فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی سبزوار - سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 103، خرداد و تیر 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 2 (پیاپی 103، خرداد و تیر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • قادر رحیم زاده، محمدعلی آذربایجانی*، حسن متین همایی صفحات 161-170
    زمینه
    امروزه استفاده از مکمل ها و عصاره های گیاهی مانند مرزنجوش برای مقابله با آپوپتوز ناشی از ورزش و بهبود سازگارهای های تمرینی رواج بسیاری یافته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر همزمان تمرین هوازی و مکمل سازی عصاره گیاهی مرزنجوش بر بیان ژنی پروتئین های آپوپتوز میوکارد موش های صحرایی انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (8 هفته ای) با میانگین وزنی (17/86± 129 گرم) به صورت تصادفی در پنج گروه همگن، پایه (n=8)، کنترل(n=8)، عصاره(n=8)، تمرین(n=8) و تمرین - عصاره (n=8) قرار گرفتند. گروه تمرین و تمرین-عصاره در یک برنامه 12 هفته ای(هر هفته 5 جلسه ی 60-10 دقیقه ای با شدت80-75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) دویدن روی نوارگردان حیوانی(شیب 15درصد و سرعت 33-24 متر بر دقیقه) شرکت کردند. همچنین، مکمل سازی مرزنجوش شامل دریافت عصاره اتانولی مزرنجوش بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، بخشی از بافت بطن چپ قلب موش ها برداشته شد و بیان پروتئین هایBax، Bcl-2 و کاسپاز-9 با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد. داده ها، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوراهه تجزیه و تحلیل شدp<0/05
    یافته ها
     نتایج تحقیق نشان داد بیان پروتئینBaxکاسپاز -9 ونسبت Bax/Bcl- 2 در گروه تمرین و ترکیب تمرین و مکملسازی مرزنجوش نسبت به گروه کنترل کمتر و بیان پروتئین Bcl- 2 بیشتر از گروه کنترل بود، اما این تفاوت معنادار نبود. علاوه بر این، تفاوت بین این گروه ها در تمامی شاخصها به لحاظ آماری معنادار نبود
    نتیجه گیری
     بر اساس این یافته ها، به نظر میرسد 12 هفته تمرینات هوازی همراه با مکمل سازی عصاره مرزنجوش به کاهش فرایندهای آپوپتوزی و بهبود سازگاریهای میتوکندریایی منجر نشد. بنابراین برای دستیابی به نتایج بهتر و روشنتر تحقیقات بیشتری نیاز است
    کلیدواژگان: تمرینات هوازی، مرزنجوش، آپوپتوز، موش صحرایی
  • سجاد رضوان، حسین حیدری*، اکرم براتی، عنایت اله نوری، محمدحسن نیک خواه صفحات 171-176
    زمینه و هدف
    نوتروپنی به صورت شمارش مطلق نوتروفیل کمتر از 1500 بر میلی متر مکعب تعریف می شود. این اختلال تشخیص افتراقی های زیادی از یک نرمال واریاسیون تا یک اختلال تهدیدکننده حیات را در بر می گیرد. با توجه به اهمیت تشخیص زودهنگام علت نوتروپنی و انجام اقدامات متناسب با آن در کاهش مورتالیتی و تحمیل هزینه های مالی، لذا این مطالعه با هدف تعیین مدت زمان بستری بیماران مبتلا به نوتروپنی براساس علت و آنتی بیوتیک های مصرفی انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع توصیفی _ تحلیلی بود. در این پژوهش 111 بیمار مبتلا به نوتروپنی از سال 1393 تا 1395 در بیمارستان حضرت معصومه (س) قم بصورت سرشماری بررسی شدند. اطلاعات لازم از پرونده پزشکی بیماران از طریق یک پرسشنامه به دست آمد. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 و با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، ANOVA، کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شد. سطح معنی داری، کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به بدخیمی بالاترین زمان بستری در بیمارستان (25-15روز) را داشتند. و بیماران مبتلا به بیماری های ویروسی کمترین زمان بستری در بیمارستان (5-4روز) را داشتند.بر ا ساس ت شخیص نهایی علت نوتروپنی، 86 نفر 54/1 درصد دارای بیماری ویرال، 23 نفر 24/3سپسیس 12 نفر 10/8 درصد بدخیمی، 1 نفر 4/5 درصدآنمی، 8 نفر 3/6 درصدایدیوپاتیک و 7 نفر 2/7 درصدITP بودند 71/2 درصد بیماران در طی مدت بستری، آنتی بیوتیک مصرف کرده بودند و 8/28 درصد بیماران بدون دریافت آنتی بیوتیک، مدت زمان بستری را سپری کرده بودند. بیشترین فراوانی آنتی بیوتیک مصرفی سفتریاکسون (25/98درصد) بود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که ارتباط معنی داری بین مدت زمان بستری با علت و شدت بیماری وجود دارد. بنابراین در نظر داشتن فاکتورهایی همچون علت در ابتدای بستری می تواند نقش کلیدی در پیشبرد یک مدیریت صحیح در درمان بیماران مبتلا به نوتروپنی ایفا کند.
