فهرست مطالب

پژوهش های فقهی - سال پانزدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال پانزدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدسعید نجاتی، اصغر منتظرالقائم*، محدعلی چلونگر صفحات 187-211
    در این مقاله، برای نقد باور برخی در زمینه بخشش خمس توسط امامان شیعه، پس از دسته بندی و اعتبارسنجی گزارش های این بخشش به ترتیب هر امام، شرایطی که موجب بروز این پدیده در عصر امام بوده، بررسی شده است. در ادامه، شواهد تاریخی دیگری نیز تبیین خواهد شد که مردود بودن این باور را اثبات می کنند. شواهدی چون باور جایگزینی خمس به جای زکات برای خویشان پیامبر(ص)، وجود روایات تثبیت کننده خمس از امامانی که روایات تحلیل از آنان نقل شده است. همچنین تشکیل و حمایت شبکه گستره وکالت با مجموعه وظایفی، از جمله جمع آوری خمس توسط امامان بعدی، از قراین دیگری است که دیدگاه تاریخی حلال شمردن مطلق خمس را رد می کند؛ بنابراین به نظر می رسد در کنار قاعده عمومی بخشیدن خمس، درباره خمسی که در اموال منتقل شده طی معاملات مختلف به شیعیان، از غیر آنان وجود دارد، شرایط سیاسی، اجتماعی و امنیتی برخی از امامان، سبب آن شده است که شیعیان بر اساس چنین روایاتی به طور موقت از پرداخت خمس مازاد دارایی های خود معاف شوند. این معافیت در برخی موارد، با توجه به شرایط افراد خاصی که به این منظور مراجعه می کردند، رخ داده و هرگز برای همگان و در همه زمان ها عمومیت نداشته است.
    کلیدواژگان: امامان شیعه، بخشیدن خمس خمس، سهم ذی القربی
  • حمیدرضا بهروزی زاد*، نجادعلی الماسی صفحات 213-241
    بازخوانی نهادهای سنتی تدبیر شایسته ای برای کارآمد کردن ضمانت اجراهای قراردادی است. یکی از آن نهادها نهاد «ارش» است که عمدتا در خیار عیب مطرح می شود. در این مقاله کوشیده ایم با بازخوانی نظریات فقهیان در خصوص ارش، آن را به عنوان یک نظریه عمومی مطرح کنیم. البته این بازخوانی به معنای این نیست که تغییر ساختاری در ماهیت ارش بدهیم، بلکه بنا بر این بوده است که مسئله با روش فقهی بررسی شود.در خصوص ماهیت نظریه عمومی ارش می توان گفت که ماهیت خسارت و جبران خسارت را دارد، اما در نتیجه نقض قرارداد و به عنوان مسئولیت قراردادی مطرح می شود؛ در این صورت است که امری مطابق با قاعده خواهد بود. در خصوص مبنای خسارت نیز نظریه عمومی ارش ماهیتی دوگانه دارد. اصل در نظریه عمومی ارش بر جبران خسارت قراردادی است، اما اگر جبران خسارت قراردادی نتواند کفاف جبران خسارت در معنای موسع خود باشد، از جبران خسارت به نحو مسئولیت مدنی و قهری استفاده خواهد شد.البته در خصوص تقلیل ثمن، می توان گفت مبنای آن عدالت معاوضی است که از مبانی مسئولیت قراردادی در فلسفه حقوق قراردادهاست.
    کلیدواژگان: ارش، ماهیت، مبنا، نظریه تقلیل ثمن، نظریه عمومی
  • محسن ملکی افضلی، مینا سعیدی* صفحات 243-271
    رفع ضمان کیفری مجنون یکی از اصول مسلم و مطرح در فقه و قوانین موضوعه اسلامی است؛ این در حالی بوده که واژه جنون گستردگی معنایی زیادی دارد. تبیین مفهوم فقهی حقوقی جنون با توجه به اراده مفاهیم مختلف از جنون و عدم وضوح رابطه و جایگاه الفاظ قرین با آن همچون معتوه، احمق، سفیه، ابله و... امری شایان توجه و ضروری بوده که به عنوان هدف این نوشتار انتخاب شده است. ثمره بررسی تطبیقی مفهوم جنون در فقه تشیع و اهل سنت با کمک مطالعه توصیفی، مقایسه ای و تفسیری، حکایت از معنایی تشکیکی با جوهره اختلال و فساد عقل دارد. کتاب قانون نیز با تعریف و تفسیر ملاک جنون در فقه که همان فقدان ادراک و قوه تمیز در محدوده جرم ارتکابی است، شاخصه قضاوت در محدوده عارضه های روانی را به مجری قانون اسلامی ارائه کرده است، لذا اختلال های روانی با درجات مختلف تحت عنوان مذکور، از مسئولیت کیفری و اعمال مجازات مبرا می شوند.
