فهرست مطالب

  • پیاپی 22 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/28
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حسین کریمی نژاد، نادر قلی قور چیان *، پریوش جعفری، امیر حسین محمدداوودی صفحات 13-46
    هدف

    هدف پژوهش حاضر طراحی و ارائه‌ی یک مدل جامع به‌عنوان منشور راهنما جهت ارتقاء کیفیت دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی استان گیلان می‌باشد؛ لذا در پژوهش حاضر ابتدا به وسیله‌ی ادبیات و پیشینه‌ی پژوهش اقدام به شناسایی فاکتورهای تاثیرگذار بر کیفیت آموزش عالی شد و سپس به وسیله‌ی روش دلفی 12 عامل نهایی گردید و در مرحله‌ی بعد این فاکتورها به وسیله‌ی روش تحلیل عاملی تاییدی (CFA) اعتبارسنجی و اولویت‌بندی شدند. سرآخر نیز مدل نهایی ارتقاع کیفیت دانشگاه‌ها و موسسات غیرانتفاعی و غیردولتی استان گیلان طراحی و ارئه گردید.

    مواد و روش

    جامعه آماری پژوهش شامل 2697 نفر از اعضای هیات علمی رسمی، کارکنان و دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی استان گیلان می‌باشد و از این افراد تعداد 347 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند که براساس فرمول کوکران محاسبه شده است؛ روش پژوهش از لحاظ ماهیت توصیفی و از نوع اکتشافی-علی و از لحاظ هدف کاربردی است. همان‌طور که بیان گردید، ابعاد کیفیت آموزش عالی در این پژوهش شامل 12 مولفه می‌باشد. برای تایید روایی عاملی اکتشافی از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد که در نتیجه‌ی آن همه‌ی ابعاد مورد تایید قرار گرفتند. در پژوهش حاضر یک پرسشنامه‌ی محقق ساخته‌ی 123 گویه‌ای بین نمونه تحقیق توزیع گردید و پس از تکمیل با استفاده از آزمون K-S، t-testتک نمونه‌ای، مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) و به‌طور مشخیص تحلیل عاملی تاییدی (CFA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت؛ بدین‌منظور از نرم‌افزارهای تخصصی SPSS 22 و LISREL8.8 استفاده شد.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج ناشی از توزیع پرسشنامه بین نمونه‌ی پژوهش و تجزیه و تحلیل آن با استفاده از نرم‌افزار SPSS 25 و LISREL 8.8 نشان داد که اولویت فاکتورهای تاثیرگذار بر کیفیت آموزش دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی استان گیلان براساس بارهای عاملی به ترتیب به این شرح است: 1- بعد زیرساخت‌های فیزیکی و فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات 67/0(= λ، 2- بعد خدمات) 64/0 (= λ، 3- بعد پژوهش) 0/60 = λ)، 4- بعد مالی (0/58 = λ)، 5- بعد دانشجویان (0/57 = λ)، 6- بعد فرایند پذیرش (0/52 = λ)، 7- یعد آموزش و برنامه ریزی درسی (0/48(= λ، 8- بعد کارکنان) 0/45(= λ ، 9- بعد چشم‌انداز، رسالت و اهداف) 0/44(= λ، 10- بعد ارزش‌های کلیدی دانشگاه (فرهنگ دانشگاهی)) 0/43(= λ، 11- بعد مدیریت و رهبری (0/40 = λ) و 12- بعد هیئت علمی (0/20 = λ)؛ با توجه به نتایج پژوهش مشخص می‌شود که هر یک از 12 عامل فوق با توجه به آماره‌ی t تاثیرشان بر کیفیت آموزش عالی محرز و مسلم است زیرا همه‌ی مقادیر آماره‌ی t بالاتر از مقدار 96/1 ± هستند؛ اما چیزی که باید به آن توجه کرد و بسیار مهم است این است که انجام سرمایه‌گذاری همزمان بر روی همه‌ی عوامل فوق با توجه به محدودیت و کمبود منابع غیرممکن است؛ بنابراین باید اولویت متغیرها براساس بار عاملی نگاه کرد. اما با نگاهی دقیق‌تر به فاکتورهای فوق و با تمرکز بر بارهای عاملی می‌توان دریافت که 4 عامل اول یعنی بعد زیرساخت‌های فیزیکی، خدمات، پژوهش و مالی به ترتیب دارای بالاترین بار عاملی هستند و اختلاف بار عاملی این 4 فاکتور با بقیه فاکتورها بسیار زیاد است؛ بنابراین به روسای دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی غیردولتی و غیرانتفاعی استان گیلان توصیه می‌شود، برای دستیابی به کیفیت ابتدا روی این 4 عامل سرمایه‌گذاری نمایند.

    کلیدواژگان: دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی غیر دولتی وغیر انتفاعی، کیفیت، گیلان، نظام آموزش عالی
  • احمد نامنی صفحات 47-68
    هدف

    هدف اصلی از این پژوهش، تعریف و ‌تبیین ویژگی‌ها و الزامات دوره گذار از نسل دوم به نسل سوم برای یکی از دانشگاه‌های طراز اول حوزه فنی-مهندسی کشور و تعیین شاخص‌های کلیدی برای پایش عملکرد آن در طول این دوره بود. ارائه الگویی که بتواند برای دانشگاه‌های مشابه، در تعریف و طی کردن دوره گذار،‌ مورد استفاده قرار گیرد هدف بعدی این پژوهش به شمار می‌رود.

    روش پژوهش

    روش پژوهش از نوع مطالعات موردی بوده که به شیوه میدانی و براساس الگوی پیشنهادی وزارت علوم،‌ تحقیقات و فناوری به دانشگاه‌ها به اجرا درآمده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه، ‌بالغ بر 400 نفر بوده است. جامعه نمونه در مرحله پیمایشی پژوهش، شامل 67 نفر از اعضای هیات علمی منتخب بوده که به صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بوده‌اند. اعضای منتخب در 6 کمیته تخصصی سازماندهی شده و به صورت کاملا میدانی در فرایند پژوهش،‌ مشارکت داده شدند.

    بحث و نتیجه‌گیری

     نتایج پژوهش نشان داد که تحول دانشگاه نسل دوم به نسل سوم مستلزم طی کردن یک دوره حدودا 10 ساله می‌باشد که به دوره گذار معروف است. تهیه و تامین زیر ساخت‌های لازم اعم از زیرساخت‌های نرم از قبیل طراحی فرایندها،‌ تدوین دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها و زیرساخت‌های سخت از قبیل تامین فضاهای فیزیکی لازم به همراه فرهنگ‌سازی در بین اعضای هیات علمی، کارکنان و دانشجویان مهم‌ترین وظایف مدیریت در دوره گذار به‌شمار می‌رود. گرچه مشخصه‌های کارآفرینی و تجاری‌سازی دستاوردهای علمی، برجسته‌ترین ابعاد یک دانشگاه نسل سوم به حساب می‌آیند اما توانمند شدن دانشگاه در تبدیل دانش به فناوری و جایابی مناسب دانشگاه در زنجیره‌ها و شبکه‌های ارتباطات و همکاری‌های علمی بین‌المللی،‌ ابعاد نسبتا پررنگ‌تر از هویت دانشگاه در دوره گذار را شکل می‌دهند و لذا ضروری است که سهم قابل توجهی از فهرست شاخص‌های پایش عملکرد در دوره گذار به حوزه‌های یاد شده اختصاص یابد.

    کلیدواژگان: پایش عملکرد، تجاری سازی، دوره گذار، کارآفرینی
  • محمد قهرمانی، نجمه مومنی * صفحات 69-100
    مقدمه

    با توجه به اینکه در ایران ارائه تسهیلات به استعداد های درخشان و ممتاز مورد توجه قانون گذار بوده است و نهادهای مختلف همچون آموزش عالی ملزم به ارائه تسهیلاتی به استعدادهای درخشان و ممتاز هستند، بررسی عملکرد آنها به عنوان بروندهای سیستم جذب و انتخاب کنونی ضروری به نظر می رسد.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف مقایسه عملکرد تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد استعداد درخشان و ممتاز با عادی در سه جزء عملکرد تحصیلی در دوره کارشناسی ارشد یعنی عملکرد آموزشی، عملکرد پژوهشی و ارتقاء علمی صورت گرفته است.

    روش

    این مطالعه از نوع پس رویدادی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی و پایایی آن مورد تاکید قرار گرفت و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین معدل اکثر دانشجویان فوق الذکر از طریق معاونت آموزشی و دفتر استعداد درخشان به دست آمد و با استفاده از SPSS در کنار داده های پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج آزمون T نشان دهنده تفاوت معنی دار عملکرد آموزشی و پژوهشی دانشجویان کارشناسی ارشد استعداد درخشان و ممتاز در مقابل دانشجویان عادی(ورودی کنکور) 1390 است. در زمینه ارتقاء علمی تفاوت معنی داری بین این دو گروه مشاهده نشد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان دهنده تفاوت معنی دار معدل دانشجویان استعداد درخشان علوم پایه، علوم انسانی و فنی و مهندسی با دانشجویان عادی علوم پایه و فنی و مهندسی است. بین معدل دانشجویان ممتاز فنی و مهندسی با دانشجویان عادی علوم انسانی تفاوت معنی داری به دست نیامد. بر عکس در عملکرد پژوهشی تنها بین دانشجویان استعداد درخشان و ممتاز فنی و مهندسی و علوم انسانی با دانشجویان عادی علوم انسانی تفاوت معنی داری به دست آمد. و عملکرد دانشجویان استعداد درخشان و ممتاز فنی و مهندسی و علوم انسانی برتر از دانشجویان عادی علوم انسانی بود. بین عملکرد ارتقاء علمی به تفکیک دانشجویان و دانشکده ها، تفاوت معنی داری به دست نیامد.

