فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 6 (پیاپی 89، شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • پروانه صادقی مقدم، رقیه آهنگری، زهرا کاملیان، محمد آقاعلی* صفحات 1-7
    زمینه و هدف
    با توجه به نتایج و خطرات جدی که در زایمان های آغشته به مکونیوم، نوزادان را تهدید می کند، همچنین شیوع بالای سزارین؛ تحقیق حاضر با هدف مقایسه پیامد نوزادان با مایع آمنیوتیک آغشته به مکونیوم در زایمان طبیعی و سزارین صورت گرفت.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به روش مقطعی - تحلیلی در سال 1396 بر روی پرونده تمامی زایمان های صورت گرفته در بیمارستان ایزدی قم که مایع آمنیوتیک آنان آغشته به مکونیوم بود، انجام شد. متغیرها (شامل نوع زایمان، وزن تولد، سن بارداری، شدت مکونیوم و پیامدهای مدنظر (مانند نمره آپگار، pH بندناف، نیاز به بستری و مرگ) براساس چک لیست از پرونده ها استخراج گردید. داده ها با استفاده از آزمون تی و کای دو یا فیشر در سطح معنی داری کمتر از 5% آنالیز شدند.
    یافته ها
    در این مطالعه، 284 زایمان آغشته به مکونیوم، مورد بررسی قرار گرفت که در نتیجه، فقط در 28/9% موارد (82 مورد)، نوزاد به روش زایمان واژینال متولد شده بود. درصد زایمان واژینال در مکونیوم های رقیق، 42/7% و در مکونیوم های غلیظ، 22/6% گزارش شد. در مکونیوم های غلیظ، میانگین آپگار و pH بند ناف در گروه زایمان واژینال، به طور معنی داری پایین تر بود.
    نتیجه گیری
     نتایج مطالعه حاضر نشان داد در موارد مکونیوم غلیظ، پیامدهای نامطلوب کوتاه مدت نوزادی در زایمان های سزارین کمتر است. همچنین تصمیم گیری درخصوص انتخاب نوع زایمان در این بارداری ها باید به صورت همه جانبه و با بررسی همه جوانب مادری و نوزادی باشد.
    کلیدواژگان: نوزادان، مایع آمنیوتیک، زایمان طبیعی، سزارین
  • ندا امانی، مهرداد شریعتی، رحیم احمدی*، سعید خاتم ساز، مختار مختاری صفحات 8-17
    زمینه و هدف
     مطالعات نشان داده اند استروئیدهای جنسی بر تکثیر سلول های سرطانی در سطح سلولی و مولکولی تاثیرگذارند. در این مطالعه به بررسی اثرات ضد تکثیری تستوسترون بر رده سلولی سرطان معده و ارزیابی فعالیت کاسپازهای 3، 8 و 9 پرداخته شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه آزمایشگاهی، سلول های AGS در دو گروه شاهد (عدم مواجهه با هورمون) و گروه های دریافت کننده تستوسترون (با غلظت های 0/001، 0/01، 0/1، 1 و 10 میلی گرم برمیلی لیتر) قرار گرفتند. اثر سیتوتوکسیک هورمون با استفاده از سنجش MTT اندازه گیری شد. میزان فعالیت کاسپازهای 3، 8 و 9 به وسیله کیت Elisa مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک طرفه و تی تست بین گروه ها مقایسه شدند.

