فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 3 (پیاپی 106، مرداد و شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/08
  • تعداد عناوین: 13
|
  • پوران قهرمانی*، هومن اسحق هارونی، سید رضا فاطمی طباطبایی، احمد علی معاضدی صفحات 216-222
    سابقه و هدف
    مطالعات زیادی نشان داده اند که روی (Zn) اثر مهمی بر یادگیری، حافظه و شناخت دارد. از طرفی اواریکتومی (برداشت تخمدان) در موش های صحرایی بالغ نیز موجب کاهش حافظه و یادگیری شده است. با توجه به گزارش های متناقض اثر روی کلراید بر حافظه و یادگیری، در این مطالعه اثر روی کلراید بر حافظه احترازی غیرفعال در موش های صحرایی اواریکتومی شده در دوره قبل از بلوغ بررسی شده است. 
    مواد و روش ها
    در این آزمایش 50 سر موش ماده در روز 22-21 پس از تولد اواریکتومی شدند و در زمان بلوغ به شش گروه کنترل، گروه شاهد (سالین)، گروه اواریکتومی (سالین) و گروه های اواریکتومی 5، 10 و 20 میلی گرم/کیلوگرم روی کلراید تقسیم شدند. در 77 روزگی، حافظه احترازی غیرفعال توسط دستگاه شاتل باکس مورد بررسی قرار گرفت .روی کلراید به صورت درون صفاقی نیم ساعت قبل از آموزش تزریق شد و 24 ساعت بعد مرحله آزمون انجام گرفت.
    نتایج
    اواریکتومی، مدت زمان توقف در اتاق تاریک را نسبت به گروه شاهد کاهش داد. اما این کاهش به سطح معنی داری نرسید. گروه دریافت کننده روی کلراید 5 میلی گرم/کیلوگرم نسبت به گروه اواریکتومی شده دریافت کننده سالین افزایش معنی داری در مدت زمان توقف در اتاق تاریک نشان داد (0/01<P).
    نتیجه گیری
    یافته های این تحقیق نشان می دهد که اواریکتومی قبل از بلوغ، اثری بر حافظه احترازی غیرفعال ندارد و تزریق روی کلراید، می تواند حافظه و یادگیری را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اواریکتومی قبل از بلوغ، روی کلراید، شاتل باکس، حافظه احترازی غیرفعال
  • منیر نادری تهرانی، غلامعلی حمیدی*، سعیده نصراللهی، اژدر حیدری صفحات 223-230
    سابقه و هدف
    درد نوروپاتیک، نوعی درد مزمن است که در اثر آسیب به سیستم عصبی مرکزی و محیطی ایجاد می شود. کافئین آنتاگونیست غیراختصاصی گیرنده های A1,A2a,A2b آدنوزین است که در برخی از دوزها اثر محافظتی بر درد دارد. با توجه به این که ظاهرا نیتریک اکسید بر بخشی از اثرات مرکزی کافئین تاثیرگذار است، هدف از مطالع ه ی حاضر بررسی اثر دریافت مزمن کافئین بر هیپرآلژزیای حرارتی در موش های صحرایی نوروپاتیک و اندازه گیری سطح متابولیت های نیتریک اکسید می باشد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر بر روی 40 سر موش صحرایی نر بالغ در محدوده ی وزنی 250-220 گرم انجام شد. درد نوروپاتیک به روش آسیب فشاری مزمن عصب سیاتیک (CCI) القا شد. حیوانات به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند: گروه کنترل که مداخله ای بر روی عصب سیاتیک آن ها انجام نشد، گروه شم که حیوانات آن جراحی شده ولی عصب سیاتیک گره زده نشد، گروه CCI و گروه های آزمایش که دوزهای 100 و 300 میلی گرم در لیتر آب آشامیدنی کافئین را به مدت 28 روز دریافت می کردند. هیپرآلژزیای حرارتی در روزهای 28،21،14،7،4 پس از جراحی بررسی شد. سطح متابولیت های نیتریک اکسید در بافت نخاع حیوانات با روش گریس اندازه گیری شد.
    نتایج
    موش های نوروپاتیک کاهش در آستانه ی درد را نشان دادند، دریافت مزمن کافئین در دوز های100 و 300 میلی گرم در لیتر به طور معنی داری هیپرآلژزیای حرارتی را کاهش داد (0/001< P،0/01<P).
    نتیجه گیری
      نتایج این مطالعه نشان داد که دریافت مزمن کافئین می تواند هیپرآلژزیای حرارتی را در موش های نوروپاتیک کاهش دهد و به نظر می رسد که مسیر نیتریک اکسید در اثرات کافئین بر آستانه ی درد در مدل CCI دخالتی ندارد.
    کلیدواژگان: درد نوروپاتیک، کافئین، نیتریک اکسید، هیپرآلژزیا
  • حسن جمالی، ا‍ژدر حیدری* صفحات 231-240
    سابقه و هدف
    دکسترومتورفان به عنوان یک ضد سرفه غیراپیوئیدی، اثرات حفاظت عصبی دارد. ترکیب دکسترومتورفان با کوئینیدین، متابولیزه شدن سریع دکسترومتورفان به دکستروفان را کاهش می دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تجویز حاد دکسترومتورفان، کوئینیدین و ترکیب دکسترومتورفان/ کوئینیدین بر آستانه تشنجات کلونیک و تونیک ناشی از پنتیلن تترازول (PTZ) در موش سوری می باشد.
    مواد و روش ها
    در مجموع، 84 سر از موش های سوری نر نژاد NMRI (25-20 گرم، 7 سر موش در هر گروه) در این مطالعه استفاده شدند. غلظت های مختلف دکسترومتورفان (5، 10، 25 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم)، کوئینیدین (10، 20 و 30 میلی گرم بر کیلوگرم) و ترکیب دکسترومتورفان/ کوئینیدین (20/5، 20/10، 20/25 و 20/50 میلی گرم بر کیلوگرم) 30 دقیقه قبل از القای تشنج به صورت داخل صفاقی تجویز شدند. از انفوزیون داخل وریدی PTZ برای القای تشنج استفاده شد و مدت زمان وقوع کلونوس عمومی و کشیدگی تونیک اندام عقبی، ثبت و به دوز آستانه تشنج تبدیل شد.
