فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 84، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ایوب امیدی *، مریم مشرف، احمد خاتمی صفحات 5-33
    آن چه از گذشتگان به صورت نسخه های خطی برای ما باقی مانده، هر کدام گنجینه ای است که باید در حفظ، احیا و شناسایی آن کوشید. با وجود آن که در سال های اخیر، سعی فراوانی در شناسایی و معرفی این گنجینه های نفیس صورت پذیرفته، لیکن هنوز راه نرفته بسیار است؛ یکی از این آثار ناشناخته و ارزشمند، دیوان "ابراهیم آباد" از محمدرضا ابن رجبعلی، ملقب به شرابی و متخلص به منصور است که شاعر و طبیب دربار شاهزاده ابراهیم خان قاجار(حاکم کرمان) بوده است. با بررسی های انجام گرفته در فهرست نسخ خطی، تنها یک نسخه از دیوان وی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی یافت شد؛ به نظر می رسد این نسخه توسط شاعر کتابت شده است و در آن قرینه ای مبتنی بر تاریخ کتابت نسخه وجود ندارد. این مقاله می کوشد برای نخستین بار به معرفی اشعار، مضامین و ویژگی های شعری شاعر بر اساس تنها نسخه موجود بپردازد و همچنین با استفاده از تذکره های موجود، شرح حالی از زندگی وی ارائه دهد. پس از بررسی و خوانش این نسخه به این نتیجه رسیدیم وی از شاعران متوسط دوره قاجار است؛ اشعارش ساده و روان و در شعر به شاعرانی از جمله: انوری، خاقانی، حافظ، جمال الدین و کمال الدین نظر داشته و در کاربرد انواع صنایع بدیعی و بیانی به صنایعی چون: انواع جناس، تکرار، موازنه، مزدوج، لف و نشر، تجاهل العارف، تنسیق الصفات، حسن تعلیل، تلمیح(به ویژه تلمیحات اساطیری و مذهبی)، ایهام تناسب و انواع تشبیه(به ویژه تشبیه تفضیل و بلیغ) توجه ویژه ای دارد. روش انجام این پژوهش، کتابخانه ای و استناد به نسخه حاضر می باشد.
    کلیدواژگان: دیوان، شعر فارسی، منصور، نسخه خطی
  • محمد پارسا نسب *، طاهره اله دادی صفحات 35-57
    مقاله حاضر به بررسی و مقایسه طنز شاعران جامعه گرا و شاعران صوفی در بازه زمانی قرن ششم تا هشتم می پردازد تا نشان دهد گرایش های فکری متفاوت تا چه میزان در ظهور نوع خاصی از طنز موثر هستند. شاخصه های مورد ارزیابی به سه جنبه شخصیت پردازی، شگردهای طنز و اهداف طنز، تقلیل یافت. با تجزیه و تحلیل این داده ها، به نظر می رسد طنز شاعران جامعه گرا که اندیشه آن ها بیشتر با جنبه های واقع گرایی منطبق است، از لحاظ زبان و بیان، شگردها، اهداف و محتوا، نمودی برون گرایانه دارد؛ طنزی که حاصل خلاقیت زبانی است و در روساخت اثر خود را نشان می دهد. در مقابل، شاعران صوفی مسلک که دیدی عرفانی داشتند، اهداف و محتوای طنز آن ها متناسب با افکارشان، جلوه ای درون گرایانه به خود گرفت؛ مطابق همین، طنز شاعران جامعه گرا در پناه بلاغت به ظهور رسید و در بستر طنز زبان محوری جریان پیدا کرد، در حالی که طنز شاعران صوفی همانند احوالات درونی آنان در ساختار نفوذ کرد و زمینه شکل گیری طنز ساختاری را فراهم آورد.
