فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 85، مرداد و شهریور 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 3 (پیاپی 85، مرداد و شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/02
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علیرضا جلالی فراهانی، سید رضا حسینی* صفحات 205-207
  • محمد بلوچی انارکی، مهدی امینی*، اسفندیار آزاد، ابوالفضل شیرمردی صفحات 208-220
    زمینه و هدف
    به دلیل در معرض استرس بودن پرسنل نظامی توجه به سلامت روانی آنها همواره مورد تاکید بوده است. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه برنامه ها و راهبرد های ارتقا سلامت روانی در سازمان های نظامی آمریکا، انگلیس و روسیه با ایران صورت گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه مرور نظام مند، همه آثار منتشرشده در قالب مقالات و کتب منتشر شده به زبان انگلیسی و فارسی مرتبط با برنامه های سلامت روان در سازمان های نظامی کشورهای آمریکا، انگلیس، روسیه و ایران، که از سال 1980 میلادی (1359 هجری شمسی) تا 2015 میلادی (1394 هجری شمسی) منتشرشده بودند، بررسی شد. از 13 پایگاه اینترنتی 154 مقاله دریافت شده و 137 مورد از آن ها بررسی شدند. پس از گردآوری منابع، برنامه ها و راهبردهای ارتقاء سلامت روان سازمان های نظامی در کشورهای مذکور بررسی شده و یافته ها بر اساس چارچوب از پیش تعیین شده دسته بندی شدند.
    یافته ها
    طبق نتایج حاصله مهم ترین برنامه های ارتقای سلامت روان در سازمان های نظامی ایالات متحده شامل برنامهArmy STAARS، برنامه سلامت روان Stigma، ارتقای تاب آوری روان شناختی در ارتش آمریکا، برنامه سلامت روان Liaison، برنامه آموزش مدیریت استرس برای افراد در حال خدمت، برنامه پیشگیری، مدیریت و کنترل استرس در عملیات و رزم، برنامه جامع سازگاری برای خانواده ها و سربازان بود. مهم ترین برنامه ها و راهبردهای سلامت روان نظامیان در کشور انگلستان شامل برنامه کاهش خطر تروما (TriM)، آموزش برنامه ذهن رزمی، رفع فشار با استفاده از مکان سوم، سلامت روان برای بازنشستگان، سلامت روان پشتیبان و برنامه ارزشیابی پزشکی بودند. در کشور روسیه نیز مهم ترین برنامه ها مشتمل بر برنامه انسان گرایی نظامی، روش های آموزشی به عنوان منبعی برای حمایت روانی سربازان، مددکاری اجتماعی در حل مشکلات اجتماعی کارکنان نظامی بودند. در سازمان های نظامی ایران نیز دو برنامه مهم سلامت روان، شامل طرح امام رضا (ع) و پلیس مشاور بود.
    نتیجه گیری
    بطور کلی، برنامه ها و راهبردهای جامع بهداشت روان در سازمانهای نظامی ایران همگام با برنامه های ایالات متحده، انگلستان و روسیه هستند. اما در حوزه برنامه ریزی عملیاتی، برنامه های بهداشت روان در سازمانهای نظامی ایران، تا حدودی کلی، غیر شفاف و بدون برنامه ریزی هدفمند است. از دیگر سو، برنامه های نه گانه بهداشت روان در نیروهای مسلح ایالات متحده و انگلستان عمدتا مبتنی بر پژوهش و نیازمحور شکل گرفته اند. از این رو، نیاز است تا نقاط ضعف برنامه های بهداشت روان در سازمان های نظامی ایران مشخص شده و نسبت به ارتقا این برنامه ها در نیروهای مسلح ایران، اقدام شود.
    کلیدواژگان: سلامت روان، سازمان های نظامی، ایران، آمریکا، روسیه
  • محبوب قمری، مهدی خوبدل* صفحات 221-233
    امروزه اقدامات مرتبط با افزایش محافظت فردی نقش اساسی در برنامه های مبارزه تلفیقی علیه بندپایان مهم از نظر بهداشتی (ناقلین بیماری های انسان) دارند. یکی از مهم ترین فناوری ها در زمینه افزایش حفاظت فردی، استفاده از پشه بند، لباس ها، یونیفرم ها و به طورکلی البسه آغشته به ترکیبات حشره کش است. پرمترین مهم ترین و رایج ترین ترکیب مورد استفاده در فرایند آغشته سازی است. پرمترین به عنوان یک پایروتیروئید مصنوعی، یک حشره کش با طیف تاثیر وسیع است که علاوه بر سمیت تماسی برای بندپایان، دارای خاصیت دورکنندگی نیز بوده و درعین حال برای پستانداران سمیت بسیار کمی دارد. دوز مناسب پرمترین برای آغشته سازی البسه mg/m21250 می باشد که تحقیقات صورت گرفته بی خطر بودن آن را ثابت نموده است. امروزه روش های نوین آغشته سازی نظیر ایجاد پوشش پلیمری و نیز فرمولاسیون های میکروکپسول به دلیل افزایش زمان ماندگاری و فعالیت ترکیبات حشره کش روی البسه بیشتر مورد توجه هستند؛ زیرا می توانند اثرات اجتناب ناپذیر گذشت زمان در کاهش تاثیرگذاری البسه که به دلیل عواملی چون شست وشو، قرار گرفتن در معرض نور فرابنفش، پوشیدن و کهنه شدن ایجاد می شود را تعدیل کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی شواهد موجود در رابطه با کاربرد البسه آغشته به ترکیبات حشره کش در افزایش محافظت فردی در برابر گزش بندپایان و نیز عوامل بیماری زایی است که توسط این ناقلین منتقل می شود. البسه آغشته به پرمترین می توانند یک محافظت نسبی در برابر گزش ایجاد کنند، اما تنها تعداد کمی از مطالعات محافظت 100 درصدی را بیان کرده اند و در بیشتر مطالعات صورت گرفته افزایش محافظت فردی کمتر از 100 درصد بوده است. از طرف دیگر پژوهش های صورت گرفته در مورد نرخ انتقال عوامل بیماری زا، با توجه به نوع ناقل، نوع البسه مورد آغشته سازی (پشه بند، لباس، چادر و یونیفرم های نظامی) و مکان مورد مطالعه متفاوت بوده است. در مجموع شواهد معتبر موجود نشان می دهند که البسه آغشته به حشره کش می توانند محافظت بسیار خوبی در برابر گزش حشرات ایجاد کنند. بااین حال، این لباس ها محافظت نسبی در مقابل ابتلا به بیماری های منتقله بوسیله حشرات ایجاد می کنند. البته استفاده توام از البسه آغشته به پرمترین و استعمال دورکننده مناسب حشرات بر روی پوست دست و صورت می تواند حفاظت دهی کامل را ایجاد نماید. با توجه به نتایج تحقیقات انجام گرفته در دنیا و در ایران، کاربرد البسه آغشته به پرمترین بعنوان یک روش موثر در حفاظت دهی نیروهای نظامی و به طور کلی افراد در معرض خطر به ویژه در کانون های آندمیک بیماری های ناقل زاد، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: البسه آغشته به حشره کش، پرمترین، محافظت فردی، بیماری های ناقل زاد
