فهرست مطالب

اپیدمیولوژی ایران - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 53، بهار 1398)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 53، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عباس علی پور، فاطمه یساری، سهیلا خداکریم، ابوالقاسم شکری* صفحات 1-7
    مقدمه و اهداف
    نارسایی مزمن کلیوی (Chronic Renal Failure; CRF) به نقص غیر قابل برگشت در عملکرد کلیه ها اطلاق می شود. هدف از این مطالعه توصیف ویژگی های بیماران مبتلایان به این بیماری و عوامل مرتبط با ابتلا در بیماران همودیالیزی در یک بیمارستان منتخب دانشگاهی شهر تهران در سال 1395 بود.
    روش کار
    در این مطالعه ی توصیفی- مقطعی بیماران موجود و مراجعه کننده به بخش همودیالیز بیمارستان شهید آیت الله اشرفی اصفهانی که حداقل 3 ماه تحت درمان با همودیالیز دائم بوده اند، مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات لازم از طریق تاریخچه پزشکی مندرج در پرونده ی بیماران بخش همودیالیز گردآوری شد، و در موارد لزوم برای جمع آوری داده های بیشتر با بیماران مصاحبه به عمل آمد. داده ها به وسیله نرم افزار stata نسخه 14 و همچنین با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
     از 359 بیمار این مطالعه؛ 230 (07/64 درصد) بیمار مرد و میانگین (±انحراف معیار) سن آن ها 58/04(0/09±) سال بود. فراوانی (درصد فراوانی) بر حسب شایع ترین سبب های شناخته شده احتمالی ابتلا بیماران به ترتیب پرفشاری خون 91 نفر (25/35درصد)، همراهی پرفشاری خون و دیابت به صورت مشترک 84 نفر (23/40درصد) و دیابت 78 نفر (21/73درصد) بوده است. نسبت افراد فوت شده در بیماران با علت دیابت، بیشتر از بیماران با سایر علل بوده است (50 درصد در برابر 38/55درصد).
    نتیجه گیری
     علت اصلی ابتلا به نارسایی مزمن کلیوی دیابت و پرفشاری خون بالا بوده و نسبت افراد فوت شده در این بیماران نیز بیشتر از سایر بیماران بود.
    کلیدواژگان: نارسایی مزمن کلیوی، همودیالیز، فشارخون، دیابت، مطالعه ی توصیفی- مقطعی
  • فرشید فخری، سنا عیب پوش، مسعود سلیمانی * صفحات 8-19
    مقدمه و اهداف
    سالانه تعداد زیادی کارآزمایی بالینی در ایران انجام می شود اما اطلاع دقیقی از ویژگی های این مطالعات موجود نیست، هدف این مطالعه بررسی ویژگی های کلیدی این مطالعات است.
    روش کار
    داده های مربوط به کارآزمایی های بالینی ثبت شده در مرکز ثبت کارآزمایی های بالینی ایران در سالهای 1387تا 1392 از پایگاه داده و صفحه جستجوی وبسایت این مرکز استخراج گردید.  
    یافته ها
      تعداد5049 کارآزمایی در بیش از 40 رشته تخصصی وارد مطالعه شدند. روند سالانه ثبت کارآزمایی ها  افزایشی بود. بیش تر مطالعات حجم نمونه کم تر از 70 داشته و شاخص حجم نمونه در گذر زمان روند افزایشی نداشت (میانه= 64، دامنه میان-چارکی=100-40 نفر). کارآزمایی های فاز سه 4/8% مطالعات را شامل شده و بیش ترآن ها (69%) حجم نمونه ای برابر یا کم تر از 100 داشتند (میانه= 75، دامنه میان چارکی= 120-50 نفر). اکثر مطالعات از تخصیص تصادفی استفاده نموده اند (2/87%) اما بیش تر آن ها گول دارو (3/65%) و کورسازی کامل (دوسویه و سه سویه، 8/55%) را بکار نبرده اند. حامی مالی 9/99% مطالعات از داخل کشور بود. از این میان، 2/92% کارآزمایی ها با حمایت مالی بخش دولتی و بقیه با حمایت بخش خصوصی انجام گرفته اند. تنها 1% کارآزمایی ها دارای حامی مالی از شرکت های داروسازی بوده و 2/90% کارآزمایی ها با بودجه دانشگاه ها انجام شده اند.
    نتیجه گیری
     اکثر مطالعات محقق- محور بوده و توسط بخش دولتی حمایت شده اند. کوچک بودن حجم نمونه و عدم استفاده از تکنیک های کنترل تورش در اکثر کارآزمایی ها مشهود است. ظاهرا کمبود منابع مالی و عدم استفاده بهینه از امکانات و منابع موجود، موانع مهمی در انجام کارآزمایی های بالینی بزرگ درکشور هستند.
    کلیدواژگان: کارآزمایی بالینی، مرکز ثبت کارآزمایی، روش شناسی تحقیق، ایران
  • ناصر نصیری، حمید شریفی، محسن رضاییان، مجتبی سنجی، علی شریفی، رضا وزیری نژاد* صفحات 20-28
    مقدمه و اهداف
    شناخت عوامل موثر بر بقای مصدومان حوادث جاده‎ای نقش مهمی در پیشگیری از مرگ این مصدومان دارد. هدف این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر مرگ مصدومان بود.
    روش کار
    پس از بررسی فرم های ماموریت اورژانس پیش بیمارستانی و پرونده بیمارستانی مصدومان اطلاعات دموگرافیک، محل وقوع حادثه، وضعیت مصدوم، نوع وسیله نقلیه، انواع تروما، زمان های انجام ماموریت و علائم حیاتی جمع آوری شدند. متغیر وابسته فاصله زمانی بین وقوع تصادف تا مرگ یا ترخیص از بیمارستان بود. یافته ها با نسبت مخاطره، خروجی رگرسیون کاکس گزارش، که نشان می دهد نسبت به گروه مرجع، سایر گروه ها در هر لحظه ای از زمان چقدر مرگ را تجربه می کنند.
