فهرست مطالب

شهر پایدار - پیاپی 3 (پاییز 1397)
  • پیاپی 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • میرنجف موسوی*، حسن آهار، ایوب منوچهری میاندوآب، حدیثه قیصری صفحات 1-16
    رشد پراکنده شهرها علاوه بر تاثیرات منفی زیست محیطی و اقتصادی دارای هزینه های اجتماعی زیاد هستند، این هزینه ها با جابجایی و فاصله گرفتن محله های شهری از مرکز شهر و شکل گیری حومه های شهری روزبه روز بیشتر می شود. هدف اول این مطالعه تحلیل و تاثیر پراکنده رویی شهری بر سرمایه اجتماعی محلات شهر مراغه می باشد. هدف دوم مقایسه نتایج رگرسیون چند متغیره با رگرسیون وزنی جغرافیایی می باشد. مطالعه حاضر متشکل از سه مرحله شامل: بررسی پراکنده رویی شهری، بررسی سرمایه اجتماعی محلات و درنهایت سنجش میزان تاثیرگذاری شاخص های پراکنده رویی بر میزان سرمایه اجتماعی محلات شهر می باشد. تعداد شاخص های پراکنده رویی شهری 6 مورد و تعداد شاخص های سرمایه اجتماعی در 5 عامل اصلی و 39 زیر شاخص بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که از روش های پیمایشی و اسنادی نیز استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات شاخص های پراکنده رویی از طریق مطالعه طرح جامع، تفضیلی شهر که از طریق نرم افزار ArcGIS استخراج شده است. جمع آوری اطلاعات سرمایه اجتماعی از طریق پرسشنامه به تعداد 383 انجام شده است. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره و رگرسیون وزنی جغرافیایی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نتایج رگرسیون چند متغیره در مقایسه با رگرسیون وزنی جغرافیایی با توجه به ماهیت داده های فضایی از اعتبار کمتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: پراکنده رویی، سرمایه اجتماعی، رگرسیون وزنی جغرافیایی، شهر مراغه
  • احمد پوراحمد*، ابراهیم فرهادی، رامین قربانی، عباس درودی نیا صفحات 17-33
    در علم جغرافیا، چشم اندازها همواره با عامل فرهنگ پیوند می خورند. ازاین رو، می توان چشم انداز را به مفهوم فرم های قابل رویت در سطح زمین و ترکیب آن ها باهم در نظر گرفت. برای حفظ سلامت روان و رفتار و پیشگیری از استرس می توان از چشم انداز سازی و استفاده از مناظر زیبا در کالبد و زیرساخت های شهری سود برد؛ اما اینکه این چشم اندازهای شهری تا چه میزان بر سلامت روانی شهروندان تاثیر می گذارند سوال اصلی این پژوهش است که سعی در مطالعه آن دارد. پژوهش حاضر ازنظر هدف؛ کاربردی و توسعه ای و ازلحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی می باشد که ابتدا پس از تشریح مفاهیم مربوط به چشم اندازهای شهری و سلامت روان با روش کتابخانه ای، پرسشنامه چشم اندازهای شهری در 9 شاخص و 65 گویه و پرسشنامه GHQ در 4 شاخص و 28 گویه در طیف لیکرت تهیه شد؛ حجم نمونه پرسشنامه بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران، در 2 منطقه 384 به دست آمد که به صورت سهمیه ای و تصادفی بین مناطق توزیع و جمع آوری گردید.؛ و سپس در محیط نرم افزار spss به تحلیل نهایی صورت گرفت که نتیجه بررسی پرسشنامه GHQ در سطح مناطق نشان داد که نمره سلامت روان منطقه 2 بالاتر از سطح متوسط و نمره سلامت روانی در منطقه 9 کمی پایین تر از سطح متوسط نمره این پرسشنامه قرار دارد. در تحلیل رگرسیونی خطی چندگانه به این نتیجه رسیدیم که در منطقه 2 شاخص های وضعیت زیست محیطی، وضعیت اقتصادی، وضعیت آموزشی، وضعیت شبکه های ارتباطی و حمل ونقل، وضعیت امنیتی، وضعیت مسکن، وضعیت مشارکت، وضعیت تجاری فرهنگی و وضعیت طراحی و مبلمان شهری به ترتیب بر روی سلامت روان افراد تاثیرگذار است و در منطقه 9 شاخص های وضعیت اقتصادی، وضعیت مشارکت، وضعیت تجاری فرهنگی، وضعیت طراحی و مبلمان شهری، وضعیت شبکه های ارتباطی و حمل ونقل، وضعیت امنیتی، وضعیت آموزشی، وضعیت زیست محیطی و وضعیت مسکن به ترتیب شاخص های اثرگذار بر سلامت روان افراد در این منطقه هستند.
