فهرست مطالب

مطالعات تفسیری - پیاپی 37 (بهار 1398)
  • پیاپی 37 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/17
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدعلی تجری، محترم شکریان* صفحات 7-28
    حفظ اسلام و ارزش های اسلامی وابسته به حاکمیت اسلامی قدرتمند است. حاکمیت اسلامی باید دارای حریمی باشد تا مصالح پنج گانه جامعه اسلامی؛ عقل، دین، جان، مال و ناموس، مخدوش نگردد. از آیات اجتماعی قرآن که ناظر به ضرورت آرامش در جامعه اسلامی و ثبات امنیت و حاکمیت اسلامی است، آیه 9 سوره حجرات است. این مقاله درصدد است تا ضمن مفهوم شناسی «بغی» در این آیه شریفه، به این سوال که اعتراض به چه حاکمی و چه نوع اعتراضی و با چه شرایطی بغی محسوب می شود؟ پاسخ دهد. نتیجه این مقاله با تامل در آیات قرآن کریم به ویژه آیه مورد اشاره، به عنوان مهمترین خاستگاه این مفهوم، و روایات معصومان^ آن است که «بغی» اختصاص به خروج علیه امام معصوم ندارد و خروج علیه امام حاکم عادل را نیز شامل می شود، چنانکه قیام علیه حاکم جائر از اساس، بغی شمرده نمی شود؛ نه آنکه بغی به حق و ممدوح باشد. نیز اقدامی بغی محسوب می شود که اقدام کننده مسلمان باشد، نه غیرمسلمان؛ گروهی باشد، نه انفرادی؛ مسلحانه و خشونت آمیز باشد، نه مسالمت آمیز و قصد خروج آنان علیه امام معصوم یا عادل احراز گردد.
    کلیدواژگان: آیه 9 حجرات، بغی، باغی، حاکم عادل
  • رقیه یوسفی*، محمدحسن محمدی مظفر صفحات 29-42
    یکی از مراتب عصمت پیامبران، عصمت از سحرشدن و تصرف دیگران در نفس و عقل ایشان است. ظاهر برخی آیات قرآن کریم بر سحرشدن پیامبر الهی دلالت دارد؛ مانند آیه 66 طه: «قال بل القوا فإذا حبالهم و عصیهم یخیل إلیه من سحرهم انها تسعی». ممکن است از ظاهر این آیه برداشت شود که حضرت موسی× به دلیل تصرفی که در خیال او از سوی ساحران در اثر سحرشان شد، مسحور ایشان گشت. اگر این دلالت ثابت باشد، سندی بر عدم عصمت پیامبران از این مرتبه از عصمت خواهد بود و این امر، دارای لوازم فاسدی است که با اعتقادات کلامی تشیع در تعارض است. ازاین رو در این مقاله این مساله از جهت تفسیری و دلالی و نیز از جهت کلامی و عقلی به دقت مورد بررسی قرار گرفته است و این مطلب اثبات شده است که آیه مورد بحث گرچه بر اثرپذیری سحر ساحران در چشم و خیال موسی× دلالت دارد اما به هیچ وجه بر مسحورشدن وی و تصرف در عقل و نفس انسانی او دلالتی ندارد و همچنین از جهت عقلی لازم است که پیامبران از هرگونه تصرف دیگران در نفس، عقل و باورشان مصون و معصوم باشند
    کلیدواژگان: آیه 66 طه، تفسیر کلامی، عصمت پیامبران، سحرشدن نبی
  • عبدالرضا حدادیان*، حسن نقی زاده صفحات 43-62
    در پیشینه علمی و فرهنگی، واژه «تربیت» شامل تمام ابعاد و اجزای فرایندی است که زمینه تحول اختیاری و آگاهانه آدمی را فراهم می کند. براساس نگرش اسلامی این مفهوم دربردارنده تمام اقدام ها و تدابیر ازجمله تادیب، تزکیه، تعلیم و تذکر است که باید در راستای هدفی واحد یعنی شکل گیری و تعالی شخصیتی یک پارچه و توحیدی به طور سنجیده، هماهنگ و درهم تنیده سامان یابند. در پژوهش حاضر، در پاسخ به چیستی مدار حرکت انسان در این سیر تربیتی، قرآن کریم به عنوان بزرگترین منبع هدایت و تربیت بشر مورد استنطاق قرار گرفته است و با تحلیل و تفسیر آیات مربوط به تعقل و تفکر و بررسی عنصر تفکر در مولفه های بینشی، گرایشی و کنشی آیات تربیتی قرآن، این موضوع اثبات شده است که محور تربیت بر مبنای آموزه های قرآنی، اندیشیدن بوده است و برای شروع، شیوع و نهادینه کردن تربیت و هدایت انسان ها به سمت کمال و رستگاری راهی جز تقویت تفکر بشری وجود ندارد.
