فهرست مطالب

پژوهش های نوین روانشناختی - پیاپی 53 (بهار 1398)
  • پیاپی 53 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مریم امینی*، کریم عسگری، محمدرضا نجفی، انیس جهانبازی صفحات 1-17
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی دارودرمانی با ترکیب دارودرمانی و نوروفیدبک بر کاهش افسردگی در بیماران مبتلا به صرع لوب تمپورال چپ و مقاوم به درمان شهر اصفهان انجام شد. نمونه این پژوهش دو نفر از بیماران مبتلا به صرع لوب تمپورال چپ و مقاوم به درمان بود که به صورت نمونه گیری هدفمند از بین کلیه بیماران مصروعی که به مرکز صرع مسیح اصفهان مراجعه کردند انتخاب شدند. در این پژوهش از روش پژوهشی مورد منفرد با طرح MBD یا طرح خط پایه چندگانه استفاده شد، آزمودنی ها پس از موقعیت خط پایه، به صورت پلکانی به طرح پژوهشی وارد شدند و طی 30 جلسه مداخله انفرادی آموزش نوروفیدبک دریافت کردند و دو هفته پس از پایان مداخله، طی سه هفته پی در پی تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. ابزار سنجش پژوهش حاضر پرسشنامه افسردگی بک (21-BDI) بود. یافته ها نشان داد که مطابق با تحلیل دیداری نمودار داده ها، مداخله نوروفیدبک در کاهش افسردگی هر دو آزمودنی اثر بخش بوده است (با PND 90 درصد برای آزمودنی اول و 80 درصد برای آزمودنی دوم) و این کاهش بعد از دو هفته از پایان مداخله پایدار ماند. نتایج حاکی از اثربخشی نوروفیدبک بر افسردگی بیماران مبتلا به صرع لوب تمپورال چپ مقاوم به درمان شهر اصفهان بود.
    کلیدواژگان: وروفیدبک، افسردگی، صرع لوب تمپورال چپ مقاوم به درمان
  • جلیل باباپور، عباس بخشی پور، حمید پورشریفی، عیسی حکمتی* صفحات 19-43
    هدف پژوهش حاضر ارزیابی توانایی IRAP در اندازه گیری باورهای ضمنی افسردگی بود. بدین منظور، 50 دانشجو به صورت هدفمند انتخاب و ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه آمیختگی شناختی (CFQ) پرسشنامه افسردگی بک (II-BDI) و IRAP افسردگی، بر روی آنها اجرا شد. داده های 4 نفر به دلیل عدم رعایت شرط صحت IRAP کنار گذاشته شده و سپس داده ها تحلیل شدند. نتایج نشان داد آزمودنی ها در کوششهای نوع 1(من-مثبت) و نوع 2 (من-منفی) DIRAP مثبت و در کوشش نوع 3 (دیگران-مثبت) و 4 IRAP منفی کسب کرده اند؛ این یافته ها نشانگر سرعت پاسخ دهی متفاوت ارتباط دهی (دیگران-منفی) D محرک های منفی و مثبت به خود و دیگران است. همچنین اثر IRAP کل نیز مثبت (بزرگتر از صفر) است 0/034 =DIRAP Overall و نشانگر نگرش مثبت تر نسبت به خود در مقایسه با دیگران است. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر معنادای تفاوتها را تایید کرد (0/0/1<p). همچنین نتایج نشان داد آمیختگی شناختی با اثر IRAP کوششهای نوع 1 همبستگی منفی دارد (0/01<p) اما آمیختگی با سایر اثر IRAP کوشش ها و همچنین افسردگی با هیچ کدام از نوع کوشش ها رابطه معنادار نداشت. یافته ها نشانگر توانایی این ابزار در اندازه گیری باورهای ضمنی مرتبط با افسردگی است.
