فهرست مطالب

  • پیاپی 21 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید صرامی صفحه 9
  • سیروس محمودی صفحات 11-26
    پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های درسی دوره متوسطه دوم از نظر توجه به مولفه های پیشگیری از وابستگی به مواد انجام شد. روش این پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه پژوهشی شامل همه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم بود که در سال1397 چاپ شده است. نمونه گیری انجام نشد و همه جامعه پژوهشی بررسی شد. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود که روایی آن به وسیله متخصصان و کارشناسان مربوطه تایید شد.یافته های پژوهش نشان داد که فراوانی مولفه های رویکرد پیشگیری از وابستگی به مواد، در دوره متوسطه دوم در رشته علوم تجربی 197 مورد، در رشته علوم انسانی 173 مورد و در رشته ریاضی 165 مورد است. در پایه های دهم و یازدهم توجه کافی به مولفه های رویکرد پیشگیری از وابستگی به مواد نشده است. همچنین در کتاب های درسی دوره متوسطه دوم به مولفه های «جرم و قوانین مرتبط با وابستگی به مواد»، «سابقه تاریخی مصرف موادمخدر»، «نقش استعمار در گسترش موادمخدر» هیچ اشاره ای نشده است. بر این اساس پیشنهاد می شود در کتاب های دوره متوسطه دوم (به ویژه در پایه های دهم و یازدهم) توجه بیشتری به مولفه های پیشگیری از وابستگی به مواد شود.

    کلیدواژگان: وابستگی به مواد، موادمخدر، کتاب های درسی، تحلیل محتوا
  • نسیم معجز، سمیه تکلوی صفحات 27-44
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه احساس شرم، گناه و رشد اخلاقی بین دانش آموزان دختر با و بدون والد وابسته به مواد انجام شد. روش پژوهش از نوع علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع اول متوسطه شهرستان نیر در سال 97-96 بود. نمونه ای به حجم  60 نفر(30 دانش آموز با والد وابسته به مواد و  30 دانش آموز با والد بدون وابستگی به مواد) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش نامه رشد اخلاقی لطف آبادی (2007) و  مقیاس آمادگی شرم و گناه کوهن، ولف، پنتر و اینسکو (2011) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان دختر با و بدون والد وابسته به مواد در احساس شرم، گناه و رشد اخلاقی تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که دانش آموزان دارای والد وابسته به مواد در پرسش نامه احساس شرم و گناه نمرات بالاتر و در رشد اخلاقی  نمرات کمتری داشتند. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که دانش آموزان دارای والد وابسته به مواد احساس شرم و گناه بیشتر و رشد اخلاقی کمتری  را نسبت به دانش آموزان بدون والد وابسته به مواد تجربه می کنند.

    کلیدواژگان: احساس گناه، احساس شرم، رشد اخلاقی، والد وابسته به مواد
  • مظفر قلی زاده، محمود منظری صفحات 45-56
    پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بر تغییر نگرش دانشجویان پسر نسبت به موادمخدر صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی با  طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان پسر مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان حضرت رسول اکرم (ص) اهواز بود که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. 30 نفر از افراد واجد ملاک های ورود از طریق روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه  (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله آموزش هوش اخلاقی قرار گرفت. شرکت کنندگان پرسش نامه نگرش سنج مواد مخدر را  در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. داده ها با استفاده  از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش هوش اخلاقی در تغییر نگرش دانشجویان نسبت به اثرات استفاده از موادمخدر، تمایل به مصرف مواد و خطرات استفاده از مواد مخدر موثر بوده است. به نظر می رسد که هوش اخلاقی نوعی توانایی اخلاقی یکپارچه کننده است که موجب افزایش خودکنترلی (یکی از فضیلت های هوش اخلاقی) افراد می شود. در مجموع، نتایج نشان داد آموزش هوش اخلاقی بر تغییر نگرش دانشجویان نسبت به مواد مخدر موثر است و می توان از آن استفاده کرد.