    کلیدواژگان: سلامت روان، چشم انداز شهری، رگرسیون خطی چندگانه، مناطق 2 و 9 تهران
  • فرانک سیف الدینی، رمضانعلی نادری مایوان، محمد احمدی*، مهلا زارعی صفحات 35-49
    بعد از جنگ جهانی دوم و به دنبال افزایش سریع جمعیت و گسترش مشکلات شهری، ایجاد شهرهای جدید به عنوان یکی از مهم ترین سیاست های شهری برای کاهش این مشکلات در شهرهای بزرگ مطرح گردید. اما این سیاست ها در کشورهای درحال توسعه به خصوص ایران، به دلیل فقدان برنامه های دقیق و عدم توجه به نیازها و خواست های شهروندان با شکست مواجه شدند و به نظر می رسد که با توجه به استراتژی ایجاد شهرهای جدید و اهداف آن، شهرهای جدید به اهداف خود نرسیده اند. ازاین رو باید برنامه های دقیق در پیش گیریم تا علاوه بر اینکه جمعیت موجود شهرهای جدید حفظ گردند، بلکه به جمعیت آن ها نیز، افزوده شود. مشارکت مردم در امر برنامه ریزی و احترام به آراء و عقاید آن ها، شاید اولین گام برای رسیدن به هدف های برنامه ریزی شهری باشد بنابراین با توجه به اهمیت مشارکت شهروندی در موفقیت طرح های شهری، در این پژوهش، مشارکت شهروندان در کاربری اراضی شهری در شهر جدید گلبهار بررسی می شود تا شاید راه و حلی برای مشکلات شهرهای جدید باشد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی بوده، جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه انجام شده است و داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرم افزار SPSS و با آزمون های رگرسیون، t-test, crosstabs, chi square و Spearman، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که میزان مشارکت شهروندان در شهر جدید گلبهار در سطح پایینی است و کمترین میزان آن مربوط به کاربری اراضی است و همچنین میزان رضایتمندی آنان نیز از خدمات ارائه شده سطح پایینی را نشان می دهد. طبق نتایج، رابطه معناداری میان رضایتمندی، تکالیف، سن، تحصیلات، مدت اقامت و شغل با مشارکت وجود دارد اما رابطه میان جنس و تاهل با مشارکت معنادار نیست.