    نتایج
    غلظت 30 میلی گرم بر کیلوگرم کوئینیدین آستانه تشنج تونیک را به صورت معنی داری افزایش داد (0/05<P). غلظت های 25 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم دکسترومتورفان آستانه تشنج کلونیک (0/05<P) و تونیک (0/001<P) را به صورت معنی داری افزایش دادند. غلظت 50/20 دکسترومتورفان/ کوئینیدین آستانه تشنج کلونیک و تونیک را در مقایسه با گروه دکسترومتورفان کاهش داد (0/001<P).  
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که اثر متفاوت دکسترومتورفان بر آستانه تشنج کلونیک و تونیک ممکن است به خاطر تفاوت در حساسیت مغز قدامی و مغز خلفی نسبت به دکسترومتورفان باشد. همچنین کاهش اثر دکسترومتورفان در حضور کوئینیدین ممکن است به خاطر تغییر در متابولیسم دکسترومتورفان باشد.
    کلیدواژگان: دکسترومتورفان، کوئینیدین، پنتیلن تترازول، تشنج، موش سوری
  • زهرا نعیمی، علی نعمتی*، مسعود همایونی تبریزی صفحات 241-252
    سابقه و هدف
    این مطالعه با هدف ارزیابی توان آنتی اکسیدانی، ضدالتهابی و ضدسرطانی نانوذرات نقره تولیدشده با عصاره آبی دورریخت گیاه ریواس (Rheum ribes L.)  طراحی شد.    

    مواد و روش ها
    10 گرم پودر دورریخت گیاه ریواس را با 100 میلی لیتر آب مقطر در یک بشر به همراه مگنت بر روی هات پلیت استیرر در دمای 37 سانتی گراد به مدت یک ساعت برای تهیه عصاره آبی قرار دادیم. سپس از کاغذ صافی عبور داده، با نیترات نقره مخلوط شده، به مدت 3 ساعت در هات پلیت استیرر و مگنت جهت تولید نانوذرات نقره قرار گرفت. با روش های پارتیکل سایز،  (X-Ray Diffractometer)XRD ،FT-IR  (طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز) و TEM (میکروسکوپ الکترونی عبوری) جهت بررسی خصوصیات نانوذرات نقره تولیدشده، MTT (3-[4 و 5-دیمتیل تیازول-2-ئیل]-2-5-دیفنیل تترازولیوم برومید) جهت ارزیابی قدرت سلول کشی و ترکیبات ABTS (2،2 آزینو بیس (3-اتیل بنزوتیازولین 6- سولفونیک اسید)) و DPPH)1،1- دیفنیل-2- پیکریل- هیدرازیل) برای سنجش ظرفیت آنتی اکسیدانی نانوذرات استفاده شد.
    نتایج
    اندازه نانوذرات نقره سنتزشده 28 نانومتر بود. میزان دوز موثر آنتی اکسیدانی برای ترکیبات ABTS و DPPH، 200 میکروگرم بر میلی لیتر و میزان دوز سمیت بر سلول های ردهHDF ، Huvec و MCF-7 برای 24 ،48 و 72 ساعت تیمار مقادیر (30، 25 و 12)؛ (2/13، 11 و 10)؛ (10، 9 و 8) میکروگرم بر میلی لیتر حاصل شد.
    نتیجه گیری
    نانوذرات نقره تولیدشده با استفاده از عصاره آبی دورریخت گیاه ریواس می تواند دارای پتانسیل جهت استفاده به عنوان یک روش درمانی در مقابله با سرطان باشد.
    کلیدواژگان: نانوذرات نقره، آنتی اکسیدان، سرطان، ضدالتهاب، گیاه ریواس
  • نوشین فرهمندلو*، سحر شریفی، سجاد گمار صفحات 253-260
    سابقه و هدف
    مطالعات نشان می دهند که هورمون های جنسی می توانند بر متاستاز سلول های سرطانی سیستم عصبی در سطح سلولی و مولکولی تاثیر بگذارند. با این حال مکانیسم سلولی و مولکولی عملکرد استروئید های جنسی بر متاستاز سلول های سرطانی سیستم عصبی در موارد زیادی واضح و آشکار نیست. هدف از این مطالعه بررسی اثرات غلظت سیتوتوکسیک تستوسترون، پروژسترون و استرادیول بر بیان ژن ضد متاستازی CD82/KAI1 در سلول های گلایوبلاستومای مغزی (A172) می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، رده سلولی A172 از بانک سلولی انستیتو پاستور تهیه شده و به گروه های شاهد و در مواجهه با غلظت های سیتوتوکسیک هورمون های تستوسترون، پروژسترون و استرادیول تقسیم بندی شدند. سطح نسبی بیان ژن CD82/KAI1 با استفاده از روش Real time PCR اندازه گیری شد. درنهایت داده ها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    سطح بیان نسبی ژن ضد متاستازی CD82/KAI1 در سلول هایA172  در گروه های دریافت کننده دوزهای توکسیک تستوسترون و پروژسترون و استرادیول نسبت به گروه کنترل دچار کاهش معنادار شد (به ترتیب 0/001<P، 0/05<Pو 0/001<P).
    نتیجه گیری
    تستوسترون و پروژسترون و استرادیول می توانند با دوز سیتوتوکسیک، سبب کاهش بیان نسبی ژن ضدمتاستازی CD82/KAI1 شده، بدین ترتیب باعث افزایش متاستاز در سلول های سرطانی مغز شوند.
