فهرست مطالب

به نژادی گیاهان زراعی و باغی - سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • علی ایمانی*، مجتبی سلیمی، ابراهیم هادوی صفحات 1-15
    این تحقیق به منظور بررسی اثر بی کربنات کلسیم محلول غذایی بر برخی صفات رشدی و فیزیولوژیک پایه های رویشی سیب به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی با سه تکرار در سال های 1391 و 1392 انجام شد. در این آزمایش اثر سه سطح بی کربنات (0 و 5/7 و 15 میلی مول بی کربنات کلسیم) بر پایه های رویشی یک ساله سیب M25، M9، M7، M26، MM106 و MM111 کشت شده در بستر پرلیت و کوکویت به نسبت 1:1 بررسی گردید. نتایج نشان داد که سطوح مختلف بی کربنات کلسیم اثرات متفاوت بر روی صفات موردمطالعه داشتند. بی کربنات کلسیم، خصوصا غلظت 15 میلی مول موجب کاهش ارتفاع نهال، قطر تنه، تعداد شاخه های فرعی، ماده تر و خشک برگ، محتوی کلروفیل، در پایه های رویشی سیب شد؛ اما نشت یونی، پرولین و کربوهیدرات پایه های رویشی سیب را افزایش داد. درمجموع در این پژوهش M9 و M26 به ترتیب، متحمل ترین و حساس ترین پایه به شرایط قلیایی حاصل از بی کربنات کلسیم تشخیص داده شدند.
    کلیدواژگان: بی کربنات، پایه، رشد رویشی، محتوای کلروفیل، نشت یونی
  • محمد ضابط*، فرشته شاه محمدی، محمد قادر قادری، محمدحسن سیاری صفحات 17-34
    با توجه به روند افزایشی توسعه اراضی شور و کمبود اراضی زراعی مطلوب برای کشاورزی، شناسایی گیاهان دارویی مقاوم به شوری اهمیت زیادی دارد. در این تحقیق خصوصیات آزمایشگاهی بذور اکوتیپ های مختلف زیره سبز تحت تنش شوری در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند طی سال 1394 مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور A شامل 10 اکوتیپ (سبزوار، خوسف، قوچان، سرایان، کاشمر، گناباد، زیرکوه، اسفراین، طبس و تربت جام) و فاکتور B پنج سطح شوری (یک، سه، پنج، هفت و نه دسی‎زیمنس بر متر کلرید سدیم) با سه تکرار  در ژرمیناتور اجرا شد. تجزیه واریانس نشان داد که اکوتیپ ‎های مختلف در همه صفات مورد بررسی به جز وزن خشک گیاه چه و نسبت طول ریشه چه به ساقه چه در سطح یک درصد با یکدیگر اختلاف معنی‎دار داشتند. به طور کل اکثر صفات با افزایش غلظت شوری کاهش یافت. مقایسه میانگین اثرات متقابل اکوتیپ× تنش نشان داد که اکوتیپ های کاشمر و قوچان در تنش سه دسی زیمنس بالاترین و اکوتیپ های اسفراین و گناباد در تنش های یک و پنج دسی زیمنس بر متر کم ترین مقدار از صفات مورد اندازه گیری را داشت. تجزیه خوشه ایدر تنش یک و نه دسی زیمنس بر متر اکوتیپ ها را در سه گروه عمده گروه بندی نمود. در تنش یک دسی زیمنس بر متر گروه اول (کاشمر، زیرکوه، سرایان، تربت جام، طبس، گناباد و سبزوار) و در تنش نه دسی زیمنس بر متر گروه سوم (خوسف و سبزوار) دارای حداکثر تحمل بود. در تنش سه دسی زیمنس بر متر اکوتیپ ها در چهار گروه عمده قرار گرفتند و در آن گروه سوم (سبزوار، کاشمر و گناباد) دارای حداکثر مقاومت بود. در تنش پنج و هفت دسی زیمنس بر متر چهار گروه عمده از اکوتیپ ها مشخص گردید که در هر دو سطح گروه چهار (سبزوار) دارای حداکثر مقاومت بود. به طورکلی اکوتیپ سبزوار دارای بیشترین مقاومت در کلیه سطوح شوری بود.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، جوانه زنی، کلریدسدیم، گیاه دارویی
  • ژیلا مهر ثمرین، مریم نوروزی*، مصطفی عرب، شیرین دیانتی دیلمی، سینا خلیلی صفحات 35-47
    در این آزمایش مهارکننده میتوزی کلشی سین برای القای تتراپلوییدی در گیاه زینتی بنت القنسول (Euphorbiapulcherrima) رقم Pandora redاستفاده شد. تیمار کلشی سین روی نوک شاخساره در شرایط درون شیشه ای انجام گرفت و ریزنمونه ها با غلظت های 00/0، 02/0، 05/0، 1/0، 2/0، 5/0 و 1 درصد (وزنی به حجمی) کلشی سین، در سه بازه زمانی 6، 12 و 20 ساعته مورد تیمار قرار گرفتند. زنده مانی ریز نمونه ها پس از تیمار با کلشی سین با غلظت و مدت زمان تیمار ارتباط داشت و غلظت های بالاتر و مدت زمان طولانی تر منجر به کاهش نرخ زنده مانی و افزایش مرگ ومیر شد، به طوری که ریز نمونه ها در تیمار فاقد کلشی سین و غلظت بالای کلشی سین (1%) به مدت 20 ساعت کمترین درصد زنده مانی (0%) را داشتند. گیاهان شاهد در بنت القنسول که به عنوان دیپلوییدلویید درنظر گرفته شدند عدد کروموزومی برابر 28n= 2x=2 نشان دادند درحالی که گیاهان تیمارشده با غلظت 1 درصد وزنی به حجمی و زمان 6 ساعت کلشی سین، دارای سلول هایی با تعداد کروموزوم دو برابر شده (2n=4x=56) بودند که به عنوان گیاهان تتراپلوییدلویید معرفی شدند. موثرترین تیمار القای پلی پلوییدلوییدی با غلظت 1 درصد وزنی به حجمی کلشی سین و مدت زمان 6 ساعت و با نرخ القای 33% به دست آمد. میانگین اندازه سلول های روزنه در گیاهان تتراپلوییدلویید (μm 37/5×23/18) به صورت معناداری از گیاهان دیپلوییدلویید (μm 31/4×1/12) بزرگ تر است اما تراکم سلول های روزنه در گیاهان تتراپلوییدلویید (89/14 روزنه در میلی مترمربع) به صورت معناداری کمتر از گیاهان دیپلوییدلویید (10/23 روزنه در میلی مترمربع) مشاهده گردید. در تیمار 1 درصد وزنی به حجمی و زمان 6 ساعت، گیاه دارای سیستم ریشه ای کوچک تر و رشد آهسته تر و ارتفاع گیاه کمتر بود. تغییر در تعداد و تراکم روزنه ها و تغییر در عدد کروموزومی گیاهان تیمارشده شاخصه ای مهمی در شناسایی گیاهان تتراپلوییدلویید القا شده توسط کلشی سین می باشند.
