فهرست مطالب

مطالعات زبانی بلاغی - پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 19 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/05
  • تعداد عناوین: 15
|
  • حمیده ارغوانی بیدختی*، محمود خورسندی، سیدرضا میراحمدی صفحات 7-24
    نظم از نظر عبدالقاهر جرجانی عبارت است از پیوستگی کلمات به یکدیگر که بر اساس معانی و احکام و وجوه نحوی موجود در آن ها به دست می آید. او درباره قرآن معتقد است که اعجاز آن بر اساس نظم ناشی از تقدیم، تاخیر، ذکر و حذف، قصر و فصل، وصل، تعریف و تنکیر و... است. ما در این مقاله سعی می کنیم بر اساس نظریه نظم و با روش توصیفی - تحلیلی- تطبیقی، تاثیر به هم پیوستگی کلمات در خلق تصویر حاصل از استعاره در جمله «اشتعل الراس شیبا» از آیه 4 سوره مریم را بیان کنیم. زیبایی استعاره موجود بنا بر قول عبد القاهر جرجانی ناشی از عواملی همانند اسناد «اشتعال» به «الراس»، نکره آمدن «شیبا» و موخر شدن آن یا آمدن «ال» بر سر «راس» است. از هماهنگی عوامل بالاو با انتخاب درست مشبه به استعاره ای با بیش از 10 جامع به وجود آمده است که تصویری کامل را پدید آورده است که بلاغیون، این استعاره را از زیباترین و نیکو ترین استعاره ها بر شمرده اند.
    کلیدواژگان: نظریه نظم، سوره مریم، استعاره، معانی النحو، جامع
  • علیرضا اسدی، سارا حسینی* صفحات 25-50
    تشبیه، یکی از آرایه های بیانی است که با ادعای همانندی میان دو یا چند امر، علاوه بر تصویرگری در شکل خرد، در بعد کلان و در ضمن بررسی بافت کلی یک اثر، می تواند میزان و محکی برای سنجش میزان خلاقیت نویسنده یا شاعر در طرح این همانندی ها باشد. نگاهی به ادبیات داستانی معاصر و بررسی نقش تشبیه در رمان فارسی، بر این امر صحه می گذارد که در رمان، بر خلاف شعر، اثر گذاری تشبیه از واحد جمله فراتر می رود و اگر به صورت کلی و در ارتباط با تمام پیکره اثر، مورد بررسی قرار گیرد، مفاهیم حاصل از آن می تواند به منتقدان آثار داستانی در شناخت ژانر اثر و سبک نویسنده کمک کند. رمان سمفونی مردگان یکی از آثار برجسته دهه شصت به شمار می آید که پس از گذشت چند دهه، هنوز هم مورد توجه خوانندگان قرار می گیرد. بررسی تشبیه های این اثر و نقش آن ها در فضاسازی رمان، تایید کننده این معناست که با داستانی تراژیک و فضایی اندوه بار مواجه هستیم. بررسی گزاره های تشبیهی این رمان نشان می دهد که حدود 73 درصد از این جملات، القاگر عواطفی از نوع رکود، درماندگی، تنهایی، ترس، غم و اندوه، خشونت،ناامیدی و میل به فنا و نیستی هستند که در پدید آوردن ساختار تراژیک اثر، سهم عمده ای بر عهده دارند.
    کلیدواژگان: تشبیه، رمان سمفونی مردگان، داستان تراژیک
  • علیرضا پورشبانان*، امیرحسین پورشبانان صفحات 51-76
    توجه به مسئله زندگی پس از مرگ، از مواردی است که در قالب تمثیل روایی سفر به بهشت و جهنم در آثار ادبی و هنری ملت‎های گوناگون در طول تاریخ و با توجه به عوامل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی هر جامعه، خلق شده و آمال و آلام حیات انسان در دنیای دیگر را به نمایش گذاشته است. ارداویراف‎نامه (نظم و نثر) از ادبیات ایرانی و فیلم «چه رویاهایی که می‎آیند» محصول سینمای آمریکا، از جمله آثاری هستند که سفر تمثیلی به بهشت و جهنم در آن ها ترسیم شده است. در این مقاله تلاش شده به روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که بیان تمثیلی این سیر و کارکرد نمادها در این آثار چه شباهت‎ها و تفاوت‏هایی داشته، دلایل این تعابیر مختلف تحلیل شود. این مقایسه نشان می‏دهد با توجه به نگاه فردگرای مسلط بر فیلم، بیان نمادین در آن، تفسیری محدود و با چارچوب مشخص داشته، متمرکز بر شکل‏دهی به رابطه حسی با مخاطبان و در قالب بازآفرینی صحنه‏هایی از بهشت و جهنم شخصی و با تاکید بر لذات و رنج‏های روحی و انگیزه‎های فردی به کار گرفته شده‎ است؛ حال آنکه در ارداویرا‎‎‏ف‎نامه، با توجه به تاکید بر انگاره‏های حافظه جمعی و باورهای مذهبی، نمادها به شکلی عمومی و با تعابیر پرتکرار و اهداف تعلیمی- دینی و تمرکز بر پاداش و مکافات جسمانی، در بستر تمثیل کلی سفر به بهشت و جهنم، درون مایه اصلی متن را شکل داده‏اند.