    کلیدواژگان: تستوتسرون، پروژسترون، استرادیول، گلایوبلاستوما، CD82، KAI1
  • محمد مهدی سلطان دلال، زهره دیدار* صفحات 261-268
    سابقه و هدف
    بیوسورفکتانت ها، ترکیباتی هستند که به وسیله میکروارگانیسم های مختلف تولید می شوند و دارای خاصیت امولوسیفایری هستند. هدف از این تحقیق، بررسی اثر بیوسورفکتانت استخراجی از باسیلوس سوبتلیس (PTCC1720) در برابر تشکیل بیوفیلم استافیلوکوکوس اورئوس (PTCC 1112)، استافیلوکوکوس ساپروفیتیکوس (PTCC 1440) و استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس (PTCC 1435) بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت آزمایشگاهی انجام و در آن اثر بیوسورفکتانت تولیدی توسط باسیلوس سوبتلیس در جلوگیری از تشکیل بیوفیلم و نیز خارج کردن بیوفیلم تولیدی توسط گونه های مختلف استافیلوکوکی بررسی شد. پس از کشت باسیلوس سوبتلیس و استخراج بیوسورفکتانت تولیدی، بررسی اثر ضد بیوفیلمی بیوسورفکتانت با استفاده از دستگاه الایزا ریدر در طول موج 570 نانومتر صورت گرفت. محاسبات آماری توسط نرم افزار SPSS ویرایش 16 و با تست ANOVA صورت گرفت. میانگین تیمارها در سطح اطمینان 95 درصد توسط روش دانکن محاسبه شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج، بیوسورفکتانت تولیدشده توسط باسیلوس سوبتلیس دارای اندیس امولوسیفیکاسیون حدود 40 درصد و میزان فعالیت بیوسورفکتانت جداسازی شده توسط تکنیک پخش روغن، معادل با 3/0±8/1 سانتی متر مربع بود. همچنین بیوسورفکتانت تولیدی توسط باسیلوس سوبتلیس بیشترین اثر را در جلوگیری از تشکیل بیوفیلم باکتری های استافیلوکوکوس اورئوس و استافیلوکوکوس ساپروفیتیکوس داشت. بیوفیلم استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس نیز بیشترین مقاومت را نشان داد. 
    نتیجه گیری
    مطابق این تحقیق، اثر ضد بیوفیلمی بیوسورفکتانت استخراجی از باسیلوس سوبتلیس بر روی بیوفیلم باکتری های استافیلوکوکوس اورئوس، اپیدرمیدیس و ساپروفیتیکوس مشخص شد. به علاوه، این نوع بیوسورفکتانت می تواند در خارج کردن بیوفیلم تشکیل شده توسط گونه های استافیلوکوکی، موثر باشد.
    کلیدواژگان: بیوسورفکتانت، باسیلوس سوبتلیس، بیوفیلم، استافیلوکوکوس
  • زهرا محمودی، رامین شعبانی*، زهرا حجتی ذی دشتی، محبوبه قلی پور صفحات 269-279
    سابقه و هدف
    نارسایی قلب با تغییرات ساختاری و عملکردی قلب همراه بوده و فعالیت بدنی یک مداخله احتمالی برای بهبود آن است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر یک دوره تمرین مقاومتی- هوازی ترکیبی بر میزان NT- proBNP، فشار خون و ترکیب بدن بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلب می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کار آزمایی بالینی، تعداد 76 بیمار نارسایی مزمن قلب، درجه II و III طبقه بندی انجمن قلب نیویورک و کسر جهشی ≤40 درصد با دامنه سنی (7±72 سال)، به طور یکسان و تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. برنامه گروه مداخله، شامل تمرینات هوازی (85-50 درصد ضربان قلب بیشینه) و مقاومتی (70-50 درصد یک تکرار بیشینه) به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته با تعیین درک شدت تمرین، مقیاس 10 امتیازی بورگ انجام شد. متغیر های سطح پلاسمایی NT-pro BNP، فشارخون و ترکیب بدن، قبل و 8 هفته بعد از تمرینات اندازه گیری شدند.
    نتایج
    8 هفته تمرینات ترکیبی، باعث کاهش معنی دار در وزن، شاخص توده بدن، نسبت دور کمر به لگن، ضربان قلب و NT-proBNP در گروه مداخله شد (0/05<P)، اما در مقایسه بین گروهی در پس آزمون، تفاوت در WHR و BMI معنی دار نبود. همچنین تغییرات بین و درون گروهی متغیرهای فشارخون سیستول، دیاستول و میانگین فشار شریانی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد، تمرینات ترکیبی بر کاهش وزن و میزان NT- proBNP موثر است. بنابراین، برنامه تمرینی حاضر می تواند به عنوان مداخلات غیردارویی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی پیشنهاد شود.
    کلیدواژگان: تمرینات ترکیبی، نارسایی احتقانی قلبی، NT-pro BNP، ترکیب بدن، فشارخون
  • پریسا پیروزنیا، مریم احمدی*، سجاد دانشیار صفحات 280-285
    سابقه و هدف
    فشارخون بالا در حاملگی شایع است. ترکیب فشارخون بالا و پروتئینوری در حاملگی خطر مرگ ومیر و عوارض پری ناتال را به طور چشمگیری افزایش می دهد. با این وجود نمونه ادرار 24 ساعته همچنان استاندارد طلایی است. این مطالعه با هدف تعیین ارزش تشخیصی پروتئین ادرار 8 ساعته و 16 ساعته با پروتئین ادرار 24 ساعته صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت تحلیلی- مقطعی روی 92 خانم باردار مبتلا به فشارخون بالا با سن حاملگی بالای 20 هفته که جهت بررسی پروتئینوری و رد پره اکلامپسی و 92 خانم باردار با سن حاملگی بالای 20 هفته و فشار خون طبیعی انجام شد. کلیه بیماران جهت درمان زایمان زودرس در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه بستری شده بودند. از هر بیمار سه نمونه متوالی 8 ساعته جمع آوری و پروتئین نمونه 8 ساعته، 16 ساعته و 24 ساعته به طور کمی محاسبه شد.
    نتایج
    ضریب همبستگی بین پروتئین ادرار 16 و 24 ساعته 832/0 گزارش شد که بالاترین ضریب همبستگی گزارش شده بود و نشانه یک ارتباط قوی بین پروتئین ادرار 16 ساعته با 24 ساعته می باشد. ضریب همبستگی پروتئین ادرار 8 ساعت اول 621/0 و 8 ساعت سوم 528/0 گزارش شد که ارتباط متوسطی با پروتئین ادرار 24 ساعته داشتند. همچنین مشخص شد که پروتئین ادرار 16 ساعت اول با ویژگی 3/96 درصد و ارزش اخباری منفی 5/97 درصد در تشخیص موارد غیربیمار کارایی بالایی دارد اما با توجه به حساسیت 6/82 درصد در تشخیص موارد غیرطبیعی ارزش قطعی ندارد.
