فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و دوم شماره 5 (پیاپی 289، مرداد 1398)
  • سال بیست و دوم شماره 5 (پیاپی 289، مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فریده ظفری *، الهه ابوترابی، معصومه دهقان، سارا ذبیح زاده صفحات 1-12
    مقدمه
    عملکرد تخمدان توسط پیام یا سیگنال های عصبی- هورمونی به طور همزمان باید رشد فولیکولی، ترشح استروئید و اوولاسیون را کنترل نماید. گیرنده های آلفا و بتای سیستم سمپاتیک در تنظیم فعالیت سلول های تکا و گرانولوزا جهت فولیکوژنزیس و استروئیدوژنزیس نقش دارند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات بیان ژن های سه گیرنده آدرنرژیک آلفا 1، 2 و بتا 2 در سلول های کومولوس تخمدان زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (کاندید IVF) و تاثیر کلونیدین بر آن انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مورد شاهدی در سال 1396 بر روی دو گروه کنترل (زنان سالم اهداء کننده تخمک) و مطالعه (مبتلایان به تخمدان پلی کیستیک) انجام شد. تجویز داروهای محرک تخمک گذاری در دو گروه جهت رشد تخمک تجویز شد. بعد از گرفتن تخمک یا عمل پانکچر، از مایع فولیکولی مجموعه کومولوس و تخمک جمع آوری شد و سلول های کومولوس توسط آنزیم جدا و کشت داده شدند. سپس استخراج RNA از سلول های کومولوس انجام و غلظت RNA مورد نظر با دستگاه Nano drop خوانده شد. cDNA سنتز و برای ژن های ADRB2 و ADRα1,2 پرایمر طراحی و بیان ژن توسط تکنیک Real-time PCR سنجیده شد. در نهایت اثر داروی کلونیدین در سطح پروتئین ژن های ADRβ2 و ADRα1,2 در سلول های کومولوس دو گروه توسط تکنیک ایمونوسیتوشیمی (روش وسترن بلات) بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه افزایش سطح بیان ژن در زنان مبتلا به تخمدان پلی کیستیک نسبت به گروه کنترل و تاثیرگذاری کلونیدین بر بیان ژن را تایید کرد. شدت این تاثیرگذاری بر بیان ژن گیرنده ها به ترتیب ADRα2 < ADRβ2 < ADRα1 بود (p<0/02).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج بیان ژن و ایمونوسیتوشیمی، کلونیدین توانست بیان ژن سه گیرنده آدرنرژیک به ویژه آلفادو را به طور معنی داری در بیماران کاهش دهد، لذا می توان درمان فارماکوتراپی کلونیدین را پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: ایمونوسیتوشیمی، بیان ژن، سندرم تخمدان پلی کیستیک، سیستم عصبی سمپاتیک، کلونیدین
  • فرهاد نعلینی، نازنین فرشچیان*، پریسا بهرامی صفحات 13-17
    مقدمه
    با توجه به اهمیت بررسی اندکس مقاومتی (RI) و میزان حداکثر سرعت سیستولیک (PSV) شریان مغزی میانی (MCA) جنین در تعیین دیسترس جنینی و بیماری های جنینی نظیر آنمی، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تغییرات ضربان قلب جنین (FHR) در حالت استراحت و فعالیت بر روی شاخص های RI و PSV شریان مغزی میانی جنین انجام شد.
    روش کار
    اینمطالعهمقطعی به روش تحلیلی با روش نمونه گیری در دسترسدرسال 1395 بر روی 192 زن باردار با سن حاملگی 39-16 هفته مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه انجام گرفت. در دو حالت استراحت و فعالیت جنین، سونوگرافی داپلر به عمل آمد و MCA-RI، MCA-PSV و میزان FHR اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(نسخه 22) و آزمون های تی زوجی و ویلکاکسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
     بر اساس نتایج مطالعه، FHR (15-3 ضربه) و MCA-PSVجنین در وضعیت حرکت به طور معناداری بیش از وضعیت استراحت و MCA-RI در وضعیت حرکت به طور معناداری کمتر از وضعیت استراحت بود (p<0/05). همچنین بین MCA-RI و MCA-PSV با میزان FHR جنین هم در وضعیت استراحت و هم حرکت ارتباط معناداری وجود داشت (p<0/05). بنابراین در این مطالعه با افزایش FHR متعاقب حرکت، MCA- RIبه طور معناداری کاهش (p<0/05) و MCA-PSV به طور معناداری افزایش یافت p<0/05.
    نتیجه گیری
    افزایش FHR مستقیما بر پارامتر MCA-PSV و MCA- RI جنین اثر می گذارد. این مورد باید در تشخیص دیسترس و آنمی جنین مدنظر باشد.
    کلیدواژگان: اندکس مقاومتی، حداکثر سرعت سیستولیک، سونوگرافی، شریان مغزی میانی جنین، ضربان قلب جنین
  • هما بهرامی، مریم محسنی*، لیلا امینی، زهرا کریمیان صفحات 18-26
    مقدمه
    ناباروری یکی از مشکلات شایع جوامع بشری است و سندرم تخمدان پلی کیستیک، شایع ترین علت ناباروری زنان به دلیل عدم تخمک گذاری است. ناباروری به عنوان دلیل اصلی اختلالات خلقی و کاهش کیفیت زندگی در بیماران PCOS مطرح شده است. ورزش، یکی از روش های غیردارویی موثر در درمان PCOS و یوگا، یکی از ورزش های توصیه شده برای این بیماری می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 6 هفته تمرینات یوگا بر کیفیت زندگی در زنان نابارور مبتلا به PCOS انجام شد.