    کلیدواژگان: القای پلی پلوییدی، بنت القنسول، درون شیشه ای، لوییدکلشی سین
  • سهیلا مرادی*، محمدرضا عظیمی، سعید پورداد، فریبرز حبیبی صفحات 49-59
    این آزمایش به منظور تعیین میزان تبدیل و رشد بذرهای مصنوعی حاصل از کپسوله کردن نوک شاخه های آفتابگردان روی بستره های مختلف به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با پنج تکرار در آزمایشگاه کشت بافت مرکز تحقیقات کشاورزی کرمانشاه در سال 1391 انجام شد. نوک شاخه های حاصل از گیاهچه های تکثیرشده آفتابگردان در شرایط درون شیشه ای در آلژینات سدیم سه درصد و 100 میلی مولار CaCl2.2H2O کپسوله شدند. جهت بررسی تاثیر کاربرد مواد غذایی و تنظیم کننده های رشد در ماتریکس کپسوله کننده، برای تهیه آلژینات سدیم از سه ماتریکس متفاوت شامل آب مقطر استریل، محیط MS مایع و محیط MS مایع همراه با دو میلی گرم در لیتر BA و دو میلی گرم در لیتر IAA استفاده شد. بذرهای مصنوعی حاصل جهت ارزیابی توانایی جوانه زنی و رشد مجدد به محیط MS فاقد هورمون و دو بستره تجاری مخلوط کوکوپیت و پرلیت (1:1) و مخلوط کوکوپیت، پرلیت و پیت ماس (1:1:1) منتقل شدند. استفاده از مواد غذایی و تنظیم کننده های رشد در ماتریکس آلژینات به طور معنی داری رشد مجدد نوک شاخه های کپسوله شده را بهبود بخشید. بیش ترین میزان تبدیل بذرهای مصنوعی 100 درصد بود که از کاشت در شرایط درون شیشه ای روی محیط MS به دست آمد و کاشت مستقیم در شرایط بیرون شیشه ای باعث کاهش توانایی تبدیل و رشد آن ها شد.
    کلیدواژگان: آلژینات سدیم، بستره تجاری، شرایط بیرونشیشه ای، ماتریکس کپسولهکننده، محیط MS
  • علی موسوی زاده* صفحات 61-74
    برآورد تنوع ژنتیکی در یک جمعیت و شناسایی صفات مهم پیش شرط اساسی برای انتخاب والدین در یک برنامه اصلاحی است. بنابراین به منظور بررسی تنوع ژنتیکی مورفوتیپ های توده های بومی پیاز ایران و استفاده از نتایج آن در برنامه های به نژادی، بذر 23 مورفوتیپ در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان شرقی طی سال های زراعی 1389 و 1390 کشت شدند. نتایج تجزیه واریانس مرکب بیانگر وجود تنوع بسیار زیاد میان مورفوتیپ های موردمطالعه ازنظر صفات موردبررسی بود. تجزیه خوشه ایبه روش وارد، مورفوتیپ های موردمطالعه را در سه گروه قرار داد. گروه بندی براساس صفات مورفولوژیک با الگوی تنوع جغرافیایی مورفوتیپ ها نسبتا مطابقت داشت. در تجزیه به مولفه های اصلی، سه مولفه اول 70/79 درصد تنوع فنوتیپی داده ها را تبیین کردند. مورفوتیپ های با مولفه اول بیشتر دارای عملکرد بالاتر بوده و مورفوتیپ های با مولفه دوم کمتر، کیفیت بیشتر خواهند داشت. مورفوتیپ هایی با مولفه سوم بیشتر نیز دارای درصد ماده خشک بیشتر خواهند بود. تجزیه علیت نشان داد که طول پیاز بیشترین اثر مستقیم مثبت معنی دار (6/0) را بر متوسط وزن سوخ داشت. اثر مستقیم قطر پیاز بر متوسط وزن سوخ نیز معنی دار بود (22/0). بیشترین اثر غیرمستقیم طول برگ از طریق طول پیاز اعمال شد (55/0). بنابراین گزینش بوته هایی با طول برگ بیشتر و دارای طول و قطر پیاز بیشتر می تواند در اصلاح برای افزایش عملکرد در این جمعیت ها مفید باشد. قرمز ری 2 و قرمز آذرشهر اناری شکل گوگان 2 از مورفوتیپ های برتر این مطالعه بودند. با توجه به پایین بودن میزان درصد ماده خشک در مورفوتیپ های موردبررسی، این مورفوتیپ ها برای استفاده در صنایع فرآوری مناسب نبوده و مصرف تازه خوری دارند.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، تجزیه علیت، شاخص شکل، قطر پیاز، عملکرد، Allium cepa
  • سمیه جزقاسمی*، ولی ربیعی صفحات 75-89
    جهت دزیابی و امکان سنجی اصلاح زنبق ایرانی Iris persica با استفاده از موتاژن فیزیکی پرتو گاما، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار در مزرعه ای واقع در شهرستان خرمدره و پژوهشکده زیست فناوری زنجان، طی سال های 1391 تا 1393 انجام گرفت و تغییرات مرفولوژیکی، فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و سیتوژنتیکی بررسی گردید. LD50 برای گیاه زنبق ایرانی 15 گری و برای دانه های گرده آن 22 گری تعیین شد. افزایش دز موتاژن فیزیکی پرتوگاما تا 5 گری سبب تغییرات مرفولوژیکی در گیاه شد، گل ها نسبت به شاهد 12 روز زودتر باز شدند و میزان تمایل گل ها به سمت رنگ آبی روشن نسبت به سایر تیمارها و شاهد (گل های سفیدرنگ) بیشتر بود. هم چنین در این تیمار افزایش معنی داری در میزان تجمع آنتوسیانین و فلاونوئید کل در گلبرگ ها مشاهده گردید. با افزایش در پرتو گاما تا 25 گری کاهش معنی داری در ویژگی های مورفولوژیکی و افزایش معنی داری در تجمع کارتنوئید در گلبرگ ها، کلروفیل کل، پرولین، کربوهیدرات کل و فعالیت پلی فنل اکسیداز مشاهده گردید. هم چنین با افزایش دز پرتوگاما کاهش معنی داری در طول کروموزوم ها و شاخص درصد شکل کلی کروموزوم ها مشاهده و درصد کروموزوم های غیر نرمال بیشتر شد و اختلالات کروموزومی شامل Bridge و Isolated مشاهده گردید. با توجه به نتایج حاصل دز 5 گری تاثیر معنی داری در جهت تغییر رنگ در گونه زنبق پرسیکا داشته و می تواند جهت کارهای اصلاحی مربوط به تغییر رنگ و بهنژادی این گیاه موردتوجه قرار گیرد. توصیه می گردد که دزهای پایین تر از 5 گری جهت اصلاح زنبق گونه پرسیکا مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، پرولین، پلیفنلاکسیداز، رنگ گل، کربوهیدرات کل، کروموزوم
  • محمد مرادی*، مهدی سلطانیحویزه صفحات 91-103