    یافته ها
     از 8920 نفر مصدوم مورد بررسی، مرگ در 143 نفر (فاصله اطمینان 95 درصد: 0/019-0/014) اتفاق افتاده بود. سن بالای 65 سال (نسبت مخاطره: 7/6، فاصله اطمینان 95 درصد: 18/4-3/14)، تصادف در راه های اصلی (نسبت مخاطره: 1/44، فاصله اطمینان 95 درصد: 3/5-0/6)، مصدومان با لوله گذاری داخل تراشه (نسبت مخاطره: 26/4، فاصله اطمینان 95 درصد: 227/6-3/05)، فشار خون سیستولیک بالای 100 (نسبت مخاطره: 0/22، فاصله اطمینان 95 درصد 0/4-0/12)،  فشارخون دیاستولیک بالای 70 میلی متر جیوه (نسبت مخاطره: 0/53، فاصله اطمینان 95 درصد 1/2-0/24) و ضربان قلب بالای 100 ضربه در دقیقه در صحنه حادثه (نسبت مخاطره: 0/3، فاصله اطمینان 95 درصد 5/1-1/7) با خطر مرگ ارتباط داشتند.
    نتیجه گیری
     یافته ها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیشتری دارد. در ارایه خدمات پیش بیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضعیت مصدوم و نوع تروما می تواند بر بقای افراد تاثیر گذار باشد.
    کلیدواژگان: بقا، مصدومان، حوادث جاده ای، اورژانس پیش بیمارستانی، کرمان
  • سمانه ابراهیمی، سید سعید هاشمی *، یدالله محرابی، بشیر نازپرور، احمد شجاعی، سید داود میرترابی صفحات 29-39
    مقدمه و اهداف
    خودکشی در استان لرستان به علت ساختار فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی خاص آن یکی از معضلات روانی- اجتماعی است. هدف از این پژوهش، بررسی نقش الگوی اثر گروه های سنی، دوره های زمانی و هم گروه های تولد بر بروز خودکشی در استان لرستان طی سال های 94-1385 است.
    روش کار
    این پژوهش برای غلبه بر مشکل شناسایی پذیری در مدل سن، زمان، هم گروه تولد از رویکرد کارستنسن و ویژگی هم وارسازهای درجه سوم طبیعی استفاده شده است. اثر هم گروه به صورت نسبت میزان خطر هر هم گروه نسبت به هم گروه سال 1363در مردان و 1366در زنان محاسبه شد. اثر زمان محدود به داشتن شیب و جمع ضرایب اثر صفر در هر دو جنس شد. بهترین مدل سن، زمان و هم گروه تولد برای هر دو جنس با پارامتر"AC-P"، تعداد 7 گره و مدل اسپلاین درجه سوم طبیعی برای مردان و مدل اسپلاین بتا برای زنان انتخاب شد. تمام تحلیل ها در پکیج Epi، نرم افزارR انجام شده است.
    یافته ها
     اثر سن به دست آمده بیش ترین میزان بروز خودکشی را در سالمندان نشان می دهد. دو اثر قوی هم گروه تولد که یکی افزایشی و در سال 1359 و دیگر کاهشی و در سال 1370 بود، دیده شد. مهم ترین اثر زمان دیده شده در مردان و در سال 1390 بود.
    نتیجه گیری
    اثر هم گروه تولد سال 1370 و 1359به ترتیب می تواند پیامد حاصل از آسیب های جنگ تحمیلی باشد. سه پدیده اقتصادی تحول قیمت نفت، افزایش نرخ طلاق و افزایش نرخ بیکاری می توانند در پدیدار شدن اثر زمان در سال 1390 موثر باشند.
    کلیدواژگان: مدل سن- زمان- هم گروه تولد، خودکشی، لرستان
  • حمید غیبی پور، کوروش اعتماد*، سهیلا خداکریم، اسعد شرهانی، سمانه ابراهیمی صفحات 40-46
    مقدمه و اهداف
    شیوع عفونت مزمن هپاتیت B در معتادان تزریقی به دلیل رفتارهای جنسی پرخطر و استفاده از سرنگ مشترک بیش تر از جمعیت عمومی است. هدف این مطالعه، برآورد شیوع هپاتیت B و عوامل موثر بر آن در مصرف کنندگان تزریقی مواد مخدر استان کرمانشاه در سال 1395 بود.
    روش کار
    این مطالعه یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که روی 606 نفر از مردان مصرف کننده تزریقی مواد مخدر استان کرمانشاه در سال 1395 انجام گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری شدند. وضعیت هپاتیت B نیز از طریق آزمایش خون و با استفاده از آزمون سریع بررسی شد. برای بررسی عوامل موثر در ابتلا به عفونت HBV از رگرسیون لجستیک ساده و چند متغیره استفاده شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار STATA نسخه 12 انجام شد.
    یافته ها
    شیوع هپاتیت B در مردان تزریق کننده مواد مخدر برابر 3 درصد)فاصله اطمینان 95 درصد: 4/32-1/61) بود. بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک تک متغیره، طول مدت زمان تزریق مواد (نسبت شانس=1/08، فاصله اطمینان 95 درصد: 1/15-1/02) و تعداد تزریق روزانه (نسبت شانس=38/1، فاصله اطمینان 95 درصد: 1/81-1/05)  فاکتورهای خطر مثبت شدن HBsAg بودند که در مدل رگرسیون چند متغیره روابط معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    شیوع هپاتیت B در مصرف کنند گان تزریقی مواد مخدر بسیار بالاتر از جامعه است. با توجه به این که این گونه جمعیت ها در معرض خطر عفونت های ویروسی هم چون HBV قرار دارند، بنابراین پیشنهاد می شود آموزش های لازم در مورد روش های پیشگیری و هم چنین غربالگری های لازم در مورد آن ها صورت گیرد.
