فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 83، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حامد حسینخانی *، محمود مدبری، محمد صادق بصیری صفحات 5-26
    شاه جهانگیر هاشمی کرمانی از شاعران و عارفان قرن نهم و دهم هجری ، نسب او از طرف پدر و مادر به قاسم انوار و شاه نعمت الله ولی می‌رسد. با نظر به آثار او و به استناد منابع مختلف، او شاعری چیره دست و عارفی کامل بوده و می‌توان او را یکی از میراث داران بزرگ مکتب عرفانی نعمت اللهیه به شمار آورد. هاشمی در طول حیات خود سفرهایی داشته است؛ از جمله او در سالهای پایانی عمر خود، یعنی نیمه اول قرن دهم به شبه قاره (سند) کوچید و در آن سرزمین، مورد تکریم حاکم آنجا شاه حسن ارغون و بزرگان آن دیار بود. آثار او عبارتند از دیوان شعرش که از میان رفته است و تنها ابیاتی ازآن در برخی تذکره‌ها نقل شده و دیگری منظومه مهم و شور انگیز مظهر الاثار که به پیروی از مخزن الاسرار نظامی سروده شده و نسخه‌های متعددی از آن موجود است. هاشمی این مثنوی را در سال 940 ه در دیار سند سروده. او در سال 946 ه هنگام بازگشت از سند به دست راهزنان کشته شد. در این مقاله تلاش شده تا با جستجو در منابع مختلف و بررسی و تحلیل و تطبیق آنها، شرحی کامل و صحیح از احوال و زندگی و آثار هاشمی کرمانی ارائه شود.
    کلیدواژگان: شاه جهانگیر، هاشمی کرمانی، منظومه عرفانی، مظهر الاثار، سند
  • فرشته سادات حسینی *، غلامحسین شریفی ولدانی، اسحاق طغیانی صفحات 27-53
    گروتسک(Grotesque) امتزاج دو  ویژگی متضاد فکری و بیانگر حل و فصل ناپذیری آن هاست. اثر گروتسک در حالی که ماهیتی تراژدی و مشمئز کننده دارد، موجب خنده و تفریح مخاطب نیز می شود و به عنوان شیوه ای ادبی– هنری از گذشته تا کنون نمونه های بسیاری در فرهنگ جهان دارد. این اصطلاح ابتدا در نقاشی و معماری مطرح گردید و پس از آن وارد حوزه ادبیات شد و توجه منتقدین و نظریه پردازان را به خود معطوف کرد. در تطور تاریخی گروتسک برداشت ها و تعاریف متفاوتی از معنا و کاربرد آن ارائه شده است و اگرچه تلاش های بسیاری برای تعریف ماهیت آن صورت گرفته است و دیدگاه های مختلفی در این باره ارائه کرده اند، اما با انتشار کتاب «گروتسک در هنر وادبیات» اثر کایزر بود که ، به طور جدی وارد حوزه ارزیابی و تحلیل گردید. در این مقاله ضمن نقل تعاریف، مضامین و اهداف گروتسک و نیز دیدگاه های متفاوت نظریه پردازن این حوزه، به ارائه تعریفی تا حدودی جامع و مانع و بررسی اجمالی تطور تاریخی و کاربرد گوناگون این اصطلاح در غرب پرداخته شده است و کاربردهای متفاوت آن در دوره های رمانتیک، وسطی و رنسانس مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: گروتسک، رمانتیک، وسطی-رنسانس، رئالیسم، نظریه پردازان
  • مرضیه راغبیان *، محمدرضا موحدی صفحات 55-76
    از عبدالخالق غجدوانی، عارف مشهور سده ششم قمری و موسس «طریقت خواجگان»، وصیت‌نامه‌ای خطاب به خواجه اولیاء باقی مانده که با وجود نسخ متعدد، تاکنون بررسی نشده است. اهمیت این وصیت‌نامه کوتاه، از آن جهت است که قدیمی‌ترین مکتوب موجود از طریقت خواجگان و بیانگر اصول این طریقت از زبان موسس آن است. منابع و فهارس، در معرفی آثار غجدوانی دچار اشتباه شده و از سویی چندین اثر را به خواجه نسبت داده‌اند؛ از سوی دیگر، با ذکر نام‌های متفاوت برای وصیت‌نامه، سبب شده‌اند این اثر ‌ به اشتباه چند مکتوب جداگانه دانسته شود. همچنین با بررسی نسخ مختلف وصیت‌نامه مشخص می‌شود که برخی از کاتبان به شرح و تفصیل یا مجمل کردن سفارش‌های خواجه پرداخته و مسبب گمراه شدن منابع در معرفی اثر شده‌‌اند.