    کلیدواژگان: مشارکت عمومی، شهرهای جدید، کاربری اراضی، شهر جدید گلبهار
  • عیسی ابراهیم زاده*، اسماعیل رحمانی صفحات 51-64
    کیفیت زندگی مفهومی است که برای ترسیم توسعه رفاه در یک جامعه به کار می رود و دارای دو وجه ذهنی (کیفی) و عینی (کمی) است. سنجش کیفیت زندگی در بعد ذهنی به منظور پایش برنامه های توسعه در مناطق شهری از ضرورت های اساسی است. ازاین رو شهر کنارک که دریکی از محروم ترین مناطق کشور (جنوب استان سیستان و بلوچستان) ازلحاظ بیش تر شاخص های توسعه یافتگی و کیفیت زندگی قرارگرفته است، ضرورت و ارزش این پژوهش را دوچندان می نماید؛ بنابراین پژوهش حاضر باهدف ارزیابی کیفیت زندگی ذهنی- ادراکی و تبیین برخی عوامل موثر بر آن در شهر نامبرده انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و اخذ اطلاعات میدانی آن مبتنی بر تکمیل پرسش نامه و به روش تصادفی ساده گردآوری گردید. جامعه آماری تحقیق کلیه خانوارهای ساکن در شهر کنارک شامل 7975 خانوار بوده است. نمونه آماری با استفاده از روش کوکران 310 نفر محاسبه شد. روایی ابزار تحقیق (پرسش نامه) با بهره گیری از دیدگاه افراد متخصص و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ با ضریب 898/0 تایید شد. یافته ها با روش های آماری آزمون t تک گروهی، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون، با بهره گیری از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که کیفیت زندگی ذهنی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- محیطی کم تر از حد متوسط و باارزش میانگین (85/2) می باشد. درعین حال نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که شاخص های میزان تحصیلات خانوار، وضعیت شغلی، متوسط مالکیت زمین و کالاهای بادوام در کنار میزان تقدیرگرایی، باکیفیت زندگی ذهنی رابطه معناداری دارند، ولی بین نوع مالکیت مسکن و کیفیت زندگی ذهنی ارتباط زیادی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی ذهنی، شاخص های کیفیت زندگی، زندگی شهری، شهر کنارک
  • محسن شاطریان*، رسول حیدری سورشجانی صفحات 65-80
    بازار یکی از عناصر اصلی شهر ایرانی و به مثابه قلب تپنده آن محسوب می شود. بازار سنتی کاشان در دوره سلجوقیان احداث گردید و به تدریج نقش و کارکرد مهمی در توسعه اقتصادی- اجتماعی شهر پیدا کرد. به طوری که در دوره صفویه به اوج شکوه و رونق اقتصادی رسید. اما در دوره معاصر به دلیل گسترش شهر کاشان و ایجاد فاصله مکانی بین بازار و محل سکونت شهروندان، گسترش خرده فروشی ها و فروشگاه های جدید در امتداد خیابان ها و محلات مختلف در سطح شهر، موجب کم رنگ شدن و بعضا از دست رفتن نقش و کارکرد قدیمی بازار کاشان شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که چه تفاوتی میان پایگاه اجتماعی اقتصادی پاسخگویان در شهر و نحوه و رفتار خرید از بازار وجود دارد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات و داده های موردنیاز از روش میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل الف) کسبه و بازاریان و ب) ساکنان شهر کاشان می باشد. حجم نمونه برای ساکنان شهر کاشان با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر انتخاب گردید که این تعداد پرسشنامه بین سه منطقه شهری با پایگاه اقتصادی پایین (شهرک 22 بهمن)، متوسط (خیابان ملامحسن) و بالا (خیابان امیرکبیر) توزیع گردید. ملاک تعیین سه منطقه شهری بر اساس ارزش زمین، تراکم جمعیت، قیمت مسکن، مهاجران و پایگاه اجتماعی اقتصادی ساکنین می باشد. همچنین تعداد 100 پرسشنامه از کسبه و بازاریان شهر تکمیل شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون آماری واریانس یک طرفه انجام شد. منطقه امیرکبیر کمترین میزان مراجعه به بازار را با 10 درصد خرید دارند، لیکن شهرک 22 بهمن بیشترین مراجعه و خرید را از بازار سنتی می کنند و به طورکلی بازار نقش درجه اول خود را به عنوان مرکز عمده خرید شهروندان ازدست داده است.