    یافته ها
    تستوسترون در غلظت های 0/1 و 1 میلی گرم برمیلی لیتر سبب کاهش معنی دار زنده مانی سلول های AGS در مقایسه با گروه شاهد شد (p<0/001). همچنین مواجهه سلول های سرطان معده با هورمون تستوسترون در غلظت یک میلی گرم برمیلی لیتر باعث افزایش معنی دار در میزان فعالیت کاسپازهای 3 (p<0/001) و 9 (p<0/005) در این سلول ها نسبت به گروه کنترل شد، اما تغییر معنی داری بر میزان فعالیت کاسپاز- 8 ایجاد نکرد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد هورمون تستوسترون می تواند اثر سیتوتوکسیک بر سلول های سرطانی معده اعمال کند که بخشی از این اثر حداقل از طریق افزایش فعالیت کاسپازهای 3 و 9 میانجیگری می شود.
    کلیدواژگان: تستوسترون، سرطان معده، کاسپاز 3، کاسپاز8، کاسپاز9
  • الهام سادات افراز*، سید حجت طاهری، آیدین عبادی صفحات 18-26
    زمینه و هدف
    مطالعات حیوانی نشان داده اند روغن سیاه دانه موجب تسهیل ترمیم زخم می شود. این پژوهش با هدف بررسی اثر درمانی روغن سیاه دانه بر استوماتیت ناشی از شیمی درمانی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 72 موش بزرگ آزمایشگاهی سالم از نژاد ویستار به صورت اتفاقی به سه گروه شامل: شاهد، شم تزریق و دریافت کننده روغن سیاه دانه تقسیم شدند. داروی 5- فلوئورواوراسیل (با دوز 100 و 65 میلی گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن) به ترتیب در روز یکم و سوم به صورت داخل صفاقی تزریق شد و در روز سوم خراشی روی مخاط گونه با سوزن گیج 18 ایجاد گردید. موش های گروه شم تزریق و درمان، روزانه به ترتیب دارونما و روغن سیاه دانه را با دوز 400 میکرولیتر برکیلوگرم به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. در روزهای چهارم، ششم و هشتم از هرگروه، 8 موش را کشته و از مخاط گونه آن ها به منظور ارزیابی هیستوپاتولوژیک شدت التهاب نمونه برداری شد. داده ها با استفاده از آزمون کروسکال والیس و من ویتنی آنالیز شدند.
    یافته ها
     بدون در نظر گرفتن متغیر زمان، شدت التهاب مخاط در گروه درمان نسبت به دو گروه شاهد و پلاسبو، به طور معنی داری کمتر بود، اما با در نظر گرفتن متغیر زمان، این اختلاف تنها در روز چهارم معنی دار شد و در روزهای بعد، تفاوتی بین سه گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
     نتایج این مطالعه نشان داد تجویز داخل صفاقی روغن سیاه دانه می تواند موجب کاهش شدت التهاب حاد در پی استوماتیت ناشی از شیمی درمانی شود.
    کلیدواژگان: سیاهدانه، شیمی درمانی القایی، استوماتیت
  • مجید قلی پور*، سهیلا مظاهری، محمدرضا اسد صفحات 27-37
    زمینه و هدف
    توده عضله اسکلتی به تعادل بین سنتز و تجزیه پروتئین بستگی دارد که در شرایط بیماری و پیری دچار تغییر می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر دو پروتکل تمرینی بر تغییرات برخی ژن های درگیر در مسیر سنتز و تجزیه پروتئین، به منظور دستیابی به یک برنامه تمرینی موثرتر هنگام بروز شرایط پاتولوژیک، فرآیند پیری و بهبود عملکرد ورزشکاران انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، موش های صحرایی هشت هفته ای نژاد ویستار به طور تصادفی به سه گروه تمرین مقاومتی، تناوبی پرشدت و شاهد تقسیم شدند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، عضلات نعلی جدا و جهت بررسی بیان ژن، در دمای 80- درجه سانتیگراد نگهداری شدند. تفاوت های بین گروهی، با استفاده از آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک در سطح معنی داری، 0/05˂α تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    افزایش بیان ژن AKT1 و Rps6kb1 نسبت به گروه شاهد در هر دو گروه تمرینی معنی دار بود (به خصوص گروه مقاومتی). همچنین بیان ژن های مرتبط با مسیر تجزیه پروتئین (MuRF1 و Map1LC3a)، توسط هر دو پروتکل، به ویژه تناوبی پرشدت سرکوب و به وسیله روش وسترن بلاتینگ مورد تایید قرار گرفت.
    نتیجه گیری
     با توجه به اینکه بیان ژن های مرتبط با سنتز پروتئین توسط تمرین مقاومتی افزایش می یابد و ژن های درگیر در روند تجزیه پروتئین توسط پروتکل تناوبی پرشدت سرکوب می شوند؛ بنابراین کاربرد عملی دو پروتکل به طور همزمان به منظور کاهش آتروفی عضلانی در شرایط پاتولوژیک و سالمندی، همچنین افزایش قدرت عضلانی برای بهبود عملکرد ورزشی می تواند موردتوجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تمرین ورزشی، بیان ژن، موش نژاد ویستار، ماهیچه اسکلتی
  • بهناز سادات حقایق زواره، محبوبه مدنی*، فرشته قندهاری صفحات 38-46
    زمینه و هدف