    نتیجه گیری
    نتیجه منفی پروتئین ادرار 16 ساعت اول می تواند ارزش قابل توجهی جهت رد پره اکلامپسی در بیماران بستری یا سرپایی داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروتئینوری، پره اکلامپسی، زنان باردار، عوارض بارداری
  • محدثه همسایه، علی کشاورز، آریو موحدی، مهرداد حسین پور* صفحات 286-292
    سابقه و هدف
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی تغییرات وضعیت عنصر روی در سرم نوزادان با رشد کامل نیازمند به عمل جراحی بزرگ می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 59 نوزاد با رشد کامل نیازمند به عمل جراحی مورد مطالعه قرار گرفتند. تمام بیماران تحت عمل جراحی با استرس بالا قرار داشتند. پاسخ متابولیک به جراحی با اندازه گیری روی سرم قبل و بیست وچهار ساعت بعد از عمل و موقع ترخیص با آنالیز سنجش مکرر "repeated measure" مورد مقایسه قرار گرفت.
    نتایج
    مقادیر روی سرم قبل از عمل 5/14±87/89 میکروگرم بر دسی لیتر، بیست وچهار ساعت پس از عمل 86/15±95/74 میکروگرم بر دسی لیتر و هنگام ترخیص 53/14±87/93 میکروگرم بر دسی لیتر بود. مقادیر روی سرم بلافاصله بعد از عمل کاهش داشت که این کاهش تا بیست وچهار ساعت اول عمل ادامه یافته است. مقادیر روی سرم بیست وچهار ساعت پس از عمل نسبت به مقادیر روی هنگام ترخیص کاهش معنی داری داشت. این تغییرات در دو جنس پسر و دختر متفاوت نبود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان می دهد که در نوزادان رشد کامل نیازمند به اعمال جراحی بزرگ افت روی به طور موقت رخ داده، اما قبل از ترخیص به خودی خود برطرف می شود و بدین ترتیب نیازی به تغذیه مکمل حاوی روی در این بیماران در طی دو هفته پس از عمل جراحی نمی باشد.
    کلیدواژگان: روی سرم، نوزاد با رشد کامل، جراحی بزرگ
  • بهروز افشاری*، عبدالله امیدی، مجتبی صحت صفحات 293-300
    سابقه و هدف
    اختلال دوقطبی، یک اختلال روانی ناتوان کننده است که با دوره های عودکننده افسردگی، مانیا و هیپومانیا مشخص می شود. در پژوهش های اخیر، به تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در اختلال دوقطبی کمتر پرداخته شده است. هدف این مطالعه، تعیین تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در اختلال دوقطبی است.

    مواد و روش ها
    شصت بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در مطالعه حاضر شرکت کردند. آن ها به طور تصادفی در دو گروه مداخله (رفتاردرمانی دیالکتیکی تلفیق با دارودرمانی) و کنترل (فقط دارودرمانی) قرار گرفتند. از پرسشنامه ها و آزمون ها، قبل از درمان، پس از 12 هفته مداخله و 3 ماه بعد از مداخله استفاده شد. شرکت کنندگان در گروه مداخله، دوازده جلسه 90 دقیقه ای رفتاردرمانی دیالکتیکی استاندارد برای اختلال دوقطبی دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل اندازه گیری مکرر برای مقایسه گروه ها در پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    نتایج
    نتایج نشان داد میزان مانیا و افسردگی در گروه مداخله، بعد از 3 ماه درمان و 3 ماه پیگیری کمتر بود اما این کاهش معنادار نبود. همچنین گروه مداخله، بعد از 3 ماه درمان و 3 ماه پیگیری، نمره بالاتری در تنظیم هیجان (0/001<P ,3/52= F) و ذهن آگاهی (0/001<P ,2/47=F) داشت.

    نتیجه گیری
    رفتاردرمانی دیالکتیکی هم زمان با دارودرمانی می تواند برای بیماران دوقطبی موثر باشد و عملکرد آنها را در تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: اختلال دوقطبی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، تنظیم هیجان، ذهن آگاهی
  • شمس الدین منصوری، علی شاکری مقدم، آزاد خالدی* صفحات 301-307
    سابقه و هدف
    عفونت مجاری ادراری، یکی از رایج ترین عفونت های باکتریایی مشکل آفرین به خصوص در بین زنان می باشد. افزایش مقاومت دارویی ، ضرورت تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی، جهت درمان مناسب را ایجاب می کند. بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی شیوع و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی عوامل باکتریایی جداشده از عفونت های مجاری ادراری زنان مراجعه کننده به بیمارستان قائم شهر مشهد می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 2800 نمونه ادراری به دست آمده از زنان بیمار سرپایی مراجعه کننده به بیمارستان قائم شهر مشهد، طی یک دوره دو ساله 1395- 1394 انجام گرفت . روش نمونه گیری تصادفی ساده و شیوه جمع آوری داده ها، از نوع نمونه برداری میدانی بود. تشخیص باکتری های مورد نظر با استفاده از روش های روتین میکروب شناسی و بیوشیمیایی صورت گرفت و آنتی بیوگرام آن ها با روش انتشار از دیسک (کربی- باوئر) در محیط مولر هینتون آگار صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده وارد نرم افزار SPSS ویرایش 22 و توسط آزمون آماری ویلکاکسون و مجذور کای آنالیز شدند.
