فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 33 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا دین محمدی*، آذر آوازه صفحات 1-12
    زمینه و هدف
    تجارب دانشجویان پرستاری در دوره کارآموزی در عرصه نیازمند مراقبت و مدیریت هوشمندانه است. این برنامه با هدف مقیم سازی دانشجویان سال آخر کارشناسی پرستاری در مراکز آموزشی درمانی طراحی و به اجرا درآمد.  
    روش بررسی
    در این مطالعه مداخله ای تک گروهی قبل و بعد آموزش بالینی دانشجویان کارشناسی پرستاری در سال آخر دوره تحصیلی به صورت حضور در نوبت کاری کامل در بخش های داخلی و جراحی مرکز آموزشی درمانی حضرت ولیعصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی زنجان تحت نظارت همکار آموزشی بخش و مربی ارشد مستقر در مرکز برنامه ریزی گردید.  برنامه از نیمسال اول تحصیلی 96-95 شروع و تا نیمسال دوم تحصیلی 97-96 ادامه پیدا کرد. تیم برنامه ریز و اجرایی این برنامه در دانشکده و تیم متناظر آن در مرکز آموزشی و درمانی، مسئولیت برنامه ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی برنامه را به عهده داشتند. رضایت مندی دانشجویان از برنامه و واکنش و بازخورد آنها و تیم برنامه ریز و اجرایی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه از سطح یک مدل کرک پاتریک برای ارزیابی برنامه استفاده گردید.
    یافته ها
     اکثر دانشجویان شرکت کننده در برنامه اذعان داشتند که برنامه در آمادگی حرفه ای، مسئولیت پذیری و بهبود اعتماد به نفس و استقلال کاری آنها نسبت به برنامه معمول Conventional تاثیر مثبت داشته است. آنها نقد های نیز به برنامه داشتند که به مهمترین آنها در متن مقاله اشاره شده است. همچنین سرپرستاران و همکاران آموزشی مرکز آموزشی درمانی معتقد بودند که برنامه علاوه بر دستیابی فراگیران به اهداف آموزشی، توانسته است بار مراقبتی کارکنان پرستاری بخش ها را نیز تعدیل نماید.
    نتیجه گیری
    ارزیابی برنامه بیانگر موفقیت برنامه در دستیابی به اهداف آموزشی بود. به نظر می رسد اجرای برنامه های مشابه در این مقطع از دوره آموزشی دانشجویان نه تنها به تسهیل گذر نقش حرفه ای دانشجویان کمک می نماید، بلکه در صورت اجرای موثر می تواند به تعدیل چالش کمبود نیروی پرستاری کشور هم کمک نماید. توصیه می گردد با انجام مطالعاتی امکان اجرای چنین برنامه ای را در سال آخر دوره آموزشی رشته های مرتبط از جمله کارشناسی مامایی و دیگر رشته های پیراپزشکی بررسی نمایند.
    کلیدواژگان: مقیم سازی، کارآموزی در عرصه، دانشجوی پرستاری، گذر نقشی، اجتماعی شدن حرفه ای
  • آرام تیرگر*، فروغ کاظمی، ساناز بابازاده، زهرا اقالری صفحات 11-20
    زمینه و هدف
    ازآنجاکه یکی از شیوه های مرسوم آموزشی رشته های علوم پزشکی، آموزش توسط چند استاد است، لذا پژوهش حاضر باهدف ارزیابی دیدگاه اساتید علوم پزشکی در خصوص واحدهای درسی مشترک به اجرا درآمد.

    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی و توصیفی- تحلیلی در سال 1392 در میان اساتید علوم پایه علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام پذیرفت. نمونه برداری به صورت در دسترس با توجه به تمایل به مشارکت در پژوهش انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته مشتمل بر 14 سوال و برای تجزیه تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.