    در این مقاله، ضمن معرفی و تصحیح وصیت‌نامه مذکور، سعی شده با بررسی نسخ موجود و تحلیل محتوایی و سبک‌شناختی آن، اغلاط راه یافته در فهارس برطرف شود و بازشناسی صحیحی با حذف اشتباه در تعدد منابع منتسب به غجدوانی، صورت گیرد.
    کلیدواژگان: عبدالخالق غجدوانی، وصیت نامه، طریقت خواجگان، نقشبندیه، تصوف قرن ششم
  • یاسمن نعمتی *، رضا ستاری صفحات 77-100
    طنز در متعالی ترین شکل خود، نوعی نقد جامعه شناسانه است و به موازات آن، ماهیت نقد، امکانات تازه ای را کشف می کند و به مفاهیم هیئت تازه می بخشد. حماسه های مضحک، از خلاقانه ترین اشکال طنز و حاصل تلفیق گفتمان های طنز و حماسه اند که در تاریک ترین دوره سیاسی ایران تولد یافته اند. مردمی که «جنگ» را در هجوم، قتل و غارت مغول و تیموری، به بدترین شکل تجربه کرده اند، روح عصیانگرشان آنان را برآن می دارد تا به هر شیوه ممکن، ماهیت نبرد را به چالش بکشند و چه قالبی مطمئن تر از طنز و شخصیت های مضحک؟ مهم ترین حماسه های مضحک منظوم ادبیات فارسی پیش از مشروط عبارت اند از: موش و گربه، مزعفر و بغرا و صوف و کمخا. این آثار، از لحاظ به کارگیری سازوکارهای حماسی بسیار غنی تر از حماسه های مضحک پس از مشروطه اند، تقابل دوگونه گفتمان در آن ها وضوح بیشتری دارد و از جهت ویژگی های اصلی این نوع ادبی، از اصالت ویژه ای برخوردارند و با بررسی آن ها می توان به اصلی ترین شگردهای تلفیق گفتمان های طنز و حماسه راه برد؛ زیربنای شکل گیری هر طنزی، عنصر «ناسازگاری» است و بهترین روش شناخت کیفیت آثار طنز، بررسی شگردهای ناسازگاری در آن هاست. مهم ترین عناصر طنزساز در این آثار، برآمده از ناسازگاری «گفتمانی» و «معنایی» ست. انتقاد در ناسازگاری گفتمانی، در دو کارکرد: نقد قدرت حاکمه و ارزش های اجتماعی در نوسان است و در این بخش، طنزپردازان به شرح نمادینی از اوضاع جامعه و بیان اصلی ترین نیازهای جامعه خود می پردازند و با ایجاد ناسازگاری معنایی با نقد ضد قهرمان و رذایل موجود در اجتماع، عوامل عدم پیشرفت جامعه را به مخاطب یادآور می شوند.