    کلیدواژگان: بیان تمثیلی، نماد، بهشت و جهنم، ارداویراف نامه، فیلم «چه رویاهایی که می آیند»
  • فریماه پورمند، بیتا مصباح* صفحات 77-104
    خیال، پشتوانه کلامی خمسه نظامی را می سازد که ریشه در مفاهیم فرهنگی و اساطیری، ذوق فکری و روح جمعی دارد. بروز تقابل های خیر و شر، در تضادی خیال انگیز، ساختار داستان خسرو و شیرین را در پس مضامین عاشقانه و عارفانه، آن را به منظومه ای قهرمانی تبدیل می کند. شناخت این ویژگی قهرمانی در منظومه خسرو و شیرین به مدد استفاده از روش ژیلبر دوران در تحلیل سامانه های تخیل، میسر است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و با بهره گیری از روش ژیلبر دوران به این تقابل های دوگانه در منظومه فوق می پردازد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر دو منظومه شبانه و روزانه تخیل در نظریه دوران، سامانه های تخیل را در متن و نگاره های منظومه خسرو و شیرین تحلیل کند. در میان نسخه های مصور ایران، پس از شاهنامه، خمسه محبوب ترین نسخه ای است که هنرمندان به نگارگری آن مبادرت کرده اند. نمونه های متعددی از این کتاب در دوره تیموری، به دستور شاهزادگان دولت تیموری تهیه شده است. تحلیل حاضر بر اساس شش نگاره شاخص  این دوره انجام شده است. مسئله اصلی، تطبیق این سامانه های تخیل در متن منظومه و نگاره های مربوط به آن است و پژوهش تلاش دارد میزان وابستگی هنرمند نگارگر به سامانه های تخیلی شاعر را روشن سازدنتایج به دست آمده نشان می دهد هنرمندان نگارگر در ترکیب کلی تصاویر، به شدت به عناصر خیال انگیز متن و توصیفات شاعر، وابسته اند.
    کلیدواژگان: خسرو و شیرین، ژیلبر دوران، تخیل، منظومه روزانه، منظومه شبانه
  • مریم تفرجی یگانه*، کیومرث نیک سرشت صفحات 105-126
    یکی از روابط مفهومی میان واژگان زبان، رابطه باهم آیی است که بیانگر همنشینی دو یا چند واژه است؛ به گونه ای که احتمال با هم آمدن آن ها قابل پیش بینی باشد. در زبان ادبی باهم آیی، حاصل تداعی ذهنی و ابداع ارتباطات هنری و زبانی میان اجزای کلام است. شعر فارسی از نظر رعایت تناسب و هارمونی در ابعاد مختلف سخن، همواره ممتاز بوده است و این ویژگی در شعر فردوسی نیز وجود دارد. پژوهش حاضر به منظور آشکارکردن ارزش های زبانی و بلاغی شاهنامه به کمک نظریه معناشناسی صورت پذیرفته و بیانگر آن است که زیبایی شاهنامه علاوه بر ترفندهای ادبی، مرهون شگردهای خاص زبانی و معناشناختی است. این تحقیق از نوع توصیفی و پیکره بنیاد است که بر اساس دیدگاه صفوی که خود مبتنی بر زبان شناسی ساخت گرا و در قالب نظریه حوزه های معنایی است، صورت گرفته است. پیکره پژوهش مشتمل بر 1060 بیت از شاهنامه است. بررسی ها نشان داد که کاربرد انواع باهم آیی های همنشینی واژگانی و وجود تناسب و ارتباطات گسترده در شبکه روابط مفهومی، از جمله شمول معنایی، چندمعنایی، هم معنایی یا ترادف و تقابل معنایی به کاررفته در ابیات شاهنامه، می تواند از مهم ترین و پربسامدترین مختصات سطح زبانی و ادبی شعر فردوسی باشد که به عنوان عاملی بسیار مهم در ایجاد بلاغت متنی شاهنامه محسوب می شود.
    کلیدواژگان: باهم آیی، باهم آیی واژگانی، باهم آیی متداعی، شاهنامه فردوسی
  • حمیدرضا توکلی* صفحات 127-160
    اگر نیایش های مثنوی را از چشم اندازی روایت شناختی و بلاغی بنگریم، با جلوه های هنری مناجات ها آشنا می شویم و نیز جوانبی از جهان شناسی مولانا درباره پیوند و گفت وگوی آدمی با خداوند. نیایش های مثنوی غالبا ناگهانی پدیدار می شوند. گاهی سرگردان می شویم که نیایش ها از زبان راوی بیرون می آیند یا از شخصیت داستان؛ حتی گاه در متن قصه نیایش نیستند. نیایش ها بیشتر در لحظه هایی ویژه از ماجرا نمایان می شوند و جلوه ای از شخصی ترین تجربه های آدم ها را می نمایند. جنس زبانی که مناجات ها در آن جلوه می کنند نیز درخور توجه است. نیایش ها از سویی در کشاکش تعلیق داستانی و از سویی در گیرودار متناقض نمای تشبیه و تنزیه نوسان دارند؛ حتی در لحظه هایی راوی و شخصیت را در موقعیت تردیدآمیز دشواری قرار می دهند؛ میانه نیایش کردن یا نکردن. در این نوشتار، با روش توصیفی تحلیلی نیایش های مثنوی از چند منظر و شیوه بررسی می شود: روایت شناسی، داستان پردازی، بلاغت، زبان دین و تحلیل رابطه انسان و خدا.