    کلیدواژگان: نوتروپنی، آنتی بیوتیک، بستری
  • زهرا کمیلی، محدثه شهیدی، نجمه محمودآبادی، محمدشفیع مجددی* صفحات 177-184
    زمینه و هدف
    اختلالات صوت از شایعترین اختلالات در مدرسان میباشد و علاوه بر تاثیر بر ارتباطات روزمره، جنبه های شغلی آنها را نیز دچار مشکل میکند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی علائم ادراکی - شنیداری اختلالات صوت در اساتید دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در سال 94-93 بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی توصیفی - مقطعی، تحلیلی تعداد 85 مدرس پس از اخذ رضایت نامه آگاهانه وارد مطالعه شدند و دو پرسشنامه ی اطلاعات دموگرافیک و شاخص مشکل صوتی (VHI) را تکمیل نمودند. سپس صدای هر فرد هنگام گفتار محاوره و اجرای آیتم های نیمرخ ارزیابی ادراکی - شنیداری(آتشا) صوت ضبط شد و توسط دو گفتار درمان مورد بررسی قرار گرفت. داده های بدست آمده در نرم افزار SPSS (نسخه 16) با کمک روش های آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: نتایج آزمون آتشا نشان داد 7/64درصد از اساتید دچار اختلال صوت با میانگین شدت 15/9± 28/75بودند. شایعترین اختلالات، نفس آلودگی، تشدید غیر طبیعی و خشونت صدا بود. نتایج پرسشنامه VHI نشان داد 81/17درصد از اساتید در یکی از جنبه های فیزیکی، عملکردی، عاطفی وابسته به صوت دچار مشکل بودند. همچنین بین اساتید مبتلا و غیر مبتلا به اختلالات صوت در این شاخص تفاوت معنی داری وجود نداشت (0/23 = P).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد فراوانی علائم ادراکی شنیداری اختلالات صوت در اساتید دانشگاه علوم پزشکی سبزوار بالا می باشد. از اینرو اقدامات صوت درمانی برای این افراد پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: اختلالات صوت، فراوانی، علائم ادراکی شنیداری
  • فاطمه رستمی، رامین شعبانی* صفحات 185-193
    زمینه و هدف
    به نظر می رسد که فعالیت بدنی بتواند از طریق افزایش تولید سطوح در گردش آیریزین، بر بهبود هموستاز گلوکز و چربی های خونی موثر باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر سطح سرمی آیریزین، هموستاز گلوکز و چربی های خون دختران تمرین نکرده بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی در 20 زن داوطلب یکی از دانشگاه های شهر رشت در دو گروه انجام شد. گروه کنترل فعالیت های معمول روزمره خود را انجام دادند، اما گروه تجربی در تمرینات هوازی 65 دقیقه ای، سه جلسه در هفته به مدت مدت هشت هفته متوالی شرکت کردند. چربی های خونی، هموستاز گلوکز و آیریزین در گردش در ابتدا و بعد از 8 هفته مداخله ارزیابی شدند. بررسی داده توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداریp<0/05 انجام شد.
    یافته ها
    در گروه تمرینی، بعد از هشت هفته مداخله انسولین (0/02=p) و HOMA (p=0/04) کاهش و HDL-C (p=0/00) افزایش یافت، اما میزان قند خون ناشتا، تری گلیسرید، کلسترول، LDL-C و آیریزین تغییر معنی داری را نشان نداد (p<0/05). در گروه کنترل، به دنبال دوره هشت هفته ای مطالعه قند خون ناشتا (04/0=p)، انسولین (0/01=p)، HOMA (p=0/00)، تری گلیسرید (0/03=p) و آیریزین (0/03=p) افزایش یافتند. بعد از مداخله، شرکت کنندگانی که تمرینات ورزشی را انجام داده بودند، میزان کلسترول (0/00=p)، تری گلیسرید (0/02=p)، انسولین (0/00=p) و HOMA (p=0/00) کمتر و HDL-C (p=0/00) بالاتری در مقایسه با گروه کنترل داشتند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد تمرین هوازی در زنان بی تحرک با بهبود هموستاز گلوکز و HDL-C به صورت مستقل از تغییرات آیریزین همراه است.
    کلیدواژگان: آیریزین، تمرین هوازی، قند خون، چربی های خون
  • رها زال خانی*، احمدعلی معاضدی، حسین نجف زاده صفحات 195-201
    زمینه و هدف
    ویتامین ها با کاهش رادیکال های آزاد نقش موثری در بهبود بیماری های عصبی دارند، لذا در این تحقیق اثر ترکیبی والپروات سدیم با ویتامین C و E بر تشنج در موش صحرایی بررسی شد.
    مواد وروش
    49 سر موش صحرایی به 7 گروه تقسیم شدند: گروه کنترل (سالین: 1 میلی لیتر بر کیلوگرم)، گروه والپروات سدیم (100 یا 200 میلی گرم بر کیلوگرم)، گروه ویتامین C (250 میلی گرم بر کیلوگرم)، گروه ویتامین E 100(میلی گرم بر کیلوگرم) و گروه ویتامین C یا ویتامین E با والپروات سدیم. استریکنین به صورت زیر پوستی 30 دقیقه بعد از دریافت درون صفاقی داروها یا سالین، تزریق شد. سپس مدت زمان شروع تشنج، مدت زمان مرگ و میزان زنده ماندن طی 30 دقیقه ثبت گردید.
    یافته ها
    والپروات سدیم با دوز 100 و 200 میلی گرم بر کیلو گرم زمان شروع تشنج و مدت زمان تا مرگ را نسبت به گروه کنترل به صورت معنی داری به تاخیر انداخت و میزان زنده ماندن به ترتیب 36% و 100% بود.کاربرد توام والپروات سدیم و ویتامین C زمان شروع تشنج و مدت زمان مرگ را به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش داد و 57% موش ها زنده ماند. کاربرد توام ویتامین E با و والپروات سدیم زمان شروع تشنج و مدت زمان مرگ را به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل به تاخیر انداخت و 66% موش ها زنده ماندند.