  • علی غنجال، محمد غنجال، محمد مسکرپور امیری* صفحات 234-242
    زمینه و هدف
    ارتقاء بهره وری در نیروهای نظامی می تواند نقشی اساسی در ارتقاء توان امنیتی- دفاعی و کاهش هزینه ها ایفا نماید. اختلالات عضلانی- اسکلتی، یکی از عوامل شایع از کارافتادگی و کاهش بهروری در پرسنل نظامی می باشد. هدف این مطالعه اندازه گیری و ارزشگذاری بهره وری از دست رفته نیروی انسانی نظامی در اثر ابتلا به بیماری آرتروز زانو و شناسایی عوامل موثر بر آن بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی-تحلیلی بود. تعداد 140 نفر از شاغلین نظامی که مبتلا به بیماری آرتروز زانو بوده و در سال 1396 به یک کلینیک تخصصی طب فیزیکی نظامی در تهران مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی انتخاب و پس از تکمیل فرم رضایت آگاهانه وارد مطالعه شدند. تمام داده های مربوط به روزها و ساعات غیبت از کار، ساعات حضور در کار بدون کارایی مناسب و از کارافتادگی در انجام امور نظامی به وسیله پرسشنامه ارزش گذاری بهره وری از دست رفته (VOLP) جمع آوری و توسط نرم افزار Stata آنالیز گردید. عوامل موثر بر بهره وری از دست رفته و میزان اهمیت هر یک از آن ها، از طریق برازش مدل رگرسیون لجستیک رتبه بندی شده (Ordered Logistic Regression) و محاسبه نسبت های شانس (Odds Ratio) مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    63/4 درصد از بیماران مرد و بیش از نیمی (59%) از آنان در گروه سنی 46-37 سال قرار داشتند. 40 درصد از بیماران در سه ماه گذشته به دلیل بیماری آرتروز زانوی خود غیبت از کار داشتند و بیش ترین زمان غیبت از کار در سه ماه گذشته 5 روز بود. 104 نفر از بیماران (74/3 %) اعلام نمودند که در سه ماه گذشته به دلیل بیماری آرتروز زانو با سختی و مشقت بیشتری -نسبت به همکاران خود- کار می کردند. 50 درصد (70 نفر) از پاسخ دهندگان اعتقاد داشتند که در صورت نداشتن بیماری می توانستند کار خود را در مدت زمان کمتری انجام دهند. متوسط میزان بهروری از دست رفته ناشی از بیماری آرتروز زانو طی 3 ماه برای هر نفر 76 ساعت کار یا 9 روز کاری بود. همچنین متوسط ارزش بهروری از دست رفته ناشی از بیماری آرتروز زانو طی 3 ماه به ازای هر نفر 9.527.271 ریال بود که معادل با 226 دلار برآورد گردید. جنسیت، اندازه خانوار، زمان گذشتن از شروع بیماری و سطح کار تیمی شغل به طور معنی داری بر بهروری از دست رفته ناشی از بیماری آرتروز زانو موثر بودند (P<0.05).
    نتیجه گیری
    بیماری آرتروز زانو منجر به کاهش قابل ملاحظه کارایی نیروی انسانی نظامی حین انجام کار می گردد. بر این اساس در بدو استخدام در نیروهای مسلح باید توجه بیشتری به غربالگری بیماری های مزمن و به ویژه بیماری آرتروز زانو صورت گیرد. همچنین باید استراتژی هایی برای پیشگیری و تشخیص زود هنگام بیماری های مزمن به ویژه بیماری آرتروز زانو در جهت کاهش از کارافتادگی و ابتلا به این بیماری ها در نیروهای مسلح تدوین گردد.
    کلیدواژگان: آرتروز، بار مالی بیماری، غیبت از کار، پرسنل نظامی
  • محبوبه سادات حسینی، شکوفه رادفر، حمید قبادی پور، مجید رمضانی* صفحات 243-250
    زمینه و هدف
    افسردگی شایعترین اختلال روانپزشکی است که در خانواده افراد نظامی نیز این شیوع بالا است. اخیرا رابطه افسردگی با برخی از هورمون ها مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه سطح سرمی آنتی تیروئید پروکسیداز، و هورمون محرک آزاد شدن تیروئید (TSH)، تیروکسین (T4) و تری یدو تیرونین (T3) بیماران با  تشخیص افسردگی و گروه کنترل سالم مقایسه شد.
    روش ها
    در این مطالعه مورد شاهدی، 45 بیمار ارجاع شده به یک بیمارستان نظامی در شهر تهران که افسردگی آنها بر اساس معیار های بک و DSM5 تشخیص داده شده بود و 45 فرد سالم از نظر سن و جنس  همسان شدند. سطح سرمی آنتی تیروئید پروکسیداز، T3, T4, TSH در دو گروه اندازه گیری و مقایسه شدند.
    یافته ها
    میانگین سنی در گروه مورد 4/11±5/36 و در گروه شاهد 6/11±9/35 سال بود که اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. اختلاف آماری معنی داری بین سطح سرمی آنتی تیروئید پروکسیداز، T3, T4, TSH بیماران با افسردگی و گروه کنترل سالم دیده نشد و رابطه خطی مستقیم بین سطح سرمی آنتی تیروئید پروکسیداز و شدت افسردگی نیز وجود نداشت (05/0P≥).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه دو گروه سالم و افسرده از جهت وجود آنتی بادی آنتی پراکسیداز تفاوتی با یکدیگر ندارند، لذا به نظر می رسد که آنتی بادی آنتی پراکسیداز در ایجاد یا شدت افسردگی نقشی ندارد.