    کلیدواژگان: مثنوی مولانا، بافت داستانی، جنس گفتار، نیایش، تشبیه و تنزیه
  • علی زراقی شانی، احمد غنی پور ملکشاه*، مرتضی محسنی، مسعود روحانی صفحات 161-186
    موضوع این مقاله، شگرد های بدیع لفظی در داستان نامه بهمنیاری و ضرب المثل های مازندرانی  است. مثل ها به عنوان یکی از بخش های ادبیات عامیانه، گرچه در ظاهر از آرایه های زیبایی شناسی بدورند، کمتر مثلی را می توان یافت که از شگردهای بلاغی بی بهره باشد. یکی از عوامل مهمی که سبب زیبایی و اثرگذاری مثل  می شود، آرایه های لفظی است. در این نوشتار، شگردهای بدیع لفظی در 6023 مثل داستان نامه بهمنیاری  و2023 مثل مازندرانی از فرهنگ مثل های مازندرانی مصطفی انصاریبا روش مقایسه و توصیف و تحلیل محتوا، با توجه به منابع کتابخانه ای بررسی وتحلیل گردید و این نتیجه حاصل شد که به کار گیری شگرد های بدیع لفظی، بر بلاغت، تاثیرگذاری و زیبایی مثل های داستان نامه و مازندرانی افزوده و سبب شهرت و رواج آن ها گردیده است. از مجموع آمار آرایه های بدیع لفظی، تکرار و تصدیر، بالاترین بسامد وطرد و عکس، پایین ترین بسامد را در بلاغت مثل ها داشته است. تعداد آرایه ها در مثل های داستان نامه بیشتر از مثل های مازندرانی است. در مثل های مازندرانی، تنوع آرایه ها کمتر است و آرایه های ساده تر و محسوس تر به کار رفته اند؛ این امر، نشانه آن است که گویندگان مثل فارسی از دانش ادبی بیشتری نسبت به گویندگان مثل مازندرانی برخوردار بوده اند؛ البته منظوم بودن  برخی از مثل های داستان نامه در این امر بی تاثیر نبوده است.
    کلیدواژگان: مثل، داستان نامه بهمنیاری، ضرب المثل فارسی، ضرب المثل مازندرانی، بدیع لفظی
  • محرم رضایتی کیشه خاله، علی صفایی سنگری، سید حسن سیدنژاد جلودار* صفحات 187-212
    برجسته شدن شعر یک دوره و رسیدن به سبک و زبانی نو، به هنجارگریزی و کنارگذاشتن فرم، زبان، موضوع وتصویرهای سنتی و رایج غیرکارآمد نیاز دارد که این روند در شعر دوره پهلوی دوم به خاطر عوامل گوناگون، مخصوصا نیاز جامعه ایران، انجام شد. نویسندگان در  این مقاله با بررسی شعر این دوره در چهار موضوع اجتماعی، سیاسی، چریکی و مذهبی، به پژوهش جلوه و گسترش رئالیسم ایرانی توجه کرده، شاهدهایی از شاعران این دوران که با هنجارگریزی، شعرشان برجسته شده است، ارائه کرده اند. همچنین با توضیح و تحلیل اشعار شاعران، مهم ترین عناصر آن را با مثال هایی بیان کرده، به این نتیجه دست یافتند که هنجارگریزی موضوعی و دیگر اشکال هنجارگریزی، باعث برجستگی شعر این دوره و جلوه و گسترش رئالیسم ایرانی شد که دارای مفاهیمی متفاوت و برجسته تر از دیگر رئالیسم ها و هویتی تازه برای جامعه ایرانی و شعر فارسی است. رئالیسمی که علاوه بر داشتن نشانه های دیگر، دارای نشانه های دینی و مذهبی است که در زندگی مردم ایران به عنوان واقعیتی بزرگ تاثیر  فراوانی دارند و جلوه آن در شعر فارسی، باعث برجستگی آن شده است.
    کلیدواژگان: هنجارگریزی، برجسته سازی، رئالیسم ایرانی، دوره پهلوی دوم
  • قدسیه رضوانیان* صفحات 213-232
    جامعه شناسان زبان، نقش عوامل غیر زبانی مختلف، همچون قومیت، جنسیت، تحصیلات، طبقه اجتماعی، سن و  منطقه جغرافیایی را در پیدایش گونه های زبانی بسیار موثر دانسته اند. یکی از این طبقات اجتماعی، طبقه دانشجویی است که با گفتمان ویژه خود تعریف می شود. این جستار با مطالعه ای که بر روی زبان دانشجویان داشته است، به این نتیجه رسیده که در وضعیت کنونی، نقش تاثیری این عوامل دگرگون شده است؛ هم به دلیل تحولات فرهنگ جهانی به دنبال جنبش تکنولوژیک و هم دگردیسی های فرهنگی ایران در دهه های اخیر، متاثر از تحولات بین المللی و رخدادهای داخلی و بر هم خوردن پیش فرض های گذشته. بر همین اساس با محوریت سه متغیر سن، تحصیلات و جنسیت و چگونگی تاثیر آن ها بر زبان که نظام قدرت جدیدی را در زبان سامان می دهد و هم گرایی این عوامل و بی فروغ شدن عوامل متصلب پیشین، گفتمانی جدید را صورت بندی می کند که تجلی تمام عیاری در زبان دارد و از آن با عنوان «زبان تیره» یاد شده است. زبانی که در دهه پیشین از آن به زبان مخفی تعبیر می شده؛ اما اکنون از پس پرده به درآمده است. ضمن بررسی توصیفی و تبیینی این زبان گونه، به این نتیجه می رسد که این زبان گونه -که بیانگر سبک خاصی از زندگی است- ایدئولوژی مسلط را به شیوه ای نو  و با رویکردی تقابلی با بحران مواجه می کند و صرفا پدیده ای اخلاقی نیست که با اندرزنامه و هشدارنامه اصلاح پذیرد؛ بلکه محصول متغیرهای ژرف و پیچیده اجتماعی سیاسی است.
    کلیدواژگان: زبان تیره، زبان دانشجویانه- جوانانه، جامعه شناسی زبان، زبان گونه، کنایه
  • ناصرقلی سارلی*، بهادر باقری، شیرین صادقی صفحات 233-264
    رابطه دستور زبان و بلاغت سخن، هنوز به قدر کفایت در زبان فارسی به طور عام و زبان شعری به طور خاص بررسی و تحلیل نشده است. هرچند قاعدتا رابطه ساخت های نحوی و بلاغت در زبان شعر، تابعی از همین رابطه در کاربرد عادی زبان است، خودآگاهی و معناداری کاربرد برخی ساخت های نحوی در شعر را نمی توان نادیده گرفت. هنر شاعران در پرداخت ساخت های نحوی متنوع به گونه ای که با بافت و بلاغت سخن تناسب یابد، چنان آشکار است که توجه منتقدان ادبی و عالمان نحو را برانگیخته است؛ اما هنوز برای یافتن روش و چارچوبی جامع که این هنر نحوی و بلاغی را به درستی صورت بندی و تحلیل کند، راه درازی در پیش است.