    کاندیداآلبیکنس، شایع ترین پاتوژن قارچی انسانی است که موجب بروز بیماری های سطحی، مخاطی تا میکوزهای سیستمیک می شود. سویه های لاکتوباسیلوس کازئی، عموما به عنوان پروبیوتیک به کار برده می شوند، همچنین فلور میکروبی روده را تغییر داده و بر پاسخ های ایمنی میزبان اثر دارند. این تحقیق با هدف ارزیابی تاثیر لاکتوباسیلوس کازئی بر پارامترهای خونی رت آلوده به کاندیدا آلبیکنس انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، تعداد 24 رت به طور تصادفی در چهار گروه شامل: گروه کنترل که آب مقطر دریافت کردند، گروه آلوده به کاندیدا آلبیکنس، گروه آلوده به کاندیدا آلبیکنس و تیمار با  لاکتوباسیلوس کازئی و گروه تیمار با  لاکتوباسیلوس کازئی تقسیم شدند. لاکتوباسیلوس کازئی به روش گاواژ به صورت یک روز در میان و در طی 20 روز تجویز شد. سپس نمونه های خون جمع آوری و RBC, ,PLT, HGB, HCT, MCV, MCH, MCHC، لنفوسیت، مونوسیت، ائوزینوفیل، بازوفیل و نوتروفیل بررسی شدند. نتایج با استفاده از آزمون ناپارامتری کراسکال - والیس، من ویتنی و تحلیل میانگین اختلافات، آنالیز شدند.
    یافته ها
     براساس یافته های این مطالعه، تعداد پلاکت، مونوسیت، نوتروفیل وگلبول قرمز، افزایش معنی داری در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل نشان دادند، درحالی که لنفوسیت، ائوزینوفیل، بازوفیل،MCH  ،MCHC ،HGB و HCT اختلاف معنی داری نداشتند.MCV  نیز کاهش معنی داری در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل داشت.
    نتیجه گیری
     نتایج این تحقیق نشان داد  لاکتوباسیلوس کازئی احتمالا در مهار عفونت القاشده توسط کاندیدا آلبیکنس موثر است.
    کلیدواژگان: کاندیدا آلبیکنس، لاکتوباسیلوس کازئی، پروبیوتیک، فاکتورهای خونی
  • محسن صالحی*، اسحاق الماسی صفحات 47-54
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر، فن آوری های جدید منجر به تولید حجم انبوهی از داده ها شده و در حوزه زیستی، فناوری ریزآرایه نیز به صورت چشمگیری توسعه یافته است. در این میان، جهت مقایسه گروه کنترل با دو یا چند گروه آزمایشی، همچنین یافتن ژن هایی با بیان متفاوت، از آزمون فیشر استفاده می شود. در این مطالعه نرخ کشف کاذب در آزمون فرض جایگشتی فیشر و جایگشتی تعدیل یافته همزمان بر داده های ریزآرایه بررسی گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه، ابتدا با شبیه سازی و انتخاب سه حالت مختلف برای نمونه های کنترل و آزمایشی ، نرخ کشف کاذب با استفاده از دو روش آزمون جایگشتی فیشر و جایگشتی تعدیل یافته محاسبه گردید، سپس این دو روش بر روی 8799 ژن مربوط به سلول مغز 29 موش (در سه گروه سنی جوان، میانسال و پیر) اعمال گردید و تاثیر فرآیند سن مغز بر افزایش ایجاد بیماری آلزایمر مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
     نتایج نشان داد استفاده از روش آزمون جایگشتی فیشر، نرخ کشف کاذب را نمی تواند کنترل کند، ولی روش جایگشتی تعدیل یافته بهتر عمل کرده و اختلافات واقعی معنی دار را درست تر تشخیص می دهد؛ لذا مقدار FP در روش دوم کاهش خواهد یافت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه، استفاده از روش های مرسوم ازجمله آزمون جایگشتی فیشر که مبنای تحلیل داده های زیستی در بسیاری از نرم افزارها می باشد، در داده های بزرگ مقیاس، ازجمله داده های ریزآرایه کارایی مطلوب را ندارد و نرخ کشف کاذب را نمی تواند کنترل کند؛ درحالی که روش جایگشتی تعدیل یافته با عملکرد بهتر در کنترل نرخ کشف کاذب، نتایج قابل اعتمادتری در پی دارد.
    کلیدواژگان: ریزآرایه، بیان ژن، بیماری آلزایمر، نرخ کشف کاذب، روش ها
  • نسترن کشاورز، محمد علی گل*، ابوالفضل محمدبیگی، علی رمضان خانی صفحات 55-64
    زمینه و هدف
    کم تحرکی به عنوان یکی از چهار علل عمده مرگ در سراسر جهان شناخته شده است. مطالعات مختلف نشان داده اند میزان فعالیت بدنی در زنان، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، بالاتر از حد میانگین است و مداخلات اجتماع محور می تواند منجر به بهبود این وضعیت شود. این مطالعه با هدف طراحی، اجرا و ارزشیابی یک مداخله اجتماع محور برای افزایش فعالیت بدنی زنان بزرگسال در یک منطقه حاشیه نشین شهر قم صورت گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه شبه تجربی در بین زنان بزرگسال در دو محله حاشیه نشین شهر قم انجام شد. نمونه ها به روش نمونه گیری خوشه ای به تعداد 297 نفر انتخاب شدند. فعالیت بدنی زنان در قالب برنامه ارتقای سلامت اجتماع محور با استفاده از چارچوب اجتماعی اکولوژیک سنجیده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه، بیش از 50% زنان دارای فعالیت بدنی ناکافی بودند. براساس آزمون تی مستقل، بین اختلاف نمره میانگین فعالیت بدنی کل در دو گروه قبل و بعد از مداخله، تفاوت معنی داری وجود داشت؛ به طوری که میانگین این اختلاف در گروه مداخله، Week/min.MET 757/82±214/18و در گروه کنترل،  Week/min.MET 279/17±36/85- به دست آمد. این اختلاف برای میانگین نمره فعالیت بدنی شدید، فاقد ارتباط معنی دار و برای میانگین فعالیت بدنی متوسط و پیاده روی، معنی دار بود.
