فهرست مطالب

سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافیایی در منابع طبیعی - سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • زهره ابراهیمی خوسفی*، محمد خسروشاهی، مریم نعیمی، سمیرا زندی فر صفحات 1-14
    تالاب ها از مهم ترین اکوسیستم های طبیعی هستند که به دلیل تغییرات اقلیمی و خشکسالی های اخیر، از سطح مرطوب آن ها کاسته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین شاخص بارش استانداردشده و شاخص بارش و تبخیر و تعرق استانداردشده با مقادیر متوسط شاخص اصلاح شده اختلاف آب نرمال شده در محدوده تالاب میقان انجام شد. بدین منظور از تصاویر چندزمانه لندست و داده های اقلیمی ایستگاه سینوپتیک اراک برای بازه زمانی 28 ساله (1396-1369) استفاده شد. پس از اعمال پیش پردازش های لازم بر روی تصاویر ماهواره ای، شاخص اصلاح شده اختلاف آب نرمال شده و میانگین آن برای هرسال تهیه گردید. به منظور بررسی ارتباط بین شاخص های خشکسالی هواشناسی و میانگین شاخص اصلاح شده اختلاف آب نرمال شده، نمودار پراکنش نقطه ای بین آن ها ترسیم و ضریب تعیین حاصل از برازش مدل رگرسیون دومتغیره، محاسبه گردید. نتایج نشان داد که محتوای رطوبتی تالاب میقان در بازه زمانی موردبررسی به میزان قابل توجهی کاهش یافته است به طوری که مقادیر متوسط رطوبت سطح تالاب از 0.36 در سال های ابتدایی به 0.04- در سال های پایانی رسیده است. ضریب تعیین به دست آمده از برازش مدل رگرسیونی بین شاخص بارش استانداردشده و شاخص بارش و تبخیر و تعرق استانداردشده با میانگین شاخص اصلاح شده اختلاف آب نرمال شده به ترتیب 0.34 و 0.51 تخمین زده شد. این نتیجه بیانگر آن است که 34% تغییرات رطوبتی تالاب میقان با استفاده از شاخص بارش استانداردشده و 51% تغییرات آن با استفاده از شاخص بارش و تبخیر و تعرق استانداردشده، قابل توجیه است.
    کلیدواژگان: خشکیدگی، شاخص اصلاح شده اختلاف آب نرمال شده، تصاویر لندست، تالاب میقان
  • کریم سلیمانی، شادمان درویشی، فاطمه شکریان* صفحات 15-33
    پیامد خشکسالی می تواند به صورت کاهش منابع آب، پوشش گیاهی و تغییرات در تولیدات کشاورزی نمایان شود. برای مطالعه و پایش خشکسالی نیاز به کمی سازی اثرات آن با استفاده از شاخص های خشکسالی است. هدف این مطالعه تحلیل خشکسالی کشاورزی شهرستان مریوان با استفاده از تصاویر لندست از سال 1379 تا 1396 است. بعد از پیش پردازش تصاویر، شاخص خشکی پوشش گیاهی (VDI) و شاخص سلامت پوشش گیاهی (VHI) استخراج گردیدند. بررسی شاخص ها نشان داد که خشکسالی کشاورزی در شاخص خشکی پوشش گیاهی (VDI) در هیچ سالی وجود نداشته و مقادیر ارزش پیکسل ها در این شاخص نزدیک به 100 بوده که نشان دهنده وضعیت نرمال و بهینه است به طوری که از سال 1379 تا 1383 وضعیت نرمال و از سال 1387 تا 1396 وضعیت بهینه در منطقه غالب بوده است. همچنین نتایج شاخص سلامت پوشش گیاهی نشان دهنده وضعیت بدون خشکی در منطقه است. بر اساس این شاخص، خشکسالی کشاورزی در طبقات خیلی شدید، شدید و متوسط در دوره موردمطالعه وجود نداشته و بیشترین مساحت نواحی خشکی ملایم در بخش های شرق و جنوب شرق در سال های 1379، 1380، 1382 و 1384 به ترتیب 38.23، 38.24، 12.29 و 35.74  کیلومترمربع بوده است. به طورکلی با توجه به تاکید اصلی این مطالعه بر مبنای شاخص خشکی پوششش گیاهی (VDI) و شاخص سلامت پوشش گیاهی (VHI)، از سال 1379 تا 1396 (به استثنای سال 1391) نتایج نشان دهنده عدم وجود خشکسالی کشاورزی در شهرستان مریوان است. با توجه مزایای تصاویر ماهواره ای همچون سطح پوشش وسیع تر، قدرت تفکیک زمانی بالاتر و هزینه کمتر، استفاده از دانش سنجش ازدور برای مطالعه خشکسالی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: شاخص خشکی پوشش گیاهی، شاخص سلامت پوشش گیاهی، شاخص نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی، تصاویر لندست، مریوان