    کلیدواژگان: هوش اخلاقی، نگرش نسبت به مواد مخدر
  • رضا شباهنگ، فرزین باقری شیخانگفشه، سجاد رضایی صفحات 57-76
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات بر عقاید وسوسه انگیز، باورهای مرتبط با مواد و ولع مصرف انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از مردان مصرف کننده مواد مخدر در سال 1397 بود که به کلینیک های ترک اعتیاد شهر رشت (ناحیه دو) مراجعه کرده بودند. در میان آن ها نمونه ای به حجم 100 شرکت کننده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (50 نفر) و گروه گواه (50 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه عقاید وسوسه انگیز (رایت، 1993)، پرسش نامه باورهای مرتبط با مواد (رایت، 1993) و مقیاس ولع مصرف مواد (سوموزا و همکاران، 1995) بودند. پس از اجرای پیش آزمون، تصاویر مرتبط با مواد مخدر (اختیاری و همکاران، 2010) و دخانیات (خزال و همکاران، 2012) به صورت زیرآستانه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالیکه گروه گواه در معرض تصاویر زیرآستانه خنثی رنگی قرار گرفتند. پس از اتمام برنامه، هر دو گروه تحت انجام پس آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش بیانگر افزایش نمرات پس آزمون عقاید وسوسه انگیز و ولع مصرف در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون بود. در حالیکه بین نمرات این دو گروه از نظر  باورهای مرتبط با مواد تفاوت معناداری بدست نیامد. با توجه به تاثیر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات بر عقاید وسوسه انگیز و ولع مصرف مواد، می توان از روش ارائه زیرآستانه در زمینه های بالینی در افراد وابسته به مواد استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ارائه زیرآستانه، تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات، عقاید وسوسه انگیز، باورهای مرتبط با مواد، ولع مصرف
  • سید قاسم سیدهاشمی، بهزاد شالچی، شلاله حسین نژاد، لطیفه سادات مردانی صفحات 77-96
    اعتیاد جنسی با افکار و اعمال جنسی مداوم و شدید مشخص می شود که تاثیر منفی بر زندگی افراد دارد. معتادان جنسی تلاش های فراوانی برای کنترل و یا به تعویق انداختن احساسات و اعمال جنسی انجام می دهند، اما این تلاش ها با شکست همراه است. اعتیاد جنسی متاثر از یک عامل و علت مشخصی نیست و تصور می شود که عوامل زیستی، روان شناختی و اجتماعی مختلفی در آن نقش دارند. اعتیاد جنسی همانند شرایط روانپزشکی دیگر، دارای همبودی با اختلالات روانی هستند که در برخی گروه ها از جمله مجرمان جنسی، افراد مبتلا به بیماری های عفونی(HIV/AIDS) و اختلالات مصرف مواد شیوع بیشتری دارد. هدف از پژوهش حاضربررسی اعتیاد جنسی و همبودی آن با وابستگی به موادمخدر با استفاده از روش مطالعه‌ اسنادی بود. در این مطالعه چالش ها و مناقشات مختلفی که از زمان ظهور اعتیاد جنسی در ادبیات پژوهشی و بالینی مطرح شد است، تبیین و توصیف شدند. همچنین پایه های نوروبیولوژیکی رفتارهای جنسی اعتیادی، اختلالات مصرف مواد، و همبودی های آن ها ارائه شد. در بعد درمانی مطالعات پژوهشی و بالینی به گسترش استفاده از عوامل روان دارویی برای درمان اعتیاد جنسی اشاره کرده اند و در تعدادی از رویکردهای دیگر، هم دارودرمانی و هم روان درمانی برای درمان افراد دارای اعتیاد جنسی پیشنهاد شده است. بروز اعتیاد جنسی از طریق رفتار جنسی و فرآیندهای اعتیادآور صورت می پذیرد و برای درمان آن باید هم رفتارهای جنسی و هم فرآیندهای اعتیادی زیربنایی را مورد هدف قرار داد. شکاف های قابل توجهی در پایه دانش علمی حاضر در ارتباط با اعتباربخشی های پیشین، حاضر و پیش بینی کننده برای اعتیاد جنسی یا اختلال فزون کنشی جنسی وجود دارد. برای وضعیت فعلی و چالش هایی که در رابطه با این اختلال و همبودی آن با اختلالات دیگر (به ویژه اختلالات مصرف مواد) وجود دارد، همانند بسیاری از اختلالات روانپزشکی دیگر، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا این اختلال به صورت کامل تبیین شود.
    کلیدواژگان: اختلالات مرتبط با مواد، رفتار جنسی، همبودی، درمان
  • عباسعلی صفی نژاد، عباس عبدالهی صفحات 97-112
    هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ناگویی خلقی و بدتنظیمی هیجانی با آمادگی به اعتیاد در دانشجویان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود.  نمونه این پژوهش شامل  361 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد سمنان در سال 96 بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه ناگویی خلقی تورنتو (1994)، پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر (2004) و پرسش نامه آمادگی به اعتیاد زرگر و همکاران (1385) بود.  داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مولفه های ناگویی خلقی و آمادگی به اعتیاد رابطه وجود داشت. دشواری در شناسایی احساسات و دشواری در توصیف احساسات در مجموع 18 درصد از واریانس آمادگی به اعتیاد را تببین کردند. همچنین، نتایج نشان داد که بین مولفه های بدتنظیمی هیجانی با آمادگی به اعتیاد رابطه وجود داشت. عدم پذیرش پاسخ های هیجانی، دشواری در کنترل تکانه و دشواری در دست زدن به رفتار هدفمند در مجموع 29 درصد از واریانس آمادگی به اعتیاد را تببین کردند. در مجموع نتایج حاکی از اهمیت و نقش ناگویی خلقی و بدتنظیمی هیجانی در وابستگی به مواد بود لذا توجه به تنظیم هیجان با استفاده از راهبردهای مناسب در پیشگیری از وابستگی به مواد ضروری است.