    کلیدواژگان: افسردگی، آنتی تیروئید پروکسیداز، تیروئید
  • مریم یعقوبی، محمد سلیمی، مازیار کرمعلی*، الهام احسانی چیمه صفحات 251-261
    زمینه و هدف
    بررسی کیفیت و ارزشیابی اساتید دانشگاه ها از جمله مهم ترین مسائلی است که بازخورد مناسب را در تصمیم گیری های اساسی، تجزیه و تحلیل مسائل آموزشی و برنامه ریزی جامع و استراتژیک برای مسئولین آموزش فراهم می سازد. این مطالعه با هدف طراحی الگویی برای ارزشیابی اساتید در یک دانشگاه نظامی انجام گرفت.

    روش ها
    این مطالعه با استفاده از روش سیستماتیک و دلفی در یکی از دانشگاه های نظامی شهر تهران در سال 1396 انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه مقالات چاپ شده مرتبط با موضوع که بصورت نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند. جستجوی مقالات بر اساس کلیدواژه های انتخابی در پایگاه های اطلاعات علمی (SID)، بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران (IranMedex)، پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران ((IranDoc، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) و پایگاه های علمی PubMed, Ovid, Medline, Science Direct, Scopus, Web of Science و Google Scholar در محدوده زمانی ابتدای سال 2000 تا ابتدای سال 2016 انجام شد. سپس به کمک روش دلفی مولفه های استخراج شده برای یک دانشگاه نظامی نهایی و دسته بندی شدند. 

    یافته ها
    تعداد 56 مقاله از میان 838 مقاله اولیه مورد مطالعه دقیق قرار گرفته و50 فاکتور موثر در ارزشیابی اساتید به ترتیب فراوانی تکرار آنها در مقالات استخراج گردید. الگوی مفهومی ارزشیابی اساتید آموزشی شامل 4 بعد «کیفیت تدریس»، «ویژگی های فردی»، «قوانین آموزشی» و «ویژگی های حرفه ای» به کمک تکنیک دلفی بدست آمد. کیفیت تدریس شامل 20 فاکتور، ویژگی های فردی 8 فاکتور، قوانین آموزشی 5 فاکتور و ویژگی های حرفه ای 16 فاکتور تعیین گردیدند.

    نتیجه گیری
    اساتید باید به فاکتورهایی در ارزشیابی آموزشی اساتید در یک دانشگاه نظامی که ممکن است به عملکرد علمی استاد ارتباط مستقیمی نداشته باشد، اما در کسب نمره های ارزشیابی آموزشی استاد موثر هستند نیز توجه داشته باشند. مراکز آموزش دانشگاهی بایستی اعضای هیات علمی را با دیدگاه ها، روش ها و نوآوری های موجود در حوزه های کیفیت تدریس آشنا نمایند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، استاد، آموزش
  • تهمینه رضائیان*، مریم جلالی، پرویز مژگانی، دانیلا استرائوس، نیل مسنجر صفحات 262-271
    زمینه و هدف
    از دست دادن اندام تحتانی و استفاده از پروتز بر پویایی افراد دچار قطع عضو و دیگر ابعاد فعالیت های روزمره ایشان اثر می‏گذارد. اطلاع از این اثرات می‏تواند در زمینه بهبود سلامت و ارتقاء کیفیت زندگی این افراد، به سیستم درمانی و توانبخشی کمک کند. در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات از شرایط ناشی از قطع عضو از جمله وضعیت کمردرد، تعادل و پویایی و کیفیت زندگی افراد دچار قطع عضو اندام تحتانی پرداخته شده است.

    روش ها
    پرسشنامه‏ای مرکب از سه پرسشنامه استاندارد شامل بخشی از پرسشنامه ارزیابی پروتز (PEQ)، همه پرسش های شاخص ناتوانی اسوستری (ODI) و همه پرسش های مقیاس اطمینان به تعادل طی فعالیت های خاص (ABC) طراحی و به صورت بر-خط (آنلاین) منتشر شد. افراد دچار سطوح مختلف قطع عضو اندام تحتانی با سن بیشتر از 18 سال به عنوان جامعه آماری این مطالعه در نظر گرفته شدند. پرسشنامه علاوه بر اطلاع رسانی از طریق کلینیک پروتز مرکز جامع توانبخشی هلال احمر در تهران، همکاران فعال در زمینه توانبخشی افراد با قطع عضو، در کانال های مرتبط با معلولین و جامعه معلولین ایران در شبکه اجتماعی تلگرام معرفی شد. نسخه نرم افزاری پرسشنامه برای همه فارسی زبانان فارغ از محل زندگی قابل استفاده بود. اطلاعات طی 16 ماه (از شهریورماه 1395-آذرماه 1396) جمع آوری شدند.  

    یافته ها
    37 نفر با قطع اندام تحتانی (به جز یک نفر همگی مرد و با قطع عضو یک طرفه بودند) در این مطالعه شرکت کردند که بسیاری از آنها دچار احساس اندام خیالی (56/8 %-21 نفر)، درد اندام خیالی (48/6 %-18 نفر)، درد اندام باقیمانده (51/4 %-19 نفر)، درد در اندام سالم (59/5 %-22 نفر)، کاهش اطمینان به حفظ تعادل در کارهای روزمره نیازمند مداخله درمانی (70%-26 نفر)، خطر افتادن (46%-17 نفر)، نگرانی درباره افتادن (75/7 %-28 نفر) و تجربه آن (59/5 %-22 نفر) بودند. این مشکلات بر نمره ODI، نمره ABC، نمره پویایی و نمره کیفیت زندگی این افراد اثر منفی داشت. البته با وجود شیوع بالای کمردرد در بین شرکت کنندگان (22 نفر -59/5 %)، شدت درد در اغلب آنها کم و متوسط بود. با وجود این، کمردرد همراه با نمرات کمتری برای ABC، پویایی، کیفیت زندگی و رضایت مندی از پروتز بود. بر اساس نمره ODI، 24/3 % (9 نفر) از آنها در اثر کمردرد به ناتوانی ناچیز، 32/4 % (12 نفر) به ناتوانی متوسط، یک نفر به ناتوانی شدید دچار بودند و با افزایش سن این ناتوانی افزایش می یافت.
    نتیجه گیری
    افراد با قطع عضو اندام تحتانی یک طرفه با مشکلات متعددی در زمینه تعادل، درد در اندام قطع شده و سالم همچنین کمردرد مواجه هستند که تاثیر مستقیم بر پویایی و ارزیابی شخصی آنها از کیفیت زندگی دارد. بر این اساس، غربالگری این مشکلات و توجه کافی به حل آنها از سوی سیستم درمانی/توانبخشی ضروریست.