    کلیدواژگان: بازار کاشان، توسعه شهری، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، محل سکونت
  • علی اصغر ملک افضلی*، میترا کلانتری، شیوا بهارستانی صفحات 81-94
    رشد سکونتگاه های غیررسمی و نامنظم، به مثابه جزیره های فقر در حاشیه و درون شهرها مشکلی است که به دلیل حذف اقشار کم درآمد از نظام برنامه ریزی و لحاظ نکردن آن ها به صورت فعال و به عنوان گروه های هدف در سیاست گذاری ها است. و باعث تخریب محیط زیست، تضعیف خدمات شهری، و نزول زیربناهای موجود شده است. در این راستا هدف این پژوهش تحلیل و بررسی سطح پایداری محله های حاشیه نشین از طریق شناخت شاخصه های کالبدی، جمعیتی، خدماتی، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی توسعه پایدار است. محدوده موردمطالعه محله قلعه کامکار در شهر قم است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بر پایه پیمایش است و از ابزار پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه خانوارهای ساکن در محدوده است (9019 خانوار) که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و واریانس به دست آمده از پیش آزمون با سطح اطمینان 95 درصد، 370 خانوار محاسبه شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که محله قلعه کامکار قم از مشارکت اجتماعی و تعلق شهروندی پایینی برخوردارند و ازنظر برخورداری از خدمات ارائه شده در این محله در سطح مطلوبی قرار ندارد، هم چنین با توجه به گسترش فقر و بیکاری حاشیه نشینان بیش تر در معرض آسیب های اجتماعی اند. شایان ذکر است که وضعیت اسفبار زندگی و شکاف عمیق بین سطح زندگی در این محدوده با بافت اصلی شهر، از ویژگی های منحصربه فرد این محله است. به طوری که عواملی از قبیل مهاجرت از نقاط فقیر روستایی، فقر ساکنان و هم چنین، ناکارآمدی مدیریت شهری از سطوح کلان تا خرد این مسئله را ایجاد و تشدید کرده است.
    کلیدواژگان: حاشیه نشین، توسعه پایدار، محله قلعه کامکار، قم
  • علی موحد*، مریم عبادی صفحات 95-107
    محله های شهری به عنوان کوچک ترین سطح ساختار شهر نزدیک ترین سطح به تعاملات اجتماعی است و نقش موثری در شکل گیری جامعه پایدار شهری دارند. بدون شک مشارکت اجتماعی روزبه روز گسترش یافته و جوامع انسانی را با فرصت جدیدی روبرو می سازد که بررسی آن در بهبود اوضاع انسانی موثر خواهد بود. پیشبرد توسعه محلی و پاسخگویی به مسائل متنوع اقتصادی، اجتماعی، مالی، ارضی، آموزشی و... شهروندان در محله های شهری، نیازمند «مشارکت اجتماعی شهروندان» و «بهره گیری از ظرفیت های نهادها و سازمان های مردم نهاد» است. شورایاری های محلی در شهر تهران ازجمله نهادهایی هستند که به منظور افزایش مشارکت مردم در مدیریت شهری به وجود آمده اند. هدف از پژوهش بررسی نقش شورایارهای محله های شهر تهران در مشارکت و توسعه محله ای است. روش تحقیق تحلیلی- اکتشافی باهدف کاربردی است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه ای) و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل پیرسون) در نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با تقویت مشارکت محله ای می توان به توسعه محله ای دست یافت. اما نقش شورایاری ها در افزایش مشارکت عملیاتی شهروندان در مدیریت شهری نقش کم رنگی است. همچنین سازوکارهای شورایاری برای افزایش مشارکت مردم محله و نقش شهرداری در افزایش مشارکت مردم ضعیف و ناکافی است. همچنین شورایاری ها در سطوح برنامه ریزی و مدیریت شهری از جایگاه لازم برخوردار نیست.
    کلیدواژگان: مشارکت، مدیریت محله، توسعه محله، محله داوودیه، شهر تهران
  • ابراهیم شریف زاده اقدم*، عبدالله شیخی، محمد اجزاء شکوهی صفحات 109-128
    در پژوهش حاضر، سعی بر آن است به این سوال که آیا حکمروایی شهری توانسته است در شکل گیری، توسعه و پایداری محله های مسکونی تاثیر داشته باشد؟ پاسخی از دید برنامه ریزی شهری با توجه به رویکرد پایداری محلات شهری داده شود. بنابراین، هدف کلی پژوهش بررسی عملکرد حکمروایی شهری در ارتباط با شکل گیری محله های مسکونی پایدار شهری و علل ناکارآمدی برخی از آن ها درزمینهمدیریت یکپارچه شهری و توانمند آن است. روش پژوهش، برحسب هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی تحلیلی بوده و روش جمع آوری داده ها به صورت اسنادی و پیمایشی (با استفاده از تکنیک پرسشنامه) می باشد. جامعه آماری، شهروندان ساکن شهر پیرانشهر می باشند (70222 نفر که با استفاده از فرمول کوکران، جامعه نمونه به تعداد 382 نفر تعیین شد و داده ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری گردید که جهت تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده، از نرم افزارهای آماری Lisrel و SPSS و مدل تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و آزمون رگرسیونی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد علاوه بر اینکه شاخص های به کاررفته در پژوهش، تاثیر معناداری بر پایداری محیطی محلات شهری دارد، اعتقاد شهروندان نیز به اینکه آن ها بر تصمیم گیری ها موثر بوده و مدیریت شهری خواهان مشارکتشان در حکمروایی شهری است، اثر مثبت و قوی بر توسعه پایدار محلات دارد، به گونه ای که "عدم حضور مردم در مدیریت شهری بر پایداری محلات شهر تاثیرگذار بوده" و "شاخص های پایداری از مطلوبیت لازم برخوردار نبوده اند". همچنین نتایج آزمون کروسکال والیس بیانگر آن است که ازلحاظ پایداری محله ای، محله "فرهنگیان" با میزان 18/255 در رتبه اول قرار دارد.