    کلیدواژگان: طنز جامعه گرا، طنز صوفیانه، برون گرایی، درون گرایی، طنز زبان محور، طنز ساحتاری
  • نجف جوکار * صفحات 59-78
    حکیم عزالدین ابراهیم کیشی، فیلسوف، طبیب و دانشمند گرانمایه قرن هفتم هجری است که ابعاد زندگی و شخصیت وی تا کنون ناشناخته مانده‌است. او در سال‌های آغازین قرن هفتم در کیش به دنیا آمد‌ و برای فراگیری دانش راهی شیراز شد. مراحل پختگی و کمال علمی وی با روزگار اتابک ابوبکر زنگی همراه بوده‌است. در سال‌های پایانی حکومت ابوبکر سعد زنگی بین ابوبکر و شماری از دانشمندان از جمله عزالدین کیشی که اغلب از صاحبان علوم عقلی بوده‌اند نزاعی در می‌گیرد که سرانجام به اخراج و تبعید تنی چند از ایشان می‌انجامد. مقصد بعدی عزالدین کرمان بوده‌است. عزالدین که به دعوت ترکان خاتون، حاکم قراختایی کرمان راهی آن دیار شده‌بود تا پایان عمر در آن دیار مسکن می‌گزیند و ضمن مداوای بیماران به تکمیل دانش و تجربیات پزشکی می‌پردازد و سرانجام به نگارش آثار گوناگون دست می‌یازد. نگارنده با تکیه بر منابع تاریخی و آگاهی‌های درون متنی آثار کیشی کوشیده‌است از زوایای نهان زندگی و اندیشه آن حکیم فرزانه پرده بردارد و کتاب‌ها و رسائل وی را به جویندگان معرفی نماید.
    کلیدواژگان: عزالدین کیشی، ابوبکر سعد زنگی، ترکان خاتون قراختایی، رساله مسالک البغیه، رساله اختصار القانون
  • امیرحسین دولتشاهی *، سید مهدی نوریان صفحات 79-108
    مثنوی دول‌رانی و خضرخان شرح عشق خضرخان خلجی به دیولدی یا دول‌رانی است که امیرخسرو دهلوی (651 تا 725 ه. ق.) آن را در سال 715 هجری قمری سروده است. امیرخسرو در بخشی از دیباچه‌ی این مثنوی، اندرزنامه‌یی خطاب به سلطان مقتدر عصر، علاءالدین محمد خلجی، سروده که ویژگی مهم آن، صراحت لهجه‌ و بی‌پروایی شاعر در نصیحت‌گویی سلطان است. هدف مقاله‌ی حاضر نیز این بوده که با معرفی این اندرزنامه و بررسی چگونگی طرح مباحث گوناگون آمرانه و ناهیانه‌ی آن، دلایل صراحت لهجه‌ی شاعر در وعظ سلطان را واکاوی کند. بدین منظور، پس از آنکه با بهره‌گیری از کتب تاریخ هند به معرفی و شناسایی شخصیت مقتدر و سخت‌دل سلطان علاءالدین محمد خلجی پرداخته شده است، با بررسی متن نصیحت‌نامه و همچنین ویژگی‌های شخصیتی شاعر که در منابع گوناگون آمده، این نتیجه حاصل شده که می‌توان دلایل حق‌گویی صریح و بی‌باکانه‌ی امیرخسرو در این اندرزنامه‌ی گاه عتاب‌آمیز را در بهره‌مندی وی از زهد و عرفان، نزدیکی‌اش به حضرت نظام‌الدین اولیا (عارف بزرگ آن عهد)، برخورداری او از جایگاهی والا در دربار سلطان علاءالدین و نیز تاثیرپذیری‌اش از مواعظ سنایی جست‌وجو کرد.
    کلیدواژگان: امیرخسرو دهلوی، دول رانی و خضرخان، سلطان علاءالدین خلجی، نصیحت نامه، دیباچه
  • مهدی رمضانی *، غلام رضا مستعلی پارسا صفحات 109-125
    تتبع در متون کهن، برای علاقمندان امروزی - در کنار جذابیت - دارای برخی مضایقی است که طی آن جز با امعان نظر، تامل و مراجعه به کتب مرتبط مقدور نیست؛ حال اگر این متون به زیور تصنع و تکلف نیز مزین باشند،  اهمیت کار را دو چندان می کنند.  از جمله کتبی که به خاطر ابعاد تاریخی - ادبی- فرهنگی، توجه شارحان و علاقمندان را به خود جلب، و باعث تالیف آثاری در این زمینه شده، کتاب نفثه المصدور نسوی است. در این میان، یکی از شروحی که با نگاهی متفاوت بدان پرداخته، کتاب «درد دل؛ تحریر نوین نفثه المصدور» تالیف منصور ثروت است. ایشان در این کتاب با در نظر داشتن طیف های مختلف علاقمندان در رشته های مختلف، این متن را به شیوه ای استادانه به نثری ساده و روان درآورده اند که در نوع خود منحصر به فرد و قابل تحسین است؛ حال آنکه هر متنی به مصداق «به ناچار حشوش بود در میان» خالی از برخی اشکالات ولو اندک نیست. از جمله اشکالات این برگردان، صرف نظر از برخی اغلاط تایپی در متن اصلی، مربوط به کم توجهی شارح محترم به کتاب  مستطاب امیرحسن یزدگردی و برخوردهای مختلف با متن در موقعیت های یکسان است. این پژوهش با بهره گیری از روش استقرایی مبتنی بر تحلیل و با بازبینی چندین باره، با ارائه پیشنهاداتی در پی تنقیح هر چه بهتر این اثر بوده است.