    کلیدواژگان: افراد دچار قطع عضو اندام تحتانی، پرسشنامه ارزیابی پروتز (PEQ)، پویایی، شاخص ناتوانی اسوستری (ODI)، پرسشنامه مقیاس اطمینان به حفظ تعادل طی فعالیت های خاص (ABC)
  • داوود مهدوی کیا، احمد زارعی* صفحات 272-281
    زمینه و هدف
    شخصیت به عنوان یک سازه مطالعاتی در پیش بینی رفتار انسان در سازمان های نظامی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی فرماندهان نظامی بر میزان تخلفات سربازان تحت امر انجام گرفته است.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- پیمایشی روی فرماندهان نظامی میانی و ارشد یگان های نظامی یک ستاد فرماندهی شهر تهران در سال 1397 انجام شد. نمونه ها با استفاده از تمام شماری از بین فرماندهان نظامی یگان های مربوط انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد (NEO-FFI) و پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح بود که توسط فرماندهان میانی و ارشد نظامی تکمیل و در فرایند تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در مجموع تعداد 102 نفر از فرماند هان میانی و ارشد یگان های نظامی به پرسشنامه های پژوهش پاسخ داده اند. ابعاد پنج گانه شخصیت روان رنجور بودن، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و مسئولیت پذیری فرماندهان نظامی به عنوان عوامل مرتبط در بروز یا عدم بروز تخلفات سربازان تحت امر شناسایی شد. از این میان، ویژگی شخصیت مسئولیت پذیری (r=0.553, P<0.01) و ویژگی شخصیت انعطاف پذیری (r=0.471, P<0.05)؛ دارای ارتباط مثبت و معکوس با میزان تخلفات سربازان می باشد. بین متغیرهای روان رنجور بودن، برونگرایی و دلپذیربودن رابطه معناداری با تخلفات سربازان مشاهده نشده است. همچنین مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری 0/43 از واریانس میزان تخلفات سربازان را پیش بینی می کنند. سایر نتایج نشان از نمره شخصیتی بالا انعطاف پذیری (با میانگین: 25/08) و نمره پایین روان رنجوربودن (با میانگین: 17/08) در بین فرماندهان نظامی دارد. در نهایت، بیشترین میزان میانگین تخلفات سربازان وظیفه مربوط به «عدم رعایت ادب» (با میانگین: 2/91) و همچنین«بدرفتاری نسبت به کارکنان جمعی مربوطه» (با میانگین: 2/91) دارد و کمترین میزان تخلف مربوط به «سستی و سهل انگاری در انجام وظیفه و اجرای دستورات در زمینه تدارکاتی» (با میانگین: 1/91) دارد.
    نتیجه گیری
     ارتباط ابعاد پنج گانه شخصیت فرماندهان نظامی بر روی کاهش یا افزایش میزان تخلفات سربازان تحت امر، لزوم آموزش های مستمر روانشناختی در ابعاد مذکور و تست شخصیتی (NEO-FFI) برای جذب و بکارگیری فرماندهان در سطح یگان ها، گروهان ها و گردان ها را توجیه می نماید.
    کلیدواژگان: شخصیت، فرماندهان نظامی، سربازان، تخلفات
  • علی مصطفائی*، حسین اشرفی صفحات 282-289
    زمینه و هدف
    اقدام به خودکشی به پدیده ای شایع تبدیل شده و زنگ هشداری برای جامعه است. هدف پژوهش بررسی رابطه کیفیت زندگی و هوش معنوی با افکار خودکشی در سربازان سردشت بود.
    روش ها
    جامعه آماری کلیه سربازان وظیفه شهرستان سردشت درسال 1395 بودند (به دلیل محرمانه بودن از ذکر آمار کل خودداری می شود) که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 246 نفر بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. به این صورت که از بین گردان های داخل و خارج شهر، 4 گردان، و از هر گردان، یک گروهان، به عنوان نمونه نهایی پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1989)، پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008) و پرسشنامه افکار خودکشی بک بود.
    یافته ها
    کیفیت زندگی و مولفه های آن (سلامت جسمانی، روان شناختی، روابط اجتماعی و محیط زندگی) قادر به پیش بینی افکار خودکشی سربازان هستند و 19 درصد واریانس افکار خودکشی از طریق سلامت جسمانی، روان شناختی، روابط اجتماعی و محیط زندگی تبیین می شود. البته رابطه کیفیت زندگی با افکار خودکشی معکوس است. همچنین هوش معنوی و مولفه های آن (خود آگاهی متعالی، تجربیات معنوی، شکیبایی، و بخشش) نیز با افکار خودکشی رابطه معکوس معنادار دارند و 18 درصد واریانس افکار خودکشی توسط خودآگاهی متعالی، تجربیات معنوی، شکیبایی و بخشش تبیین می شود.
    نتیجه گیری
    می توان بیان داشت بهبود کیفیت زندگی و تقویت هوش معنوی در سربازان می تواند خطر خودکشی را در این گروه از افراد کاهش دهد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، هوش معنوی، افکار خودکشی، سربازان
  • محبوبه ضیاء خدادادیان، سید امیرحسین پیشگویی*، خدیجه اکبری صفحات 290-298
    زمینه و هدف
    هوش هیجانی توانایی افراد را برای مواجهه موفقیت آمیز با فشارهای محیطی افزایش می دهد که سبب ارتقاء سطح رضایت از زندگی می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی در پرستاران شاغل در بیمارستان های منتخب ارتش صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه همبستگی بر روی پرستاران  شاغل در بیمارستان های منتخب ارتش در تابستان 1397 انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی Bar-On و پرسشنامه رضایت از زندگی Dinner استفاده شد. پرسشنامه ها به صورت تصادفی بین 384 نفر از پرستاران توزیع گردید. در انتها 325 پرسشنامه کامل مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بیشتر پرستاران مرد (%59/7) بودند. میانگین سنی همه پرستاران 4/1±28/07 سال، دارای مدرک کارشناسی (%88/6) بودند. از بین مولفه های هوش هیجانی شادمانی، استقلال، تحمل فشار روانی، واقع گرایی و خویشتن داری با رضایت از زندگی رابطه مستقیم معنی داری دارند (p˂0.001). تحمل فشار روانی و خویشتن داری از سایر این عوامل نقش مهم تری را در افزایش رضایت از زندگی بازی می کنند.