  • راضیه قیومی، الهام ابراهیمی*، فرهاد حسینی، مصطفی کشت کار صفحات 34-47
    مدل سازی توزیع مکانی جوامع گیاهی برای پیش بینی زیستگاه های بالقوه و به منظور حفاظت از گونه ها صورت گرفته و موجب شناخت عوامل موثر بر  توزیع آن ها خواهد شد. هدف از این پژوهش مطالعه تاثیر تغییرات اقلیمی در تعیین رویشگاه های بالقوه جنگل های مانگرو  ایران و مدل سازی توزیع گونه ای آن است. در این مطالعه نقاط حضور گونه حرا به عنوان گونه غالب ثبت و مدل سازی توزیع گونه ای با روش حداکثر آنتروپی در نرم افزار MaxEnt انجام شد. نتایج نشان داد مناسب ترین مناطق برای  توزیع آن در شرایط اقلیم کنونی، سواحل دریای عمان و مناطق شرقی خلیج فارس حدفاصل خلیج گواتر تا سواحل شمالی جزیره قشم و خلیج نایبند در جنوب استان بوشهر هستند. در سال 2050 برحسب سناریوی RCP2/6 مطلوبیت زیستگاهی در سواحل شرقی خلیج فارس و برحسب سناریوی RCP8/5 مطلوبیت زیستگاهی در سواحل شرقی دریای عمان افزایش خواهد یافت. در سناریوهای فعلی و آینده، سواحل شمال استان بوشهر و استان خوزستان فاقد مطلوبیت زیستگاهی است. نتایج این پژوهش برای برنامه ریزی حفاظت و توسعه دست کاشت این جنگل ها کاربرد خواهد داشت.
    کلیدواژگان: جنگل های مانگرو، حرا، مدل حداکثر آنتروپی، تغییر اقلیم
  • هادی رحیمی*، عبدالرسول سلمان ماهینی، حمیدرضا کامیاب صفحات 48-62
    هدف اساسی از آمایش سرزمین، مدیریت و برنامه ریزی آن، توزیع فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و ظرفیت های آشکار و پنهان با توجه به توان سرزمین و تحولات و دگرگونی های زمان و نیازها است. در این پژوهش برای پهنه بندی و آمایش شهرستان های گرگان و علی آباد در هشت کاربری کلان، از روش بهینه سازی اختصاص چندهدفه زمین استفاده شد. از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) و نظر کارشناسان برای وزن دهی به کاربری های کلان در سه معیاراصلی اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی انجام شد. همچنین مقایسه زون بندی بر پایه وزن دهی دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و فرآیند تحلیل شبکه ای موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد با توجه به مقادیر کاپای کل (0.9151)، کاپای مکانی (0.9524)، کاپای استاندارد (0.9523) و توافق شانس (0.1111) زون بندی به روش اختصاص چندهدفه زمین بر پایه وزن های فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و فرآیند تحلیل شبکه ای دارای شباهت زیادی است اما اختلاف جابه جایی کاربری ها در دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و فرآیند تحلیل شبکه ای تعداد 88663 پیکسل (7979 هکتار)  معادل  2.9 درصد کل منطقه موردمطالعه بود. بدین منظور داده های آماری  فاکتورهای شیب، ارتفاع، تراکم پوشش گیاهی، بارش و فرسایش پذیری بر پایه ی وزن دهی دو روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و فرآیند تحلیل شبکه ای استخراج شد. باتوجه به نتایج، جایگیری کاربری ها بر پایه روش فرآیند تحلیل شبکه ای در مقایسه با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به صورت کلی مناسب تر است. بدین معنی که روش فرآیند تحلیل شبکه ای دارای عملکرد مناسب تری در وزن دهی به کاربری ها داشته است. نتایج این پژوهش ارتباط و اهمیت همه جنبه های اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی را در آمایش و برنامه ریزی استفاده از سرزمین بیان می کند.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، اختصاص چندهدفه زمین (MOLA)، فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP)، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، علی آباد و گرگان