    کلیدواژگان: آیات تعقل و تفکر، قرآن و تربیت، تفکرمحوری
  • رقیه براریان، حبیب الله حلیمی جلودار*، زینب سادات حسینی صفحات 63-82
    نشوز زنان، یکی از مباحث مطرح در آیه 34 سوره نساء است. این مقاله با تاکید بر این آیه به تبیین آراء تفسیری بانو امین اصفهانی و آیت الله جوادی آملی در معناشناسی و حکم «نشوز» می پردازد و هدف آن مقایسه دیدگاه دو مفسر غیرهمجنس در مفهوم و حکم نشوز است. این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر ابزار کتابخانه ای انجام پذیرفته است و یافته ها، حاکی از آن است که دو مفسر فوق، در معنا و حکم نشوز، اختلاف نظر دارند. امین اصفهانی «نشوز» را به معنای سرپیچی از اطاعت شوهر با تکبر دانسته و حکم آیه را ارشادی می داند، اما آیت الله جوادی آملی معتقد است سربرتافتن همسر از تمکین، بدون قید تکبر، «نشوز» است و زن را در صورت عدم تمکین در آمیزش، «ناشزه» می‏نامد. وی با خوف نشوز، سه مرحله وعظ، هجر و ضرب را به جهت امر به معروف و نهی ازمنکر از وظایف مرد می داند و ضمن تصریح به ترتب امور سه گانه در صورت خوف نشوز، ضرب را منوط به آشکارشدن نشوز و نه خوف نشوز می داند اما در نظر مختار، معنای «نشوز» در این آیه، «جمع شدن زن با غیر» است؛ نه عدم تمکین شوهر. در بیان حکم آیه نیز، با تبیین وجوب تخییری به جمع دیدگاه دو مفسر پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: آیه 34 نساء، نشوز، تنبیه زن، بانو امین اصفهانی، آیت الله جوادی آملی
  • زهره شریعت ناصری*، علی صفری صفحات 83-100
    دو آیه از آیات قرآن کریم، ظهور بر تعجیل پیامبراکرم| در هنگامه وحی دارد و یک آیه نیز دلالت این دو را تکمیل می کند. سوال اصلی مقاله بر چیستی و چرایی تعجیل و دلالت یابی تعابیر دال بر آن در آیات حاوی تعجیل بنیان نهاده شده است و پاسخ آن نیز از قرائن متصل و منفصل کلام به ویژه غرض سوره به دست آمده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی و از طریق مطالعه تفاسیر گوناگون است و از قرائنی چون ادبیات عرب، قرینه سیاق، سبب نزول و غرض سوره، بهره جسته تا مدعای خود را ثابت کند. مدعای نویسندگان این است که مطابق عبارت های قرآن کریم، اولا پیامبراکرم| در فرآیند وحی، دچار عجله مذموم نشده و ثانیا دلیل نهی از عجله، فراموشی یا عدم فراگیری الفاظ و عبارت ها یا شدت حب که غالب مفسران بر آن تاکید کرده اند، نبوده است، بلکه تعبیر به عجله، مطابق با غرض سوره و در مقام مقایسه پیامبر خاتم| با پیامبرانی مانند حضرت آدم و حضرت موسی× بوده است.