    نتیجه گیری
     با توجه به اینکه در این مطالعه، مداخله به صورت اجتماع محور و چندسطحی صورت گرفت؛ لذا به نظر می رسد تاثیر مجموعه عوامل مورد مداخله توانسته منجر به افزایش سطح فعالیت بدنی متوسط در زنان مورد مداخله شود.
    کلیدواژگان: ورزش، مشارکت اجتماعی، زنان
  • سارا جعفری گیو، نوشین پیمان* صفحات 65-77
    زمینه و هدف
    ادراک و دیدگاه زنان می تواند در چگونگی کیفیت زندگی آنان موثر باشد. در این مطالعه دیدگاه زنان در مورد پدیده یائسگی مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه کیفی به روش پدیدارشناسی با رویکرد کلایزی در ارتباط با ادراک زنان یائسه از پدیده یائسگی، در سال 1397 انجام شد. تعداد 14 نفر از زنان در سنین 60-45 سالگی (یائسه همسردار) براساس نمونه گیری مبتنی بر هدف و همگن، از بین مراجعین مراکز جامع خدمات سلامت مشهد، انتخاب و تحلیل محتوایی به شیوه هفت مرحله ای کلایزی اجرا شد.
    یافته ها
     یافته ها در حیطه های اصلی «نگرش نسبت به یائسگی» و «منابع حمایتی» دسته بندی شدند. براساس یافته ها دیدگاه زنان به یائسگی، کاملا متفاوت بود. مضمون اصلی یافته ها به عنوان سکوی پرواز یا سراشیبی انحطاط به دست آمد که بیانگر تضاد عمیق در دیدگاه زنان یائسه به پدیده یائسگی (شامل چهار گروه جزء اجباری زندگی، رهایی، مرگ زنانگی و پلی به معنویت) بود. درخصوص منابع حمایتی، مضمون اصلی یافته ها به عنوان نیازمند حمایت (شامل: حمایت خانوادگی، آموزش، گروه های خودیار)در نظر گرفته شد. همه زنان معتقد بودند با شناخت مسائل و مشکلات یائسگی، آموزش راهکارهایی برای سازگاری با آن ها و افزایش آگاهی همسرانشان می توانند کیفیت زندگی خود را در این دوره بهبود بخشند.
    نتیجه گیری
     نتایج این مطالعه نشان داد اکثر زنان، یائسگی را جزء فرآیند طبیعی زندگی خود می دانند، اما این فرآیند فیزیولوژیک همراه با مشکلاتی است که کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد؛ بنابراین چگونگی درک زنان از یائسگی، کیفیت زندگی آن ها را متاثر می سازد. یافته های پژوهش حاضر می تواند در زمینه طراحی مداخله های اصلاح کیفیت زندگی زنان یائسه مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مطالعه کیفی، یائسگی، کیفیت زندگی
  • زهرا علی اکبرزاده *، سمیه سلمانی، اعظم بیدرفش صفحات 78-86
    زمینه و هدف
    عدم رضایت از زندگی و مصرف مواد مخدر در جوانان، مسئله ای نگران کننده است؛ چراکه هریک از این مشکلات با بسیاری از پیامدهای منفی همراه است. در این مطالعه به بررسی ارتباط بین رضایت از زندگی و تمایل به اعتیاد در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم پرداخته شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به روش توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی بر روی تمامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم انجام شد. جامعه آماری شامل 250 نفر بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1395-1394 به طور تصادفی منظم انتخاب شدند و به پرسشنامه های مشخصات جمعیت شناختی، رضایت از زندگی داینر و تمایل به اعتیاد پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در سطح معنی داری، 05/0>p تحلیل شدند.
    یافته ها
     میانگین تمایل به اعتیاد در دانشجویان، 19/25+32/03و میانگین رضایت از زندگی دانشجویان، 6/19+23/7بود. همچنین بین رضایت از زندگی با گرایش به اعتیاد در بین دانشجویان، ارتباط معنی داری در جهت معکوس وجود داشت.
    نتیجه گیری
     نتایج این مطالعه نشان داد افزایش رضایت از زندگی با کاهش گرایش به اعتیاد در دانشجویان همراه است؛ بنابراین برنامه ریزی در جهت ارتقای رضایت از زندگی در دوران دانشجویی و کاهش گرایش به اعتیاد در این قشر از جامعه، از موارد ضروری است.
    کلیدواژگان: اختلالات ناشی از مصرف مواد، رضایت، اعتیاد، دانشجویان، قم، ایران
|
  • Parvaneh Sadeghi, Roghaye Ahangari, Zahra Kamelian, Mohammad Aghaali Pages 1-7
    Background and Objectives
    Given the consequences and serious dangers, which threatens neonates born with meconium-stained amniotic fluid, and also due to the high prevalence of cesarean section, the present research was carried out with the aim of comparing the outcomes of neonates with meconium - stained amniotic fluid in vaginal delivery and cesarean section.
     