    به منظور بررسی صفات موثر بر عملکرد و نیز تعیین عوامل پنهانی دخیل در ایجاد تنوع و دسته بندی ژنوتیپ های کلزای بهاره (Brassica napus L.) آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 17 ژنوتیپ در 4 تکرار در سال زراعی 1395-1394 در مزرعه ای در صفی آباد واقع در شهرستان دزفول اجرا گردید. نتایج ضرایب هم بستگی نشان داد که عملکرد دانه با وزن هزاردانه و تعداد دانه در غلاف بیشترین هم بستگی مثبت را داشت و در سطح احتمال 1 درصد معنی دار بود. انجام رگرسیون مرحله ای برای کلیه صفات نشان دهنده اهمیت و نقش تعیین کننده صفات وزن هزاردانه، تعداد دانه در غلاف، شاخص برداشت و تعداد روز تا رسیدگی بر عملکرد ژنوتیپ ها بود. نتایج تجزیه مسیر نشان داد که صفات تعداد دانه در غلاف و وزن هزاردانه بیشترین اثر مستقیم مثبت را بر عملکرد دانه دارا بودند. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی نشان داد که صفات تعداد دانه در غلاف، وزن هزاردانه، شاخص برداشت و عملکرد دانه بیشترین هم بستگی را با مولفه اول و صفات تعداد روز تا رسیدگی، تعداد روز تا گل دهی و طول دوره گل دهی بیشترین هم بستگی را با مولفه دوم داشتند. با انجام تجزیه وتحلیل عامل ها، دو عامل مهم شناسایی شدند که عامل اول «صفات مرتبط با عملکرد و یا عامل مقصد فیزیولوژیک» و عامل دوم عامل «رشد رویشی» تعیین گردید. بنابراین امکان استفاده از این صفات در برنامه های اصلاحی برای بهبود عملکرد دانه ارقام بهاره کلزا به عنوان معیار انتخاب وجود دارد. تجزیه خوشه ایبه روش وارد، ژنوتیپ ها را در 5 گروه قرارداد و بیشترین فاصله ژنتیکی بین ژنوتیپ های گروه 1 و 5 مشاهده شد. بنابراین، پیش بینی می شود که تلاقی ژنوتیپ های گروه 1 و 5 بهترین دو رگ ها را ایجاد و در نسل های در حال تفرق تنوع مطلوبی برای برنامه های بهنژادی فراهم کند.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، تجزیه علیت، روش های آماری چند متغیره، کلزا، هم بستگی
  • محمدحسین عظیمی*، سمیه جزقاسمی، بهزاد ادریسی صفحات 105-124
    به منظور بررسی میزان هتروزیس هیبرید ها و صفات مهم زنبق آلمانی، 28 هیبرید به همراه هفت والد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی طی دو سال موردبررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس صفات بین نتاج (هیبرید ها) و والدین نشان داد که به جز صفات طول درفش و ارتفاع بوته، تفاوت معنی داری باهم) 01/0(p≤ دارند. ارزیابی میزان هتروزیس (درصد) نتاج نشان داد که دورگ گیری در بین کولتیوارهای بررسی شده تاثیر معنی داری در ایجاد برتری در اکثر صفات نسبت به والدین و والد برتر داشته است. هیبرید 37 (تلاقی 5×4) در اندازه گل، عرض برگ و هیبرید 25 (تلاقی 8×6) ازنظر صفت طول درفش و عرض آویز نسبت به والدین و والد برتر از هتروزیس مثبت بالاتری برخوردار بودند. بالاترین درصد هتروزیس در صفات طول دمگل، قطر دمگل و قطر طوقه به ترتیب در نتاج 20 (تلاقی 2×4)، 30 (تلاقی 4×5) و 16 (تلاقی 2×5) مشاهده گردید. می توان انتظار داشت که این جمعیت های گزینش شده (37، 25، 20، 30 و 16) ازلحاظ ویژگی های مورفولوژیکی گل ها، بتوانند پس از ثبت به عنوان رقم تجاری، در بازار گیاهان زینتی معرفی و گسترش یابند. هیبریدهای 42 و 43 از تلاقی بین زنبق وحشی نمک زار و آلمانی قهوه ای (تلاقی 7×2) در اکثر صفات، نسبت به والدین و والد برتر هتروزیس مثبت داشتند. نتایج تجزیه به عامل ها نشان داد که شش عامل اصلی 24/71 درصد تغییرات کل داده ها را توجیه کردند، بر اساس تجزیه خوشه ایبه روش وارد ژنوتیپ ها در چهار گروه قرار گرفتند. این تحقیق افق تازه ای جهت برنامه ریزی دورگ گیری بین گونه های وحشی و ارقام تجاری موجود در کشور را در آینده فراهم می کند.
    کلیدواژگان: زنبق، نتاج، والد برتر
  • بهمن حسینی*، الهام مرادی پور، علیرضا پیرزاد، جعفر امیری، مهسا امین نژاد صفحات 125-140
    پژوهش حاضر به منظور شناسایی بهترین ترکیب تنظیم کننده رشد و مناسب ترین ریزنمونه بر باززایی در شرایط درون شیشه ای بابونه آلمانی انجام گردید. در آزمایش اول، اثر تنظیم کننده رشد بنزیل آمینو پورین در غلظت های 8/8، 4/4، 2/2 و صفر (0) میکرومولار در ترکیب با تنظیم کننده رشد ایندول استیک اسید در چهار سطح 2/2، 1/1، 5/0 و صفر (0) میکرومولار بر باززایی مستقیم شاخساره از ریزنمونه نوک شاخه توده اصفهان بررسی شد. نتایج آنالیز داده ها نشان داد که بیشترین و کمترین درصد باززایی (54/95 و 23/14 درصد) به ترتیب در محیط کشت موراشیگ و اسکوگ حاوی 4/4 میکرومولار بنزیل آمینو پورین و 2/2 میکرومولار ایندول استیک اسید و محیط کشت موراشیگ و اسکوگ بدون تنظیم کننده رشد مشاهده شد. سه نوع ریزنمونه مختلف (نوک شاخه، کوتیلدون و هیپوکوتیل) و تیمار تنظیم کننده رشدی بنزیل آمینوپورین در چهار سطح (2/13، 8/8، 4/4 و صفر (0) میکرومولار) و تنظیم کننده رشد ایندول استیک اسید در دو سطح (1/1 و 2/2 میکرومولار) به منظور شناسایی شرایط بهینه پرآوری بابونه در شرایط  درون شیشه ای بررسی گردید. در ریزنمونه نوک شاخه حداکثر درصد باززایی (87/93 درصد) در محیط حاوی 4/4 میکرومولار بنزیل آمینو پورین در ترکیب با 2/2 میکرومولار ایندول استیک اسید و حداقل درصد باززایی (60/13درصد) در محیط موراشیگ و اسکوگ فاقد تنظیم کننده رشد بنزیل آمینوپورین با غلظت 1/1 میکرومولار تنظیم کننده رشد ایندول استیک اسید مشاهده گردید. در سایر ریزنمونه ها در محیط کشت های مختلف کالوس زایی مشاهده گردید. بیش از 90 درصد گیاهچه ها با پس از گذشت 1 ماه سازگار شدند.
    کلیدواژگان: ایندول استیک اسید، باززایی مستقیم، بنزیل آمینو پورین، نوک شاخه
  • زهرا عظیم زاده، مهدی محب الدینی*، اسماعیل چمنی صفحات 141-152
    به منظور بررسی اثرات ساکارز و امواج فراصوت بر گیاه سوسن چلچراغ (.Lilium ledebourii Bioss) در شرایط درون شیشه ای، آزمایش هایی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام گردید. تیمارهای اعمال شده در این پژوهش شامل ساکارز در سه سطح (30، 45 و 60 گرم در لیتر) و امواج فراصوت با فرکانس 35 کیلوهرتز در پنج سطح (صفر، پنج، 10، 20 و 30 ثانیه) روی دو نوع ریزنمونه فلس و پیازچه بود. بررسی نتایج به دست آمده از آزمایش اول نشان داد که در ریزنمونه پیاز، بیشترین وزن تر کل، وزن پیازچه ها، وزن ریشه ها، طول ریشه ها و طول گیاهچه از ترکیب تیماری g L-1 60 ساکارز+ 10 ثانیه فراصوت دهی حاصل گردید، درحالی که کمترین میزان فنل از این ترکیب تیماری به دست آمد. بنابراین این تیمار می تواند به منظور بهبود ریزازدیادی سوسن چلچراغ با استفاده از ریزنمونه پیازچه به کار رود و برای افزایش میزان فنل کل نیز ترکیب تیماری g L-1 60 ساکارز+ 30 ثانیه فراصوت دهی توصیه می شود. همه سطوح امواج فراصوت بر تعداد فلس ها، تعداد برگ و طول برگ تاثیر مثبت داشت، اما میزان کلروفیل برگ را کاهش داد. بیشترین تعداد ریشه و تعداد پیازچه های ریشه دارشده در محیط کشت حاوی g L-1 30 ساکارز مشاهده شد. در هر دو ریزنمونه، محیط کشت حاوی g L-1 45 ساکارز در افزایش طول ریشه موثر بود. در آزمایش دوم امواج فراصوت باعث از بین رفتن ریزنمونه های فلسی شد.