    روش کار
     این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی از اسفند 1394 تا آبان 1395 بر روی 61 زن نابارور تحت درمان ناباروری، مبتلا به PCOS مراجعه کننده به بیمارستان صارم در شهر تهران انجام شد. زنان واجد شرایط در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. سپس تمامی نمونه ها پرسشنامه اطلاعات فردی و باروری و پرسشنامه کیفیت زندگی تعدیل یافته سندرم تخمدان پلی کیستیک را تکمیل کردند. سپس ورزش یوگا به مدت 6 هفته توسط افراد گروه مداخله انجام شد و گروه کنترل هیچ مداخله ورزشی دریافت نکردند. پس از 6 هفته مجددا پرسش نامه ها تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی، من ویتنی، کای دو، مک نمار و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
     بر اساس نتایج مطالعه انجام تمرین یوگا به مدت 6 هفته تاثیر معنی داری بر نمرات کیفیت زندگی و حیطه های موی زائد (0/001=p)، وزن (0/010=p)، آکنه (0/001=p)، نگرانی از وضعیت باروری (0/001=p)، عاطفی (0/001>p)، اختلال قاعدگی (0/001>p) و نمره کل (0/001>p) داشت.
    نتیجه گیری
     یوگا به عنوان یک ورزش آرامش بخش، به مدت 6 هفته می تواند سبب بهبود نمرات کیفیت زندگی در زنان مبتلا به PCOS تحت درمان ناباروری شود، بنابراین می توان از این برنامه ورزشی به عنوان یک روش کم هزینه و اثربخش در جهت ارتقاء کیفیت زندگی این دسته از بیماران بهره جست.
    کلیدواژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک، کیفیت زندگی، ناباروری، یوگا
  • نضال آژ، مهسا قاسمی، مونا خانی، مریم مافی، فاطمه رنج کش* صفحات 27-36
    مقدمه
    استرس در بارداری می تواند با نتایج نامطلوب از جمله زایمان زودرس و کاهش رشد داخل رحمی همراه باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط استرس مادر با پیامدهای بارداری در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر قزوین انجام شد.
    روش کار
     این مطالعه طولی آینده نگر در سال 1397 بر روی 239 زن باردار تک قلو در هفته 28-24 بارداری مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر قزوین انجام شد. مادران گروه مواجهه امتیاز بالاتر از 23 و گروه غیرمواجهه، امتیاز کمتر از 23 از پرسشنامه استرس درک شده کوهن کسب کرده بودند. پیامدهای مطالعه شامل ارزیابی زایمان زودرس (قبل از 37 هفته) و پیامد نوزادی بود. مادران تا زمان زایمان پیگیری شدند و در زمان زایمان اطلاعات زایمانی تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 24) و آزمون های تی تست، کای دو و رگرسیون لوجستیک انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در بررسی پیامدهای مورد مطالعه، زایمان زودرس، وزن زمان تولد، قد و دور سر نوزاد، دیسترس تنفسی و ایکتر نوزادی با استرس مادر در دوران بارداری ارتباط معنی داری را نشان دادند (0/05>p).
    نتیجه گیری
     استرس ادراک شده در مادران باردار می تواند موجب افزایش زایمان زودرس و پیامدهای بد نوزادی شود.
    کلیدواژگان: استرس، بارداری، زایمان زودرس، نوزاد
  • ام البنین زارع*، بیتا جمالی، آزاده کیاپور، ماریا کربلایی زاده صفحات 37-42
    مقدمه
    آمنیوتومی معمولا برای القاء یا تقویت لیبر به کار می رود و اگر زمان آن مناسب باشد، می تواند بر پیشرفت لیبر تاثیر گذارد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه پیامدهای زایمانی در زنان نخست زا در دو گروه آمنیوتومی زودرس و دیررس انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 96-1395 بر روی 70 زن باردار نخست زا مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی امام علی (ع) آمل انجام شد. زنان باردار نخست زا با شروع لیبر خودبه خودی به دو گروه آمنیوتومی زودرس (کمتر یا مساوی 4 سانتی متر) و آمنیوتومی دیررس (بیشتر از 4 سانتی متر) تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها، چک لیستی شامل مشخصات واحدهای پژوهش، فرم پارتوگراف و ارزیابی مراحل اول، دوم، سوم زایمان و نوزاد بود. مشخصات فردی، تزریق اکسی توسین، مراحل زایمان و نمره آپگار نوزاد از طریق این ابزارها گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های تی مستقل و کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر میانگین طول مدت مرحله اول (p<0/001) و دوم زایمان (0/025=p) اختلاف معنی داری داشتند. مدت مرحله اول زایمان در گروه آمنیوتومی زودرس و مدت مرحله دوم در گروه آمنیوتومی دیررس طولانی تر بود، اما دو گروه از نظر میانگین طول مدت مرحله سوم زایمان تفاوت آماری معنی داری نداشتند (0/078=p). نمره آپگار نوزادان در دقیقه اول و پنجم در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت (1=p).
    نتیجه گیری
     اگرچه آمنیوتومی زودرس و دیررس بر پیامد های نوزادی تاثیر یکسانی داشتند، اما آمنیوتومی دیررس (استاندارد) در زنان نخست زا مدت لیبر را کاهش داد.