    Methods
    The present study was an analytical cross-sectional study conducted on the records of all deliveries with meconium - stained amniotic fluid performed at Izadi Qom Hospital in 2017. The data, including type of delivery, birth weight, gestational age, meconium intensity, and outcomes (such as Apgar score, umblical blood pH, need for admission, and death), were extracted from the records using a checklist. Data analysis was performed using t-, Chi-square, or Fisher tests at a significant level of less than 5%.
     
    Results
    In this study, 284 deliveries with meconium-stained amniotic fluid, were investigated. Only 28.9% (82 cases) of these cases had been born by vaginal delivery. Percentage of vaginal delivery was 42.7% in diluted meconiosis and 22.6% in concentrated meconiosis. In concentrated meconiosis, the mean Apgar score and cord blood pH in the vaginal delivery group, was significantly lower.
     
    Conclusion
    The results of this study revealed that in cases of high concentration of meconium, short-term neonatal outcomes is lower in the cesarean delivery. Regarding the choice of the type of delivery in these pregnancies, decision should be made comprehensively and with consideration of all maternal and neonatal aspects.
    Keywords: Infants, Newborn, Amniotic fluid, Normal vaginal delivery, Cesarean section
  • Neda Amani, Mehrdad Shariati, Rahim Ahmadi*, Saeed Khatamsaz, Mokhtar Mokhtari Pages 8-17
    Background and Objectives
    Various studies have shown that sex steroids affect cancer cells at cellular and molecular level. In this study, the anti-proliferation effects of testosterone, was investigated on gastric cancer cell line (AGS) and activity level of caspase-3, -8 and -9, was evaluated.
     