    کلیدواژگان: ارزیابی، حکمروایی شهری، پایداری محله ای، شهر پیرانشهر
|
  • Mir Najaf Mousavi *, Hassan Ahar, Aiub Manuchehri Miandoab, Haditha Qaisari Pages 1-16
    The scattered growth of cities, besides the negative environmental and economic impacts, has high societal costs, with expanding and distancing urban neighborhoods from the city center and the formation of urban suburbs more and more. The first goal of this study is to analyze the urban dispersal effect on social capital of Maragheh township. The second goal is to compare the results of multivariate regression with geographical weight regression. The present study consists of three stages: urban dispersion, social capital survey of neighborhoods, and finally, measuring the impact of dispersed indicators on the amount of social capital in urban areas. The number of urban dispersal indicators was 6, and the number of social capital indicators in 5 main factors and 39 sub-indicators. The research method is descriptive-analytical, which has been used for surveying and documentary methods. Data gathering of dispersed indicators by studying the comprehensive city-specific layout developed using ArcGIS software. Social capital information was collected through 383 questionnaires. For data analysis, multivariate regression and geographic weight regression have been used. The results of the study show that the results of multivariate regression are less reliable than geographic weight regression considering the nature of spatial data.
    Keywords: Sprawl, Social capital, geographically weighted regression, Maragheh
  • Ahmad Pourahmad *, Ebrahim Farhadi, Ramin Ghorbani, Abbas Doorudinia Pages 17-33
    In geography, the landscape is always linked to the factor of culture. Hence, perspective could be considered as the  visible forms and  concepts  on the surface of Earth and their combination.Urban development, the problems of injustice and discrimination in the workplace and life, and the growing incidence of violent acts in cities have also created fear and psychological pressures that ultimately hurt human health and mental health;So, to preserve mental health and behavior and prevent stress,  can benefit from the landscape and the use of beautiful scenery in the  urban physical and the urban infrastructure, but how much do these urban perspectives affect the mental health of citizen is an paramount question. Which is trying to study it. The present research is a descriptive-analyticali research that is based on the purpose of applied and developmental research. First, after describing the concepts of urban prospects and mental health by library method, Urban perspective questionnaire in 9 indicators and 65 items, and GHQ questionnaire in 4 indicators And 28 items in the Likert spectrum  are provited. The sample size of the questionnaire was obtained according to the Cochran sampling formula in 2 regions of 384 that were distributed and collected randomly and distributed randomly. Then, the final analysis was performed in the spss software environment that the results of the GHQ questionnaire at the area level showed the mental health score of area 2 is higher than the average level and the mental health score in area 9 is slightly lower than the average score of the questionnaire.In multivariate regression analysis, we concluded that in the 2nd region, environmental indicators, economic status.