    بحث و نتیجه گیری

    هر چند به صورت کلی در مقایسه دو گروه استعداد درخشان، ممتاز با عادی تفاوت معنی داری بین عملکرد پژوهشی و آموزشی وجود داشت، اما در مقایسه هایی که به تفکیک دانشکده ها صورت گرفت، مشخص شد که در عملکرد پژوهشی هیچ تفاوتی بین دانشجویان استعداد درخشان، ممتاز با عادی دانشگده های فنی و مهندسی و علوم پایه وجود ندارد. همچنین تفاوتی در عملکرد ارتقاء علمی بین همه گروه های دانشجویان مشاهده نشد.

    کلیدواژگان: استعداد درخشان، آموزش عالی، عملکرد تحصیلی، ممتاز
  • سعید مرادی*، علی اکبر امین صفحات 101-124
    هدف

    امروزه،تغییرات تکنولوژیکی،تاثیربه سزایی برتمامی اجزای تشکیل‌دهنده ساختارآموزشی برجای نهاده است.، به‌گونه‌ای که آموزش وپرورش راناگزیر از اتخاذسیاست‌های جدید،ازجمله اجرای سیستم مدرسه محوری در مدارس هیات امنایی کرده است، که به‌عنوان ضرورتی اجتناب‌ناپذیردرنظام آموزشی مطرح است که اجرای کامل وعاجل آن درنظام آموزشی سبب برون‌رفت ازمشکلات کنونی آموزشی خواهدبود. پژوهش حاضر با هدف، ارائه یک الگوی عملیاتی برای ارزیابی عملکرد مدارس هیات امناییکشور با توجه به خلاء ده ساله در نظام آموزش و پرورش کشورمان از منظر سیستم مدیریت مدرسه‌محور انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    محقق از لحاظ کیفی موضوع پژوهش را با استفاده از رویکرد داده بنیادی به‌منظور شناسایی شاخص‌ها و مولفه‌های سیستم مدیریت مدرسه‌محور جهت ارزیابی عملکرد مدارس هیات امنایی کشور مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش شامل فهرستی 20 نفره از سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان وزارت آموزش و پرورش به‌ویژه سازمان مشارکت‌های مردمی، اعضاء هیات علمی دانشگاه‌های معتبر و مدیران و معلمان مدارس هیات امنایی بوده است که در نهایت از میان این افراد، 12 نفر تحت عنوان اعضای کمیته دلفی برای انجام مصاحبه پاسخ مثبت دادند و مصاحبه با آنان آغاز شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده گردید.

    بحث و نتیجه‌گیری

    براساس نتایج حاصل ازتجزیه وتحلیل داده‌های کیفی حاصل ازمصاحبه‌هابا مشارکت‌کنندگان در پژوهش (اعضاء کمیته دلفی)، کدگذاری باز، محوری، گزینشی و هم‌چنین تحلیل محتوای متن مصاحبه‌هاودرعین حال مطابقت آن‌هابامبانی نظری،مقوله‌ها،عوامل اصلی وفرعی سیستم مدیریت مدرسه‌محور موثر در ارزیابیعملکرد مدارس هیات امنایی، 12 مقوله و عامل اصلی به ترتیب مشارکت، تعهد سازمانی، انعطاف‌پذیری، تفویض اختیار، استقلال، پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری، تمرکززدایی، رسالت، توانمندسازی، ساختار مجدد، و فرهنگ سازمانی و 38 عامل فرعی مورد شناسایی قرار گرفتند. مجموع نتایج نشان داد که پیاده‌سازی و اجرای سیستم مدیریت مدرسه برای ارزیابی عملکرد مدارس هیات امنایی کشور در حد متوسط می‌باشد. مدل حاصل از این پژوهش، ابزاری را مهیا می‌سازد که می‌تواند به‌طور عملی و ملموس به ارزیابی عملکرد مدارس هیات امنایی در حیطه ویژگی‌های اختصاصی و فرعی مدل جهانی مدیریت مدرسه‌محور پرداخته و شتاب به سمت عدم تمرکززدایی را سرعت ببخشد. لازم است آموزش و پرورش در یک برنامه‌ریزی بلندمدت (حداقل پنج ساله) ضمن فراهم کردن زمینه‌های لازم و مد نظر قرار دادن الگوی پژوهش حاضر، به تدریج نسبت به استقرار سیستم مدیریت مدرسه‌محوری در مدارس هیات امنایی اقدام نمایند.

    کلیدواژگان: مدیریت مدرسه محور، مدارس هیات امنایی، نظام آموزش و پرورش، ارزیابی عملکرد
  • محمد خادمی*، محبوبه عارفی، علی رضائیان، اباصلت خراسانی صفحات 125-150
    هدف

    این پژوهش با هدف شناسایی و ارائه الگوی مفهومی وظایف مدیران ارشد فناوری اطلاعات در مراکز آموزش عالی انجام شد.

    مواد و روش

    پژوهش حاضر به روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در همین رابطه نخست ادبیات پژوهش‌های مرتبط بررسی و سپس به کمک روش کیفی فراترکیب وظایف کلیدی و خرده وظایف مدیران فناوری اطلاعات شناسایی شد. نمونه‌گیری در بخش کیفی به‌صورت هدفمند و پس از طی فرآیند 5 مرحله‌ای غربالگری اسناد صورت گرفت. داده‌های کیفی نیز به روش تحلیل محتوا و به شیوه کدگذاری اولیه و ثانویه تجزیه ‌و تحلیل شد. هم‌چنین پایایی بخش کیفی با استفاده از ضریب توافق کاپا (0/653) مطلوب ارزیابی شد. در بخش کمی نیز مدیران و معاونین مراکز فناوری اطلاعات دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه امیرکبیر جامعه پژوهش حاضر را تشکیل داده‌اند. نمونه‌گیری بخش کمی نیز به‌صورت هدفمند و به شیوه سرشماری صورت گرفت. در ادامه بر مبنای یافته‌های کیفی پرسشنامه‌ای 61 سوالی ساخته شد، روایی پرسشنامه از سوی صاحب‌نظران تایید و پایایی آن نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ 0/92 برآورد شد و سپس میان 53 نفر از مدیران و معاونین مراکز فناوری اطلاعات دانشگاه‌های منتخب بخش کمی توزیع گردید. هم‌چنین داده‌های حاصل از بخش کمی با استفاده از آمار توصیفی (درصد و میانگین) و استنباطی (آزمون T تک گروهی و آزمون فریدمن) تجزیه ‌و تحلیل شد.

    بحث و نتیجه‌گیری

     براساس یافته‌های پژوهش و درنتیجه فراترکیب اسناد مجموعا 12 وظیفه کلیدی و 61 خرده وظیفه مدیران فناوری اطلاعات در مراکز آموزش عالی شناسایی شد که در این میان وظایف کلیدی تامین زیرساخت‌ها، مذاکره، رهبری، ائتلاف‌سازی و تسهیل‌گری، کارآفرینی، مدیر مالی و تخصیص منابع، عاملیت تغییر، مربیگری و الهام‌بخشی، نظارت و ارزیابی، سیاست‌گذاری، تیم‌سازی و رابط بودن مدیر ارشد فناوری اطلاعات در مراکز آموزش عالی به ترتیب در اولویت‌های اول تا دوازدهم وظایف کلیدی مدیران فناوری اطلاعات در مراکز آموزش عالی قرار گرفتند. از منظر مشارکت‌کنندگان در پژوهش همه وظایف شناسایی‌شده مدیران ارشد فناوری اطلاعات در آموزش عالی اهمیتی بالاتر از متوسط را داشته‌اند اما با این ‌وجود تلاش برای تامین زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، مذاکره و چانه‌زنی با سایر ذی‌نفعان این حوزه و هم‌چنین ایفا نقش رهبری فناوری اطلاعات در دانشگاه‌ها به‌عنوان سه وظیفه کلیدی این مدیران ارشد تعیین‌شده‌اند.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، فراترکیب، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیر ارشد اطلاعات
  • حسین عبداللهی، علی خورسندی، احمد کیخا* صفحات 151-182
    هدف

    در دهه های اخیر نظام آموزش عالی ایران با چالش های فراوانی از جمله کمی گرایی، افزایش فشارهای مالی، تمرکزگرایی و تعدد مراکز تصمیم ساز و تصمیم گیر، سیطره سیاست زدگی بر نظام آموزش عالی، افزایش بی اخلاقی های پژوهشی، نبود ارتباطات بین المللی، ناهمزمانی برنامه های درسی با نیازهای جامعه، ضعف زیرساختارهای تکنولوژیکی و غیره مواجه شده است که سطح کیفی آن را دچار تنزل کرده است. بنابراین هم اکنون بیش از زمان دیگری نیازمند باز اندیشی در ساختار و کارکردهای آموزش عالی می باشد. از این رو، هدف از پژوهش پیش رو، شناسایی عوامل موثر بر کیفیت بخشی آموزش از دیدگاه متخصصان آموزش عالی و دانشجویان دکتری در دانشگاه علامه طباطبائی می باشد که این عوامل در سطوح مختلف اثربخشی با واکاوی دو دیدگاه شناسایی و تحلیل شدند