    یافته ها
     از 41 استاد مورد بررسی، حداقل33 نفر (4/80 %) درترم گذشته یا ترم جاری، یک درس را به صورت مشترک با دیگر اساتید تدریس کرده بودند.  اگر چه 9/65% از اساتید افزایش تنوع و جذابیت و حدود نیمی از آن ها رعایت بهتر سرفصل را از ویژگی های مثبت این شیوه برشمردند اما اکثر اساتید افزایش غیرضروری حجم مطالب (3/68 %)، کاسته شدن از فرصت لازم جهت ارزیابی درسی دانشجویان (2/51 %) و همچنین کاهش مدت زمان لازم برای آشنایی و برقراری ارتباط بین استاد و دانشجو (3/46 %) را از نقاط ضعف این شیوه بیان کردند. البته انجام آزمون های آماری گویای عدم اختلاف معنی دار در نتایج به تفکیک جنس و مرتبه علمی اساتید بود.

    نتیجه گیری
    حدود نیمی از اساتید با ارائه مشترک دروس مخالف بوده و یا نظر ممتنع داشتند، اما نیمی دیگر از اساتید نگاه مثبتی به ارائه دروس مشترک داشتند. بنابراین با عنایت به برخی جنبه های مثبت در چنین شیوه ای، اظهارنظر قطعی میسر نیست و نیاز به مطالعات گسترده تر می باشد.
    کلیدواژگان: پزشکی، آموزش، اساتید
  • کامران سلطانی عربشاهی، زهره سهرابی، محمدحسن کشاورزی، قباد رمضانی* صفحات 21-32
    زمینه و هدف
    هدف از انجام این مطالعه بررسی رابطه ابعاد انگیزش خودتعیین گری با اشتیاق شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
    روش بررسی
    روش انجام مطالعه توصیفی - همبستگی بود. جامعه ی آماری مورد مطالعه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران  در چهار دانشکده (بهداشت- پزشکی- پیراپزشکی و دانشکده ی علوم رفتاری و سلامت روان) بودند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 100 نفر به عنوان نمونه مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی دو پرسشنامه اشتیاق شغلی(سالوناوا و شوفلی با پایایی 99/0) و انگیزش شغلی با 5 مقیاس(کوداس و همکاران با پایایی 91/0) بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار (spss  نسخه 21) و آزمون های نرمالیتی، همبستگی و رگرسیون چندگانه بهره گرفته شد.
    یافته ها
    براساس یافته های به دست آمده 44 درصد افراد مورد مطالعه مرد و 56 درصد دیگر زن بوده اند. رابطه ی مثبت و معناداری بین (انگیزش درونی، خودپذیر و درون فکنی شده) و رابطه ی منفی معنی داری بین (بی انگیزه گی درونی و بی انگیزگی بیرونی) با اشتیاق شغلی در اعضای هیات علمی مشاهده شد. نتایج نشان داد که 22 درصد از واریانس اشتیاق شغلی براساس ابعاد انگیزش خود تعیین گری شغلی قابل پیش بینی است و  17 درصد از واریانس انگیزش خود تعیین گری براساس ابعاد اشتیاق شغلی قابل پیش بینی است.
    نتیجه گیری
    می توان گفت که سطوح بالای انگیزش شغلی خودتعیین کننده به پیامدهای مثبتی مانند اشتیاق شغلی می انجامد.  با توجه به اینکه انگیزش شغلی براساس ابعاد اشتیاق شغلی قابل پیش بینی است، بنابراین لازم است تا برنامه ریزان و دست اندرکاران با تدابیر لازم در پی بالا نگهداشتن انگیزش شغلی اعضای هیات علمی باشند.
    کلیدواژگان: انگیزش شغلی، خودتعیین گری، اشتیاق شغلی، اعضای هیات علمی، دانشگاه علوم پزشکی
  • زهره سادات میرمقتدایی*، سلیمان احمدی صفحات 33-42
    زمینه و هدف
    یادگیری ترکیبی ادغام اندیشمندانه یادگیری الکترونیکی و یادگیری چهره به چهره است  که درحوزه آموزش پزشکی مورد اقبال قرار گرفته است. با توجه به اهمیت و پیچیدگی این سیستم آموزشی نوین هدف از مطالعه حاضر شناخت و درک عمیق تر عوامل وابعاد موثر بر اثربخشی یادگیری ترکیبی است که بر اساس تجارب ذینفعان حاصل می گردد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کیفی از رویکرد تحلیل محتوا استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل 7 نفر از اساتید دانشگاه های علوم پزشکی ایران هستند که سابقه تدریس حداقل 2 سال متوالی را در سیستم آموزش مجازی دارند و 8 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های حوزه پزشکی که از طریق نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب گردیدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش 7 مرحله ای Colaizzi استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحقیق کیفی در 5 طبقه و 40 زیرطبقه شکل گرفت که طبقات حاصل شده عبارت بودند از: توانمندی های دانشجویی، شایستگی های مدرس،جنبه های فنی،حیطه پداگوژیک ومحیط حمایتی.هر کدام از طبقات به زیر طبقاتی تقسیم شدند.
    نتیجه گیری