    نتیجه گیری
    کاربرد ویتامین C و E با والپروات سدیم تشنج القا شده توسط استریکنین در موش های صحرایی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: والپروات سدیم، ویتامین C، ویتامین E، استریکنین، موش صحرایی
  • نفیسه مفیدی صدر، رویا عسکری*، امیر حسین حقیقی صفحات 203-211
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین ترکیبی بر تراکم استخوان و برخی از شاخص های خونی در زنان یائسه چاق و دارای اضافه وزن بود.
    مواد و روش ها
    29 زن یائسه غیرفعال با دامنه سنی 58 - 46 سال در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنی ها در یکی از دو گروه تمرین ترکیبی (مقاومتی - هوازی) و کنترل (بدون تمرین) قرار گرفتند. قبل و بعد از دوره تمرینی، وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی، تراکم استخوان مهره های کمری و سر استخوان ران (به شیوه دگزا)، کلسیم و فسفر سرم اندازه-گیری شدند. پروتکل تمرینی شامل تمرین مقاومتی بالاتنه و پایین تنه در 3 ست با 12 - 8 تکرار و نیز تمرین هوازی نیز شامل دویدن و طنابزنی به صورت متناوب ، به مدت 12 هفته و در هفته 3 جلسه بود. داده های دارای توزیع طبیعی با استفاده از روش های آماری آنوا و تی زوجی و داده های بدون توزیع طبیعی با استفاده از کروسکال والیس و ویلکاگسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    گروه تجربی نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را در کلسیم سرمی، تراکم استخوان مهره های کمری و گردن ران نشان داد (0/05>P). کاهش معناداری در وزن، درصد چربی و شاخص توده بدن مشاهده شد (0/05>P). فسفر سرمی تغییر معناداری نداشت p<0/05
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حا ضر ن شان داد برای حفظ یا جلوگیری از کاهش تراکم ا ستخوانی، به زنان یائسه ترکیبی از تمرینات مقاومتی و هوازی متناوب توصیه میشود
    کلیدواژگان: تمرین هوازی- مقاومتی، تراکم استخوان، کلسیم، فسفر، یائسگی
  • زهرا زارع*، معصومه شریف زاده، صدیقه رستاقی، مریم مازندرانی، علی مهری صفحات 213-223
    مقدمه
    توجه به ماماها و سلامت جسم و روان آنها برای افزایش کیفیت خدمات و حفظ نیروی کار ضروری است.فرسودگی شغلی از عوامل موثر بر سلامت روان و عملکرد افراد می باشد. هدف این مطالعه بررسی میزان فرسودگی شغلی در ماماهای شاغل و ارتباط آن با هوش معنوی بود.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال1396 برروی کلیه ماماهای شاغل در بیمارستان و مراکز بهداشتی درمانی شهر سبزوار به روش سرشماری انجام شد. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، مقیاس سنجش فرسودگی شغلی مسلش و هوش معنوی کینگ بود.آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزارspss (نسخه17)و آزمونهای توصیفی و همبستگی پیرسون و اسپیرمن، من ویتنی و کای اسکوئر انجام شد.سطح معناداری کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نمره فرسودگی شغلی در کلیه ماماهای شاغل در مراکز بهداشتی و بیمارستان 47/17±81/41 و هوش معنوی 10/73± 67/88بود. بین فرسودگی شغلی و هوش معنوی ارتباط معناداری وجود نداشت(p=0/06). فرسودگی شغلی با سن(p=0/02 ,r=0/16) و سابقه کاری(p=0/001,r=0/26) ارتباط مستقیم و معنادار و با رضایت از درآمد(p=0/01,r=0/19) و رضایت شغلی(p<0/001,r=0/46) ارتباط معکوس و معناداری داشت.میزان فرسودگی شغلی در پرسنل رسمی بیشتر بود(p=0/01).
    نتایج
    فرسودگی ماماهای مورد مطالعه در حد متوسط بود و بین فرسودگی شغلی و هوش معنوی رابطه معناداری وجود نداشت. با توجه به اهمیت حرفه مامایی در حوزه سلامت و ارتقاء کیفیت خدمات بالینی، اتخاذ تدابیری جهت کاهش فرسودگی شغلی همانند کاهش فشار های ناشی از کار، بهبود شرایط کاری و تعدیل نیرو ضروری بنظر می رسد.
    کلیدواژگان: فرسودگی شغلی، هوش معنوی، ماما
  • علی رضا رحمانی، مصطفی لیلی، جمال مهرعلی پور، مرضیه باقری، امیر شعبان لو، سونیا چاوشی* صفحات 225-232
    زمینه و هدف
    امروزه استفاده از فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته، به دلیل کارایی بالا در تخریب ترکیبات آلی مقاوم رو به گسترش است. استفاده توام از جریان الکتریکی با رادیکال های آزاد سولفات باعث ایجاد خاصیت تشدید کنندگی بر حذف آلاینده می شود. هدف از این مطالعه بررسی کارایی فرآیند پرسولفات فعال شده به روش الکتروشیمیایی با جفت الکترود های مس-آهن در حذف آنیلین از محیط های آبی بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، از محفظه واکنش الکتروشیمایی به حجم مفید 250میلی لیتر مجهز به 2 الکترود از جنس مس و آهن با ابعاد mm 50×10×2، متصل به منبع تغذیه جریان مستقیم استفاده شد. همچنین تاثیر پارامترهای pH، میزان جریان الکتریکی، غلظت آنیون پرسولفات و غلظت اولیه آلاینده مورد بررسی قرار گرفت. اندازه گیری غلظت آنیلین با استفاده از اسپکتروفوتومتر مدل DR5000 ساخت HACH صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده در این مطالعه نشان داد که حذف آنیلین تحت تاثیر پارامترهای مختلف بهره برداری است، به طوری که بیشترین کارایی فرآیند در pH برابر 4، ولتاژ برابر 11 ولت، غلظت آنیون پرسولفات برابر 750 mg/L و در غلظت 60 میلی گرم بر لیتر آلاینده، 90/14درصد در مدت زمان 25 دقیقه بدست آمد. همچنین مشخص شد نیتروژن دهی کارایی فرآیند الکتروپرسولفات را افزایش و هوادهی کارایی را کاهش می دهد.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر، بیانگر کارایی مناسب فرآیند مذکور در حذف آلاینده های آلی در شرایط بهینه بهره برداری و همچنین به عنوان یک تکنولوژی جایگزین جهت تصفیه فاضلاب های صنعتی حاوی آنیلین می باشد.
