فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال بیست و یکم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید عبداله حسینی چمنی، محمد حسین قرینه*، عبدالمهدی بخشنده، امین لطفی جلال آبادی صفحات 119-130
    به منظور بررسی اثر دور آبیاری، قارچ مایکوریزا و کود زئولیت بر برخی صفات گیاه ماش، آزمایشی به صورت اسپلیت- فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال زراعی95-1394 در منطقه ایذه واقع در استان خوزستان اجرا شد. عامل اصلی شامل دور آبیاری در سه سطح (هفت، 10 و 13 روز) و عامل های فرعی شامل تلقیح مایکوریزایی (تلقیح و عدم تلقیح) و زئولیت (بدون مصرف و 2 تن در هکتار) به صورت فاکتوریل بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد تنها اثر متقابل آبیاری، مایکوریزا و زئولیت بر صفات وزن ساقه، تعداد دانه در غلاف و کارآیی مصرف آب معنی دار شد. بیشترین عملکرد دانه در دور آبیاری هفت روز در شرایط تلقیح و عدم تلقیح با قارچ و نیز دور آبیاری 10 روز در تیمار تلقیح شده با قارچ مایکوریزا مشاهده شد. استفاده از زئولیت در دور آبیاری 10 و 13 روز باعث افزایش در اکثر صفات گردید. نتایج کارآیی مصرف آب نشان داد استفاده از قارچ مایکوریزا و کود زئولیت، باعث افزایش کارآیی مصرف آب می شود به طوری که با افزایش دور آبیاری از هفت روز به 10 روز می توان با استفاده از قارچ مایکوریزا و زئولیت مانع از کاهش کارآیی مصرف آب شد. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، با استفاده از قارچ مایکوریزا و کود زئولیت می توان فاصله آبیاری در گیاه ماش را در منطقه مورد مطالعه از هفت به 10 روز یک بار افزایش داد.
    کلیدواژگان: تعداد دانه در غلاف، تلقیح با قارچ، شاخص برداشت، کم آبی، عملکرد بیولوژیک
  • محمد حسن وفائی، مهدی پارسا*، احمد نظامی، علی گنجعلی، علیرضا نوروزی شرف صفحات 131-148
    در استان خراسان رضوی، گیاه عدس رتبه دوم سطح زیر کشت را در بین حبوبات کاشته شده، به خود اختصاص داده است. به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر عملکرد و اجزای عملکرد ژنوتیپ های منتخب متحمل به تنش خشکی عدس، آزمایشی به صورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد به اجرا در آمد. عامل اصلی شامل دو سطح آبیاری: عدم تنش خشکی و تنش خشکی (تامین 100 و 40 درصد نیاز آبی گیاه) و عامل فرعی شامل نه ژنوتیپ (هشت ژنوتیپ متحمل و یک ژنوتیپ حساس) منتخب از بین 73 ژنوتیپ کشت شده سال قبل بود. بر اساس نتایج، در شرایط عدم تنش، صفات تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در متر مربع، شاخص برداشت، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک در ژنوتیپ MLC356 به طور معنی داری از سایر ژنوتیپ ها بیشتر بود؛ اما در شرایط تنش خشکی، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک این ژنوتیپ، دچار کاهش شدید گردید. در همین شرایط، کمترین درصد کاهش برای این دو صفت، در ژنوتیپ مشاهده گردید. در شرایط تنش، بالاترین و پایین ترین میزان هر دو صفت حداکثر عملکرد کوانتومی فتوسیستم II و کارایی اقتصادی مصرف آب، به ترتیب در ژنوتیپ های Cabralinta و MLC363 مشاهده شد. همچنین مشخص شد که تعداد غلاف بارور در بوته و وزن هزار دانه، مهم ترین صفات تاثیرگذار بر عملکرد دانه عدس هستند.