    کلیدواژگان: آیه 19 16 قیامت، آیه 114 طه، آیات تعجیل، دریافت وحی
  • مریم توکل نیا، ولی الله حسومی* صفحات 101-118

    در آیات متعددی از قرآن کریم به مسئله نجوم و رخدادهای اجرام آسمانی اشاره و مسائلی چون؛ روابط، فعل و انفعال های اجرام و محیط نگه دارنده آنها مطرح شده است. ازجمله این آیات، آیه 40 سوره یس و 33 سوره انبیاء است که با گزینش واژگانی مشخص و هدفمند، ویژگی موقعیتی و حرکتی خورشید و ماه را بیان کرده است. نوشتار حاضر  به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه حجم داری فضا تلاش دارد تا موقعیتی که آیات فوق مفهوم سازی کرده است را تبیین کند. با توجه به اینکه این آیات مسئله ای علمی را مطرح کرده است، بررسی آنها با این رویکرد لازم و ضروری به نظر می رسد. طبق بررسی های انجام یافته، آیات فوق با کاربرد حرف «فی» حجم داری فضا و با واژه «فلک» سطح ثابت دارای برجستگی و با واژه «یسبحون‏» حرکت ماه و خورشید در سطح فضا را مفهوم سازی می کند. این تفسیر با تکیه بر نظریه حجم داری فضا و فقط به عنوان یک احتمال در تفسیر آیات فوق مطرح می شود.

    کلیدواژگان: آیه 40 یس، آیه 33 انبیاء، تفسیر علمی، حجم داری فضا
  • عبدالقاسم کریمی* صفحات 119-136
    در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که افزون بر تحلیل مفهومی با دلالت منطوقی محظورات و محدودیت هایی را برای تصرفات شرورانه و نابودگر بشر در مخلوقات، پدیده ها و حوادث بیان می کند. از دیدگاه علامه طباطبایی مدنی بالاستخدام بودن بشر، متاثرشدن از اغوائات شیطانی و پیروی از هواوهوس نفسانی از یک سو و پیشرفت های خیره کننده علمی در تصرف و تسخیر موجودات ارضی و سمائی از سوی دیگر، به انسان قدرت شگرفی در نابودگری نوع بشر، دین خدا، مخلوقات الهی و حوادث وعده داده شده در قرآن بخشیده است. تفسیر علامه طباطبایی از این آیات نشان می دهد، بشر به هر میزانی که در ابعاد عقلانی، نفسانی و جسمانی هوشمندتر، نافذتر و قدرتمندتر شود، تاثیرات منفی و قلمرو تسلط شرورانه وی در یک مسیر بی نهایت و بدون حد و حصر قرار نمی گیرد، بلکه هم در مقام اثبات و هم در مقام ثبوت نه تنها تابعی از سنن و قوانین ساری و جاری در نظام  احسن الهی، که خود بخشی از آنها است و در صورت تجاوز از برخی از قوانین و سنت های جاری باید منتظر پیامدهای ناگوار برخی دیگر از آنها باشد. این مقاله  در صدد بیان محدودیت های تصرفات شرورانه با استفاده از تحلیل های تفسیری علامه طباطبایی در المیزان است.
    کلیدواژگان: تفسیر کلامی، سنت های الهی، تصرفات شرورانه بشر، تفسیر المیزان
  • محمد مهدی داورپناه*، سید رضامودب صفحات 137-154
    تحقیق حاضر جهت نقد و تحلیل نظر تفسیری احمد صبحی منصور در قرآن شناسی سامان یافته است. بر این اساس تحلیل نادرست تفسیری وی بر مفهوم و مصداق اولی الامر مورد تاکید است. صبحی منصور در روش برداشت از قرآن دیدگاه نارسایی را در پیش گرفته و بر اساس آن سعی در تحکیم پایه های اندیشه قرآن بسندگی نموده است. فقدان جامع نگری نسبت به قرآن در روش استفاده از آیات و نتایج بی ارتباط از محتوای آیات قرآن، از شاخصه های روشی احمد صبحی منصور است. وی منظور از اولی الامر را کسانی می داند که نسبت به دیگران در اطاعت از خدا اولویت بیشتری دارند و به همین لحاظ تا زمانی که اطاعت از آنان در راستای معصیت خدا نباشد، مطاع هستند. موضوع یاد شده اگرچه ممکن است در نگاه نخست، چندان ناصحیح به نظر نرسد اما باید گفت دیدگاه او با آیات دیگر قرآن کریم ناسازگار است.