    مواد و روش ها

    با توجه به پیچیدگی، ذهنی و نسبی بودن مفهوم کیفیت در آموزش و وابسته بودن آن به بستر و زمینه هر ساختاری در این مطالعه از روش پژوهش کیفی اکتشافی استفاده شده است. چراکه برون داد پژوهش های کیفی یافته های دقیق تری را برای درک و تفسیر عمیق تر افکار و اذهان آزمودنی ها فراهم می سازد. بدین منظور با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته، با 7 متخصص آموزش عالی و 19 دانشجوی دکتری که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند مصاحبه با شش پرسش صورت گرفت. سپس اطلاعات گردآوری شده با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز پس از خوانش تمامی مصاحبه ها مفاهیم مربوط به هر مصاحبه احصاء شد. در مرحله بعد مفاهیم احصاء شده بر اساس وجوه افتراق و اشتراک در قالب مقوله های فرعی ثانویه دسته بندی شدند. در بخش سوم فرایند کدگذاری، مقوله های ثانویه فرعی نیز بر پایه تشابهات و تفاوت ها در یکدیگر ادغام و مقوله های ثانویه اولیه را تشکیل دادند این فرایند به طور جداگانه در پاسخ به هر پرسش مصاحبه انجام شد.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته‌ها نشان می دهد که عوامل موثر بر کیفیت آموزش در سطح کلاس درس به چهار دسته؛ استاد (آکادمیکی و شخصیتی)، دانشجو (تحصیلی و نگرشی_شخصیتی)، محتوای درسی (ساختاری و اجرایی)، امکانات و زیرساخت ها (زیرساخت سخت و تکنولوژیکی_علمی) تقسیم می شوند. موانع آموزش با کیفیت در آموزش عالی نیز به دو دسته درون دانشگاهی (استاد، دانشجو، محتوای درسی و امکانات و زیرساخت ها) و فرا دانشگاهی (در سطح خرد و سطح کلان) تفکیک شدند که متناظر با موانع، راهکارهای رفع آن ها نیز برای کیفیت بخشی به آموزش عالی نظیر: بازنگری سیستم ارتقاء اعضای هیئت علمی، گسترش ارتباط با مجامع بین المللی، باز ساماندهی ارتباط دانشگاه با صنعت، اصلاح فرایند جذب اعضای هیئت علمی و غیره تشریح شد. یافته های نشان دهنده نقش دانشجو در افزایش کیفیت آموزش نیز به دو دسته عوامل درونی (علمی-تحصیلی و نگرشی) و عوامل بیرونی (مدیریتی-اجرایی، سیاستی) طبقه سازی شدند. در واکاوی نقش برنامه درسی در افزایش کیفیت آموزش عالی نیز یافته ها به دو دسته محتوایی (ساختاری و اجرایی) و فرامحتوایی (مدیریتی و سیاستی) طبقه بندی شدند. براساس یافته های این پژوهش اصلاح سیستم ارزشیابی استاد توسط دانشجو و توجه به نتایج آن برای بهکرد عملکرد اعضای هیئت علمیپیشنهاد میشود

    کلیدواژگان: آموزش عالی، دانشگاه، کیفیت بخشی
  • جعفر حسن رضائی، علی رضا قلعه ای، بهناز مهاجران صفحات 183-212
    هدف

    مطالعه پیش رو با هدف مدل‌یابی معادلات ساختاری روابط انتظارات و کیفیت خدمات آموزشی با رضایتمندی و وفاداری دانشجویان با تاکید بر نقش میانجی‌گری ارزش درک شده در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین انجام شد. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و بر حسب گردآوری دادها توصیفی پیمایشی می‌باشد.

    مواد و روش‌ها

    جامعه آماری پژوهش متشکل از 2996 دانشجوی سال آخر دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه بین المللی امام خمینی بود. نمونه ‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای نسبی متناسب با حجم جامعه آماری انجام گرفت. برای گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های انتظارات، کیفیت خدمات آموزشی، ارزش درک شده، رضایتمندی و وفاداری دانشجو به کار رفت و برای تایید پایایی ابزار به ترتیب ضرایب آلفای 78/0، 91/0، 85/0 ، 87/0 و 81/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب ابزار می باشد. برای بررسی روایی پرسشنامه‌ها از تحلیل عاملی تاییدی بهره گرفته شد و روایی همه پرسشنامه ها مورد تایید قرار گرفت. در پایان تعداد 342 پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهایاس پی اس اس و لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به جداول توصیفی و میانگین‌ها، یافته‌های این پژوهش نشان داد که وضعیت دانشگاه مذکور در حوزه عوامل اثرگذار بر وفاداری دانشجو که شامل رضایتمندی، ارزش درک شده، سطح برآورده شدن انتظارات، کیفیت‌ خدمات ‌آموزشی می‌شود؛ پایینتر از حد متوسط بوده و مطلوب نمی‌باشد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که تاثیر انتظارات بر کیفیت خدمات آموزشی، ارزش درک شده، رضایتمندی و وفاداری دانشجویان مثبت و معنادار می‌باشد. تاثیر کیفیت خدمات آموزشی بر ارزش درک شده معنادار نبود. تاثیر کیفیت‌ خدمات آموزشی بر رضایتمندی و وفاداری دانشجویان نیز مثبت و معنادار بود. تاثیر ارزش درک شده بر رضایتمندی و وفاداری دانشجویان مثبت و معنادار می‌باشد. این نتایج بر نقش میانجی‌گر و واسطه‌ای ارزش درک شده در حوزه رضایتمندی و وفاداری دانشجویان تاکید می‌نماید. به سخن دیگر با بهبود کیفیت خدمات آموزشی و برآورده شدن انتظارات دانشجویان، و به تبع آن افزایش میزان ارزش درک شده در دانشجویان، پیش بینی می‌شود که رضایتمندی و وفاداری آنان نیز افزایش یابد.بنا بر این نتایج و با توجه به اهمیت و نقش ارزش درک شده، مدل مفهومی ارائه شد.

    کلیدواژگان: انتظارات، کیفیت خدمات آموزشی، ارزش درک شده، رضایتمندی، وفاداری
  • قدرت الله کولایی *، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، علی رضایی شریف صفحات 213-238
    هدف

    هدف این پژوهش مدل سازی نقش رهبری آموزشی مدیران از طریق فرهنگ مدرسه، توانمندسازی و ویژگیهای شغلی معلمان در اشتیاق شغلی آنان بود.

    مواد وروش

    روش پژوهش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بوده و بدین منظور پنج ابزار پژوهش تحت عنوان مقیاس رهبری آموزشی هالینگر و وانگ (2015)، پرسشنامه فرهنگ مدرسه گرونرت (2005)، پرسشنامه تشخیص شغلی هکمن و اولدهام (1975)، پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر(1995) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شافلی و بیکر (2003) جهت گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری این مطالعه را 1568 نفر از معلمان ابتدایی تشکیل می داد که تعداد 310 نفر (با آلفای 05/0) از 56 مدرسه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد.

    بحث و نیجه گیری

    نتایج تحلیل نشان داد که مدل علی مفروض از برازش مناسبی برخودار بوده است (RMSEA=0. 067, CFI =0. 99, GFI=0. 87) و رابطه بین رهبری آموزشی و اشتیاق شغلی تنها با سازه های فرهنگ مدرسه، توانمندسازی و ویژگیهای شغلی معلمان میانجیگری می شود به عبارت دیگر عدم حمایت یافته ها از تاثیر مسقیم رهبری بر اشتیاق شغلی، می تواند حکایت از برخی شکافها بین معلمان و رهبری باشد. چنانچه مدیران موفق در ایجاد رابطه دوسویه با معلمان می توانند در آنان احساس نیرومندی، وقف خود و جذب در کار ایجاد کنند. نقش مثبت فرهنگ مدرسه در رابطه بین دو متغیر بیانگر ضرورت توجه به اقتضائات فرهنگی قبل از هرگونه اقدام به تغییر رویکرد است و مدیرانی که توانایی شکل دهی فرهنگ جدید و متناسب را نداشته باشند اقدامات آنان اغلب با شکست مواجه می شود. بنابراین می توان استنباط کرد رهبری بواسطه کنشها و اعمال خود، تعیین کننده احساس کارکنان نسبت به چیستی فرهنگ سازمان است و فرهنگ بنوبه خود هرچه بتواند احساس ارزشمندبودن در کارکنان را از طریق جلب اعتماد آنان، نوع ویژگیهای شغلی، و روندهای تصمیم گیری و مانند آن برانگیزد، کارکنان با اشتیاق بیشتری کار خواهند کرد. فرهنگ سازمانی پیش بینی کننده توانمندی روانشناختی است و چنانچه فرهنگ سازمانی مبتنی بر محیطهای دوستانه، ارتباطات باز و انعطاف پذیر باشد موجبات مشارکت فراهم می شود. توانمند سازی در خلا صورت نمی گیرد و به بستر مناسب فرهنگی نیاز دارد تا کارکنان به لحاظ روانی آماده ی پذیرش مسئولیت شوند، شوق یادگیری در آنها به وجود آید و میان اعضا اعتماد ایجاد گردد از اینرو اثربخشی توانمندسازی می تواند در میان فرهنگها متغیر باشد و ناهمخوانی بین توانمندسازی بعنوان یک کنش مدیریتی و ارزشهای فرهنگی ممکن است تاثیر مثبت توانمندسازی را کاهش دهد. بعبارت دیگر توانمندسازی در فرهنگهای با فاصله قدرت پایین اثربخشی بیشتری دارد. لذا یکی از عوامل لازم در موفقیت اجرای برنامه ها یا راهبردهای توانمندسازی تقویت فرهنگ سازمان است. بدین منظور سازمان ها باید ابتدا منظور خود از توانمندسازی را تعریف کنند و آن را در دورنما یا بیانیه ماموریت خود بعنوان یک مولفه فرهنگی مشخص کنند سپس در مرحله بعدی همزمان با درونی سازی فرهنگ جدید آن را آغاز کنند. این اقدام با مشخص کردن نقش ها، توسعه محدوده کنترل مدیریت، تسهیل دستیابی به اطلاعات، حمایت و پشتیبانی از افراد، تشویق خلاقیت و خطرپذیری، و بالاخره ایجاد جو مشارکتی، عملیاتی می گردد. این فرآیند مستلزم تغییر نگرش کارکنان و سیستم سازمانی به خود و کارهایشان، می باشد و راهبرد توانمندسازی اتخاذشده باید نیازها و فرهنگ همه افراد درون سازمان را مدنظر قرار دهد. براساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود مدیران مدارس رویکرد رهبری آموزشی را در مدیریت خود مورد توجه قرار دهند. مدیران بعنوان رهبران آموزشی می توانند با کمک به معلمان در ارتقای توان رهبری جمعی خود، همیاری با یکدیگر و شکل دهی دورنمای مشترک؛ فرهنگ مدرسه مشارکتی و مثبت ایجاد کنند و با القا ارزشمندی اهداف شغلی و سازمانی و بیان تاثیر اجتماعی فعالیت معلمان در افزایش احساس معناداری موثر باشند.