    کلیدواژگان: آمنیوتومی، پیامد زایمانی، زنان نخست زا
  • اشرف صابر، نجمه تهرانیان*، متین سادات اسمعیل زاده، شیوا پورعلی صفحات 43-51
    مقدمه
    ویسفاتین یک آدیپوکین مترشحه از بافت چربی است که به نظر می رسد با میزان وزن گیری در دوران بارداری مرتبط باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی سطح سرمی ویسفاتین در بارداری و ارتباط آن با شاخص های آنتروپومتریک و وزن گیری دوران بارداری مادر انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کوهورت در بازه زمانی آذر ماه سال 1394 تا شهریور سال 1395 بر روی 56 زن باردار 40-18 ساله در سه ماهه اول بارداری که برای مراقبت های دوران بارداری به مراکز جامع سلامت پرجمعیت مراجعه کرده بودند، انجام شد. زنان باردار از نظر شاخص توده بدنی قبل از بارداری به دو گروه A (BMI طبیعی) و B (BMI بالاتر از طبیعی) تقسیم بندی و همگن شدند. سطح سرمی ویسفاتین در هفته های 12-6 و 20-15 بارداری به روش ELISA سنجش شد. روش گردآوری اطلاعات شامل: مشاهده، معاینه و مصاحبه بیمار با استفاده از پرسشنامه در سه بخش اطلاعات فردی، تاریخچه مامایی و طبی مادری و متغیرهای جنینی، نتایج آزمایشگاهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های کای دو نمونه ای، من ویتنی، آزمون رتبه علامت دار ویلکاکسون، رگرسیون و آزمون همبستگی رتبه ای اسپیرمن انجام شد. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین ویسفاتین سرمی از سه ماهه اول بارداری به سه ماهه دوم بارداری در هر دو گروه به طور معنی داری افزایش پیدا کرده بود (به ترتیب 0/005=pa و 0/001= pbدر گروه Aو B). میانگین سطح سرمی ویسفاتین سه ماهه دوم بارداری گروه B نسبت به گروه A به طور معناداری بیشتر بود (0/04=p). میزان وزن گیری در طی سه ماهه دوم بارداری گروه A به طور معناداری در مقایسه با گروه B بیشتر بود (0/03=p). سطح ویسفاتین سه ماهه دوم ارتباط مثبت و معناداری با شاخص توده بدنی سه ماهه سوم بارداری در گروه A داشت (p=0/01,r=0/54).
    نتیجه گیری
    الگوی افزایشی در غلظت ویسفاتین پلاسمای مادر با پیشرفت بارداری در زنان باردار در گروه با شاخص توده بدنی طبیعی ممکن است تابعی از تغییرات افزایشی در بافت چربی احشایی باشد که در افزایش انعطاف پذیری متابولیسم مادران در بارداری و کاهش بروز بیماری های متابولیک نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: شاخص های آنتروپومتریک، وزن گیری طی بارداری، ویسفاتین
  • مهدی خان بابایی، نوشین مبارکی، زهرا قوامی، مهسا ژرفی، عبدالرضا مهدی نواز * صفحات 52-60
    مقدمه
    به دلیل ناشناخته ماندن خشونت جنسی در جامعه ایرانی، پیامدهای نامطلوب این نوع خشونت نیز به دنبال آن نامشخص می باشد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف اطلاع از شیوع خشونت جنسی در زنان ماستکتومی شده بهبود یافته از سرطان پستان انجام شد.
    روش کار
     این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1397 بر روی 320 زن ماستکتومی شده بهبود یافته از سرطان پستان در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. خشونت جنسی زنان مبتلا به سرطان پستان به کمک پرسشنامه خشونت جنسی سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS  (نسخه 22) و روش های آمار توصیفی و آزمون های کولموگروف - اسمیرنوف، رگرسیون خطی و اسپیرمن انجام گرفت. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین خشونت جنسی در مطالعه حاضر برابر 09/53±51/35و در سطح " خشونت جنسی متوسط" بود. در میان حیطه های خشونت جنسی، حیطه "تحقیر همسر در حین رابطه جنسی" با نمره 1/03±14/11 بیشترین نمره را کسب کرده بود. خشونت جنسی با سن (0/003=p)، سابقه بهبودی از سرطان (0/049=p)، تحصیلات بیمار (0/013=p) و همسرش (0/001=p) و وضعیت سلامت عمومی بیمار (0/001=p) همبستگی داشت.
    نتیجه گیری
    خشونت جنسی در مبتلایان به سرطان پستان پس از ماستکتومی در حد متوسطی قرار دارد.
    کلیدواژگان: خشونت جنسی، سرطان پستان، ماستکتومی
  • سعیده مهرآبادی، شهیده جهانیان *، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 61-70
    مقدمه
    سطح کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک تحت تاثیر متغیرهای گسترده ای می باشد. مطالعات مختلف نشان داده اند که این بیماران در معرض خطر بالای اختلال افسردگی و اضطراب قرار دارند. مهم ترین علائم تخمدان پلی کیستیک، هیرسوتیسم، آکنه و افزایش هورمون آندروژن است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط سطوح هورمون های آندروژن، هیرسوتیسم و آکنه با افسردگی و اضطراب در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک انجام شد.