    Methods
    In this laboratory experimental study, AGS cell line, were randomly divided into control group (no exposure to hormone) and groups received testosterone (at concentrations 0.001, 0.01, 0.1, 1, and 10mg/ml). The cytotoxic effect of the extract was measured using MTT assay method. Caspase-3, -8 and -9 activity level was also evaluated using ELISA method. The data were statistically analyzed between groups using one way ANOVA and student’s t-test.
     
    Results
    Testosterone at the concentrations of 0.1 and 1mg/mL significantly reduced the viability of AGS cells compared to the control group (p<0.001). Exposure of gastric cancer cells to 1mg/mL of testosterone significantly increased the activity level of caspase-3 (p<0.001) and -9 (p<0.05) as compared to the control group, but caused no significant change in the activity level of caspase-8.
    Conclusion
    The findings of this study showed that testosterone can exert cytotoxic effects on AGS cell line, which this effect is at least partly mediated by caspase-3 and -9.
    Keywords: Testosterone, Stomach neoplasms, Caspase-3, Caspase-8, Caspase-9
  • Elham Sadat Afraz*, Aydin Ebadi, Seyed Hojat Taheri Pages 18-26
    Background and Objectives
    Animal studies have shown that Nigella sativa oil facilitates wound healing process. The aim of this research was to investigate the therapeutic effect of Nigella sativa oil on chemotherapy-induced stomatitis.
     
    Methods
    In this experimental study, a total of 72 healthy Wistar rats, were randomly divided into three groups [control, placebo, and recipient of black seed oil (treatment)]. The animals were given an intraperitoneal injection of 5-Fluorouracil (5-FU) at doses of 100 and 65mg/kg bw, respectively, on day 1 and 3. Their cheek mucosa was scratched using the tip of an 18-gauge needle on day 3. The rats of the sham injection and treatment groups, intraperitoneally received placebo and Nigella sativa oil daily at the dose of 400μl/kg, respectively. Eight rats in each group, were sacrificed on days 4, 6, and 8, and sampling from their mucus, was performed for histopathological evaluation of the inflammation severity. The data were analyzed using the Kruskal-Wallis and Mann-Whitney U-tests.
     
    Results
    Regardless of the time variable, the severity of mucosal inflammation in the treatment group, was significantly lower compared to the control and placebo groups. However, considering the time variable, this difference was significant only on the fourth day and in the following days, there was no difference between the three groups.
     
    Conclusion
    The findings of this study revealed that intraperitoneal administration of black seed oil can reduce the acute inflammation score in chemotherapy-induced stomatitis.
    Keywords: Black seed, Induction chemotherapy, Stomatitis
  • Majid Gholipour*, Soheyla Mazaheri, Mohammad Reza Asad Pages 27-37
    Background and Objectives
    Skeletal muscle mass depends on the balance between synthesis and degradation of muscle protein, which changes with aging and disease. The aim of the present reserch was to examine the effects of two exercise training protocols on alterations of some genes involved in pathways of protein synthesis and degradation in order to achieve a more effective training program in case of pathological conditions, aging process, and improvement of athletic performance.
     