    کلیدواژگان: رهبری آموزشی، اشتیاق شغلی، فرهنگ مدرسه، توانمندسازی، ویژگیهای شغلی
  • سکینه اشرفی*، حسن رضا زین آبادی صفحات 239-256
    مقدمه

    عجین شدن با شغل به‌عنوان حالت ذهنی مثبتی از انجام کار است که با توان یا قدرت، ازخودگذشتگی یا تعهد و جذب توصیف می‌شود. عجین شدن معلمان با شغلشان به عنوان ارتباط معلمان باکارشان و عجین شدن رابطه معلمان با مدرسه تعریف می شود. معلمان عجین شده با شغلشان عملکرد آموزشی بهتری دارند، از اطلاعات، برای موثرتر کردن آموزش استفاده می‌کنند، در هنگام افت عملکرد دانش‌آموزان در فرایند آموزش خود، تغییر ایجاد می‌کنند و در سختی‌ها حرفه‌ای تر عمل می‌کنند و نتایج بهتری به دست می‌آورند. پژوهش های صورت گرفته در این زمینه نشان می‌دهد عوامل متعددی ازجملهمنابع فردی و شغلی،قدردانی، تعامل‌های بین معلمان، ویژگی‌های سازمانی، سبک مدیریت و رهبری، حمایت ناظر و سرپرست بر عجین شدن معلمان با شغلشان تاثیر دارد.

    هدف

    این پژوهش باهدف شناسایی نشانگان نقش و وظایف مدیران مدارس و مسئولان سازمان آموزش‌وپرورش در جهت تقویت و توسعه عجین شدن معلمان با شغلشان و ارزیابی وضع موجود آن در میان مدارس شهر خرم‌آباد انجام‌شده است.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پژوهشی آمیخته از نوع اکتشافی متوالی، ابتدا کیفی و بعد کمی است. جامعه پژوهش در بخش کیفی 15 نفر از مدیران و معلمان باتجربه، نمونه و مشهوری که بنا بر گزارش والدین و دیگر مدیران می‌توان آن‌ها را عجین شده با شغل تلقی نمود، با استفاده از روش های نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. جامعه بخش کمی پژوهش، کلیه مدیران و معلمان دوره‌های تحصیلی ابتدایی (دوره اول و دوم) و متوسطه (دوره اول و دوم) شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 96-95 بودند؛ تعداد نمونه، 340 نفر از معلمان دوره های مختلف تحصیلی شهر خرم آباد بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس فرمول کوکران تعیین‌شده و با ابزار محقق ساخته عجین شدن شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. روایی محتوایی پرسشنامه عجین شدن شغلی معلمان توسط اساتید و صاحب‌نظران تائید شده و پایایی آن مناسب بود (آلفای کرونباخ بالاتر از 0/8). برای تحلیل متون ادبی و مصاحبه ها جهت تدوین شاخص های عجین شدن شغلی معلمان در بخش کیفی از روش کدگذاری باز استفاده شد؛ و جهت تحلیل آماری داده های بخش کمی، از روش تحلیل عاملی تاییدی و آزمون (T تک نمونه‌ای) استفاده شد.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته های بخش کیفی پژوهش حاکی از آن است که عجین شدن شغلی معلمان شامل 18 نشانگر و 5 بعد: برانگیختن معلمان، رویه های ارزیابی عملکرد، ایجاد فرصت‌هایی جهت دانش‌افزایی، سبک مدیریتی دمکراتیک و جو و فضای مدرسه است. در بخش کمی نیز آزمون تحلیل عاملی تاییدی، الگوی اندازه‌گیری متغیر نهفته برازش قابل قبولی با داده‌ها را نشان داد. در بخش کمی با توجه به نتایج آزمون (T تک نمونه‌ای)، ابعاد پنج گانه نقش و وظایف مدیران مدارس و مسئولان سازمان آموزش‌وپرورش در حد متوسط و معناداری ارزیابی شد. عجین شدن شغلی معلمان یک مفهوم پیچیده و چندبعدی است که تحت تاثیر عوامل گوناگون قرار می گیرد که نیازمند شناسایی و بررسی های بیشتری است.

    کلیدواژگان: عجین شدن معلمان با شغل، مطالعه آمیخته، نقش و وظایف، مدیران مدارس و مسئولان سازمان آموزش وپرورش
  • ناهید شفیعی*، ناصر بهروزی، منیجه شهنی، محمود ابوالقاسمی صفحات 257-284
    هدف

    درک پیچیدگی و برخورداری از تفکر سیستمی بر پویاسازی یادگیری و کسب توانمندی جهت درک لحظه‌ای، درک روابط و تعاملات بین پدیده‌ها، توانمندی سازگاری با تفکرات و اندیشه‌های گوناگون و حتی مخالف تاکید دارد. برخورداری از تفکر سیستمی یک فلسفه شخصی به افراد می‌دهد تا خود را با دنیای پیچیده‌ای که در آن زندگی می‌کنند سازگار کنند؛ و به افراد کمک می‌کند تا با تیزی فکر و اندیشه با مسائل روبرو شوند. کسب مهارت‌های تفکر سیستمی در دانشگاه‌ها می‌تواند پایه‌های رشد تفکر سیستمی و توانمندی درک پیچیدگی‌های جامعه کنونی را در افراد فراهم سازد.لذا شکل‌سازی فرهنگ دانشگاهی در جهت درک پیچیدگی و اجرای برنامه‌های درسی که به‌واسطه آن یادگیرندگان توان درک روابط حوزه‌های گوناگون علمی را به‌دست آورند و به توانمندی درک روابط پیچیده بین پدیده‌های گوناگون دست یابند، امری اجتناب‌ناپذیر در دانشگاه‌های امروزی است. در این راستا یکی از فعالیت‌های مهم سنجش تفکر سیستمی است که هدف پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی پرسشنامه تفکر سیستمی فردی (IST) دانشجویان بود.

    روش

    این پژوهش توصیفی و از نوع آزمون‌سازی است. جامعه آماری تمامی دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران مشغول به تحصیل در نیمسال دوم تحصیلی 95-1394 بود. روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای که 450 نفر از دانشجویان مشارکت داشتند. در فرایند طراحی پرسشنامه ابتدا با بررسی متون علمی و مصاحبه با خبرگان مولفه‌های اصلی تفکر سیستمی فردی گزینش شد و در گروه سه نفره از متخصصان 158 سوال طراحی گردید که طی مراحل متعدد بررسی و تحلیل، پرسشنامه اولیه با 54 سوال تدوین شد. در تحلیل داده‌ها از تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل عامل تاییدی، روایی ملاکی همزمان و همسانی درونیاستفاده شد.

    یافته‌ها

     مقدار KMO، مقدار شاخص بارتلت، کفایت حجم نمونه و قابلیت آیتم‌ها را برای دسته‌بندی در عامل‌ها را نشان داد. با اجرای تحلیل عامل اکتشافی به روش تحلیل مولفه‌های اصلی و چرخش واریمکس، پنج عامل «شناسایی و درک روابط متقابل»، «ارزیابی و تصمیم‌سازی»، «آینده‌نگری»، «درک و شناسایی بازخورد» و «مدل‌سازی و استفاده از آن» در 30 سوال استخراج شد. با اجرای تحلیل عامل تاییدی به روش حداکثر درست‌نمایی، سهم هر عامل در اندازه‌گیری متغیر مکنون مربوطه معنی‌دار بود. نیکویی برازش مدل اندازه‌گیری در 5 عامل ذکرشده با شاخص‌های GFI، AGFI،CFI، IFI، RMSEA مطلوب بود که بدین ترتیب روایی سازه پرسشنامه «تفکر سیستمی فردی» تایید شد. ضریب آلفای کرونباخ در کل مقیاس 0/90 و در خرده مقیاس‌ها بین 0/67 تا 0/76 بود که حاکی از همسانی درونی پرسشنامه بود. فرض مشابه‌بودن میانگین‌های جامعه در متغیر وابسته برای دانشجویان دختر و پسر تایید شد.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته‌ها نشان داد پرسشنامه تفکر سیستمی فردی از لحاظ روان‌سنجی برای سنجش ابعاد چندگانه تفکر سیستمی دانشجویان در موقعیت‌های دانشگاهی مناسب و قابل اطمینان است؛ و می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای سنجش و شناخت وضعیت دانشجویان از حیث برخورداری از تفکر سیستمی فردی مورد استفاده قرار گیرد. همسو با پژوهش‌های متعدد انجام‌شده در حوزه تفکر سیستمی، پنج بعد شناسایی شده در این پژوهش از ابعاد اصلی و مهم تفکر سیستمی فردی است. تفکر سیستمی فردی دانشجویان به توانایی درک روابط غیرخطی و متقابل عوامل متعدد محیطی- اجتماعی، ارزیابی و تصمیم‌سازی‌های بهنگام و داشتن رفتارهای پویا در دانشجویان اشاره دارد. لذا با لحاظ به نتایج این پژوهش و پژوهش‌های دیگر و روند روبه رشد توجه به تفکر سیستمی فردی در نظام‌های آموزشی و ضرورت آن در جامعه کنونی، برنامه‌ریزان آموزشی و درسی نظام‌های آموزش دانشگاهی باید آموزش تفکر سیستمی به دانشجویان را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند. لذا توصیه می‌شود روش‌های آموزش و تقویت مهارت‌های تفکر سیستمی به مدرسان آموزش داده شود و فرصت‌های اجرای برنامه‌های درسی توسعه‌دهنده تفکر سیستمی فردی برای مدرسان فراهم گردد؛ مدرسان نیز برنامه‌های آموزشی کلاسی را در راستای توسعه توانمندی تفکر سیستمی فردی دانشجویان طراحی و اجرا کنند و دانشجویان را به این توانمندی مجهز سازند.