    کلیدواژگان: پیازچه، ریزنمونه، فراصوت دهی، فلس، کشت درون شیشه ای
  • محمد مرادی*، اسلام مجیدی هروان صفحات 153-165
    تنش خشکی یکی از مهم ترین تنش های محیطی در کشاورزی سراسر جهان است و بهبود عملکرد دانه تحت تنش خشکی یکی از اهداف مهم اصلاح نباتات است. در برنامه های اصلاحی، برای بهبود عملکرد دانه و صفات فیزیولوژیکی وابسته اطلاع از نحوه کنترل ژنتیکی و تجزیه وتحلیل گرافیکی آنها ضروری می باشد. به این منظور، آزمایشی با 6 اینبرد لاین ذرت و 15 هیبرید حاصل از ترکیب آنها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار و به طور جداگانه در دو رژیم رطوبتی شامل آبیاری بر اساس 90 و 140-130 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد دزفول در سال 1391 اجرا گردید. برآورد پارامترهای ژنتیکی به روش گرافیکی جینکز- هیمن نشان داد که در شرایط تنش برای صفات عملکرد دانه در بوته و کاروتنوئید و در شرایط نرمال برای صفات عملکرد دانه در بوته، کلروفیل کل، رطوبت نسبی برگ و وزن ریشه پارامتر D کوچک تر از پارامترهای H1 و H2 بود که نشان دهنده مهم تر بودن جز واریانس غالبیت نسبت به واریانس افزایشی در کنترل این صفات می باشد. بنابراین گزینش در نسل های در حال تفکیک، از موفقیت چندانی برخوردار نبوده، لذا باید گزینش را تا نسل های پیشرفته اصلاحی به تعویق انداخت. درحالی که بیشتر بودن پارامتر D از پارامترهای H1 و H2 برای صفات کلروفیل کل، رطوبت نسبی برگ و وزن ریشه در شرایط تنش نشان دهنده مهم تر بودن جز واریانس افزایشی نسبت به واریانس غیرافزایشی در کنترل این صفات می باشد و انتخاب در نسل های اولیه می تواند موفقیت آمیز باشد. بنابراین صفاتی مانند کلروفیل کل، رطوبت نسبی برگ و وزن ریشه می توانند برای انتخاب ژنوتیب های متحمل به خشکی و با عملکرد دانه بیشتر شاخص های قابل اطمینانی باشند. با استفاده از نمودار گرافیکی و موقعیت خطوط رگرسیون کوواریانس ردیف ها روی واریانس ردیف ها و نحوه پراکنش والدها چنین نتیجه گیری شد که در هر دو شرایط تنش و نرمال والد SD/17 برای صفات رطوبت نسبی برگ و وزن ریشه و والد SD/3 برای صفات عملکرد دانه و کلروفیل کل دارای بیشترین ژن های مغلوب و والد CML برای اکثر صفات دارای بیشترین ژن های غالب می باشند.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، تنش خشکی، ذرت، کلروفیل، وزن ریشه
  • ساره قاسمی، محمدرضا سبزعلیان*، محمدحسین اهتمام، قدرتاللهسعیدی صفحات 167-181
    مطالعه ای با هدف ارزیابی تحمل خشکی ژنوتیپ های حاصل از تلاقی بین گونه ای در مقایسه با ارقام تجاری گلرنگ در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه صنعتی اصفهان واقع در لورک نجف آباد به صورت طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار و در دو سطح رطوبتی به عنوان محیط (نرمال و تنش 90% تخلیه رطوبتی) انجام شد. 5 ژنوتیپ گلرنگ شامل A82 (هیبرید بین گونه ای (گلرنگ زراعی Carthamus tinctorius L. با گونه وحشی C. oxyacanthus) گلرنگ در نسل F7)، کوسه (توده)، گلدشت، C111 و Ac-stirling (به عنوان ژنوتیپ های تجاری گلرنگ و شاهد) در هر محیط در قالب طرح بلوک کامل تصادفی کشت شدند و هفت شاخص مقاومت به خشکی شامل شاخص تحمل به خشکی (STI)، شاخص تحمل (TOL)، شاخص حساسیت به خشکی (SSI)، شاخص میانگین تولید (MP) و میانگین هندسی بهره وری (GMP)،  و  (به ترتیب عملکرد یک ژنوتیپ در شرایط تنش و عدم تنش)، برای هر ژنوتیپ براساس عملکرد دانه تحت شرایط تنش و عدم تنش محاسبه گردید. نتایج تجزیه واریانس صفات نشان داد ژنوتیپ های مورد بررسی از نظر همه صفات تفاوت معنی داری با هم داشتند. تنش خشکی تاثیر معنی داری بر صفات قطر غوزه، تعداد غوزه در بوته، تعداد دانه در غوزه، وزن دانه در غوزه و عملکرد دانه داشت. نتایج مقایسه میانگین صفات نشان داد میانگین ژنوتیپ های شاهد از نظر صفات وزن هزار دانه، وزن دانه در غوزه، عملکرد دانه در بوته و عملکرد دانه در واحد سطح با جمعیت A82 در هر دو شرایط محیطی تفاوت معنی داری نداشتند. تجزیه به مولفه های اصلی نیز نشان داد که مولفه اول و دوم مجموعا 91 درصد از تغییرات بین شاخص های تحمل به خشکی را توجیه کردند. مولفه اول 67 درصد از تغییرات و مولفه دوم 24 درصد از تغییرات را توجیه نمود. تجزیه بای پلات بر اساس شاخص های GMP، STI و MP، جمعیت A82  و گلدشت را به عنوان بهترین ژنوتیپ متحمل به خشکی معرفی کرد. ژنوتیپ A82 که حاصل تلاقی بین گونه ای گلرنگ زراعی (Carthamus tinctorius L.) با گونه وحشی C. oxyacanthus است دارای عملکرد بالای دانه در هر دو شرایط تنش و عدم تنش در مقایسه با ارقام تجاری گلرنگ بود. بنابراین احتمالا می توان این ژنوتیپ را در برنامه های آتی اصلاحی تحمل به تنش خشکی گلرنگ به کار برد.