    Methods
    In this experimental study, 8 week old Wistar rats, were randomly divided into three groups of resistance training, high-intensity interval training, and control. To examine gene expression, 48 hours after the last exercise session, the Soleus muscles were dissected and stored at -80C. Between-group differences, were analysed using parametric and non-parametric tests at the significance level of α˂0.05.
     
    Results
    Compared to the control group, the increased expression of AKT and Rps6kb1 genes, was significant in both training groups (especially resistance group). Moreover, the gene expression related to the protein degradation signaling pathway, (MuRF1 and Map1LC3a), were suppressed by both training protocols, especially high-intensity interval training group and were confirmed by Western blotting analysis.
     
    Conclusion
    Given the fact that the protein synthesis-related gene expression was increased by resistance training and protein degradation-related gene expression was suppressed by high-intensity interval training, the practical application of the two protocols can be considered simultaneously in order to reduce muscle atrophy in pathological conditions, aging, as well as to increase muscle strength to improve athletic performance.
    Keywords: Exercise training, Gene expression, Wistar rats, Skeletal
  • Behnaz Sadat Haghayegh Zavareh, Mahbobeh Madani*, Fereshte Ghandehari Pages 38-46
    Background and Objectives
    Candida albicans is the most common human fungal pathogen causing diseases, ranging from superficial, mucosal to systemic mycoses. Strains of Lactobacillus casei are commonly used as probiotics, alter the composition of the gut microbiota, and affect the host immune responses. This study aimed to evaluate the effect of L. casei on blood parameters in Rat infected with C. albicans.
     
    Methods
    In this experimental study, 24 rats were randomly divided into 4 groups, including control group that received distilled water, group infected with C. albicans, group infected with C. albicans and treated with L. casei, and group treated with L. casei. L. casei was administered by gavage every other day for 20 days. Then, blood samples were collected and MCHC, MCH, MCV, HCT, HGB, PLT, RBC, lymphocytes, monocytes, eosinophil, basophil, and neutrophil, were studied. Results were analyzed using Mann-Whitney, Kruskal-Wallis, and average differences analysis tests.
     
    Results
    According to the results of this study, PLT, monocytes, neutrophil, and RBC counts showed significant increases in the treatment group compared to the control group. However, lymphocytes, Eosinophil, Basophil, MCH, MCHC, HGB and HCT had no significant difference. MCV significantly decreased in the treatment group, as compared to the control group.
     
    Conclusion
    According to the findings of this research, L. casei might be effective in the inhibition of the infection caused by C. albicans.
    Keywords: Lactobacillus casei, Candida albicans, Probiotics
  • Mohsen Salehi*, Issac Almasi Pages 47-54
    Background and Objectives
    In recent years, new technologies have led to produce a large amount of data and in the field of biology, microarray technology has also dramatically developed. Meanwhile, the Fisher test is used to compare the control group with two or more experimental groups and also to detect the differentially expressed genes. In this study, the false discovery rate was investigated in the simultaneous Fisher and adjusted permutation hypothesis testing on microarray data.
     
    Methods
    In this study, first, false discovery rate was computed through the simulation study and selection of three different modes for the samples of control group and experimental groups, then, these two methods, were applied to 8799 genes related to brain cell of the 29 rats (in three age groups of young, middle-aged, and aged), and the effect of the process of brain aging, was investigated on increased development of the Alzheimer disease.
     
    Results
    The results showed that the Fisher permutation methods cannot control the false discovery rate, but the adjusted permutation method works better and detects the significant differences more accurately, therefore, the number of false positives decrease in the second method.
     
    Conclusion
    Considering the results of this study, use of the customary methods such as the Fisher permutation test, which is the base of analyzing biological data in many of the software, do not have suitable efficiency in the large-scale data, including microarray data, and cannot control the false discovery rate, whereas the justified permutation method with better performance in false discovery rate leads to more reliable results.
    Keywords: Microarray data, Gene expression, Alzheimer disease, False discovery rate, Methods
  • Mohammad Aligol*, Abolfazl Mohammadbeigi, Ali Ramezankhani, Nastaran Keshavarz Pages 55-64
    Background and Objectives
    Physical inactivity is one of the four major causes of death worldwide. Various studies have shown that physical activity in women, especially in suburban areas, is more than average, and community-based interventions can improve this situation. The objective of this study was to design, implement, and evaluate a community-based intervention to increase physical activity in adult women in a suburban area Qom city.
     