    کلیدواژگان: آیه 59 نساء، آیه اولی الامر، قرآنیون، احمد صبحی منصور، قرآن بسندگی
  • طلعت حسنی بافرانی* صفحات 155-172
    مسئله وحدت و اختلاف انسان ها ریشه در تاریخ حیات اجتماعی بشر دارد و همین امر بسترساز ظهور انبیاء الهی و نزول کتب آسمانی شده است. آیه 213 سوره بقره با اشاره اجمالی به این مسئله، سیر تطور اندیشه بشری را در مراحل مختلف بیان می کند. ابهام های متعددی ازجمله در زمینه چیستی مبنای وحدت، علت اختلافات، زمان انقضای موضوع آیه و حکایت گری آیه از سنت مستمر خدای متعال در میان امت ها دارد. از این رو آیه شریفه مورد بحث بستر تضارب آراء اندیشمندان و مفسران شده است. این مقاله که به شیوه تحلیلی تطبیقی نگارش یافته است، معطوف به طرح، بررسی و نقد دیدگاه های متفاوت مفسران فریقین در خصوص ابهام های فوق است. سه دیدگاه اتحاد بر کفر، اتحاد بر یکتاپرستی و  اتحاد بر اصول عقلی و هدایت فطری با تقریب های متفاوت، حاصل بررسی های انجام شده در خصوص متعلق وحدت در آیه شریفه است. نگارنده دیدگاه سوم را با تقریب «اتحاد انسان ها بر عدم برخورداری از هدایت تشریعی» در یک مقطع زمانی خاص تقویت می نماید و البته بر آن است که به مدد قاعده جری و تطبیق، احتمال انسلاخ از زمان نیز در برداشت از آیه قابل توجه است.
    کلیدواژگان: آیه 213 بقره، تفسیر تطبیقی، امت واحد
  • محمد خامه گر* صفحات 173-190
    یکی از روش های نوین در تفسیر قرآن کریم، روش تفسیر ساختاری است که در سال های اخیر توجه ویژه ای به آن شده است. روش تفسیر ساختاری بر مبنای نظریه هدفمندی سوره های قرآن اجرا می شود. برای ارائه تفسیر ساختاری یک سوره از قرآن کریم باید دو مرحله طی شود؛ در مرحله نخست باید با توجه به قواعد علمی، ساختار و غرض سوره را به روش استدلالی کشف کرد و محتوای سوره را فصل بندی نمود؛ در مرحله دوم با توجه به کیفیت ارتباط آیات در ساختار سوره و معنای تفسیری آیات، متن تفسیر ساختاری سوره را به روش پیوسته ارائه کرد. در این مقاله  ابتدا ویژگی های تفسیر ساختاری و سپس قواعد کشف ساختار و غرض سوره های قرآن بیان شده است و در پایان سوره بینه مطابق دو مرحله فوق به روش ساختاری تفسیر شده است تا امتیازها و کارکردهای روش تفسیر ساختاری تبیین گردد و جهت گیری محتوایی سوره بینه آشکار شود.
    کلیدواژگان: سوره بینه، تفسیر ساختاری، قواعد تفسیر ساختاری
  • سعیده معظم*، محمود حاجی احمدی صفحات 191-208
    قرآن کریم، کتابی جامع و جاودانه است و برنامه های تربیتی خود را در قالب آیات و شیوه های متنوع و متناسب با نیازها، امیال و ویژگی های انسان، ارائه کرده است. اتخاذ شیوه های متفاوت از قرآن کریم، به منظور پرورش فضائل و اجتناب از رذایل و ارائه راهکارهای صحیح تربیتی، از ضرورت های جامعه اسلامی است. یکی از این شیوه ها انذار و تبشیر است که در این شیوه به وسیله اعلام خطرکردن و بیم دادن در مورد عواقب کارهای بد و نیز مژده دادن و تشویق در مورد پیامدهای نیک رفتارهای خوب، انگیزش لازم برای اجتناب از کارهای حرام و مکروه و انجام کارهای واجب و مستحب در انسان ایجاد می شود. بررسی ارتباط میان تبشیرهای قرآن به بهشت و زمینه های انسان شناختی رفتار، مسئله مورد پژوهش در این تحقیق است. دستاورد این پژوهش آن است که خدای حکیم، این گونه بشارت ها را با توجه به زمینه ها و عوامل درون فردی و برون فردی موثر بر انگیزه های رفتاری در انسان ارائه نموده است تا به این وسیله انسان ها برای دستیابی به یک الگوی مناسب تربیتی و طی مراحل تکامل و سعادت، از آن بهره گیری کنند.