    کلیدواژگان: حداکثر ظرفیت فتوشیمیایی فتوسیستم II، رگرسیون گام به گام، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، وزن هزار دانه
  • زهره انصار*، مهدی برادران فیروزآبادی، سراله گالشی، احمد غلامی، مهدیه پارساییان صفحات 149-166
    این پژوهش به منظور بررسی اثر محلول پاشی عصاره مرزنجوش و آویشن کوهی بر خصوصیات کمی و کیفی کنجد تحت شرایط تنش کم آبی در شرایط مزرعه به اجرا درآمد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 2 رژیم مختلف آبیاری (هر 15 روز یک بار)و کم آبیاری (هر 25 روز یک بار)، 3 سطح محلول پاشی مرزنجوش صفر، 40 و 60 درصد حجمی و 3 سطح محلول پاشی آویشن کوهی صفر، 10 و 20 درصد حجمی بود. نتایج نشان داد که تنش کم آبی به طور معنی داری سبب کاهش در شاخص های اندازه گیری شده در مقایسه با شرایط شاهد شد. همچنین نتایج نشان داد که تنش کم آبی سبب کاهش درصد روغن و افزایش میزان پروتئین و فعالیت آنزیم کاتالاز،آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسیددیسموتاز شد. به طورکلی مشخص شد که بیشترین شاخص های اندازه گیری شده مربوط به استفاده از عصاره 60 درصد حجمی مرزنجوش و 20 درصد حجمی آویشن کوهی بود. استفاده از عصاره آویشن و مرزنجوش تحت شرایط آبیاری مناسب سبب افزایش 5/27 درصدی عملکرد دانه کنجد نسبت به تیمار شاهد شد ولی در شرایط تنش سبب افزایش 58 درصدی نسبت به تیمار شاهد شد، بنابراین می توان اظهار داشت که در شرایط کم آبی استفاده از عصاره آویشن و مرزنجوش می تواند سبب القای تحمل در گیاه در مقابله با شرایط کم آبی شود بنابراین در مناطقی که با شرایط کم آبی روبرو می باشند می توان جهت افزایش عملکرد استفاده از عصاره آویشن کوهی و مرزنجوش را پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: وزن هزار دانه، آنزیم کاتالاز، پروتئین دانه، تغییرات بیوشیمیایی، تنش خشکی، روغن دانه، عصاره گیاهی
  • مرتضی گرزین، فرشید قادری فر*، سید اسماعیل رضوی صفحات 167-180
    به منظور بررسی اثر محلول‏پاشی قارچ‏کش‏های مختلف بر کیفیت بذر سویا آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 1395 انجام شد. عامل اصلی شامل دو تاریخ کاشت بهاره (28 اردیبهشت) و تابستانه (10 تیر) و عامل فرعی شامل محلول‏پاشی با قارچ‏کش‏های مختلف از قبیل بنومیل، مانکوزب، پروپیکونازول، تیوفانات متیل، کاربندازیم و شاهد در دو مرحله رشدی R3 و R6 بود. برای ارزیابی کیفیت محموله‏های بذری تولیدی از آزمون‏های جوانه‏زنی، تسریع پیری، هدایت الکتریکی و سلامت بذر استفاده شد. در این تحقیق دو قارچ آلترناریا و فوزاریوم در محموله‏های بذری مشاهده شد. میزان شیوع فوزاریوم در کلیه تیمارها بسیار پایین (کمتر از هفت درصد) بود. بنابراین، سلامت بذر بیشتر تحت تاثیر آلترناریا قرار داشت. درصد بذرهای سالم در کشت بهاره 48/21 درصد بیشتر از کشت تابستانه بود. همه قارچ‏کش‏های مورد استفاده (به‏ویژه پروپیکونازول و تیوفانات متیل) سلامت، قابلیت جوانه‏زنی و قدرت بذر را در مقایسه با تیمار شاهد به طور معنی‏داری افزایش دادند. کشت تابستانه با وجود آلودگی‏های قارچی بیشتر، به دلیل برخورد مراحل نمو بذر (R5-R8) با دماهای پایین‏تر دارای جوانه‏زنی و بنیه بذر بیشتری در مقایسه با بذرهای حاصل از کشت بهاره بودند. درواقع، دما عامل مهمتری در تعیین قابلیت جوانه‏زنی و بنیه بذر در مقایسه با عوامل بیماری‏زا بود. بنابراین، برای دست‏یابی به حداکثر کیفیت بذر، بهتر است از کشت تابستانه همراه با کاربرد قارچ‏کش‏های مناسب از جمله پروپیکونازول و تیوفانات متیل در دو مرحله R3 و R6، استفاده شود.