    کلیدواژگان: جنون، فقه شیعه و اهل سنت، قانون مجازات، مجازات جزایی، معتوه
  • محمدتقی عباسی اندواری، ابراهیم عبدی پور فرد* صفحات 273-294
    گاه داین با شرایطی از دین خود صرف نظر می کند. این امر به لحاظ ساخت عمل حقوقی شاید آن را مشروط یا معلق کند. هر دو فرض بر مبنای نظریه ایقاع بودن و عقد بودن ابرا جای بحث و بررسی دارد. برمبنای نظریه ای که ابرا را عقد می داند، ابرای مشروط با مشکل خاصی روبه رو نیست اگرچه انشای آن به گونه ای که معلق بر حصول شرط باشد، با دیدگاه اکثریت فقیهان که تنجیز را از شرایط انشای عمل حقوقی می دانند، تعارض پیدا می کند. بر مبنای نظریه ای که ابرا را ایقاع می داند، وجود شرط عوض در ابرا با چند ایراد روبه روست. برخی از این ایرادها ناظر به ساختار و طبیعت ایقاعی ابرا بوده و برخی از آنها با مقتضای ابرا و اثر اصلی آن مرتبط و برخی هم بر طبیعت شرط و مبنای الزام آوری آن مبتنی است. در این مقاله، با استفاده از مطالعات فقه مقارن و به روش تحلیلی به نقد و بررسی دیدگاه های فقهی در مذاهب مختلف اسلامی در این زمینه و ارزیابی ادله آنها می پردازیم تا از رهگذر این بازپژوهشی به نتایج روشن تر و مستدل تری در خصوص دیدگاه فقهی ناظر به این مسئله نائل شویم.
    کلیدواژگان: ابرا، التزام، ایقاع، شرط ابتدایی، شرط عوض
  • اصغر زیرک باروقی*، مرتضی حاجی پور صفحات 295-316
    صحت ضمان به عنوان یک عقد تبعی منوط به وجود دین است. از این رو، دین غیرموجود ضمانت شدنی نیست. در نکاح در زمینه اینکه منشا نفقه زوجه تمکین است یا نکاح یا قوامیت زوج، اختلاف نظر وجود دارد و این اختلاف به ویژه خود را در بحث اعتبار ضمانت از نفقه آتی نشان می دهد. مشهور فقها با پذیرش رابطه عوض یا شبه عوضی بین تمکین و نفقه، وجوب آن را منوط به تمکین می دانند و بر همین اساس هم، ضمانت از نفقه باطل اعلام شده است. در مقابل، نظر غیرمشهور با پذیرش نکاح به عنوان سبب تامه نفقه، ضمانت از نفقه را معتبر قلمداد می کند. این پژوهش در نظر دارد با روش توصیفی و تحلیلی ضمن تبیین ماهیت نفقه و ارائه توصیفی از وضعیت حقی و حکمی نفقه، قابلیت تضمین نفقه آتی زوجه و آثار مترتب بر آن را ارزیابی کند. به اجمال می توان گفت نفقه ماهیتا حق محسوب می شود و منشا اولیه آن به عقد نکاح و قوامیت زوج برمی گردد و با انشای عقد نکاح و برقراری حقوق و تکالیف زوجین، ذمه زوج به تادیه نفقه زوجه مشغول می شود و از این رو نفقه زوجه قابل ضمان است.