    کلیدواژگان: تفسیر تربیتی، آیات تبشیر، بشارت به بهشت، زمینه های انسان شناختی
  • سعید غفاری، ایوب پروینی*، ریحانه کریمی صفحات 209-230
    تحلیل استنادی، یکی از روش های مهم در ارزیابی عملکرد و موفقیت پژوهش است. هدف تحقیق حاضر استفاده از این روش در بررسی مقاله های منتشرشده در فصلنامه مطالعات تفسیری، است. بر این اساس 28 شماره از این نشریه که حاوی 248 مقاله منتشرشده در سال های 91 تا 97 است، بررسی گردید. همه این مقاله ها تالیفی است و 444 نفر در نگارش آن مشارکت داشته اند؛ میزان مشارکت استادان معارف اسلامی در تالیف مقاله ها 186 نفر در 150 مقاله؛ یعنی 5/60% مقاله ها است. کل استنادها 9799 و میانگین آن برای هر شماره 78/349 و هر مقاله 74/39 استناد است که بیش از 96% آن به کتاب ها اختصاص دارد. بیش از 76% استنادها به منابع عربی است. پراستنادترین کتاب، پس از قرآن کریم، تفسیر المیزان با 222 استناد است، پراستنادترین مجله، نویسنده و مترجم نیز به ترتیب فصلنامه مطالعات تفسیری با 21 استناد، فضل بن حسن طبرسی با 241 استناد و سید محمدباقر موسوی همدانی با 37 ترجمه است. میزان خوداستنادی 48 مورد است که سال 96 با 11 مورد، بیشترین فراوانی را داشته است. تمایل نویسندگان مقاله ها در این فصلنامه، بیشتر به سمت کار گروهی دونفره است. در پژوهش حاضر افزون بر موارد مذکور، تلاش شده تا میزان مشارکت براساس جنسیت، نوع مدرک، میزان مشارکت نویسندگان و محققان نیز مورد مداقه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فصلنامه مطالعات تفسیری، تحلیل استنادی، کتاب سنجی
|
  • Mohammad Ali Tajari, Mohtaram Shekariyan* Pages 7-28
    Maintaining Islam and Islamic values depends on the existence of powerful Islamic sovereignty. Islamic sovereignty should be protected so that the five interests of the Islamic society i.e. intellect, religion, life, property and honor are not jeopardized. Verse nine of chapter Hujarat is one of the verses of the Qur'ān which refers to the necessity of peace in the Islamic society and the maintenance of security and Islamic sovereignty. Studying the concept of Baghy in this verse, this paper seeks to address this question: Revolt against what kind of ruler, what kind of revolt, and under what conditions is considered as Baghy? Reflecting on the traditions of the infallible Imams and the verses of the Holy Qur'an, especially the mentioned verse that is the most important origin of this concept, the results of the paper show that "Baghy" does not exclusively mean revolt against an infallible Imam, but includes revolt against a just ruler and Imam as well. Revolt against a tyrant is not a right and accepted kind of Baghy, since it is not basically considered Baghy at all. Moreover, an action is considered as Baghy in which the doer is a Muslim not a non-Muslim. Baghy is done in group, not individually; it is armed and violent, not peaceful, and the intention of rebels for revolt against the infallible or just Imam is proved.
    Keywords: Verse 9 of Hujarat chapter_Baghy_Rebel_the just ruler
  • Roqhaye Yousefi*, Mohammad Hassan Mohammadi Mozaffar Pages 29-42
    One of the levels of the infallibility of the prophets is the infallibility of being enchanted in the soul and mind by the others. The surface meaning of some verses of the Holy Quran implies the enchantment of divine prophets, such as verse 66 of chapter Taha:«قال بل القوا فإذا حبالهم و عصیهم یخیل إلیه من سحرهم انها تسعی» .