    کلیدواژگان: آلترناریا، دما، رطوبت نسبی، فوزاریوم، کیفیت بذر
  • شیوا اکبری، ایرج اله دادی*، مجید قربانی جاوید، کوروش کبیری، الیاس سلطانی صفحات 181-193
    به منظور بررسی اثر سامانه هیدروژلی کند رهای حاوی اوره بر عملکرد، اجزای عملکرد و ویژگی‏های فیزیولوژیک جو تحت تنش کم آبی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در گلخانه پردیس ابوریحان-دانشگاه تهران، انجام شد. ترکیب سطوح فاکتوریل به صورت عامل کودی حاوی نیتروژن از منبع اوره در پنج سطح عدم کاربرد کود نیتروژن، معادل 125 و 65 کیلوگرم در هکتار نیتروژن به صورت فاقد و دارای سامانه هیدروژلی و عامل تنش کم آبی در سه سطح 70، 50 و 30 درصد رطوبت ظرفیت زراعی بودند. کم آبی سبب کاهش عملکرد دانه و عملکرد زیستی، اجزای عملکرد، محتوی نسبی آب و شاخص تغییرات SPAD شد. بیشترین عملکرد دانه در گلدان (9/41 گرم) مربوط به مقدار بیشتر نیتروژن در قالب سامانه کند رها بود و بین مقدار این صفت در میزان بیشتر نیتروژن فاقد هیدروژل (5/41 گرم) و در مقدار کمتر نیتروژن در قالب سامانه کندرها (1/39 گرم) تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در اکثر صفات، بین تیمارهای دارای سامانه هیدروژلی و تیمار مقدار بیشتر نیتروژن فاقد هیدروژل، تفاوت معنی داری نبود. در تنش، استفاده از سامانه هیدروژلی کندرها در هر دو مقدار نیتروژن توانست عملکرد زیستی و شاخص تغییرات کلروفیل SPAD مطلوب تری را حاصل نماید. کاربرد نیتروژن بصورت سامانه کودی کندرها، به خصوص در شرایط تنش، به استفاده نیتروژن فاقد سامانه هیدروژلی، برتری داشت.
    کلیدواژگان: رطوبت ظرفیت زراعی، شاخص کلروفیل، عملکرد زیستی، کود نیتروژن، محتوی نسبی آب
  • پیمان محمدزاده توتونچی، علیرضا پیرزاد*، جلال جلیلیان صفحات 195-207
    به منظور بررسی اثر کودهای زیستی و ورمی کمپوست بر عملکرد و کیفیت علوفه کاسنی در شرایط دیم، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در دانشگاه ارومیه اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد، قارچ مایکوریزا (Funneliformis mosseae)، باکتری تیوباسیلوس (Thiobacillus)، مایکوریزا+تیوباسیلوس، ورمی کمپوست، مایکوریزا+ورمی کمپوست، تیوباسیلوس+ورمی کمپوست و مایکوریزا+تیوباسیلوس+ورمی کمپوست بودند که تاثیر آن ها در دو مرحله رشدی (قبل از ساقه رفتن و گل دهی کامل) بررسی شد. تیمار تلفیقی مایکوریزا+تیوباسیلوس+ورمی کمپوست عملکرد علوفه خشک، درصد هضم پذیری ماده خشک، عملکرد پروتئین خام و عملکرد کربوهیدرات های محلول در آب را در مرحله رشدی گلدهی کامل، به ترتیب 72/99، 21/143، 54/68 و 76 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد و تیمار مذکور، در بین تمامی تیمارهای آزمایشی و در هر دو مرحله رشدی، دارای کمترین میزان الیاف نامحلول در شوینده اسیدی بود. هم چنین، تیمار مایکوریزا+تیوباسیلوس بیشترین درصد پروتئین خام (71/19 درصد) را در مرحله گل دهی کامل، تولید نمود. بهطور کلی، کاربرد قارچ مایکوریزا و باکتری تیوباسیلوس به همراه ورمی کمپوست، سبب بهبود عملکرد کمی و کیفی علوفه کاسنی در شرایط بدون آبیاری گردید.