    روش کار
     این مطالعه مورد- شاهدی در سال 95-1394 بر روی 53 بیمار مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک که بر اساس معیارهای تشخیصی روتردام انتخاب شدند و 50 زن سالم به عنوان گروه کنترل در بیمارستان آرش تهران انجام شد. ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه ای شامل مشخصات فردی و پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک، مقیاس فریمن گالوی جهت بررسی درجه هیرسوتیسم، مقیاس جهانی درجه بندی آکنه و ویژگی های بالینی هیپرآندروژنیسم و نتایج آزمایشات (تستوسترون تام، تستوسترون آزاد، گلوبولین متصل به هورمون های جنسی) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های تی تست، کای دو و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت. میزان p کمتر از 0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات آکنه (0/02=p)، هیرسوتیسم (0/001>p)، توتال تستوسترون (0/008=p) و تستوسترون آزاد (0/01=p) در گروه بیمار به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود. میانگین سطح SHBG در گروه مورد و گروه شاهد اختلاف آماری معنی داری نداشت (0/3=p). میانگین نمرات افسردگی (0/001=p) و اضطراب (0/01=p) در گروه بیمار (9/82±20/35و 44/10±17/35) به طور معنی داری بیش تر از گروه کنترل (8/40±14/46و 9/65±12/40) بود. بین نمرات کلی اضطراب و افسردگی با آکنه، هیرسوتیسم، توتال تستوسترون، تستوسترون آزاد و گلوبولین متصل به هورمون های جنسی ارتباط آماری معنی داری مشاهده نشد (0/05<p).
    نتیجه گیری
     افزایش معنی دار در میزان نمرات اضطراب و افسردگی در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل می تواند بیانگر خلق افسرده و مضطرب در مبتلایان به سندرم تخمدان پلی کیستیک باشد.
    کلیدواژگان: آندروژن، اضطراب، افسردگی، سندرم تخمدان پلی کیستیک
  • محمد متین، داوود بشاش، کامبیز هسراک، احمدرضا باغستانی، محسن حمیدپور* صفحات 71-77
    مقدمه
    سقط مکرر به بروز بیشتر از سه سقط جنین قبل از نیمه اول بارداری اطلاق می شود. از عوامل مهم این بیماری، نقص پروتئین های ضد انعقادی C، S و آنتی ترومبین III می باشد. از طرفی وجود آنتی بادی های سندرم فسفولیپید مانند فاکتور LA (لوپوس آنتی کواگولانت)، آنتی فسفولیپید، آنتی کاردیولیپین و بتا-دو گلیکوپروتئین می تواند عامل سقط مکرر گردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان سرمی این فاکتورها در زنان مبتلا به سقط مکرر انجام گرفت. روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1396 بر روی 80 نفر از بیماران مبتلا به سقط مکرر که در سه ماهه اول بارداری سقط داشتند و به درمانگاه زنان مراجعه نمودند، انجام شد. برای تعیین میزان شیوع نقص پروتئین های مهار کننده انعقادی از روش تشکیل لخته و جهت تعیین میزان آنتی بادی های سندرم فسفولیپیدی از روش الایزا استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: مقاومت به پروتئین C فعال با 21/3%، نقص PS و نقص PC هر کدام با 8/8%، نقص توام پروتئین C و S به صورت همزمان 3/7% و نقص AT-III در 1/3% بیماران مشاهده شد. میزان شیوع فاکتور لوپوس آنتی کواگولانت 3/8%، آنتی فسفولیپید 2/5%، بتا-دو گلیکوپروتئین 2/5% و آنتی کاردیولیپین IgG 1/3% بود. حضور آنتی کاردیولیپین IgM در هیچ یک از بیماران مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مقاومت به پروتئین C فعال، شایع ترین نقص پروتئین ضدانعقادی طبیعی در زنان مبتلا به سقط های مکرر مراجعه کننده به آزمایشگاه تشخیص طبی بیمارستان فوق تخصصی بقیه الله تهران می باشد.
    کلیدواژگان: پروتئین های مهارکننده انعقادی، سقط های مکرر، سندرم آنتی فسفولیپید
  • نجیبه نصیری، امیر آوان، سید مهدی حسنیان، مجید خزاعی* صفحات 78-89
    مقدمه
    سرطان یکی از شایع ترین علل مرگ و میر در دنیاست و در این بین سرطان پستان به عنوان دومین سرطان منجر به مرگ در میان زنان در سراسر جهان شناخته شده است. تومور پستان یک تومور ناهمگن است و مطالعات مختلف نشان داده اند که آنژیوژنز یا رگ زایی، نقش مهمی در توسعه و پیشرفت تومور بازی می کند. مطالعات بالینی در خصوص ارتباط داروهای مهارکننده رگ زایی به همراه شیمی درمانی در جهت بهبود رویه درمان سرطان پستان انجام شده است. مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی اثر داروهای مهارکننده رگ زایی به همراه شیمی درمانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مروری جهت یافتن مقالات مرتبط پایگاه های اطلاعاتی ISI، Google scholar، PubMed و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی Breast cancer، Anti angiogenic drug، Chemotherapy و Angiogenesis از واژه نامه پزشکی Mesh، بین سال های 2018-2000 جستجو شدند. در انتخاب مقالات، محدودیت زمانی در نظر گرفته نشد. انتخاب مقالات بر مبنای استفاده از داروهای ضدرگ زایی به همراه شیمی درمانی یا به عنوان بخشی از داروهای شیمی درمانی در درمان سرطان پستان انجام گردید. در پایان کار نیز داده های ورودی به صورت کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس نتایج مطالعات، مشخص گردید که استفاده از داروهای مهار کننده رگ زایی می توانند به عنوان رویکردی در جهت بهبود درمان سرطان پستان تحت پژوهش های بیشتری قرار گیرد. مهارکننده های VEGF و VEGFR اثرات بالینی متفاوتی را از خود بروز داده اند که می تواند ناشی از تفاوت میزان دوز، طریقه مصرف و یا تداخلات دارویی باشد.