    اهمیت موضوع یاددهی یادگیری و تقاضای روز افزون برای دسترسی به آموزش از یک طرف و تاکید بر اثربخش بودن آموزش از طرف دیگر یکی از چالش های پیش روی همه سازمان های آموزشی است. یافته های این مطالعه نشان داد که که با بازنگری اساسی در پذیرش دانشجو و استاد و همچنین فراهم نمودن امکانات فنی لازم در این حوزه می توان جایگاه شایسته این آموزش را پیدا کرد.
    کلیدواژگان: اثربخشی، یادگیری ترکیبی، آموزش پزشکی، تحقیق کیفی، تحلیل محتوا
  • عاطفه قناعتی، ناصر ناستی زایی* صفحات 43-53
    زمینه و هدف
    یکی از شاخص های مهم کیفیت آموزش، درگیری تحصیلی دانشجویان می باشد که می تواند تحت تاثیر سرزندگی تحصیلی دانشجویان و ویژگی های استاد مطلوب قرار بگیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین ویژگی های استاد مطلوب و درگیری تحصیلی با میانجی گری سرزندگی تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود.
    روش بررسی
     این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهشی همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 341 دانشجوی تحصیلات تکمیلی از طریق سه پرسشنامه ی ویژگی های استاد مطلوب، درگیری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی، مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای s‏pss16  و لیزرل استفاده شد.
    یافته ها
    مقدار ضریب همبستگی ویژگی های استاد مطلوب با درگیری تحصیلی (001/0, p<566/0r=)، ویژگی های استاد مطلوب با سرزندگی تحصیلی (001/0, p<328/0r=)، سرزندگی تحصیلی با درگیری تحصیلی (001/0, p<486/0r=) معنی دار بود. اثر مستقیم ویژگی های استاد مطلوب بر درگیری تحصیلی (02/8, t=98/0β=)، اثر مستقیم ویژگی های استاد مطلوب بر سرزندگی تحصیلی (23/4, t=45/0β=) و اثر مستقیم سرزندگی تحصیلی با درگیری تحصیلی (43/4 , t=35/0β=) معنی دار بود. اثر غیرمستقیم ویژگی های استاد مطلوب بر درگیری تحصیلی با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی (157/0β=) نیز معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    اساتید دانشگاه می توانند با به کارگیری شاخص های فرهنگی-تربیتی، آموزشی، پژوهشی و خدماتی-اجرایی، سرزندگی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانشجویان را ارتقا ببخشند.
    کلیدواژگان: ویژگی های استاد مطلوب، درگیری تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، دانشجویان
  • سحر ولیمقدم زنجانی، نقی کمالی*، محمد مجتبی زاده صفحات 54-68
    زمینه و هدف
    بین المللی سازی واکنشی فعال و مبتکرانه به پدیده جهانی شدن است.بین المللی سازی آموزش عالی دانشگاه های علوم پزشکی با توجه به تاکید اسناد بالادستی از قبیل برنامه ششم توسعه، سند چشم انداز بیست ساله و برنامه تحول آموزش پزشکی یک اولویت و ضرورت است .نظر به پیچیدگی و سطوح مختلف بین المللی سازی آموزش عالی از یک سو و وابستگی دانشگاه های علوم پزشکی کشور به نظام دولتی از سوی دیگر محقق در صدد تعیین نقش دولت در بین المللی سازی آموزش عالی دانشگاه های علوم پزشکی بود.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع کیفی بوده و داده های مطالعه بر اساس نظریه زمینه ای از طریق بررسی متون و مصاحبه با خبرگان جمع آوری گردید.جامعه آماری پژوهش شامل صاحبنظران مدیریت آموزشی و مدیران ارشد اجرایی مرتبط در وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی بود، مصاحبه با 20 نفر از خبرگان با روش نمونه گیری نظری و هدفمند تا حد اشباع نظری انجام و تحلیل داده ها با روش تحلیل مقایسه ای ثابت و انجام مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.
    یافته ها
    مطابق نظریه زمینه ای عوامل شرایطی دولت با 6 عامل (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی- نهادهای قانونی و سیاستگذار- اسناد ملی- امنیت ملی- زبان و فرهنگ- فناوری اطلاعات)، راهبردهای دولت با 7 عامل(سیاست پژوهی- سیاستگذاری- قانونگذاری- برنامه راهبردی- سیاست خارجی- بودجه- تجاری سازی آموزش) و عوامل پیامدی با 4 عامل(توسعه علمی- اقتصادی- سیاسی- فرهنگی) شناسایی و ارتباط بین عوامل یاد شده در دیاگرام نظریه زمینه ای ارائه گردید.
    نتیجه گیری
    بین المللی سازی آموزش عالی دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یک پدیده با تبعات ملی و فراملی مستلزم ایفای نقش دولت در ایجاد بستر، اجرای راهبردها و تحقق پیامدهای مورد انتظار است.
    کلیدواژگان: بین المللی سازی، آموزش عالی، دولت، دانشگاه علوم پزشکی، نظریه زمینه ای
  • مظفر شریف زاده*، ثنا صفری صفحات 89-102
    زمینه و هدف