    کلیدواژگان: تفکر سیستمی فردی، تحلیل عاملی، اعتبار، پایایی و دانشجویان
  • سید عیسی حسینی*، مهرعلی اف، صفر سلیمان، سیدعلی رضا ابراهیمی صفحات 285-310

     

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرپذیری، تحولات و جایگاه ابعاد نظام تعلیم و تربیت کشور در مواجهه با جهانی شدن براساس نظر صاحب‌نظران، اساتید و کارکنان بخش آموزش و پرورش و با روش آمیخته می‌باشد.

    مواد و روش ها

    در بخش کیفی پژوهش از روش مصاحبه و در بخش کمی از روش پیمایشی در گردآوری داده‌ها استفاده شد. در بخش کیفی از روش نمونه گیری هدفمند (از نوع نظری) و از جامعه متخصصین استفاده شد و با 25 نفر از متخصصین مصاحبه گردید و مصاحبه‌ها با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت 35 مولفه در قالب هفت بعد جهانی شدن (آموزش و پرورش) احصاء گردید. در بخش کمی براساس روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای از بین جامعه پژوهش از بین کارکنان آموزش و پرورش، معلمان و اساتید آشنا به حوزه جهانی شدن و تعلیم و تربیت دانشگاه‌های شهر تهران که تعداد 150 نفر می‌باشند، مطابق با جدول مورگان تعداد 108 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و از این تعداد 100 نفر پرسشنامه های ارائه شده را تکمیل نمودند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بوده و به منظور بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرانباخ استفاده شده است. همچنین در این تحقیق از آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنف، آزمون تی، تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون شفه و آزمون فریدمن برای تحلیل نتایج پرسشنامه استفاده شد. و همچنین از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن ابعاد جهانی شدن نیز استفاده شد. براساس نتایج بدست آمده از دیدگاه اساتید و صاحب‌نظران و کارکنان بخش آموزش، نظام تعلیم و تربیت کشور از نظر کارگروهی در فرهنگ‌های گوناگون، قدرت برقراری تعادل بین دیدگاه جهانی و عملکرد محلی، دیدگاه جهان‌محوری به‌جای خودمحوری، دانش زبان خارجی، جامعیت کار با رایانه و انجام کار گروهی در سطح ضعیفی در مقایسه با مقیاس جهانی و از لحاظ رشد دسترسی به امکانات الکترونیکی و اینترنت، فراگیر بودن آموزش و پروش در کشور و جامعیت مطالب آموزشی در سطح مطلوبی قرار دارد. همچنین از دیدگاه جامعه آماری مورد پژوهش جامعیت سیستم آموزشی و اثربخشی آن بر رشد و شکوفایی دانش‌آموزان بیشترین تطابق را با جهانی شدن دارا می‌باشد

    بحث و نتیجه گیری

    براساس نتایج پژوهش حاضر در بسیاری از موارد ذکر شده که در زمره نقاط ضعف نظام آموزش و پرورش قرار گرفته است، ضرورت دارد اقدامات گسترده‌ای در زمینه برنامه‌ریزی درسی، توسعه روش‌ها و فنون تدریس، توسعه ارزش‌های جهانی، برقراری تعامل سازنده بین عوامل و شرایط بومی و محلی با ضوابط و شرایط جهانی، استفاده از همه ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها برای زبان‌آموزی، توسعه مهارت‌های سواد یادگیری، توسعه مهارت‌های کاربری رایانه و در نهایت تغییر نگرش از مواضع صرفا داخلی به ملاحظات نگرش محلی- جهانی انجام گردد. با توجه به اینکه متخصصین آشنا با حوزه های جهانی شدن در نظام آموزش و پرورش در خصوص موارد مذکور اتفاق نظر دارند، برای افزایش قدرت دانش‌آموزان و نظام آموزش و پرورش در مصاف با پدیده جهانی شدن و بهره‌مندی از مزایای آن لازم است ملاحظات ویژه‌ای در تنظیم برنامه های کلان آموزش و پرورش و اسناد بالادستی در نظر گرفته شود تا سهم کشور هم در تاثیر گذاری بر جهانی شدن و هم تاثیرپذیری منطقی از آن متوازن بوده و موازنه تبادلات علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی در وضعیتی مطلوب قرار گیرد.

    کلیدواژگان: جهانی شدن، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، تحلیل سلسله مراتبی
  • لیلا ترجمان *، سید حسین سیادت صفحات 311-338
    هدف

    آموزش مجازی(الکترونیکی) به عنوان یکی از پیشرفت های نو ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات، ابزاری قدرتمند برای ارتقای کیفیت و کارایی آموزشی می باشد. این پژوهش با مطالعه امکانات موجود در مدارس متوسطه روستایی و عشایر درصدد پاسخ به این سوال است که آیا می‌توان نظام آموزش مجازی را برای دانش آموزان عشایری و روستایی راه اندازی کرد یا خیر؟ پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی استقرار آموزش مجازی در مدارس متوسطه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان در چارچوب 6 مولفه ی زیرساخت سخت افزاری، زیرساخت نرم افزاری، اقدامات فرهنگی، محتوای الکترونیکی، منابع مالی و نظام پشتیبانی و نیروی انسانی متخصص صورت گرفته است.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش از روش پژوهش توصیفی- پیمایشی (زمینه یابی) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان، کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات و کادر اجرایی مدارس متوسطه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان با تعداد 1223 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 292 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش حاضر در دو سطح آمار توصیفی، آمار استنباطی و تحلیل عامل تاییدی با نرم افزار SMARTPLS2صورت گرفته است.

    بحث و نتیجه گیری

    یافته ها نشان داد که جامعه مورد مطالعه از حیث زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری آمادگی لازم جهت استقرار آموزش مجازی را داراست و امکان استقرار آموزش مجازی از نظر نیروی انسانی متخصص در حد متوسط و از لحاظ اقدامات فرهنگی، منابع مالی و پشتیبانی و محتوای الکترونیکی وجود ندارد، نهایتا با توجه به شرایط، امکان استقرار آموزش الکترونیکی در مدارس متوسطه روستایی و عشایر استان لرستان وجود ندارد

    کلیدواژگان: آموزش مجازی، مدارس روستایی و عشایری، یادگیری الکترونیکی، فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • شناسایی و توصیف الگوی رهبری غالب و ویژگی های آن در مدارس دوره دوم متوسطه شهر بیرجند
    سمیه زارع، رضوان حسین قلی زاده، بهروز مهرام صفحات 339-368
    هدف

    هدف اصلی این پژوهش، مطالعه الگوهای رهبری آموزشی در مدارس دوره دوم متوسطه بر اساس طبقه‌بندی تونی بوش با تاکید بر شناسایی الگوی رهبری غالب و توصیف ویژگی‌های آن می‌باشد.

    مواد و روش

    برای دست‌یابی به این هدف، از روش پژوهش آمیخته و طرح کمی – کیفی استفاده شد. نخست به‌منظور شناسایی الگوی رهبری غالب با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، داده‌های کمی موردنیاز گردآوری شدند. کلیه مدیران و معلمان دوره دوم متوسطه شهر بیرجند جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که تعداد آن‌ها مشتمل بر 262 نفر می‌باشد. از این مجموع، 252 نفر به‌عنوان نمونه موردمطالعه و به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بدین ترتیب در هر مدرسه مدیر و حداقل 4 نفر از معلمانی که دارای بیشترین سابقه همکاری با مدیر مربوط در آن مدرسه بودند، گروه موردمطالعه را تشکیل دادند. سپس برای تشریح ویژگی‌های الگوی رهبری غالب در مدارس موردمطالعه با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت‌یافته با معلمان و مدیران داده‌های موردنیاز گردآوری و تحلیل شدند. مطلعان کلیدی را کلیه مدیران و معلمان مدارسی تشکیل دادند که بر اساس نتایج تحلیل داده‌های کمی در مرحله نخست، بیشترین میانگین الگوی رهبری غالب (رهبری بین فردی) را به خود اختصاص داده بودند که تعداد آن‌ها برابر با 9 مدیر و 12 معلم می‌باشد. لذا از معیارهای مهم در انتخاب مطلعان کلیدی می‌توان به الگوی رهبری بین فردی به‌عنوان الگوی رهبری غالب و نیز حداقل دو سال سابقه همکاری با مدیر مربوطه اشاره نمود. به‌منظور تحلیل داده‌های کیفی از روش تحلیل تفسیری استفاده شد.