    کلیدواژگان: انرژی متابولیسمی، تیوباسیلوس، کلونیزاسیون، مایکوریزا، ورمی کمپوست
  • وحید محمدی، علی مختصی بیدگلی*، حسن فضائلی صفحات 209-219
    این مطالعه با هدف تعیین اثر فاصله برداشت علوفه (رشد مجدد) بر صفات کمی و کیفی گیاه سیب زمینی ترشی به عنوان یک گیاه علوفه امیدبخش اجرا شد. به این منظور آزمایشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار و دو مشاهده در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، کرج، طی سال های زراعی 94-1393 و 95-1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش در سال اول شامل سه فاصله برداشت (هر دو، سه و چهار ماه پس از سبز شدن یا رشد مجدد) و در سال دوم شامل چهار فاصله برداشت (هر یک، دو، سه و چهار ماه پس از سبز شدن یا رشد مجدد) بودند. در سال دوم کشت مجدد انجام نشد. بیشترین وزن خشک برگ، ساقه و کل علوفه در فاصله برداشت هر دو ماه به دست آمد. بیشترین سرعت رشد گیاه و نسبی و دوام زیست توده به ترتیب در فواصل برداشت هر سه، چهار و دو ماه برداشت مشاهده گردید. در سال دوم زراعی بیشترین میزان پروتئین خام کل علوفه در فاصله برداشت هر یک ماه به دست آمد. بیشترین میزان الیاف نامحلول در شوینده اسیدی کل علوفه مربوط به فاصله برداشت هر چهار ماه بود. به طورکلی فاصله برداشت هر دو ماه به دلیل عملکرد بالای علوفه خشک (2056 گرم در مترمربع)، نسبت برگ به ساقه 53/0، پروتئین خام 50/12 درصد، کربوهیدرات های محلول در آب 89/3 درصد، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی به ترتیب برابر 98/32 و 05/46 درصد بهترین تیمار برای تولید علوفه سیب زمینی ترشی بود.
    کلیدواژگان: تعلیف، چین، شلغم شیرازی، کیفیت و کمیت، مدیریت چرا
  • شیلان اصلانی، طاهر برزگر*، جعفر نیکبخت صفحات 221-232
    به منظور بررسی تاثیر تنش کم آبی و سطوح مختلف اسید هیومیک بر شاخص های فیزیولوژیکی و عملکرد گوجه فرنگی، آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در مزرعه پژوهشی دانشگاه زنجان در سال 1395 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح (60، 80 و 100 درصد نیاز آبی گیاه) و محلول پاشی اسید هیومیک در چهار سطح (صفر، 100، 200 و 300 میلی گرم در لیتر) بودند. نتایج نشان داد که تنش کم آبیاری به طور معنی داری هدایت روزنه ای، شاخص پایداری غشا، محتوای نسبی آب برگ، کلروفیل و عملکرد بوته را کاهش داد و باعث افزایش مقدار پرولین و فعالیت آنزیم پراکسیداز شد. کاربرد اسید هیومیک فعالیت آنزیم پراکسیداز، محتوای نسبی آب برگ، مقدار پرولین، کلروفیل و شاخص پایداری غشا را تحت آبیاری نرمال و کم آبیاری افزایش داد و باعث کاهش هدایت روزنه ای گردید. بیشترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز (207/1 واحد بر گرم وزن برگ تازه در دقیقه) و پرولین (5/11 میلی گرم در گرم بافت تازه) با کاربرد 200 میلی گرم در لیتر اسید هیومیک در تیمار کم آبیاری با 60 درصد نیاز آبی حاصل شد. بیشترین میزان محتوای نسبی آب برگ (6/78 درصد) و شاخص پایداری غشا (01/70 درصد) به ترتیب با کاربرد 300 و 200 میلی گرم بر لیتر اسید هیومیک در شرایط آبیاری 100 درصد نیاز آبی گیاه حاصل شد. حداکثر عملکرد بوته تحت آبیاری 100 درصد با کاربرد 200 میلی گرم در لیتر اسید هیومیک به دست آمد. با توجه به نتایج، کاربرد 200 میلی گرم در لیتر اسید هیومیک جهت بهبود شاخص های فیزیولوژیکی و عملکرد میوه گوجه فرنگی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: پرولین، پراکسیداز، شاخص پایداری غشاء، محلول پاشی برگی، هدایت روزنه ای
