up to ruminal stasis were observed. Severe head swelling and marked icterus in mucous membranes were observed. Seven affected sheep died. Serum biochemical parameters were analyzed. Marked elevation of BUN, total bilirubin, and the activities of GGT and high level of Ca2+ were observed in comparison with normal ranges. High levels of GGT activity indicates biliary lesions and BUN elevation in serum is probably due to renal failure and both are consistent with exposure to P. miliaceum
    Keywords: Acute poisoning, panicum miliacum, sheep, cholangitis