    هدف مقاله حاضر آن است که نشان دهد  اخوان ثالث چگونه ساخت های دستوری و نحوی نشان دار مختلف و متنوع را با ملاحظه بافت زبانی و موقعیتی در خدمت القای معنی و پیام مورد نظر خویش قرار می دهد. از این رو، برخی ساخت های نحوی نشان دار اشعار نیمایی اخوان ثالث را تحلیل می کند تا ضمن نشان دادن جزئیاتی از هنر شاعری او در حوزه نحو و بلاغت، در یافتن روش و چارچوب یادشده نیز سهمی ایفا کند. در میان ساخت های نشان دار نحوی، بیشتر بر جابه جایی اجزای جمله و تغییرات آرایش نحوی تمرکز شده است. در تحلیل ها از برخی مفاهیم نظری چون نشان دار/ بی نشان (از دانش نحو)، اطلاع نو/ کهنه (هلیدی)، مبتداسازی و تغییر آرایش واژگانی (زبان شناسی نقش گرا) و روش جرجانی در مقایسه ساخت های خاص نحوی با ساخت های عادی بهره برده ایم. در این مقاله با روش پژوهش کیفی و با تحلیل شواهد شعری و نحوی نشان داده ایم که چگونه اخوان با خودآگاهی، برخی ساخت های نحوی را به طور معناداری در خدمت القای معنی و جلب توجه مخاطب قرار می دهد و زبان فارسی چه ظرفیت بالقوه بزرگی در این زمینه در اختیار کاربران خود می گذارد.
    کلیدواژگان: خوان ثالث، شعر نیمایی، ساخت نشان دار نحوی، بلاغت، نحو
  • مرتضی قاسمی* صفحات 265-292
    در کنار تشخیص و حس آمیزی، نماد، یکی از ویژگی های برجسته و مهم لایه بلاغی سبک سهراب سپهری است. برخی از نمادها به دلیل تکرار، به مشخصه ای قابل توجه تبدیل شده اند و در شعر او بن مایه یا موتیف محسوب می شوند. طبق بررسی های سبک شناختی، واژه های «آب»، «نور و روشنی»، «تنهایی»، «تهی»، «هیچ»، «نیلوفر»، «سیب»، «شقایق» و رنگ «سبز و آبی» بن مایه های نمادین هشت کتاب هستند. این نمادها برگرفته از سه بخش طبیعت، ذن- بودیسم و اسطوره اند و تازگی و ابتکار را در شعر سهراب نشان می دهند. مقاله حاضر می کوشد پس از تعریف نماد و بن مایه، با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این بن مایه های نمادین بپردازد و معنای مشخص و دقیق آن ها را در شعرهای مختلف، طبق بافت شعر بیان کند.
    کلیدواژگان: سهراب سپهری، هشت کتاب، بن مایه، نماد، بن مایه های نمادین
  • زینب محمدابراهیمی، شبنم مجیدی* صفحات 293-322
    پژوهش حاضر، تلاشی است برای بازشناسی فعل های دستوری زبان فارسی و آموزش آن ها به غیرفارسی زبانان بر مبنای رویکرد ارتباطی و در چارچوب آموزه های برنامه کمینه گرا. بر این اساس، در این پژوهشدو هدف پیاپی دنبال می شود: نخست، بازنگری در فعل های دستوری زبان فارسی، تبیین نقش و جایگاه هریک از آن ها و ارائه تحلیلی تبیینی از ساخت های نحوی مرتبط با این افعال. دوم، آموزش فعل های دستوری فارسی به غیرفارسی زبانان بر مبنای این بازنگریو گنجاندن قانونمندی های مرتبط با این افعال (مانند جایگاه نشانه نفی جمله) در تدوین مواد درسی و درس نامه ها. مسئله ای که پیش رو قرار دارد، این است که «آیا آموزش فعل های دستوری زبان فارسی بر مبنای یافته ها و دسته بندی های زبان شناختی، تاثیری معنادار بر افزایش میزان یادگیری زبان آموزان غیرفارسی زبان دارد؟» پس از بحثی تفصیلی در باب فعل های دستوری فارسی، در بخش مطالعه میدانی، درس نامه ای بر مبنای یافته های نظری  و در چارچوب رویکرد ارتباطی تدوین می شود و از رهگذر مقایسه دو گروه از زبان آموزان غیرفارسی زبان یعنی گروه کنترل و گروه آزمایش نشان داده می شود که فرایند آموزش و یادگیری ساخت های نحوی مرتبط با فعل های دستوری، بر اساس درس نامه جدید، به مراتب آسان تر و بهتر است؛ چنان که در مرحله پس آزمون، میانگین عملکرد گروه آزمایش بیش از پنج نمره فراتر از گروه کنترل است.