    کلیدواژگان: تلاقی بین گونه ای، تنش خشکی، عملکرد دانه، شاخص های تحمل، گلرنگ
  • آنیتا یاقوتی پور، عزتاللهفرشادفر*، محسن سعیدی صفحات 183-199
    به منظور شناسایی نشانگرهای مرتبط با شاخص های تحمل به خشکی در گندم نان (Triticum aestivum)، از نشانگرهای ISSR استفاده شد. 18 نشانگر مورد استفاده، 92 مکان در 20 ژنوتیپ گندم نان تولید کرد. میزان اطلاعات چند شکل (PIC) از 46/0 (UBC-857، UPC-864، UBC-867 و is9) تا 21/0 (is7) متغیر بود. درصد چندشکلی کل 75/95 درصد برآورد گردید و از بین نشانگرهای مورد استفاده نشانگر UBC-867 با 100 درصد چندشکلی، تعداد بالای شاخص های محتوای چندشکلی، شاخص نشانگر، شاخص نسبت چند شکلی موثر و شاخص قدرت تفکیک و با توجه به تکثیر بالای نوارها و تولید بیشترین نوارهای چندشکل به عنوان مناسب ترین نشانگر برای گندم در مطالعات بعدی معرفی شد. برای شناسایی نشانگرهای مرتبط با شاخص های تحمل به خشکی، تجزیه رگرسیون گام به گام بین داده های ملکولی به عنوان متغیرهای مستقل و شاخص های تحمل به خشکی به عنوان متغیرهای وابسته انجام گرفت. ارتفاع، طول پایه سنبله، طول میانگره آخر و سرعت فعالیت آنزیم پراکسیداز توسط نشانگرهای بیشتری تبیین شدند. نشانگرهای UBC-867، is9، s11، is15 و is5 بیشترین ارتباط را با شاخص های تحمل به خشکی مورد بررسی نشان دادند. با توجه به این که همه نشانگرهای ISSR به کار برده شده روی صفات مورد مطالعه موثر بودند، بنابراین احتمال دارد بتوان از این نشانگرها همراه با اطلاعات مربوط به شاخص های تحمل به خشکی جهت شناسایی والدین مناسب برای تهیه جمعیت های در حال تفرق و تولید ارقام هیبرید در اصلاح گندم مقاوم به خشکی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آنالیز رگرسیونی، تحمل به خشکی، گندم نان، میزان اطلاعات چند شکل، نشانگرهای مرتبط
  • عباس رضایی زاد*، پرستو عدالتی، علی اطمینان صفحات 201-213
    به منظور تهیه هیبریدهای جدید و ارزیابی ترکیب پذیری برخی لاین های نر عقیم و لاین های بازگردان باروری آفتابگردان، تعداد 32 دورگ آفتابگردان حاصل از تلاقی چهار لاین بازگردان باروری با هشت لاین نر عقیم سیتوپلاسمی در سال زراعی92-91 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسلام آباد غرب مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که دورگ های CMS19×R217، CMS1221/1×R137 و CMS19×R137 به ترتیب با 7008، 5545 و 5526 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین عملکرد دانه بودند. هیبرید فرخ (شاهد) با 5412 کیلوگرم در هکتار از نظر عملکرد دانه در رتبه چهارم قرار گرفت. تجزیه واریانس ترکیب پذیری نشان داد که اثر لاین های نر عقیم که برآوردی از ترکیب پذیری عمومی می باشد و اثر متقابل لاین × تستر که نشان دهنده اثرات قابلیت ترکیب پذیری خصوصی می باشد برای عملکرد دانه معنی دار بود. لاین های بازگردان باروری R137 و R864 و لاین نر عقیم CMS19 دارای بیشترین ترکیب پذیری عمومی مثبت برای عملکرد دانه بودند. بیشترین ترکیب پذیری خصوصی برای عملکرد دانه متعلق به دورگ های CMS19×R217 وCMS 456/2× R217 بود. نتایج نشان داد که برای برخی صفات زراعی مهم همانند وزن هزاردانه و قطر طبق لاین های بازگردان باروری نقش به مراتب بیشتری در کنترل ژنتیکی این صفات داشتند. برای عملکرد روغن، به عنوان یکی دیگر از صفات اصلاحی مهم در آفتابگردان، اثر لاین های بازگردان باروری و لاین های نر عقیم معنی دار و اثر متقابل لاین× تستر غیر معنی دار بود. برای عملکرد روغن دانه در بین لاین های نر عقیم و بازگردان باروری، همانند عملکرد دانه، بیشترین ترکیب پذیری عمومی مثبت متعلق به لاین نر عقیم CMS19 و لاین بازگردان باروری R-864 بود. دورگ CMS6030×RN-3 دارای بیشترین ترکیب پذیری خصوصی مثبت برای عملکرد روغن بود. به طور کلی نتایج حاکی از نقش پر رنگ اثرات افزایشی در کنترل صفات مورد بررسی بود.
    کلیدواژگان: اثرات افزایشی، اثرات غالبیت، تستر، ترکیب پذیری
  • مژده اسدی، جواد هادیان*، بهنام ناصریان، قاسم کریم زاده صفحات 215-226
    آرنیکای چامیسو با نام علمی Arnica chamissonis  ssp. foliosa گیاهی چندساله، ریزوم دار، با مصارف دارویی از خانواده کاسنی و بومی آمریکای شمالی و کانادا است. القای جهش روشی کاربردی برای افزایش تنوع ژنتیکی در جهت دستیابی به اهداف اصلاحی می باشد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر دزهای مختلف اشعه گاما (0، 100، 200، 300، 400 و 500) بر صفات جوانه زنی و رشد گیاهچه بذر Arnica chamissonis(نظیر طول ساقه چه، طول ریشه چه، درصد، سرعت و میانگین جوانه زنی، شاخص بنیه بذر، وزن تر و خشک ریشه چه، وزن تر و خشک ساقه چه) و تعیین دز مناسب به منظور القای جهش بود. تیمار بذر با پرتوگاما پارامترهایی نظیر طول ساقه چه، طول ریشه چه، درصد جوانه زنی، سرعت و میانگین جوانه زنی، شاخص بنیه بذر، وزن تر ریشه چه، وزن تر و خشک ساقه چه (01/0≥P)، و همچنین وزن خشک ریشه چه (05/0≥P) را به طور معنی دار تحت تاثیر قرارداد. دز 200 گری بهترین تاثیر را در بهبود شاخص های جوانه زنی این گونه نشان داد. دز 300 گری و بالاتر اثر کاهشی بر تمامی صفات مورد بررسی نسبت به شاهد داشت که این امر می تواند مربوط به اختلالات متابولیسمی ناشی از تولید رادیکال های آزاد باشد که در اثر پرتودهی ایجاد می شوند و از رشد جنین جلوگیری می کنند. دز LD50، 226/275 گری و دز مناسب پرتودهی جهت القای جهش 02/181 گری تعیین شد.
    کلیدواژگان: آرنیکا، پرتودهی، تنوع ژنتیکی، جهش، سازگاری، سرعت جوانه زنی
  • عاطفه کاویانی چراتی، حسین صبوری*، حسین علی فلاحی، عیسی جرجانی صفحات 227-238
    به منظور نقشه یابی QTLهای کنترل کننده برخی صفات زراعی در جو، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه گنبدکاووس اجرا شد. مواد گیاهی شامل 100 خانواده نسل 3F جو حاصل از تلاقی ارقام بادیا× کومینو بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اختلاف خانواده ها برای کلیه صفات به جز وزن سنبله و تعداد سنبلچه در سنبله در سطح یک درصد معنی دار می باشد. برای صفات مورد ارزیابی تفکیک متجاوز مشاهده شد که نشان دهنده وجود ترکیبات آللی متفاوت در والدین است. نقشه پیوستگی با استفاده از 7 نشانگر SSR و 69 آلل چند شکل iPBS تهیه شد که 2/632 سانتی مورگان از ژنوم جو را پوشش می داد. در مجموع 4 QTL برای صفات تعداد بذر جوانه زده، تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، تعداد کل پنجه و وزن سنبله شناسایی گردید. حداکثر تغییرات فنوتیپی توجیه شده توسط QTLها 4/11 درصد بود. بررسی مکان های ژنی شناسایی شده نشان داد QTL های qNS-6، qTT-6 هم مکان بودند.
    کلیدواژگان: نقشه لینکاژی، نشانگرهای مولکولی، iPBS، QTL
|
  • Ali Imani *, Mojtaba Salimi, Ebrahim Hadavi Pages 1-15
    In this research, effects of calcium bicarbonate on some characteristics of M7, M9, M25, M26, MM106 and MM111 rootstocks using factorial experiment based on complete randomized block design with three replications was evaluated during 2012- 2013. Three level of calcium bicarbonate (0, 7.5 and 15 mM) were used on one year old M7,M9, M25,M26,MM106 and MM111 rootstocks grown in perlite: cocopite (1:1) medium. The results showed that the different levels of calcium bicarbonate had deferent effect on studied traits. Calcium bicarbonate, especially 15 mM reduced height, trunk diameter, dry and fresh matter weight, chlorophyll and carotenoid content of rootstock. But increased ion leakage, proline and carbohydrate content in apple vegetative rootstocks. In total, the traits measured showed that M9 and M26 rootstocks were tolerant and susceptible to the high calcium bicarbonate concentrations respectively.