    با در نظر گرفتن اهمیت و جایگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه ها، در پیشبرد رسالت ها و ماموریت های نظام آموزش عالی از یک سو و شکل گیری تغییرات سریع در فن آوری ها و چالش های پیش روی هر موسسه آموزشی، همواره نیاز است که تدابیری برای توسعه و بهبود مستمر کلیت این نظام و به طور مشخص ارتقای توانمندی ها، قابلیت های علمی و مهارت های حرفه ای اعضای هیئت علمی از طریق مدیریت دانش مورد توجه قرار گیرد، لذا پژوهش حاضر به نقش مولفه های مدیریت دانش در توسعه اعضای هیئت علمی دانشگاه های مجری آموزش از دور با (طرح الگوی مناسب)می پردازد.

    روش بررسی

     پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از نوع کیفی-کمی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه های مجری آموزش از دور کشور شامل5101 نفر بوده است. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود و تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان 357 نفر به دست آمد. تایید روایی ابزار توسط 15 نفر از خبرگان و پایایی ابزار بوسیله آلفای کرونباخ برای گویه های مدیریت دانش 89/. و گویه های توسعه 91/ .بدست آمد. جهت گردآوری داده ها، بخش کیفی پرسشنامه غیرساختارمند و بخش کمی از پرسشنامه نیمه ساختارمند و ساختارمند استفاده شد. برای نرمال بودن داده‎ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و برای تحلیل مسیر و بررسی برازش مدل از معادلات ساختاری با کاربرد(نرم افزار AMOS) و برای تجزیه تحلیل داده ها، از نرم افزارSpss استفاده شد.