    کلیدواژگان: نظریه چارچوبهای ارتباطی، مدل بسط و انسجام ارتباطی، روش ارزیابی ارتباطی ضمنی، افسردگی
  • نادر حاجلو*، سعید رحیمی، مهرناز صداقت صفحات 45-66
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه سواد سلامت، انعطاف پذیری روانشناختی و شخصیت جامعه پسند در بین دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 97-1396 بود. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی همبستگی و جامعه آماری آن کلیه دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی بود. بدین منظور از بین کلیه دانشجویان دختر دانشگاه محقق اردبیلی تعداد 61 نفر (31 نفر از دانشجویان ورزشکار و 30 نفر از دانشجویان غیرورزشکار) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس به پرسشنامه های سنجش سواد سلامت بزرگسالان ایرانی، پذیرش و عمل ویرایش دوم و شخصیت جامعه پسند پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میزان سواد سلامت و انعطاف پذیری روانشناختی دختران ورزشکار بیشتر از دختران غیرورزشکار است. همچنین، تفاوتی بین شخصیت جامعه پسند دختران ورزشکار و غیرورزشکار مشاهده نشد. با توجه به اهمیت سواد سلامت می توان با برگزاری دوره های آموزشی در دوره تحصیل، سواد سلامت دانشجویان را ارتقاء داد.
    کلیدواژگان: سواد سلامت، انعطاف پذیری روانشناختی، شخصیت جامعه پسند، ورزشکار، دختران
  • رامین حبیبی کلیبر*، ابوالفضل فرید، رقیه محمدزاده صفحات 67-87
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان به روش اجتماع پژوهشی بر خودکار آمدی اجتماعی دانش آموزان بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که در اجرای آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش شامل 50 نفر از دانش آموزان پایه هفتم ناحیه یک شهر تبریز در سال تحصیلی 95-1394 بودند که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به طور تصادفی در هریک از گروه های آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی کنلی (1989) برای هر دو گروه اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 13 جلسه در برنامه آموزش فلسفه به کودکان شرکت کردند. گروه کنترل نیز همزمان به برنامه های عادی کلاس خود ادامه دادند. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد نمره های دانش آموزان گروه آزمایشی در پس آزمون خودکارآمدی اجتماعی بالاتر از گروه کنترل است. بنابراین، آموزش فلسفه به کودکان به روش اجتماع پژوهشی به افزایش خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان منجر می گردد.
    کلیدواژگان: آموزش فلسفه به کودکان، اجتماع پژوهشی، خودکارآمدی اجتماعی
  • معصومه حسنی، عذرا غفاری*، عباس ابوالقاسمی، سمیه تکلوی صفحات 89-106
    هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر انعطاف پذیریشناختی، حس پیوستگی و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق بود. به همین منظور، 40 زوج که بیشترین نمرات را در پرسشنامه وضعیت زناشویی کسب کردهاند و وضعیت زناشویی ناسازگارتری داشته اند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از نظام کدگذاری تعامل زوجین ایرانی، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس حس پیوستگی استفاده شد. نتایج نشانگر آن بود که بین دو گروه رفتاردرمانی دیالکتیکی و گروه کنترل متغیرهای انعطاف پذیری شناختی، حس پیوستگی و تعاملات زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (P<0/01). نتایج نشانگر آن بود که بین دو گروه مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی و گروه کنترل متغیرهای انعطاف پذیری شناختی، حس پیوستگی و تعاملات زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (P<0/01). در مجموع نتایج این مطالعه نشان می دهد که روش رفتاردرمانی دیالکتیکی بر روی افزایش انعطاف پذیریشناختی، حس پیوستگی و تعاملات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق تاثیر دارند. به طور کلی روش درمانی رفتاردرمانی دیالکتیکی میزان وضعیت انعطاف پذیری شناختی، حس پیوستگی و تعاملات زناشویی را تحت تاثیر قرار داده و افزایش دهد.