    کلیدواژگان: هپاتیت B، شیوع، فاکتور خطر، تزریق مواد، کرمانشاه
  • جمیل محمدی، امجد محمدی، سینا ولیئی، نادر اسماعیل نسب، فرزام بیدارپور، قباد مرادی* صفحات 47-56
    مقدمه و اهداف
    برنامه پزشک خانواده روستایی در مناطق روستایی و شهرهای زیر 20 هزار نفر در سال 1384 اجرا شد. هدف از این مطالعه تبیین چالش های برنامه پزشک خانواده روستایی از دیدگاه ذی نفعان در استان کردستان بود.
    روش کار
    این مطالعه کیفی از طریق 30 مصاحبه نیمه ساختاریافته و 5 بحث گروهی متمرکز با ذی نفعان برنامه پزشک خانواده از خردادماه تا بهمن ماه 1396 انجام گرفت. مشارکت کنندگان از طریق روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند. محتوی مصاحبه ها و بحث های گروهی به روش تحلیل محتوی کیفی با کمک نرم افزار MAXQDA10 (نسخه 10) تحلیل شد.
    یافته ها
    چالش ها و موانع اجرایی برنامه پزشک خانواده روستایی در 16 زیر طبقه و 5 طبقه اصلی دسته بندی شد. چالش های تولیتی، چالش های ارایه خدمت، چالش های فرهنگی و آموزشی، چالش های نیروی انسانی، و چالش های زیر ساختی طبقه های  اصلی بودند. مهم ترین زیرطبقه های  چالش ها نیز شامل ضعف سیاست گذاری، تدوین قوانین و مقررات، ضعف در کارکرد بیمه ها، ضعف هماهنگی درون بخشی و بین بخشی، ضعف نظام ارجاع، ضعف در بسترسازی فرهنگی و اطلاع رسانی برنامه به جامعه، ماندگاری پایین پزشکان، مکانیسم های انگیزشی نامناسب، و ضعف نظام اطلاعاتی بودند.
    نتیجه گیری
     برنامه پزشک خانواده روستایی با چالش های متعددی مواجه است که مرتفع کردن آن ها مداخله های  چند بعدی می طلبد. شناسایی چالش های برنامه از دیدگاه ذی نفعان آن می تواند به بهبود تدریجی برنامه کمک نماید.
    کلیدواژگان: پزشک خانواده، چالش ها، نظام ارجاع، مطالعه کیفی، کردستان
  • فاطمه شهبازی، حمید سوری، سهیلا خداکریم، محمدرضا قدیرزاده، سید سعید هاشمی * صفحات 57-67
    مقدمه و اهداف
    هدف این مطالعه، بررسی نابرابری های جغرافیایی و اجتماعی - اقتصادی در مرگ و میر ناشی از سوانح ترافیکی در ایران در سال 1394 بود.
    روش کار
    در این پژوهش توصیفی - مقطعی اطلاعات تمامی افرادی که در سال 1394 به دلیل سوانح ترافیکی فوت کرده بودند، از سازمان پزشکی قانونی کشور دریافت شد. برای تعیین نابرابری در میزان مرگ و میر ناشی از سوانح ترافیکی بر اساس سطوح جغرافیایی از شاخص آنتروپی تایل و به منظور سنجش نابرابری بر اساس سطوح تحصیلاتی متوفیان از شاخص تمرکز مطلق و نسبی استفاده شد.
    یافته ها
    بر اساس یافته های این مطالعه، میزان مرگ ومیر ناشی از سوانح ترافیکی در کل کشور 21/5به ازای هر صدهزار نفر جمعیت بود. شاخص تایل برای مرگ ومیر ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآن های کشور 0/06 به دست آمد که بیانگر توزیع نابرابر میرایی ناشی از سوانح ترافیکی در بین استآن های کشور بود. هنگامی که نابرابری را در سطوح جغرافیایی کوچک تر یعنی در بین شهرستآن های هر استان سنجیده شد، یافته ها بیانگر توزیع یکنواخت و عادلانه در بین سطوح جغرافیایی کوچک تر بود. شاخص تمرکز 0/13- (فاصله اطمینان 95 درصد: 0/16-0/41-) نیز بیانگر توزیع عادلانه ی سوانح ترافیکی در بین زیرگروه های تحصیلاتی متوفیان بود.
    نتیجه گیری
     یافته ها نشان داد مصدوم شدن به دنبال تصادف در راه اصلی خطر مرگ بیش تری دارد. در ارایه خدمات پیش بیمارستانی توجه به سن، وضع فشار خون، نبض، وضع مصدوم و نوع تروما می تواند بر بقای افراد تاثیر گذار باشد. بهتر است کارکنان پیش بیمارستانی با مهارت ناکافی از مداخله های جایگزین لوله گذاری داخل تراشه، برای تامین راه هوایی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: نابرابری، عدالت در سلامت، مرگ و میر، سوانح ترافیکی، شاخص تایل، شاخص تمرکز
  • آرزو باقری، مهسا سعادتی* صفحات 68-76
    مقدمه و اهداف
    یکی از اساسی ترین تعیین کننده های سطوح باروری که نقشی موثر در تغییرات نرخ های باروری و هم چنین بهداشت و مرگ ومیر مادر و نوزاد دارد، فواصل موالید است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش ، تحلیل فاصله ازدواج تا فرزندآوری و فاصله فرزندآوری اول و دوم با استفاده از مدل شکنندگی مشترک بقا و مقایسه ی عوامل موثر بر این فواصل بود.