    کلیدواژگان: ناگویی خلقی، بدتنظیمی هیجانی، آمادگی به اعتیاد
  • نسترن زلفخانی، سولماز دبیری صفحات 113-131
    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان‌درمانی مثبت نگر بر سرمایه های روان‌شناختی زنان بهبود‌یافته از وابستگی به مواد بود. روش پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش، جامعه آماری شامل زنان بی‌سرپناه بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر تهران بود که از میان آن ها نمونه ای به حجم  36 نفر از آن ها به روش نمونه‌گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند. نمونه‌های انتخاب شده به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسالم (1995)، مقیاس امید اشنایدر و همکاران (1991)، و مقیاس خوش بینی شی یر و کارور (1985) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که روان‌درمانی مثبت‌نگر بر سه سرمایه روان‌شناختی (امید، خودکارآمدی و تاب آوری) زنان بهبودیافته از وابستگی به مواد اثربخش بود و سطح این متغیرها را به طور معنا‌داری ارتقا داد، ولی در مولفه خوش‌بینی، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل یافت  نشد. به طور کلی می توان گفت که وجود عوامل حمایت کننده مانند سرمایه روان شناختی برای پیشگیری از وابستگی به مواد و بهبودی از آن امری ضروری است. همچنین، با توجه به نتایج به دست آمده، روان‌درمانی مثبت نگر می‌تواند به عنوان درمانی اثربخش برای ارتقاء سرمایه های روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت نگر، وابستگی به مواد، تاب آوری، خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی
|
  • Sirous Mahmoudi Pages 11-26
    The present study aimed to evaluate secondary school textbooks in terms of prevention components of substance dependence. The research method was descriptive and content analysis. The research population included all secondary school textbooks published in 1397. Sampling was not performed and all research community was surveyed. Data gathering tool was a researcher-made content analysis questionnaire whose validity was confirmed by relevant experts. The findings of the research showed that the frequency of the preventive approach components of substance dependence in the secondary school was 197 cases in the field of experimental sciences, 173 cases in the field of humanistic sciences and 165 cases in mathematic sciences. In the tenth and eleventh grades, insufficient attention was paid to the preventive approach components of substance dependence. Also, in secondary school textbooks, the elements of "crime and the laws related to substance dependence", "the history of substance use", "the role of colonialism in substance development" have not been mentioned. Accordingly, it is recommended to pay more attention to the preventive components of substance dependence in the secondary school textbooks (especially in the tenth and eleventh grades).