    کلیدواژگان: برنامه کمینه گرا، فعل دستوری، نفی جمله، فارسی آموزان خارجی، رویکرد ارتباطی
  • فریبا مهری، مهیار علوی مقدم*، حسن دلبری، عباس محمدیان صفحات 323-346
    در غزل امروز، به منظور آشنایی زدایی و ایجاد ظرفیت های زبانی، شگردهای مختلفی در قالب هنجارگریزی به کار گرفته می شود. این شگردها علاوه بر این که موجب ارتقای وجوه ادبی کلام می شود، به ویژگی سبکی این گونه بدل شده است. هدف مقاله حاضر آن است که بر اساس سبک شناسی لایه ای، هنجارگریزی های  لایه نحوی غزل معاصر را بررسی و معرفی کند. پرسش بنیادی مقاله این است که هنجارگریزی های حوزه نحو، بیشتر در چه قسمت هایی از زنجیره کلام اتفاق می افتد و شاعران، چه شگردهایی را برای این منظور به کار می گیرند. در این راستا پس از آوردن مقدمه ای مختصر درباره سبک شناسی لایه ای و هنجارشکنی در نحو کلام، مصداق هایی از این کاربرد، آورده می شود و در پایان این نتیجه حاصل می شود که هنجارشکنی در غزل معاصر، هم در بخش صرف و هم در بخش نحو، کلام را تحت تاثیر خود قرار داده است . بیشترین موارد دیده شده، مربوط به هنجارشکنی های صرفی به ویژه در حوز ه مصدر و فعل، ساخت واژه ها و کاربرد صفات بدیع است و در این میان، محور هم نشینی کلام نیز از هنجارگریزی های لایه نحوی بی بهره نمانده است.
    کلیدواژگان: رستاخیز واژه ها، سبک شناسی لایه ای، لایه نحوی، هنجارگریزی نحوی، غزل معاصر
  • روح الله هادی، میترا گلچین، محمدرضا ترکی، سیما رحمانی فر* صفحات 347-378
    اگر واقعیت را دچار بی نظمی و شعر را کلیتی منسجم و درهم بافته بدانیم، یکی از ابزار نمود این بی نظمی در شعر و انسجام بخشیدن به آن، آیرونی است. هر قدر شاعر دارای تجربیاتی ناهمگون از جهان پیرامون خود باشد، مسائل به ظاهر متناقض، بیشتر در شعر او به چشم می خورد. آگاهی طنازانه شاعر از تناقضات موجود، به متن، خاصیتی آیرونیک می بخشد، خواننده را به چالش فکری وامی دارد و دید گسترده تری به وی می دهد. تجربیات ناهمگون سنایی- که حاصل تعارض آرمان ها و تصورات او با اوضاع و شرایط موجود است- در شعر وی درهم می آمیزد و به کلیتی نو بدل می شود. بررسی نحوه انتخاب های زبانی سنایی در زمینه انعکاس وضع موجود در جامعه و افکار، اعتقادات و دغدغه های او با بررسی میزان، نحوه و چرایی کاربرد آیرونی در اشعار وی، هدف اصلی این تحقیق است که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. بر اساس یافته های تحقیق، در کلام سنایی اغلب شبکه ای از آیرونی های گوناگون درکنار یکدیگر وجود دارند و شعر او را به ساختاری منسجم بدل می کنند که خواننده عام از ظاهر آن لذت می برد و خواننده خاص از کشف لایه های پنهان. سنایی به عنوان نماینده ای از قشر فرهیخته، خود را در برابر طبقه عوام، مسئول می داند و می کوشد دغدغه ها و مشکلات آن ها را در آثار خویش منعکس کند. با این حال، وی ناگزیر است در شرایط بسته حاکم بر جامعه، قدری از گزندگی زبان خود بکاهد؛ از این رو به سراغ آیرونی می رود.
    کلیدواژگان: سنایی، آیرونی، آیرونیک، شعر، بلاغت
  • محبوبه همتیان* صفحات 379-406
    در علم معانی که یکی از شاخه های علم بلاغت است، درباره چرایی ساختارهای زبانی و لایه های معنایی آن ها سخن گفته می شود و به دلیل مباحث زبانی ای که در این علم مطرح می شود، اشتراکاتی با علم نحو دارد؛ چنان که عبدالقاهرجرجانی مبدع این فن، آن را علم معانی النحو می نامد. یکی از مباحث هشت گانه این علم که در همه کتاب های بلاغت، از قدیمی ترین آثار تا تالیفات متاخر، ذیل بحث از احوال اسناد خبری مطرح می شود، مبحث احوال مسندالیه و مسند است که درباره تحولات و ویژگی های دو بخش نهاد و گزاره در جمله های خبری سخن می گوید. از جمله این حالات، تقدیم و تاخیر، معرفه و نکره، تکرار و حذف و تقیید است. با پیگیری این مباحث در متون ادبی مشخص می شود اشکالات و نواقصی در شیوه تبیین این مباحث در کتاب های بلاغی وجود دارد که ابهاماتی را درباره ماهیت طرح این مباحث ذیل احوال جمله های خبری و چگونگی تبیین آن ها ایجاد می کند. در این پژوهش ضمن بیان این ابهامات و مسائل، سعی شده است با ذکر شواهدی از متون ادبی به آن ها پاسخ داده شود و با تبیین نظریه نظم جرجانی در این زمینه، پیشنهادهایی برای اصلاح این بخش از علم معانی ارائه گردد.
    کلیدواژگان: علم معانی، احوال جمله های خبری، احوال مسندالیه، احوال مسند، نظریه نظم جرجانی
|
  • Hamide Arghavani Beydokhti *, Mahmood Khorsandi, Seyed Reza Mirahmadi Pages 7-24
    Order in view of Abdul Ghaher includes continuity of words to each other that obtained based on the meanings, provisions, and funds. He believes that: the miracle of Quran based on the order is arising from submission, delay, mention, elimination, definition, contact, separation, and castle. In this article we try to express the continuity of words in creating the image of metaphors such as: “EshtaeloAlraasShiba” of verse 4 of surah Maryam based on order theory and with descriptive-analytical method. The beauty of available metaphor according to Abdul Ghaher Jorjani is due to other factors such as: the word indefinite “Shiba” or the “Al” on the “Alraas”. This metaphor have more than 10 comprehensive that complete the picture have been achieved from particular type of choosing the right nickname.