    روش کار
    با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده با تخصیص متناسب 610 زن متاهل 15-49 ساله از مناطق مختلف شهر تهران در زمستان 1395 و بهار 1396 انتخاب شدند و از پرسشنامه ساختاریافته به منظور جمع آوری اطلاعات آن ها و از مدل شکنندگی مشترک بقا برای بررسی تاثیر متغیرهای مورد نظر بر فواصل موالید اول و دوم زنان استفاده شد.
    یافته ها
      میانه طول فرزندآوری اول و دوم به ترتیب برابر 38 و 55 ماه بود. متغیرهای دوره تقویمی بر فاصله اولین فرزندآوری (0/016= P-value) و وضع فعالیت (0/045= P-value) و منطقه سکونت (0/025= P-value) بر فاصله موالید اول و دوم تاثیر معنی دار آماری داشتند. مخاطره ی نسبی نخستین فرزندآوری زنان در دوره تقویمی اخیر نسبت به زنان در نخستین دوره برابر 484/0 و مخاطره های  نسبی دومین فرزندآوری زنان شاغل نسبت به غیرشاغلان و ساکن در منطقه  توسعه یافته نسبت به ساکنان منطقه های توسعه نیافته به ترتیب برابر 0/812 و 0/724 بودند.
    نتیجه گیری
     به تاخیر انداختن فرزندآوری در میان زنان جوان تر و فاصله ی طولانی تر میان فرزندآوری اول و دوم زنان شاغل می تواند ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی باشد که با فراهم آوردن بستر مناسب می توان مانع از این تاخیرها شد.
    کلیدواژگان: باروری، فاصله اولین فرزندآوری، فاصله موالید اول و دوم، مدل شکنندگی بقا
  • زهرا برادران سید، لیلا پیشرفت *، محمد حسین فلاح صفحات 77-86
    مقدمه و اهداف
    ویروس های آنفلوانزای فوق حاد پرندگان (HPAI) علاوه بر نگرانی بهداشت عمومی به سبب پیامدهای اقتصادی هنگفت از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. در سال های اخیر، به علت شدت اپیدمی ها و عدم موفقیت در کنترل و ریشه کنی HPAI، واکسیناسیون در برنامه ملی پیشگیری و کنترل برخی از کشورها از جمله ایران وارد شده است. در این مقاله، نقش واکسیناسیون در کنترل HPAI، ویژگی و محدودیت های مربوط به واکسن، انواع واکسن های تجاری موجود و تجربه های  پیشین  بحث شده است.
    روش کار
    جست وجوی پایگاه های داده های علمی برای جمع آوری شواهد ضروری درباره نقش واکسیناسیون در کنترل HPAI در انواع طیور و پرندگان، بدون محدودیت زمان انتشار یا زبان انجام شد. مقاله های  مرتبط با کارآیی و اثربخشی واکسن های تجاری در سطح کشورها یا مطالعه های جمعیتی در تعدادی از مزرعه های پرورشی وارد این مطالعه شدند.
    یافته ها
     به علت ماهیت تغییرپذیر و بیماری زایی بالای ویروس آنفلوانزا، و هم چنین نقص برخی از واکسن های تجاری در ممانعت از انتقال ویروس، نیاز واقعی برای واکسیناسیون تنها در صورتی که تمام روش های دیگر بی نتیجه باشند، باید مورد توجه قرار گیرد. پیامد استفاده از بذر واکسن غیر هم خوان با سویه های در گردش مکرر گزارش شده است.
    نتیجه گیری
     سیاست گذاری مطلع از شواهد در برنامه کشوری واکسیناسیون، نیازمند واکسن شناسی مبتنی بر شواهد است تا با آگاهی از محدودیت های واکسن های تجاری و انتظار واقع بینانه از امکانات لجستیک، منابع مالی و نیروی انسانی، ارتقای زیرساخت ملی را تسهیل کند.
    کلیدواژگان: آنفلوانزای پرندگان، فوق حاد، واکسن، H5N8
  • سکینه نظری، زهره کشاورز، مریم افراخته، هدیه ریاضی* صفحات 87-94
    مقدمه و اهداف
    سرطان دهانه رحم یکی از 5 سرطان شایع در زنان ایرانی است و با توجه به تاثیر ویروس اچ آی وی بر میزان شیوع سرطان سرویکس و پایین بودن پوشش غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچ آی وی مثبت، این مطالعه با هدف مرور موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچ آی وی مثبت انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مرور سیستماتیک بر اساس بانک های اطلاعاتی M‏agiran ،SID ،Irandoc ، Prequest ، OVID ، Science direct ،PubMed ،  Web of Scienceو Scopus در بازه ی زمانی ژانویه 2000 تا ژانویه 2018 میلادی با استفاده از کلید واژه های غربالگری سرطان سرویکس، پاپ اسمیر، زنان اچ آی وی ، موانع و معادل انگلیسی آن ها و ترکیب آن ها انجام شد. مقاله های  منتخب، توسط پژوهشگران با استفاده ازچک لیست (NOS Newcastle-Ottawa Scale) بررسی شد و مقاله هایی که نمره بالاتر از 6 را کسب کردند، وارد مطالعه شدند.
    یافته ها
     از 145 مقاله به دست آمده، 21 مقاله شرایط ورود به پژوهش را داشتند. از متغیرهای مورد بررسی به ترتیب هزینه آزمون، کمبود آگاهی، سطح تحصیلات پایین، سن پایین، کمبود اطلاعات در مورد مکان انجام غربالگری و ترس از نمونه گیری، بیش ترین فراوانی را در بین سبب های یاد شده در مطالعه ها داشتند.