    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکتیکی، انعطاف پذیری شناختی، حس پیوستگی، تعاملات زناشویی و زوجین متقاضی طلاق
  • افشین حمدی پور*، معصومه امی، رسول زوارقی صفحات 107-129
    مطالعه حاضر با هدف تحلیل استنادی مقالات مجله پژوهش های نوین روانشناختی از آغاز انتشار (1385) تا پایان سال 1394 انجام شده است. پژوهش با کمک فنون کتابسنجی از جمله تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کل مقالات مجله پژوهش های نوین روانشناختی از آغاز انتشار (1385) تا سال 1394 می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار اکسل و نیز آمار توصیفی، جدول و نمودار استفاده شده است. نتایج نشان داد در طی 10 سال فعالیت انتشار مقالات علمی در مجله پژوهش های نوین روانشناختی 358 مقاله در 40 شماره با همکاری 1054 نفر منتشر شده است که بهطور میانگین هر مقاله توسط 2/95 نفر به رشته تحریر در آمده است. تعداد ارجاعات در این مقالات 12623 مورد است که میانگین ارجاع به ازای هر مقاله 35/26 و برای هر شماره 315/57 ارجاع است. سال 1394 بیشترین میزان ارجاع را داشته است. از بین منابع اطلاعاتی مقالات مجلات بیشترین میزان ارجاع را به خود اختصاص داده اند و کمترین میزان ارجاع مربوط به طرح های پژوهشی است. پراستنادترین کتب فارسی روش های تحقیق در علوم رفتاری و در بین کتب لاتینDiagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders میباشد. همچنین در بین نشریات فارسی، مجله اندیشه و رفتار و در بین نشریات لاتین Personalis Individual and جزء پراستنادترین منابع بوده است. 77/73 درصد کل استنادها به منابع التین و 22/27 درصد به منابع فارسی صورت گرفته است. ضریب همکاری نویسندگان0/57 به دست آمد که نشان می دهد نویسندگان مقالات در نگارش مقالات همکاری مطلوبی از خود نشان داده اند. در پژوهش حاضر همبستگی معنی داری بین فراوانی تجمعی سلانه مقالات(Cna) و سالهای (Y) بین 1385 تا 1394 مشاهده شد. با استفاده از رگرسیون نمایی می توان پیش بینی کرد که تعداد مقالات با موضوع روانشناسی در مجله پژوهش های نوین روانشناختی با سرعت بالایی در آینده منتشر خواهد شد. حتی می توان برآورد کرد که فراوانی تجمعی بروندادهای علمی در این حوزه در سال 1404 دو برابر آن در سال 1394 خواهد شد.
    کلیدواژگان: تحلیل استنادی، تحلیل محتوایی، مجله پژوهش های نوین روانشناختی، کتاب سنجی، روانشناسی
  • عبداله رشیدزاده*، اسکندر فتحی آذر، رحیم بدری گرگری، تورج هاشمی صفحات 131-153
    هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان فراشناختی بر مولفه های تعلل ورزی تحصیلی و هیجانات تحصیلی منفی دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز بود که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. نمونه آماری این پژوهش شامل 80 نفر از دانش آموزان دارای تعلل ورزی تحصیلی و هیجانات منفی تحصیلی باال بودند که از طریق مطالعه مقدماتی و سرند کردن و با استفاده از نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و با استفاده از روش جایگزینی هدفمند در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری اطالعات از مقیاس تعلل ورزی تحصیلی (APQ)و مقیاس هیجانات تحصیلی (AEQ)و برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی موجب کاهش مولفه های تعلل ورزی تحصیلی و هیجانات منفی تحصیلی میشود. نتایج این پژوهش، اهمیت استفاده از راهبردهای یادگیری خودگردان فراشناختی را به عنوان یکی از منابع اصلی و مداخله گر مهم در فراهم کردن زمینه آموزش موثر و بهبود مولفه های تعلل ورزی تحصیلی و هیجانات تحصیلی برای دانش آموزان آشکار ساخت. این پژوهش دارای تلویحاتی برای معلمان، مربیان و مشاوران مدرسه است که میتوانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان و کاهش تعلل ورزی و هیجان های منفی دانش آموزان استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: یادگیری خودگردان، فراشناخت، تعلل ورزی تحصیلی، هیجانات منفی تحصیلی