    نتیجه گیری
    با توجه به وجود رابطه مستقیم معنادار هوش هیجانی با رضایت از زندگی در پرستاران نظامی به نظر می رسد توجه به عوامل تاثیرگذار بر هوش هیجانی برای بهبود بهداشت روانی و در نتیجه افزایش رضایت از زندگی بسیار موثر و ارزشمند باشد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، رضایت از زندگی، پرستار، بیمارستان های نظامی
  • حسین کاکه جانی*، سید محمدکاظم واعظ موسوی، مرتضی ناجی صفحات 291-299
    زمینه و هدف
    پژوهش ها در حوزه ورزش، تربیت بدنی و فعالیت جسمانی نشان داده که خود پنداره جسمانی پیشگوی مهم رفتار است و نقش حیاتی در ادامه یا ترک فعالیت جسمانی ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط آمادگی بدنی ادراک شده با آمادگی بدنی واقعی در پایوران نظامی می باشد.

    روش ها
    تعداد 77 نفر از پایوران نظامی به صورت تصادفی انتخاب و در چهار گروه سنی (20-30 سال، 31-40 سال، 41-50 سال، 51-60 سال) قرار گرفتند. ابتدا شرکت کنندگان پرسشنامه پژوهش که شامل چهار بخش ازجمله : اطلاعات فردی، مقیاس آمادگی بدنی ادراک شده، فرم کوتاه پرسشنامه خودتوصیفی بدنی مارش و پرسشنامه استحکام ذهنی بود را تکمیل کردند. سپس آزمون های آمادگی جسمانی متناسب با پرسشنامه از شرکت کنندگان به عمل آمد.

    یافته ها
    شرکت کنندگان این پژوهش را پایوران نظامی (میانگین سنی 38 سال، میانگین قد 175سانتیمتر، میانگین وزن 78 کیلوگرم) که در سال 1395 در نیروی زمینی سپاه مشغول به کار بودند، تشکیل دادند. همبستگی معنی داری بین آمادگی بدنی ادراک شده و آمادگی بدنی واقعی وجود دارد (P=0.034). اما در تحلیل آزمون همبستگی که به تفکیک گروه های سنی به عمل آمد، مشخص شد که فقط در گروه سنی 31 تا 40 سال ارتباط معنی داری (P=0.001) بین آمادگی بدنی ادراک شده و آمادگی بدنی واقعی وجود دارد. همچنین بین وضعیت جسمانی ادراک شده (P=0.001)، وضعیت عضلانی ادراک شده (P=0.001) و مقیاس بدنی ادراک شده (P=0.001) همبستگی معنی داری با شرایط واقعی وجود دارد.ضریب همبستگی بین وضعیت عضلانی ادراک شده و شرایط واقعی بیشتر از سایر خرده مقیاس ها بود. اما بین انعطاف پذیری ادراک شده و انعطاف پذیری واقعی ارتباط معنی داری مشاهده نشد (P=0.34). همچنین نتایج همبستگی جزئی نشان داد که ارتباط آمادگی بدنی ادراک شده با آمادگی بدنی واقعی تحت تاثیر نمرات استحکام ذهنی، خود پنداره بدنی، و سطح فعالیت بدنی قرار می گیرد.

    نتیجه گیری
    آمادگی بدنی ادراک شده با آمادگی بدنی واقعی در ارتباط است و این ارتباط در همه خرده مقیاس ها برابر نیست. همچنین آمادگی بدنی ادراک شده از سن، ویژگی های روانی و سطح فعالیت بدنی تاثیر می پذیرد. با توجه به اهمیت خودپنداره در طول زندگی افراد مخصوصا افراد نظامی که با توجه به موقعیت شغلی و حساسیت وظیفه باید آگاهی درستی از میزان آمادگی بدنی خود داشته باشند، اهمیت دادن به آمادگی بدنی ادراک شده ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پایوران نظامی، خودپنداره، خودتوصیفی بدنی، شایستگی ادراک شده، آمادگی جسمانی
  • فرزانه کیمیایی مهر، سید مجتبی حسینی*، خلیل علی محمدزاده، محمدکریم بهادری، علی ماهر صفحات 300-310
    زمینه و هدف
    راهنماهای بالینی اطلاعات طبقه‎بندی شده و توسعه یافته در جهت کمک به تصمیم گیری گروه پزشکی و بیمار می باشد تا در شرایط خاص بالینی درمان و مراقبت بهتری داشته باشند. لذا این مطالعه با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای راهنماهای بالینی در ایران انجام گردیده است.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع کاربردی است که به روش ترکیبی در سال 1398-1397 انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران و خبرگان سلامت بود که 470 نفر به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آزمون پایایی ترکیبی و همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ (934/0) بررسی گردید. جهت تحلیل داده از تحلیل عاملی اکتشافی و نرم افزارSPSS-18  استفاده شد.
    یافته ها
    در تحلیل عامل اکتشافی 47 متغیر در قالب 6 مولفه شناسایی شدند که در مولفه ویژگی های راهنماهای بالینی، رفع نامفهوم بودن و وجود پروتکل روشن با بارعاملی 0/8، در مولفه عوامل فرهنگ سازمانی، اطلاع رسانی به بیمار با بارعاملی 0/77، در مولفه عوامل اقتصادی، وجود بودجه و رفع محدودیت با بارعاملی 0/740، در مولفه عوامل بیمه، تعرفه بیمه با بارعاملی 0/75، در مولفه تولیت نظام سلامت، وجود سیستم عملی مبتنی بر شواهد با بار عاملی 0/69 و در مولفه عوامل سازمانی تغییر نگرش کارکنان و کار گروهی با ضریب 0/60 بیشترین تاثیر را بر اجرای راهنماهای بالینی در ایران داشته اند.
    نتیجه گیری
    قابلیت دسترسی به اطلاعات، ایجاد انگیزه و تغییر نگرش، مدیریت موثر، ایجاد دید سیستمی و بازخورد مناسب، و ایجاد استانداردهای مربوط به فرایندهای کاری، راهکارهای موثر برای پیاده سازی راهنماها می باشند.
    کلیدواژگان: راهنماهای بالینی، موانع اجرا، تسهیل کننده های اجرا
|
  • Alireza Jalali Farahani, Seyed Reza Hosseini* Pages 205-207
  • Mohammad Baloochi Anaraki, Mehdi Amini*, Esfandiar Azad, Abolfazl Shirmardi Pages 208-220
    Background and Aim
    Military staff are exposed to high levels of stress, and as such, and their mental health has long been an area of focus. The purpose of this study was to investigate and compare mental health promotion programs and strategies used in American, British and Russian military organizations, to those used in Iranian military organizations.