    کلیدواژگان: ادبیات پیش از مشروطه، حماسه مضحک، شگردهای طنزپردازی، ناسازگاری گفتمانی، ناسازگاری معنایی
  • فاطمه سادات طاهری * صفحات 101-125
    واسوخت سرایی در اصطلاح به اشعاری ساده و فارغ از پیچیدگی های حاصل از آرایه های ادبی معنوی اطلاق می شود که روی گردانی از معشوق درونمایه اصلی آنها را تشکیل می دهد. مقاله حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی غزلیات سنایی  با پاسخ دادن به این سوالات که آیا سنایی در غزلیات خویش به واسوخت سرایی گرایش داشته یا نه و در صورت اثبات این موضوع، واسوخت های او چقدر با موازین طرز مشهور واسوخت مطابقت دارد؟ تبیین می کند سنایی در قرن ششم بدون به کارگیری اصطلاح واسوخت در بسیاری از ابیات خود به طورضمنی و آشکارواسوخت سرایی کرده است؛ در این راستا نگارنده با ذکر شواهد متعددی از غزلیات وی ثابت می کند سنایی از یک سو به دلیل سرخوردگی از معشوق زمینی و از سوی دیگر به سبب دستیابی به عشق متعالی و ابداع قلندرانه سرایی به اعراض از معشوق و سرودن «واسوخت های تمام عیار» که از نظر ساختار و محتوا کاملا با موازین طرز واسوخت مطابقت دارند، روی آورده است.
    کلیدواژگان: سنایی، غزل، واسوخت سرایی، مضامین واسوخت گرایانه، قلندرمسلکی
  • جواد غلامعلی زاده *، فائزه عرب یوسف آبادی صفحات 127-140
    آغاز سرایش شعر فارسی و تعیین نخستین شاعر تاریخ ادبیات فارسی یکی از مهمترین مباحثی است که به دلیل وجود آرا و اقوال مختلف در هاله ای از ابهام باقی مانده است. مطابق با نظر برخی از پژوهشگران، یعقوب لیث صفاری به عنوان احیاگر شعر فارسی از زبان عربی بی بهره بوده است و جانشینان وی نیز راه او را در بی اعتنایی به زبان و ادب عربی پیموده اند. مقاله حاضر در نظر دارد با هدف تبیین جایگاه زبان و ادبیات عربی در دربار یعقوب لیث و جانشینانش، بر اساس منابع کتابخانه ای با روش توصیفی- تحلیلی، دلایلی را بر عربی دانستن یعقوب و جانشینانش ذکر کند و به روشنگری درباره وضعیت زبان و ادبیات عربی در آن دوران بپردازد. نتایج این مقاله نشان می دهد که سلسله صفاریان؛ به ویژه در قرن چهارم هجری از شعر عربی رویگردان نبوده؛ بلکه دوست دار آن نیز بوده است و آنچه در مورد یعقوب لیث، موسس این سلسله، مبنی بر بی بهره بودن وی از زبان عربی و احیاگری شعر فارسی آمده، بی پایه و اساس و ریشه گرفته از کتاب تاریخ سیستان است.
    کلیدواژگان: جایگاه زبان و ادبیات عربی، صفاریان، یعقوب لیث، احیاگر شعر فارسی
  • احمد قربانی * صفحات 141-165
    ذهبیه از جمله سلسله های صوفیانه شیعه مذهبی است که در نیمه نخست سده نهم هجری و در عصر حاکمیت تیموریان رسما فعالیت خود را آغاز کرد و با روی کارآمدن دولت صفوی، قوام بیشتر یافت و در تمامی ادوار پس از آن نیز با فراز و فرودهایی به حیات اجتماعی و گاه سیاسی خود ادامه داد. بزرگان این طریقت، سلسله اقطاب خود را به معروف کرخی و از طریق او به امام رضا(ع) و در نهایت به پیغمبر اسلام(ص) می رسانند. گرایش های شیعی که از نخستین ادوار تصوف اسلامی در آثار برخی متقدمان به نحو بارزی دیده می شد، از قرن پنجم به بعد، افزایش بیشتری یافت و سرانجام در رسالات میرسید علی همدانی، گسترده تر شد. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن کندوکاوی در مهمترین عقاید و باورهای طریقت ذهبیه، نقش میر سید علی همدانی را در تحولات این سلسله مورد بررسی قرار دهیم.