    نتیجه گیری
     با توجه به موانع غربالگری سرطان سرویکس در زنان اچ آی وی مثبت می توان با بالابردن سطح آگاهی این افراد و فراهم کردن شرایط پاپ اسمیر رایگان و دسترسی راحت تر به مراکز بهداشتی برای این گروه پرخطر باعث شناسایی زودتر سرطان سرویکس در این افراد شد.
    کلیدواژگان: غربالگری سرطان سرویکس، پاپ اسمیر، زنان اچ آی وی مثبت، موانع
  • قباد مرادی، ارشد ویسی، خالد رحمانی، حسین عرفانی، امین دوستی، محمدرضا شیرزادی، فرانک قراچورلو، محمود نبوی، محمد مهدی گویا* صفحات 95-104
    مقدمه و اهداف
    کنترل لیشمانیازیس در هر کشور به ویژه در کشورهایی که این بیماری آندمیک است نیازمند طراحی و اجرای یک نظام مراقبت منسجم ملی است. ایران از قدیم به عنوان یکی از کشورهای آندمیک لیشمانیازیس در سطح دنیا مطرح بوده است. هدف از انجام مطالعه حاضر مروری بر نظام مراقبت لیشمانیازیس در ایران است.
    روش کار
    مطالعه حاضر شامل مرور داده های نظام مراقبت و گزارش ها و مستندات و گایدلاین های انتشاریافته مرتبط با مراقبت لیشمانیازیس در ایران، بررسی ساختارهای موجود و دیدگاه های مدیران و کارشناسان مرکز مدیریت بیماری های واگیر کشور در زمینه مراقبت این بیماری در ایران در سال 1397 بودند.
    یافته ها
     هم اکنون نظام مراقبت برای دو بیماری لیشمانیوز جلدی و لیشمانیوز احشایی در کشور اجرا می شود. گزارش موارد این بیماری ها به صورت ماهیانه است. علاوه بر بررسی سوابق اپیدمیولوژیک افراد مبتلا، درمان و پیگیری موارد و همچنین پیگیری اطرافیان مطابق راهنماهای اختصاصی هرکدام از این بیماری ها انجام می شود.
    نتیجه گیری
     اگرچه در نظام مراقبت کنونی برای لیشمانیوزها در ایران، فرآیند گزارش دهی موارد در طی سال های اخیر بهبودیافته است، اما کم گزارش دهی موارد به ویژه در لیشمانیوز جلدی و پیچیدگی های اپیدمیولوژیک در زنجیره انتقال بیماری، ضرورت بازنگری و بهبود سیستم مراقبت کنونی را اجتناب ناپذیر می سازد. داده های سیستم مراقبت و کم نشدن موارد لیشمانیوز در ایران نشان می دهد که به نوآوری هایی برای تقویت کنترل این بیماری نیازمندیم.
    کلیدواژگان: لیشمانیازیس، نظام مراقبت، بیماری های واگیر، ایران
  • سنا عیب پوش*، بابک عشرتی صفحات 105-115
    مقدمه و اهداف
    هدف از مطالعه حاضر ارائه خلاصه ای از نظام مراقبت عفونت های بیمارستانی در ایران، وضعیت فعلی، دستاوردها و چالش های موجود آن است.
    روش کار
    داده های نظام مراقبت، گزارش ها، مستندات و دستورالعمل های کشوری در زمینه مراقبت عفونت های بیمارستانی بررسی شد. همچنین مطالعه کیفی جهت بررسی ساختارهای موجود و دیدگاه مدیران و دست اندرکاران کشوری نظام مراقبت انجام گرفت.
    یافته ها
     برنامه در سال 1385 با مشارکت 100 بیمارستان راه اندازی شد. از سال 1395 مشارکت در برنامه اجباری شده و 555  بیمارستان (56%) بالای 100 تختخواب وارد برنامه شدند. مشخصات دموگرافیک، نوع و محل عفونت، عوامل فردی، پیامد بیماری و میکروارگانیسم (های) مسبب عفونت و حساسیت/مقاومت آنتی بیوتیکی آن(ها) متغیرهای اصلی در این برنامه هستند. اخیرا اطلاعات تعداد روز-بستری و ابزار تهاجمی مورد استفاده نیز گردآوری می شود که محاسبه نرخ بروز خام و منتسب به ابزار تهاجمی را ممکن می سازد. تعداد بیمارستان ها و بیماریابی روند رو به رشدی داشته است. نتایج مطالعات حاکی از اثر بخشی برنامه بر ارتقای آگاهی، نگرش و عملکرد شرکای آن است.
    نتیجه گیری
     برنامه در بعد بیماریابی و تعداد بیمارستان های تحت پوشش سیر صعودی داشته است. کم شماری بیماران کماکان یک چالش است. چالش هایی در بعد علمی و اجرایی نیز وجود دارد، نظیر حمایت ناکافی دانشگاه ها از بیمارستان ها جهت اجرای برنامه، روند کند به روزرسانی دستورالعمل ها، و عدم هماهنگی بین بخشی. پیشنهاد می گردد جهت ترفیع چالش کم شماری، از رویکردهایی نظیر ادغام مراقبت فعال و مراقبت دیده ور در نظام مراقبت فعلی، تشویق پزشکان به مشارکت موثرتر و انجام مطالعات دوره ای شیوع سنجی و مطالعات آینده نگر بروز سنجی بهره گرفته شود.
    کلیدواژگان: عفونت بیمارستانی، مراقبت، بیماری های واگیر، ایران
|
  • A Alipour, F Yasari, S Khodakarim, A Shokri* Pages 1-7
    Background and Objectives
    Chronic renal failure (CRF) is an irreversible disorder of the renal function. The aim of this study was to  describe the features of patients with chronic renal failure and the factors associated with this disease among hemodialysis patients in a hospital in Tehrn in 2016.
     