    نتایج
    از میان 2600 نمونه ادراری، تعداد 1155 نمونه از نظر باکتریایی مثبت بودند. بیشترین میزان شیوع، مربوط به ایزوله های اشریشیا کلی 640 (55 درصد) ، و کمترین میزان شیوع مربوط به ایزوله های سودوموناس آئروژینوزا 35 (3 درصد) بود. بیشترین مقاومت ایزوله های جداشده نسبت به آنتی بیوتیک آمپی سیلین (25/84 درصد) و کمترین میزان مقاومت نسبت به سیپروفلوکساسین (75/27 درصد) و به دنبال آن ایمی پنم (25/28 درصد) گزارش شد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه، میزان مقاومت دارویی به آنتی بیوتیک های مورداستفاده ی معمول جهت درمان عفونت های ادراری، بسیار بالا بود. بنابراین با توجه به افزایش سریع مقاومت آنتی بیوتیکی، ارزیابی دقیق الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی باکتری ها ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: عفونت ادراری، مقاومت آنتی بیوتیکی، باکتری
  • زهره طالبی یزدآبادی، کیانوش درمیانی، محبوبه فروزانفر، لیانا لاچینانی، مرضیه تولایی، محمد حسین نصر اصفهانی* صفحات 309-317
    سابقه و هدف
    توقف رونویسی در طی دو مرحله از فرآیند اسپرماتوژنز اتفاق می افتد: بار نخست در اسپرماتوسیت هایی که وارد میوز اولیه می شوند و دیگری در اسپرماتیدهای کروی در حال طویل شدن. این مراحل متوقف شدن رونویسی نیازمند تنظیمات گسترده ی ترجمه هستند. بنابراین وجود کنترل بعد از رونویسی برای تنظیم بیان ژن ضروری به نظر می رسد. در مواردی که مکانیسم های کنترل پس از رونویسی عملکرد غیرطبیعی داشته باشند، فرآیند اسپرماتوژنز مختل می شود. پروتئین های متصل شونده به RNA نقش مهمی در این مکانیسم ها دارند. یک گروه از این پروتئین ها متعلق به خانواده Musashi هستند که نقش مهمی در اسپرماتوژنز دارند و هدف این مطالعه ی مروری، بررسی اهمیت این خانواده از پروتئین ها در طی فرآیند اسپرماتوژنز می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه یک مطالعه مروری است و انتخاب مقالات از طریق پایگاه های اطلاعاتی Google scholar،PubMed وScopus  بر اساس واژگان کلیدی صورت گرفت. سپس تمام مقالات انگلیسی زبان مرتبط بین سال های 2018-1994 مورد بررسی قرار گرفتند.
    نتایج
    مطالعات متعددی نشان داده اند که Musashi 1 در ابتدای اسپرماتوژنز نقش مهمی در تکثیر اسپرماتوگونی ها و گنوسایت ها دارد، در حالی که در اواخر اسپرماتوژنز، این Musashi 2 است که در تمایز اسپرماتوسیت ها و اسپرماتید ها نقشی حیاتی ایفا می نماید.
    نتیجه گیری
    پروتئین های Musashi در فرآیند اسپرماتوژنز نقش حیاتی دارند. در مدل های تراریخت که بیان پروتئین های Musashi  در آن ها کاهش یافته یا متوقف شده است، نقایص پاتولوژیکی شدیدی از جمله غیرطبیعی بودن مورفولوژی اسپرم، آسیب DNA و کاهش قدرت باروری مشاهده شد.
    کلیدواژگان: اسپرماتوژنز، پارامتر های اسپرمی، پروتئین های متصل شونده بهRNA، Musashi، ناباروری مردها
  • اروند اکبری، زهرا انوار، مجتبی جعفری نیا، مهدی توتونچی* صفحات 318-333
    سابقه و هدف
    آستنوزوسپرمی به عنوان شایع ترین اختلال منجر به ناباروری مردان، به صورت کمبود شدید حرکت پیش رونده ی اسپرم در هر انزال تعریف می شود. این فنوتیپ می تواند هم به صورت غیرسندرومی و هم به صورت سندرومی وجود داشته باشد که در حالت دوم به عنوان یک عارضه جانبی سندروم مژک های بی حرکت بروز می کند. در دهه گذشته به واسطه ظهور تکنولوژی های جدید توالی یابی، ژن های متعددی در رابطه با بیماری های مختلف شناسایی شده اند. در این مقاله ی مروری به ژن هایی که به واسطه مطالعات ژنتیکی نقش آن ها در آستنوزوسپرمی شناسایی شده است، می پردازیم.
    مواد و روش ها
    با بررسی مقالات مستخرج از PubMed استراتژی های مورد استفاده در مقالات پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته و سپس به مرور ژن هایی پرداخته می شود که با استفاده از تکنیک های مبتنی بر توالی یابی نسل جدید در رابطه با آستنوزوسپرمی و سندرم مژک های بی حرکت معرفی شده اند.
    نتایج
    تابه حال ژن های DNAH1، SEPT12، SLC26A8، CATSPER1، CATSPER2 و ژن ADCY10 در ارتباط با آستنوزوسپرمی غیرسندرومی معرفی شده اند. همچنین واریته های بیماری زا در ژن های DNAI1، DNAH5، DNAAF2، CCDC39، DYC1X1 و LRRC6 منجر به ایجاد سندروم مژک های بی حرکت و آستنوزوسپرمی به صورت سندرومی می شوند.
    نتیجه گیری
    مطالعات مبتنی بر توالی یابی نسل جدید و به خصوص مطالعات توالی یابی اگزوم در خانواده های شامل چند فرد مبتلا در سالیان اخیر، موفقیت چشم گیری در معرفی واریته های ژنتیکی بیماری زا و افزایش دانش نسبت به ژنتیک ناباروری ایفا کرده است.
    کلیدواژگان: آستنوزوسپرمی، سندروم مژک های بی حرکت، توالی یابی نسل جدید، توالی یابی اگزوم
|
  • Pooran Ghahramani*, Hooman Eshagh Harooni, Seyed Raza Fatemi Tabatabaei, Ahmad Ali Moazedi Pages 216-222
    Background
    Many studies have shown that zinc has an important effect on learning, memory and cognition. On the other hand, ovariectomy in adult female rats reduces memory and learning. Also, regarding the contradictory reports on the effects of zinc chloride on memory and learning, this study aimed to examine the effect of zinc chloride on passive avoidance memory of ovariectomized female rats in the pre-pubertal stage.
    Materials and Methods
    In this experiment, fifty female rats were ovariectomized at postnatal day 21-22 and were divided into six groups; control, sham (saline), ovariectomized (saline) and the ovariectomized groups received zinc chloride 5, 10 and 20 mg/kg at puberty. Then on postnatal day 77, passive avoidance memory was examined by the shuttle box. Different doses of zinc chloride were administered 30 min before training and the test took place 24 hours later.
    Results
    Ovariectomy decreased the stopping time in the dark room compared with the sham group, non-significantly. Groups received zinc chloride 5 mg/kg showed a significant increase in stopping time in the dark room compared to the ovariectomized group received saline (P<0.01).
    Conclusion
    The findings of this study show that pre-pubertal ovariectomy has no effect on passive avoidance memory and injection of zinc chloride can be reduced memory and learning.