    کلیدواژگان: الکتروپرسولفات، الکترودهای مس-آهن، آنیلین، محیط های آبی
  • فائزه دل قندی*، نصرت ریاحی نیا، پروین کدیور، غلام رضا صرامی صفحات 233-245
    اهداف
    هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل اثربخشی کتاب درمانی برای اختلال اضطراب و افسردگی در کودکان و نوجوانان در یک فاصله زمانی ده ساله است. همچنین این پژوهش، علاوه بر بررسی اثر کتاب درمانی بر اختلال و افسردگی، مشخص می کند که در صورت اثربخشی کتاب درمانی، کدام تعدیل کننده ها در اثربخشی آن موثر هستند.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری فراتحلیل حاضر، پژوهش های پیشین در حوزه کتاب درمانی در دوره 10 ساله 1384-1394 است که در پایگاه های اطلاعاتی مختلف قابل دسترس هستند. بر اساس معیارهای ورود به مطالعه، 14 مقاله با 20 اندازه اثر از مطالعات به دست آمد. برای محاسبه اندازه اثرها از نرم افزارCMA2 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اندازه اثر کلی برای کتاب درمانی مقدار 0/423 است که بدان معناست که کتاب درمانی اثربخشی متوسطی دارد. همچنین یافته ها نشان داد که متغیرهای تعدیل کننده مانند نوع هدایتگر و تماس با هدایتگر اثربخشی بالایی بر یافته ها ندارد.
    نتیجه گیری
    مقدار اثربخشی کتاب درمانی برای اختلال اضطراب و افسردگی در کودکان و نوجوانان متوسط است و می-تواند به عنوان روش درمان و یا روش مکمل درمان بکار رود.
    کلیدواژگان: کتاب درمانی، فراتحلیل، اندازه اثر، اضطراب و افسردگی، کودکان و نوجوانان
  • معصومه حیدریان، جلال شاکری، امیرحسین هاشمیان، حسن احدی* صفحات 247-253
    زمینه و هدف
    تاخیر در درمان علایم روان پریشی با افزایش زمان رسیدن به بهبودی، کاهش پاسخ دهی به درمان و در نهایت با عود بیشتر اختلال روان پریشی همراه است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل بالینی مرتبط با تاخیر در درمان اولین علائم روان پریشی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان فارابی کرمانشاه بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی مقطعی بر روی 94 بیمار شامل 51 مرد و 43 زن با حمله اول روان پریشی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. سپس براساس مصاحبه بالینی برگرفته از چک لیست بالینی تائید شده توسط متخصصین و صاحب نظران روان پزشکی و روانشناسی تکمیل و داده ها از آن استخراج شد و سپس از شاخص های آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، میانه و آزمون t در نرم افزار SPSS نسخه 24 جهت خلاصه سازی و تحلیل داده ها استفاده گردید.
    یافته ها
    میانگین مدت زمان تاخیر در درمان اولین علایم روان پریشی 65/6±48/5هفته بود. بین متغیر سابقه ی مصرف مواد در مراجعین (001/0=P)، سابقه ی اختلال اضطرابی (0/003=P)، وجود علایم منفی (0/001=P)، گفتار آشفته (0/001=P)، رفتار آشفته (0/001=P)، با میانگین مدت زمان تاخیر در درمان اولین علایم روان پریشی ارتباط معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    عوامل بالینی مرتبط با تاخیر در درمان اولین علایم روان پریشی به عنوان عوامل مهم و تاثیرگذار بر سطح ارتقا سلامت روانی و بهبود کامل افراد مطرح است و شناسایی این عوامل به همراه برنامه ریزی مناسب و انجام مداخلات مبتنی بر ارائه خدمات درمانی می تواند منجر به ارتقای سلامت روان شناختی بیماران شود.