  • زهرا رمضانی، کیومرث بشلیده*، نجمه حمید، سیدعلی مرعشی، سیداسماعیل هاشمی صفحات 155-180
    هدف پژوهش حاضر، بررسی تفاوت حیا و اضطراب اجتماعی و نیز تعیین عوامل مشترک و عوامل اختصاصی دخیل در این دو متغیر بود. بر این اساس، تعداد 400 دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های هراس اجتماعی، پرسشنامه حیا، مقیاس عزت نفس، مقیاس خودکنترلی، مقیاس ترس از ارزیابی منفی، مقیاس ترس از ارزیابی مثبت، پرسشنامه کانون توجه، پرسشنامه نشخوار، پرسشنامه کیفیت زندگی و مقیاس بازداری رفتاری بزرگسالان پاسخ دادند. یافته های به دست آمده با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در مدل مفروض این پژوهش، متغیر ترس از ارزیابی اعم از منفی و مثبت به عنوان نقطه مشترک احساس شرم در حیا و اضطراب اجتماعی نقش مهمی دارد. همچنین خودکنترلی عامل کلیدی تفاوت حیا و کمرویی میباشد و حیا معلول خودکنترلی و کمرویی معلول عدم خودکنترلی می باشد. همچنین سوگیری های شناختی دخیل در اضطراب اجتماعی نظیر سوگیری پردازش پس رویدادی و سوگیری های توجهی، با حیا رابطه نشان نداد. کیفیت زندگی پایین و بازداری رفتاری نیز به عنوان پیامدهای اضطراب اجتماعی با حیا ارتباط معناداری ندارند. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این مسئله است که حیا و اضطراب اجتماعی اگرچه هر دو منبعث از احساس شرم هستند و وجوه مشترکی دارند، اما سازه های مجزا و متفاوتی هستند و الگوهای پیش بین و نیز پیشایند و پیامدهای یکسانی ندارند.
    کلیدواژگان: حیا، کمرویی، اضطراب اجتماعی، تفاوت حیا و کمرویی
  • شیرین عظیمی فر، رضوان السادات جزایری*، مریم السادات فاتحی زاده، احمد عابدی صفحات 181-205
    هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی در مادران کودکان با مشکلات رفتاری برونی سازی شده بود. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل مادران کودکان با مشکلات رفتاری برونی سازی شده در سنین پیش از دبستان در شهرستان نجف آباد بود. نمونه گیری بهشیوه در دسترس انجام شد. بدین ترتیب 45 نفر از مادران داوطلب پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل گمارش شدند. آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپروری متنی بر پذیرش و تعهد هریک طی 10 جلسه 90 دقیقه ای برای دو گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشت. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی الدینی دومکا بود . برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله در مراحل پسآزمون و پیگیری موجب افزایش معنادار خودکارآمدی والدینی در مادران شدهاند در حالی که نمرات گروه کنترل تغییر معنی داری نداشته است. به علاوه تاثیر آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد از تاثیر آموزش مدیریت والدبن بالاتر بود (P<0/01). می توان نتیجه گرفت که مداخلات این پژوهش برای مدیریت مشکلات رفتاری برونی سازی شده کودکان در سنین پیش از دبستان و افزایش احساس کفایت و رضایت از خود در مادران موثر است و از آنها می توان در کارگاه های آموزشی و مشاوره فرزندپروری استفاده کرد.