|
  • Seyed Abdollah Hosseini Chamani, Mohammad Hossain Gharineh *, Abdol Mehdi Bakhshandeh, Amin Lotfi Jalal, Abadi Pages 119-130
    In order to evaluate the effects of irrigation intervals, mycorrhizal fungi and zeolite fertilizer on some Mung bean traits, a factorial splitting experiment was conducted in a randomized complete block design with four replications in the Izeh region in July 2015-1016. The main factor included irrigation interval at three levels (7, 10 and 13 days) and various factors were Mycorrhiza inoculated (inoculated and non-inoculated) and zeolite (without consumption and 2 tons per hectare) as a factorial.The results of analysis of variance showed that only interaction effect of irrigation, mycorrhiza and zeolite on stem weight, number of seeds per pod and water use efficiency were significant. The highest grain yield was observed in irrigation intervals of seven days under inoculation and non-inoculation with fungus, as well as irrigation intervals of 10 days in inoculated mycorrhizal fungus. The use of zeolite in irrigation intervals of 10 and 13 days increased the most of traits. The results of water use efficiency showed that use of Mycorrhiza fungus and zeolite fertilizer increased water use efficiency. So that, by increasing the irrigation interval from 7 days to 10 days, using mycorrhiza and zeolite can prevent decreasing of water use efficiency. According to the results of this study, using mycorrhiza fungi and zeolite fertilizer can increase the irrigation interval of mung bean from seven to 10 days in the studied area.
    Keywords: Biological yield, Harvest index, Fungus Inoculation, Number of seeds per pod, Water deficit
  • Mohammad Hasan Vafaei, Mahdi Parsa *, Ahmad Nezami, Ali Ganjeali, Alireza Noroozi Sharaf Pages 131-148
    In Khorasan Razavi province, Lentil (Lens culinaris Medik) has been ranked as the second cultivation area among the planted pulses. In order to investigate the effect of drought stress on yield and yield components of selected lentil drought tolerant genotypes, a split-plots experiment with three replications was conducted in Mashhad Ferdowsi University Filed during 2012-13. The main factor included two levels of irrigation: Non drought stress and drought stress (providing 100 and 40 percent of water requirement) and the sub-factor was including nine genotypes. Results showed that in non-stress conditions, number of seed per pod, number of pods per square meter, harvest index, seed yield and biological yield in MLC356 genotype were significantly higher than other genotypes, but under drought stress, the last two traits showed a severe reduction. Under stress conditions, the highest and the lowest levels of both maximum quantum efficiency of photosystem II and economic water use efficiency were observed in Cabralinta and MLC363 genotypes, respectively. Also, it is determined that the number of fertilized pods per plant and 1000 seed weight were the most important traits affecting lentil yield.