    Methods
    This study was a systematic review that included all studies published in journal articles and books, in English and Persian, that were related to mental health programs in military organizations of the USA, Britain, Russia and Iran, from 1980 (1359 AH) to 2015 (1394 AH). A total of 154 articles were identified from 13 websites, and 137 were included in the study. After the data collection, programs and strategies of mental health promotion used in US, UK, Russia and Iran's Military Organizations were reviewed. Results were also classified on the basis of pre-determined framework.
    Results
     The most important mental health promotion programs in American military organizations were: the army study to assess risk and resilience in Service members (Army STARRS), the Stigma mental health program, promotion of psychological resilience, the Mental Health Liaison Program, Stress management training for military trainees, Combat and operational stress control, and the Comprehensive Soldier and family Fitness Program. British programs and strategies for Mental Health with the highest importance included the Trauma risk management (TRiM), Battle mind training, Third-location decompression, community mental health for veterans, mental health support and the Medical Assessment Program. In Russia the most important programs used were military humanitarian programs, educational methods as a source of psychological support for soldiers, and social works in solving social problems of military personnel were. Iran's military organizations had two major mental health promotion programs, the Imam Reza plan and the adviser police.
    Conclusion
    Mental Health Programs and Strategies in Iranian military organizations are, in general, in line with American, British and Russian programs. But regarding operational planning, mental health programs in Iranian military organizations are generally ambiguous, and lack targeted planning. Mental health programs in American and British military forces are largely research-based and needs-based. Therefore, it is necessary to identify the weaknesses in Iran's military organizations’ mental health programs and to take action to promote them.
    Keywords: Mental health, Military Organizations, Iran, USA, Russia
  • Mahboob Ghamari, Mehdi Khoobdel* Pages 221-233
    Today personal protection measures against mosquitoes and other medically important arthropods have a significant role in integrated vector management programs. Personal protection technologies such as insecticide-treated clothes and nets are some of the most effective tools against mosquitoes. Permethrin, as a synthetic pyrethroid insecticide, with features such as having a knockdown, repellency and residual activity, and low human and mammalian toxicity, is widely used for impregnation of fabrics and clothes. The dose required is 1250 mg/m2, which has not caused toxic effects in users. Many methods have been developed to impregnate fabrics and clothes with permethrin or similar compounds. However, new impregnation methods such as polymer-coating and microencapsulation technologies which may prolong the activity of insecticides on clothing are currently under development. These methods have the advantage of helping to overcome the inevitable reduction in efficacy over time that occurs as a result of washing, ultraviolet light exposure, and the normal wear and tear of the fabric. The aim of this review is to investigate the evidence base for the use of insecticide-treated clothing and military uniforms for protection against bites from arthropods and its effect on arthropod-borne pathogen transmission. Although insecticide-treated clothing can provide some protection against biting, few studies have shown 100% protection against bites using insecticide-treated clothing alone, and in most cases the protection rate has been under 100%. On the other hand, studies conducted on pathogen transmission rate are few, and the level of protection provided varies according to the vectors, impregnated fabrics and location. In general, there is reliable evidence which suggest that impregnated fabric can provide effective protection against insect bites, and providing relative protection against vector-borne diseases in bites. Nonetheless, simultaneous use of impregnated clothes and insect repellents on the skin can provide complete protection against bites and consequent disease. This approach is recommended for protection of high-risk personnel such as soldiers and outdoor workers, as well as travelers and tourists and, to protect against biting insects and vector-borne diseases.
    Keywords: Insecticide-treated clothes, Permethrin, Personal protection, Vector-borne diseases
  • Ali Ghanjal, Mohammad Ghanjal, Mohammad Meskarpour Amiri* Pages 234-242
    Background and Aim
    Promoting productivity of military personnel has a key role in enhancing security-defense capabilities and reducing costs. Musculoskeletal disorders are one of the most common causes of disability and lost productivity of military personnel. The aim of this study was to measure the lost productivity due to knee osteoarthritis and identify its influencing factors in military personnel.
    Methods
    This was a descriptive-analytic study that included140 military personnel with knee osteoarthritis who visited the military physical therapy clinic in Tehran in 2018. Subjects were randomly selected and entered in the study after completing the informed consent form. All data related to days and hours of absenteeism, hours of work without productivity and disability in doing military tasks were collected using the Valuation of Lost Productivity (VOLP) questionnaire and analyzed by Stata software. Factors affecting lost productivity and its importance were investigated through the estimation ordered logistic regression and through calculation of odds ratio.
    Results
    Of the participants, 63.4% were male and more than half (59%) were37‒46 years old. 40% of patients had been absent from work in the past three months due to their knee osteoarthritis. The maximum length of time of work in this period was 5 days. A total of 104 participants (74.3%) reported that due to knee osteoarthritis, in the last 3 months they have had difficulty at work, compared to their colleagues. 50% of participants (N=70) believed that they would be able to do their jobs in less time if they had no disease. The average amount of lost productivity due to knee osteoarthritis in a 3 month period was 76 hours, or 9 working days for each participant. The average value of lost productivity due to knee osteoarthritis in the past three months was estimated at 9,527,271 Rial or 226 US$ for each participant. This lost productivity was significantly affected by sex, household size, time of onset of illness and the level of teamwork (P<0.05).
    Conclusion
    Knee osteoarthritis leads to a significant reduction in working efficiency of military personnel. More attention should be paid to screening chronic diseases, especially the knee osteoarthritis, at the time of recruitment of military personnel. Strategies should be developed for the prevention and timely diagnosis of chronic diseases to reduce disability and occurrence of musculoskeletal disorders in the armed forces.
    Keywords: Osteoarthritis, Cost Of Illness, Absenteeism, Military Personnel
  • Mahboobeh, Sadat Hosseini, Shokofeh Radfar, Hamid Ghobadipour, Majid Ramezani* Pages 243-250
    Background and Aim
    Depression is a common psychiatric disorder with a high prevalence in military personnel. Recently, the relationship between depression and some hormones has been reported. In current study, the serum levels of anti-thyroid peroxidase (anti-TPO), triiodothyronine (T3), thyroxin (T4) and thyroid-stimulating hormone (TSH) was assessed in people with depression and compared with healthy control adults.
    Methods
    In this case–control study, 45 people with depression who were diagnosed using the Beck depression test and DSM5, were referred to a military hospital. A total of 45 healthy participants who were matched according gender and age with the depression group, were also enrolled. Levels of anti-TPO, T4, T3 and TSH were measured and compared in the two groups.