    Keywords: Pre-pubertal ovariectomy, Zinc chloride, Shuttle box, Passive avoidance
  • Monir Naderi Tehrani, Gholamali Hamidi*, Saeedeh Nasrollahi, Azhdar Heydari Pages 223-230
    Background
    Neuropathic pain is a chronic pain caused by damage to the central nervous system and the peripheral. Caffeine is a non-selective antagonist of A1, A2a, receptors of adenosine, which has a protective effect on neuropathic pain in some doses by inhibiting A2a, A2b receptors. Considering that the nitric oxide (NO) levels are apparently effective in the parts of caffeine central effects, thus, the purpose of this study was to investigate the effect of chronic caffeine administration on the hyperalgesia in neuropathic rats and levels of nitric oxide metabolites (NOx).
    Materials and Methods
    The present study was conducted on 40 adult male rats weighing 220-250 gr. Neuropathic pain was induced by chronic constriction injury (CCI) of sciatic nerve. Animals were randomly divided into 5 groups (n=8). The control group, which did not intervene on the sciatic nerve, the sham group, which the animals were surgically implanted but the sciatic nerve was not tied, the CCI group and test groups received oral doses of  caffeine orally (100 and 300 mg/L) for 28 days. Hyperalgesia was measured in all groups with Plantar test on days 4, 7, 14, 21, and 28 after surgery. The levels of NOx were measured by the Griess method in lumbar spinal cord tissue on day 28.
    Results
    Neuropathic rats showed decreased pain thresholds in hyperalgesia. Chronic caffeine at the doses of 100 and 300 mg/L in drinking water for 28 days significantly alleviated hyperalgesia (P<0.01, P<0.001).
    Conclusion
    According to the results of this study, chronic intake of caffeine can reduce hyperalgesia in neuropathic rat. It seems that the NO pathway is not involved in the central effect of caffeine on pain threshold in the CCI model of neuropathic pain.
    Keywords: Neuropathic pain, Caffeine, Nitric oxide, Hyperalgesia
  • Hassan Jamali, Azhdar Heydari* Pages 231-240
    Background
    Dextromethorphan (DM) as a non-opioid anti-cough has neuroprotective effects. Combination of DM with quinidine decreases rapid metabolism of DM to dextrorphan (DX). This study aimed to examine the effects of acute administration of quinidine, DM and combination of dextromethorphan/quinidine (DM/Q) on pentylenetetrazole (PTZ)-induced clonic and tonic seizure thresholds in mice.
    Materials and Methods
    A total of 84 male mice of the NMRI strain (20-25 g, n=7 in each group) were used in this study. Different doses of DM (5, 10, 25 and 50 mg/kg), quinidine (10, 20, and 30 mg/kg) and DM/Q (5/20, 10/20, 25/20, and 50/20 mg/kg) were intraperitoneally administrated 30 min before the seizure induction. Intravenous infusion of PTZ was used to induce seizure induction and latencies to the occurrence of general clonus and tonic hind limb extension were recorded and converted to the seizure threshold dose.
    Results
    Quinidine at a dose of 30 mg/kg significantly increased the threshold of tonic seizure (P<0.05). DM at doses of 25 and 50 mg/kg significantly increased threshold of clonic (P<0.05) and tonic (P<0.001) seizures. DM/Q at dose of 50/20 mg/kg significantly decreased the threshold of clonic and tonic seizures (P<0.001).
    Conclusion
      According to the findings of this study, different effects of DM on clonic and tonic seizure thresholds may represent different sensitivities of forebrain and hindbrain seizure circuitry to DM. Also, decreased effect of DM in the presence of quinidine may also be due to a change in the metabolism of DM.
    Keywords: Dextromethorphan, Quinidine, Pentylenetetrazole, Seizure, Mice
  • Zahra Naeimi, Ali Neamati*, Masoud Homayouni, Tabrizi Pages 241-252
    Background
    This study was designed to evaluate the antioxidant, anti-inflammation and anti-cancer potency of silver nanoparticles produced by waste Rheum ribes L. extract.
    Materials and Methods
    in this study, 10 gr of dried Rheum ribes L powder after 3 hours dissolving at 37°C was filtered and applied for silver nanoparticles preparation. Particle size, X-ray diffractometer (XRD), Fourier transform infrared radiometer (FT-IR) and transmission electron microscope (TEM) methods were used to measurement the properties of silver nanoparticles. The 3-(4,5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium (MTT) method accompanied by 2,2'-azino-bis (3-ethylbenzothiazoline-6-sulphonic acid) (ABTS) and 2,2-diphenyl-1-picrylhydrazyl (DPPH) compounds were used to evaluate the cytotoxicity and antioxidant capacity of the nanoparticles.
    Results
    The size of the produced silver nanoparticles was 28 nm with a uniform distribution and spherical appearance. The effective antioxidant dose for the ABTS and DPPH compounds was 200 µg/ml, and the obtained IC50 on HDF, Huvec, and MCF-7 cells for 24, 48 and 72 hours treatment were 30, 25, 12; 13.2, 11, 10; and 10, 9 and 8 µg/ml, respectively.
    Conclusion
    The silver nanoparticles produced by waste Rheum ribes L. extract can have potential for use as a therapeutic strategy against cancer.
    Keywords: Rheum ribes L, Silver nanoparticles, Antioxidant, Cancer, Anti-inflammation
  • Noushin Farahmandlou*, Sahar Sharifi, Sajad Gomar Pages 253-260
    Background
    Studies have shown that sexual steroids can affect metastasis in cancer cells of nervous system at cellular and molecular level; however, the cellular and molecular mechanism of sexual steroids action on metastasis in cancer cells of nervous system is unclear in many cases. This study aimed at investigating the effects of cytotoxic dose of testosterone, progesterone and estradiol on anti-metastasis CD82/KAI1 genes expression levels in brain glioblastoma cells (A172).
    Materials and Methods
    In this laboratory-experimental study, A172 cells were obtained from Pasteur institute and divided into control group and groups exposed to cytotoxic dose of testosterone, progesterone, and estradiol. Real time PCR also was used to evaluate CD82/KAI1 genes expression levels. The data were statistically analyzed between groups using ANOVA.
    Results
    CD82/KAI1 genes expression level significantly decreased in A172 cells exposed to cytotoxic dose of testosterone, progesterone and estradiol (P<0.001, P<0.05 and P<0.001, respectively).
    Conclusion
    The cytotoxic dose of testosterone, progesterone and estradiol can decrease the anti-metastatic CD82/KAI1 gene expression level and therefore may increase metastasis potential in brain cancer cells.