    کلیدواژگان: تاخیر در درمان، علائم روان پریشی، عوامل بالینی
  • معصومه عسکری، پروانه عسگری*، فاطمه بهرام نژاد، سرور سهرابی صفحات 255-262
    مقدمه و هدف
    برقراری ارتباط عاطفی بین مادر و نوزاد از زمان تولد ضروری می باشد. اغلب مادران نخست زا بیان می کنند، نیاز به دانش، درک و حمایت دیگران برای مراقبت از نوزادشان دارند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه توانمندسازی بر دلبستگی مادر به نوزاد در مادران نخست زا انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1395، در بخش زنان بیمارستان امام سجاد و مرکز بهداشت سهراب علی-بخشی شهرستان شهریار انجام شد. در این مطالعه 80 مادرشرکت داشتند. روش نمونه گیری به روش در دسترس بود و مادران به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. برای گروه مداخله برنامه آموزشی توانمندسازی انجام شد، در حالی که گروه کنترل مراقبت های رایج در دوران بارداری را دریافت نمودند. سپس روز اول تولد نوزادان در بیمارستان با استفاده از پرسش نامه دلبستگی مادر به نوزاد اوانت رفتارهای دلبستگی مادران حین شیردهی مشاهده و ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تست، آزمون دقیق فیشر و کای دو و همچنین نرم افزار16 SPSS صورت گرفت؛ و میزانp<0/05معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
     نتایج نشان داد میانگین دلبگتگی مادران در دو گروه کنترل 19/96-+73/38 و مداخله 4/46-+115/35 تفاوت آماری معناداری داشته استp<0/001 و دلبگتگی مادر به نوزاد در گروه مداخله از گروه کنترل بیش تر است
    نتیجه گیری
     اجرای برنامه توانمندسازی مربوط به مراقبت از نوزادان به افزایش دلبستگی مادران نخست زا به نوزادشان انجامید. بنابراین توصیه میشود که اجرای این برنامه توانمندسازی برای مادران مد نظرقراد داده شود.
    همچنین پیشنهاد میشود مطالعات دیگری روی تاثیر این برنامه توانمندسازی بر دلبستگی پدران به نوزدادن انجام شود.
    کلیدواژگان: توانمندسازی، دلبستگی، مادران نخست زا، نوزاد
  • موسی جاودانی*، رسول رحیمی، ابوالفضل برزگر صفحات 263-271
    زمینه و هدف
    کتامین یک ماده بی هوش کننده انفکاکی بوده که به دلیل مزیت های خود یعنی خواص بی هوشی با کمترین تاثیر روی دستگاه تنفسی و قلبی-عروقی به فراوانی در پزشکی و دامپزشکی مورد استفاده قرار می گیرد. اما در سال های اخیر به جهت سوء استفاده از آن، به عنوان یک داروی مشکل ساز مطرح شده و استفاده آن در بسیاری از نقاط جهان افزایش یافته است و طبق گزارش جهانی دفتر مواد مخدر و جرم سازمان ملل، استفاده از این دارو در سراسر شرق آسیا، استرالیا، شمال امریکا و اروپا رو به گسترش است و در بخش هایی از جنوب شرق آسیا استفاده از کتامین به دلیل عدم وجود محدودیت های بین المللی در مواد مخدر و در دسترس بودن آن، به طرز چشم گیری افزایش یافته است. تحقیقات اخیر نشان داده سوء استفاده از کتامین و مصرف طولانی مدت آن باعث بروز تغییر در حالات رفتاری شده، همچنین باعث عوارض فیزیکی متعددی مانند آسیب در دستگاه ادراری، بافت عصبی و نارسایی های کبدی در بین مصرف کنندگان می گردد
    .مواد و روش ها
    این مطالعه مروری با استفاده از کلمات کلیدی کتامین، بی هوشی و سوء استفاده نگارش شده است. مقالات مربوط به سال های 1978 تا 2016 انتخاب شدند.
    نتایج
    در این پژوهش ابتدا داروی کتامین معرفی و سپس موارد استفاده و سوء استفاده، آسیب های ناشی از مصرف خودسرانه و قوانین مربوط به تجویز آن در برخی کشورها بحث و در نهایت روش های شناسایی و اندازه گیری آن بیان شده است.
    کلیدواژگان: کتامین، بی هوشی، سوء استفاده
|
  • Ghader Rahimzadeh, Mohammadali Azarbaijani *, Hassan Matin Homaei Pages 161-170
    Background
    Today, the use of supplements and herbal extracts has been widely used to prevent exercise induced apoptosis and improve exercise training adaptations. Thus, the present study examined the
    effect of the 12 weeks aerobic training with Origanum vulgare Ethanolic Extract supplementation on the myocardial apoptosis in young male rats.
    Methods
    In this experimental study, 40 male Wistar rats (8 weeks old) with an average weight 129±17.86 gr randomly divided in five equal groups: basic (n=8), control (n=8), Origanum vulgare (n=8),
    aerobic training (n=8) and aerobic training- Origanum vulgare (n=8). The aerobic training and aerobic training- Origanum vulgare groups participated in a 12-week program (5 sessions of 10-60 min each week, with an intensity of 75-80% of maximum oxygen consumption) running on animal treadmill (15% incline and 24-33 m/s). Also, Origanum vulgare Ethanolic extract was used for supplementation. Forty-eight hours after the last exercise session, a part of the left venticular tissue of the heart was removed and expression of Bax, Bcl2 and caspase-9 proteins was investigated using RT-PCR method. Data were analyzed by Two-way ANOVA test (P<0.05).
    Results
    The results showed that expression of Bax, caspase-9 and Bax/ Bcl-2 ratio in the training and training- Origanum vulgare groups was lower than the control group and expression of Bcl-2
    protein was higher than the control group, but this difference was not significant. In addition, the difference between these groups in all
    Conclusion
    Based on these findings, it seems that 12 weeks of aerobic training with supplementation of Origanum vulgare extract did not lead to apoptotic processes and improved mitochondrial
    adaptations. Therefore, more research is needed to achieve better and clearer results.