    Keywords: Substance dependence, Substance, Textbooks, Content analysis
  • Nasim Mojez, Somayeh Taklavi Pages 27-44
    The present research aimed to compare feeling shame, guilt, and moral development between female students with and without substance-dependent parent. The study was a causal-comparative design. The statistical population consisted of all high school students studying in Nayer in 1396-97. A sample size of 60 students (30 students with substance-dependent parent and 30 students without substance-dependent parent) was selected through convenience sampling. The research tools were Lotfabadi's Moral Development Questionnaire (2007) and Cohen, Wolf, Panter, and Insko (2011) Guilt and Shame Proneness Scale. Data were analyzed using multivariate analysis of variance. Results showed that there were significant differences between female students with and without substance-dependent parent regarding feeling shame, guilt, and moral development, so that students with substance-dependent parent had higher scores on feeling shame and guilt and lower scores on moral development than those without substance-dependent parent. Overall, the results showed that students with substance-dependent parent experience more feeling shame and guilt and less moral development than those without substance-dependent parent.

    Keywords: Feeling shame, Guilt, Moral development, Substance-dependent parent
  • Mozafar Gholizadeh, Mahmoud Manzari Pages 45-56
    The current research aimed to investigate the effectiveness of moral intelligence training on changing male students’ attitudes towards substance. This study was a quasi-experimental research in pretest-posttest design with control group. The statistical population of the current research consisted of all male students of the Holy Prophet Farhangian University in the city of Ahvaz in the 2017-2018 academic year. For this purpose, thirty subjects who met the inclusion criteria were selected through convenience sampling and were randomly divided into experimental (n=15) and control (n=15) groups. The moral intelligence training was administered on the experimental group. Participants completed the Attitude Towards Drugs Questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance. Findings revealed that moral intelligence training was effective on changing the students’ attitudes towards the effects of substance use, tendency towards and risks for students use. It seems that moral intelligence is a kind of integrating moral ability that enhances one's self-control (one of the virtues of moral intelligence). Overall, the results showed that moral intelligence training is effective and can be used to change students' attitudes towards substance.
    Keywords: Moral intelligence, Attitude towards substance
  • Reza Shabahang, Farzin Bagheri Sheykhangafshe, Sajjad Rezaei Pages 57-76
    The present study aimed to investigate the effect of subliminal presentation of substance-related and smoking-related pictures on craving beliefs, beliefs about substance use and craving. The research method was quasi-experimental with pretest-posttest design and control group. Statistical population of the research included male substance users referring to Rasht addiction treatment clinics (district two) in 2017. Among them, a sample of 100 substance users were selected by convenience sampling and were placed into experimental (n=50) and control groups (n=50). Participants completed the Craving Beliefs Questionnaire (Wright, 1993), the Beliefs about Substance Use Scale (Wright, 1993), and the Brief Substance Craving Scale (Somoza et al, 1995). After administering pre-test, substance-related (Ekhtiari et al, 2010) and smoking-related pictures (Khazaal et al., 2012) were presented to the experimental group as subliminal, while the control group was exposed to colored neutral subliminal pictures. The data were analyzed by analysis of covariance. Results showed the increase of craving beliefs and craving in post-test after adjusting for pre-test scores. While there was no significant difference between two groups regarding beliefs about substance use. Considering the significant effect of subliminal presentation of substance-related and smoking-related pictures on craving beliefs and craving, the subliminal presentation can be used in clinical settings in substance-dependent individuals.