    Keywords: Rootstock, bicarbonate, vegetative growth, chlorophyll content, ion leakage
  • Mohammad Zabet *, Mohammad Ghader Ghaderi, Mohammad Hassan Sayyari Zohan Pages 17-34
    Due to the increasing of saline lands and the lack of suitable lands for agriculture, the identification of tolerant medicinal plants to salinity is very important. In this research were studied the seeds laboratory characteristics of different ecotypes of cumin in the Research Laboratory of Birjand University under salt stress and normal conditions in 2014. The experiment was carried out as a factorial in a completely randomized design with two factors and three replications. Factor A included 10 ecotypes (Sabzevar, Khousf, Quchan, Sarayan, Kashmar, Gonabad, Zirkooh, Esfarayen, Tabas and Torbate Jam) and factor B included five levels of salinity of NaCl (One, three, five, seven and nine ds/m). Analysis of variance showed that different ecotypes had significant differences at the 1% level in all traits, except seedling dry weight, and radicle/shoot length ratio. In general, most of traits decreased with increasing salinity levels. Ecotype × stresses interactions comparisons showed that the Kashmar and Ghoochan ecotypes at three dS/m and Esfarayen and Gonabad ecotypes at one and five dS/ m had highest and lowest amount of measured traits, respectively. Cluster analysis at 1 and 9 ds/m levels grouped ecotypes into three major groups. Group 1 (Kashmar, Zirkooh, Sarayan, Torbate Jam, Tabas, Gonabad and Sabzevar) and group 3 (Khousf and Sabzevar) had maximum resistance to salinity stress at 1 ds/m and 9 ds/m levels, respectively. At 3 ds/m level, ecotypes were classified in four group, in which the group 3 (Sabzevar, Kashmar and Gonabad) had maximum resistance. At 5 and 7 ds/m levels were recognized four main groups of ecotypes and in both level, group 4 (Sabzevar) had maximum resistance. In general, ecotype Sabzevar had the highest resistance at all levels of salinity.
    Keywords: Cluster analysis, germination, medicinal plant, NaCl
  • Zhilla Mehrs, Samin, Maryam Nowrouzi *, Mostafa Arab, Shirin Dianati Daylami, Sina Khalili Pages 35-47
    In this experiment the mitotic inhibitore colchicine was evaluated for tetraploid induction of Poinssetia (Euphorbia pulcherrima var. pendora red). The regenerated shoot tip explants were induced with 0.00, 0.02, 0.05, 0.1, 0.2, 0.5 and 1% ( w/v) concentrations of colchicine for 6, 12 and 20 hours, respectively. The most effective treatment was 0.1% colchicine for 12 hours with polyploidy induction rate of 33.0%. The stomata size of tetraploids (18.23× 5.37μm) was significantly larger than that of diploids (12.1× 4.31 μm) but the stomata density of tetraploids (14.89 mm2 ) was significantly lower than that of diploids (23.10 mm2). Compared with diploids, tetraploids had thicker, wider, shorter, rougher and deeper-colorful leaves, fewer roots, shorter shoots and slower growth. Control plants that were considered as diploid  plants showed 2n = 2x =28 chromosome number whereas treated plants with 1 w/v % and 6 hours colchicine, showed doubled the number of chromosomes (2n = 4x = 56) who were identified as tetraploid plants. The leaf and the stoma characteristics and chromosome counting could be regarded as helpful indexes to identify colchicine-induced tetraploids in Poinssetia.
    Keywords: Colchicine, Poinssetia, in vitro, polyploidy induction
  • Soheila Moradi *, Mohammadreza Azimi, Saeed Pourdad, Fariborz Habibi Pages 49-59
    This investigation was carried out to determine the conversion and growth ability of artificial seeds derived from encapsulation of sunflower shoot tips in different substrates as factorial based completely randomized design with five replications, in tissue culture laboratory of Kermanshah Agriculture Research Center in 2013. Shoot tips excised from in vitro proliferated sunflower plantlets were encapsulated in three percent sodium alginate and 100 mM CaCl2.2H2O. Determination the effect of using nutrients and plant growth regulators, alginate matrix supplement with three different matrixes include distilled water, liquid MS medium and liquid MS medium whit tow mg/l BA and tow mg/l IAA. Synthetic seeds were transferred on hormone-free MS medium and two commercial substrates mixture of cocopeat, perlite (1:1) or cocopeat, perlite and peat moss (1:1:1) for generation and growth ability evaluation. Using of MS nutrients and plant growth regulators in calcium alginate beads significantly improved encapsulated explants growth. Maximum percentage response for conversion of synthetic seeds was 100 percent that was achieved from in vitro culture on MS medium and directly culture in ex vitro condition caused to decrease the conversion and growth them.
    Keywords: Commercial substrates, Encapsulation matrix, Ex vitro, MS medium, Sodium alginate
  • Seyed Ali Mousavizade * Pages 61-74
    Assessment of genetic diversity and identification of important traits in a population is a basic pre-requisite for the choice of parents in breeding programme. Therefore, in order to study of genetic diversity in some Iranian onion morphotypes and using its results in breeding programs, seeds of 23 morphotypes were planted using a randomized complete block design with three replications in East Azarbaijan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center in 2010 and 2011. Combined analysis of variance indicated that there were great diversity among morphotypes for the studied traits. Cluster analysis, using ward’s method, grouped the morphotypes into three groups. Grouping based on morphological traits showed relative correspondence between genetic diversity and geographical pattern. In principal component analysis, the first three principal components accounted 79.70% of the total phenotypic variation. Morphotypes with higher values for the first component, would have higher yield and the morphotypes with lower values for the second component, would have higher quality. Morphotypes with higher values for the third component also would have higher dry matter percentage. Path analysis showed that bulb length had the largest significant positive direct effect (0.6) on bulb mean weight. Direct effect of bulb diameter was also significaint on bulb mean weight (0.22). The highest indirect effect of leaf length via bulb length was 0.55. Therefore, selection of plants with higher leaf length and higher bulb length and diameter could be more useful in breeding for increased yield in these population. ‘Qirmiz Rey-2’ and  and ‘Gogan-2 pomegranate shaped qirmiz Azarshahr’ were superior morphotypes of this experiment. Due to the low percentage of dry matter, the morphotypes under study are not suitable for processing industry but suitable for fresh-market.
    Keywords: Allium cepa, bulb diameter, Cluster analysis, path analysis, shape index, Yield
  • Somayyeh Jozghasemi *, Vali Rabiei Pages 75-89
    The effect of gamma rays was studied on the feasibility of breeding the Iris persica L. The experimental design was a randomized complete block  design with 4 replications in a farm located in the Khorramdarreh city and Biotechnology Institute of Zanjan since 2012 to 2014 years. In this experiment, were investigated the morphological, physiological, biochemical and cytogenetic changes. LD50 were determined 15 Gy for Iris persica plant and 22Gy for pollen grain. Increase physical mutagen dose of5 Gy of gamma radiation was to cause morphological changes in the plant, flowers were opened 12days earlier than control, and the tendency towards were higher bright blue flowers compared to other treatments and control (white flowers).Also in this treatment was observed petals a significant increase in the accumulation of anthocyanins and total flavonoids. With the increasein gamma radiationto25 Gy was observed the significant decrease in morphological characteristics, But by increasing the dose of physical mutagen, a significant increase was observed in the accumulation of carotenoids in the petals, total chlorophyll, proline, carbohydrate and polyphenol oxidase activity, also, by increasing the dose of gamma rays observed a significant reduction in the length of chromosome and significantly lower the percentage of TF, and were increase the percentage of abnormal chromosomes, and chromosomal abnormality were observed includes Bridge and Isolated. According to the results, 5 Gy dose had significant effect to breeding Iris persica and can be considered for revision and plant breeding.