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل داده‌های کمی، الگوی رهبری بین فردی به‌عنوان الگوی رهبری آموزشی غالب در مدارس موردمطالعه شناسایی شد. سپس، الگوی رهبری اخلاقی،الگوی رهبری تحولی، الگوی رهبری اقتضایی، الگوی رهبری آموزشی، الگوی رهبری مدیریتی، الگوی رهبری مشارکتی، الگوی رهبری پست‌مدرن و الگوی رهبری تبادلی در مراتب بعدی قرار گرفتند. در مرحله دوم، بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، ایفای نقش مدیریتی، حمایت دانش‌آموزان و معلمان، شخصیت مدیر، احترام به دیگران، دغدغه بهبود آموزش، مشارکت‌جویی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی رهبری غالب در مدارس موردمطالعه به شمار می‌آیند. الگوی رهبری بین فردی، الگویی است که بر روابط نزدیک رهبران با معلمان، دانش‌آموزان و دیگر ذی‌نفعان تمرکز دارد. به‌زعم وست برنهام (2001) و توهی و کوگلان (1997) رهبری بین فردی بر اهمیت همکاری و روابط بین فردی تاکید می‌کند.
    با استناد به یافته های این پژوهش مبنی بر اهمیت ویژه رهبری میان فردی در قلمرو رهبری آموزشی، لزوم توجه به مفهوم رهبری و شناخت الگوهای رهبری مدرسه/آموزشی بیش از همه در سرفصل آموزش‌های ضمن خدمت مدیران آموزشگاهی ضروری به نظر می‌رسد. همچنین، با نظر به اهمیت روابط بین فردی، به نظر می‌رسد مسئولان امر با متناسب کردن ساختار تشکیلات آموزش و پرورش زمینه را برای تقویت مهارت‌های ارتباطی و انسانی، تغییر نگرش و باورهای درونی نه‌تنها مدیران بلکه کلیه کادر موجود در مدارس مهیا نمایند. علاوه براین، هرچند به نظر می رسد الگوی رهبری بین فردی و الگوهای مرتبط با آن مانند الگوی رهبری اخلاقی و الگوی رهبری تحولی که با اختلاف بسیار اندک بعد از الگوی رهبری غالب قرار گرفتند، در تسهیل و کیفیت بخشی به آموزش و یادگیری در مدارس به موجب ماهیت انسانی و اجتماعی بودن حائز اهمیت بسیاری می باشند، اما احساس نگرانی و خطر از آن جهت خواهد بود که الگوی رهبری آموزشی و الگوی رهبری مشارکتی به عنوان دو عنصر اصلی و سازنده فرآیند مدیریت و رهبری آموزشی در مراتب و اولویت های پایین تر قرار گیرند. لذا، توجه به این دو الگو در برنامه ریزی برای بهبود و توسعه رهبری آموزشی مدیران مدارس ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: الگوهای رهبری آموزشی، رهبری آموزشی، رهبری بین فردی، مدارس دوره دوم متوسطه
|
  • Hossein Kariminejad, Nadergholi Ghourchian *, Parivash Gaafari, Amirhossein Mohammad davoodi Pages 13-46
    Objective

    The main goal of the present research is designing and providing a comprehensive model as a guide charter to improving the quality of of Non-Profit and Non-Governmental Higher Education Universities and Institutes.Therefore, in the present study, by literature and research background, the factors affecting the quality of higher education first were identified and then by the Delphi method, 12 factors were finalized, and in the next step, these factors were verified by a factor analysis method (CFA) have been validated and prioritized. Finally, the final model for improving the quality of Non-Profit and Non-Governmental Higher Education Universities and Institutes in Guilan province was developed and presented.

    Materials and Method

     Statistical population of the study consisted of 2697 master degree students, board of science formal members and staff of non-governmental higher education universities and institutes in guilan province and of which, 347 were selected as samples which is calculated according to the Cochran formula. Also, members of the research sample were selected using stratified random method. The research method is descriptive in nature and exploratory-causal and the research method is applied in terms of purpose. The dimensions of higher education quality in this study include 12 components. Exploratory factor analysis was used to confirm exploratory factor validity and in according to this analysis, all dimensions were approved. In the present study, a 123-item researcher- made questionnaire was distributed among the reseach sample and after completing it, it was analyzed using K-S test, one-sample t-test, structural equations modeling and specifically confirmatory factor analysis. For this purpose, the specialized SPSS 22 and LISREL 8.8 software was used.

    Result and Discusion

    The results of the distribution of the questionnaire between the research sample and its analysis using SPSS 25 and LISREL 8.8 showed that the priority of the factors affecting the quality of education in universities and non-governmental higher education institutions of Guilan province based on factor load It is as follows: 1- The dimension of physical infrastructure and information and communication technology (λ = 0.67); 2. Service dimension (λ = 0.64); 3. Research dimension (λ = 0.60) The financial dimension (λ = 0.58), students' (5.9), (6), (6), acceptance process (λ = 0.52), 7) education and curriculum planning (λ = 0.48) , 8-dimensional staff (λ = 45/0), 9-dimensional perspective, mission and goals (λ = 0.44), 10-dimensional general values The university (university culture) (λ = 0.43), 11- The dimensions of management and leadership (λ = 0.49) and 12-faculty members (λ = 20/0); According to the research results, it is determined that Each of the 12 factors above is tantamount to the impact of their statistics on the quality of higher education, since all t values are higher than 1.96, but what should be considered is very important. It is impossible to simultaneously invest on all of the above factors due to the constraints and lack of resources; therefore, the priority of the variables should be looked at based on factor load. But, with a closer look at the above factors and focusing on factor load, one can conclude that the first four factors, the dimension of physical infrastructure, services, research, and finance, have the highest factor load, and the factor load factor of these four factors is very high with the rest of the factors Therefore, it is recommended that heads of universities and non-governmental higher education institutions and non-profit institutes in Guilan province invest in these four factors in order to achieve quality first.

    Keywords: Non-Profit Universities, Institutes, quality, guilan, Higher Education Syste
  • A. Nameni Pages 47-68
    Purpose

    The main purpose of this research was to identify and explain the characteristics and requirements of the transition period from the second generation to the third generation for one of the first level engineering universities of the country and determine the key indicators for monitoring its performance during this period.

    Materials and methods

    The research methodology was in kind of case studies that have been implemented in the university, based on the proposed model of the Ministry of Science, Research and Technology. The statistical population of the study consisted of university faculty members which was more than 400 members. Sample population in the survey stage included 67 faculty members selected through purposive sampling.

    Results and discussion

    The results of the research showed that although the characteristics of entrepreneurship and commercialization of scientific achievements are the most prominent dimensions of a third-generation university, But the ability to turn knowledge and research into technology and the proper location in the chains and networks of international scientific communication and cooperation are relatively large dimensions of university identity during the transition period. Therefore, it is necessary to allocate a significant share of the index of performance monitoring indicators during the transition period to these areas. By the way it was apparent that providing necessary infrastructures and acculturalization are the main duties of management during the transition period.

    Keywords: Commercialization, entrepreneurship, transition period, performance monitoring
  • MohammadGhahremani, Najmeh Momeni* Pages 69-100

    Offering facilities to gifted, talented and honor students has been considered by laws in Iran and various institutions and organization such as universities have been required to provide facilities and services to these individuals. As a result, it is necessary to study performance of gifted and talented as an outputs of recruitment and selection system.
    The Purpose of the research is comparison of academic performance of talented, honor and regular post graduate studentsat Shahid Beheshti University. Academic performance is divided in to

    three parts

    educational performance(GPA), research performance and academic promotion performance.

    Method

    This study is retrospective. Data were collected by researcher made questionnaire and, analyzed by SPSS. Also, the majority of student’s GPA were obtained through the Department of Education and were analyzed as well.
    The

    results

    Result of Independent T test show significant differences between talented, honor students and regular students in educational and research performance. Talented and honor students had better performance. In academic promotion wasn’t significant difference between two groups. Results of one-way ANOVA showed significant differences between the grade point average of talented and honor students with regular students at science, humanities and engineering faculties. Between GPA of talented and honor students of engineering and regular students of humanities weren’t significant difference in GPA. Conversely, the only significant difference in research performance was between talented and honor engneering and humanities students with regular humanities students. In other words, the research performance of talented and honor students at humanities and engineering faculties was better than regular humanities students. Results showed no difference in academic promotion between faculties.

    Conclusion

    Although, the performance comparison between two groups of talented, honor and regular students showed that talented and honor students were better in research and educational performances, comparison between faculties demonstrated that there were no differences between talented, honor and regular students at engineering and science faculties in research performance. There was no difference between two groups of talented, honor and regular students in academic promotion between faculties.

    Keywords: Academic performance, Higher education, Talented, honor students
  • S. Moradi*, A. Amin Pages 101-124
    Aim

    Today technological changes have had a significant impact on the constituent elements of the educational structure in a way that the educational system has inevitably been forced to adopt new approaches such as the implementation of school-based system in board of trustee’s schools. As an unavoidable requirement, it is believed that this system holds the key to solving a myriad of current educational problems. The basic aim of this research was to present an operational model for evaluating the performance of the board of trustee’s schools with regard to a ten-year lack in Iran’s education system from the perspective of school-based management system.

    Materials and Methods

    In terms of quality, the researcher has investigated the research subject, using the grounded theory, to identify the criteria and indicators of school-based management system so as to evaluate the performance of the board of trustee’s schools. The statistical community of research consisted of 20 planners and policy makers of the Ministry of Education especially public participation, faculty members from prestigious universities as well as managers and teachers of the board of trustee’s schools. Out of this pool, twelve members were finally selected to be interviewed under the title of the Delphi committee members. In this research, semi-structured interviews were used.

    Discussion and Conclusion

    The findings which were obtained from the analysis of qualitative data in-depth interviews with the participants ( Delphi committee members), and open, axial and selected coding as well as content analysis of the interviews showed that 12 categories and main factors, as participation, organizational commitment, flexibility, autonomy, devolution, accountability, responsibility, decentralization, mission, empowerment, restructuring and organizational culture, respectively and 38 sub-factors were also identified. The research results demonstrate that the implementation of the school management system for evaluating the performance of the board of trustee's schools is at an intermediate and mediocre level. This study provides a model through which it can practically and concretely evaluate the performance and functions of these schools. In addition, this assessment can expedite the anti-decentralization process following a universal model of school-based management. In addition to paving the way and taking the current research model into account, it is essential that, in a long-term effort (at least 5 years) the preconditions become provided and implementation of the school-based management gradually take place in such schools.

    Keywords: school-based management, board of trustees schools, the education system, evaluation of performance
  • M. Khademi Kolahlou*, M. Arefi, A. Khorasani, A. Rezaian Pages 125-150
    Objective

    This study aimed to identify and introduce a conceptual model of IT manager’s tasks in higher education institutions .

    Materials and methods

    The research methodology was exploratory mixed method. In this regard, the relevance research literature reviewed and IT manager’s key tasks and sub-tasks identified by using the meta-synthesis qualitative method. Sampling in qualitative part was purposefully and took place after five-step documents screening process. The qualitative data were analyzed by content analysis. Also the kappa coefficient (0/653) about the reliability of the qualitative part was assessed as desirable. in the quantitative part IT managers from public universities in Tehran (Shahid Behshti University, University of Tehran, Sharif University of Technology & Amirkabir University of Technology), comprised the study population. The census sampling method was used in quantitative part. In the following a questionnaire was developed based on qualitative results and the validity of the questionnaire was verified by experts and also the reliability of it, was estimated at 0/88. Then it distributed among 53 IT managers in the selected institutes. The quantitative data were analyzed with descriptive statistics (percentage & mean) and inferential statistics (one sample t test & Friedman test) .