    Keywords: Subliminal presentation, Substance-related, smoking-related pictures, Craving beliefs, beliefs about substance use, Craving
  • Seyyed Ghasem Seyyed Hashemi, Behzad Shalchi, Shalaleh Hosseinnejad, Latifeh Saadaat Mardani Pages 77-96
    Sexual addiction is characterized by persistent and intense sexual thoughts and acts that have a negative impact on individuals’ life. Sex addicts make many attempts to control or postpone sexual feelings and acts, but these attempts fail. Sexual addiction is not influenced by a specific causal factor, and it is thought that different biological, psychological, and social factors play a role. Like other psychiatric conditions, sexual addiction has comorbidity with mental disorders that are more prevalent in some groups, including sex offenders, individuals with infectious diseases (HIV/AIDS), and substance use disorders. The purpose of the present study was to investigate sexual addiction and its comorbidity with substance dependence using documentary study method. In this study, various challenges and controversies emerged since the rise of sexual addiction in research and clinical literature were explained. Neurobiological bases of addictive sexual behaviors, substance use disorders, and their comorbidities were also provided. In the therapeutic dimension, research and clinical studies have pointed to the widespread use of psychoactive agents for the treatment of sexual addiction, and in a number of other approaches, both pharmacotherapy and psychotherapy have been suggested for the treatment of people with sexual addiction. Sexual addiction is expressed through sexual behaviors and addictive processes, and both sexual behaviors and underlying addictive processes must be addressed to treat it. There are significant gaps in the existing scientific knowledge regarding in past, present, and predictive validations for sexual addiction or sexual hyperactivity disorder. Similar to many other psychiatric disorders, the current situation and the challenges associated with sexual addiction and its comorbidity with other disorders (especially substance use disorders) require further research to fully elucidate this disorder.

    Keywords: Substance-related disorders, Sexual behavior, Comorbidity, Treatment
  • Abbas Safinejad, Abbas Abdollahi Pages 97-112
    The present study aimed to determine the associations of alexithymia and emotion dysregulation with proneness to substance dependence in university students. This study was a correlational-descriptive design. The sample of this study consisted of 361 university students of Semnan Azad University in the academic year of 1396 selected by convenience sampling method based on Krejcie and Morgan table. Research tools were the Toronto Alexithymia Scale (1994), Gratz & Roemer Emotion Regulation Scale (2004), and Zarger et al. (1385) Addiction Proneness Scale. Data were analyzed using Pearson correlation test and stepwise regression. The results showed that there was a relationship between alexithymia components and proneness to substance dependence. Difficulty in identifying feelings and difficulty in describing feelings explained totally 18% of the variance of proneness to substance dependence. Also, the results showed that there was a relationship between the components of emotion dysregulation and proneness to substance dependence. Non-acceptance of emotional responses, difficulty in impulse control, and difficulty in engaging in goal-directed behavior explained totally 29% of the variance of proneness to substance dependence. Overall, the results indicated the importance and roles of emotional distress and emotion regulation in substance dependence, so paying attention to emotion regulation using appropriate strategies to prevent substance dependence is essential.

    Keywords: Alexithymia, Emotion dysregulation, Proneness to substance dependence
  • Nastaran Zolfkhani, Solmaz Dabiri Pages 113-131
    The present study aimed to determine the effectiveness of positive psychotherapy on psychological capital of women improved from substance dependence. The research method was quasi-experimental with pretest-posttest design and control group. In this study, the statistical population consisted of homeless women improved from substance dependence in the city of Tehran among which a sample size of 36 subjects was selected by convenience sampling method and according to the inclusion criteria. The selected samples were randomly divided into experimental and control groups. The research instruments included the Connor-Davidson Resilience Scale (2003), Schwarzer and Jerusalem (1995) General Self-efficacy Scale, Snyder et al. (1991) Hope Scale,  and Scheier and Carver (1985) Optimism Scale. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance. The results indicated that psychotherapy was effective on the three components of psychological capital (hope, self-efficacy, and resilience) of women improved from substance dependence, and significantly improved the level of these variables, but in the optimism component, there was a significant difference between the experimental and control groups. In general, it can be said that the existence of supportive factors such as psychological capital are essential to prevent and improve substance dependence. Also, based on the results, positive psychotherapy can be considered as an effective treatment to promote psychological capital.

    Keywords: Positive Psychotherapy, Substance Dependence, Resilience, Self-efficacy, Hope, Optimism