    کلیدواژگان: ذهبیه، کبرویه، میر سید علی همدانی
  • امین مجلی زاده *، مهدی سلمانی صفحات 167-186
    پس از جنگ ملازگرد (=منازگرد) و شکل‌گیری سلجوقیان روم، زبان فارسی و فرهنگ ایرانی به آسیای صغیر راه‌ پیدا کرد. در میان مظاهر فرهنگ ایرانی که به روم وارد شد، شاهنامه و شاهنامه‌خوانی اهمیت زیادی دارد. این سنت در دوره عثمانیان نیز ادامه پیدا کرد و اهمیت بیشتری یافت؛ چنانکه پادشاهان بزرگ عثمانی افرادی را به عنوان شاهنامه‌چی (=شاهنامه‌خوان) در دربار خود داشتند. لقمان بن سید حسین ارموی یکی از همین‌ شاهنامه‌چی‌ها است که از ایران به امپراتوری عثمانی رفت و شاهنامه‌چی سلطان سلیم دوم و سلطان مراد سوم شد و آثاری نیز در باب عثمانیان به زبان ترکی و فارسی تالیف کرد. یکی از این آثار که در شناخت عثمانیان اهمیت زیادی دارد، اثری است با نام سلطان‌سلیم‌خان‌نامه که لقمان آن را به سبک شاهنامه در زمان سلطان سلیم دوم سروده است. از این اثر نسخه‌هایی در کتابخانه‌ها برجای مانده است. نگارندگان در این پژوهش بر‌آنند تا به معرفی نسخه بریتانیا و ویژگی‌های آن بپردازند و از طریق این نسخه به فواید تاریخی سلیم‌خان‌نامه اشاره کنند.
    کلیدواژگان: سلیم خان نامه، لقمان، عثمانیان، سلطان سلیم دوم
|
  • Hamed Hosseinkhani *, Mahmood Modaberi, Mohammad Sedegh Basiri Pages 5-26
    Shah Jahangir Hashemi Kermani is a poet and mystic of the 15th and 16th centuries CE who was descended from Ghasem Anvar and Shah Nematollah Vally. After reviewing his works and other related historical documents and sources, it can be claimed that he was a great poet and mystic. His works can be categorized as the direct heritage of the mystic school of Nematollahiyeh. In his lifetime, Hashemi traveled extensively. Towards the end of his life he emmigrated to Sindh. There he was revered by Shah Hassan Arghoon, the ruler of Sindh, and other great personages of the region. His main verse collection was destroyed, and only a few of its poems have remained retrievable from some scattered Tazhkirahs. Mazhar-al-Asrar was his other work in which he was heavily inspired by Nezami’s Makhzan-al-Asrar. Fortunately, numerous copies of Mazhar-al-Asrar have survived. Composed in 1562 CE, Mazhar-al-Asrar was completed by Kermani while he was in Sindh. In 1568 CE, while he was returning from Sindh, he was killed by bandits. After reviewing and comparatively analyzing numerous sources, the present study presents a precise and comprehensive account of the life and the works of Shah Jahangir Hashemi Kermani.
    Keywords: Shah Jahangir, Hashemi Kermani, Mystic Verse Collection.Mazhar-al-Asar, Sindh
  • Fereshteh Sadat Hoseini *, Gholamhosein Sharifi, Eshagh Toghiani Pages 27-53
    The Grotesque is a literary-artistic genre which contains contrasting elements. Such contrast causes readers to develop confusing and multiple feelings and responses towards the grotesque. This genre mingles horrifying, humorous and disgusting aspects of life so that it can realistically convey life’s heterogeneous and asymmetrical nature which is materialized outside the abstract space of the mind. It is believed that the grotesque had been used as a literary-artistic genre from the 1st century CE, and due to social circumstances, scholars began studying it from the 16th century CE. Bakhtin and Cassirer are two of the key scholars who have discussed the grotesque extensively. As an artistic genre, the grotesque was used in the discovered ancient tablets, relics and containers of Jiroft in Iran. Due to the meekness of scholarly pursuits in this area, the present study defines the grotesque first. After giving a working definition, the study reviews the literaryartistic place of the grotesque in Iran’s art and literature. For such a review, it uses documents and library survey as its research methodology. The study believes that the grotesque needs to be discussed extensively since it has a determining place in the developmental history of Iranian art, literature and architecture.