  • سید رضا میر علی زاده فر، شهروز منصوری* صفحات 63-84
    آب به عنوان اساسی ترین نیاز زندگی در حال حاضر و گستردگی موارد استفاده در مسائل شرب، کشاورزی، صنعت، اقتصادی- اجتماعی و امنیتی- سیاسی ما را به بر آن می دارد که با حداقل صرفه جویی در هزینه و زمان به شناسایی خصوصیات پهنه ها، رودخانه ها و سطوح آبی با روش های مختلف ازجمله استفاده از تصاویر ماهواره ای پرداخت. هدف از این تحقیق ارزیابی روش های تشخیص پهنه ها، سطوح آبی و رودخانه ها با شاخص های؛ تفاضل نرمال شده پوشش گیاهی، بارزسازی شده پوشش گیاهی، پوشش گیاهی با تنظیم انعکاس خاک، تفاضل نرمال شده آب، اصلاحی تفاضل نرمال شده آب، استخراج اتوماتیک آب در مناطق شهری، استخراج اتوماتیک آب در مناطق سایه دار و روش طبقه بندی نظارت نشده خوشه بندی کلاستر و نظارت شده بیشترین شباهت برای شناسای سطوح آبی و شاخص فاکتور بهینه در شناسایی کیفیت آب ازلحاظ شوری و شیرینی و همچنین تعیین نفوذ زبانه آب ورودی به پهنه های بزرگ تر در بخشی از حوزه های رودخانه کارون، جراحی و زهره در جنوب استان خوزستان با تصاویر سنجنده مشاهده زمینی ماهواره لندست-8 است. نتایج تحقیق نشان داد که  شاخص های اتوماتیک استخراج پهنه های آبی در مناطق سایه دار و شهری کارایی بیشتری نسبت به سایر شاخص های دیگر به دلیل در نظر گرفتن طول موج های مادون قرمز کوتاه در شناسایی آب دارند که با نتایج روش طبقه بندی نظارت شده بیشترین شباهت با ضریب کاپا 94% یکسان و عملکرد مشابهی داشتند. هم چنین نتایج شاخص فاکتور بهینه در کارایی تشخیص آب شور و شیرین و میزان نفوذ زبانه آب ورودی با نشان دادن بیشترین اطلاعات مفید و حذف اطلاعات تکراری باندهای تصویر سنجنده مشاهده زمینی ماهواره لندست-8  به مقدار 79.10% برای ترکیب رنگی 651 به دست آمد.
    کلیدواژگان: آب های سطحی، رودخانه جراحی -زهره، رودخانه کارون، لندست، خوزستان
  • بهاره زنجانی، حسام سید کابلی*، محسن رشیدیان صفحات 85-101
    داده های بارش ماهواره ای به صورت گسترده جهت تخمین بارش بخصوص در مناطقی که پراکنش ایستگاه های باران سنجی نامناسب و ناکافی هستند، مورداستفاده قرار می گیرند. بااین وجود، وضوح مکانی کم این نوع داده ها، کاربرد آن ها را با محدودیت هایی در مطالعات هیدرولوژیکی حوزه های آبریز و در مقیاس منطقه ای مواجه کرده است. بنابراین حفظ دقت برآورد بارش توسط ماهواره ها و دستیابی به مقیاس مکانی مناسب در مطالعات هیدرولوژیک هدف اصلی این مطالعه قرار گرفت. در این تحقیق روش رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) برای ریز مقیاس نمایی مکانی داده های بارندگی ماهواره ای تی آر ام ام (TRMM-3B42V7) در سال آبی 90-89 برای حوزه آبریز سد دز واقع در جنوب غرب ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. ریزمقیاس نمایی با ایجاد روابط ناایستا بین بارش TRMM و ویژگی های به دست آمده از مدل ارتفاع رقومی (DEM)، شاخص پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI)، شاخص گیاهی بهبود یافته (EVI) و دمای سطح زمین (LST)  انجام شد. نتایج نشان می دهند که داده های بارش ریزمقیاس شده در مقیاس مکانی 1 کیلومتر به طور معنی داری تفکیک مکانی را بهبود داده و با داده های مشاهداتی ایستگاه های باران سنجی از تطابق خوبی برخوردارند. به طوری که برای بارش تجمعی 16 روزه،  مقادیر آماره های جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین مطلق خطا (MAE) به ترتیب برابر با 22.7 و 7.45 میلی متر هستند. بااین وجود میزان دقت مدل در مکان ها مختلف متفاوت بوده و به شرایط پوشش گیاهی وابستگی زیادی دارد.