    Keywords: Aerobic Exercise, Origanum vulgare, Apoptosis, Rat
  • Sajad Rezvan, Hosein Heydari *, Akram Barati, Enayatolah Nouri, Mohammad Hassan Nikkhah Pages 171-176
    Background
    Neutropenia is defined as absolute neutrophil counts of less than 1,500 cubic millimeters. This differential diagnosis involves a lot of normalization to a life-threatening disorder. Considering the importance of early detection of the cause of neutropenia and its appropriate measures to reduce mortality and impose financial costs, this study was conducted to determine the duration of admission of neutropenic patients based on the cause and antibiotics used.
    Methods
    This cross-sectional study was descriptive-analytic. In this study 111 patients with neutropenia from 1962 to 1395 were surveyed at Masoumeh Hospital in Qom. Information was obtained from a patient's medical record through a questionnaire. Data were analyzed by SPSS software version 20 using independent t-test, ANOVA, Chi-square and Fisher's exact test. The significance level was considered to be less than 0.05.
    Results
    This study showed that patients with malignancy had the highest hospitalization time (25-35). Patients with viral diseases had the least hospitalization time (5-4 days). 71.2% of patients consumed antibiotics during the hospitalization period and 28.8% of patients without antibiotics had spent the duration of admission. The highest frequency of antibiotics was ceftriaxone (25.98%).
    Conclusion
    The present study showed that there is a significant relationship between the duration of hospitalization and the cause and severity of the disease. Therefore, considering factors such as the cause at the start of admission, it can play a key role in advancing a proper management in treating patients with neutropenia
    Keywords: Neutropenia, Antibiotic, hospitalization
  • Zahra Komeili, Najmeh Mahmoodabadi, Mohammad, Shafi Mojadadi *, Mohadeseh Shahidi Pages 177-184
    Background
    Voice disorders are one of the most common disorders in the teachers, and in addition to the impact on daily communication aspects of their job will be difficult also. The aim of this study was determine the frequency of cognitive symptoms - Audio voice disorders in teachers in Sabzevar University of Medical Sciences 94-93.
    Materials and Methods
    In this descriptive - Cross sectional analysis study, 85 teachers were enrolled after informed consent and two questionnaires concerning demographic information and voice handicap index (VHI) were completed. Then the sound of each individual was recorded during conversational speech and the implementation of the items in profile perceptually - Audio Voice, and was evaluated by two speech therapists. The data in the software SPSS (16) and with the help of descriptive and analytical statistics were analyzed.
    Findings
    ATSHA test results showed 64.7% of the teachers had a voice disorder, severity was 28.75 ± 15.9. The most common problems included breathiness, abnormally resonance and hoarseness. VHI questionnaire results show: 81.17% of teachers in the aspects of physical, functional, emotional related to sound, were in trouble. Between teachers with and without voice disorders in VHI scores there was no significant difference (P= 0.23)
    Conclusion
    The results of this study showed that the prevalence of symptoms of auditory- perceptual voice disorders In Teachers Sabzevar University of Medical Sciences is high. Thus, vocal hygiene and voice therapy is recommended for these people.Keywords: Voice disorders, frequency, Symptoms of auditory perceptual
    Keywords: Voice disorders, frequency, Symptoms of auditory perceptual
  • Fatemeh Rostami, Ramin Shabani * Pages 185-193
    Background
    It seems that exercise training can be effective in improving glucose homeostasis and blood lipids by inducing circulating level of irisin. Therefore, the purpose of this study was to evaluate the effect of eight week aerobic training on serum irisin, blood lipid and blood sugar in untrained women.
    Materials and Methods
    This semi- experimental study was conducted on 20 sedentary volunteer women among a university of Rasht city in two groups. The control group conducted the routine daily activities, but the experimental group participated in 65 min aerobic training, three times a week for eight consecutive weeks. Blood lipids, glucose homeostasis and circulating irisin were assessed at baseline, and after 8 weeks of interventions. Data were analyses using SPSS version 22 and A P-value of P< 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    In the training group, insulin (p=0.02) and HOMA (p=0.04) were decreased and HDL-C (p=0.00) was increased following 8-weeks of intervention. However, there were no significant changes in fasting blood sugar, triglyceride, cholesterol, LDL-C and irisin (P>0.05). In the control group, fasting blood sugar (p=0.04), insulin (p=0.01), HOMA (p=0.00), triglyceride (p=0.03) and irisin (p=0.03) were increased following 8-weeks of study period. After intervention, participants undergoing exercise training had significantly lower cholesterol (p=0.00), triglyceride (p=0.02), insulin (p=0.00) and HOMA (P=0.00) and higher HDL-C (p=0.00) compared with the control group.
    Conclusion
    It seems that aerobic training in sedentary women is associated with an improvement in glucose homeostasis and HDL-C independently of the irisin changes.
    Keywords: irisin, aerobic training, Blood Sugar, blood lipids
  • Raha Zalkhani *, Ahmad Ali Moazedi, Hossein Najafzadeh Pages 195-201
    Background
    Vitamins play an important role in the improvement of neurological diseases by reducing free radicals, therefore, in this study, the effect of combine therapy sodium valproate with vitamin C and E was evaluated on seizure in adult rat.
    Material and methods
    49 rats were divided to 7 groups consisting of control group (saline: 1ml/kg (, sodium valproate groups (100 or 200 mg/kg sodium valproate), Vitamin C group (250 mg/kg), vitamin E group (100 mg/kg) and vitamin C or vitamin E with sodium valproate groups. The animals received a subcutaneous injection of strychnine for induction of convulsive seizures, 30 minutes after intraperitoneal administration of drugs or saline. Then convulsion onset time and death time and survival rate were recorded.