    Results
    The mean ±standard deviation age was 36.55±11.42 years in the case group and 35.92±11.58 years in the matched control group. There was no significant difference in the mean serum level of antithyroid peroxidase, T3, T4 and TSH between the groups (P≥0.05). There was no linear correlation between antithyroid peroxidase levels and depression severity. 
    Conclusion
    As there was not difference regarding anti-TPO antibody levels between the depressed and healthy groups, it appears that anti-TPO antibody may not have a role in depression.
    Keywords: Antithyroid Peroxidase, Depression, Thyroxin
  • Maryam Yaghoubi, Mohammad Salimi, Mazyar Karamali*, Elham Ehsani Chimeh Pages 251-261
    Background and Aim
    Assessing the quality and evaluation of university professors is important to provide feedback on basic decision making, educational analysis and comprehensive and strategic planning for education officials. The purpose of this study was to identify factors affecting the evaluation of teachers at a military university.
    Methods
    This study was conducted using systematic and Delphi methods in the military university of Tehran in 2016. The study included all published papers related to teaching quality. A search was performed of the following databases: SID, IranMedex, IranDoc, Magiran, PubMed, Ovid, Medline, Science Direct, Scopus, Web of Science databases and Google Scholar. Different combinations of keywords were used, and the search was limited to articles published from 2000 to 2016. The Delphi method was used for finalized and categorized factors a military university were.
    Results
    Out of the 838 articles, 56 papers were considered relevant and 50 effective factors in the evaluation of teachers were extracted according to the frequency of their repetition in the articles. The conceptual model of assessment of educational faculty includes 4 dimensions: "teaching quality", "individual characteristics", "educational rules" and "professional features". This was obtained using the Delphi method. The teaching quality included 20 factors, individual characteristics included 8 factors, educational rules included 5 factors and professional characteristics included 16 factors.
    Conclusion
    Professors should pay attention to the factors that influence educational evaluation at a military university that may not directly affect their academic performance. Professors should also aim to acquire effective educational evaluation scores. Academic centers should familiarize faculty members with the perspectives, methods and innovations available in the field of teaching quality.
    Keywords: Evaluation, Teacher, Education
  • Tahmineh Rezaeian*, Maryam Jalali, Parviz Mojgani, Neil Messenger, Daniella Strauss Pages 262-271
    Background and Aim
    Lower limb amputation and prosthesis use affect mobility and other aspects of amputees’ daily activities. Awareness of these effects may aid health-care and rehabilitation systems in improving quality of life and well-being of lower limb amputees. A questionnaire was used to collect data about the conditions resulting from lower limb amputation, mobility, low back pain, balance confidence in different activities, and quality of life.   
    Methods
    A survey composed of three standard questionnaires including part of Prosthesis Evaluation Questionnaire (PEQ), complete Activities-Specific Balance Confidence (ABC) Scale questionnaire, and complete Oswestry Disability Index (ODI) was designed and published online. The study’s statistical population included lower limb amputees with any level of amputation who were aged >18 years. The questionnaire was publicised through the prosthetic clinic in the Comprehensive Rehabilitation center of Iranian Red Crescent in Tehran by colleagues working in the fields of amputee rehabilitation, social channels related to disabilities, and the social media of the “Iranian Handicapped Society”. The questionnaire was available online in Persian. Data collection was performed over 16 months (August 2016‒December 2017).
    Results
    Of the 37 respondents (including 1 female and 1 bilateral amputee), many suffered from phantom limb sensation (21 participants/56.8%), phantom limb pain (18 participants/48.6%), stump pain (19 participants/51.4%), intact-side pain (22 participants/59.5%), falls during the last 12 months (22 participants/59.5%) and worry about falling (28 participants/75.7%), deficient balance confidence as measured by the ABC scale (26 participants/70%), and risk of future fallings (17 participants/46%). These problems negatively affected respondents’ ODI scores, ABC scores, mobility scores and quality of life (QoL) scores. However, despite the high rate of lower back pain (LBP) among respondents (22 participants/59.5%), intensity of pain was mild and moderate for the majority. LBP was associated with lower scores of ABC scale, mobility, QoL and amputees satisfaction with prosthesis. According to the ODI, 24% and 32% of participants respectively had minimal and moderate disability due to LBP.
    Conclusion
    Problems related to balance, pain in amputated and intact sides, and LBP were common among respondents. These issues likely impact their mobility and QoL. Accordingly, it is necessary for health care/ rehabilitation systems to include screening plans to monitor these problems and manage them appropriately.
    Keywords: Lower limb amputees (LLA), postural balance, mobility, disability, Prosthesis Evaluation Questionnaire (PEQ), PEQ-Mobility, Activities-Specific Balance Confidence Scale questionnaire (ABC scale), Oswestry Disability Index (ODI)
  • Davood Mahdavi Kia, Ahmad Zarei* Pages 272-281
    Background and Aim
    Personality may be studied to predict human behavior in military organizations. The aim of this study is to survey the relationship between personality characteristic of military commanders and violations of soldiers under command.
    Methods
    This descriptive - survey study was carried out in middle and senior military commanders in military units of a Tehran military Headquarter in 2018. Samples were selected from all of the commanders in related units. The NEO Five-factor Inventory (NEO-FFI) was used to assess personality characteristics and a researcher-made questionnaire was used to assess the violations of soldiers. The questionnaires were completed by the commanders and analyzed in the process.
    Results
    A total of 102 middle and senior commanders responded to the research questionnaires. Findings from the NEO Five-factor Inventory (Neuroticism, Extroversion, Openness, Agreeableness and Conscientiousness) showed that a commander’s personality characteristics is associated with an increase or decrease in the violations of soldiers. There was a significant and inverse relationship between Conscientiousness and Openness with violations of Soldiers (r=0.553, P<0.01) & (r=0.471, P<0.05). No significant relationship was found between the variables of Neuroticism, Extroversion and Agreeableness, and the violations of soldiers. Conscientiousness and Openness predicted 43% of variance violations of soldiers (R Square=% 43). Other results indicated a high personality score of Openness (mean: 25.08) and a low score of Neuroticism (mean: 15.08) among military commanders. The highest mean of violations in task soldiers refer to “lack of respect for politeness” (Mean=2.91), as well as "abuse of collective personnel" (Mean=2.91), and the lowest mean of violations in task soldiers refer to “slackness and negligence in performing the task and executing orders in logistical area" (Mean=1.91).
    Conclusion
    The relationship Between NEO Five-factor Inventory and decreases or increases in violations of soldiers justifies the need for continuous psychological training and (NEO-FFI) Personality Testing in order to recruit and deploy commanders appropriately at the level of units, companies and battalions.