    Keywords: The Impact of Urban Prospects on Mental Health of Citizens, (Case study: 2nd, 9th regions of Tehran)
  • Frank Siffaldini, Ramezan Ali Naderi Mayvan, Mohammad Ahmadi *, Mahla Zarei Pages 35-49
    After World War II, in the wake of the rapid population growth and the expansion of urban problems, the creation of new cities as one of the most important urban policies was introduced to address these problems in major cities. But these policies failed in developing countries, particularly in Iran, due to the lack of precise plans and lack of attention to the needs and demands of citizens, and it seems that the new cities did not achieve their goals due to the strategy of creating new cities and their goals. Therefore, we must plan precise plans in order to preserve the existing population of new cities, but also to increase their populations. Participation of people in planning and respecting their opinions and opinions is perhaps the first step in achieving urban planning goals. Therefore, considering the importance of citizenship participation in the success of urban projects, in this research, citizens' participation in urban land use in the new city of Golbahar was investigated. It may be a way for the problems of the new cities. The research method was descriptive-analytic and data was collected using a questionnaire. The data were analyzed using SPSS software using regression, t-test, crosstabs, chi square and spearman tests. The results of the research showed that the level of citizenship participation in the new city of Golbahar is low and the least amount is related to land use, as well as their satisfaction with the services provided by the lower level. According to the results, there is a significant relationship between satisfaction, homework, age, education, duration of stay and occupation with participation, but the relationship between sex and marital status is not significant.
    Keywords: Public Participation, New towns, land use, new town of Golbahar
  • Issa Ebrahimzadeh*, Ismail Rahmani Pages 51-64
    Quality of Life is a concept used to chart the development of welfare in a society and has two (qualitative) and objective (quantitative) aspects. Measuring the quality of life in the mental dimension is essential in order to monitor development plans in urban areas. Consequently, the city of Konarak, which is one of the most deprived areas of the country (southern province of Sistan and Baluchestan), has more than one of the indicators of development and quality of life, doubles the necessity and value of this research. Therefore, the present study aims to assess the quality of mental-perceptual life and explain some effective factors. It was done in the city. The research method was descriptive-analytic and its field information was collected based on a completed questionnaire and a simple random sampling method. The statistical population of the research consisted of all households in the city of Conarak, including 7975 households. The sample was calculated using Cochran's method of 310 people. The validity of the research instrument (questionnaire) was confirmed by expert opinion and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha with a coefficient of 898/0. Data were analyzed using one-group t-test, Pearson correlation analysis and variance analysis using SPSS software. The results of the research showed that the quality of life in the economic, social and physical-environmental dimensions is less than average and the average value is (2.85). Nevertheless, the results of the analysis show that there is a significant relationship between the level of education, occupational status, average land ownership and durable goods, along with the level of fidelity, and the quality of mental life, but there is not much relation between the type of housing ownership and the quality of life.
    Keywords: Quality of Life, Indices of quality of life, City life, City of Konarak
  • Mohsen Shaterian *, Rasol Heidary Sooreshjani Pages 65-80
    The market is one of the main elements of the Iranian city and it is the heart of it. The traditional Kashan market was established during the Seljuk period and gradually became an important role in the socio-economic development of the city. As it peaked in the Safavie period, it reached a peak of economic prosperity. But in recent times, due to the expansion of Kashan and the creation of a distance between the market and the place of residence of citizens, the expansion of retail stores and new stores along the streets and neighborhoods at the city level, diminishes and sometimes loses The role and function of the old Kashan market has been. The research seeks to answer the question: What is the difference between the respondents' social-economic base in the city and the manner and behavior of buying from the market? The present study is descriptive-analytic. Field data and questionnaire tools were used to collect data and data. The statistical population consisted of: a) clerks and bazaaris; and b) residents of Kashan city. Two types of questionnaires were prepared for the research. The sample size for the residents of Kashan was selected using 385 people's Cochran formula. This questionnaire was distributed among three urban areas with low economic status (22 Bahman), Medium (Mola mohassen avenue) and high (AmirKabir Street). The criterion is the determination of three metropolitan areas based on the value of land, population density, housing prices, immigrants and the inhabitants' socio-economic status. Also, 100 questionnaires were completed from the city's bankers and marketers. Data were analyzed using SPSS software and one-way ANOVA. The AmirKabir region buys the lowest market share by 10%, but the 22 Bahman country side is the most frequent shopping and shopping market in the traditional market. Overall, the market has lost its first place as the main shopping center for citizens