    Results
    Sodium valproate with doses of 100 and 200 mg/kg delayed the convulsion onset time and death time significantly compared to the control group and the survival rate was 36% and 100% respectively. The combination of sodium valproate and vitamin C significantly increased the time to start seizure and death time than the control group. Also the survival rate was 57%. The combination of sodium valproate and vitamin E increased the onset of seizure and the duration of death compared to the control group and 66% of the rats survived.
    Conclusion
    The use of vitamin C and E with sodium valproate has a significant role in reducing seizure induced by strychnine in adult rat.
    Keywords: Sodium valproate, Vitamin C, Vitamin E, Strychnine, Rat
  • Nafise Mofidi Sadr, Roya Askari *, Amir Hossein Haghighi Pages 203-211
    Aim
    The purpose of this study was to investigate the effect of 12 weeks of combined exercise on bone mineral density and some blood parameters in postmenopausal women with overweight.
    Materials and Methods
    29 inactive postmenopausal women with an age range of 58 to 46 years participated in this study. Subjects were placed in one of the two exercises (resistance-aerobic) and control (without exercise). Before and after the training period, weight, body mass index, fat percentage, bone density of the lumbar vertebrae and femoral head (in dexas), calcium and serum phosphorus were measured. The exercise protocol included upper and lower resistance exercises in 3 sets with 12 to 8 repetitions, and aerobic training including running and waving alternately for 12 weeks and 3 sessions per week. The data with normal distribution were analyzed using ANOVA and T-Paired methods and data without normal distribution using KruskalWallis and Wilcoxon.
    Finding
    The experimental group showed a significant increase in serum calcium, bone density in the lumbar spine and neck (P<0.05). There was a significant decrease in weight, fat percentage and body
    mass index (P<0.05). Serum phosphorus did not change significantly (P<0.05).
    Conclusion
    The findings showed that in order to maintain or prevent the reduction of bone density, postmenopausal women are recommended to combine resistance and aerobic exercises
    Keywords: aerobic –resistance exercise training, Bone Mineral Density, Calcium, Phosphorus, Menopause
  • Zahra Zare *, Masoume Sharifzadeh, Sedighe Rastaghi, Maryam Mazandarani, Ali Mehri Pages 213-223
    Background and purpose
    Attention to midwives and their physical and mental health is essential for increasing the quality of services and maintaining the work force. Occupational burnout is one of the factors affecting mental health and performance of individuals. The purpose of this study was to survey the occupational burnout in midwives and its relation with spiritual intelligence.
    Materials and method
    This cross-sectional study was performed on all midwives working in hospitals and health centers in Sabzevar in 2017 by census method. Data collection tools included demographic questionnaire,Maslach burnout Inventory and King’s Spiritual Intelligence Questionnaire. Data were analyzed using Descriptive Statistics, Pearson, Spearman correlation, Man-Whitney and Kruskal Wallis by SPSS(ver.17).
    Results
    The score of occupational burnout in midwives was 41,81±17,47 and spiritual intelligence was67.88±10.73. There was not a significant correlation between the occupational burnout and spiritual intelligence in midwives. There was a significant and direct correlation between the occupational burnout with age (p=0.02, r= 0.16) and work experience (p= 0.001, r=0.26). Also there was a significant and reverse correlation between the occupational burnout and income satisfaction (p=0.01,r=-0.19) and job satisfaction (r= -0.46, p0.001). Occupational burnout was higher in official midwives (p=0.01).
    Conclusion
    The burnout of midwives was moderate and there was no significant relationship between burnout and spiritual intelligence. Considering the importance of midwifery in the field of health and improving the quality of clinical services, It seems necessary to adopt strategy for reduce occupational burnout such as; reducing work-related pressures and improving working conditions.
    Keywords: Occupational Burnout, spiritual intelligence, Midwife
  • Alireza Rahmani, Mostafa Leili, Jamal Mehralipor, Marzihe Bagheri, Amir Shabanloo, Sonia Chavoshi * Pages 225-232
    Background
    The use of (advanced oxidation processes) AOPs, due to have high performance in degradation of organic compounds is growing. Combined use of electrical current and sulfate free radical creates a synergy effect on removal of pollutant. The aim of this study was to evaluation the performance of activated per sulfate by the electrochemical method with copper – iron electrodes for removal of Aniline from aqueous solution.
    Materials and Methods
    In this experimental study, a batch electrochemical reactor with a useful volume of 250 mL, copper and iron electrodes with 2×10×50 mm area from the DC source to aniline degradation was used. Also the Influence of parameters such as pH, Voltage (with amper), initial concentration of per sulfate and initial concentration of Aniline was investigated. Aniline concentrations, determined by spectrophotometer DR5000 making HACH.
    Results
    The experimental results indicated that the removal of aniline was influenced by different operational parameters, So that the highest process efficiency was obtained at pH 4, a voltage of 11 V, a concentration of per sulfate anions equal to 750 mg /L and a concentration of 60 mg /L of pollutant, 90.41% in a 25 minute period. It was also found that with an increase of nitrogen gas, efficiency will be increase and aeration reduces efficiency.
    Conclusion
    The present study demonstrated the proper performance of the process in removing organic pollutants under optimal conditions of use as well as an alternative technology for the treatment of industrial wastewater containing Aniline.