    Keywords: Testosterone, Progesterone, Estradiol, Glioblastoma, CD82, KAI1
  • Mohammad Mehdi Soltan Dallal, Zohreh Didar* Pages 261-268
    Background
    Biosurfactants are compounds that are produced by different microorganisms and have an emulsifying property. This study aimed to investigate extractive biosurfactant from bacillus subtilis (PTCC1720) against the biofilms of Staphylococcus aureus (PTCC 1112), Staphylococcus saprophyticus (PTCC 1440) and Staphylococcus epidermidis (PTCC 1435).
    Materials and Methods
    This study was conducted in vitro to examine the effect of biosurfactant produced by Bacillus subtilis in prevention of biofilm formation and removal of biofilms produced by different staphylococcal species. First, bacillus subtilis was cultured in suitable culture media for producing biosurfactant. Then, extraction of produced biosurfactant was done and anti-biofilm properties were assessed by determination of optical density at 570 nm by ELISA reader equipment. Statistical analysis was performed by SPSS software version 16 and ANOVA. The means were compared at 95% confidence level by Duncan's method.
    Results
    According to the results, the biosurfactant produced by bacillus subtilis had emulsification index equal to 40% and oil replacement area was 1.8 ± 0.3 cm-2. Produced biosurfactant by bacillus subtilis had a significant effect on preventing microbial formation with the highest effect on biofilm of staphylococcus aureus and Staphylococcus saprophyticus. Also, the results showed that the biofilm of staphylococcus epidermidis had the highest resistance in this respect.
    Conclusion
    According to this study, the antibiofilm activity of biosurfactant extracted from Bacillus subtilis against the biofilm of staphylococcus aureus, epidermidis and saprophyticus was shown. In addition, this type of biosurfactant can be effective in removing biofilms formed by staphylococcal strains.
    Keywords: Biosurfactant, Bacillus subtilis, Biofilm, Staphylococcus
  • Zahra Mahmoodi, Ramin Shabani*, Zahra Hojjati, Zidashti, Mahboubeh Gholipour Pages 269-279
    Background
    Heart failure is associated with structural and functional changes of the heart and physical activity is a likely intervention to improve it. This study aimed at investigating the effect of concurrent aerobic-resistance exercise training on NT-proBNP levels, blood pressure and body composition in patients with chronic heart failure.
    Materials and Methods
    In this clinical trial study, 76 patients with chronic heart failure Grade II and III, classifications of the New York Heart Association, EF≤ 40% and age range (72±7 years) randomly were divided into two equal intervention and control groups. The exercise protocol included aerobic exercises (50%-85% maximum heart rate) and resistance training (50%-70% one repeated maximum) for 2 months, three times a week. Blood pressure, body composition and serum NT-pro BNP levels were measured before and 8 weeks after the intervention.   
    Results
    Eight weeks of combined exercise significantly reduced weight, body mass index (BMI), waist-to-hip ratio (WHR), heart rate and NT-proBNP in the intervention group (P<0.05). But, WHR and BMI showed no significant difference between the groups in post-test. Also, significant changes were not observed in blood pressure and mean arterial pressure within and between the groups.
    Conclusion
    It seems that combined exercise training was effective in reducing weight and NT-proBNP. Therefore, the present training program can be proposed as non-pharmaceutical interventions for patients with heart failure.
    Keywords: Combined training, Congestive heart failure, NT-pro BNP, Body composition, Blood pressure
  • Parisa Pirooznia, Maryam Ahmadi*, Sajjad Daneshyar Pages 280-285
    Background
    High blood pressure disorders are common in pregnancy. The combination of high blood pressure and proteinuria in pregnancy, or pre-eclampsia, dramatically increases the risk of death and perinatal complications. Nevertheless, 24-hour urine protein sample is still a gold standard. This study aimed to determine and compare the diagnostic value of 8- and 16-hour urine protein samples with that of 24-hour urine protein sample.
    Material and Methods
    This cross-sectional study was performed on 92 pregnant women with hypertension and gestational age greater than 20 weeks who were evaluated for proteinuria and rejection of pre-eclampsia and 92 pregnant women with gestational age greater than 20 weeks and normal blood pressure. All patients had been admitted to the women's ward of Imam Reza Hospital in Kermanshah. Three consecutive 8-hour samples were collected from each patient, and the protein was sampled at 8, 16 and 24 hours.
    Results
    Correlation coefficient between 16- and 24-hour urine protein samples was 0.832 (the highest correlation coefficient), which showed a strong correlation between 16- and 24-hour urine protein samples. The correlation coefficients of urine protein between the first and third 8-hours were 0.621 and 0.528, respectively, which showed a moderate correlation with 24-hour urine protein. Urine protein for the first 16 hours had a high efficacy rate of 96.3% and negative predictive value of 97.5% in diagnosis of non-patient cases. However, due to the sensitivity of 82.6%, there was no definitive value in detecting abnormal cases.
    Conclusion
    The negative result of the first 16-hour urine protein can have a significant effect on rejection of pre-eclampsia in hospitalized or outpatient patients.
    Keywords: Proteinuria, Pre-eclampsia, Pregnant women, Complications of pregnancy
  • Mohadese Hamsaie, Ali Keshavarz, Aryo Movahedi, Mehrdad Hosseinpour* Pages 286-292
    Background
    This study aimed to investigate the changes of serum zinc in term neonates who need major operation.
    Materials and Methods
    In this study, 59 neonates who need major operation were studied. All patients underwent major surgical with high stress. The metabolic response to surgery was studied by measuring the serum zinc before and after surgery (24 hours and at discharge time postoperatively). The "repeated measure" analysis was used to test changes of plasma values of zinc over time. 
    Results
    The plasma values of zinc was 89.78±14.50 µg/dl after surgery, 74.95±15.86 µg/dl in 24 hours after surgery and 93.78±14.53 µg/dl at discharge. The plasma values of zinc decreased immediately after surgery that this decline continued until the first 24 hours of operation. Serum zinc concentration decreased significantly at 24 hours at discharge. No significant differences were found between the two sex groups.
    Conclusion
    According to the results of this study, zinc levels in term neonates who need major operation were decreased temporary but later returned to normal. It seems that in these patients there is no need for supplementation of zinc during two weeks after operation.