    Result and Discussion

    The results indicated that based on meta-synthesis results 12 key tasks and 61 sub-tasks of IT managers in higher education institution was identified. Also among the identified key tasks; providing infrastructure, negotiation, leadership, Coalition building and facilitating, entrepreneurship, finance director and resources allocation, change agent, coaching and inspiring, monitoring and evaluation, policy making, team building and communication, respectively were in the first to twelve key tasks of IT managers in higher education. From the perspective of research participants, all of the identified tasks of the Chief Information Officer’s in higher education have been above average. Nevertheless, attempt to provide IT infrastructure, Negotiation and bargaining with all stakeholders and also the role of IT leadership has been identified as the three key tasks of the universities Chief Information Officer’s.

    Keywords: Chief Information Officer- Higher Education- Information Technology Management - Meta-synthesis
  • A. Keykha* H. Abdollahi, A. Khorsandi Pages 151-182
    objective

    In recent decades, Iran's higher education system faced many challenges, including quantitativeism, financial pressures increase, centralization and multiplicity of decision-making centers, dominance politicization over higher education, increase of research unethical behaviors, lack of international communication, asynchronism between the curriculum and community needs, weakness of technological infrastructure, to say a few, which led to reduction of the quality of Iran's higher education system. Hence, now more than ever, rethinking about the structures and functions of higher education is needed. The aim of this study is to identify the factors affecting the quality of education from the viewpoint of higher education specialists as well as Ph.D. students at the Allameh Tabatabaʾi University. These factors were identified and analyzed in various levels of effectiveness through the investigation of two views .

    Materials and Methods

    Due to the complexity, subjective and relativity of the concept of quality in education and its dependence on the context and ground of each structure, exploratory qualitative research method has been applied for this research. Because qualitative research provides more accurate findings for a deeper understanding and interpretation of the thoughts and minds of the subjects. For this purpose, interviews with six questions were conducted using semi-structured interviews with seven higher education specialists and 19 Ph.D. students selected by purposeful and snowball sampling. The collected data, then, were analyzed using content analysis method. In the coding sequence, after reading all the interviews, the concepts for each interview were counted. Subsequently, the concepts were classified according to the differentiated and shared aspects in the form of secondary subcategories. In the third part of the coding process, subcategories were contracted on the basis of similarities and differences and formed the secondary primary categories. This process was applied separately in response to each interview question.

    Discussion and Conclusion

    The findings show that the factors affecting the quality of education in the classroom level are divided into four categories: professor (academic and personality), student (educational and attitude-personality), curriculum (structural and executive), facilities and infrastructure (hard facilities and technologic-scientific). The infrastructure of science and technology). The obstacles of high-quality education in higher education also are divided into two types of inter-university (professor, student, curriculum content, and facilities and infrastructure) and outer-university (micro and macro levels). The method for removing them in order to increase the quality if higher education, according to the obstacles, were also addressed, such as: reviewing the faculty members' promotion system, expanding contacts with international communications, reconstruction of university-industry connection, improving the recruitment process of faculty members, and so on. Findings showing the role of students in improving the quality of education were also classified into two groups of internal factors (academic and attitudinal) and external factors (managerial-executive, policy). In examining the role of the curriculum in the enhancement of the quality of higher education, the findings were classified into two categories: content (structural, executive) and meta-content (managerial and policy). Based on the findings of this research, it is recommended to amend the professor's assessment system by the students and pay attention to its results for the enhancement of the performance of faculty members.

    Keywords: higher education, university, quality increase
  • J. Hassan Rezai*, A. Ghaleei, B. Mohajeran Pages 183-212
    Objective

    The present study aimed to model the structural equations of expectations and educational services quality with students' satisfaction and loyalty emphasizing on mediating role of perceived value at Imam Khomeini International University in Qazvin. Based on the purpose this study is practical and in terms of data collection is descriptive survey.

    Materials and methods

    The statistical population consisted of 2996 undergraduate, postgraduate and Ph.D. students of International University. Stratified random sampling Commensurate with the size of the statistical society was done. For data gathering, expectations, educational service quality, perceived value, satisfaction and loyalty questionnaires were used. For reliability verification, the alpha coefficients were gained 0.78, 0.91, 0.85, 0.87 and 0.81 respectively which indicate the desirable reliability of tools. To assess the validity of the questionnaires, a confirmatory factor analysis was used and the validity of all questionnaires was confirmed. Finally 342 questionnaires were analyzed using SPSS and Lisrel software.

    Result and Discussion

    According to descriptive tables and averages, the findings of this study showed that the university's status in the area of factors affecting student loyalty, which includes satisfaction, perceived value, level of meeting expectations, quality of educational services, is below average and not desirable. The findings of this study showed that the effect of expectations on educational service quality, students' perceived value, satisfaction and loyalty was positive and significant. The effect of educational service quality on perceived value wasn't significant. The effect of educational service quality on satisfaction and loyalty was positive and significant. The effect of perceived value on students' satisfaction and loyalty is positive and significant. These results emphasize the role of mediating role of perceived value in students' satisfaction and loyalty. In other words, improving the quality of educational services and satisfying the students' expectations, and consequently increasing the level of perceived value in students, is expected to increase their satisfaction and loyalty. Based on these results and considering the importance of perceived value, the conceptual model was presented.

    Keywords: Expectations, perceived value, satisfaction, educational service quality, loyalty
  • Ghodratollah Koulaei *, Adel Zahed Babelan, MahdiMoeinikia, Ali Rezaeisharif Pages 213-238
    Objective

    The aim of this study is modeling principals’ instructional leadership through school culture, empowerment and job characteristics of teachers in their job engagement.

    Materials and Method

    The study method is structural equation modeling and for this purpose five research tool known as a Principal Instructional ManagementRating Scale by Hallinger and Wang (2015), school culture survey by Gruenert (2005), Job Diagnostic Survey by Hackman and Oldham (1975), Psychological Empowerment Questionnaire by Spreitzer (1995) and Job Engagement questionnaire by Schaufeliand Baker (2003) was used for data collection. This survey was administered to 250 subjects whom selected through stratified sampling method.

    Results and Conclusion

    The results showed that the model fit the data. (RMSEA=0. 067, CFI =0. 99, GFI=0. 87) and the relationship between educational leadership and job engagement is mediated by school culture, empowerment and job characteristics of teachers.The finding that the direct relation between instructional leadership and work engagement was non-significant in the model and the first hypothesis was not sup ported, is because of some probable gaps between employees and leadership.The positive association of instructional leadership and school culture reveals nessesary attention to cultural requirements before any change of approach. And those principals who can't shape a new culture often fail. Therefore, principals need to work harder at articulating the basis of reform and at creating interest among teachers in engaging in education. One of the more powerful influences a leader can have on followers is in the ‘management of meaning’ as leaders define and shape the ‘reality’ in which followers work.School culture has role in increasing teachers’ psy chological empowerment. So school culture which is based on open communica tion and flexibility allows teachers to participate in decision making and ex press their opinions and support feedback and this in turn, will increase work engagement. When leaders thus increase employees’ degree of authority, deci sion-making and accountability, share information and support, develop and coach employees for innovative performance, employees will experience feel ings of control. When individuals feel that their inputs are valued and that they make a meaningful contribution to the business strategy (impact), they will feel more engaged. Empowerment needs cultural background to make employees ready to accept new responcibilities. In other words the effectiveness of empowerment among different cultures is variable. For instance in low power-distance cultures it is more effective. So organizations need to define empowerment and consider it in their statement of mission as a cultural component and then commencing to internalize new culture. This procedure reqires changing the attitude of either employees and whole system and considering empowerment strategy of organization according to the needs and culture of all those who are involved. Since managers are mostly characterised as being the decision makers, empowerment strategies need to start where the power lies, at the top. Given the increasing complexity of the global environment, it is no longer con ceivable for managers to be the source of all knowledge; therefore, managers need to consult and involve workers in the decision-making process as opposed to merely expecting worker compliance.It is suggested for school principals to take educational leadership approach in their management. Principals as instructional leaders can develop positive and collaborative school culture by helping teachers to improve their capability of collective leadership, collaborating each other and creating common vision. They can be effective in increasing meaningfulness through inspiring worthiness of work and organizational goals and explanation of social influence of teachers’ activities.

    Keywords: Instructional leadership, work engagement, school culture, empowerment, job characteristics
  • sakine ashrafi* Pages 239-256
    Introduction

    Work engagement is a positive mental state of accomplishment, which is characterized by vigor, dedication, and absorption. Teachers' work engagement is defined as the relationship of teachers with their work, and their relationship with school. Engaged teachers have better educational performance, use information to make education more effective, change their skills when they notice that their students are weak in learning, and are more professional in difficulties and in general they obtain better results. The conducted researches in this field indicate that several factors, including personal and job resources, recognition, interactions between teachers, organizational characteristics, leadership and management styles, and supervisor's support have an impact on teachers' work engagement.

    Objective

    The present research has been conducted with the aim of identifying the duties and roles of educational officials and school principals in strengthening and developing work engagement among teachers and evaluating the present status of khoramabad schools.

    Materials and methods

    This study is a practical research concerning its purpose and methodologically it is a mixed research of explanatory sequential design, which is at first qualitative and then quantitative. The research population of the qualitative section are some famous, experienced and excellent teachers and Principals, who according to parents' and administrators' report can be regarded as engaged in their work. They were chosen by using purposeful and snow-ball sampling and they were interviewed. In quantitative section, research population includes all principals and teachers of the primary educational period (first and second period) and secondary educational period (first and second period) of khoramabad city in the educational year 2016-2017. The number of the sample was 340 of the teachers of different educational periods of khoramabad city, who were selected using stratified random sampling method based on Cochran's formula, and they were examined with researcher-made questionnaire of work engagement. The content validity of the questionnaire was approved by professors and experts in this field and its reliability was authentic (Cronbach's alpha above 0.8). For the analysis of literary texts and interviews open coding method was used in order to formulate teachers' work engagement indices in the qualitative section; and for the statistical analysis of quantitative data, confirmatory factor analysis and T-test (single - sample t) analysis method was used.