    کلیدواژگان: فرزندپروری، آموزش مدیریت والدین، پذیرش و تعهد، خودکارآمدی والدینی، مشکلات رفتاری برونی سازی شده
  • ساناز عینی*، محمد نریمانی صفحات 207-228
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی- تحلیلی بر روابط موضوعی و مکانیسم های دفاعی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 30 مرد مبتلا به اختالل شخصیت مرزی بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در نهایت پس از افت آزمودنی ها 28 نفر تا پایان مداخالت و ارزیابی ها باقی ماندند. درمان شناختی- تحلیلی برای گروه آزمایش اجرا شد. در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های روابط موضوعی بل و همکاران (1986)و سبکهای دفاعی اندرز و همکاران (1993) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان شناختی- تحلیلی در بهبود روابط موضوعی و کاهش دفاع های نوروتیک و رشدنایافته افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی موثر بوده است (0/001>P).د رمان شناختی- تحلیلی راهبردی مناسب برای بهبود روابط موضوعی و کاهش دفاع های نوروتیک و رشدنایافته در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است و می توان از آن بهعنوان یک شیوه مداخله موثر استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اختالل شخصیت مرزی، درمان شناختی- تحلیلی، روابط موضوعی، مکانیسم های دفاعی
  • عزت اله قدم پور، مسعود صادقی، مهدی یوسف وند*، زینب علوی صفحات 229-252
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر باورهای فراشناختی و رضایتمندی زناشویی در زوجین مبتال به افسردگی شهر خرمآباد انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین مبتلا به افسردگی شهر خرم آباد در سال 1396-1395 بود که به منظور اجرای پژوهش غربالگری انجام گرفت که ابتدا 600 زوج شرکت کننده پرسشنامه افسردگی را تکمیل نمودند و از میان آنها 96 زوج مبتلا به افسردگی (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه) انتخاب گردید. سپس 30 زوج منتخب به صورت تصادفی به دو گروه 30 تایی آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 4 ساعته (هفته ای یک جلسه) به مدت 2 ماه به صورت گروهی تحت آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده از طریق روش تحلیل کوواریانس، تحلیل شد و نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش میزان باورهای فراشناختی منفی و افزایش باورهای فراشناختی مثبت و رضایتمندی زناشویی تاثیر معنی داری داشته است (P<0/001)مشاهدات حاضر موید اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در تغییر سطح باورهای فراشناختی و میزان رضایتمندی زناشویی زوجین مبتلا به افسردگی است.
    کلیدواژگان: باورهای فراشناختی، رضایتمندی زناشویی، افسردگی
  • ولی‏ اله کاشانی*، منصوره مکبریان، فاطمه صدیقی فاروجی صفحات 253-274
    هدف از پژوهش حاضر، تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس منبع کنترل ورزشی کودکان بود. بنابراین، 330 دانشآموز پسر و 270 دانش آموز دختر ورزشکار به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و نسخه فارسی مقیاس منبع کنترل ورزشی کودکان را تکمیل نمودند. روش اجرا بدین شکل بود که ابتدا بااستفاده از روش باز ترجمه مقیاس منبع کنترل ورزشی کودکان ترجمه و روایی صوری و صحت ترجمه نسخه فارسی مقیاس مذکور تایید گردید. جهت تعیین روایی سازه مقیاس از تحلیل عاملی تاییدی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری و برای بررسی همسانی درونی مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ و به منظور بررسی پایایی زمانی سوالات، از ضریب همبستگی درون طبقه ای به روش آزمون-آزمون مجدد با دو هفته فاصله استفاده شد. نتایج نشان داد که نسخه فارسی مقیاس منبع کنترل ورزشی کودکان، از شاخص های تناسبی قابل قبولی برخوردار است (RMSEA ،؛ CFI 0/025؛ TLI ،0/97 ،،0/97)همسانی درونی کلی برابر 0/74 و پایایی زمانی کل برابر با 0/76 .بنابراین نسخه فارسی مقیاس منبع کنترل ورزشی از روایی و پایایی قابل قبولی در بین دانش آموزان ورزشکار ایرانی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا جهت مطالعه و ارزیابی منبع کنترل ورزشی در دانش آموزان ورزشکار در ایران استفاده کرد.