    Methods
    In this cross-sectional descriptive study, patients presenting to the hemodialysis department of Shahid Ayatollah Ashrafi Esfahani Hospital who underwent continuous hemodialysis treatment for at least three months were studied. Data were gathered from the medical records of the patient s and, if necessary, additional interviews were conducted with the patients. Data were analyzed with descriptive and inferential statistics using the Stata software version 14.
     
    Results
    Of 359 patients, 230 (64.07%) were male with a mean age of 58.1 ± 1.09 years. The frequency (frequency percentage) of the most commonly known possible causes of renal failure was hypertension 91 (25.35%), hypertension and diabetes 84 (23.43%), and diabetes 78 (21.73%). The mortality rate was higher in diabetic patients compared to non-diabetic patients (50% vs 38.55%).
     
    Conclusion
    The main cause of chronic renal failure is hypertension and diabetes, and the mortality rate is higher in these patients than in other patients.
    Keywords: Chronic renal failure, Hemodialysis, hypertension, Diabetes mellitus, cross-sectional study
  • F Fakhri, S Eibpoosh, M Solaymani * Pages 8-19
    Background and Objectives
    A considerable number of clinical trials are conducted in Iran each year. Not much is known about the characteristics of them, this study aimed to investigate key characteristics of Iranian clinical trials.
     
    Methods
    All clinical trial protocols registered in IRCT until November 2013 were selected. Text mining techniques were used to extract information from data that was mostly in the textual format. Stata software (v. 11) was used for both extraction and analysis.
     
    Results
    Totally 5049 trials where analyzed. Trials were in 40 different areas of medicine and their annual number was increasing. The sample size of registered trials was less than 70 in most trials and showed no significant improvement during the 5-year period (Median sample size= 64, inter quartile range (IQR) = 40-100). Phase III trials comprised 8.4% of the trials with a median sample size of 75 (IQR= 50-120). Of all phase III trials, 69% had a target sample size of less than 100. Most trials used randomization techniques (87.2%) but failed to use placebo (65.3%) and double/triple-blinding techniques (55.8%). The leading sponsors for 99.9% of trials were national bodies and 92.2% of the trials received public funds. Only 1% of the trials were exclusively sponsored by pharmaceutical companies.
     
    Conclusion
    The majority of clinical trials conducted in Iran are investigator-initiated and are funded by the public sector. The small sample size and failures in bias control observed in the majority of trials highlights the need for revising current policies of conducting trials in Iran.
    Keywords: Clinical trial, IRCT, Research methodology, Iran
  • N Nasiri, H Sharifi, M Rezaeian, M Sanji Rafsanjani, A Sharifi, R Vazirinejad* Pages 20-28
    Background and Objectives
    To preventing deaths, it is essential to recognize factors affecting the survival of road accident victims. This study was conducted to identify the factors affecting the mortality of road accident victims.
     
    Methods
    All pre-emergency mission forms and hospital records of road accident victims were analyzed. The dependent variable was the time interval between the accident and death or discharge from hospital. The forms included demographic variables, accident location, injury status, type of vehicle, type of trauma, mission time, and vital signs.
     
    Results
    Of 8920 injured persons, death occurred in 143 (95% CI: 0.014-0.019). Being over 65 years (Hazard Ratio (HR) 7.6, 95% CI: 3.14-18.4), accident on the main roads (HR 1.44, 95% CI: 0.6-3.5), tracheal intubation (HR 26.4, 95% CI: 3.05-227.6), a systolic and diastolic blood pressure above 100 (HR 0.4, 95% CI: 0.4-0.12) and 70 mm Hg (HR 0.53, 95% CI: 0.24-1.2), and heart rate>100/min (HR 3.0, 95% CI: 1.7-5.1) were associated with the risk of death.
     
    Conclusion
    In providing services, age, status of blood pressure, pulse, injury status, and type of trauma can affect the patients’ survival.
    Keywords: Survival, Injuries, Road accidents, Pre-hospital emergency, Kerman
  • SS Hashemi Nazari*, Y Mdehrabi, B Nazparvar, A Shojaei, SD Mirtorabi, S Ebrahimi Pages 29-39
    Background and Objectives
    Suicide is one of the psychosocial problems in Lorestan Province due to its socio-cultural and economic structure. The aim of this study was to investigate the effect of age group, time period, and birth cohort on the suicide incidence in Lorestan Province during the 2006-2015.
     
    Methods
    In this study, to overcome the identifiability problem, the Carstensen approach and natural cubic smoothing character were used in age-period-cohort models (APC). Cohort effect was calculated as the relative rate from the 1984 reference cohort for men and 1987 cohort for women. The period effect in both sexes constrained to be relative to 1390 and to be 0 on average with 0 slope. The best APC model for both sexes was the models with "AC-P" parameter, 7 knots, and natural splines for men and B splines for women. All analyses were performed using the R software with Epi package.
     
    Results
    The age effect showed that the highest suicide incidence rate was seen in the elderly. Two strong birth cohort effects were observed, one increasing one in the 1980 cohort and one decreasing one in 1991 cohort. The most significant period effect was seen in men in 2011.
     
    Conclusion
    The effects of 1991 and 1980 birth cohorts could be due to the consequences of imposed war in Iran. The three economic phenomena, oil price change, increased divorce rate, and increased unemployment rate can be effective in the emergence of the period effect in year 2011.
    Keywords: Age-period-cohort model, Suicide, Lorestan
  • H Gheibipour, K Etemad*, S Khodakarim, A Sharhani, S Ebrahimi Kebria Pages 40-46
    Background and Objectives
    The prevalence of HBV infection among injection drug users (IDUs) is higher than the general population due to high-risk sexual behaviors and the needle sharing. The aim of this study was to determine the prevalence of HBV infection and its effective factors among IDUs of Kermanshah Province in 2016.
     