    Keywords: Kashan Bazar, Social-Economic Status, Location
  • Ali Asghar Malek Afzali *, Mitra Kalantari, Shiva Baharestani Pages 81-94
    The growth of informal and irregular settlements, as islands of poverty on the margins and within cities, is a problem due to the elimination of low-income groups from the planning system or not being actively considered as target groups in policy-making, causing environmental degradation, undermining urban services, and descending available infrastructures. In this regard, the purpose of this paper is to analyze and evaluate the sustainability of marginalized neighborhoods through the identification of physical, demographic, service, environmental, social and economic indicators of sustainable development. The study area is Qaleh Kamkar neighborhood in Qom. The research method is descriptive-analytic based on the survey. The questionnaire and interview were used to collect data. The statistical population of the study consisted of all households in the area (9,019 households). The sample size was calculated using the Cochran formula and the obtained pre-test variance with 95% confidence level, 370 households. The results of the research indicate that the Qaleh Kamkar Qom neighborhood has low social participation and low citizenship and is not in a desirable position in terms of providing services in this neighborhood. Moreover, with the increasing poverty and unemployment of marginalized people, they are more vulnerable to social harm. As a result factors such as migrating from poor rural areas, poor people's dwellings, as well as inadequate urban management have created and intensified this issue.
    Keywords: Marginally, Informal Settlements, Qom, sustainable development
  • Ali Movahed *, Maryam Ebadi Pages 95-107
    Urban neighborhoods, as the smallest level of urban structure, are the closest to social interactions and play an important role in the formation of a sustainable urban community. Undoubtedly, social participation is on the rise and human societies are faced with a new opportunity, which will be effective in improving the human condition. Promoting local development and responding to diverse economic, social, financial, territorial, educational and other issues. Citizens in urban neighborhoods need "citizen social participation" and "exploiting the capacities of NGOs and NGOs". Local councils in Tehran are among the institutions created to increase the participation of people in urban management. The purpose of this study was to investigate the role of councils in Tehran's neighborhoods in local participation and development. Exploratory-exploratory research is an applied research method. The data collection method was library and field based (questionnaire) and descriptive and inferential statistics (Pearson model) were used to analyze data using spss software. The results of the research show that the development of localities can be achieved by strengthening local participation. But the role of the councils in increasing the participation of civilians in urban management plays a minor role. Courageous mechanisms are also inadequate to increase the participation of the people of the neighborhood and the role of the municipality in increasing the participation of the people. Also, councils are not at the level of planning and urban management.
    Keywords: partnership, Neighborhood management, Neighborhood development, Davoudiya neighborhood, Tehran City
  • Ebrahim Sharifzadeh *, Abdullah Sheikhi, Mohammad Ajza Shokouhi Pages 109-128
    In the present research, it attempts to determine whether urban governance has been able to influence the formation, development and sustainability of residential neighborhoods. A response from the point of view of urban planning given the sustainability approach of urban neighborhoods. Therefore, the overall objective of the research is to investigate urban governance performance in relation to the formation of sustainable urban residential neighborhoods and the causes of some of them ineffective in the area of ​​integrated urban management and empowerment. The research method is descriptive-analytical in terms of its purpose and in terms of its nature, and the method of data collection is documentary and survey (using questionnaire technique). The statistical population is the citizens of the city of Piranshahr (70222 people, using the Cochran formula, the sample population was 382 people and the data were collected by simple random sampling. Statistical analysis of Lisrel and SPSS software was used to analyze the data, and the analysis model Exploratory and confirmatory factor and regression test have been used.The findings of the research show that in addition to the indices used in the research, there is a significant effect on the environmental sustainability of urban neighborhoods, the beliefs of citizens that they influenced decision making and the urban management of their participation In urban governance, it has a positive and strong effect on the sustainable development of neighborhoods, such that "the lack of people in urban management has an impact on the sustainability of urban neighborhoods" and "sustainability indicators have not been desirable." Also, the results of Kruskal Wallis's test indicate that Regarding the sustainability of the neighborhood, the "Farhangian" neighborhood is ranked first with 251/185.
    Keywords: evaluation, Urban Governance, Sustainability of the City, Piranshahr city