    کلیدواژگان: نفثه المصدور، نقد و بررسی، امیرحسن یزدگردی، نثر فنی
  • قهرمان شیری *، مینو محمدی صفحات 127-152
    تذکره ی دولت شاه سمرقندی (896 ه..ق)، استثنایی ترین تذکره ی شاعران در تاریخ و ادب ایران است که به رغم برخورداری از اشتباهات فراوان تاریخی، بیش ترین اطلاعات را درباره ی شاعران و دوران زندگی آنان با روش مندترین شیوه های مرسوم در گذشته، به مخاطبان عرضه می کند. بررسی شیوه ی خاص دولت شاه سمرقندی، اهمیت شگرد وی در معرفی شاعران با ارائه ی توضیحات لازم تاریخی درباره‌ی خاندان های حکومتی عصر آنان و نقش سلاطین در جایگاه فکری و هنری هر شاعر، شناخت چگونگی ارائه اطلاعاتی پیرامون ممدوحان شاعران، بررسی عوامل مقبولیت تذکره الشعرا با وجود بسیاری از اشتباهات تاریخی و مسائلی از این دست از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از شیوه ی تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد: به دور از هر گونه اغراق و مبالغه، می توان ادعا کرد که این تذکره، نوآورانه ترین تذکره ی شعری در زبان فارسی است که نویسنده ی آن فقط در پی فراهم آوردن جنگی از اسم ها و نمونه شعرهای شاعران فارسی نبوده، بلکه کوشیده است هر شاعری را در بستر تاریخی دورانی که از آن برخاسته است قراردهد، تا ارزیابی جایگاه فکری و هنری او درست تر انجام شود. به این سبب است که تذکره ی دولت شاه، علاوه بر گزارش زندگی شاعران که اصلی ترین وظیفه ی این گونه کتاب ها است، یک گزارش به نسبت اجمالی از اغلب سلسله های حکومتی و حکومت های محلی در مناطق مختلف ایران نیز به دست داده است.
    کلیدواژگان: تذکره الشعرا، دولت شاه سمرقندی، روایتهای شفاهی، شاعران، شاهان، عصر تیموریان
  • مهدی عبدی *، عسگر صلاحی، رامین محرمی صفحات 153-175
    رمان های جن نامه از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلدا، نویسنده ایتالیایی، دو اثر مهم با شاخصه های داستانی و نمایشی هستند که از میان این شاخصه ها، عنصر شخصیت پردازی برجسته تر است. تحلیل تطبیقی این دو اثر از زاویه شیوه ها و ابعاد شخصیت پردازی نمایشی، گویای اهمیت توجه به عناصر دراماتیک در شک ل دهی به متون شاخص داستانی دو ملیت ایرانی و ایتالیایی است که به تبع آن، ضرورت توجه به این مساله در بازکاوی این گونه متون داستانی، بیش از پیش احساس می شود. اشاره مستقیم به ویژگی های ظاهری، گفتار و رفتار و ابعاد گوناگون شخصیت ها موجب شده برای مخاطب، باورپذیر و قابل تجسم باشند. در این دو اثر، شخصیت ها با نشان دادن اعمال و رفتار مختلف در کشمکش های داستانی، ارتباط با دیگر شخصیت ها و کنش ها و موضع گیری ها در مسائل و موضوعات مختلف، خود را به مخاطب معرفی می کنند و دو نویسنده با این روش در اثر خود شخصیت های نمایشی خلق می کنند. در این پژوهش با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، مولفه های شخصیت پردازی نمایشی را در دو رمان جن نامه و وسوسه بررسی کرده و نشان داده ایم که چگونه گلشیری و دلدا توانسته اند با بهره گیری از شگردهای برجسته سازی نمایشی، ویژگی های شخصیت های نمایشی متون دراماتیک را به اثر خود ببخشند.