    Keywords: Order theory, verse 4 of surah Maryam, metaphor, grammar, comprehensive
  • Alireza Asadi, Sara Hosseini * Pages 25-50
    Similarity is one of the arrays of the statement, which by claiming similarity between two or more things, not only illustrate in the form of wisdom in the macro dimension, but also examine the general context of a work can measure the degree of creativity of the writer or poet in the design of this similarity. Take a look at contemporary Persian literature and reviews, the role of similarity in the Persian novels show that in the Persian novels, unlike poems, the impact of such unit of similarity goes beyond and if the overall form and its relation to all the figurines novels reviewed, concepts derived from the fictional works of critics could identify the genre and style of the author. Romance symphony “The Dead” is one of the outstanding works of the 1360s and considered that after a few decades, it is still attractive for the readers. A review of the effect of similarity and its role in the normalization of the novel, shows that we are faced with a tragic novel and grief-ridden atmosphere. Reviews of similarity in this novel, shows that About 73% of these sentences, are symbols of helplessness, depression, loneliness, sadness, violence, despair and the desire to pass and perish which have effect in bringing a major contribution to the tragic structures.
    Keywords: similarity, romance symphony of The Dead, tragic novel
  • Alireza Pourshabanan *, Amir Hossein Pourshabanan Pages 51-76
    The attention to the issue of post-death life is one of the things that, in the form of the parable of the narrative of the journey to heaven and hell, was created in the literary and artistic works of various nations throughout history, with regard to the cultural, social and religious factors of each society. The wishes and pains of human life in the other world have been exhibited. Adavirafname (narrative and prose) of Iranian literature and the movie "What Dreams May Come" is the product of American cinema, among which the allegorical journey to heaven and hell is depicted in them, and this paper attempts to analyze and answer the main question to about the allegory of this course and the function of the symbols in these works, what are the similarities and differences, and the reasons for these different interpretations in a descriptive way. This comparison shows that, given the dominant individualism of the movie, the symbolic expression in that narrow interpretation with a specific framework, focused on shaping the sensory relationship with the audience in the form of recreating scenes from heaven and hell personal, and emphasizing pleasures and spiritual sufferings and individual motivations, but in Ardavirafname, by emphasizing on the notions of collective memory and religious believes, symbols in the general form, repetitive interpretations and educational-religious goals, and focusing on physical rewards in the context of the general parable of the journey to heaven and hell, the main theme of the text has been shaped.
    Keywords: allegory, symbol, paradise, hell, Ardavirafname, What Dreams May Come
  • Farimah Pourmand, Bita Mesbah * Pages 77-104
    Reverie imagination used in the lyrics can be traced in mythological and cultural collective unconscious. The contradiction of good and evil in the romantic story of Khosrow and Shirin, converts the central theme of the story into a heroic one. These heroic concepts can be recognized by using the formula of Gilbert Durand’s method in configuring aspects of human imagination. The nature of image is at the central point of Durand’s thought, and the binary structural base he points is dynamited at the outset by the possibilities of the ternary. Durand’s method deals with the structure of the human imaginary, within which it stablishes a typology of figures, and organized according to several central archetypes. Thus he postulates two main orders of image, the diurnal and nocturnal, corresponding to two general types of imagination. The Diurnal Order is characterized as diuretic, whereas the Nocturnal Order is to be found two subgroupings: the synthetic and the mystical. These categories are underpinned by the reflex dominants. It uses the human reflexes (postural, digestive and sexual) as material for its demonstration, and examples taken from the mythological collective unconscious. The analysis is based on 6 distinguished paintings related to the books of Khamsa which were designed during the Timurid’s era. So, the research is comparing the pictorial methods used in the paintings to show the imaginative characteristics of the story with the imaginative phenomena’s in the text of the story. Analyzing the text shows, the usage of different diurnal and nocturnal symbols such as: death, ascension, dagger, killing, water, dripping, bloodthirsty, trembling, anger, and so on. In the paintings, the artist uses some of these symbols like dripping, death, dagger and etc. In order to achieve the imaginary boundaries of imagination the poet encompasses, some other visual techniques helped the artist, like: the use of vertical and horizontal axes with positive and negative values as well as dividing the image into two parts with some pictures that have positive and negative evaluations. Finally, the results show that the painters are totally depended on the poet’s aspects of imagination especially in the basic elements and descriptions of the principals and essentials of the story in the text. But also, in order to compensate the limitations of painting, they used new technical painting methods which in some cases are further than imaginative.
    Keywords: Khosrow, Shirin, Gibert Durand, imagination, Diurnal order, Nocturnal order
  • Maryam Tafaroji Yeganeh *, Qmars Niksersht Pages 105-126
    One of the conceptual relations between words is collocation which means two or more words are collocated in such a way that the possibility of their coming together is predictable. In literary language, collocation is the result of mental association and linguistic connections between parts of speech. Persian poetry regarding harmony in the different dimensions of speech, always has been distinct and this feature exists in Ferdowsi`s poem too. This facts lead us to look for finding the answers for the questions like, does collocations applied in Shahname, if it is used what kinds of it and to what extent are they used? This research is a kind of descriptive, corpus-based one, which has been done based on Safavi’s semantics fields theory which is based on structural linguistics. The corpus of study includes 1060 verses of Shahame. The results indicate that  The application of all kinds of lexical collocations such as noun + noun , noun + adjective and noun + verb and associative collocation such as semantic association , phonetic association and syntactic and structural association and the existence of proportion and wide connections in conceptual relations network like hyponymy , polysemy , synonymy and semantic opposition applied in shahnameh can be of the most important and most high frequency coordinates of linguistic and literary level of Ferdowsi`s poem .