    Keywords: Anthocyanin, chromosome, flower color, polyphenol oxidase, prolin, total charbohydrate
  • Mohammad Moradi *, Mehdi Soltani Hoveize Pages 91-103
    This experiment was conducted to investigate the identify traits explaining yield variation, recognize relationships between traits and classify accessions in spring rapeseed, at Dezful, Khozestan Province Iran,  in the agricultural year in 2015–2016. A randomized complete block design with four replications was used. The results of stepwise regression analysis revealed that 1000-grain weight, number of pods per plant, HI and days to maturity significantly had more important effects respectively on seed yield. The results of path analysis indicated that the number of grain per pod and 1000-grain weight had the largest direct effects on the grain yield. According to the results of the principal component analysis, PC1 was moderately correlated with number of seeds per pod, 1000-seed weight and seed yield. PC2 was moderately correlated with days to flowering, days to maturity and plant height. The results of factor analysis exhibited two factors including sink factor (number of seeds per pod, 1000-seed weight and seed yield) and fixed capital factor (phonological traits). It seems that its seams possible to use their traits as a selection criteria in breeding programs for improve seed yield of spring rapeseed cultivars. using WARD method cluster analysis revealed five groups and there was highest genetic distance between 1 and 5 groups, thus predict that hybridization of between 1 and 5 groups could provide best hybrids and supply a desirable genetic diversity in segregated generations for breeding programs.
    Keywords: Cluster analysis, multivariate analysis, path analysis, rapeseed, simple correlation
  • Mohammad Hossein Azimi *, Somayyeh Joz Ghasemi, Behzad Edrisi Pages 105-124
    Important traits and heterosis of 28 hybrids and 8 parents of Iris germanica were evaluated. The experimental was randomized complete block design (RCBD) with three replications in during two years. Analysis of variance genotypes trait showed that the exception of the Inner tepal length and Bush length, significantly different from traits as well (p ≤ 0.01).The evaluation of heterosis (percent) in Progeny showed that hybridization among the cultivars had higher positive of heterosis in superior parents and self parents in majority traits. Hybrid 37 (cross of 5×4) in flower size, leaf width and hybrid 25 (cross of 8 × 6) in the inner tepal length and outer tepal width had higher positive of heterosis in superior parents and self parents. Highest heterosis in the traits length peduncle, pedicel diameter and crown diameter, respectively, in a hybrids of 20 (cross of 2×4), 30 (cross of 4×5) and 16 (cross of 2×5) were observed. It can be expected that these selected progenys (37, 25, 20, 30 and 16) to able registered as a variety of commercial, developed on the market ornamental plants. Hybrids 42 and 43 of the cross between I. spuria and I.germanica (cross of 7×2) in the most traits in superior parents and self-parents had higher positive of heterosis. Results of factor analysis showed that six factors accounted 71.24% of total variations, based on cluster analysis and ward metod of genotypes were divided in four groups. ‌The research, newly method provides for planned the hybridization between wild type and commercial cultivars in future.
    Keywords: Heterosis hybrid, Iris, progeny
  • Bahman Hosseini *, Elham Moradipour, Alireza Pirzad, Jafar Amiri, Elham Aminnezhad Pages 125-140
    In order to find the best plant growth regulators combination and explants type on German chamomile regeneration under in vitro conditions, present study was performed. In first experiment, the effect of different benzyl amino pourin concentrations (8.8, 4.4, 2.2 and 0 µM) in combination with indole acetic acid (2.2, 1.1, 0.5 and 0 µM) on direct shoot regeneration from shoot tip explants of Isfahan genotypes were evaluated. The ANOVA results showed that the highest regeneration percentage (95.54%) and the lowest regeneration percentage (14.23) were observed on media supplemented with 4.4 µm benzyl amino pourin in combination with 2.2 µm indole acetic acid and MS free hormone respectively. The maximum mean number of shoots was obtained in on media containing benzyl amino pourin (4.4 µm) in combination with indole acetic acid (2.2 µm). In second experiment, in order to identify the optimum in vitro proliferation conditions of Matricaria Chamomilla, three various explants type (Shoot tip, Cotyledon and Hypocotyl) in different plant growth regulators combination of benzyl amino pourin (13.2, 8.8, 4.4 and 0 µM) and indole acetic acid (1.1 and 2.2 µM) were analyzed. ANOVA results revealed that highest regeneration percentage (93.87) was obtained in MS media supplemented with benzyl amino pourin (4.4 µM) and indole acetic acid  (2.2 µM) and in hypocotyl and cotyledon explants in different culture media callus were obtained. More than 90% of the regenerated plants were successfully acclimatized and transferred to the greenhouse.
    Keywords: Benzyl amino pourin, direct regeneration, german chamomile, indole acetic acid, shoot apical
  • Zahra Azimzadeh, Mehdi Mohebodini *, Esmaeil Chamani Pages 141-152
    To evaluate the effects of sucrose and and ultrasound on Chelcheragh lily (Lilium ledebourii Boiss.) under in-vitro condition, an experiment was conducted in a factorial experiment based on completely randomized design with four replications in tissue culture laboratory of Department of Horticultural Science in Mohageg Ardebili University in 2014. Treatments in this study were sucrose in 3 levels (30, 45 and 60 g L-1) and ultrasound with frequency of 35 kHz in 5 levels (0, 5, 10, 20 and 30 seconds) on the 2 types of explants (bulblet and scale). In bulb explants, the results showed that the highest fresh weight, bulbs and roots weight, root and plantlet length was obtained from 60 g L-1 sucrose + 10 seconds ultrasound, but the least amount of total phenolic content was observed from this treatment combination. The highest total phenolic content was obtained from 60 g L-1 sucrose + 30 seconds ultrasound. All levels of ultrasound had positive effect on number of scales, number of leafs and leaf length, but reduced the amount of chlorophyll. The highest number of roots and number of rooted bulbs was observed in MS medium containing 30 g L-1 sucrose. In both explants, MS medium containing 45 g L-1 sucrose was effected in increase of length of root. In second experiment, ultrasound destroyed the scale explants.
    Keywords: Bulblet, explant, exposure to ultrasound, Scale, In-vitro culture
  • Mohammad Moradi *, Eslam Majidi Hervan Pages 153-165
    Drought is the most significant environmental stress in agriculture worldwide and improving yield maize under drought is a major goal of plant breeding. Information on genetic control of yeild and related traits and graphical analysis are essential for improvement these traits in breeding programs. In order to the F1 hybrids along with their parents (6 inbred line) evaluated in field under normal and water stress regimes (irrigated after 90±5 and 135±5 mm evaporation from class A pan for normal and water stress conditions, respectively) at dezful research station in safi abad, at 2012 in 31 July, using RCBD with three replications. Estimation of genetic parameters based on Hayman (1954) revealed that the value of D is less than H1 and H2 indicating that dominant genetic effects for traits such as grain yeild per plant and total carotenoid in stress condition and for traits such as grain yeild per plant, total chlorophyll (a+b), RWC and root weight in normal condition were more important than additive genetic effects. Therefore the selection for these traits in later generations may be more effective. However, the values of H1 and H2 were < D denoting that genes showing dominance effect for the total chlorophyll (a+b), RWC and root weight was less important than additive genes. Thus, these traits were under the control of additive type of gene action and so the selection in early generations will be more effective for these traits. The total chlorophyll (a+b), RWC and root weight can be reliable criteria for the selection of tolerant genotypes with prospect to higher yields. Based on graphical analyses and regression line of array wr/vr, and the distribution of parent along the regression line, it was concluded that SD/17 inbred line for RWC and root weight and SD/3 inbred line for grain yield and total chlorophyll (a+b) carried the most recessive genes and CML inbred line having the most dominant genes for most traits in both conditions (normal and water stress conditions).