    کلیدواژگان: شخصیت پردازی، شخصیت پردازی نمایشی، کشمکش، گفت وگوی نمایشی، جن نامه، وسوسه
|
  • Ayoob Omidi *, Maryam Mosharraf, Ahmad Khatami Pages 5-33
    Mohammad Reza Ibn Rajabali, with the name of poetry Mansour, is a physician and poet in the second half of the twelfth and mid-twelfth centuries. He was a resident of Ghah village in Isfahan, and for some time served Abraham Khan Qajar - the ruler of Kerman - he was practicing medicine and poetry. At the end of his life, due to the aging of some of his jealousy, he requests Abraham Khan to leave, and he is practicing medicine in Isfahan. He was skillful in composing verses, poems, masnavi, roba'i, as well as jurisprudence and medicine, and wrote a two thousand-bit poem in fascism by Fath Ali-Shah and Ibrahim Khan Qajar, which contained a thousand bits of the verses of the same court, which was in the vexation of Abraham Khan. , And is named "Abrahim Abaad. With a review of the manuscript list, only one version of the Tribunal was found in the Library of the Islamic Consultative Assembly, in which there is no indication based on the history of the book's edition. This paper, based on the library method, uses the existing datascripts, introducing the poet to examine the present version of his themes and poetic features. After reviewing and reading the copy, we concluded that he was an average poet of the Qajar era; his simple and fluent language, in his poem, the telemia of the Qur'anic verses, the expansion to the Sufis and the Mufti, the medical and logical terms, and the poets of Saying: Khaghani, Hafez, Kamal al-Din Isfahani, Jamaledin Isfahani, and especially Anwari, have been listening to some of their poems.
    Keywords: Mansour Esfahani, 12th Century, Ebrahim Abad, Persian poem, manuscript
  • Mohammad Parsanasab*, Tahereh Allahdadi Pages 35-57
    Present research has reviewed and compared the satire of socialist and Sufi (Sophist) poets during 1300 and 1400 (A.D) in order to indicate to what extent the different thinking attitudes have been influential in the emergence of specific kind of satire. Assessed criteria have been reduced to three aspects: personification, satire techniques and satire purposes. By analyzing data, it seems that the satire of socialist poets, their thoughts have been more adjusted to realism aspects, have an objective feature in regard to languages rhetoric's, techniques, purposes and content, i.e, a satire originated from lingual creativity, showed it self in the surface structure. In contrast, sophist poets with their mystical viewpoint, the purposes and content of their satire in accordance to their thoughts emerged in a subjective manner, accordingly, their satire emerged on the haven of rhetoric's and appeared in the bed of lingual based satire, meanwhile, the satire of sophist poets, as their internal state, have penetrated in the structure and provided a context to the formation of structural satire.
    Keywords: Socialist Satire, Sufi (Sophism) Satire, Subjectivism, Objectivism, Lingual- based Satire, Structural Satire, Sufi poetry, social poetry
  • Najaf Jowkar* Pages 59-78
    Hakim 'Zedin Ibrahim Kishi, philosopher, physician, and respected scientist of the seventh century is an almost unknown person. He was born in Kish early in seventh century and moved to Shiraz to gain knowledge. His mature years coincided with the era of Atabak Abu Bakr Zangi. Towards the end of his reign, there was an argument between Abu Bakr and a number of scholars including 'Zedin Kishi which resulted in their exile. 'Zedin goes to Kerman at the invitation of Turkan Khatun, the Karakhanid ruler and lived there to the end of his life where he practiced medicine and wrote different books. The researcher has used historical sources and content of 'Zedin's works to shed light on the life and thoughts of this scholar.
    Keywords: Zedin Kishi, Abu Bakr S'ad Zangi, Turkan Khatun, Masalik al- Baghieh Treatise, Ekhtesar al-Ghanun Treatise
  • Amirhossein Dowlatshahi *, Mehdi Nourian Pages 79-108
    Devalrani and Khizr Khan is the description of the love of Khizr Khan Khalaji for Diveldi or Devalrani which Amir Khusrow Dihlavi (651- 725 AH) composed in 715 AH. In a part of this Preface of Masnavi, Amir Khusrow has composed an advice letter addressed to the great sultan of the time, Alaeddin Mohammad Khalaji, whose important feature is the clarity of the poet's language and his audacity when advising the sultan. This article aimed to introduce the advice letter and to examine how its various mandatory and inhibitory topics were presented, elaborating on the reasons for the poet's choice of words in Sultan's sermon. To this end, after using the books of Indian history to delve into and identify the authoritative and callous personality of sultan’s Alaeddin Mohammad Khalaji, through examining the text of the advice letter as well as the characteristics of the poet described in various sources, the results indicate that the reasons for Amir Khusrow's explicit and brave truthfulness lies in his honesty and mysticism, his close relationship with Nizamuddin Auliya (the great mystic of the time), his high status at the royal court of Sultan Alaeddin, and the influence of Sanai’s recommendations on him.