    کلیدواژگان: تمکین، ضمان، نشوز، نکاح، نفقه
  • ابراهیم قاسمی*، رضا اسفندیاری (اسلامی) صفحات 317-338
    یکی از اصولی که تمام مذاهب برای ادامه حیات خود به آن نیاز دارند، بازسازی و تجدید بناست. اباضیه هم برای بازسازی مذهب خود به سراغ بازسازی و تجدید بنای پایه های نظری فقه خود رفته تا از این راه، موجودیت خود را در میان مذاهب اسلامی حفظ و هر روز به رشد و تعالی بیشتری دست پیدا کند. این رویکرد از سوی اباضیه معاصر در ضمن نه محور تعقیب می شود که مهم ترین آنها عبارتند از تجدید بنا در ماده و مصادر و منابع فقه، اهتمام به مطالعات تطبیقی و مقارن، پویاسازی فقه مقاصدی، شکلدهی به پژوهش های نوین فقهی و بازسازی شاکله فقه. فقه اباضیه شش دوره را پشت سر گذاشته که دوره معاصر دارای اهمیت بسزایی است. به لحاظ آنکه توجه خاص به تجدید و تیسیر فقه شده است، این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با روش کتابخانه ای به تجدید بنای پایه های نظری فقه اباضیه می پردازد.
    کلیدواژگان: اباضیه، پایه های نظری، تجدید بنا، دوره معاصر، فقه
  • فاطمه افشاری، حمید اسدی* صفحات 339-362
    مفهوم حق یکی از مفاهیمی است که با وجود کاربرد فراوان، ابهام فراوانی در مفهوم آن وجود دارد و نمی توان تعریف واحدی از آن ارائه داد. در فقه اسلامی نیز مسئله مفهوم حق و ویژگی ها و آثار آن، از جمله امکان سلب حق که به قابلیت اسقاط حق از آن تعبیر می شود، در کنار بررسی مصادیق و کاربردهای آن همواره مورد سوال فقها بوده است و به مطالعه آن پرداخته اند. اکثریت فقها حق را معادل سلطنت می دانند، برخی نیز آن را ملک یا مرتبه ای ضعیف از آن می شمارند. با این تعریف، حق در برابر حکم قرار گرفته و یکی از ویژگی های اصلی و مقتضای طبع آن، قابلیت اسقاط است که موجب تمایز آن از حکم می شود؛ به این معنا که اگر امری اسقاط شدنی نباشد حق نیست. برخی دیگر از فقها حق را اعتباری مستقل دانسته اند و بر طبق آن در خصوص قابلیت اسقاط آن نیز، میان ایشان اختلاف وجود دارد. گرچه در هر صورت برای اسقاط حق، شروطی مانند ایجاد سبب حق و عدم مخالفت با کتاب و سنت وجود دارد.
    کلیدواژگان: اسقاط حق، اعتبار مستقل، حق، سلب حق، سلطنت، فقها، ملک
  • جمال نیک کار*، محمود امامی نمین صفحات 363-382
    جمعیت، مولفه ای اساسی در شناسایی جوامع بشری است که تنظیم آن، نقش بسزایی در رشد اقتصاد کشورها دارد. از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر جمعیت، میزان موالید و باروری است؛ به همین دلیل اکثر کشورها با کنترل باروری و ایجاد محدودیت ها یا رفع محدودیت هایی در استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، سعی در تنظیم جمعیت می کنند. کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و در شرایط متفاوت، راهکارهای متفاوتی را در پیش گرفته؛ به نحوی که در سال های پس از جنگ، به دلیل قرارگیری در شرایط انفجار جمعیتی با رفع محدودیت ها و امروزه با قرارگیری در خطر بحران پیری جمعیت، با ایجاد محدودیت هایی در استفاده از خدمات بارداری، سعی در کنترل جمعیت داشته است که البته درباره استفاده از این راهکارها، مخالفت هایی نیز مطرح شده اند. در این پژوهش با بررسی رویکرد فقهی در مسئله کنترل موالید و دلایل موافقان و مخالفان، در صدد یافتن پاسخی برای حکم کنترل موالید هستیم. نتایج نشان می دهد که با وجود مطلوبیت تکثیر نسل و سفارش اسلام به آن، کنترل و تحدید موالید امری پذیرفته شده است؛ اما تشخیص و انتخاب شیوه عمل، به مقتضیات زمان و نظر مراجع ذی صلاح اسلام بستگی دارد.