    نتیجه گیری
    اگرچه داروهای مهار کننده رگ زایی نقش مثبتی در بهبود درمان سرطان پستان داشته اند، اما با توجه به نتایج متفاوتی که در مطالعات بالینی در دوزها و روش استفاده از این داروها مشاهده شده است، مطالعات بیشتر در این خصوص ضروری است. هرچند به طور کلی به نظر می رسد این داروها در کنار داروهای استاندارد شیمی درمانی می توانند کاندید مناسبی برای درمان و افزایش طول عمر بیماران مبتلا به سرطان پستان باشند.
    کلیدواژگان: داروهای ضد رگ زایی، سرطان پستان، VEGF
  • اکرم اشرفی زاوه، حسین صبوری فرد، الهام آزموده* صفحات 90-100
    مقدمه
    آندومتریوز، یک مشکل شایع ژنیکولوژیک است که می تواند منجر به تخریب زندگی یک زن گردد. برخی روش های دارویی و رزکسیون جراحی در درمان درد ناشی از آندومتریوز موثر می باشد، اما با میزان عود بسیار بالایی همراه هستند. مطالعه مرور نقلی حاضر با هدف بررسی کارایی برخی درمان های طب مکمل بر کنترل عوارض ناشی از آندومتریوز انجام شد.
    روش کار
    در این مرور، مقالات مرتبط با جستجوی پایگاه های اطلاعاتی Pubmed، Cochrane، Scopus، Web of Science، Uptodate، SID، Irandoc و Magiran و همچنین موتور جستجوی Google scholar بدون محدودیت زمانی تا فوریه 2019 مورد بررسی قرار گرفت. جستجو با استفاده از کلیدواژه های Endometriosis، Complementary Therapies، Acupuncture، Massage، Herbal Medicine،Transcutaneous Electric Nerve Stimulation و معادل فارسی آنها صورت پذیرفت.
    یافته ها
    بر اساس استراتژی جستجو، 8702 مقاله در مرحله اول یافت شد که در نهایت 12 مورد از آنها معیارهای ورود به مرور حاضر را داشتند. بر اساس یافته های این مطالعات، استفاده از طب سوزنی و گیاهان دارویی اثرات بسزایی بر بهبود شاخص های بیماری آندومتریوز همانند درد مزمن لگنی، دیس پارونی، دیسمنوره و ناباروری دارند. به علاوه نتایج 2 مطالعه در زمینه مقایسه داروهای گیاهی با داروهای شیمیایی مرسوم مورد استفاده در درمان آندومتریوز، نشان دهنده برابری اثر هر دو در کاهش درد و بهبود میزان باروری بود. تاثیر ماساژ درمانی و استفاده از تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست در مدیریت درد در این بیماران در دو مطالعه مجزا مورد تایید قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حاضر حاکی از اثرات مثبت استفاده طب سوزنی، گیاهان دارویی، ماساژ درمانی و تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست در مدیریت عوارض ناشی از بیماری آندومتریوز می باشد، لذا استفاده از این رویکردهای درمانی و ارجاع بیماران به متخصصین طب مکمل به عنوان یکی از اولویت های مهم در مدیریت عوارض ناشی از این بیماری مطرح می گردد.
    کلیدواژگان: آندومتریوز، تحریک الکتریکی عصب از راه پوست، طب سوزنی، گیاهان دارویی، ماساژ
|
  • Farideh Zafari Zangeneh *, Elaheh Aboutorabi, Masoumeh Dehghan, Sara Zabihzadeh Pages 1-12
    Introduction
    Ovarian function should control follicle development, steroidogenesis, and ovulation processes by ovarian external and internal hormonal signals. Sympathetic system Alpha and beta receptors play a role in regulation of theca and granulosa cells activity for folliculogenesis and steroidogenesis. This study was performed with aim to investigate the changes in expression of alpha 1, 2 and beta 2 adrenergic receptors gene of ovary cumulus in infertile women with polycystic ovarian syndrome (IVF candidate) and effect of clonidine on it.
    Methods
    This case-control study was conducted in 2017 on two groups of control (healthy women donating oocytes) and case (patients with polycystic ovaries). Ovulation induction drugs were prescribed in two groups for ovulation growth. After oocyte puncture, the follicular fluid was collected with cumulus-oocyte collection.  The cumulus cells were isolated by enzyme and were cultured. RNA was then extracted from cumulus cells and its concentration was read by Nano-drop device. cDNA was synthesized and primer was designed for ADRB2 and ADRα1.2 gene expression and the gene expression was assessed by Real-time PCR technique. Finally, the effect of clonidine on protein level of ADRβ2 and ADRα1.2 genes in cumulus cells was investigated by immunocytochemistry technique (western blot) in two groups.
    Results
    The results of this study confirmed: 1) increasing of gene expression level in women with PCOS compared with control group and 2) efficacy of clonidine on gene expression. The severity of the drug efficacy on receptors gene expression was ADRα1 <ADRβ2 <ADRα2, respectively.
    Conclusion
    The results of gene expression and immunocytochemistry showed that clonidine could significantly reduce gene expression of three adrenergic receptors, especially α2 in women with PCO, and therefore clonidine pharmacotherapy could be suggested.
    Keywords: Clonidine, Gene expression, Immunocytochemistry, Polycystic ovary syndrome, Sympathetic nervous system
  • Farhad Naleini, Nazanin Farshchian *, Parisa Bahrami Pages 13-17
    Introduction
    Considering the importance of evaluating resistance index (RI) and peak systolic velocity (PSV) of fetal middle cerebral artery (MCA) in determining fetal distress and fetal diseases such as anemia, this study was performed with aim to investigate the effect of changes in fetal heart rate (FHR) during resting and activity on RI and PSV indices of fetal MCA.