    The surface meaning of this verse may make one interpret it as indicating that Moses (pbuh) became enchanted in mind by the magicians. If this implication is true, it would be an evidence of the non-infallibility of the prophets in this area, and this has invalid prerequisites that are in conflict with the theological beliefs of Shi'ism. Hence, the present paper carefully studies this verse in terms of theological and rational interpretation and implication, and verifies that although the verse implies the effect of the magic of magicians in the eyes and mind of Moses (pbuh), it whatsoever does not imply his being enchanted by them and their seizing control of his wisdom and soul. Moreover, from the rational point of view, it is necessary for the prophets to be infallible and safe from being enchanted in soul, intellect and beliefs.
    Keywords: Verse 66 of chapter Taha, theological interpretation, infallibility of prophets, the enchantment of prophet
  • Abdolreza Haddadian*, Hassan Naghizadeh Pages 43-62
    In the scientific and cultural literature, the term "education" includes all the aspects and components of a process that provides the ground for the conscious and voluntary transformation of mankind. Based on the Islamic viewpoint, this concept includes all actions and measures, including correction, purification, teaching and admonition, which must be carefully and coherently organized in a single, unified goal that is the formation and sublimation of a solid monotheistic character. In response to the question of the nature of human’s movement in this educational process, the present study has considered the Holy Qur'an as the greatest source of guidance and education for human beings. By analyzing and interpreting the verses related to reasoning and thinking, and studying the element of thinking in the components of insight, the tendency and action in the Qur'anic educational verses, it has been proved that, based on the Quranic teachings, the axis of education is thinking, and there is no way but strengthening man’s thinking ability for the beginning, prevalence and institutionalization of education and guidance of humans for perfection and salvation.
    Keywords: Verses on reasoning, thinking, Qur'an, education, thinking-orientedness
  • Roghayye Barariyan, Habibollah Halimi Jelodar*, Zeinab Al, Sadat Hosseini Pages 63-82
    The issue of women’s nushooz (violation of marital duties) is one of the issues raised in verse 34 of chapter Nisa. This paper emphasizes this verse by explaining the interpretations of lady Amin Esfahani and Ayatollah Javadi Amoli about the semantics and ordinance of "nushooz", and aims to compare the views of the two commentators of two opposite genders in the meaning and ordinance of nushooz. Research findings suggest that the two abovementioned interpreters disagree on the meaning and ordinance of nushooz. Lady Esfahani regards "nushooz" as disobeying one’s husband arrogantly, and believes that the ordinance of the verse is guidance, but Ayatollah Javadi Amoli believes that wife’s violation of marital duties, without "arrogance”, is considered as “nushooz”, and wife is called “nasheze” in the case of violation of marital duties about intercourse. He believes that in case of the probability of nushooz, the three phases of preaching, separation and beating for the purpose of enjoining the good and forbidding the evil are the duties of man, and while stipulating the successive order of these triple phases in the case of the probability of nushooz, beating should be used only in case of actual nushooz not in case of its probability. But from my choosing perspective, the meaning of "nushooz" in this verse means "sexual intercourse of woman with another man"; not the lack of obedience to husband. In discussing the ordinance of the verse, while explaining the necessity of choice, the viewpoint of the two commentators are summed up.
    Keywords: Verse 34 of chapter Nisa, nushooz, punishment of woman, Lady Amin Esfahani, Ayatollah Javadi Amoli
  • Zohre Shariat Naseri*, Ali Safari Pages 83-100
    Two verses of the Holy Qur'an imply the hastening of the Prophet Muhammad (pbuh) at the time of revelation. There is also another verse that completes the implication of those two verses. The present paper mainly deals with the question of the nature and reason for hastening and the implications of the expressions indicating it in the verses on hastening. The answer is obtained from the connected and disconnected theological indications, especially the purpose of the Surah. The research method in this paper is descriptive–analytical; various commentaries are reviewed, and indications such as Arabic literature, context indication, occasion of revelation and the purpose of the surah are studied to prove the claims. Writers claim that according to the Qur'anic expressions, firstly Prophet Muhammad (pbuh) was not condemnably hasty in the process of revelation, and secondly, prohibition of hastening was not because of forgetfulness, or lack of knowledge of words and expressions or the intensity of love which most commentators have emphasized. Rather, the expression of hastening has been based on the purpose of the surah, and comparing Prophet Muhammad (PBUH) with prophets such as Adam and Moses (peace be upon them).