    کلیدواژگان: اضرار به نفس، پیشگیری از بارداری، تسلیط، حقوق باروری، کنترل موالید
|
  • Mohammad Sa’Id Nejati, Asghar Montazer, Ol, Qa`Em *, Mohammad ’Ali Chelongar Pages 187-211
    The article presents a historical review of the belief that the payment of khums was exempted by some of the Imams (AS). For this purpose, first the narrations that cite the exemption of khums by each Imam (AS) have been categorically gathered and their validity have been assessed. Next, its conditions that caused this phenomenon during the era of the Imam (AS) have been analyzed. Further, other historical evidences have also been mentioned which reject this belief; evidences like the belief that zakat can be replaced by khums for the family of the Prophet (PBUH), the existence of ahadith that affirms the payment of khums  from Imams (AS) that quoted narrations of tahlil. In addition, the creation and support of a wide network of representatives along with the duties including collection of khums by the succeeding Imams (AS) are among other proofs that reject the historical viewpoint of khums being absolutely exempted. Therefore, it seems that alongside the general rule of khums exemption, concerning khums of transferred property through dealings of non-Shi’a with Shi’a, the political, social, and security conditions of some the Imams (AS) caused the Shi’a to temporarily be exempt from paying khums on their surplus belongings according to these ahadith. The exemption of khums has been occurred in specific cases given the specific conditions of the people that referred to Imams (AS) for this purpose and it never has been generalized to all people at all times.
    Keywords: Shi’ite Imams (AS), Exempting Khums (Tahlil), Khums, Share of the Kin
  • Hamid Reza Behrouzizad *, Najad ’Ali Almasi Pages 213-241
    The review of traditional institutions is an appropriate policy for efficient contractual sanctions. “Indemnity” is one of the institutions that is mostly raised in the area of option of defect. The present paper tries to review the views of jurisprudents about indemnity in order to raise it as a general theory. However, this review did not mean that we are going to make a structural change in the nature of indemnity, but it is intended to perform a jurisprudential investigation into the matter. About the nature of the general theory of indemnity, it can be said that it takes a nature of damage and compensation, but it is raised as a result of a contract breach and as a contractual liability; in this case it will be in accordance with the rule. Regarding the basis of damage, the general theory of indemnity also has a dual nature. It is based on the contractual compensation, but if contractual compensation cannot be compensated in its broadest sense, compensation will be used in the form of civil and compulsory liability. Of course, the basis of reduction of price is commutative justice that is the basis for contractual liability in the philosophy of the rights of contracts.
    Keywords: Indemnity, Nature, Basis, Theory of Reduction of Price, General Theory
  • Mohsen Maleki Afzali, Mina Sa’Idi * Pages 243-271
    The removal of penal accountability for insane, while insanity covers a wide range of meaning, is a definitive principle both in jurisprudence and Islamic positive law. Elaboration on the jurisprudential and legal concept of insanity is of utmost significance due to various usages of insanity and its vague relation to similar terms like: lunatic, idiot, foolish, silly, etc. which is the aim of the present text .The outcome of contrast between Shi’a and Sunni jurisprudence with descriptive, comparative and interpretive approach would result in graded meaning of insanity which has two key features: disorder and defect of reason. Penal code also takes up jurisprudential definition and interpretation of insanity that is the very lack of perception and discernment faculty in the scope of committed crime and thus provides the executor of Islamic law with definite criteria for judging about mental disorders. Therefore, mental disorders with different levels which falls under jurisprudential subject of insanity will be exonerated from both penal accountability and receiving punishment.
    Keywords: Insanity, Shi’a, Sunni Jurisprudence, Penal Code, Retributive Punishment, Lunatic
  • Mohammad Taqi Abbasi Andvari, Ebrahim Abdipour Fard * Pages 273-294
    Sometimes the creditor waives his debt under some conditions. This may make it conditional or suspend it because of the structure of legal act. These two assumptions may be discussed and reviewed depending on the theory of release being a unilateral legal act or a contract. Based on the theory maintaining that release is a contract, conditional release faces no specific challenge, although its composition in a way that hangs it on the fulfillment of the condition contradicts to the viewpoint of the majority of jurisprudents maintaining that tanjiz is a condition of the composition of legal act. Based on the theory maintaining that release is a unilateral legal act, the existence of consideration term faces several objections. Some of the objections pertain to the structure and the nature of the unilateral legal act of release, some of them relate to the requirements of release and its primary effect, and some others are based on the nature of condition and its binding nature. The present article, using comparative jurisprudence studies and analytical method, reviews different viewpoints in Islamic jurisprudence in this regard and assesses their proofs in order to achieve more clear and substantial results pertaining to the jurisprudential views in this mater.