    کلیدواژگان: بارش ماهواره ای، رگرسیون وزنی جغرافیایی، حوزه رودخانه دز، دمای سطح زمین، پوشش گیاهی
  • معصومه عباسی خالکی*، اردوان قربانی، فرید دادجو صفحات 102-120
    در این مطالعه برای مشخص نمودن مهم ترین عوامل موثر در مکانیابی اراضی دیم مستعد احیاء و تعیین مکان های دارای اولویت مرتع کاری، شرایط اکولوژیکی در پنج معیار اقلیمی، توپوگرافی، ژئومورفولوژی، خاک شناسی و کاربری اراضی و هرکدام با سطوح زیرمعیار تعریف شده، مورد بررسی قرار گرفت. سپس پرسشنامه ای طراحی و توسط 10 نفر از کارشناسان متخصص تکمیل و به معیارها و زیرمعیارهای مربوطه امتیاز داده شد. نتایج محاسبه وزن معیارها نشان داد که از عوامل اصلی اثرگذار در مکانیابی دیم زارهای مستعد احیا، بیشترین تاثیر را توپوگرافی و اقلیم به ترتیب با وزن 0.43 و 0.26 داشته اند و پس ازآن عوامل خاکشناسی و کاربری اراضی دارای اولویت های بعدی می باشند. عامل ژئومورفولوژی نیز با وزن 0.06 کمترین اثر را داشته است. پس از آماده سازی نقشه های پایه، این لایه ها و وزن های مدل فرآیند تحلیل شبکه ای در سیستم اطلاعات جغرافیایی با همدیگر ترکیب شده و نقشه پتانسیل احیای دیم زارهای حوزه در پنج کلاس به دست آمد. نتایج نشان داد که 19165 هکتار از سطح دیم زارهای کم بازده و رهاشده معادل 32.35 درصد، دارای استعداد یا پتانسیل خیلی زیاد برای احیا می باشند. کمترین سطح اراضی برابر با 3445 هکتار و 5.81 درصد دارای پتانسیل خیلی کم می باشند. به طورکلی باتوجه به نتایج 75.54 درصد از این اراضی پتانسیل احیای متوسط به بالا دارند و این درصد نشان دهنده توان بالای منطقه برای مرتع کاری و احیای اراضی دیم کم بازده و رهاشده است. لذا می توان از این روش در تعیین مناسب ترین اراضی دیم مستعد احیا و علوفه کاری و بازگشت این اراضی به مرتع استفاده نمود تا موفقیت پروژه های تبدیل دیم زار بیشتر گردد.
    کلیدواژگان: تحلیل شبکه ای، دیم زار مستعد احیاء، علوفه کاری، سوپرماتریس، بالخلی چای
|
  • Zohre Ebrahimikhusfi *, Mohammad Khosroshahi, Mariam Naeimi, Samira Zandifar Pages 1-14
    Wetlands are one of the most important natural ecosystems that due to climate changes and recent droughts, their moisture levels have been reduced. The purpose of this study was to investigate the relationship between the Standardized precipitation, drought index  (SPI) and Standardized precipitation-evapotranspiration index (SPEI) with mean values of Modified normalized difference water index (MNDWI)in Meyghan wetland. For this purpose, Landsat multitemporal images and climatic data related to the Arak synoptic station were used for the period of 28-year (1990-2017). After applying the necessary preprocessing on satellite images, MNDWI and its average values were computed for each year. In order to investigate the relationship between drought indices and mean values of MNDWI, the scatter diagram between them was delineated and the coefficient of determination obtained from the bivariate regression model was calculated. The results showed that the drying trend in Meyghan wetland during the study period was growing so that the average surface moisture of the wetland decreased from 0.36 in the initial years to -0.04 in the final years the coefficient of determination obtained from the fitting of the regression model between the SPI and MNDWI and between SPEI and MNDWI was estimated 0.34 and 0.51, respectively. These results indicate that 34% and 51% of the moisture changes in Meyghan wetland are explained by the SPI and SPEI, respectively.