    کلیدواژگان: منبع کنترل ورزشی، دانش آموزان ورزشکار، روایی سازه، پایایی درونی، پایایی زمانی
  • فیروز محمودی*، اسکندر فتحی آذر، سعید محمودی بردزردی، رحیم بدری گرگری صفحات 275-306
    هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی مناسب آموزش از طریق پرسش و پاسخ در درس علوم تجربی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم علوم و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته بوده که از دو بخش تشکیل شد. بخش اول، به منظور طراحی الگوی نظری مناسب برای آموزش علوم از طریق پرسش و پاسخ انجام شد. در بخش دوم نیز اثربخشی و اعتبار عملی این الگوی نظری بر درک مفاهیم علوم و تفکر انتقادی مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از یک طرح شبه آزمایشی از بین دانش آموزان پایه ششم شهرستان ایذه (50 نفر پسر) شامل 2 کالس به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، قرارگرفتند. در هر دو گروه و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، آزمون تفکر انتقادی کرنل مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس داده های جمعآوری شده تجزیه و تحلیل شد. در بخش کیفی نتایج تحقیق منجر به طراحی الگویی شد که شامل هفت بعد (مبانی، اصول، فنون و راهبردها، مراحل، انواع پرسش، اهداف و ارزشیابی) است، نتایج در بخش کمی تحقیق نشان داد که الگوی طراحی شده موجب افزایش تفکر انتقادی و درک مفاهیم در گروه آزمایش شده است.
    کلیدواژگان: الگوی مناسب، پرسش و پاسخ، درک مفاهیم، تفکر انتقادی
  • وحید نجاتی*، کبری درستی، حمیدرضا پوراعتماد صفحات 307-318
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه نقص حافظه صفات ارجاعی به خود در کودکان مبتلا به اوتیسم و سالم صورت گرفت. این پژوهش یک مطالعه مقطعی است. که در آن، 15 کودک مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا با 15 کودک همتای عادی مقایسه شدند. آنها به انجام آزمون حافظه صفات ارجاعی (جهت ارزیابی حافظه صفات ارجاعی بهخود) پرداختند. جهت تحلیل داده ها تحلیل واریانس آمیخته مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که یادآوری و بازشناسی صفات ارجاعی بهخود در گروه عادی به طور معنی داری بیشتر از این میزان در گروه مبتلا به اتیسم است. بنابراین نتیجه گیری می شود که کودکان مبتلا به اتیسم در حافظه ارجاعی به خود نقص داشته و در شناخت دیگران و توانایی ذهنی سازی آگاهی خود از دیگران و متعاقب آن در شناخت خود دچار نقص هستند که این ضعف در به کار بردن اشتباه ضمایر شخصی، به کار بردن اسم خاص به جای ضمیر من برای نامیدن تصویر خود و ضعف در حافظه خودارجاعی که یک پدیده همایند از نقص در ذهنی کردن شناخت اجتماعی است، نمود می یابد.
    کلیدواژگان: اتیسم، حافظه صفات ارجاعی به خود، تئوری ذهن
  • شهروز نعمتی*، علی ایمان زاده، ناصر فروهی، محمد مهدوی، حسین افشین صفحات 319-333
    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین راهبردهای مقابله مذهبی و تابآوری با رضایت زناشویی بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تبریز در سال 1395 بودند که تعداد 127 نفر از آنها به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و مقیاس های راهبردهای مقابله مذهبی پارگامنت، تاب آوری کانر و دیویدسون و رضامندی زوجیت افروز برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفتند. تحلیل ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که در مقابله های مذهبی افراد با رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد، همچنین به تفکیک بین مقابله مذهبی مثبت و رضایت زناشویی و نیز مقابله مذهبی منفی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد، اما بین تاب آوری و رضایت زناشویی و نیز بین تابآوری و مقابله مذهبی همبستگی مثبت و معنی داری وجود ندارد، افزون براین، تحلیل رگرسیون چندمتغیره همزمان نشان داد که مجموع متغیرهای تاب آوری و مقابله مذهبی 49 درصد از واریانس متغیر رضایت از زندگی را پیش بینی میکنند. مداخله های روانشناختی و برنامه های مشاورهای از قبیل راهبردهای مقابله مذهبی، تاب آوری و توکل بر خدا می تواند برای زوجین مفید باشد.
    کلیدواژگان: راهبردهای مقابله مذهبی، تاب آوری، رضایت زناشویی
|