    Methods
    This ia descriptive-analytic study was performed in 606 male IDUs in Kermanshah Province in 2016. Data were collected through questionnaires and interviews. HBV was also evaluated through blood tests using the rapid test. Simple and multivariate logistic regression analyses were applied to investigate the factors affecting HBV infection. Data were analyzed using STATA-12 software.
     
    Results
    The prevalence of positivity HBV antibody was 3% (95% CI: 1.61- 4.32) among male IDUs. According to the results of unit-variable logistic regression analysis, the duration of drug injection (OR = 1.08, 95% CI: 1.02-1.15) and the number of daily injections (OR = 1.38, 95% CI: 1.05-1.81) were risk factors for HBsAg positivity but there were no significant associations in the multivariate regression model.
     
    Conclusion
    The prevalence of HBV is much higher among IDUs than in the general population. These populations are at risk for viral infections such as HBV; therefore, it is recommended to provide necessary education about the prevention methods as well as the necessary screening for them.
    Keywords: Hepatitis B, Prevalence, Risk factor, Drug injection, Kermanshah
  • J Mohammadi Bolbanabad, A Mohammadi Bolbanabad, S Valiee, N Esmailnasab, F Bidarpour, G Moradi* Pages 47-56
    Background and Objectives
    The Family Physician (FP) plan was implemented in rural areas and cities with a population of less than 20000 in 2005. The purpose of this study was to explain the challenges and obstacles of the Rural Family Physician Program in Kurdistan Province from the perspective of stakeholders.
     
    Methods
    This qualitative study was conducted using 30 semi-structured interviews and 5 focused group discussions (FGD) with stakeholders of the FP plan from June 2017 to Jan 2018. The participants were selected through a purposive sampling method with maximum variation. The contents of the interviews and FGD were categorized by the content analysis method using MAXQDA10 software (V. 10).
     
    Results
    The challenges and obstacles of the FP plan were categorized into 16 subcategories and 5 main categories. The main categories were stewardship challenges, service delivery challenges, cultural and educational challenges, human resource challenges, and infrastructure challenges. The most important subcategories of these challenges included weaknesses in policy-making, formation of laws and regulations, weaknesses in insurance performance, weaknesses in intra-sector coordination, weaknesses in the referral system, weaknesses in communicating the plan to the community, low survival of physicians, inadequate motivational mechanisms, and weaknesses in the information system.
     
    Conclusion
    The rural FP plan faces many challenges that require multi-dimensional interventions. Identifying the challenges of the FP plan from the perspective of its stakeholders can help to gradually improve the plan.
    Keywords: Family physician, Challenges, Referral system, Qualitative study, Kurdistan
  • F Shahbazi, H Soori, S Khodakarim, Ghadirzadeh, SS Hashemi * Pages 57-67
    Background and Objectives
    This research was conducted to investigate the socioeconomic and geographical inequality in mortality from road traffic accidents in Iran in 2016.
     
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, the data of 16,584 people that died from road traffic accidents in 2016 were received from the Legal Medicine Organization. Theil entropy index was used to determine inequality in geographic areas. Moreover, relative and absolute concentration indices were used to measure inequality in mortality from RTAs across educational levels.
     
    Results
    The mortality rate from road traffic accident was 21.5 per 100,000 people. Theil index was 0.66 for traffic-related deaths among the provinces, indicating an unequal distribution of traffic injuries caused by traffic accidents among the provinces. When inequality was measured at smaller geographical levels, i.e., among cities in each province, the results indicated a fair distribution across smaller geographic levels. The focus index also indicated a fair distribution of traffic accidents among the deceased sub-classes (concentration index & 95% CI: -0.13 (-0.41; 0.16).
     
    Conclusion
    Our findings showed that the distribution of mortality from road traffic accidents was unequal at provincial positions. According to our findings, mortality from traffic accidents was distributed equally among the socioeconomic and urban levels. Therefore, health managers can use the findings of this study to develop interventions to reduce inequalities. In addition to targeting factors contributing to known social inequalities in the health and social status, other factors should be considered and applied to evaluate their interventions in the future.
    Keywords: Inequality, Health equity, Mortality, Traffic accidents, Theil index, Concentration index
  • A Bagheri, M Saadati* Pages 68-76
    Background and Objectives
    One of the most important determinants of the fertility level is the birth interval. Considering the importance of this issue, the aim of this study was to analyze the first and second birth intervals using shared frailty survival model and comparing factors affecting these intervals.
     
    Methods
    Probability proportional to size stratified sampling was used to select 610 married women aged 15-49 years from different regions of Tehran during the winter and spring of 2017. Data were collected using a structured questionnaire. The shared frailty survival model was fitted to investigate the effect of calendar period, age at marriage, education level, education level of the spouse, job and migration status, household costs, and place of residence on first and second birth intervals.
     
    Results
    The median length of the first and second birth interval was 38 and 55 months, respectively. Calendar period had a significant effect on the first birth interval (p-value=0.016). Job status (p-value=0.045) and place of residence (p-value=0.025) had a significant effect on the second birth interval. The hazard rate  of the first birth interval for women in the recent calendar period compared to women in the first period was equal to 0.448, and the hazard rate of the second birth interval for employed compared to unemployed, living in developed versus undeveloped regions was 0.812, and 0.724, respectively
     
    Conclusion
    Delayed childbearing among young women and longer second birth intervals in employed women may result from economic and social conditions that can be prevented by providing appropriate conditions.
    Keywords: Fertility, First birth interval, Second birth interval, Shared frailty survival model
  • Z Baradaran Seyed, MH Fallah, L Pishraft * Pages 77-86
    Background and Objectives
    Highly pathogenic avian influenza (HPAI) viruses are particularly important due to huge economic consequences and public health concerns. During recent years, because of the severity of epidemics and failure in the control and eradication of HPAI, vaccination has been introduced into the National Prevention and Control Program of some countries, including Iran. This article discusses the role of vaccination in the control of HPAI, the characteristics and constraints of the vaccine, types of commercial vaccines, and previous experiences.
     