    Keywords: Advice, Educational texts, Criticism of the sultan, AdviceLetter
  • Mahdi Ramazani *, Gholamreza Mostali Parsa Pages 109-125
    It is not possible to contemplate and research in the old texts, despite its charm, due to some difficulties, unless one has foresight or reflection, or refers to related books. And if these texts are decorated with ornaments and ornateness, its significance doubles. Nafs Almasdour is among the books that has attracted the attention of commentators and enthusiasts, and that has caused some to compile books in this field because of its historical, literary and cultural dimensions. Meanwhile, Mansour Servat’s Darde Del: Tahrire Novin Nafs Almasdour is one of the commentaries that had been looked at differently. In this book, Servat, who has considered a wide range of enthusiasts from different disciplines, has simplified this text in a manner that is elaborate in a prominent way, which is unique and admirable in its own right, while each of its texts was “inevitably intrusive inside” and was not exempt from some of the shortcomings, which are not so few. Among the drawbacks of this translation, regardless of some typographical errors in the original text, is related to the lack of attention paid by the distinguished commentator to Amir Hossein Yazdgerdi’s book and the various encounters with the text in identical situations. This research, using an analytical inductive method which is based on analysis and/or a review of it several times, has provided suggestions for better purification of this work.
    Keywords: Nafs Almasdour, Critical Review, Amir HosseinYazdgerdi, Technical Prose
  • Ghahraman Shiri*, Minoo Mohammadi Pages 127-152
    The Tazkareh of Dawlatshah Samarghandi (896 AH) is the most exceptional and most innovative poetry reference in Iran's history and literature, which, in spite of many historical mistakes, provides the most information about the poets and their period of life with the most systematic Possible ways to reach the audience. Investigating the special way of Dawlatshah Samarghandi to gather information and reliance on orals, the importance of his technique in introducing the elaborate and legendary poets by providing the necessary historical descriptions of the clans of their era and the role of the sultans in the poet's intellectual and artistic life and expression the sociological reasons for this method of Tazkareh are the goals of this research. The method of this research is descriptive-analytical and the results are analyzed using content analysis method. Results show that away any exaggeration, can claim that the author of this tazkareh did not just seek to provide a tale of names and examples of poetry of Persian poets, but has tried to identify every poem in the historical context of a period of It has arisen to make a more accurate assessment of his intellectual and artistic position. This is because the Tazkareh of Dawlatshah, in addition to explaining the life of the poets, is the main function of such books, is a brief summary of the majority of government dynasties and local governments in different parts of Iran, and at the same time, the aesthetic course of poetry art in past literature, and the sociological philosophy has put the quality of the development of myths in the lives of poets to audience.
    Keywords: Tazkareh alsha'ra, Dawlatshah Samarghandi, oralnarratives, poets, kings, Teymourian era
  • Mehdi Abdi *, Asgar Salahi, Ramin Moharami Pages 153-175
    The novels of Genname by Houshang Golshiri and Temptation by Grazia Deledda two important works with fictional and dramatic features that among these features, the characterization element is more prominent. The comparative analysis of these two works from the perspective of techniques and dimensions of dramatic characterization suggests the importance of paying attention to the dramatic elements in shaping the fictional texts of Iranian and Italian nationalities, which necessitates attention to this issue in revising these fictional texts, it is felt more and more. The direct pointing on the features of appearance, speech and behavior, and the various dimensions of the characters has made them believable and visualizable for the audience. In these two works, the characters introduce themselves to audience by demonstrating different acts and behaviors in storytelling conflicts, communicating with other characters, and actions and stances on various issues. The two writers create dramatic characters in their own work. In this study, using a descriptiveanalytical method based on library studies, and based on the American comparative literature school, we examined the components of dramatic characterization in the two novels, Genname and Temptation, and We have shown how Golshiri and Deledda have been able to give to their own work the characteristics of the dramatic characters of dramatic texts using dramatic highlighting techniques.
    Keywords: characterization, dramatic characterization, conflict, dramaticdialogue, Genname, Temptation