    Keywords: collocation, lexical collocation, associative collocation, Ferdowsi’s shahnameh
  • Hamidreza Tavakkoli * Pages 127-160
    This study suggests that a narratological perspective on supplications in Mawlānā Rūmī’s Mathnawī reveals not only several artistic characteristics of the prayers, but also the poet’s views on certain aspects of the dialogue between mankind and the Divine Creator. Most of the supplications in Mathnawī appear unexpectedly. Most of the time, we are left wondering if the supplications are uttered by the narrator or by a character in the story; even sometimes they lie outside the storyline. For the most part, the supplications appear at turning points in the plot and exemplify some of the most private experiences of the story’s characters. They oscillate between cliffhangers in the storyline and the pseudo-binary of anthropomorphism and transcendence. Occasionally, they ensnare the narrator and the protagonist in the agonizing dilemma of deciding whether to pray or not.
    Keywords: Mawlānā Rumi’s Mathnawi, rhetorical context, narrative structure, supplication, anthropomorphism, transcendence
  • Ali Razzaghi Shani, Ahmad Ghanipour Malekshah *, Morteza Mohseni, Masoud Ruhani Pages 161-186
    The subject of this article is Verbal Rhetoric Skills in Bahmayari’s Storybooks and Mazandaran’s Proverbs. Proverbs is one of the branches of folk literature. Although it seems that proverbs are apparently far from the aesthetic assets, less proverbial examples can be found without any rhetoric skills. One of the important factors that bring beauty and efficiency is verbal rhetoric arrays. In this textbook, novel verbal skills in 6023 proverbs of Bahmanyari's storybooks and 2023 Mazandaran's proverbs from its culture by Mostafa Ansari was investigated and analyzed with comparison and description method, and also content analysis according to the library resources. This result is obtained that, employing novel verbal skills have great influence on the rhetoric and effectiveness of the Mazandaranis' proverbs and storybooks which has caused its reputation and popularity. Beyond the total novel verbal skills, the repetition and commitment have the highest frequency and chiasmus has the lowest frequency in rhetorical of proverbs. The number of arrays used in storybooks proverbs are more than Mazandaran's proverbs. The variety of arrays in Mazandaran's proverbs are less and the arrays that were used in them are more simple and sensible: this suggests that speakers of Persian proverbs have more knowledge of literary than the speakers of Mazandarani' proverbs. Of course, the poem form of storybooks proverbs has some impact in this regard.
    Keywords: proverb, rhetoric, Persian, Mazandran&#039, s proverb, verbal rhetoric
  • Moharran Rzayethy Kishekhaleh, Ali Safayi Sanghri, Seyyed Hasan Seyyed Nejad Jolodar * Pages 187-212
    The prominence of poetry of a period, and achieving a new style and language requires norm-evasion and abandoning the form, language, theme, subjects, and traditional useless images that this process was done in the poems of the second Pahlavi era due to various factors, especially the needs of Iranian society. This article, which named as Iranian Realist Manifestation in Second Pahlavi Era, has focused on studies on development and manifestation of Iranian realism by studying the poetry of this period in four subjects: social, political, partisan and religious. For this purpose, the authors began examining the nomadism and foregrounding, based on form-dealing and thematic look, and brought evidence from the poets of this era by explaining and analyzing the poems of the poets. They presented the most important elements of them by examples, and therefore they concluded that thematic normality and other forms of norm-evasion caused prominence of the poetry of this era and the manifestation and development of Iranian realism, which has different meanings and more prominent than other realism and a new identity for Iranian society and Persian poetry. The realism which has other signs, also has religious and sacred indications, the manifestations of which could be seen in the lives of the Iranian people as a great reality, and its effect on Persian poetry has caused prominence of it.
    Keywords: language, norm-evasion, foregrounding, Iranian realism, the second Pahlavi era
  • Gh Rezvanian * Pages 213-232
    Language sociologists believed on the role of different non-linguistic factors, such as ethnicity, gender, education, social class, age, and geographical area in the emergence of linguistic forms. One of the social classes is the students’ stage which defined by its own discourse. But this study, with a study on the language of students, concludes that in the present situation, the role of these factors has changed, both because of the changes in global culture and the technological movement and cultural transformation of Iran in recent decades, which has been influenced by international developments and internal events and the collapse of past prehistory. Accordingly, based on the three variables of age, education, and gender and how they affect the language, which arranges the new power system in the language, and the convergence of these factors and the diminution of previously inflexible factors creates a new discourse that has a perfect expression in a language called "dark language". A language that has been spoken in secret in the past decade, but now appear. Then by the descriptive and explanatory study of this sublanguage, it concludes that this linguistic form, which expresses a certain style of life, confronts dominant ideology with a counter-crisis approach. It is not merely a moral phenomenon that is reformed with an advice and warning book, but a product of profound and complex socio-political variables.
    Keywords: dark language, student-youth language, sociology of language, irony
  • Naser Gholi Sarli *, Bahador Bagheri, Shirin Sadeghi Pages 233-264
    The relation between the grammatical structures and the rhetoric of speech has not been sufficiently studied and analyzed in Persian language in general and specially in poetical language. Although the relation between the syntactical structures and the rhetoric in the language of poetry usually follows the rules of the ordinary language, the consciousness and the significance in the usage of some syntactical structures in poetry cannot be ignored.  The poetical craftsmanship in producing diverse syntactical structures so that these structures could be suitable with the context is sometimes so apparent and obvious that calls the literary critics and the grammarian’s attention but a comprehensive method and framework for formulating and analyzing such a craftsmanship is yet to come.
    This article aims to demonstrate that Akhavan-Sales, considering the co-text and the context, how uses a diverse range of grammatical and syntactical structures to deliver his intended meanings and messages. Hence, some marked syntactical structures in his poems are analyzed so that this article can participate in finding the above-mentioned method and theoretical framework, explaining some details of his craftsmanship in syntax and poetry. The article focuses on changing the word order and uses some theoretical concept such as marked/ unmarked (syntax), new/ given information (Halliday), topicalization (syntax and functional linguistics) and the analytical method of Al-Jurjani in comparison of different syntactical structures. Adopting a qualitative research method and after analyzing of the poetical and syntactical instances, we have demonstrated that Akahavan-Sales how employs a diverse range of marked syntactical structures to deliver his intended messages and meanings, and what a great potentials Persian language bestows to its users in this regard.