    Keywords: Dryness, Modified normalized difference water index (MNDWI), Landsat images, Meyghan wetland
  • Karim Solaimani, Shadman Darvishi, Fatemeh Shokrian * Pages 15-33
    The effects of drought can be represented as water resources declinations, vegetation and consequently, reducing agricultural production. To study and monitor drought, it is necessary to quantify its effects using drought indices.  The purpose of this study was to analyze drought in Marivan city using Landsat images from 2000 to 2017. After preprocessing the images, vegetation drought index (VDI) and vegetation health index (VHI) were extracted. Assessment of the indices showed that agricultural drought in VDI index was not observed in any year, and the values of this index were close to 100 that it indicates normal and optimal conditions. So, from 2000 to 2004 the normal conditions and from 2008 to 2017 have been optimal conditions in the dominant region. The results of VHI also show the Conditions without drought in the region. According to this index, extreme drought, severe drought and moderate drought in the studied years did not occur. The largest area of mild drought in the eastern and southeastern parts of the region in 2000, 2001, 2003, and 2005 was 38.23, 38.28, 12.29 and 35.74 km2, respectively. In general, According to the main emphasis of this study, based on VDI and VHI indices, from 2000 to 2017 (with the exception of  2012), the results indicate the absence of agricultural drought in the Marivan city. Considering the benefits of satellite images such as broader coverage, higher temporal resolution, and lower cost, it is recommended to use the knowledge of remote sensing for drought study.
    Keywords: Vegetation drought index (VDI), Vegetation health index (VHI), Normalized difference vegetation index (NDVI), Landsat images, Marivan
  • Raziyeh Ghayoumi, Elham Ebrahimi *, Farhad Hosseini Tayefeh, Mostafa Keshtkar Pages 34-47
    Spatial modelling of distribution in the plant communities apply for predicting potential habitat areas and protecting species and determining the factors affecting their distribution. The study purpose is to determine the potential distribution of mangroves in Iran under climate change. In this study, occurrence records for Avicenia marina as dominant species were collected and MaxEnt modeling was used to predict the distribution of mangrove forests. The result showed the most suitable areas for the mangrove distribution under current climatic conditions are the Oman Sea coasts and the eastern coast of the Persian Gulf from Gwadar Bay to the northern coasts of Qeshm Island and Nayband Bay in the southern part of Bushehr Province. In the year 2050, habitat suitability based on the RCP2.6 and RCP8.5 scenarios, on the eastern coasts of the Persian Gulf and the Oman Sea, will increase. Both current and future climatic conditions, the northern coasts of Bushehr Province and the coasts of Khuzestan Province were not defined as suitable habitats. The results can apply for the conservation plan and mangrove planting.
    Keywords: Mangrove forests, Avicenia marina, Maximum entropy model (MEM), Climate change
  • Hadi Rahimi *, Abdolrasoul Salman Mahini, Hamid Reza Kamyab Pages 48-62
    Management and planning, distributing the economic and social activities as well as clearing hidden capacities in terms of the land’s potential and needs are the main goals of Land use planning. MOLA was used in order to zoning and planning Gorgan and Aliabad cities in eight major Land-uses. The method of analytic hierarchy process (AHP) and analytic network process (ANP) and the experts’ experiences were used for weighting the three main factors including ecological, economic and social factors. Compare zoning based on two ways AHP and ANP weighting also was evaluated. The results showed that the integration of applications based on AHP and ANP different weighting methods. According to the results of the integration of applications based on ANP method compared to the AHP with respect to slope, height, density of vegetation, rainfall and erosion ability in general is more appropriate. The results showed that according to total Kappa values (0.9151), spatial Kappa (0.9524), standard Kappa (0.9323), and chance agreement (0.1111), MOLA based zoning based on AHP and ANP weights had a similarity A lot. But the difference in the use of the AHP and ANP was 88663 pixels (7979 ha). For this purpose, statistical data on slope, height, vegetation density, precipitation and erodibility were extracted based on the weight of the two methods of AHP and ANP. According to the results, the placement of land use based on the ANP method in comparison with AHP is more appropriate in general. This means that the method has better performance in the ANP have been weighted to land-uses. The results of this study, the relationship and the importance of all aspects of ecological, economic and social planning and land use planning notes.