    Keywords: Grotesque, Iran, Art, Architecture, Literature, Realism
  • Marzieh Raghbian *, Mohammad Reza Movahed Pages 55-76
    Abdul Khaliq, the famous mystic of the 12th century CE and the founder of Khajegan mystical school”, has written a testament to Khajeh Awliyah. Although several manuscripts of the testament are available, academia has not studied it in its researches and scholarly pursuits. The testament can be regarded as one of the oldest manuscripts about the characteristics of Khajegan mystical school, explaining the ethical principles of this mystical school in its founder's words. Unfortunately, numerous sources and catalogues are mistaken in attributing several works to Ghajdwani, and introducing the testament under inauthentic titles. These two mistakes result in wrongful parsing of the testament, and its introduction in a series of abridged, decontextualized and scattered works. Through studying various manuscripts of the testament, it becomes evident that some of the manuscripts have given either an abridged or annotated account of the original testament. Such manuscripts have both misled scholars to attribute ideas and concepts which did not belong originally to the testament in the first place, and bereft scholars of studying some of its redacted parts. Through its editions and corrections, the present study amends the common scholarly mistakes of the registered testament in numerous catalogues and sources. In order to achieve this objective and eliminate inauthentic attribution of unoriginal manuscripts to Ghajdwani, the study reviews the existing manuscripts of the testament, and analyzes their styles and contents.
    Keywords: Abdul Khaliq Ghajdwani, Testament, KhajeganMystical School, Naqshbandiyeh, Mysticism of the 12th Century CE
  • Yasman Nemati *, Reza Satari Pages 77-100
    Satire has always shed new light upon various social, historical, political, artistic and literary issues. Mock epic is one of the most innovative comedic forms. It combines satirical and epic discourses. In the Mongol and the Timurid reigns, artists and writers, being afraid of persecution and severe penalties of direct criticism of the ruling system and their plunders, wars and martial nature, used mock epics with non-human characters. “The Mouse and the Cat”, “Moza’far and Baghra”, and “Souf and Kamkha” are three of the most famous mock epics in the pre-constitutional period of the Persian poetry. These works rely more on epic forms and motifs than the post-constitutional mock epics, and as a result, create a more direct incongruity between the comedic and epic discourses. The aforementioned pre-constitutional mock epics abide more by the conventions of mock epics, and therefore, maintain the direct and stark incongruity between two discourses. Generally speaking, incongruities – and the ways they interact and intermingle - make the bases of any successful satirical genre, and, as a result, scholarly studies of satire need to identify the existence of such incongruities in their surveys of any form of satire. Through its descriptive-analytic research methodology, the present study identifies discursive and semantic incongruities as the key elements of the aforementioned mock epics. In identifying discursive incongruities, epic motifs and forms, the epic impact of the Shahnameh, and heroism and antiheroism are surveyed. Through introducing the discursive incongruities, satirists discuss symbolically the shortcomings of their contemporary societies. Through reference to some epic characters and events from the Shahnameh, the surreal affinities of the aforementioned mock epics are moderated, and therefore, their contemporary social concern is focalized. In identifying semantic incongruities, literary hyperboles and understatements are used, and truth is presented comprehensively. Such comprehensive and variegated presentation of truth facilitates the writers’ indirect criticism of the dominant power relations and structures, and the social values such relations and structures have defined.
    Keywords: Pre-Constitutional Literature, Mock Epic, Satire, Discursive Incongruity, Semantic Incongruity
  • Fatemeh Sadat Taheri * Pages 101-125
    The Vasukht style of poetry includes literarily simple and plain poems in which the return of the beloved is the main motif. The research questions of the present studies are: In his sonnets, has Sanai been influenced by the poetic principles of Vasukht style of poetry? If the answer of the first question is proved to be affirmative, to what extent, have his sonnets abided by these poetic principles? The study believes that as a poet of the 12th century CE, Sanai has been heavily influenced by Vasukht style of poetry. Through its descriptive-analytical framework, the study proves that in various sonnets, Sanai was influenced by Vasukht style of poetry; the simple poetic style which shows both the loss of the earthly beloved and promotes the achievement of the transcendental love/beloved through Qalandariyya mystic lifestyle. Through such chiasmastic and structural relation between the loss of the earthly beloved and the achievement of the transcendental love/beloved, the Vasukht poetic motif is materialized in Sanai’s sonnets.