    Keywords: Serum zinc, Full-Term Infant, Major surgery
  • Behrooz Afshari*, Abdollah Omidi, Mojtaba Sehat Pages 293-300
    Background
    Bipolar disorder is a debilitating mental disorder characterized by recurrent depression, manic, and hypomanic episodes. In recent studies, effect of dialectical behavior therapy on emotion regulation and mindfulness in bipolar disorder has been less addressed. This study aimed to determine the effect of dialectical behavior therapy on emotion regulation and mindfulness in bipolar disorder.
    Materials and Methods
    Sixty patients with bipolar disorder participated in the present study. They were randomly divided into intervention (dialectical behavior therapy combination with medication) and control (only medication) groups. Questionnaires and tasks were used at baseline, 12 weeks after the intervention, and 3 months after intervention. Participants in the intervention group received twelve 90-min sessions standard dialectical behavior therapy for bipolar disorder. Data were analyzed by repeated measure to compare the groups.
    Results
    According to the results of this study, the intervention group, after 3 months intervention and 3 months follow-up had a lower score in mania and depression, but this deduction was insignificant. Also, the intervention group, after 3 months intervention and 3 months follow-up had a higher score in emotion regulation (F=3.52, P<0.001) and mindfulness (F=2.47, P<0.001).
    Conclusion
    Dialectical behavior therapy along with medication can be effective for bipolar patients and can improve their performance in emotion regulation and mindfulness.
    Keywords: Bipolar disorder, Dialectical behavior therapy, Emotion regulation, Mindfulness
  • Shamsedin Mansori, Ali Shakeri, Moghadam, Azad Khaledi* Pages 301-307
    Background
    Urinary tract infection (UTI) is one of the most commonly problematic bacterial infections, especially among women. Increasing drug resistance requires the determination of an antibiotic resistance pattern for proper treatment. Therefore, this study aimed to investigate the prevalence and antibiotic resistance against bacterial agents isolated from urinary tract infections in women referred to Ghaem Hospital, Mashhad, Iran.
    Materials and Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed in 2800 urine samples acquired from outpatient women referred to Ghaem Hospital in Mashhad between 2015 and 2016. Sampling method was as simple random sampling, and data collection method was field sampling. Detection of the bacteria was performed using routine microbiological and biochemical methods. Susceptibility testing was performed using a disk diffusion method (Kirby-Bauer) on the Muller Hinton Agar medium. The results were analyzed using SPSS software version 22, through Chi-square and Wilcoxon signed-rank tests.
    Results
    Among 6500 of urine samples, 1155 samples were positive for bacteria. The highest prevalence belonged to Escherichia coli with 640 isolates (55.4%), and the lowest prevalence belonged to Pseudomonas aeruginosa with 35 isolates (3%). The highest resistance was reported against ampicillin (84.2%) and the lowest resistance to ciprofloxacin (27.7%), followed by ampicillin (28.2%).
    Conclusion
    In this study, the antibiotic resistance was high for antibiotics routinely used to treat urinary tract infection. Therefore, due to the rapid increase in antibiotic resistance, an accurate assessment of antibiotic resistance pattern is needed.
    Keywords: Urinary Tract Infection, Antibiotic resistance, Bacteria
  • Zohreh Talebi, Yazdabadi, Kianoush Dormiani, Mahboobeh Forouzanfar, Liana Lachinani, Marzieh Tavalaee, Mohammad Hossein Nasr, Esfahani* Pages 309-317
    Background
    Inactivation of transcription occurs during two phases of spermatogenesis. First, in spermatocytes entering the primary meiosis and the second in round and elongating spermatids. These stages of inactivated transcription demand extensive regulation of translation. Therefore, presence of the control on gene expression during spermatogenesis seems essential. In the cases that post-transcription controlling mechanisms show an abnormal function, spermatogenesis will be impaired. RNA-binding proteins have an important effect in this phenomenon. One group of these proteins is Musashi family that plays a critical role during spermatogenesis and this study aimed to examine the role of this protein family during spermatogenesis.
    Materials and Methods
    This study was a review article and the selection of the papers was done using Google scholar, PubMed and Scopus databases and special key words. Then, all related English-language papers between 1994 and 2018 were considered.
    Results
    Several studies showed that Musashi 1 had an important role in the early stage of spermatogenesis in which spermatogonia and gonocytes proliferate, while Musashi 2 had a central role during the late stage of spermatogenesis for differentiation of spermatocytes and spermatids.
    Conclusion
    Musashi proteins have a critical role during spermatogenesis. Severe pathological defects were detected in transgenic models with knockdown or knockout Musashi, including sperm abnormal morphology, DNA fragmentation and low fertilization potential.
    Keywords: Spermatogenesis, Sperm parameters, RNA binding proteins, Musashi, Male Infertility
  • Arvand Akbari, Zahra Anvar, Mojtaba Jaafarinia, Mehdi Totonchi* Pages 318-333
    Background
    Asthenozoospermia, as the most prevalent cause of male infertility, is defined as low percentage of progressively motile spermatozoa per ejaculate. It occurs in both non-syndromic and syndromic forms and later it manifests as a part of primary ciliary dyskinesia. In the last decade, with the advent of Next-generation sequencing technologies numerous genes have been introduced in the pathogenesis of different diseases. Here, we review the genes implicated in asthenozoospermia by genetic studies.
    Materials and Methods
    Strategies employed by infertility genetics studies in original research articles extracted from PubMed database are critically reviewed. Afterwards, genes implicated in asthenozoospermia and primary ciliary dyskinesia are discussed.
    Results
    Until today, pathogenic variants in DNAH1, SEPT12, SLC26A8, CATSPER1, CATSPER2 and ADCY10 have been reported to cause non-syndromic asthenozoospermia. Moreover, DNAI1, DNAH5, DNAAF2, CCDC39, DYC1X1 and LRRC6 have been implicated in primary ciliary dyskinesia and syndromic asthenozoospermia.
    Conclusion
    Next-generation sequencing technologies and especially whole-exome sequencing in families with multiple asthenozoospermic patients showed considerable success in introduction of genes involved in asthenozoospermia leading to a more comprehensive knowledge on genetics of infertility.
    Keywords: Asthenozoospermia, Primary ciliary dyskinesia, Next-generation sequencing, Whole-exome sequencing