    Keywords: Land use planning, Multi objective land allocation (MOLA), Analytic network process (ANP), Analytical hierarchy process (AHP), Aliabad, Gorgan
  • Seyed Reza Mir Alizadehfard, Shahrooz Mansouri * Pages 63-84
    Water as one of the most basic needs of our present life and the extent of our use in drinking, agriculture, industry, economic, social, and political-security politics make us to identify with minimal cost savings and time characteristics of the watersheds, rivers and water levels by various methods, including the use of satellite imagery. The purpose of this research was to evaluate the methods of detecting zones, water levels and rivers with indicators; Normalized difference vegetation index, Enhanced vegetation index, Soli  adjusted  vegetation index, Normalized difference water index, Modified normalized difference water index, Automated water extraction index, Automated water extraction index and Unsupervised IsoClusterc and supervised Maximum likelihood classification methods to identification waters basin and the Optimum factor index for identifying the quality of water in terms of salinity, as well as determination infiltrate tabs water entering the larger zones in the part of the basins of the Karun river, Jarahi-Zohreh in the southern province of Khuzestan, with Landsat-8 satellite Land Earth Observations sensor. The results of the study showed that the automatic indicators of the extraction of water in shadow and urban areas are more effective than other indicators because of the consideration of short-range infrared wavelengths in water identification. With the results of the Supervised classification method, they were Maximum likelihood to the Kappa coefficient of the same 94% and the same performance. The results of the Optimum factor Index indicator for the detection of salinity water and the determination infiltrate tab water Show the most useful information and remove duplicate image banding data the Landsat-8 satellite Earth Observation Sensor was 79.10% for the color combination RGB of 651.
    Keywords: Surface water, Jarahi-Zohreh river, Karun river, Landsat, Khuzestan
  • Bahareh Zanjani, Hesam Seyed Kaboli *, Mohsen Rashidian Pages 85-101
    Satellite-based precipitation dataset has been widely used to estimate precipitation, especially over regions with sparse rain gauge networks. However, the low spatial resolution of these datasets has limited their application in localized regions and watersheds. So, having an accurate estimation of precipitation by satellites along with the adequate spatial scale in hydrologic studies is the main goal of this study. In this research, Geographically weighted regression (GWR) method was investigated to downscale the Tropical Rainfall Measuring Mission (TRMM-3B42 Version 7) over the DEZ river basin in the southwest of IRAN for 2010-2011. Downscaling was performed based on the non-stationary relationships between the TRMM precipitation and the Digital elevation model (DEM) derived products, the Normalized difference vegetation index (NDVI), the Enhanced vegetation index (EVI) and the Land surface temperature (LST). The result shows that the downscale precipitation at 1 km spatial scale had significantly improved spatial resolution, and agreed well with data from the rain gauge stations. For the 16-day precipitation, Mean square root means square error (RMSE) and absolute mean error (MAE) values are 22.7 mm and 7.45 mm, respectively. However, the accuracy of the model varies in a different location and depends on the vegetation condition.
    Keywords: Satellite-based precipitation, Geographically weighted regression, DEZ river basin, Land surface temperature, Land cover
  • Masoomeh Abbasi Khalaki *, Ardavan Ghorbani, Farid Dadjou Pages 102-120
    In this study, ecological conditions were investigated in five criteria; climatic, topography, geomorphology, soil and land use, with the defined sub-criteria in order to determine the most important factors in locating the capable dry farming lands and determining the priority areas for planting. Then a questionnaire was designed and completed by 10 experts to give score the criteria and sub-criteria. The results showed that among the main effective factors, the topography and the climate had the highest effects, respectively, with a weight of 0.43 and 0.26, and soil and land use factors are the next priorities. The geomorphologic factor has the lowest effect of 0.60 weights. After preparing the base maps, these layers and weights of the network analysis process model were combined together with GIS and the restore potential map was obtained in five classes. The results showed that 19165 hectares of low-yielding and abandoned dry-farming lands (35.32%) have the highest potential for restoration. The lowland area is 3445 hectares and 5.81 percent has very low potential. In general, according to the results, 75.54 percent of these lands have a medium to the high potential for restoration. This percentage represents higher capacity and efficiency of the region to range planting and rehabilitation of low yielding and abandoned dry-farming lands. Therefore, this method can be used in determining the most suitable dry-farming lands for restoration and forage planting and returning these lands to rangelands so that the success of the development projects of the dry-farming lands is further enhanced.
    Keywords: Analytical network process (ANP), Capable dry farming land to restoration, Forage planting, Super matrix, Balekhlichay