    Methods
    This analytical cross-sectional study was performed by sampling method on 192 pregnant women with gestational age of 16-39 weeks referred to Kermanshah Imam Reza Hospital in 2016. Doppler ultrasound was performed in two fetal resting and activity states, and MCA-RI, MCA-PSV and FHR level were measured. Data analysis was performed by SPSS software (version 22) and Wilcoxon and paired t-tests. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    According to the results, FHR (3-15 beats) and fetal MCA-PSV were significantly higher during activity than resting, and MCA-RI was significantly lower during resting than activity (P<0.05). Also, MCA-RI and MCA-PSV had a significant relationship with FHR both during resting and activity (p <0.05). Therefore, increased FHR following activity significantly decreased MCA-RI (P<0.05) and significantly increased MCA-PSV (P<0.05).
    Conclusion
    Increased FHR directly affects fetal MCA-PSV and MCA-RI parameters. This should be considered in detecting fetal distress and anemia.
    Keywords: Fetal Heart Rate (FHR), Fetal middle cerebral artery, Peak Systolic Velocity (PSV), Resistance Index (RI), Ultrasonography
    Keywords: Fetal Heart Rate (FHR), Fetal middle cerebral artery, Peak Systolic Velocity (PSV), Resistance Index (RI), Ultrasonography
  • Homa Bahrami, Maryam Mohseni *, Leila Amini, Zahra Karimian Pages 18-26
    Introduction
    Infertility is one of the main concerns of human societies and PCOS is considered as the most common reason of women's infertility due to ovulation disorders. Infertility has been considered as the main cause of psychopathy disorders and reduced quality of life in PCOS patients. Exercise is a non-pharmaceutical method in treatment of PCOS that yoga is a recommended exercise for this disease. This study was performed with aim to determine the effect of 6 weeks yoga on the quality of life in infertile women with PCOS.
    Methods
    This clinical randomized trial was performed on 61 infertile women with PCOS undergoing infertility treatment referred to the Tehran Sarem Hospital in 2015-2015. The qualified subjects were divided to two groups of case and control. Then, all the subjects completed the demographic profile and fertility questionnaires and modified PCOS questionnaire. Then, the case group performed yoga for 6 weeks and the control group did not receive any intervention. After 6 weeks, the questionnaires were again completed. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and independent t-test, paired t-test, Mann-Whitney, Chi-square, Mac-Nemar, and Wilcoxon test. P<0.05 was considered statistically significant
    Results
    Yoga exercise for 6 weeks had significant effect on the scores of quality of life and Hirsotism (p=0.001), weight (p= 0.010), Acnea (p= 0.001), infertility (p= 0.001), Emotional (p<0.001), menstrual disorders (p<0.001) and total score (p<0.001).
    Conclusion
    Yoga as a meditation exercise for 6 weeks can improve the score of quality of life in women with PCOS undergoing infertility treatment. Therefore, this exercise as an effective and low-cost method can be used for improvement of life quality in these women.
    Keywords: Infertility, Poly cystic ovary syndrome, Quality of life, Yoga
  • Nezal Azh, Mahsa Ghasemi, Mona Khani, Maryam Mafi, Fatemeh Ranjkesh * Pages 27-36
    Introduction
    Stress during pregnancy can be associated with adverse outcomes including preterm birth and intrauterine growth retardation. This study was performed with aim to evaluate the relationship between maternal stress and pregnancy outcomes in pregnant women referring to health centers in Qazvin.
    Methods
    This longitude prospective study was performed on 239 pregnant women with singleton pregnancy at 24-28 gestational weeks referred to Qazvin health centers in 2018. The subjects of exposed group obtained score > 23, while non-exposed group obtained score < 23 from Cohen's perceived stress questionnaire. The outcomes were preterm birth (before 37 weeks) and neonatal outcomes. Mothers were followed up until delivery, then checklist was completed at the time of birth. Data were analyzed by SPSS software (version 24) and t-test, Chi-square and logistic regression. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    There was significant relationship between preterm delivery, birth weight, neonate's height and head circumference, respiratory distress, and neonatal jaundice with mother's stress during pregnancy (P <0.05).
    Conclusion
    Perceived stress in pregnant women can cause preterm delivery and adverse neonatal outcomes.
    Keywords:
    Keywords: neonate, pregnancy, Preterm delivery, stress
  • Ommolbanin Zare *, Bita Jamali, Azadeh Kiapour, Maria Karbalaeizadeh Pages 37-42
    Introduction
    Amniotomy is usually used to induce or strengthen labor, and can affect labor progression if it was at suitable time. This study was performed with aim to compare delivery outcomes on nulliparous women in two groups of early and late amniotomy.
     
    Methods
    This clinical trial study was performed on 70 nulliparous women referred to Amol medical educational center of Imam Ali Hospital in 2016-2017. Nulliparous women with spontaneous labor were divided into two groups: early amniotomy (≤4 cm) and late amniotomy (>≤4 cm). Data collection tool was a checklist including the characteristics of the research units, the form of partogragraphy and assessment of first, second, third stages of labor and neonate. Individual characteristics, oxytocin infusion, stages of labor and neonatal Apgar score were collected by these tools. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and independent t-test and Chi-square test. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    There was significant difference between two groups in mean duration of first and second stages of labor (p <0.001, p = 0.025, respectively). Duration of first stage of labor was longer in early amniotomy group and duration of second stage was longer in late amniotomy group. However, two groups had no significant difference in mean of duration of third stage of labor (p = 0.078). First and fifth minutes Apgar score of neonates was not significantly different between two groups (p = 1).