    یافته ها

    در پژوهش حاضر، شاخص های مدیریت دانش(خلق، تسهیم، ذخیره و کاربرد دانش) بر کل شاخص های توسعه(فردی، حرفه ای و سازمانی) تاثیر گذار هستند به طوریکه کل اثر علی مدیریت دانش بر بهسازی 693/0 است وشاخص های برازش مدل، حاصل تقسیم مقدار خی دو بر درجه آزادی برابر با 701/11 است. درمجموع، از 4 شاخص مربوط به برازش مدل، می توان با تسامح گفت مدل از برازندگی نسبتا مناسبی برخوردار است.

    نتیجه گیری

     مدیریت دانش به عنوان یک راهبرد آگاهانه در خلق، تسهیم و کاربرد دانش، باعث افزایش عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های مجری آموزش از دور شده و اعضاء هیئت علمی نقشی تاثیرگذار بر عملکرد نظام آموزش عالی دارند.

    کلیدواژگان: مدیریت دانش، توسعه اعضای هیئت علمی، دانشگاه های مجری آموزش از دور
  • سمیه شاهرودی، عزیزاله اربابی سرجو*، ام البنین راهدار صفحات 103-114
    زمینه و هدف

    آموزش عالی یکی از مهم ترین نهادها جهت آموزش و تامین نیروی انسانی می باشد که جهت حفظ و بقای خود نیازمند توجه به کیفیت خدمات می باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ادراک دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی 97-1396 انجام گرفت.

    روش بررسی

    در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر 477 دانشجو براساس جدول نمونه گیری مورگان به صورت نمونه گیری طبقه ای- متناسب از شش دانشکده دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به تصادف انتخاب و وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه تدوین شده ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی بر اساس مدل سروکوآل بود. اطلاعات پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارSPSS (V21)  با استفاده از آمارتوصیفی و تحلیلی، شامل آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه تحلیل شد.

    یافته ها

     نتایج مربوط به ارزیابی ادراک دانشجویان از کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه نشان داد که 11/2 درصد از دانشجویان کیفیت خدمات را ضعیف، 87 درصد متوسط و 1/8 درصد خوب ارزیابی کرده اند. همچنین مقایسه میانگین نمرات ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی به تفکیک متغیرهای جنسیت، وضعیت تاهل، سن، نوع اسکان و همچنین دانشکده ها از نظر آماری معنی دار نشد (P>0.05) در حالی که اختلاف مشاهده شده میانگین نمرات ارزیابی به تفکیک متغیر  وضعیت بومی بودن دانشجویان از نظر آماری معنی دار شد(P<0.05).