    Keywords: Release, Commitment, Unilateral Legal Act, Initial Condition, Consideration Term
  • Asghar Zirak Barouqi *, Mortaza Hajipour Pages 295-316
    The authenticity of the guarantee as an accessory contract depends on the existence of debt. Therefore, a non-existent debt can not be guaranteed. There is a controversy in marriage about whether the source of wife’s maintenance (nafaqah) is obedience (tamkin), marriage, or headship of husband. This disparity shows itself, in particular, in the discussion of the validity of the guarantee of the future cost of maintenance of the wife. The famous jurisprudents accept that there is a consideration or quasi-consideration relationship between maintenance and the obedience (put maintenance as a consideration of obedience) and maintain that obligation ofmaintenance depends onobedience. On this basis, the guarantee of the maintenance of the wife has been declared void. In contrast, unpopular opinion maintains that the absolute cause of maintenance is a marriage contract and regards the guarantee of maintenancevalid. The present research, using analytical-descriptive method, aims at elaborating the nature of maintenance and describing the cost of maintenance in terms of a right or a prescription. Meanwhile it aims at estimating the capability of guaranteeing the future cost of maintenance of the wife as well as its effects. Briefly, it can be said that maintenance is essentially a right and it originates from marriage contract and headship of husband. Whenever the marriage contract is written and the rights and duties of the couple are established, the husband is obliged to pay the cost of maintenance. Therefore, maintenance of the wife can be guaranteed.
    Keywords: Obedience (Tamkin), Guarantee, Disobedience, Marriage, Cost of Maintenance (Nafaqah)
  • Ebrahim Qasemi *, Reza Esfandiari (Eslami) Pages 317-338
    All religious denominations need to be reconstructed and renewed in order to survive. In order to reconstruct their denomination, Abaziyah embarked upon a reconstruction and reestablishment of the theoretical foundations of their jurisprudence (fiqh) so as to survive as an Islamic denomination and increasingly develop and grow. Such an approach is followed by contemporary Abaziyah within nine pivots, the most important of which include: reconstruction of materials and sources of jurisprudence, engagement in comparative studies, dynamicization of purpose-based jurisprudence (al-fiqh al-maqasidiyyah), formation of new jurisprudential research, and reconstruction of the schema of jurisprudence. Abaziyah jurisprudence has undergone six stages, the contemporary period being of particular importance. Since the reconstruction and facilitation of jurisprudence has been particularly taken into account, this paper tackles the reconstruction of the theoretical foundations of Abaziyah jurisprudence with a descriptive-analytic approach and the library research method.
    Keywords: Abaziyah, Theoretical Foundations, Reconstruction, Contemporary Period, Jurisprudence
  • Fatemeh Afshari, Hamid Asadi * Pages 339-362
    Right is a concept that despite its wide usage has a lot of conceptual ambiguity and one cannot give a single definition of it. In Islamic jurisprudence, the issue of the concept of right, its features, and its effects including the possibility of deprivation of right, which is interpreted as the ability of waver of right, has always been studied by the jurisprudents along with its examples and applications. The majority of jurisprudents consider the right to be equal to sovereignty. Some also consider it as kingdom or a rank lower than that. By this definition, the right is posited against ruling one of the main features and requirements of which is the ability of waiver, which makes it distinct from the ruling; in that if it cannot be waived it is not right. Some other jurisprudents regard the right as an independent credit based on which there is a disagreement among them as to the possibility of waiver. However, in any case, there are conditions for deprivation of right such as creating the cause of right and the lack of opposition to the Holy Quran and the tradition.
    Keywords: Waiver of Right, Independent Credit, Right, Deprivation of Right, Sovereignty, Jurisprudents, Kingdom
  • Jamal Nikkar *, Mahmoud Emami Namin Pages 363-382
    Population is a basic element for identifying human communities the control of which has a significant role in economic growth of the countries. One of the most important factors affecting the population is the rate of birth and fertility. For this reason, most countries try to control population through controlling fertility or creating or removing restrictions of using contraception tools. Our country is not exempted from this rule and has adopted different solutions at different circumstances in the way that in the years after the war, because of encountering the situation of population explosion, it has attempted to control the population either through removing restrictions or nowadays because of experiencing aging crisis, by crating restriction for using contraception services that of course has raised oppositions against using these solutions. The present research aims at reviewing the jurisprudential approach to the subject of birth control and the arguments of pros and cons in order to find an answer for the warrant birth control. The results show that despite the desirability of population growth and its recommendation in Islam, birth control and restriction is accepted widely; although the diagnosis and selection of methods of control depends on the requirements of the time and the opinions of Islamic competent scholars.
    Keywords: Self-harm, Contraception, Dominance, Reproductive Rights, Birth Control