    Conclusion
    Although early and late amniotomy had same effect on neonatal outcomes, but late amniotomy (standard) decreased duration of labor in nulliparous women.
    Keywords: Amniotomy, Delivery outcome, Nulliparous women
  • Ashraf Saber, Najmeh Tehranian *, Matin Sadat Esmailzade, Shiva Pourali Pages 43-51
    Introduction
    Visfatin is an Adipokine secreted from adipose tissue that seems to be related to weight gain during pregnancy. Therefore, this study was performed with aim to determine the relationship between serum visfatin levels in pregnancy with anthropometric indices and maternal gestational weight gain.
    Methods0/01
    This cohort study was conducted on 56 pregnant women aged 18-40 years at first trimester of pregnancy who had referred to populous health comprehensive centers for prenatal care from December 2015 to September 2016. Pregnant women were divided in terms of BMI before pregnancy to two groups: A (normal BMI) and B (BMI higher than normal). Serum visfatin level was measured in gestational age of 6-12 and 15-20 weeks by ELISA method. Data collection method included observation, examination and interview with patient using the questionnaire in three parts: personal information, maternal medical and obstetric history, and fetal variables, laboratory results. Data was analyzed by SPSS software and Chi-square, Mann-Whitney, Wilcoxon Signed Rank Test, Regression and Spearman ranking correlation tests. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Mean serum visfatin significantly increased from first to second trimesters in both groups (Pa=0.005, Pb=0.001 in A and B groups, respectively). Mean serum visfatin levels at second trimester was significantly higher in B group than A group (p=0.04). Maternal weight gain during second trimester of pregnancy was significantly higher in A group compared with B group (p=0.03). In group A, second trimester visfatin levels had positive and significant relationship with third trimester BMI (p=0.01, r= 0.54).
    Conclusion
    An incremental pattern of maternal plasma visfatin concentration with pregnancy progression in pregnant women with normal BMI may be a function of incremental changes in visceral adipose tissue, which contributes to increased flexibility of maternal metabolism in pregnancy and reduced incidence of metabolic diseases.
    Keywords: Visfatin, weight gain during pregnancy, anthropometric indices
  • Mehdi Khanbabaei, Noushin Mobaraki, Asl, Zahra Ghavami, Mahsa Zharfi, Abdolreza Mehdinavaz * Pages 52-60
    Introduction
    Since sexual violence is not known in Iranian society, undesirable consequences of this type of violence are also unclear. Therefore, this study was performed with aim to investigate the prevalence of sexual violence in women with improved breast cancer mastectomy.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 320 women with improved breast cancer breast cancer mastectomy in educational hospitals of Tabriz University of Medical Sciences in 2018. Sexual violence of women with breast cancer was assessed by Sexual Violence Questionnaire. Data were analyzed with SPSS software (version 22) and descriptive statistical methods and Kolmogorov-Smirnov, linear regression and Spearman tests. P <0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Mean of sexual violence was 51.35 ± 9.53 and in level of "average sexual violence". Among sexual violence areas, the area of "wife's contempt during sexual intercourse" with score of 14.11 ± 1.03 had obtained the highest score. Sexual violence had correlation with age (P=0.003), history of cancer recovery (P=0.049), patient’s education (P=0.013) and her husband education (P=0.001) and patient’s general health status (P=0.001).
    Conclusion
    Sexual violence is moderate in women with breast cancer after mastectomy.
    Keywords: Breast Cancer, Mastectomy, Sexual Violence
  • Saeideh Mehrabadi, Shahideh Jahanian Sadatmahalleh *, Anoshirvan Kazemnejad Pages 61-70
    Introduction
    The quality of life in patients with polycystic ovary syndrome is affected by wide variables. Various studies have shown that these patients are at high risk of depression and anxiety. The most important symptoms of polycystic ovary syndrome include hirsutism, acne, and increased androgen hormones. This study was performed with aim to evaluate the relationship between levels of androgen hormones, hirsutism, and acne with depression and anxiety in women with polycystic ovary syndrome.
    Methods
    This case-control study was performed on 53 patients with polycystic ovary syndrome selected by Rotterdam criteria, and 50 healthy women as control group in Tehran Arash Hospital in 2015-2016. The tools of data collection were questionnaire of demographic information, Beck Depression and Anxiety questionnaire, Ferriman - Gallwey Score to assess the degree of hirsutism, Global Acne Grading System, clinical features of hyperandrogenism and laboratory tests’ results (Total testosterone, free testosterone, sex hormone binding globulin). Data were analyzed by SPSS software (version 21) and T-test, Chi-square, and Pearson Correlation Coefficient. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Mean scores of acne (p=0.02), hirsutism (p<0.001), total testosterone (p=0.008), and free testosterone (p=0.01) were meaningfully higher in patient group than control group. Mean Sex Hormone Binding Globulin level was not significant different in case and control groups (p=0.3). Mean scores of depression (p=0.001) and anxiety (p=0.01) in patient group (20.35±9.82 and 17.35±10.44) were significantly higher than control group (14.46±8.40 and 12.40±9.65). No significant relationship was found between total scores of acne, hirsutism, total testosterone, free testosterone and sex hormone binding globulin with depression and anxiety (p>0.05).