    Results and discussion

    the findings of the qualitative section of the study indicate that teachers' work engagement include 18 indicators and 5 dimensions: stimulating teachers, performance evaluation procedures, creation of opportunities to enhance learning, democratic management style, school atmosphere. In the qualitative section, confirmatory factor analysisrevealed that the measurement model of latent variable has good fit with observed data. In the quantitative section, According to the results of one-sample t-test, the five factors of the duties and roles of educational officials and school principals in strengthening and developing work engagement among teachers were evaluated as moderate and meaningful. Teachers' work engagement is a complex and multi-dimensional concept that is under the influence of different factors and it needs more identification and investigation.

    Keywords: work engagement, mixed research, duties, roles, educational officials, school principals
  • N. Shafiee *, N. Behroozi, M. Shehni, M. Abolghasemi Pages 257-284
    Aim

    Complexity understanding and systemic thinking deals with learning dynamism, the ability to understand the situation, the relations and interactions between phenomena and to adapt with different ideas even the opposing ones. Systemic thinking gives the people a special insght to adapt themselves with the complex world in which they live. It helps them to face the problems with sharpness. To acquire the skills of systemic thinking in universities can provide the foundations to grow systemic thinking and to understand the complexities of the community. In order to guide the academic orientation toward conplexsities' understanding and curriculum fulfilment is necessary in today's universities because by this, the leaners will be able to understand the relations between different field and will understand the complex relations between different phenomena. The study aims to construct and validation a queationaire for Individual Systemic Thinking (IST).

    Materials and methods

    This is a descriptive and test making research. The population was the whole undergraduate students in Shahid Chamran University who studies in the school year 2016. The sampling method was multistage cluster random and involved 450 students. To design the questionnaire, first the scientific texts were investigated and the experts were interviewed, then the main factors of individual systemic thinking were selected. Consulting with a team of three experts led to 158 items. These 158 Items were analyzed in different stages and finally the quesationaire with 54 item was designed. In analyzing data, exploratory factor analysis, confirmatory factor analysis, concurrent criterion validity and internal consistency were used.

    Results and discussion

    Findings show that IST is psychometrically reliable to assess the different dimensions of individual systemic thinking among university students. It can be used as a tool to assess and recognize the students’ status in terms of IST. The five factors which were identified in the research are the main dimendions of systemic thinking and this is consistent whih the different researches done in this field. Individual systemic thinking deals with the ability to understand non-linear relations reciprocal relations of social-environmental, on time evaluations and decision making, and dynamic behavior in students. Regarding the findings of this reserach and other growing researches about Individual systemic thinking in educational systems and its necessities in the community, the curriculum developers of universities should prioritize the systemic thinking and teach it to students. So it is recommended that the methodology of systemic thinking skills be taught to students and be strengthend and the opportunities be provided to fulfill the curriculum which expand individual systemic thinking for professors. The professors should design the curriculum in a way that empowers the ndividual systemic thinking for Students and equip them with this ability.

    Keywords: validity, reliability, students, Individual systemic thinking, factor analysis
  • S. I. Hosseini*, M. F, S. Soleiman, S. A. Ebrahimi Pages 285-310
    Aim

    The purpose of this study was to investigate the impacts, the developments as well as status of the dimensions of the education system of the country in the face of globalization based on the views of specialists, university teachers and the staff of education sector using a mixed method.

    Materials and Methods

    In the qualitative part of the study, the interview method and in the quantitative part, the survey method was used to collect data. Purposeful (theoretical) sampling method was used for the qualitative part of the study. Also, the community of experts including 25 people was interviewed. The interviews were analyzed using content analysis method and finally 35 components in seven dimensions of globalization of education were identified. For conducting the quantitative part, 108 people out of 150 ones were selected as the sample of the study from the research community of the staff of education, school teachers and university teachers in the universities of Tehran who were familiar with the area of globalization and education. 100 people completed the questionnaires. The research tool for gathering the data was a researcher-made questionnaire and Cronbach's alpha method was used to evaluate the reliability of the questionnaire. Kolmogorov-Smirnov, T-test, One-way analysis of variance, and Scheffe test as well as Friedman test were also used to analyze the results of the questionnaire. In addition, AHP method was used to determine the weight of globalization dimensions. Based on the results obtained from the viewpoints of specialists, university teachers, education experts and staff, The system of education in the country in terms of workgroups in different cultures, the balance between worldview and local performance, world-view rather than self-centeredness, foreign language knowledge, the comprehensiveness of using computer and group work is at a poor level compared to the global scale in terms of the growth of access to electronic and internet facilities, the inclusiveness of education in the country and the comprehensiveness of educational materials. Also from the viewpoint of the statistical population under the study, the comprehensiveness of the educational system and its effect on the growth of students is the most consistent component with globalization.

    Discussion & Conclusion

    Based on the results of the present study, many of the mentioned weaknesses of the education system require extensive actions in the area of curriculum development, teaching methods and techniques, development of global values, establishing constructive interaction and local factors and conditions with global norms, applying all capacities and potentials for language learning, developing learning literacy skills, developing users' computer skills, and ultimately changing attitudes from purely domestic to global considerations. Since experts familiar with the issues of globalization in the education system agree on these issues, special considerations are needed in order to enhance the power of students and the system of education in the face of globalization and its benefits. Large education programs and national documents should be considered so that the country's contribution to both globalization and rationalization is balanced and the balance of scientific, technological, cultural and social exchanges would be in a favorable position.

    Keywords: Education, Analytical Hierarchy Process, Globalization
  • Seyed Hossein, Leila tarjoman * Pages 311-338
    Objective

    Virtual training (electronic) as one of newfound developments of information and communication is a powerful tool for improving quality and efficiency of training. This research studies the possibilities of rural and nomadic schools to answer the question of whether a virtual education system can be set up for nomadic and rural students.This study has been performed with the aim of the feasibility of the establishment of virtual training in the framework of six components including hardware infrastructure, software infrastructure, cultural activities, electronic content, financial resources and support system, and specialized human power in high school of rural and nomadic areas in Lorestan province.

    Materials and methods

    In this study, descriptive-survey research method has been utilized. Statistical society consists of 1223 teachers, FAVA (Information and communication technology) experts and scopes of high school of rural and nomadic areas in Lorestan province, of which 292 persons were chosen by Morgan table. The information collection tool was researchist-made questionnaire.
    Data Analysis was performed on two levels of descriptive and inferential statistics, and also confirmatory factor analysis was done by SMARTPLS2.

    Discussion and result

    Our findings showed that the studied society is ready to deploy virtual training in terms of software and hardware infrastructures. However, it is not possible to establish virtual training with respect to moderately specialized manpower, cultural activities, financial resources and support system and electronic content. Eventually, according to the terms it is not feasible to deploy virtual training in high school of rural and nomadic areas in Lorestan province.

    Keywords: electronic training- Feasibility - high school of rural, nomadi- Virtual training- Information, Communication Technology
  • Identifying the dominant educational leadership model and describing its features in the high schools in Birjand
    Rezvan Hosseingholizadeh, Mahram Behrouz, Somaye Zare Pages 339-368
    Objective

    The main aim of this study is to identifying the dominant educational leadership model and describing its features of high schools in Birjand base on Tony Bush (2003, 2008, 2014)'s viewpoint,.

    Materials and methods

    mixed research method (QUAN-QUAL) was used. First, for recognizing the dominant leadership Models, the requisite quantitative data have been provided through the researcher-made questionnaire. The statistical population of the study consists of all principals and teachers in high schools of Birjand city including 262 persons. 252 of them were selected by available sampling method as participants of the study. Thus, in each school, the team comprised a principal and at least 4 teachers who had the most experience with the relevant principal at that school. Then, for describing the characteristics of the dominant leadership model in the schools studied, using semi-structured interviews with teachers and principals, data were gathered and analyzed. Key educators formed all school principals and teachers who, based on the results of quantitative data analysis in the first phase, had the highest average of the dominant leadership model (interpersonal leadership), with 9 principals and 12 teachers. Therefore, the key criteria for choosing key participants can be the interpersonal leadership model as the dominant leadership model and at least two years of experience with the relevant principal. For analyzing qualitative data, interpretive analysis method was used.

    Result and Discussion

    Analysis of the quantitative data showed that the interpersonal leadership was the dominant leadership model in the studied schools, and in turn, moral leadership, transformational leadership, contingent leadership, instructional leadership, managerial leadership, participative leadership, postmodern leadership and transactional leadership models were reported as the highest mean scores”. Based on these results in first stage, playing the managerial role, support of teachers and students, principal’s personality, respect to others, the concern of improving teaching and learning, and participation are the most important features of dominant leadership model in the studied high schools. An interpersonal leadership model is a model that focuses on the close relationships between leaders and teachers, students, and other stakeholders. According to West Burnham (2001) and Touhie and Kugalan (1997), interpersonal leadership emphasizes the importance of collaboration and interpersonal relationships.
    According these results, interpersonal leadership was reported as the most influential type of school leadership. However, other aspects of school leadership also are important in the field of school leadership. Therefore, it is necessary for principals that to recognize the function of leadership and leadership models in school. Also, regarding the importance of interpersonal relationships, it seems that strengthening the communication and human skills especially between principal and teachers can be one out him most syllabuses in training programs. Interpersonal leadership can be viewed as prerequisite for other school leadership models such as moral leadership and the transformational leadership models but there is a sense of concern and risk that the instructional leadershipmodel as the main aspect of school leadership was reported with lower absolute level on these models of school leadership. Therefore, consideration of this model is so necessary for school improvement and effectiveness.

    Keywords: educational leadership, educational leadership Models, interpersonal leadership, Second grade of high school