    نتیجه گیری

    نتایج حاکی از آن بود که کیفیت خدمات آموزشی موجود متوسط می باشد بنابراین لازم است مسئولین جهت افزایش ارتقاء کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه برنامه ریزی های کارآمدتری تدوین نمایند.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، کیفیت، خدمات آموزشی، دانشجو
|
  • Mohammadreza Dinmohammadi*, Azar Avazeh Pages 1-12
    Background and Objective
    Nursing students' experiences in the field of internship require intelligent attention and management. The plan was designed and implemented in order to settle the senior undergraduate nursing students at the Educational and Treatment Center.
    Materials and Methods
    In order to implement this single-group interventional study, undergraduate nursing students were attending full-time work in medical and surgical wards of Educational and Treatment Center under the supervision of a teaching assistant (TA) and a senior instructor in their last year of the course. The program started from the first semester of the 2016-2017 academic year and continued until the second semester of the 2017-2018. The planning and implementation team of the program at the faculty and its corresponding team at the educational and treatment center was responsible for planning, implementing, monitoring, and evaluating the program. Students' satisfaction with the program and their feedback was reviewed by the planning and implementation team. In this study, the first level of a Kirkpatrick model was used to evaluate the program.
    Results
    Most of the participating students acknowledged that the program had a positive impact on professional preparation, accountability, self-esteem, and job independence in comparison to the conventional program. They also had criticisms of the program, that the most important of them was mentioned in the article. Also, the head nurses and TAs believed that the program, in addition to reaching the educational goals, was able to moderate the care burden of the nursing staff of the departments.
    Conclusion
    Appraisal of the program illustrates the success of the program in achieving educational goals. It seems that the implementation of similar programs at this stage of the student's curriculum will not only facilitate the transition of the student's professional role but if implemented effectively, it can also help to mitigate the shortage of nursing. It is recommended to study the possibility of implementing such programs in the final year of the midwifery and other paramedical courses.
    Keywords: Settlement, Internship, Nursing Student, Role Transition, Professional Socialization
  • Aram Tirgar*, Forogh Kazemi, Sanaz Babazadeh, Zahra Aghalari Pages 11-20
    Background & Objective
    Since one of the common methods of medical sciences teaching is teaching by several lecturers, the present study aimed to evaluate the viewpoints of medical science professors on this type of teaching.
    Materials and Methods
    This cross-sectional, descriptive and analytical research was performed on professors of Babol University of Medical Sciences in 2013. Subjects were selected using convenience sampling, and data were collected using a 14-item researcher-made questionnaire. In addition, data analysis was performed using descriptive and inferential statistics.
    Results
    From a total of 41 professors, about 33 cases (80.4%) had the experience of teaching a course by several lecturers in the previous or current semester. In total, 65.9% of professors believed that this type of teaching increased the diversity and attractiveness of the course and about half of them reported that there was better compliance with the headlines. On the other hand, most of these individuals believed that teaching a course by several lecturers was associated with an unnecessary increase in volume of the course content (68.3%), as well as a decrease in the time required for student assessment (51.2%) and the time needed for establishing relationships between professors and students (46.3%). However, statistical tests showed no significant differences in results in terms of gender and academic rank of professors.
    Conclusion
    According to the results of the study, about half of the professors opposed to applying the method of teaching by several lecturers or no comments on this technique. However, the other half of the professors had a positive attitude toward this type of teaching. Therefore, considering some of the positive aspects of teaching by several lecturers, it is not possible to provide a definitive opinion about the method and more extensive studies are required in this regard.
    Keywords: Medical, Education, Professors, University
  • Kamran Soltani Arabshahi, Zohre Sorabi, Mohammad Hasan Keshavarzi, Ghobad Ramezani* Pages 21-32
    Background and Objective
    This study aimed to evaluate the relationship between self-determined motivation and work engagement of faculty members of Iran University of Medical Sciences.
    Materials and Methods
    This descriptive and correlational study was performed on faculty members of Iran University of Medical Sciences in four schools of health, medicine, paraclinical and behavioral sciences, and mental health. In total, 100 subjects were selected using the Cochran formula. Research tools included work engagement (Salanova and Schaufeli [2002] with 0.99 reliability). In addition, data analysis was performed in SPSS version 21 using normality, correlation, and multiple regression tests.
    Results
    According to the results, 44% of the subjects were male, and 56% were female. There was a significant and positive correlation between internal, introjected, and self-determined motivation and work engagement of the faculty members. On the other hand, there was a negative and significant relationship between internal and external amotivation and work engagement of the participants. Results indicated that 22% of the variance of work engagement could be predicted based on the dimensions of self-determined work motivation. In addition, 17% of the variance of self-determined motivation could be foreseen according to the dimensions of work engagement.
    Conclusion
    According to the results of the study, high levels of self-determined work motivation could have positive outcomes, such as work engagement. Given the fact that work motivation could be predicted by the dimensions of work engagement, it is necessary to design methods to maintain a high level of work motivation in faculty members by planners and decision makers of this field.