    Conclusion
    Significant increase in the scores of anxiety and depression in patient group compared to control group can be indicative of depressed and anxious mood in patients with polycystic ovary syndrome.
    Keywords: Androgen, Anxiety, Depression, Polycystic ovary syndrome
  • Mohammad Matin, Davoud Bashash, Kambiz Hasrak, Ahmadreza Baghestani, Mohsen Hamidpour * Pages 71-77
    Introduction
    Recurrent abortion is defined as three or more spontaneous miscarriages before first trimester of pregnancy. Protein C, S, Antithrombin III deficiency is of the min factors of this disease. The presence of antiphospholipid antibodies, such as Lupus Anticoagulant, antiphospholipid, anticardiolipineand and B2 glycoprotein can lead to recurrent abortion.  This study was performed with aim to determine the serum level of these factors in women with recurrent abortion.
    Methods
    This cross-sectional study was performed in 2017 on 80 women with recurrent abortion who had abortion at first trimester of pregnancyand had referred to gynecology clinic. Clotting method was used to determine theprevalence of deficiency of natural anticoagulant proteins.ELIZA method was used to determine the presence of antibodies ofantiphospholipidsyndrome. Data were analyzed by SPSS software (version 22) and t-test. P
    Results
    Activated Protein C-Resistance was found in 21.3% of cases, prevalence of PS deficiency and PC deficiency individually with 8.8%, component PSD and PCD in 3.7% and AT-III deficiency in 1.3% of patients. Presence of LAC in our patients was 3.8%. The prevalence of APA, LAC, ACA and B2 microglobulin were 2.5%, 3.8%, 1.3 and 2.5% respectively.
    Conclusion
    APC-R was the most common deficiency of natural coagulant inhibitors in women with recurrent abortion who referred to clinical laboratory of Bagheatalah general hospital in Tehran.
    Keywords: Natural coagulant Inhibitors, Antiphospholipid syndrome, Recurrent abortion
  • Najibeh Nasiri, Amir Avan, Seyed Mahdi Hassanian, Majid Khazaei * Pages 78-89
    Introduction
    Cancer is one of the most common causes of death in the world and breast cancer is known as the second leading cause of death in women worldwide. Breast cancer is a heterogeneous tumor; various studies have shown that angiogenesis plays an important role in progression and development of cancer. Clinical studies have been performed on the relationship between anti-angiogenic drugs along with chemotherapy in improvement of breast cancer treatment. This review article was performed with aim to evaluate the effect of anti-angiogenic drugs along with chemotherapy in breast cancer treatment.
    Methods
    In this review study, the related articles were searched in databases of Scopus, PubMed, ISI and Google scholar by the key words including “Breast cancer”, “Anti-angiogenic drug”, ” Chemotherapy” and “Angiogenesis” in Mesh between 2000-2018. No time limitation was considered in selection of the articles. Selection of the articles was based on use of anti-angiogenic drugs along with chemotherapy or as part of chemotherapy drugs in breast cancer treatment. At the end of study, data were analyzed qualitatively.
    Results
    According to the studies’ results, it was determined that use of anti-angiogenic drugs in improving breast cancer treatment could be more investigated. VEGF and VEGFR inhibitors have shown different clinical effects that could be due to differences in dosage, method of consumption or drug interactions.
    Conclusion
    Although anti-angiogenic drugs have positive role in improving breast cancer treatment, since different results in doses and method of consumption of these drugs were observed in clinical trials, performing more studies in this regard is required. In general, it seems that these drugs in combination with standard chemotherapy agents could be a good candidate for treatment and increasing survival rate in breast cancer patients.
    Keywords: Anti angiogenic drug, Breast Cancer, VEGF
  • Akram Ashrafizaveh, Hossien Sabouri Fard, Elham Azmoudeh * Pages 90-100
    Introduction
    Endometriosis is a common gynecologic problem which can lead to destruction of a woman's life. Some pharmacological techniques and surgical resection are effective in treating endometriosis pain, but are associated with high recurrence rate. This narrative review study was performed with aim to evaluate the efficacy of some complementary therapies on the control of endometriosis complications.
    Methods
    In this review, the related articles were reviewed by searching the databases such as Pubmed, Cochrane, Scopus, Web of Science, Uptodate, SID, Irandoc, Magiran, and as well as Google Scholar search engine without time limitations up to February 2019. Search was conducted using the keywords of “Endometriosis”, “Complementary Therapies”, “Acupuncture”, “Massage”, “Herbal Medicine”, “Transcutaneous Electric Nerve Stimulation” and their Persian equivalent.
    Results
    According to search strategy, 8702 articles were found in the first stage, ultimately, among them, 12 articles had inclusion criteria to enter the current review. Based on the findings of these studies, the use of acupuncture and herbal medicine have significant effect on the improvement of endometriosis parameters such as pelvic chronic pain, dyspareunia, dysmenorrhea and infertility. In addition, the results of two studies about comparison of herbal medicine and routine chemical drugs used in endometriosis treatment indicated the equality of their effects in reducing pain and improving fertility. The effect of massage therapy and use of transcutaneous electric nerve stimulation on pain management in these patients was confirmed in two separate studies.
    Conclusion
    The findings of present study indicate the positive effects of acupuncture, medicinal herbs, massage therapy and transcutaneous electric nerve stimulation in managing the complications of endometriosis. Therefore, the use of these therapeutic approaches and referral of patients to complementary medicine specialists is suggested as one of the most important priorities in the management of endometriosis complications.
    Keywords: Acupuncture, Endometriosis, Herbal Medicine, Massage, Transcutaneous Electric Nerve Stimulation