    Keywords: 1000 seed weight, Biological yield, Maximum photochemical capacity of the photosystem II, Seed yield, Step by Step Regression
  • Zohre Ansar *, Mehdi Baradaran Firouzabadi, Serolah Galeshi, Ahmad Gholami, Mahdieh Parsaian Pages 149-166
    This research was carried out to investigate the effect of spraying of Origanum vulgare and Zatria mutifora essence on quantitative and qualitative characteristics of sesame (Naz cultivar) under drought stress conditions. This experiment was conducted as split plot factorial in two years as a randomized complete block design with three replications. Treatments included two different irrigation regimes (every 15 days) and drought stress (every 25 days), three levels of Origanum vulgare include 0, 40 and 60% and 3 levels of Zatria mutifora include 0, 10 and 20%. Results indicated that drought stress significantly reduced the measured indices compared to control conditions. The results also showed that water stress reduced oil content and increased protein content and activity of catalase, ascorbate peroxidase and superoxide dismutase enzymes. It was found that the most measured indices in both control and stress conditions were associated with 60% Origanum vulgare 20% Zatria mutifora essence. The use of Origanum vulgare and Zatria mutifora essence, under suitable irrigation conditions, increased the seed yield of 27.5% compared to control, whereas it increased 58% under stress conditions. Therefore, it can be stated that under dry conditions, the use of Origanum vulgare Zatria mutifora essence can induce tolerance in the plant in response to drought conditions. Since less cost is needed compared to other methods, therefore, in areas with low water conditions, it is recommended to use the Origanum vulgare and Zatria mutifora essence.
    Keywords: 1000 seed weight, Biochemical changes, Catalase activity, Drought Stress, Grain oil, Grain protein, Plant extract
  • Morteza Gorzin, Farshid Ghaderi, Far *, Seyed Esmaeil Razavi Pages 167-180
    In order to investigate effects of different fungicide spraying treatments on soybean seed quality, a split plot experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in research field of Gorgan University of Agricultural Science and Natural Resources in 2016. Two spring (May 28) and summer (July 10) planting dates performed at main plots and fungicides spraying including benomyl, mancozeb, propiconazole, methyl thiophanate, carbendazim and control in two stages R3 and R6 were done in sub plots. Germination, accelerated aging, electrical conductivity, and seed health tests were used to evaluate the quality of seeds. Two fungi Alternaria sp. and Fusarium sp. spread were observed in seed lots, but lower prevalence for Fusarium sp.. Therefore, seed health was most affected by Alternaria sp.. The percentage of healthy seeds in spring sowing date was 21.48% higher than summer sowing date. All used fungicides (especially propiconazole and methyl thiophanate) significantly increased the health, germination, and vigor of seeds compared to control. The produced seeds in summer planting despite of more fungal infection, had higher seed germination and vigor than seeds of spring crops, because of exposing the seed development stages (R5-R8) to low temperatures. In the fact that, air temperature during seed development stages was more important in determining seed germination and vigor compared to pathogens. Therefore, in order to achieve high seed quality, it is appropriate to use summer planting with the utility of suitable fungicides such as propiconazole and methyl thiophanate at R3 and R6 growth stages.
    Keywords: Alternaria sp, Fusarium sp, relative humidity, seed quality, temperature
  • Shiva Akbari, Iraj Allahdadi *, Majid Ghorbani Javid, Kourosh Kabiri, Elias Soltani Pages 181-193
    In order to study the effect of slow release hydrogel-urea complex (SRHUC) on yield, yield components and physiological traits of barley under water deficit, an experiment was performed in 2017-2018 and conducted as factorial in Randomized Complete Block Design (RCBD) in three replications in greenhouse of Aburaihan campus of University of Tehran. The combination of factorial levels were as fertilization factor containing nitrogen (N) from urea source in five levels of no use of N, equivalent 125 and 65 kg.ha-1 N (without SRHUC) as CU-N125 and CU-N65 and equivalent 125 and 65 kg.ha-1 N with SRHUC as SRHUC-N125 and SRHUC-N65 and water deficit in three levels of 70, 50 and 30% of FC. Water deficit decreased yield and yield components, RWC and SPAD. The highest grain yield in a pot belonged to SRHUC-N125 (41.9 g) and there was no significant difference between CU-N125 (41.5 g) and SRHUC-N65 (39.1 g). For most of the traits, there was no significant difference between SRHUC-N125 and SRHUC-N65 and CU-N125. Under stress, utilization of SRHUC for both N amount could generate a better biological yield and SPAD index. Using N in the form of SRHUC was preferred to using of N without SRHUC, especially under stressed conditions.