    Keywords: Personality, Military Commanders, Soldiers, Violations
  • Ali Mostafaei*, Hossein Ashrafi Pages 282-289
    Background and Aim
    Suicide attempts have become a common phenomenon in recent years. The aim of this study was to investigate the relationship between quality of life and spiritual intelligence with suicidal thoughts in Sardasht soldiers.
    Methods
    The study population was all soldiers in Sardasht city, including 246 people selected by the multi-stage cluster sampling method. Four battalions were included, and from each battalion, a group of soldiers was selected as the final sample of research. The World Health Organization's Quality of Life Questionnaire (1989), King's Spiritual Intelligence Questionnaire (2008) and Beck's Suicidal Thoughts Questionnaire were used.
    Results
    Quality of life and its components (physical and psychological health, social relationships and living environment) can predict suicidal thoughts of soldiers, and 19% of the variance of suicidal thoughts is explained by physical and psychological health, social relationships and living environment. There is an inverse relationship between quality of life relationship and suicidal thoughts. Spiritual intelligence and its components (transcendental self-awareness, spiritual experiences, patience, and forgiveness) have an inverse relationship with suicidal thoughts, and about 18% of the variance of suicidal thoughts may be explained by transcendental self-awareness, spiritual experiences, patience, and forgiveness.
    Conclusion
    Improving quality of life and strengthening spiritual intelligence in soldiers can reduce the risk of suicide in this group.
    Keywords: Quality of Life, Spiritual Intelligence, Suicidal Thoughts, Soldiers
  • Mahbubeh Ziyakhodadadiyan, Seyed Amir Hosein Pishgooie*, Khadijeh Akbari Pages 290-298
    Background and Aim
    Emotional Intelligence (EQ) can directly impact individuals’ ability in handling environmental stress and improving life satisfaction. The present study aimed to assess the relationship between EQ and life satisfaction among nurses working in selected military hospitals.
    Methods
    This correlation study was done among nurses working in selected military hospitals over the summer of 2018. The demographic data questionnaire, Bar-On EQ Standard questionnaire and Dinner Life Satisfaction questionnaire were used to gather data. These questionnaires were distributed randomly among 384 nurses, and 325 completed questionnaires were analyzed.
    Results
    Of the participants, 59.7% were men. The mean age of participants was 28.07±4.1 years, and 88.6% of participants had bachelor’s degree. Some EQ parameters such as happiness, independence, the ability to bear mental stress, realism and continence had a significant and direct relation with life satisfaction (p˂0.001). The ability to bear mental stress and continence have a higher significance compared with other parameters.
    Conclusion
    Paying attention to factors affecting emotional intelligence may be effective in improving mental health and increasing the level of life satisfaction in military nurses.
    Keywords: Emotional Intelligence, Life satisfaction, Nurse, Army Hospitals
  • Hossein Kakejani*, Seyed Mohammad Kazem Vaez Mousavi, Morteza Naji Pages 291-299
    Background and Aim
    Studies in sport, exercise and physical activity have shown that self-perceived physical fitness is an important predictor of behavior and plays an important role in continuing or stopping physical activity. The purpose of this study was to investigate the relationship between perceived and actual physical fitness in military personnel.       
    Methods
    A total of 77 military personnel were selected randomly and divided to four groups (group 1: 20‒30 years, group 2: 31‒40 years, group 3: 41‒50 years and group 4: 51‒60 years). Participants completed the questionnaire of study in 4 parts: personal information, self-perceived physical fitness scale, short form of Marsh Physical Self-Description Questionnaire and mental toughness questionnaire. Physical fitness tests were then performed according to the questionnaires.
    Results
    The mean age of military staff was 38 years, the average height was 175 cm, and the average weight was 78 kg. There was a significant correlation between perceived and actual physical fitness. But this correlation was significant only in group 2 (31‒40 years). There was also a significant correlation between perceived physical conditions, perceived muscular condition and perceived physical scale in comparison with actual conditions. The correlation coefficient between perceived muscular condition and actual condition was higher than the other subscales. There was no significant relationship between perceived flexibility and actual flexibility. Partial correlation also showed that the relationship between self-perceived physical fitness and actual physical fitness is affected by mental toughness, physical self-perceived and level of physical activity.
    Conclusion
    There is a relationship between perceived and actual physical fitness, but this relationship is not equal in all subscales. Perceived physical fitness is affected by age, psychological characteristics and the level of physical activity. It is necessary to consider perceived physical fitness according to importance of self-perceived in life.
    Keywords: Militaries, Self-Concept, Self-Description, Perceived Competence, Physical Fitness
  • Farzaneh Kimiaeimehr, Seyed Mojtaba Hosseini*, Khalil Alimohammadzadeh, Mohammadkarim Bahadori, Ali Maher Pages 300-310
    Background and Aim
    Clinical guidelines are categorized and provide information in order to help the decision-making of medical teams, with the aim of improving patients care. Therefore, this study aims to identify the factors influencing the implementation of clinical guidelines in Iran.
    Methods
    This is a descriptive-analytical study performed in 2018‒2019. The study population consisted of managers and experts working in healthcare. A total of 470 subjects were chosen by the multi-stage sampling method. A researcher-made questionnaire was used to collect data. The validity of the questionnaire was investigated by means of the experts’ opinions, its reliability was assessed using the combined reliability test, and the internal consistency of the questionnaire was examined by Cronbach’s alpha (0.934). Exploratory factor analysis and SPSS-18 software were used for data analysis.
    Results
    In the exploratory factor analysis, 47 variables were identified and divided into six components. In the component of the features of the clinical guidelines; the elimination of ambiguity and the existence of a clear protocol with a load factor of 0.80, in the component of the organizational culture factors; informing the patient with a load factor of 0.77, in the component of economic factors; the existence of budget and elimination of restrictions with a factor load of 0.74, in the component of insurance factors; the insurance tariffs with a load factor of 0.75, in the health system’s trusteeship component; the existence of an evidence-based practical system with a factor load of 0.69, and in the organizational factors component; the changed attitude of the staff and group work with a coefficient (factor load) of 0.6 have had the greatest influence on the implementation of clinical guidelines in Iran.
    Conclusion
    Accessibility to information, motivation creation and attitude change, effective management, creation of systematic vision and appropriate feedback, as well as the establishment of relevant standards for work processes are effective strategies for implementing guidelines.
    Keywords: Clinical Guidelines, Implementation Obstacles, Implementation Facilitators