    Methods
    A quasi-experimental study was conducted on adult women in two suburban areas Qom city. Sampling was performed using cluster sampling and 297 subjects were selected. The physical activity of women was assessed by the community-based health promotion program using an ecological framework.
     
    Results
    In this study, more than 50% of women had insufficient physical activity. Based on independent t-test results, there was a significant difference between the mean score of total physical activity between the two groups before and after the intervention; so that the mean of this difference in the intervention group was obtained 214.18±757.82 MET-minutes/week and in the control group -36.85±279.17 MET-minutes/week. This difference was significant for moderate physical activity and walking and was not significant for severe physical activity.
     
    Conclusion
    Considering that in this study, community-based and multi-level intervention was performed, thus, it seems that the effect of a set of interventional factors, has been able to increase the level of physical activity in the intervention women.
    Keywords: Exercise, Community participation, Women
  • Sara Jafarigiv, Nooshin Peyman* Pages 65-77
    Background and Objectives
    The perception and viewpoint of women can affect their quality of life. In this study, women's view on the phenomenon of menopause were evaluated.
     
    Methods
    This qualitative study was performed using phenomenological method with Colaizzi's approach on the perception of menopausal women about menopause in 2018. A total of 14 women aged 45-60 years (menopausal and had husband), were selected by purposeful and homogeneous sampling from individuals referred to comprehensive health centers in Mashhad city, and content analysis was conducted by 7-step Colaizzi's sampling.
     
    Results
    The findings were categorized in the main areas of "attitude towards menopause" and "supportive resources". According to the findings, women's views on menopause, were completely different. The main content of the findings was obtained as a flight platform or a decrease of decadence, which was indicative of a profound contradiction in menopausal women's view on menopause (including four groups of: compulsory component of life, emancipation, death of femininity, and a bridge to spirituality). Considering supportive resources, the main content of the findings was obtained as need of support, which included family support, education, self-help groups. All women believed that they can improve their quality of life during menopausal period through recognizing the problems and complications of menopause and learning ways to adapt to them and raising the awareness of their husbands.
     
    Conclusion
    The results of this study showed that most women consider menopause as a natural process of their life, but this physiological process is associated with problems that affect their quality of life; therefore, how women perceive menopause will affect their quality of life. The findings of this study can be used to design interventions for improvement of quality of life in menopausal women.
    Keywords: Qualitative Research, Menopause, Quality of life
  • Somaye Salmani, Azam Biderafsh, Zahra Aliakbarzadeh * Pages 78-86
    Background and Objectives
    Dissatisfaction with life and use of drugs in adolescents is a worrying problem, since each of these problems is associated with many negative consequences. The purpose of this study was to investigate the relationship between life satisfaction and tendency to addiction in the students of Qom University of Medical Sciences.
     
    Methods
    This cross-sectional descriptive-analytical study, was performed on all students of Qom University of Medical Sciences. Statistical population consisted of 250 individuals who were selected with systematic random sampling in the second semester of academic year 2016-2017 and responded to demographic characteristics, Diener’s Satisfaction with Life, and Tendency to Addiction questionnaires. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and regression at a significant level of p<0.05.
     
    Results
    The mean of students' tendency to addiction was 32.03+19.25 and the mean of student's life satisfaction was 23.7+6.19. Also, there was a significant reverse relationship between life satisfaction and tendency to addiction among the students.
     
    Conclusion
    The results of this study showed that increasing life satisfaction is associated with a decrease in tendency to addiction in the students. Therefore, planning is necessary to improve the satisfaction with life during the academic period and reduce the tendency to addiction in this group of society.
    Keywords: Substance-related disorders, Satisfaction, Addiction, Students, Qom, Iran