    Keywords: Chlorophyll, drought stress, genetic parameters, maize, root weight
  • Sareh Ghasemi, Mohammad Reza Sabzalian *, Mohammad Hossein Ehtemam, Ghodratollah Saeidi Pages 167-181
    This study was performed in order to evaluate the drought tolerance of some safflower genotypes in a field experiment carried out at the research farm of Isfahan University of Technology located at Lavark, Najaf-Abad, Iran (40 km south west of Isfahan, 32º 32´ N, 51º 23´ E, 1630 m asl). In this study, five genotypes including A82) interspecific hybrid), landrace Kooseh, Goldasht, C111 and Ac-stirling were evaluated in a randomized complete block design with three replications at two moisture levels (normal and 90% water-depletion), separately. Seven drought tolerance indices including Stress Tolerance Index (STI), Tolerance Index (TOL), Stress Susceptibility index (SSI), Mean Productivity (MP), Geometric Mean Productivity (GMP), seed yield in stress (Ys) and non-stress (Yp) environments were calculated for each genotype based on seed yield under stress and normal conditions. The results analysis of variance showed that there were significant differences among the genotypes for all traits. The drought stress had significant effect on head diameter, number of heads per plant, number of seeds per head, seed weight per head and seed yield. Mean comparisons showed that control genotypes were significant differences for all studied traits except seed weight per and seed yield traits with the genotype A82 under non stress and stress conditions. Principal component analysis (PCA), indicated that the first and second components justified 91% of variations between drought tolerance indices. First vector showed 67% of the variations and was recognized as yield potential component and drought tolerance indices (MP, GMP, STI) and the second rector justified 24% of total variations which would be named as “drought susceptible components (TOL and SSI indices). Biplot analysis also indicated that STI, MP, GMP were more reliable indices to identify drought tolerant safflower genotypes and discriminated Goldasht genotype and genotype A82 as the most drought tolerant. The indices STI, GMP, MP identified the Goldasht  and A82 genotype as a drought resistant genotype and this genotype was obtained from interspecific crosses between cultivated safflower (Carthamus tinctorius L.) and wild species (C. oxyacanthus). This genotype had the highest grain yield under stress and non-stress conditions. Therefore, it could be used in safflower breeding programs to improve drought tolerance.
    Keywords: drought stress, safflower, seed yield, tolerance indices
  • Anita Yaghotipoor, Ezatolah Farshadfar *, Mohsen Saeidi Pages 183-199
    Intersimple sequence repeat(ISSR) markers were evaluated in order to identify informative markers associated with drought tolerance indices  in bread wheat (Triticum aestivum L.) genotypes . Eighteen ISSR primers amplified 92 loci among 20 bread wheat genotypes. Polymorphic information content (PIC) ranged from 0.46 (UBC-857, UBC-864, UBC-867, is9) to 0.21 (is7), with an average of 2.05. Stepwise regression analysis between molecular data as independent variables, and drought tolerance indices  as dependent variables was performed to identify informative markers associated with the studied traits. Plant Hight, Peduncle Length, Xteragen Length and Peroxidase Activity were explained by more primers. ISSR markers, UBC-867, is9, is11, is15 and is5 showed the most association with drought tolerance indices. Since all the used ISSR loci showed significant association with the studied traits, therefore, it is possible to use these markers along with drought tolerance indices in  drought tolerance wheat breeding programs for identification of suitable parents to parents to produce mapping populations and hybrid varieties.
    Keywords: Analysis regression, bread wheat, drought tolerance, informative markers, Polymorphism Information Content
  • Abbas Rezaizad *, Parastou Edalati, Ali Etminan Pages 201-213
    In order to production of new hybrids and study of combining ability in some sunflower inbred and restorer lines, 32 sunflower hybrids derived from crossing between 4 restorer lines and 8 CMS lines were evaluated in 2012-2013 cropping season in Agricultural Research Station of Islamabsd-e-Gharb. Results showed that hybrids CMS19×R217, CMS1221/1×R137 and CMS19×R137 had the highest seed yield with 7008, 5545 and 5526 kg/ha, respectively. Hybrid farokh (check) with 5412 kg/ha located in forth rank. Variance analysis of combining ability showed that CMS lines and Interaction effect between restorer and CMS lines were statistically significant for grain yield. Restorers R137 and R864 along with CMS19 had the highest positive general combining ability for grain yield. The highest specific combining ability of grain yield belonged to hybrids CMS19×R217 and CMS 456/2× R217.Results showed that restorer lines had a great contribution in genetic control of some important agronomic traits such as 1000 kernel weight and head diameter. For oil yield, CMS and restorer effects were statistically significant but Interaction effect between restorer and CMS lines was not significant. Similar to grain yield, Restorer R864 and CMS19 had the highest positive general combining ability for oil yield. The hybrid CMS6030×RN-3 had the highest specific combining ability for oil yield. Generally, results showed markedly role of additive effects in control of evaluated traits.
    Keywords: Additive effects, combining ability, dominant effects, tester
  • Mojdeh Asadi, Javad Hadian *, Behnam Naserian, Ghasem Karimzadeh Pages 215-226
    Arnica chamissonis Less. ssp. foliosa is a herbaceous perennial belonging to the Asteraceae family and endemic to north America and Canada. Inducing genetic mutation is a practical approach to increase genetic diversity for breeding purposes. Effect of different gamma radiation doses (0, 100, 200, 300, 400 and 500 gray) on seed germination and seedling growth of A chamissonis (e. g. plumule and rootlet length, germination percentage, speed and mean, seedling vigor, plumule fresh and dry weight, rootlet fresh and dry weight was measured and the proper dose for mutation induction was assessed. Gamma radiation caused significant effect on parameters such as plumule and rootlet length, germination percentage, germination rate, seedling vigor, rootlet fresh weight, plumule fresh and dry weight (P≤0.01) and also rootlet dry weight (P≤0.05). Radiation with 200 gray showed the most promising effects on germination parameters of this species. Compared to the control treatment, radiation with 300 gray and higher caused adverse effects on all mentioned parameters which may be caused by producing free radicals. An LD50 of 226.275 gray was estimated for this species and the best estimated dose to induce highest genetic mutation was 181.02 gray.
    Keywords: Arnica, adaptation, exposure, Genetic diversity, germination speed, mutation
  • Atefeh Kaviani Cherati, Hossein Sabouri *, Hossein Ali Fallahi, Eisa Jorjani Pages 227-238
    In order to QTL mapping of agronomical traits in barley, experiment was conducted based in a randomized complete block design with three replications at research field of Gonbad Kavous University. Plant materials were 100 families of F3 barley derived from cross Badia × Komino cultivars. Analysis of variance showed  that difference of families all traits except spike weight and spikelet no./spike was positive and significant. Transgressive segregation was observed for all traits indicating  the presence of different allele combinations in the parents. Linkage map whit 7 (SSR) markers and 69 polymorphic alleles (iPBS) were prepared which covered 632.2 cM of  barley genome. In general, four QTLs were detected for traits number of seedlings, days to maturity, tiller number and spike weight. The maximum percentage of Phenotypic variance (R2) explained by QTLs was 11.4 percent. Review identified genetic locations showed QTLs of qNS-6, qTT-6 were co-localized.
    Keywords: Genetic map, iPBS, Molecular markers, QTL