    Keywords: electro per sulfate, copper-iron electrodes, aniline, aqueous solution
  • Faeze Delghandi *, Nosrat Riahi Nia, Parvin Kadivar, Gholamreza Sarami Pages 233-245
    Objectives
    The objective of research is to use meta-analysis for bibliotherapy on anxiety and depression disorders for children and adolescent in recent ten years in Iran and abroad.The aim was to combine the results of different researches and extract new and comprehensive results and calculate the effect sizes.Also the research studied that how much the type of dependent variables and different moderators could be effective
    Materials and Methods
    In this study, meta-analysis was considered as a statistical technique for determining,collecting,combining and summarizing the finding that relates to the effect of bibliotherapy in children and adolescent.The population of the present meta-analysis was preceding studies in the field of bibiotherapy and was the all scientific papers published in academic journals,scientific conferences and thesis in the 10-year period (1394-1384) by the subject of bibliotherapy.The papers must be available in different database and have the necessary condition.According to Inclusion criteria of study,14 work by 20 effect size get.To calculate the effect size,CMA software version 2 was used
    Results
    Findings showed that overall effect size was 0.423 that is average according to the table of Cohen.The finding of this meta-analysis is compliance with previous studies that shows bibliotherapy is an effective and efficient approach for treating and helping to treat disorders and preventing and development of children and adolescent. Findings also showed that moderators like type of therapist, contact to therapist are not very effective
    Conclusion
    The effectiveness of bibliotherapy for children and adolescent is average and could be used as a treatment method for depression and anxiety disorders
    Keywords: bibliotherapy, meta-analysis, effect size, anxiety, depression, children, adolescent
  • Masoumeh Heidarian, Hasan Ahadi, Jalal Shakeri, Amir Hossein Hashemian Pages 247-253
    Aim and background
    Delay in treatment of psychotic symptoms is associated with increase in time to recovery, response to treatment, and more relapse rate of psychosis. The purpose of this study is to determine clinical factors associated with delay in treatment of the first symptoms of psychosis in patients referred to Farabi Hospital of Kermanshah.
    Materials and methods
    This is a descriptive cross-sectional study carried out on 94 patients, 51 male and 43 female, who experienced the first psychotic attack, using available sampling method. Required data are extracted from a clinical interview based on an approved clinical checklist completed by specialists and experts in psychiatry and psychology. Then, descriptive statistics indices including frequency, mean, standard deviation, median, and t-test are summarized and analyzed using SPSS software (version 24).
    Findings
    mean delay in treatment of the first psychotic symptoms was 48.5±65.6 weeks. There was a significant difference between the patients’ history of drug abuse (P-value=0.001), history of anxiety disorder (P-value=0.003), existence of negative symptoms (P-value=0.001), disorganized speech (P-value=0.001), disorganized behavior (P-value= 0.001), on one hand, and delay in treatment of the first psychotic symptoms, on the other hand.
    Conclusion
    Clinical factors associated with delay in treatment of the first symptoms of psychosis are introduced as important factors affecting the level of mental health and full recovery of the affected patients; thus, identifying these factors along with proper planning and interventions based on providing health care services can promote the quality of the patients’ psychological well-being.
    Keywords: Delay in treatment, Psychosis symptoms, Clinical factors
  • Masoumeh Askari, Parvaneh Asgari *, Fatemeh Bahramnezhad, Soroor Sohrabi Pages 255-262
    Background
    and Objectives Emotional communication between mother and infant is necessary from birth. Most prim gravidity women say that they need to know, understand, and support to care of their infants. So, the current study aimed to evaluate the effects of an empowerment program on the mother infant attachment in prim gravidity women.
    Materials & Methods
     This clinical trial was conducted in the women ward of Imam Sajjad Hospital and Sohrab Alibackshi center in Shahriar city in 2016, in total, 80 mothers participated. The mothers were selected through convenience method and randomly divided into two groups control and intervention. An empowerment educational program was implemented for the mothers in the experimental group, while the mothers in the control group only received the routine care of the study setting. Then, the first day of birth of the infants in the hospital, using maternal attachment questionnaire to the infant, observed and recorded the mother's attachment behaviors during lactation. Data analysis was performed through conducting the t-test, Fishers exact test, Chi-square, SPSS version 16. The rate (P<0.05) was considered significant.
    Results
    The results of the study showed that the mean of attachment of the mothers in the experimental groups 115.35±4.46 and control groups (73.38±19.96) was statistically significant (P<0.001), and the attachment of the mothers to their infants in the experimental groups larger than control group
    Conclusion
    The implementation of the empowerment program in the infant care increased the attachment of prim gravidity women to their infants. Therefore, it is recommended that the implementation of this empowerment program be considered for mothers. It is also suggested that further studies be conducted on the effect of this empowerment program on the attachment of fathers to infants
    Keywords: empowerment, attachment, primigravidity, infant
  • Moosa Javdani *, Rasoul Rahimi, Abolfazl Barzegar Pages 263-271
    Background
    Ketamine is a dissociative anesthetic that because of its minimal effects on respiratory and cardiovascular systems, frequently used in both human and veterinary medicine. But in recent years, it was recognized as a problematic drug of abuse and became increasing popular in many parts of the world. According to the United Nations Office on Drugs and Crime report, use of ketamine in East Asia, Australia, North America and Europe was increasing, also in parts of South East Asia because of less International Drug Control and availability of ketamine use of its dramatically increased. Recent studies showed that abuse and long-term use of ketamine cause changes in mood, and physical condition such as damage in the urinary tract, nervous tissue and liver failure among consumers.
    Materials and Methods
    The review article is written by the keywords “ketamine, anesthesia, abuse”. articles that published in 1978- 2016 were selected.
    Results
    In this study, ketamine introduced initially; then use, abuse, damage caused by arbitrary use and legality of ketamine in some countries discussed and finally methods for the determination of ketamine were mentioned.
    Keywords: ketamine, anesthesia, abuse