    Keywords: Work Motivation, Self-determined, Work Engagement, Faculty Members, University of Medical Sciences
  • Zohrehsadat Mirmoghtadaie*, Soleiman Ahmady Pages 33-42
    Background &
    Objective
    Blended learning is the thoughtful integration of e-learning and face-to-face learning, which has been accepted in the field of medical education. Given the importance and complexity of this novel educational system, this study aimed to recognize and gain an in-depth understanding of the factors and dimensions affecting the effectiveness of blended learning based on the experiences of stakeholders in this area.
    Materials and Methods
    In this qualitative research, content analysis approach was applied. Subjects included seven faculty members of Iran University of Medical Sciences with a history of teaching through virtual education systems for a minimum of two years and eight MSc students in medical disciplines, selected by convenience sampling. Data analysis was performed applying the seven-step Colaizzi method.
    Results
    In this study, five categories, including student capabilities, teacher competencies, technical aspects, pedagogical field, and supportive environment, and 40 subcategories were obtained.
    Conclusion
    The importance of teaching-learning and increasing demand for access to education from one hand and emphasis on the effectiveness of education from the other hand are among the major challenges of all educational systems. According to the results of the study, the desirable position of this type of training could be found by the fundamental review of acceptance of students and professors and providing the necessary technical facilities.
    Keywords: Effectiveness, Blended Learning, Medical Education, Qualitative Research, Content Analysis
  • Atefeh Ghenaati, Naser Nastiezaie* Pages 43-53
    Background and Objective
    One of the major education quality indicators is students’ academic engagement, which could be influenced by students' academic buoyancy and effective teacher features. The present study aimed to investigate the relationship between effective teacher features and academic engagement mediated by academic buoyancy of post-graduate students at Sistan and Baluchestan University.
    Materials and Methods
    This research is applied in terms of objective and a structural equation-based correlational study in terms of research method. Using stratified random sampling method and according to Cochran’s sampling formula, 341 postgraduate students were included in the study and filled in three questionnaires of effective teacher features, academic engagement, and academic buoyancy. Correlation coefficient of the structural equation model was used to analyze the data. SPSS software version 16 and LISREL software were used to run the analyses.
    Results
    There were significant correlation coefficients between the effective teacher features and academic engagement (r = 0.56, p <0.001), effective teacher features and academic buoyancy (r = .328 p <0.001), academic buoyancy and academic engagement (r=0.486, p <001). The direct effects of the effective teacher features on academic engagement (t =8.02, β = 0.98), effective teacher features on academic buoyancy (t =4.23, β =0.45) and academic buoyancy on academic engagement (t =4.43, β = 0.45) were significant. The indirect effect of the effective teacher features on academic engagement with regard to the mediating role of academic buoyancy (β = 0.157) was also significant.
    Conclusion
    University professors can enhance the academic buoyancy and academic engagement of their students through employing cultural-educational, training, research and service-executive indicators.
    Keywords: Effective teacher features, Academic engagement, Academic buoyancy, Students
  • Sahar Valimoghadam, Naghi Kamali*, Mohammad Mojtabazadeh Pages 54-68
    Background &
    Objective
    Internationalization is an active and intelligent reaction to the phenomenon of globalization. Higher education internationalization in universities of medical sciences is a necessity and priority considering the emphasis of the upstream documents, including the sixth development plan, 20-year vision plan and medical education transformation program. Given the complication and various levels of internationalization of higher education from one hand and dependency of universities of medical sciences on the government system from the other hand, this study aimed to determine the role of the government in the higher education internationalization in universities of medical sciences.
    Materials and Methods
    In this qualitative research, the grounded theory method was employed to evaluate content and reviews with experts. The research population included educational management experts and senior executive managers related to the ministry of health and universities of medical sciences. Interviews were conducted with 20 experts through theoretical and targeted sampling method and continued until data saturation. In addition, data analysis was performed using fixed comparative analysis and performing open, axial, and selective stages.
    Results
    According to the grounded theory, the causal factors of the government were recognized with six factors (ministry of health, legal and policy-making units, national documents, national security, language and culture, information technology). On the other hand, strategies of the government and consequences were recognized with seven (policy research, policy-making, legislation, strategic plan, foreign policy, budget, and commercialization of education) and four (scientific, economic, political, and cultural development) factors, respectively. In addition, the relationship between the mentioned factors was presented in the diagram of grounded theory.
    Conclusion
    As a phenomenon with national and transnational consequences, internationalization of higher education of universities of medical sciences requires the role-playing of the government in the implementation of strategies and realization of expected consequences.
    Keywords: Internationalization, Higher Education, Government, University of Medical Sciences, Grounded Theory
  • Mozaffar Sharifzadeh*, Sana Safari Pages 89-102
    Background and Objective