    Keywords: Biological yield, field capacity, nitrogen fertilizer, relative water content, SPAD index
  • Peyman Mohammadzadeh Toutounchi, Alireza Pirzad *, Jalal Jalilian Pages 195-207
    In order to investigate the effect of biological and organic fertilizers on the yield (quality and quantity) of chicory forage under rainfed condition, a factorial experiment was conducted at Urmia University based on randomized complete block design with three replications in 2016. Treatments included control, Mycorrhiza (AMF), Thiobacillus bacteria (Thio), AMF+Thio, Vermicompost (V), AMF+V, Thio+V and AMF+Thio+V that their effects were evaluated in two growth stages (before stem elongation and full flowering). In comparison with control, the AMF+Thio+V increased dry forage yield, dry matter digestibility, crude protein yield and water soluble carbohydrates yield 99.72%, 143.21%, 68.54% and 76% in full flowering stage, respectively, and this treatment had lowest acid detergent fiber content at both growth stages among all treatments. In general, the use of Mycorrhiza and Thiobacillus together with vermicompost, improved the quantitative and qualitative performance of chicory forage in rainfed condition.
    Keywords: Colonization, Metabolism energy, Mycorrhiza, Thiobacillus, Vermicompost
  • Vahid Mohammadi, Ali Mokhtasi Bidgoli *, Hassan Fazaeli Pages 209-219
    The aim of this study was to determine the effect of harvest interval (re-growth) on quantitative and qualitative traits of Jerusalem artichoke as a promising forage plant. For this purpose, an experiment was conducted at a Research farm of Animal Science Research Institute, Karaj, Iran in 2015 and 2016. The experiment was based on randomized complete block design with three replications and two observations. The treatments consisted of different times of harvesting forage intervals in each two, three and four months in the first year and each one, two, three, and four months after emergence or regrowth in the second year. Replant was not done in the second year. The highest dry weight of leaf, stem and total forage was obtained with harvest interval in each two months. The highest crop growth rate, relative growth rate and biomass duration and the highest growth rate, relative growth rate and biomass duration were observed in cut intervals of three, four and two months, respectively. In the second year, the highest amount of crude protein of total forage were observed in the cut intervals of one month. The highest amount of ADF of total forage was observed for cut intervals of four months. Generally, the best time for harvesting of forage can be taken each two months due to high yield forage (2056 g/m2), leaf to stem ratio of 0.53, crude protein of 12.50 percent, water-soluble carbohydrates of 3.89 percent, ADF of 32.98 percent and NDF of 46.05 percent of the Jerusalem artichoke.
    Keywords: Cut, Feeding, grazing management, Jerusalem artichoke, quality, quantity
  • Shilan Aslani, Taher Barzegar *, Jaefar Nikbakht Pages 221-232
    In order to study the effect of water deficit stress and foliar spray of humic acid (HA) on physiological and yield traits of tomato, an experiment was carried out in a split plot based on randomized complete block design with three replications at the research filed of University of Zanjan, in 2016. Treatments consisted arrangement of three irrigation levels (starting irrigation at 100, 80 and 60 percent ETc) and 4 levels of HA (0, 100, 200 and 300 mg.l-1). The results showed that deficit irrigation significantly decreased stomatal conductance, membrane stability index, leaf relative water chlorophyll a and b content and plant yield, and increased the proline content and proxidase activity. Treatment of HA enhanced proxidase activity, leaf relative water content, proline, chlorophyll, membrane stability index and plant yield under normal and deficit irrigation, and decreased stomatal conductance. The highest peroxidase activity (1.207 uints.g-1FW.Min-1) and proline content (11.5 mg.gFW-1) was obtained with treatment of HA 200 mg L-1 under irrigation 60 percent ETc. Also, maximum leaf relative water content (78.6 percent) and membrane stability index (70.01 percent) was achieved in HA 300 and 200 mg L-1, respectively under irrigation 100 percent ETc. The maximum plant yield was obtained with application of HA 200 mg L-1 under irrigation 100 %ETc. According to the results, application of HA 200 mg L-1 can be proposed to improve physiological traits and increase fruit yield.
    Keywords: Foliar spray, Membrane stability index, Proline, Proxidase, Stomatal conductance