    Keywords: Verse 16- 19 of surah al- Qiyamat, verse 114 of surah Taha, verses on hastening, receiving revelation
  • Maryam Tavakolnia, Wali Allah Hosumi * Pages 101-118

    In several verses, the Holy Qur'an refers to astronomy and the heavenly bodies, and raises some issues such as the relations and interactions of the heavenly bodies and their surrounding environment. Among these verses are verse 40 of Surah al-Yasin and verse 33 of Surah al-Anbiyah which express the positional and motional characteristics of the Sun and the Moon by choosing specific and purposeful vocabulary. Using the descriptive-analytic method and emphasizing the theory of volume of space, the present paper attempts to explain the position that the above-mentioned verses conceptualize. Considering the fact that these verses have raised a scientific question, their examination with this approach seems to be necessary. Based on the research results, the above verses conceptualize the theory of the volume of space through using the letter "فی" , the fixed surface with protuberances through the term "فلک" , and the movement of the moon and the sun in the space through the word "یسبحون". Emphasizing the theory of volume of space, this paper presents only a possible interpretation of the above verses.

    Keywords: Verse 40 of al-Yasin chapter, verse 33 of al-Anbiyah chapter, scientific interpretation, volume of space
  • Abd Al, Qasem Karimi* Pages 119-136
    In the Holy Qur'an, there are some verses that, in addition to presenting conceptual analyses with logical implications, express the constraints and limitations for evil and destructive influences in creatures, phenomena, and events. From the point of view of Allameh Tabatabai, man’s being social for taking advantage of the others, being influenced by Satan's seductions, and pursuing one’s sensual desires on the one hand, and the striking scientific advances in capturing the earthly and heavenly creatures on the other hand have given man extraordinary power for the destruction of mankind, the divine religion of God, the divine creatures and the events promised in the Qur'an. Allamah Tabatabai's interpretation of these verses shows that no matter how increasingly more intelligent, penetrating and powerful man becomes intellectually, sensually, and physically,  his negative influences and evil domination will not be infinite and unlimited; rather, both in proof and affirmation ,he is a function of the traditions and laws current in the best divine order, which he himself is a part of, and in case of violating some of the current laws and traditions, one should await the adverse consequences of some other traditions. This paper seeks to explain the limits of the evil influences using Allamah Tabatabai's interpretive analysis in al-Mizan.
    Keywords: Theological Interpretation, divine traditions, man’s evil influences, Al-Mizan commentary
  • Mohammad Mehdi Davarpanah*, Seyed Reza Mo’Addab Pages 137-154
    The present research is carried out with the aim of reviewing and analyzing the interpretative viewpoint of Ahmad Sobhi Mansour in the field of Quran studies. Accordingly, his misinterpretation of the concept of Olo al- Amr (those in authority) is emphasized. In his method of interpreting the Qur'an, Sobhi Mansour has taken a deficient view based on which he has tried to consolidate the foundations of the idea of Quranic-sufficiency. The lack of a comprehensive view of the Qur'an in the method of using the verses and the results unrelated to the content of Quranic verses are among the features of Ahmad Sobhi Mansour's method. He argues that Olo al- Amr are those who are more obedient to God than others, and can be obeyed as long as obeying them does not lead to disobeying Allah. This viewpoint may not appear to be very inaccurate at first glance, but it is incompatible with other verses in the Holy Qur'an.
    Keywords: Verse 59 of chapter Nisa, Olo al- Amr verse, Qur'anists, Ahmad Sobhi Mansoor, Quran-sufficiency
  • Tal’At Hasani Bafrani* Pages 155-172
    The issue of the unity and difference of humans is rooted in the history of man’s social life, and this is the basis for the emergence of divine prophets and the revelation of the heavenly books. With a brief overview of this issue, Verse 213 of chapter Bagherah explains the evolution of human thought in different stages. There are many ambiguities about the nature of the basis of unity, the causes of difference, the time of the expiration of the subject of the verse and the narration of the verse about the continuous tradition of the Most High God among the nations. Therefore, the verse has been the subject of dispute among scholars and commentators. Using the comparative – analytical method, this paper focuses on the presentation, examination, and critique of the various views of the Shite and Sunni commentators about the above ambiguities. The three views of unity on blasphemy, unity on monotheism and unity on rational principles and natural guidance with different approximations are the result of investigations concerning unity in the verse. The author confirms the third perspective with the approximation of "the unity of humans on the lack of religious guidance" at a particular time point, and argues that with the help of the principle of Jary and Tatbiq (applicability and comparing), the probability of disinterestedness from time is also significant in the interpretation of the verse.