    Given the importance and status of faculty members in universities, the advancement of the duties and missions of the higher education system and rapid development of the technologies and challenges faced by educational institutions require proper measures for the continuous development and overall improvement of these systems, especially the improvement of the capacities, scientific capabilities, and professional skills of faculty members through knowledge management. The present study aimed to assess the role of the elements of knowledge management in the improvement of the faculty members in distance education universities by designing an appropriate model.

    Materials and Methods

    This applied, qualitative research was conducted on the faculty members of distance education research universities in Iran, including 5,101 faculty members. The participants were selected via stratified random sampling (n=357) and based on Morgan's table. Data were collected using a questionnaire. The validity of the research instrument was confirmed by experts, and its reliability was confirmed using the Cronbach's alpha, which was estimated at 0.89 for knowledge management and 0.91 for knowledge development items. Data analysis was performed in SPSS using the Kolmogorov-Smirnov test for data normalization. In addition, the path and fitting of the model were examined using structural equations in AMOS software.

    Results

    In this research, knowledge management indicators (creation, sharing, storage, and application of knowledge) affected all the improvement indicators (individual, professional, and organizational), so that the overall effect of knowledge management on improvement was estimated at 69.3 in the model fitting index table.

    Conclusion

    According to the results, knowledge management is a conscious strategy for creating, sharing, storing, and applying knowledge, thereby enhancing the performance of the faculty members in distance education universities and enabling them to become an efficient element of change in universities.

    Keywords: Knowledge Management, Faculty Development, Distance Education
  • Somayeh Shahroudi, Azizollah Arbabisarjou*, Omolbanin Rahdar Pages 103-114
    Background & Objective

    Higher education is an important institution providing education and human resources, which requires special attention in terms of the quality of services if it is to be preserved. The present study aimed to assess the perceptions of students toward the quality of educational services at Zahedan University of Medical Sciences (ZAUMS), Iran during the academic year 2017-2018.

    Materials and Methods

    This cross-sectional, descriptive-analytical study was conducted on 477 students, who were selected randomly using the Krejcie-Morgan table for the estimation of sample size and stratified-proportional sampling from the students of six schools at ZAUMS. Data were collected using the adjusted standardized questionnaire for the quality of educational services (SERVQUAL) model. The questionnaire consisted of two sections, including demographic data and quality assessment of educational services based on the SERVQUAL model. Data analysis was performed in SPSS version 21 using descriptive and analytical statistics, such as independent t-test and one-way analysis of variance (ANOVA).

    Results

    The assessment of the perceptions of the students toward the quality of university services indicated that 11.2%, 87%, and 1.8% of the students considered the service quality to be poor, average, and favorable, respectively. However, the quality assessment of the educational services based on gender, marital status, age, type of accommodation, and schools indicated no statistically significant correlations (P>0.05). The difference observed in the average scores of the quality assessment obtained by the native students was considered statistically significant (P=0.004).

    Conclusion

    According to the results, the students considered the quality of the current educational services at ZAUMS to be average. Therefore, the authorities must implement efficient plans in order to improve the quality of educational services.

    Keywords: Higher Education, Quality, Educational Services, Student