    Methods
    Scientific databases were searched to collect essential evidence on the role of vaccination in controlling HPAI in a variety of poultry and birds with no time and language restrictions. The articles related to the efficacy and effectiveness of the commercial vaccines on at a national level or population-based studies in some farms were included in present study.
     
    Results
    Because of the high pathogenicity and variability of the influenza virus as well as the shortcomings of some commercial vaccines in prevention of virus transmission, vaccination should only be taken into consideration when all other methods of disease control are ineffective. The consequences of the use of vaccines containing the seeds non-antigenically matched with the circulating strains have been reported frequently.
     
    Conclusion
    In the national vaccination program, informed policymaking requires evidence based vaccinology that can facilitate development of the national infrastructure with awareness of the limitations of commercial vaccines and the realistic expectations of logistic, financial, and human resources.
    Keywords: Avian influenza, H5N8, Highly pathogenic, Vaccine
  • S Nazari, Z Keshavarz, M Afrakhte, H Riazi* Pages 87-94
    Background and Objectives
    Cervical cancer is one of the five most common cancers in Iranian women. Considering the impact of HIV on cervical cancer and the low rate of cervical cancer screening in HIV positive women, this study was conducted to review the barriers to cervical cancer screening in HIV positive women.
     
    Methods
    In this systematic review, data were retrieved from Magiran, SID, Irandoc, Prequest, OVID, ScienceDirect, PubMed, Web of Science and Scupos databases from January 2000 to January 2018. The following keywords and their combination were used: cervical cancer screening, Pap smear, HIV-positive women, and barriers. The NOS (Newcastle-Ottawa Scale) checklist was used to evaluate the quality of the selected articles and the articles that scored more than six were included in the study.
     
    Results
    From 145 selected articles, 21 were included in the review based on the inclusion criteria. The most common reported screening barriers were the costs of test, lack of awareness, low education level, younger age, lack of information about screening centers, and fear of sampling. 
     
    Conclusion
    Considering the barriers to cervical cancer screening, increasing the level of awareness of the HIV-positive women, preparing free Pap smear services, and providing easier access to health centers for this high risk group could lead to early detection of cervical cancer.
    Keywords: Cervical cancer screening, Pap smear, HIV positive women, Barriers
  • G Moradi, A Veysi, K Rahmani, H Erfani, MR Shirzadi, F Gharachorloo, M Nabav, MM Gouya*, A Doosti Pages 95-104
    Background and Objectives
    Leishmaniasis control in each country, especially in countries where the disease is endemic, requires designing and implementing an organized national surveillance system. Iran has long been considered as an endemic country for leishmaniasis. The purpose of this study was to review the leishmaniasis surveillance system in Iran.
     
    Methods
    In this review study, the data were obtained from the surveillance system, reports and documents, published guidelines, reviews of the existing structures, and the views of the managers and experts of the Center for Communicable Diseases control in Iran in 2018.
     
    Results
    The surveillance system for two types of leishmaniasis, cutaneous leishmaniasis and visceral leishmaniasis (Kala-azar), is currently operational in the country, and new cases are reported monthly. For each identified case, in addition to the epidemiologic attributes, treatment and follow-up as well as follow-up of possible contacts are done as per to the guidelines for each of these diseases.
     
    Conclusion
    The current surveillance system for leishmaniasis has improved the process of reporting cases in recent years. However, the low rate of reporting of cases, especially for cutaneous leishmaniasis, and epidemiological complexities in the transmission of the infection indicate the need for reviewing and improving the current surveillance system.  Data from the surveillance system and the increasing number of leishmaniasis cases in Iran reveal the need for innovations to strengthen the control measures for this disease.
    Keywords: Leishmaniasis, Surveillance system, communicable diseases, Iran
  • S Eybpoosh*, B Eshrati Pages 105-115
    Background and Objectives
    This article provides an overview of the national nosocomial infection surveillance system in Iran and its current status, achievements, and challenges.
     
    Methods
    All relevant reports, documents, and program guidelines, as well as published literature and surveillance data related to the nosocomial infection surveillance system in Iran were critically reviewed. Opinions of the key informants at local and governmental levels were also reviewed.
     
    Results
    The program was launched in 2006 covering 100 volunteer hospitals. Since 2016, participation in the program is obligatory, leading to the participation of 555 hospitals with >100 beds (56%). Major data collected in the program include demographic characteristics, infections and related risk factors, pathogens and their antimicrobial susceptibility/resistance, and patient outcome. Recently, device-associated infection rates are also calculated in the program. Since its establishment in 2006, the program has improved in terms of case finding and coverage. Implementation of the program has also had positive impacts on the stakeholders’ knowledge, attitude, and practice.
     
    Conclusion
    Although the number of identified cases and program coverage have improved, a considerable proportion of the infected cases still remain undiagnosed. Implementation of the program has also improved the stakeholders’ awareness, attitude and practice. The program faces a number of challenges, including lack of appropriate scientific support from academics and executive issues. Integration of active and sentinel surveillance in selected hospitals, persuasion of physicians to actively participate in the program, and conducting incidence and prevalence surveys would help the program to better detect nosocomial infection cases.
    Keywords: Nosocomial infection, Surveillance, Communicable diseases, Iran