    Keywords: Sanai’s Sonnet, Vasukht Style of Poetry, Vasukht PoeticMotifs. Qalandariyya Mystic Lifestyle
  • Javad Gholamalizadeh *, Faezeh Arab Yousefabadi Pages 127-140
    Identifying the historical moment which saw the first Persian speaking poet is a key – and yet confusing and undeterminable - issue in today’s scholarly circles of Persian language and poetry. According to some scholars, the court of Ya'qub ibn al-Layth al-Saffar and his successors revived Persian language and poetry through shunning the scriptural importance of Arabic language and poetry. In contrast to this observation, the present study believes that the court of Ya'qub ibn al- Layth al-Saffar and his successors – especially in the 10th century CE – did not exercise a linguistic and literary phobia against Arabic language and literature, and that it even encouraged the linguistic and literary status of the Arabic language and poetry in Persian language and poetry. After identifying the status of Arabic language and poetry through surveying pertinent library sources, the present study presents a number of reasons for not considering this court – and, by extension, this period – a revivalist period of Persian language and poetry. Through its analytic-descriptive methodology, the study also believes that the false claim of considering this period revivalist comes from a book called The History of Sistan.
    Keywords: Critical Review, Critical Review of the History of Sistan, Linguistic Phobia against Arabic Language, First Persian SpeakingPoet, The Revivalists of Persian Poetry
  • Ahmad Ghorbani *, Maryam Musharraf, Ahmad Khatami Pages 141-165
    Zahabiyah is known to be one of the Shiite orders of mysticism which emerged during the governance of a tyrannical regime in the first half of the 15th century CE. This order became well-established during the Safavid period. The key members of this order believe that in defining and comprehending mystic issues, the order continues to abide by the ideological principles of Kobrawiyah. That is why in mysticism, this order is also called as the order of Zahabiyah Kobrawiyah Razawiyah. The ideological roots of Kobrawiyah and Razawiyah can be traced in the teachings of the Prophet Mohammad, Imam Reza, and Ma’ruf Karkhi (Peace Be Upon Them). The present study believes that considering the historical developments of this order, Mir Seyyed Ali Hamedani nurtures the ideological, political, and social grounds and principles of Zahabiyah as a Shiite order of mysticism. In order to discuss different aspects of this order in Hamedani’s works, and emphasize Hamedani’s role in developing this order, the study analyzes the presence of various theories and ideas of this order in his works.
    Keywords: Ideological Backgrounds, Hamedani, ZahabiyahOrder of Mysticism
  • Amin Mojalizadeh *, Mahdi Salmani Pages 167-186
    After the Battle of Manzikert and the establishment of the Seljuk empire, the popularity of Persian language and culture began to increase in Anatolia. The Shahnameh played a key part in the ideological, lingustic and literary influence of the Persian language and culture in Anatolia, even after the establishment of the Ottoman Empire. In their courts, the great Ottoman rulers had a number of experts for reading the Shahnameh, called “Shahnamehchi”. Heavily inspired by the Shahnameh, these readers also composed epic poems. Luqman was such a one. After emigrating from Iran to Anatolia, he became a Shahnamechi of Sultan Salim II, and Sultan Murad III. Luqman also wrote a number of books about the Ottoman Empire both in Turkish and Persian. Salimkhan Nameh is regarded as one of his key works. Written under the reign of Sultan Salim II, Salimkhan Nameh utilizes the literary style of the Shahnameh. Fortunately, a number of manuscripts of this work have survived. Using the British manuscript of Salimkhan Nameh the present study discuses its features and historical significance.
    Keywords: Salimkhan Nameh, Luqman, the Ottoman Empire, literaryhistory, manuscript