    Keywords: Akhavan-Sales, Nima’s poetry, marked syntactical structure, rhetoric, syntax
  • Morteza Ghasemi * Pages 265-292
    In line with personification and synesthesia, symbol is a significant characteristic of rhetorical level of Sohrab Sepehri’s style. By means of iteration, some of the symbols have been converted to an important and remarkable characteristic and are considered as motif. According to stylistical  investigations, words as “water, light and illumination, loneliness, void, nothing, lotus flower, apple, anemone flower, green and blue color” are symbolic motifs of “Hasht ketab”.   These symbols are extracted from three parts; nature, Zen-buddhism  and myth by which freshness and innovation are demonstrated in Sohrab Sepehri’s poem. After defining symbol and motif  in this article, symbolic motifs will be investigated by means of descriptive-analytical method, and according to poem’s contexture, the specific and accurate meaning of them will be expressed in different poems.
    Keywords: Sohrab Sepehri, “Hasht ketab”, motif, symbol, symbolic motif
  • Zeinab Mohammad Ebrahimi, Shabnam Majidi * Pages 293-322
    The present study is an attempt to re-identify grammatical verbs in Persian language, and teaching them to non-Persian speakers based on the CLT approach and within the MP framework. In this regards, two successive objectives are followed: First, revision of grammatical verbs in Persian grammar, explaining the role of each of these verbs, and providing an explanatory analysis for syntactic structures associated with these verbs. Second, teaching grammatical verbs to non-Persian speakers and developing new grammatical texts and rules (such as the position of sentential negation marker) based on this revision. So the main question is: if we put away the traditional descriptions of grammatical verbs, what is the effect of this new linguistic approach on the second language learners? Following a detailed discussion on the Persian grammatical verbs, in the experimental-field research part of study we will try to provide an integrated syllabus within the communicative language teaching approach, based on the theoretical findings of the research. By comparing two groups of Persian learners, i.e. the control group and the experimental group, we will show that teaching grammatical verbs according to the new syllabus leads to facilitation of teaching, learning, and remembering processes, and Persian learners of experimental group will have better and more successful performances, with the average of 5 points higher than the control group.
    Keywords: minimalism program (MP), grammatical verb, sentential negation, non-Persian speaker, communicative language teaching (CLT)
  • Fariba Mehri, Mehyar Alavi Moghaddam *, Hasan Delbri, Abbas Mohammadian Pages 323-346
    In contemporary Ghazal, in order to defamiliarization and creatation of linguistic capacities, various approaches are used in the framework of norm-setting. In addition to enhancing the literary aspects of the speech, these approaches have become such a feature of style. The purpose of this article is to study the normative hypothesis of the syntax layer of contemporary ghazal based on layered stylistics. The fundamental question of the article is that the normative hypotheses of the syntax, in what parts of the chain of words occur in the most part, and what the poets would use for this purpose. On this base, after a brief introduction to linguistic stylistics and hijacking in the syntax of speech, authors introduce examples of this application, and in the end it is concluded that the hijacking of contemporary ghazal, both in the morphology and in the syntax, has influenced the word. Most of the cases are related to spontaneity, especially in the infinitive and verb areas, the construction of words and the use of exquisite attributes, and in the syntagmatic of speech, to be payed attention to normality of the syntactic layer.
    Keywords: Resurrection of Words, Layered Stylistics, Syntax layer, Normative Syntax, Contemporary Ghazal
  • Rouholah Hadi, Mitra Golchin, Mohammadreza Torki, Sima Rahmanifar * Pages 347-378
    If we consider the reality as irregularity and poetry as a coherent whole, one of the instruments of this irregularity in poetry and its coherence can be considered to be irony. The heterogeneous experiences of the poet from his world lead to the emergence of apparently more controversial issues in his poetry. The poet's humorous awareness of the existing contradictions brings the text into an irony, can make reading the poet more of an intellectual challenge, and gives readers a wider view.
    Sanai's heterogeneous experiences, which are the result of a conflict between his ideals and perceptions with his status quo, are intermingled in his poetry and became a whole new one.
    The current study was aimed to examine how Sanai's linguistic choices are used to reflect the status quo in the society and to demonstrate his thoughts, beliefs and concerns by evaluating the extent, manner, and use of irony in his poems. Based on the results presented herein, there are often a network of different ironies beside each other in the poetic language of the Sanai, by which his poems were turned into an integrated structure; consequently the general readers can be enjoyed from its appearance, and a particular reader from the discovery of hidden layers. As a representative of the educated stratum, Sanai had considered himself responsible to the common people and tried to reflect their concerns and problems in their work. However, he has been forced to diminish his sharp tongue expression, hence, he had used irony.
    Keywords: Anonymous, irony, ironic, poetry, rhetoric
  • Mahboube Hemmatiyan * Pages 379-406
    In rhetoric, one of the branches of semantics, the nature of linguistic structures and their semantic layers are discussed. The linguistic discourses in this science creates commonalities with Syntax; or as Abdul Qahir Jorjani, the creator of this technique, calls it: "Semantic Science". Theme and rhemeare among the eight topics of this science, discussed in all books of rhetoric, from the oldest to the later writings, under the discussion of predicates. It deals with the evolution and specifications of theme and rheme in predicates, some of which are position, definiteness or indefiniteness, repetition, deletion andcreating adverbs. In the stage of action and examination of the word (text), based on these issues, there are problems that raise doubts about the issues’ explanation and discussing them under predicates. In this study, while expressing these ambiguities, they are addresse through evidence and instances from literary texts. By explaining Jorjani's theory of order in this field, approaches for reforming this part of semantics are suggested.
    Keywords:
    Keywords: science of rhetoric, predicates specifications, rheme specifications, theme specifications, Jorjani's theory of order