    Keywords: Verse 213 of chapter Bagherah, comparative interpretation, united nation
  • Mohammad Khamegar* Pages 173-190
    One of the new methods in the interpretation of the holy Qur'an is structural interpretation that has recently been given special attention. The method of structural interpretation is based on the theory of purposefulness of the Quran's Surahs. In order to provide a structural interpretation of a Surah, two steps should be taken; first, according to the scientific rules, it is necessary to discover the structure and purpose of the Surah in an argumentative way, and then the content of the surah should be classified; in the second stage, considering the quality of the relation of the verses in the structure of Surah and the interpretive meaning of the verses, the context of the structural interpretation Surahs should be continuously presented. In this paper, firstly, the features of structural interpretation and then the rules for the discovery of structure and purpose of the Qur'anic Surahs are explained, and at the end, using structural method, Surah Al-Bayyina is interpreted according to the above two steps, so that the advantages and functions of the structural interpretation method and the content orientation of the Surah Al-Bayyina are made clear.
    Keywords: Surah Al-Bayyina, structural interpretation, structural interpretation rules
  • Sa'ideh Mo'azzam*, Mahmoud Haji Ahmadi Pages 191-208
    The Holy Qur'an is a comprehensive and eternal book that has presented its educational programs in the form of verses and various methods tailored to the needs, desires and characteristics of man. Adopting different methods from the Holy Quran to cultivate virtues and avoid vices and providing proper educational solutions is of one the necessities for the Islamic society. One of these methods is warning and glad tiding (Inzar and Besharat) in which by warning and causing fear about the consequences of bad deeds, and giving glad tidings and encouragement by reminding the favorable outcomes of good deeds, the motivation required for avoiding illegal (Haram) and disapproved (Makruh) actions and doing obligatory and recommended (Mostahab) deeds is created. The study of the relationship between the Qur'anic glad tidings of Heaven and the anthropological aspects of behavior are the subject of this research. The research results show that the All Wise God has presented such glad tidings with regard to the inter- individual and intra-individual grounds and factors that affect behavioral motivations in man, so that human beings benefit from the glad tidings to obtain a suitable educational model and pass the stages of development and happiness.
    Keywords: Educational interpretation, the verses on glad tiding, glad tiding of heaven, anthropological grounds
  • Saeed Ghaffari, Ayub Parvinee*, Reyhaneh Karimi Pages 209-230
    Citation analysis is one of the important methods used in evaluating the performance and success of research. The purpose of the present research is to apply this method in reviewing the published articles in the Interpretative Studies Quarterly Journal. To this end, 28 issues of the journal containing 248 published articles in the years 91- 97 were reviewed. All of these articles are of review papers and 444 people have contributed to writing them. The number the professors of Islamic knowledge and students of teaching Islamic knowledge in writing the articles is 186 people with the participation rate of 42%. There are 9799 citations in total; the average citations for each issue and for each article is 349.78 and 39.74 respectively, and more than 96% of citations are allocated to books. More than 76% of citations are from Arabic sources. After the Holy Qur'an, the book which counted as the most reliable source to refer to is the commentary of Al-Mizan with 222 citations. The most cited journal, author and translator are as follow respectively: The Journal of Interpretive Studies with 21 citations, Fazl ibn Hasan Tabarzi with 241 citations and Seyyed Mohammad Baqir Musavi-Hamadani with 37 translations. The self-citation rate includes 48 cases with the frequency of 11 cases considered as the most frequent self-citation in 1396. In this quarterly, the authors mostly tend to focus on pair work. In the present study, in addition to the above-mentioned points, efforts have been made to scrutinize the extent of participation based on gender, type of academic degree, and the extent to which authors and researchers participate.
    Keywords: The Quarterly journal of Interpretive Studies, citation analysis, bibliometrics